گلوگاه های تربیت فرزندان صالح (جلسه پنجم: آموزش دینی فرزندان)
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین
گلوگاه های تربیت فرزندان صالح با توجه به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها – آموزش دینی فرزندان
السَّلَامُ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ السَّلَامُ عَلَى النَّبْعَةِ النَّبَوِيَّةِ النَّاضِرَةِ السَّلَامُ عَلَى الزَّكِيَّةِ الْعَارِفَةِ السَّلَامُ عَلَى الْمَظْلُومَةِ الصَّابِرَةِ السَّلَامُ عَلَى خَصِيمَةِ الْفَجَرَةِ السَّلَامُ عَلَى أُمِّ الْأَئِمَّةِ الْبَرَرَةِ السَّلَامُ عَلَى الْبَضْعَةِ النَّبَوِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى الدُّرَّةِ الْأَحْمَدِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى فَاطِمَةَ الْبَتُولِ السَّلَامُ عَلَى الزَّهْرَاءِ ابْنَةِ الرَّسُول (صل الله علیه و آله)
در جلسات قبل به عنوان مقدمه عرض کردیم که آرزوی هر پدر و مادر متدینی این است که فرزندی صالح داشته باشد تا بتواند برای او باقیات الصالحات باشد.
اما در جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم و شرایطی که هم اکنون تجربه می کنیم با پدیده های عجیبی مواجه می شویم که ما را با سوالات گوناگونی مواجه می کند.
یکی از پدیده های عجیب دوران ما وجود خانواده های مذهبی و پایبند به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام است که فرزندان آنها ساز مخالف را کوک کرده و از فرامین الهی سرپیچی می نمایند.
بارهای دیده ایم که والدین کاملا مذهبی از اینکه فرزندانشان مقید به نماز نیستند شکایت می کنند و یا خانواده هایی که مادران آنها چادری کاملا پوشیده هستند اما فرزندانشان نسبت به حجاب بی موالاتی می کنند.
برخی والدین از اینکه فرزندانشان گرفتار تفکرات انحرافی شده اند ناله می کنند یکی تفکرات فیمینیستی دارد، دیگری دم از باستان گرایی می زند نسبت به اهل بیت علیهم السلام شبهه افکنی می کند و ....
با دیدن چنین پدیده هایی این سوال مطرح می شود که ما باید چه کارهایی انجام دهیم تا نسل پیش روی ما گرفتار چنین مشکلاتی نشود و بتوانیم نسلی از خود برجا بگذاریم که مایه افتخار ما و بعد از مرگ ما برایمان باقیات الصالحات باشد؟
عرض کردیم تصمیم داریم طی چند روزی که خدمت شما هستیم با توجه به ایام فاطمیه که منسوب به خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها هست با نگاهی به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها به این سوال پاسخ دهم.
وقتی زندگی خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها را بررسی می کنیم متوجه می شویم در سیره تربیتی ایشان نکات ظریفی وجود دارد که در زندگی امروز ما کمرنگ و یا بطور کامل نادیده گرفته شده است
در جلسات گذشته به چند گلوگاه تربیتی که در زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها وجود داشت و امروزه در برخی از خانواده ها کمرنگ شده و یا کلا نادیده گرفته می شود اشاره کردم. گلوگاه هایی که بی توجهی به آنها نتیجه اش می شود فرزندانی با رفتارها و اعتقادات انحرافی که مایه خجالت و شرمساری انسان در دنیا و آخرت می شود.
در چهار جلسه گذشته بر اساس آیات و روایات و همچنین زندگی خانوادگی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به سه گلوگاه مهم تربیتی که موضوع ازدواج و نفوذ شیطان و همچنین نظارت و کنترل فرزندان بود پرداختیم.
در این جلسه به یاری خداوند متعال با توجه به زندگی حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها یکی دیگر از گلوگاه های مهم تربیتی که متاسفانه مورد غفلت بسیاری از والدین هست را معرفی می کنم.
این را باید بدانیم اگر چه عبادت وظيفه بالغان و مکلفان است ولي کودکان نيز نبايد از اين فيض محروم بمانند بلکه بايد در سنين خردسال با عبادت و راز و نياز و شبزندهداري آشنا شده براي اين امور آماده شوند.
