بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین ابعاد شخصیتی امام رضا علیه السلام و موضوعات مختلفی که ایشان برای شیعیانشان مورد توجه قرار داده اند بسیار گسترده و متنوع است برای بنده جالب بود که دیدم پژوهشگران متعددی در قالب مقالات علمی پژوهشی ابعاد گوناگون شخصیت دینی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی ایشان را مورد بررسی قرار داده و مقالات متعددی را در این خصوص تدوین نموده اند. یکی از موضوعاتی که دیدم مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته موضوع عقل از منظر امام رضا علیه السلام است خردمندی، با ارزش‌ترین نعمت خدا عقل یکی از اموری هست که جایگاه ویژه ای در دین اسلام دارد حضرت پیغمبر صلی‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم است: «ما قسّم اللَّه للعباد شیئاً افضل من العقل»(۱)؛ خداوند متعال میان بندگان خود هیچ چیزی را باارزشتر از خردمندی تقسیم نکرده است. خدا ارزاق را بین بندگان خود تقسیم کرد؛ هوا، آب، عمر و لذّتها را. «ما بنا من نعمته فمن اللَّه»(۲)؛ همه مال خداست. در میان این همه نعمت گوناگون و رنگارنگ، به شهادت نبیّ اسلام میان بندگان هیچ نعمتی به ارزش خردمندی تقسیم نشده است. تقویت نیروی عقل، اولین و مهمترین کار در بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله) در کارنامه‌‌ی همه‌ی پیغمبران، در زندگی همه‌ی پیغمبران - این مخصوص پیغمبر خاتم هم نیست - دعوت به عقل در درجه‌ی اول است. البته در اسلام این قویتر و روشنتر و واضح‌تر است. بعد در آخر می‌فرمایند: «ولا بعث اللَّه رسولاً ولا نبیاً حتی یستکمل العقل»؛(۳) خدای متعال هیچ پیغمبری را در طول تاریخ به میان مردم نفرستاد، مگر بدین هدف و مقصود که خرد را در میان مردم کامل کند.حتّی در روز قیامت از زبان مجرمان، قرآن میفرماید: «لو کنّا نسمع او نعقل ما کنّا فی اصحاب السّعیر»؛(۱) علت اینکه ما دچار آتش دوزخ شدیم، این است که به عقل خود، به خرد خود مراجعه نکردیم، گوش نکردیم، دل ندادیم؛ لذا امروز که روز قیامت است، به این سرنوشت ابدی تلخ مبتلا شدیم. در خطبه‌ی نهج‌البلاغه هم هست که خدای متعال پیغمبر را فرستاد «و یثیروا لهم دفائن العقول(۴)»؛ تا گنجینه‌های خرد را در میان انسانها برشورانند؛ برانگیزانند. این خرد برای چیست؟ این خرد برای پیدا کردن راه زندگی است. باید فکر کرد؛ باید با تحلیل و سنجش راه زندگی را پیدا کرد. تعریف دین از عقل چیست؟ اما نکته مهم این است که عقلی که در روایات ما این همه روی آن تاکید می شود چیست؟ قوّه‌ی عاقله چیست؟ عقل چیست؟ آیا عقل منحصر در همان دستگاه محاسبه گر مادی است؟ یا اینکه معنای دیگری غیر از آن چیزیست که امروزه در اذهان شکل گرفته. *در این باره باید گفت عقل در ادبیّات اسلامی فقط آن دستگاهی نیست که محاسبات مادّی میکند برای ما؛ نه، اَلعَقلُ‌ ما عُبِدَ بِهِ‌ الرَّحمنُ‌ وَ اکتُسِبَ بِهِ الجَنان؛(۱) عقل این است. اَلعَقلُ‌ یَهدی‌ وَ یُنجی؛(۲) عقل این است. امام على عليه‌السلام فرمودند: الْعَقْلُ يَهْدِي وَ يُنْجِي وَ الْجَهْلُ يُغْوِي وَ يُرْدِي. ترجمه: خرد ، هدايت می‌كند و نجات می‌بخشد ، و نادانی، گمراه می‌سازد و پَست می‌گرداند. ۳ ) بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج‏۷۵، ص ۷. امام على عليه‌السلام فرمودند: وَ لَا يُسْتَعَانُ عَلَى الدَّهْرِ إِلَّا بِالْعَقْل‏. ترجمه: بر مشكلات روزگار، جز به يارى خرد، نمى‏توان چيره گشت. بنابراین عقل باید بتواند انسانها را تعالی ببخشد. عقل در یک سطح، آن عاملی است که انسان را به مقام قُرب میرساند، به مقام توحید میرساند؛ در یک سطح پایین‌تر، عقل آن چیزی است که انسان را به سبْک زندگی اسلامی میرساند؛ در یک سطح دیگر هم عقل آن چیزی است که ارتباطات مادّی زندگی دنیا را تنظیم میکند؛ همه‌ی اینها کار عقل است. عقل و قوّه‌ی عاقله آن قوّه‌ای است که بتواند همه‌ی اینها را دارا باشد؛ پس احتیاج به تربیت معنوی دارد. عقل از منظر امام رضا علیه السلام در سخنان امام رضا علیه السلام نیز مطالب گوناگونی راجع به عقل وجود دارد. امام رضا علیه السلام دستیابی به بالاترین اصل اعتقادی را به وسیله عقل می دانند. امام رضا(ع).... ُ بِالْعُقُولِ يُعْتَقَدُ التَّصْدِيقُ بِاللَّهِ وَ بِالْإِقْرَارِ يَكْمُلُ الْإِيمَان‏ امام رضا(ع) در این سخنان، به مهمترین اصل اعتقادی اشاره می کند. یعنی توحید که با ابزار عقل و عقلانیت فراهم می شود. می فرماید: به وسیله خردها، اعتقاد به خداوند حاصل می گردد و تصدیق او به باور در می آید. *در روایت دیگری حضرت علی بن موسی الرضا(ع) برای عاقل، نشانه های دهگانه ای بیان می کند که می توان از آن جایگاه و ارزش عقل را نیز به دست آورد. آن حضرت(ع) می فرماید: لَا يَتِمُّ عَقْلُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ حَتَّى تَكُونَ فِيهِ عَشْرُ خِصَالٍ عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این که ده خصلت را دارا باشد: 1- الْخَيْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ از او امید خیر باشد. 2- وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ از بدی او در امان باشند. 3- يَسْتَكْثِرُ قَلِيلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ خیر اندک دیگری را بسیار شمارد. 4- وَ يَسْتَقِلُّ كَثِيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ خیر بسیار خود را اندک شمارد. 5- لَا يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوَائِجِ إِلَيْهِ هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. 6- وَ لَا يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ در عمر خود از دانش طلبی خسته نشود. 7- الْفَقْرُ فِي اللَّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنَى فقر در راه خدایش از توانگری محبوبتر باشد. 8- وَ الذُّلُّ فِي اللَّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْعِزِّ فِي عَدُوِّهِ خواری در راه خدایش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد. 9- وَ الْخُمُولُ أَشْهَى إِلَيْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ گمنامی را از پرنامی خواهانتر باشد. 10- ثُمَّ قَالَ ع الْعَاشِرَةُ وَ مَا الْعَاشِرَةُ قِيلَ لَهُ مَا هِيَ قَالَ ع لَا يَرَى أَحَداً إِلَّا قَالَ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ أَتْقَى‏ سپس فرمود: دهمی چیست دهمی؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمود: احدی را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهیزکارتر است. (تحف العقول، . 