گلوگاه های تربیت فرزندان صالح (جلسه پنجم: آموزش دینی فرزندان)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

گلوگاه های تربیت فرزندان صالح با توجه به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها آموزش دینی فرزندان

السَّلَامُ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ السَّلَامُ عَلَى النَّبْعَةِ النَّبَوِيَّةِ النَّاضِرَةِ السَّلَامُ عَلَى الزَّكِيَّةِ الْعَارِفَةِ السَّلَامُ عَلَى الْمَظْلُومَةِ الصَّابِرَةِ السَّلَامُ عَلَى خَصِيمَةِ الْفَجَرَةِ السَّلَامُ عَلَى أُمِّ الْأَئِمَّةِ الْبَرَرَةِ السَّلَامُ عَلَى الْبَضْعَةِ النَّبَوِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى الدُّرَّةِ الْأَحْمَدِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى فَاطِمَةَ الْبَتُولِ السَّلَامُ عَلَى الزَّهْرَاءِ ابْنَةِ الرَّسُول‏ (صل الله علیه و آله)

در جلسات قبل به عنوان مقدمه عرض کردیم که آرزوی هر پدر و مادر متدینی این است که فرزندی صالح داشته باشد تا بتواند برای او باقیات الصالحات باشد.

اما در جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم و شرایطی که هم اکنون تجربه می کنیم با پدیده های عجیبی مواجه می شویم که ما را با سوالات گوناگونی مواجه می کند.

یکی از پدیده های عجیب دوران ما وجود خانواده های مذهبی و پایبند به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام است که فرزندان آنها ساز مخالف را کوک کرده و از فرامین الهی سرپیچی می نمایند.

بارهای دیده ایم که والدین کاملا مذهبی از اینکه فرزندانشان مقید به نماز نیستند شکایت می کنند و یا خانواده هایی که مادران آنها چادری کاملا پوشیده هستند اما فرزندانشان نسبت به حجاب بی موالاتی می کنند.

برخی والدین از اینکه فرزندانشان گرفتار تفکرات انحرافی شده اند ناله می کنند یکی تفکرات فیمینیستی دارد، دیگری دم از باستان گرایی می زند نسبت به اهل بیت علیهم السلام شبهه افکنی می کند و ....

با دیدن چنین پدیده هایی این سوال مطرح می شود که ما باید چه کارهایی انجام دهیم تا نسل پیش روی ما گرفتار چنین مشکلاتی نشود و بتوانیم نسلی از خود برجا بگذاریم که مایه افتخار ما و بعد از مرگ ما برایمان باقیات الصالحات باشد؟

عرض کردیم تصمیم داریم طی چند روزی که خدمت شما هستیم با توجه به ایام فاطمیه که منسوب به خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها هست با نگاهی به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها به این سوال پاسخ دهم.

وقتی زندگی خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها را بررسی می کنیم متوجه می شویم در سیره تربیتی ایشان نکات ظریفی وجود دارد که در زندگی امروز ما کمرنگ و یا بطور کامل نادیده گرفته شده است

در جلسات گذشته به چند گلوگاه تربیتی که در زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها وجود داشت و امروزه در برخی از خانواده ها کمرنگ شده و یا کلا نادیده گرفته می شود اشاره کردم. گلوگاه هایی که بی توجهی به آنها نتیجه اش می شود فرزندانی با رفتارها و اعتقادات انحرافی که مایه خجالت و شرمساری انسان در دنیا و آخرت می شود.

در چهار جلسه گذشته بر اساس آیات و روایات و همچنین زندگی خانوادگی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به سه گلوگاه مهم تربیتی که موضوع ازدواج و نفوذ شیطان و همچنین نظارت و کنترل فرزندان بود پرداختیم.

در این جلسه به یاری خداوند متعال با توجه به زندگی حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها یکی دیگر از گلوگاه های مهم تربیتی که متاسفانه مورد غفلت بسیاری از والدین هست را معرفی می کنم.