پدران و مادراني که تنها به خورد و خواب و کفش و لباس کودکانشان ميانديشند و به تغذيه روحي و اشباع بعد معنوي آنان توجه نميکنند هرگز فرزنداني کامل و صالح تحويل جامعه نخواهند داد و روح سوخته و تشنهکام فرزندانشان از اين نگرش يکسويه آنان به خداي شکايتخواهد برد.
پدر و مادر در ضمن اينکه خود اهل عبادت و نيايش و شبزندهداري هستند بايد کودکان خويش را با بهترين شيوهها و مناسبترين روشها به اين سوي هدايت کنند. از اين رو در روايات اسلامي دستور داده شد که به هنگام راز و نياز شبانه و عبادت کودکان را بيدار کنيد تا آنان از نگاه به عبادت و تضرع و زاري پدر و مادر درسهاي فردا را فرا گيرند.
وقتی به زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه می کنیم متوجه می شویم خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها نسبت به آموزش دینی فرزندانشان اهتمام ویژه داشتند.
امام حسن مجتبي (ع) ميگويد: شب جمعهاي مادرم را ديدم که در محراب عبادت ايستاده بود و هماره در رکوع و سجود بود تا سپيده دميد، در تمام اين مدت ميشنيدم که براي مؤمنين و مؤمنات دعا ميکرد و آنان را نام ميبرد و هيچگاه براي خودش دعا نکرد. به او گفتم: مادر جان چرا براي خودت دعا نکردي و همهاش براي ديگران دعا نمودي؟! فرمود: ْ يَا بُنَيَّ الْجَارَ ثُمَّ الدَّار»«فرزندم اول همسايه سپس خانواده.[1]
یکی از بزارهایی که حضرت زهرا عليهاالسلام برای آموزش استفاده می کردند در قالب زيباي اشعار اديبانه به فرزندانش بود:
أَشْبِهْ أَبَاكَ يَا حَسَنُ وَ اخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنَ
(1. حسن جان! مانند پدرت علي عليهالسلام باش و ريسمان را از گردن حق بردار
وَ اعْبُدْ إِلَهاً ذَا مِنَنٍ وَ لَا تُوَالِ ذَا الْإِحَنِ
2. خداي احسان کننده را پرستش کن و با افراد دشمن و کينه توز دوستي مکن.).[2]
جالب اینکه همین روش در میان شیعیان مرسوم بوده و در گذشته بخش مهمی از آموزش های دینی سینه به سینه از طریق والدین به فرزندان با شعر آموزش داده می شد.
در همان ابتدا که کودکان قدرت فهم و درک پیدا می کردند قبل از اینکه به تکلیف برسند در قالب شعر سه بحث اصلی که هویت شیعی را تشکیل می داد به بچه آموزش داده می شد.
اول اصول دین بود . بیشتر قدیمی ها این شعر معروف را به خاطر دارند
**اصول دین پنج بود**
**دانستنش گنج بود**
**اول توحید دوم عدل **
**سوم نبوت چهارم امامت**
**پنجم معاد روز قیامت**
دوم آموزش فروع دین و واجباتی بود که بر اساس مکتب تشیع بر مسلمانان واجب هست
آهااى بچه مسلمان
فروع دين را بدان
ده تا فروع دين است
احكام دين همين است
نماز و خمس و زكات
روزه و حج و جهاد
امر به معروفات است
نهى از منكرات است
تولى با مومنان
تبرى با مشركان
اينها از واجبات است
وسيله ى نجات است
گر بنده خدايى
بايد عمل نمايى
سومین شعری که با آن متدینین هویت شیعی کودکان خود را شکل می دادند اشعار مربوط به معرفی ائمه شیعه اثنی عشری بود
بشنو تو از امامت ، تنها راه سعادت
آمده بعد از نبی ، امام اول علی
دوم حسن فرزند او ، صاحب اخلاق نکو
سوم حسین شهید دین
چهارم زین العابدین ، صحیفه اش زینت دین
ای یار خوب و نیکو ، امام پنجم بگو
از طاهران ، طاهرست ، محمد باقر است
ششم جعفر صادق ، هفتم موسای کاظم
رضا امام هشتمین ، حجت برای مسلمین
نهم محمد تقی ، دهم علی النقی
یازدهم عسکری ، ز عیب و نقصان ، بری
مهدی امام آخر ، بر همه خوبان سرور
ظاهر شود زمانی ، روشن کند جهانی
اما غفلت خانواده های امروزی ما از آموزش دینی فرزندان، باعث شده تا امروزه چیزهای عجیبی به گوشمان بخورد. چند وقت پیش یکی از اساتید دانشگاه تعریف می کرد که قرار شد برای هیئت علمی یکی از مجموعه ها مصاحبه کنیم. وقتی برخی سوالات دینی را می پرسیدیم متوجه می شدیم که کسیکه عمری را در نظام آموزشی جمهوری اسلامی از دوران ابتدایی تا مدارج بالای دانشگاهی را طی کرده کمترین اطلاعی از مسائل دینی ندارد.