443) در روایت دیگری که از ایشان نقل شده آن حضرت(ع) در بیان عقل حقیقی می فرماید: التودد الی الناس نصف العقل؛ دوستی با مردم، نیمی از عقل است. (تحف العقول، ص. 443) با این تعریف بسیاری از معادلات بهم می ریزد اگر ما عقل را بر اساس آنچه در روایات آمده بشناسیم با این شاخص نگاه ما به رفتارهای عاقلانه با بسیاری از رفتارهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تربیتی و خانوادگی که امروزه شکل گرفته تغییر پیدا می کند. در دنیای امروز که رفتارهای عاقلانه منحصر در نگاه مادی و محاسبات مادی شده رفتار عاقلانه سیاسی معنای خاص خود را دارد و هرگونه رفتاری که جایگاه سیاسی انسان را ممکن است به خطر بیندازد رفتاری غیر عاقلانه محسوب می شود لذا رفتارهای حضرت علی علیه السلام در مبارزات سیاسی با امثال خلفا و معاویه توجیه عقلانی ندارد رفتار عاقلانه اقتصادی نیز معنای خودش را دارد در این نوع نگاه هرگونه اقدامی که باعث نقصان سرمایه گردد غیر عاقلانه محسوب می شود در این تعریف ایثار و گذشت جایگاه و معنا پیدا نمی کند. اما اگر عقل را بر اساس همان چیزی که اسلام برای ما تعریف کرده در نظر بگیریم دیگر رفتارهای سیاسی ما بر اساس آن شاخص دیگر نباید مانند رفتارهای سیاسیون فعلی باشد. همه‌‌ی ما خیلی باید مراقب باشیم؛ خیلی باید مراقب باشیم: مراقب حرف زدن، مراقب موضع‌گیری کردن، مراقب گفتن‌ها، مراقب نگفتن‌ها. یک چیزهائی را باید گفت؛ اگر نگفتیم، به آن وظیفه عمل نکرده‌ایم. یک چیزهائی را باید بر زبان نیاورد، باید نگفت؛ اگر گفتیم، برخلاف وظیفه عمل کرده‌ایم. نخبگان سر جلسه‌ی امتحانند؛ امتحان عظیمی است. در این امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط این نیست که ما یک سال عقب بیفتیم؛ سقوط است. اگر بخواهیم به این معنا دچار نشویم، راهش این است که خرد را، که انسان را به عبودیت دعوت میکند، معیار و ملاک قرار بدهیم؛ شاخص قرار بدهیم. عقل، این سیاسی‌بازی‌ها و سیاسی‌کاری‌های متعارف نیست؛ اینها خلاف عقل است. از حضرت صادق (علیه‌السلام) سؤال شد: مَا الْعَقْلُ قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ قَالَ قُلْتُ فَالَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ فَقَالَ تِلْكَ النَّكْرَاءُ تِلْكَ الشَّيْطَنَةُ وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْلِ. ترجمه: «عقل چيست؟» فرمود: عقل آن است كه به وسيله آن خداى رحمان پرستش شود و بهشت به دست آيد. راوى گويد: عرض كردم: «پس آن‏چه معاويه داشت چه بود؟» حضرت فرمود: آن نيرنگ است، آن شيطنت است! آن نمايش عقل را دارد ولى عقل نيست. ۲ ) غرر الحكم و درر الكلم، تميمى آمدى، ص۱۲۴. اشتباه میکنند آن کسانی که خیال میکنند با سیاسی‌کاری، عقلائی عمل میکنند؛ نه، عقل آن چیزی است که راه عبادت خدا را هموار میکند. شاخصش هم برای ما، بین خودمان و خدا، این است که نگاه کنیم ببینیم در بیان این حرف اخلاص داریم یا نه؟ به فکر خدائیم یا نه؟ من دارم برای خاطر خدا، رضای خدا حرف میزنم یا برای خاطر جلب توجه شما دارم حرف میزنم؟ برای خاطر خداست یا برای خاطر دل مستمع و غیر مستمع است؟ معیارش این است. به خودمان مراجعه کنیم؛ اقضی القضات نسبت به انسان، خودِ انسان است. خودمان را فریب ندهیم؛ بفهمیم چه کار میکنیم؛ بفهمیم چه میگوئیم؛ چه حرکتی میکنیم. مصادیق دیگری که با عقل مادی همخوانی ندارد بر همین اساس می بینیم بسیاری از مباحث دینی با عقل تعریف شده در دین همخوانی دارد اما با عقل دنیا زده و محاسبه گر مادی همخوانی ندارد. پرداخت خمس عقل محاسبه گر می گوید اگر یک را از 5 کم کنیم می شود چهار لذا با پرداخت خمس به سرمایه انسان ضرر وارد می شود اما عقل الهی نه تنها آن را باعث کاهش مال ندانسته بلکه آن را کلید رزق و روزی معرفی می کند. امام رضا علیه السلام در حدیثی فرمودند: «اِنَّ الْخُمْسَ عَوْنُنا عَلی دینِنا وَ عَلی عِیالاتِنا وَ عَلی مَوالینا وَ ما نَبْذُلُهُ وَ نَشْتَری مِنْ اَعْراضِنا مِمَّن نَخافُ سَطْوَتَهُ فَلاتَزووهُ عَنّا وَ لاتَحْرِموا اَنْفُسَکُم دُعاءَنا ما قَدَرْتُم عَلَیهِ، فَاِنَّ اِخْراجَهُ مِفْتاحُ رِزْقِکُم وَ تَمْحیصُ ذُنوبِکُم وَ ما تَمْهِدونَ لاِنْفُسِکُم لِیَومِ فاقَتِکُم.» [۱] در حقیقت، خمس، کمکی به ما برای اهداف دینی ما و خانواده‌ها و دوستان ما و وسیله حفظ آبروی ما در برابر آنانی است که از قدرتشان بیم داریم. پس خمس را از ما دریغ ندارید و حتی‌المقدور خویشتن را از دعای ما محروم نسازید؛ چرا که خارج کردن خمس از [سرمایه]، کلید روزی شما و مایه پاک شدن گناهانتان و اندوخته شما برای روز نیازتان در آخرت خواهد بود. مثلا پرداخت زکات در پرداخت زکات نیز دقیقا همین اتفاق می افتد اما اميرالمؤمنين علي عليه السلام با اشاره به آثار زكات مي فرمايد سُوسُوا إِيمَانَكُمْ بِالصَّدَقَةِ وَ حَصِّنُوا أَمْوالَكُمْ بِالزَّكَاةِ، وَادْفَعُوا أَمْوَاجَ الْبَلاءِ بِالدُّعَاءِ5 ايمانتان را با صدقه دادن، و اموالتان را با زكات دادن نگهداريد و امواج بلا را با دعا دور سازيد ايشان در روايت ديگري مي فرمايد فَرَضَ اللَّهُ الزَّكاةَ تَسْبِيبَا لِلّرِزْقِ6 خداوند، زكات را براي رسيدن روزي واجب كرد مثال سوم: برکت برای عقل مادی و محاسبه گر برکت معنا ندارد اما در دستگاه عقل دینی معنا پیدا می کند. یکی از اساتید حوزه و دانشگاه که هم طلبه بودند و هم دکترای مدیریت داشتند و آمار هم تدریس می کردند می گفتند در یکی از مسافرت ها در کنار راننده نشسته بودم و راننده از وضعیت بد معیشت ناله می کرد که با وجود تمام زحمات و شب و روز دویدن ها همچنان در مخارج زندگی لنگ می زند به گونه ای که در خرید گوشت خانه هم مشکل پیدا می کند. در حین سفر شروع به محاسبه برای او کردم بر اساس تعداد سفرهایی که در ماه انجام می دهد و مقداری که بطور متوسط درآمد کسب می کند و مقداری که برای خرج ماشین کنار می گذارد و همچنین مقدار پولی که برای خرید نان و میوه و ... باید صرف شود و در نهایت به او ثابت کردم که با این پول که به دست می آورد می توان حتی در ماه یک گوسفند نیز برای خوراک خانواده تهیه نماید. این استاد تعریف می کرد وقتی محاسبه به اینجا ختم شد این راننده با همان سرعتی که در جاده می رفت پا روی ترمز ماشین گذاشت و ماشین را کنار جاده کشانده و دودستی بر سر خود زد که پس مال من کجا می رود و چه می شود؟ این درحالی بود که من از زندگی طلابی خبر داشتم که با درآمدی بسیار کمتر از این راننده نه تنها ما یحتاج زندگی خود بلکه به راحتی از گوشت مورد نیاز خود نیز بهره می بردند. برکت در زندگی موضوعی است که در فرهنگ اسلامی به عنوان یک اصل شناخته شده و عوامل زیادی در آن دخالت داشته و رابطه مستقیمی با چگونگی استفاده صحیح و مناسب از نعمات الهی دارد. *اینکه برکت چیست و چگونه می‌شود چیزی اعم از مادی و معنوی دارای برکت شود؟ و اگر چیزی دارای برکت شود چه اتفاقی می‌افتد؟ در آیات و روایات متعددی مطرح گردیده در دستگاه محاسباتی خداوند متعال بی ایمانی و بی تقوایی برکت را از بین می برد اما ایمان و تقوا را مایه برکت معرفی می نماید: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ؛ و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعا برکاتی از آسمان و زمین بر ایشان می گشودیم. علامه طبرسی در تفسیر این آیه می نویسد: خداوند می فرماید: از شرک و گناهان بپرهیزید تا ما درهای برکات و خیرات تکامل بخش را، از آسمان به وسیله آمدن باران و از زمین به خاطر روییدن گیاهان و به وجود آمدن میوه ها نازل گردانیم. این موضوع در بیانات امام رضا(علیه السلام) هم از جهات گوناگونی مطرح شده و آن حضرت در بیانات مختلفی این اصل مهم زندگی اجتماعی بشر را یادآور شده اند. امام رضا (علیه السلام) درباره عامل مهم برکت یعنی اطاعت خداوند می فرماید: خداوند متعال به یکی از پیامبران وحی فرستاد که: « هرگاه من اطاعت شوم، راضی می گردم و آن گاه که رضایت داشتم، برکت می دهم و برکت من هم بی پایان است». (۱) از امام رضا علیه‏السلام روایت شده که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) فرمود: برای خانه های خود، سهمی از تلاوت قرآن قرار دهید،چون هر کس در خانه خود قرآن تلاوت کند، کارهای اهل آن خانه آسان گردد. و خیر و برکت در آن خانه زیاد شود، و هر خانه‏ای که در آن قرآن تلاوت نکنند، کارها بر اهل آن تنگ شود، و خیر و برکت و در آن خانه کم گردد، و ساکنان آن، بی‏برکت و در نقصان باشند می توان گفت که یکی از مهمترین عوامل برکت در رزق و روزی، داشتن ایمان و تقوا (عمل به واجبات و ترک محرمات) بوده و انحراف از راه خدا خود سبب زوال نعمتها و نابودی برکت از زندگی می شود. امام رضا(علیه السلام) همچنین در بیانی دیگر می‌فرمایند: «لاتستقلوا قلیل الرزق فتحرموا کثیره». رزق و روزی کم را ناچیز مشمارید، زیرا این کار شما را از نعمت‌های فراوان محروم می سازد. یکی از عوامل برکت در زندگی از نگاه امام رضا (علیه السلام) تلاوت قرآن است. عن الرضا علیه‏السلام یرفعه النبی صلی الله علیه و آله قال: اجعلوا لبیوتکم نصیبا من القرآن فان البیت اذا قرء فیه القرآن تیسر علی اهله و کثر خیره و کان سکانه فی زیادة و اذا لم یقرأ فیه القرآن ضیق علی اهله و قل خیره و کان سکانه فی نقصان؛ از امام رضا علیه‏السلام روایت شده که حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) فرمود: برای خانه های خود، سهمی از تلاوت قرآن قرار دهید،چون هر کس در خانه خود قرآن تلاوت کند، کارهای اهل آن خانه آسان گردد. و خیر و برکت در آن خانه زیاد شود، و هر خانه‏ای که در آن قرآن تلاوت نکنند، کارها بر اهل آن تنگ شود، و خیر و برکت و در آن خانه کم گردد، و ساکنان آن، بی‏برکت و در نقصان باشند. (۳) و عامل دیگر ایجاد برکت در زندگی یاد و نام خدا در کارها است. در این زمینه امام رضا(علیه السلام) به