این را باید بدانیم اگر چه عبادت وظيفه بالغان و مکلفان است ولي کودکان نيز نبايد از اين فيض محروم بمانند بلکه بايد در سنين خردسال با عبادت و راز و نياز و شب‏زنده‏داري آشنا شده براي اين امور آماده شوند.

پدران و مادراني که تنها به خورد و خواب و کفش و لباس کودکانشان مي‏انديشند و به تغذيه روحي و اشباع بعد معنوي آنان توجه نمي‏کنند هرگز فرزنداني کامل و صالح تحويل جامعه نخواهند داد و روح سوخته و تشنه‏کام فرزندانشان از اين نگرش يک‏سويه آنان به خداي شکايت‏خواهد برد.

پدر و مادر در ضمن اينکه خود اهل عبادت و نيايش و شب‏زنده‏داري هستند بايد کودکان خويش را با بهترين شيوه‏ها و مناسبترين روشها به اين سوي هدايت کنند. از اين رو در روايات اسلامي دستور داده شد که به هنگام راز و نياز شبانه و عبادت کودکان را بيدار کنيد تا آنان از نگاه به عبادت و تضرع و زاري پدر و مادر درسهاي فردا را فرا گيرند.

وقتی به زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه می کنیم متوجه می شویم خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها نسبت به آموزش دینی فرزندانشان اهتمام ویژه داشتند.

امام حسن مجتبي‏ (ع) مي‏گويد: شب جمعه‏اي مادرم را ديدم که در محراب عبادت ايستاده بود و هماره در رکوع و سجود بود تا سپيده دميد، در تمام اين مدت مي‏شنيدم که براي مؤمنين و مؤمنات دعا مي‏کرد و آنان را نام مي‏برد و هيچگاه براي خودش دعا نکرد. به او گفتم: مادر جان چرا براي خودت دعا نکردي و همه‏اش براي ديگران دعا نمودي؟! فرمود: ْ يَا بُنَيَّ الْجَارَ ثُمَّ الدَّار»«فرزندم اول همسايه سپس خانواده.[1]

یکی از بزارهایی که حضرت زهرا عليهاالسلام برای آموزش استفاده می کردند در قالب زيباي اشعار اديبانه به فرزندانش بود:

أَشْبِهْ أَبَاكَ يَا حَسَنُ وَ اخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الرَّسَنَ‏

(1. حسن جان! مانند پدرت علي عليه‏السلام باش و ريسمان را از گردن حق بردار

وَ اعْبُدْ إِلَهاً ذَا مِنَنٍ وَ لَا تُوَالِ ذَا الْإِحَنِ‏

2. خداي احسان کننده را پرستش کن و با افراد دشمن و کينه توز دوستي مکن.).[2]

جالب اینکه همین روش در میان شیعیان مرسوم بوده و در گذشته بخش مهمی از آموزش های دینی سینه به سینه از طریق والدین به فرزندان با شعر آموزش داده می شد.

در همان ابتدا که کودکان قدرت فهم و درک پیدا می کردند قبل از اینکه به تکلیف برسند در قالب شعر سه بحث اصلی که هویت شیعی را تشکیل می داد به بچه آموزش داده می شد.

اول اصول دین بود . بیشتر قدیمی ها این شعر معروف را به خاطر دارند

**اصول دین پنج بود**

**دانستنش گنج بود**

**اول توحید دوم عدل **

**سوم نبوت چهارم امامت**

**پنجم معاد روز قیامت**

دوم آموزش فروع دین و واجباتی بود که بر اساس مکتب تشیع بر مسلمانان واجب هست

آهااى بچه مسلمان

فروع دين را بدان

ده تا فروع دين است

احكام دين همين است

نماز و خمس و زكات

روزه و حج و جهاد

امر به معروفات است

نهى از منكرات است

تولى با مومنان

تبرى با مشركان

اينها از واجبات است

وسيله ى نجات است

گر بنده خدايى

بايد عمل نمايى

سومین شعری که با آن متدینین هویت شیعی کودکان خود را شکل می دادند اشعار مربوط به معرفی ائمه شیعه اثنی عشری بود