ایشان تعریف می کرد یک بار از بنده خدایی سوال کردیم امام سوم کیست؟ و کسیکه برای مصاحبه آمده بود گفت حضرت اباالفضل علیه السلام.
کار به جایی رسید که به ما گفتن فقط ببینید کسیکه برای مصاحبه آمده منکر خدا نباشد دیگه به بقیه مسائل کاری نداشته باشید.
اگر تصور می کنید در آموزش و پرورش و کتاب های آن هویت شیعی فرزندانتان شکل می گیرد باید بدانید این خیالی خام و باطل هست.
بنده به عنوان کسیکه چند سال کتب دینی مدارس را مطالعه و نقد می کردم با جرأت به شما می گویم که محتوای کتب درسی ما در حدی نیست که بتواند هویت دینی و شیعی فرزندانتان را شکل دهد. نهایت کاری که در کتب درسی دینی به فرزندان ما یاد می دهند این هست که بالاخره خدایی هست و یکسری ویژگی ها را دارد و ائمه اطهار علیهم السلام هم در حد یک شخصیت مهربان و دلسوز که آدم خوبی بوده در کنار سایر شخصیت های خوب به فرزندانمان معرفی می کنند و نه آنگونه که امام را در زیارت جامعه کبیره به ما شناسانده اند:
ِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْكَانَ الْبِلَادِ وَ أَبْوَابَ الْإِيمَانِ وَ أُمَنَاءَ الرَّحْمَنِ وَ سُلَالَةَ النَّبِيِّينَ وَ صَفْوَةَ الْمُرْسَلِينَ وَ عِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعَالَمِين
سَاسَةَ الْعِبَاد (رهبر و مدیران مردم): اشاره به رهبری و مدیریت دینی و اجتماعی مردم توسط اهل بیت دارد.
أَرْكَانَ الْبِلَاد (پایه های استوار جامعه): آنان پایههای استواری جامعه و عامل برپایی نظم و امنیت هستند.
أَبْوَابَ الْإِيمَان (راه های ایمان): تنها راه دستیابی به ایمان حقیقی، پیروی و تمسک به آنان است.
أُمَنَاءَ الرَّحْمَن (امینان خداوند): آنان مورد اعتماد کامل خداوند برای ابلاغ و حفاظت از دین هستند.
*این موضوع را بنده، هم خودم امتحان کردم و هم از افراد متعددی شنیدم که این کار را کردند که نوجوانان ما اسم بازیکنان تیم های فوتبال کشورهای غربی را می شناسند. حتی برخی نام همسران این بازیکنان را می شناسند اما بسیاری از نام دوازده امام خود را که دنیا و آخرت شان به آن گره خورده را نمی شناسند .
این ها همه نشانه کوتاهی هایی هست که والدین نسبت به تربیت دینی فرزندانشان انجام داده اند.
*اما این تنها عامل رها کردن آموزش دینی فرزندان توسط خانواده ها نبود. در کنار کاستی هایی که در نظام آموزشی و نظام فرهنگی ما وجود داشت دشمنان دین و باورهای شیعه هم دست رو دست نگذاشتند و با سرمایه گذاری و تبلیغات وسیع مردم را از توجه به آموزش دینی فرزندان رویگردان کردن. القاء برخی دیدگاه های غلط باعث شده که برخی والدین نسبت به آموزش دینی فرزندانشان کاملا بی تفاوت شوند.
مثلا وقتی به والدین تذکر می دهیم که باید نسبت به تربیت دینی فرزندشان وظیفه دارند در پاسخ می گویند باید بگذاریم فرزندان دینشان را خودشان انتخاب کنند.