نقل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می فرماید: قالَ اللّه‏ عَزَّوَجَلَّ: اِذا قالَ العَبدُ: «بِسمِ اللّه‏ الرَّحمنِ الرَّحیمِ» قالَ اللّه‏ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : بَدَاَ عَبدى بِاسمى، وَ حَقٌّ علىَّ اَن اُتـَمِّمَ لَهُ اُمورَهُ و اُبارِکَ لَهُ فى اَحوالِهِ؛ خداوند فرمود: هرگاه بنده بگوید: بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم، خداى متعال می گوید: بنده من با نام من آغاز کرد. بر من است که کارهایش را به انجام رسانم و او را در همه حال، برکت دهم.(۴) پی نوشت ها: ۱. میزان الحکمة، ج۱، ح۱۷۰۰ ۲. عیون اخبار الرضا ج ۲ ص ۲۹ ح ۲۵ ۳. وسائل الشیعه، ج۶، ص۲۰۰ ۴. عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۶۹، ح ۵۹ -------------- امام رضا (ع): فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَالْمُقَسِّماتِ‏ أَمْراً قَالَ الْمَلَائِكَةُ تُقَسِّمُ أَرْزَاقَ بَنِي آدَمَ مَا بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَمَنْ يَنَامُ فِيمَا بَيْنَهُمَا يَنَامُ عَنْ رِزْقِهِ.» ؛«امام رضا (ع) درباره‌ي اين آيه ي قرآن:« فالمقسمات أمراً» قسم به فرشتگاني که امور را تقسيم مي کنند، مي‌فرمايد: «فرشتگان روزي آدميان را بين طلوع فجر و طلوع آفتاب تقسيم مي‌کنند، هرکس در اين وقت بخوابد از روزي خويش غفلت ورزيده است.» ----------- حضرت رضا(ع) از پدرانش از علی(ع) روایت کرده که حضرت رسول(ص) فرموده اند هنگامی که در شب معراج به آسمان ها رسیدم مشاهده کردم چند خویشاوندی به عرش پروردگار آویزان شده و از خویشاوندان خود شکایت می کنند. از آنها پرسیدم بین شما و آنها چند پدر فاصله است؟ گفتند: ما در پدر چهلم به هم می رسیم. بزنطی نیز گفته حضرت رضا(ع) فرمود امام جعفر صادق(ع) فرمودند صلۀ ارحام مرگ را به تأخیر می اندازد و موجب زیاد شدن مال و محبت خویشاوندان است (عطاردی، 1406، ج1: 267 -265). *همانگونه که ملاحظه کردید ارتباط اینگونه مباحث با عقل مادی قابل تحلیل نیست. عقل ناقص مادی خواب را مایه استراحت می داند که توان انسان را برای فعالیت روزانه و کسب درآمد بیشتر می کند اما در دین توصیه به بیداری بین الطلوعین می شود . عقل مادی می گوید هر مقدار وقت برای کسب و کار بگذاری درآمد بیشتری کسب می کنی اما دین می گوید برای صله ارحام از وقت کاسبی و زندگی خود صرف نظر کن تا روزی بیشتری پیدا کنی. در روایتی امام رضا(ع) بر اساس همان عقل دینی به علت برکت پیدا کردن مال اشاره نموده و فرموده اند: «هر کس به مال اندک حلال راضی باشد، هزینه های زندگی وی کاهش می یابد، خانواده اش نعمت یابند، خداوند او را به درد و درمانِ دنیا بینا کند و او را سالم از دنیا به بهشت ببرد» (عطاردی، 1406، ج1: 272) بنابراین با توجه به آنچه که از آیات و روایات به خصوص روایات امام رضا علیه السلام به دست می آید این است که ما به عنوان یک مسلمان و به عنوان یک شیعه امام رضا علیه السلام باید در تمامی رفتارهای خود بر اساس عقل تعریف شده در روایات که «عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان» اقدام به محاسبه مسائل نماییم اگر خواستیم تصمیم سیاسی بگیریم باید حساب کنیم این تصمیم سیاسی ما را به فرمانبرداری از دستور الهی می رساند و باعث رسیدن ما به بهشت می شود یا نه؟ اگر خواستیم برای فرزندآوری تصمیم بگیریم هنگامیکه در دوراهی انتخاب هزینه های سنگین زندگی که ما را از فرزندآوری منصرف می کند و وعده های روزی رسانی خداوند متعال که می فرماید وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ باید بر اساس محاسبات عقل دینی تمامی محاسبات عقل ناقص را کنار گذاشته و رضایت الهی را دنبال نماییم. در رفتار اجتماعی وقتی می خواهیم عمل نماییم مثلا در انتخاب پوشش که با عقل مادی باعث جذابیت ظاهری بیشتری در کوچه خیابان و جلب رضایت مردان هرزه می شویم و یا انتخاب حجاب که باعث محبوبیت زن در خانواده و قوام خانواده و اجتماع بر اساس عقل دینی همان راه کسب رضای الهی را انتخاب نماییم. همچنین در سایر عرصه های زندگی اعم از اقتصادی و کسب روزی و فرهنگی و ... --- روضه --- يَا أَبَا الْحَسَنِ يَا عَلِيَّ بْنَ مُوسَي أَيُّهَا الرِّضَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ يَا حُجَّهَ اللَّهِ عَلَي خَلْقِهِ يَا سَيِّدَنَا وَ مَوْلاَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِكَ إلَي اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنَا يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ یکی از امامانی خودش پیش از شهادتش روضه خودش را خوانده است امام رضا علیه السلام است راوی مي گويد: «در مدينه بودم که حضرت رضا (ع) وارد مسجد پیامبر شد و مکرر وداع مي کرد و برمي گشت و صدايش به گريه و نوحه بلند بود خدمتش رسيدم و سلام کردم، فرمود: «فاني اخرج من جوار جدي (ص) فاموت في غربة و ادفن في جنب هارون» دِعبل بن على خُزاعى، در مرو، خدمت امام رضا عليه السلام رسيد و گفت: اى پسر پيامبر خدا! من در باره شما قصيده‌اى گفته‌ام و با خود، عهد كرده‌ام كه آن را پيش از شما براى هيچ كس نخوانم. [امام عليه السلام ] فرمود: «بخوان». دعبل، شروع به خواندن كرد: دعبل شعر می خواند و امام رضا علیه السلام گریه می کرد وقتی اشعار دعبل به پایان رسید امام رضا عليه السلام به اوفرمود: «آيا من به اين جا دو بيت ملحق نكنم تا قصيده‌ات تكميل شود؟». او گفت: بفرماييد، اى پسر پيامبر خدا! امام عليه السلام فرمود: وَ قَبْرٌ بِطُوسٍ يَا لَهَا مِنْ مُصِيبَةٍ «قبرى در طوس است و مصيبتش‌ تَوَقَّدَ فِي الْأَحْشَاءِ بِالْحُرُقَاتِ درون انسان را شعله‌ور مى‌كند ، إِلَى الْحَشْرِ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ قَائِماً تا روز محشر، تا آن كه خدا، قائم را برانگيزد يُفَرِّجُ عَنَّا الْهَمَّ وَ الْكُرُبَاتِ‌ و غم‌ها و اندوه‌ها را از ما بردارد!».[ «دعـبـل» عـرض کرد در طوس قبري را نمي شناسم امام (ع) فرمود: «آنجا قبر من است و مدتي نـمـي گذرد که آنجا محل رفت و آمد شيعيان ما مي شود: «الا فمن زارني في غربتي بطوس کان معي في درجتي يوم القيامة مغفورا» [1] . اي غريبي که ز جد و پدر خويش جدائي! خفته در خاک خراسان، تو غريب الغربائي اين رواق تو و صحن و حرمت همچو بهشت است روضه ات جنت فردوس مسما به رضائي آه از آن دم که ز سوز جگر و حال پريشان ناله ات گشت بلند آه تقي جان به کجائي اي شه يثرب و بطحا تو غريبي به خراسان سرور جمله غريبان و معين الضعفائي اغنيا مکه روند و فقرا سوي تو آيند جان به قربان تو شاها که تو حج فقرائي