بشنو تو از امامت ، تنها راه سعادت

آمده بعد از نبی ، امام اول علی

دوم حسن فرزند او ، صاحب اخلاق نکو

سوم حسین شهید دین

چهارم زین العابدین ، صحیفه اش زینت دین

ای یار خوب و نیکو ، امام پنجم بگو

از طاهران ، طاهرست ، محمد باقر است

ششم جعفر صادق ، هفتم موسای کاظم

رضا امام هشتمین ، حجت برای مسلمین

نهم محمد تقی ، دهم علی النقی

یازدهم عسکری ، ز عیب و نقصان ، بری

مهدی امام آخر ، بر همه خوبان سرور

ظاهر شود زمانی ، روشن کند جهانی

اما غفلت خانواده های امروزی ما از آموزش دینی فرزندان، باعث شده تا امروزه چیزهای عجیبی به گوشمان بخورد. چند وقت پیش یکی از اساتید دانشگاه تعریف می کرد که قرار شد برای هیئت علمی یکی از مجموعه ها مصاحبه کنیم. وقتی برخی سوالات دینی را می پرسیدیم متوجه می شدیم که کسیکه عمری را در نظام آموزشی جمهوری اسلامی از دوران ابتدایی تا مدارج بالای دانشگاهی را طی کرده کمترین اطلاعی از مسائل دینی ندارد.

ایشان تعریف می کرد یک بار از بنده خدایی سوال کردیم امام سوم کیست؟ و کسیکه برای مصاحبه آمده بود گفت حضرت اباالفضل علیه السلام.

کار به جایی رسید که به ما گفتن فقط ببینید کسیکه برای مصاحبه آمده منکر خدا نباشد دیگه به بقیه مسائل کاری نداشته باشید.

اگر تصور می کنید در آموزش و پرورش و کتاب های آن هویت شیعی فرزندانتان شکل می گیرد باید بدانید این خیالی خام و باطل هست.

بنده به عنوان کسیکه چند سال کتب دینی مدارس را مطالعه و نقد می کردم با جرأت به شما می گویم که محتوای کتب درسی ما در حدی نیست که بتواند هویت دینی و شیعی فرزندانتان را شکل دهد. نهایت کاری که در کتب درسی دینی به فرزندان ما یاد می دهند این هست که بالاخره خدایی هست و یکسری ویژگی ها را دارد و ائمه اطهار علیهم السلام هم در حد یک شخصیت مهربان و دلسوز که آدم خوبی بوده در کنار سایر شخصیت های خوب به فرزندانمان معرفی می کنند و نه آنگونه که امام را در زیارت جامعه کبیره به ما شناسانده اند:

ِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْكَانَ الْبِلَادِ وَ أَبْوَابَ الْإِيمَانِ وَ أُمَنَاءَ الرَّحْمَنِ وَ سُلَالَةَ النَّبِيِّينَ وَ صَفْوَةَ الْمُرْسَلِينَ وَ عِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعَالَمِين‏

سَاسَةَ الْعِبَاد (رهبر و مدیران مردم): اشاره به رهبری و مدیریت دینی و اجتماعی مردم توسط اهل بیت دارد.

أَرْكَانَ الْبِلَاد (پایه های استوار جامعه): آنان پایه‌های استواری جامعه و عامل برپایی نظم و امنیت هستند.

أَبْوَابَ الْإِيمَان (راه های ایمان): تنها راه دستیابی به ایمان حقیقی، پیروی و تمسک به آنان است.

أُمَنَاءَ الرَّحْمَن (امینان خداوند): آنان مورد اعتماد کامل خداوند برای ابلاغ و حفاظت از دین هستند.

*این موضوع را بنده، هم خودم امتحان کردم و هم از افراد متعددی شنیدم که این کار را کردند که نوجوانان ما اسم بازیکنان تیم های فوتبال کشورهای غربی را می شناسند. حتی برخی نام همسران این بازیکنان را می شناسند اما بسیاری از نام دوازده امام خود را که دنیا و آخرت شان به آن گره خورده را نمی شناسند .