در پاسخ این تفکر غلط باید بگوییم اولا بنا به کلام امیرالمومنین علی علیه السلام فرزندان نیز به گردن والدین حقی دارند و حداقل حقی که به گردن والدین دارند این است که نام نیکو برای او انتخاب کند و او را خوب ادب کند و به او معارف دینی که یکی از بارزترین آن قرآن است بیاموزد.
وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: إِنَّ لِلْوَلَدِ عَلَى اَلْوَالِدِ حَقّاً وَ إِنَّ لِلْوَالِدِ عَلَى اَلْوَلَدِ حَقّاً. فَحَقُّ اَلْوَالِدِ عَلَى اَلْوَلَدِ أَنْ يُطِيعَهُ فِي كُلِّ شَيْءٍ إِلاَّ فِي مَعْصِيَةِ اَللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ حَقُّ اَلْوَلَدِ عَلَى اَلْوَالِدِ أَنْ يُحَسِّنَ اِسْمَهُ وَ يُحَسِّنَ أَدَبَهُ وَ يُعَلِّمَهُ اَلْقُرْآنَ .»« به راستی که برای فرزند بر پدر حقی است و برای پدر بر فرزند حقی.
اما حق پدر بر فرزند این است که در هر چیزی از او فرمان ببرد، مگر در نافرمانی از خداوند سبحان.
و حق فرزند بر پدر این است که نام نیکو برایش انتخاب کند، او را نیکو ادب کند و به او قرآن بیاموزد.»
ثانیا: بر فرض هم که این حرف درست باشد اما این حرف برای زمانی هست که فرزندان در یک محیط سالم بتوانند دین خود را انتخاب کنند اما در موقعیتی که ما داریم و هجمه های گسترده ضد دینی وجود دارد القاء این شعار در واقع با هدف خلع سلاح کردن فرزندان انجام می شود .
با القاء این سخنان کاری می کنند که والدین از آموزش های دینی فرزندانشان دست بردارند و در مقابل خودشان با امپراطوری رسانه ای که دارند هر عقیده باطلی را به خورد فرزندان ما بدهند.
یکی دیگر از القائات را حتما شما هم شنیدید تا وقتی نسبت به برخی تکالیف شرعی به کودکان تذکر داده می شود گفته می شود که «هنوز بچه هست و تکلیف نرسیده »
این حرف که در دهان والدین افتاده از کجا آمده و چه معنایی دارد؟ یعنی می خواهید صبر کنید بچه که قرار شد به تکلیف برسد در شب قبل آن یک قرص احکام و معارف دین به فرزندتان می دهید و صبح که از خواب پا شد همه معارف دین را بلد باشد؟ آیا چنین چیزی امکان دارد یا اینکه والدین وظیفه دارند معارف دینی را قبل از رسیدن تکلیف به تدریج به فرزندانشان آموزش دهند.
اگر شما فرزند خود را از بچگی به حجاب شرعی تمرین ندهید می خواهید فردای روز تکلیف با حجاب شرعی در کوچه و خیابان حاضر شود در حالیکه یک عمر به بی حجابی عادت کرده . این مثل کسی هست که یه عمر به مواد مخدر معتاد بوده و از او بخواهیم یک شبه ترک کند.
این در حالیست که بر اساس آنچه که اهل بیت علیهم السلام به ما یاد داده اند آموزش عقاید و معارف دینی از سه سالگی آغاز می شود
إِذَا بَلَغَ الْغُلَامُ ثَلَاثَ سِنِينَ يُقَالُ لَهُ قُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ ثَلَاثُ سِنِينَ وَ سَبْعَةُ أَشْهُرٍ وَ عِشْرُونَ يَوْماً فَيُقَالَ لَهُ قُلْ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ أَرْبَعُ سِنِينَ ثُمَّ يُقَالَ لَهُ قُلْ سَبْعَ مَرَّاتٍ- صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ- ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ خَمْسُ سِنِينَ ثُمَّ يُقَالَ لَهُ أَيُّهُمَا يَمِينُكَ وَ أَيُّهُمَا شِمَالُكَ فَإِذَا عَرَفَ ذَلِكَ حُوِّلَ وَجْهُهُ إِلَى الْقِبْلَةِ وَ يُقَالُ لَهُ اسْجُدْ ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ سَبْعُ سِنِينَ فَإِذَا تَمَّ لَهُ سَبْعُ سِنِينَ قِيلَ لَهُ اغْسِلْ وَجْهَكَ وَ كَفَّيْكَ فَإِذَا غَسَلَهُمَا قِيلَ لَهُ صَلِّ ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ فَإِذَا تَمَّتْ لَهُ عُلِّمَ الْوُضُوءَ وَ ضُرِبَ عَلَيْهِ وَ أُمِرَ بِالصَّلَاةِ وَ ضُرِبَ عَلَيْهَا فَإِذَا تَعَلَّمَ الْوُضُوءَ وَ الصَّلَاةَ غَفَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ وَ لِوَالِدَيْهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.» .[3]
عبد اللَّه بن فضاله از امام صادق و امام باقر عليهما السّلام روايت كرده و گويد: از آن حضرت شنيدم كه ميفرمود: وقتى پسر بچّه به سنّ سه سالگى رسيد به او مىگويند: بگو: «لا إله إلّا اللَّه»- تا هفت مرتبه- بعد او را به حال خود مىگذارند تا سه سال و هفت ماه و بيست روز از سنّ او بگذرد، آنگاه به او مىگويند: بگو «محمّد رسول اللَّه» تا هفت بار، و بعد ديگر كارى به او ندارد تا چهار سالش تمام شود آنگاه به او مىگويند: هفت بار بگو: «صلّى اللَّه على محمّد و آله» و بعد او را به حال خود مىگذارند تا پنج سالش تمام شود، آنگاه از او مىپرسند: دست راست و دست چپ كدام است؟ وقتى آنها را شناخت روى او را متوجّه قبله مىسازند و به او مىگويند سجده كن، و رهايش مىكنند تا هفت سالش تمام شود، وقتى هفت ساله شد، به او مىگويند: صورت و دستهايت را بشوى، و وقتى دست و روى خود را شست به او
مىگويند: نماز بخوان، و بعد او را رها مىكنند تا نه سالش تمام شود و چون به سن كامل نه سالگى رسيد آداب و ترتيب وضوى كامل و صحيح را به او مىآموزند و از او مىخواهند، و در صورت سر پيچى او را ميزنند، و نيز او را دستور مىدهند كه نماز بخواند در صورتى كه سر پيچى كرد به او سخت می گیرند، و چون وضو و نماز را آموخت خداوند عزّ و جلّ او و پدر و مادرش را مورد بخشش و عفو از گناهان قرار ميدهد إن شاء اللَّه.
این نکته را هم یادآور شوم آن روایاتی که می فرماید بچه ها تا هفت سالگی پادشاه هستند بیشتر جنبه های تربیت اجتماعی را شامل می شود که تا هفت سالگی انتظار بی جایی نسبت به آداب و اخلاقی اجتماعی از فرزندان نداشته باشیم و این مساله موضوع جدایی از آموزش معارف دینی هست.
از دیگر جملاتی که در جامعه شایع شده و بسیاری از والدین به دلیل القاء همین جمله غلط دست از تربیت دینی فرزندانشان برداشته اند این هست که می گویند «بگذار جوانی اش را بکند»
چقدر جوانان ما به خاطر این جمله والدین که «بگذار جوانی اش را بکند» بدبخت شدند.
اگر قرار بود که جوان جوانی اش را بکند و معنای این حرف این بود که اجازه بدهیم جوان و نوجوان ما در این دوران مهم غرق در فساد گناه شود پس چرا خداوند متعال نه سالگی دختران را مکلف کرده و پسران را در پانزده سالگی مکلف کرده .
آیه ای در قرآن کریم داریم که برای جوانان و والدین هشدار دهنده هست:
خداوند متعال در قرآن کریم سوره فاطر می فرماید:
وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فيها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذي كُنَّا نَعْمَلُ أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جاءَكُمُ النَّذيرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمينَ مِنْ نَصيرٍ (37) آنها در دوزخ فرياد مىزنند: «پروردگارا! ما را خارج كن تا عمل صالحى انجام دهيم غير از آنچه انجام مىداديم!» (در پاسخ به آنان گفته مىشود:) آيا شما را به اندازهاى كه هر كس اهل تذكّر است در آن متذكّر مىشود عمر نداديم، و انذاركننده (الهى) به سراغ شما نيامد؟! اكنون بچشيد كه براى ظالمان هيچ ياورى نيست! (37)
از امام صادق علیه السلام سوال کردند مراد از کلام خداوند متعال در این آیه چه کسانی هستند؟
ایشان فرمودند: تَوْبِيخٌ لاِبْنِ ثَمَانِيَ عَشْرَةَ سَنَةً . این آیه توبیخ افراد هجده ساله هست.