این ها همه نشانه کوتاهی هایی هست که والدین نسبت به تربیت دینی فرزندانشان انجام داده اند.

*اما این تنها عامل رها کردن آموزش دینی فرزندان توسط خانواده ها نبود. در کنار کاستی هایی که در نظام آموزشی و نظام فرهنگی ما وجود داشت دشمنان دین و باورهای شیعه هم دست رو دست نگذاشتند و با سرمایه گذاری و تبلیغات وسیع مردم را از توجه به آموزش دینی فرزندان رویگردان کردن. القاء برخی دیدگاه های غلط باعث شده که برخی والدین نسبت به آموزش دینی فرزندانشان کاملا بی تفاوت شوند.

مثلا وقتی به والدین تذکر می دهیم که باید نسبت به تربیت دینی فرزندشان وظیفه دارند در پاسخ می گویند باید بگذاریم فرزندان دینشان را خودشان انتخاب کنند.

در پاسخ این تفکر غلط باید بگوییم اولا بنا به کلام امیرالمومنین علی علیه السلام فرزندان نیز به گردن والدین حقی دارند و حداقل حقی که به گردن والدین دارند این است که نام نیکو برای او انتخاب کند و او را خوب ادب کند و به او معارف دینی که یکی از بارزترین آن قرآن است بیاموزد.

وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: إِنَّ لِلْوَلَدِ عَلَى اَلْوَالِدِ حَقّاً وَ إِنَّ لِلْوَالِدِ عَلَى اَلْوَلَدِ حَقّاً. فَحَقُّ اَلْوَالِدِ عَلَى اَلْوَلَدِ أَنْ يُطِيعَهُ فِي كُلِّ شَيْءٍ إِلاَّ فِي مَعْصِيَةِ اَللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ حَقُّ اَلْوَلَدِ عَلَى اَلْوَالِدِ أَنْ يُحَسِّنَ اِسْمَهُ وَ يُحَسِّنَ أَدَبَهُ وَ يُعَلِّمَهُ اَلْقُرْآنَ .»« به راستی که برای فرزند بر پدر حقی است و برای پدر بر فرزند حقی.

اما حق پدر بر فرزند این است که در هر چیزی از او فرمان ببرد، مگر در نافرمانی از خداوند سبحان.

و حق فرزند بر پدر این است که نام نیکو برایش انتخاب کند، او را نیکو ادب کند و به او قرآن بیاموزد.»

ثانیا: بر فرض هم که این حرف درست باشد اما این حرف برای زمانی هست که فرزندان در یک محیط سالم بتوانند دین خود را انتخاب کنند اما در موقعیتی که ما داریم و هجمه های گسترده ضد دینی وجود دارد القاء این شعار در واقع با هدف خلع سلاح کردن فرزندان انجام می شود .

با القاء این سخنان کاری می کنند که والدین از آموزش های دینی فرزندانشان دست بردارند و در مقابل خودشان با امپراطوری رسانه ای که دارند هر عقیده باطلی را به خورد فرزندان ما بدهند.

یکی دیگر از القائات را حتما شما هم شنیدید تا وقتی نسبت به برخی تکالیف شرعی به کودکان تذکر داده می شود گفته می شود که «هنوز بچه هست و تکلیف نرسیده »

این حرف که در دهان والدین افتاده از کجا آمده و چه معنایی دارد؟ یعنی می خواهید صبر کنید بچه که قرار شد به تکلیف برسد در شب قبل آن یک قرص احکام و معارف دین به فرزندتان می دهید و صبح که از خواب پا شد همه معارف دین را بلد باشد؟ آیا چنین چیزی امکان دارد یا اینکه والدین وظیفه دارند معارف دینی را قبل از رسیدن تکلیف به تدریج به فرزندانشان آموزش دهند.

اگر شما فرزند خود را از بچگی به حجاب شرعی تمرین ندهید می خواهید فردای روز تکلیف با حجاب شرعی در کوچه و خیابان حاضر شود در حالیکه یک عمر به بی حجابی عادت کرده . این مثل کسی هست که یه عمر به مواد مخدر معتاد بوده و از او بخواهیم یک شبه ترک کند.

این در حالیست که بر اساس آنچه که اهل بیت علیهم السلام به ما یاد داده اند آموزش عقاید و معارف دینی از سه سالگی آغاز می شود

إِذَا بَلَغَ الْغُلَامُ ثَلَاثَ سِنِينَ يُقَالُ لَهُ قُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ ثَلَاثُ سِنِينَ وَ سَبْعَةُ أَشْهُرٍ وَ عِشْرُونَ يَوْماً فَيُقَالَ لَهُ قُلْ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ أَرْبَعُ سِنِينَ ثُمَّ يُقَالَ لَهُ قُلْ سَبْعَ مَرَّاتٍ- صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ- ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ خَمْسُ سِنِينَ ثُمَّ يُقَالَ لَهُ أَيُّهُمَا يَمِينُكَ وَ أَيُّهُمَا شِمَالُكَ فَإِذَا عَرَفَ ذَلِكَ حُوِّلَ وَجْهُهُ إِلَى الْقِبْلَةِ وَ يُقَالُ لَهُ اسْجُدْ ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ سَبْعُ سِنِينَ فَإِذَا تَمَّ لَهُ سَبْعُ سِنِينَ قِيلَ لَهُ اغْسِلْ وَجْهَكَ وَ كَفَّيْكَ فَإِذَا غَسَلَهُمَا قِيلَ لَهُ صَلِّ ثُمَّ يُتْرَكُ حَتَّى يَتِمَّ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ فَإِذَا تَمَّتْ لَهُ عُلِّمَ الْوُضُوءَ وَ ضُرِبَ عَلَيْهِ وَ أُمِرَ بِالصَّلَاةِ وَ ضُرِبَ عَلَيْهَا فَإِذَا تَعَلَّمَ الْوُضُوءَ وَ الصَّلَاةَ غَفَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ وَ لِوَالِدَيْهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.» .[3]

عبد اللَّه بن فضاله از امام صادق و امام باقر عليهما السّلام روايت كرده و گويد: از آن حضرت شنيدم كه ميفرمود: وقتى پسر بچّه به سنّ سه سالگى رسيد به او مى‏گويند: بگو: «لا إله إلّا اللَّه»- تا هفت مرتبه- بعد او را به حال خود مى‏گذارند تا سه سال و هفت ماه و بيست روز از سنّ او بگذرد، آنگاه به او مى‏گويند: بگو «محمّد رسول اللَّه» تا هفت بار، و بعد ديگر كارى به او ندارد تا چهار سالش تمام شود آنگاه به او مى‏گويند: هفت بار بگو: «صلّى اللَّه على محمّد و آله» و بعد او را به حال خود مى‏گذارند تا پنج سالش تمام شود، آنگاه از او مى‏پرسند: دست راست و دست چپ كدام است؟ وقتى آنها را شناخت روى او را متوجّه قبله مى‏سازند و به او مى‏گويند سجده كن، و رهايش مى‏كنند تا هفت سالش تمام شود، وقتى هفت ساله شد، به او مى‏گويند: صورت و دستهايت را بشوى، و وقتى دست و روى خود را شست به او

مى‏گويند: نماز بخوان، و بعد او را رها مى‏كنند تا نه سالش تمام شود و چون به سن كامل نه سالگى رسيد آداب و ترتيب وضوى كامل و صحيح را به او مى‏آموزند و از او مى‏خواهند، و در صورت سر پيچى او را ميزنند، و نيز او را دستور مى‏دهند كه نماز بخواند در صورتى كه سر پيچى كرد به او سخت می گیرند، و چون وضو و نماز را آموخت خداوند عزّ و جلّ او و پدر و مادرش را مورد بخشش و عفو از گناهان قرار ميدهد إن شاء اللَّه.