یه آقایی که فرزندش جوان مرگ شده بود خودش برای من تعریف کرد که بچه ما مواد می کشید ما هم گفتیم کاری نداشته باشیم جوان هست بگذار جوانی اش را بکند تا یکدفعه به خودمان آمدیم دیدیم آنقدر مصرفش بالا رفته که باعث مرگش شد.
اگر شما واقعا دوست دارید جوان جوانی اش را بکند طبق آنچه خداوند متعال دستور داده آنها را زود به ازدواج در بیاورید. اگر این کار را بکنید جوان در اوج جوانی هم از جوانی اش لذت می برد و هم از بسیاری از گناهان مصون می ماند.
امام صادق (علیه السلام) از پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
: مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ فَلْيَتَّقِ اَللَّهَ فِي اَلنِّصْفِ اَلْآخَرِ أَوِ اَلْبَاقِي.[4]هر کس ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده پس در حفظ نصف دیگر دینش تقوای الهی را رعایت کند.
یا در روایت دیگری از پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می خوانیم
مَا مِنْ شَابٍّ تَزَوَّجَ فِي حَدَاثَةِ سِنِّهِ إِلاَّ عَجَّ شَيْطَانُهُ يَا وَيْلَهُ عَصَمَ مِنِّي ثُلُثَيْ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اَللَّهَ اَلْعَبْدُ فِي اَلثُّلُثِ اَلْبَاقِي .[5]
«هیچ جوانی نیست که در اوان جوانی ازدواج کند، مگر این که شیطان (وسوسهگر) او فریاد برمیآورد: "ای وای بر من! دو سوم دینش را از (دست) من حفظ کرد." پس آن بنده باید در [حفظ] یک سوم باقیمانده از خدا پروا کند (و تقوا پیشه نماید).»
در پایان لازم است این هشدار را به والدین مسلمان و متدین نسبت به تربیت دینی فرزندان خود کوتاهی می کنند بدهم که چنین والدین منفور پیامبر خدا صل الله علیه و آله هستند:
قائل: پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)
جَامِعُ اَلْأَخْبَارِ ، رُوِيَ عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَنَّهُ نَظَرَ إِلَى بَعْضِ اَلْأَطْفَالِ فَقَالَ وَيْلٌ لِأَطْفَالِ آخِرِ اَلزَّمَانِ مِنْ آبَائِهِمْ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ اَلْمُشْرِكِينَ فَقَالَ لاَ مِنْ آبَائِهِمُ اَلْمُؤْمِنِينَ لاَ يُعَلِّمُونَهُمْ شَيْئاً مِنَ اَلْفَرَائِضِ وَ إِذَا تَعَلَّمُوا أَوْلاَدُهُمْ مَنَعُوهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ يَسِيرٍ مِنَ اَلدُّنْيَا فَأَنَا مِنْهُمْ بَرِيءٌ وَ هُمْ مِنِّي بِرَاءٌ .[6]
که ایشان (پیامبر) به برخی کودکان نگاه کرد و فرمود: «واى بر کودکان آخرالزمان از دست پدرانشان!»
به ایشان گفته شد: «ای رسول خدا! از دست پدران مشرکشان؟»
فرمود: «نه، از دست پدران مؤمنشان!
که هیچ یک از واجبات [دینی] را به آنان نمیآموزند و هنگامی که کودکانشان [خودشان] آموختند، آنان را [از عمل به آن] بازمیدارند و به کالای ناچیزی از دنیا [در برابر آن] از آنان خشنود میشوند. پس من از آنان بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.»
[1] - علل الشرائع، ج1، ص: 182
[2] - مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 389 و مسند احمد ج 6 ص 283.
[3] - من لا یحضره الفقیه , جلد۱ , صفحه۲۸۱
[4] - الکافي,جلد 5,صفحه 328
[5] - مستدرك الوسائل,جلد 14,صفحه 149
[6] - مستدرك الوسائل,جلد 15,صفحه 164