این نکته را هم یادآور شوم آن روایاتی که می فرماید بچه ها تا هفت سالگی پادشاه هستند بیشتر جنبه های تربیت اجتماعی را شامل می شود که تا هفت سالگی انتظار بی جایی نسبت به آداب و اخلاقی اجتماعی از فرزندان نداشته باشیم و این مساله موضوع جدایی از آموزش معارف دینی هست.

از دیگر جملاتی که در جامعه شایع شده و بسیاری از والدین به دلیل القاء همین جمله غلط دست از تربیت دینی فرزندانشان برداشته اند این هست که می گویند «بگذار جوانی اش را بکند»

چقدر جوانان ما به خاطر این جمله والدین که «بگذار جوانی اش را بکند» بدبخت شدند.

اگر قرار بود که جوان جوانی اش را بکند و معنای این حرف این بود که اجازه بدهیم جوان و نوجوان ما در این دوران مهم غرق در فساد گناه شود پس چرا خداوند متعال نه سالگی دختران را مکلف کرده و پسران را در پانزده سالگی مکلف کرده .

آیه ای در قرآن کریم داریم که برای جوانان و والدین هشدار دهنده هست:

خداوند متعال در قرآن کریم سوره فاطر می فرماید:

وَ هُمْ يَصْطَرِخُونَ فيها رَبَّنا أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَيْرَ الَّذي كُنَّا نَعْمَلُ أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جاءَكُمُ النَّذيرُ فَذُوقُوا فَما لِلظَّالِمينَ مِنْ نَصيرٍ (37) آنها در دوزخ فرياد مى‏زنند: «پروردگارا! ما را خارج كن تا عمل صالحى انجام دهيم غير از آنچه انجام مى‏داديم!» (در پاسخ به آنان گفته مى‏شود:) آيا شما را به اندازه‏اى كه هر كس اهل تذكّر است در آن متذكّر مى‏شود عمر نداديم، و انذاركننده (الهى) به سراغ شما نيامد؟! اكنون بچشيد كه براى ظالمان هيچ ياورى نيست! (37)

از امام صادق علیه السلام سوال کردند مراد از کلام خداوند متعال در این آیه چه کسانی هستند؟

ایشان فرمودند: تَوْبِيخٌ لاِبْنِ ثَمَانِيَ عَشْرَةَ سَنَةً . این آیه توبیخ افراد هجده ساله هست.

یه آقایی که فرزندش جوان مرگ شده بود خودش برای من تعریف کرد که بچه ما مواد می کشید ما هم گفتیم کاری نداشته باشیم جوان هست بگذار جوانی اش را بکند تا یکدفعه به خودمان آمدیم دیدیم آنقدر مصرفش بالا رفته که باعث مرگش شد.

اگر شما واقعا دوست دارید جوان جوانی اش را بکند طبق آنچه خداوند متعال دستور داده آنها را زود به ازدواج در بیاورید. اگر این کار را بکنید جوان در اوج جوانی هم از جوانی اش لذت می برد و هم از بسیاری از گناهان مصون می ماند.

امام صادق (علیه السلام) از پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

: مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ فَلْيَتَّقِ اَللَّهَ فِي اَلنِّصْفِ اَلْآخَرِ أَوِ اَلْبَاقِي.[4]هر کس ازدواج کند نصف دینش را حفظ کرده پس در حفظ نصف دیگر دینش تقوای الهی را رعایت کند.

یا در روایت دیگری از پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می خوانیم

مَا مِنْ شَابٍّ تَزَوَّجَ فِي حَدَاثَةِ سِنِّهِ إِلاَّ عَجَّ شَيْطَانُهُ يَا وَيْلَهُ عَصَمَ مِنِّي ثُلُثَيْ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اَللَّهَ اَلْعَبْدُ فِي اَلثُّلُثِ اَلْبَاقِي .[5]

«هیچ جوانی نیست که در اوان جوانی ازدواج کند، مگر این که شیطان (وسوسه‌گر) او فریاد برمی‌آورد: "ای وای بر من! دو سوم دینش را از (دست) من حفظ کرد." پس آن بنده باید در [حفظ] یک سوم باقی‌مانده از خدا پروا کند (و تقوا پیشه نماید).»

در پایان لازم است این هشدار را به والدین مسلمان و متدین نسبت به تربیت دینی فرزندان خود کوتاهی می کنند بدهم که چنین والدین منفور پیامبر خدا صل الله علیه و آله هستند:

قائل: پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

جَامِعُ اَلْأَخْبَارِ ، رُوِيَ عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَنَّهُ نَظَرَ إِلَى بَعْضِ اَلْأَطْفَالِ فَقَالَ وَيْلٌ لِأَطْفَالِ آخِرِ اَلزَّمَانِ مِنْ آبَائِهِمْ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مِنْ آبَائِهِمُ اَلْمُشْرِكِينَ فَقَالَ لاَ مِنْ آبَائِهِمُ اَلْمُؤْمِنِينَ لاَ يُعَلِّمُونَهُمْ شَيْئاً مِنَ اَلْفَرَائِضِ وَ إِذَا تَعَلَّمُوا أَوْلاَدُهُمْ مَنَعُوهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُمْ بِعَرَضٍ يَسِيرٍ مِنَ اَلدُّنْيَا فَأَنَا مِنْهُمْ بَرِيءٌ وَ هُمْ مِنِّي بِرَاءٌ .[6]

که ایشان (پیامبر) به برخی کودکان نگاه کرد و فرمود: «واى بر کودکان آخرالزمان از دست پدرانشان!»

به ایشان گفته شد: «ای رسول خدا! از دست پدران مشرکشان؟»

فرمود: «نه، از دست پدران مؤمنشان!

که هیچ یک از واجبات [دینی] را به آنان نمی‌آموزند و هنگامی که کودکانشان [خودشان] آموختند، آنان را [از عمل به آن] بازمی‌دارند و به کالای ناچیزی از دنیا [در برابر آن] از آنان خشنود می‌شوند. پس من از آنان بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.»


[1] - علل الشرائع، ج‏1، ص: 182

[2] - مناقب ابن شهر آشوب ج 3 ص 389 و مسند احمد ج 6 ص 283.

[3] - من لا یحضره الفقیه , جلد۱ , صفحه۲۸۱

[4] - الکافي,جلد 5,صفحه 328

[5] - مستدرك الوسائل,جلد 14,صفحه 149

[6] - مستدرك الوسائل,جلد 15,صفحه 164

گلوگاه های تربیت فرزندان صالح (جلسه چهارم- نظارت و کنترل)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

عنوان: گلوگاه های تربیت فرزندان صالح با توجه به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها نظارت و کنترل

السَّلَامُ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ السَّلَامُ عَلَى النَّبْعَةِ النَّبَوِيَّةِ النَّاضِرَةِ السَّلَامُ عَلَى الزَّكِيَّةِ الْعَارِفَةِ السَّلَامُ عَلَى الْمَظْلُومَةِ الصَّابِرَةِ السَّلَامُ عَلَى خَصِيمَةِ الْفَجَرَةِ السَّلَامُ عَلَى أُمِّ الْأَئِمَّةِ الْبَرَرَةِ السَّلَامُ عَلَى الْبَضْعَةِ النَّبَوِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى الدُّرَّةِ الْأَحْمَدِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى فَاطِمَةَ الْبَتُولِ السَّلَامُ عَلَى الزَّهْرَاءِ ابْنَةِ الرَّسُول‏ (صل الله علیه و آله)

در جلسات قبل به عنوان مقدمه عرض کردیم که آرزوی هر پدر و مادر متدینی این است که فرزندی صالح داشته باشد تا بتواند برای او باقیات الصالحات باشد.

اما در جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم و شرایطی که هم اکنون تجربه می کنیم با پدیده های عجیبی مواجه می شویم که ما را با سوالات گوناگونی مواجه می کند.

یکی از پدیده های عجیب دوران ما وجود خانواده های مذهبی و پایبند به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام است که فرزندان آنها ساز مخالف را کوک کرده و از فرامین الهی سرپیچی می نمایند.

بارهای دیده ایم که والدین کاملا مذهبی از اینکه فرزندانشان مقید به نماز نیستند شکایت می کنند و یا خانواده هایی که مادران آنها چادری کاملا پوشیده هستند اما فرزندانشان نسبت به حجاب بی موالاتی می کنند.

برخی والدین از اینکه فرزندانشان گرفتار تفکرات انحرافی شده اند ناله می کنند یکی تفکرات فیمینیستی دارد، دیگری دم از باستان گرایی می زند نسبت به اهل بیت علیهم السلام شبهه افکنی می کند و ....

با دیدن چنین پدیده هایی این سوال مطرح می شود که ما باید چه کارهایی انجام دهیم تا نسل پیش روی ما گرفتار چنین مشکلاتی نشود و بتوانیم نسلی از خود برجا بگذاریم که مایه افتخار ما و بعد از مرگ ما برایمان باقیات الصالحات باشد؟

عرض کردیم تصمیم داریم طی چند روزی که خدمت شما هستیم با توجه به ایام فاطمیه که منسوب به خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها هست با نگاهی به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها به این سوال پاسخ دهم.

وقتی زندگی خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها را بررسی می کنیم متوجه می شویم در سیره تربیتی ایشان نکات ظریفی وجود دارد که در زندگی امروز ما کمرنگ و یا بطور کامل نادیده گرفته شده است

در این چند شب که در خدمت شما هستم بنا دارم به چند گلوگاه تربیتی که در زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها وجود داشت و امروزه در برخی از خانواده ها کمرنگ شده و یا کلا نادیده گرفته می شود اشاره کنم. گلوگاه هایی که بی توجهی به آنها نتیجه اش می شود فرزندانی با رفتارها و اعتقادات انحرافی که مایه خجالت و شرمساری انسان در دنیا و آخرت می شود.

در سه جلسه گذشته بر اساس آیات و روایات و همچنین زندگی خانوادگی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به دو گلوگاه مهم تربیتی که موضوع ازدواج و نفوذ شیطان بود پرداختیم.

در این جلسه به یاری خداوند متعال با توجه به زندگی حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها یکی دیگر از گلوگاه های مهم تربیتی که متاسفانه مورد غفلت بسیاری از والدین هست را معرفی می کنم.

وقتی به زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه می کنیم متوجه می شویم هم پیامبر اکرم صل الله علیه و آله نسبت به رفتارهای ایشان نظارت و مراقبت داشتند و هم خود حضرت فاطمه سلام الله علیها نسبت به فرزندانشان نظارت و کنترل داشتند.

**در کتاب امالی صدوق روایت شده است:**

هرگاه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از سفر بازمی‌گشت، ابتدا به دیدار فاطمه (سلام الله علیها) می‌رفت و بر او وارد می‌شد و مدتی طولانی نزد او می‌ماند.

یک بار که پیامبر (ص) به سفر رفتند، فاطمه (س) به مناسبت بازگشت پدر و همسرش (سلام الله علیهما) دو دستبند نقره، یک گردن‌بند، دو گوشواره و یک پرده برای در خانه تهیه کرد.

وقتی پیامبر خدا (ص) بازگشت و بر او وارد شد، یارانش پشت در ایستادند و نمی‌دانستند بایستند یا برگردند، زیرا ایشان مدت زیادی نزد فاطمه (س) مانده بود.

سرانجام پیامبر (ص) نزد آنان بیرون آمد و آثار خشم در چهره‌اش آشکار بود. آن‌گاه نزد منبر نشست.

فاطمه (س) گمان کرد که این رفتار پیامبر (ص) به دلیل دیدن آن دستبندها، گردن‌بند، گوشواره‌ها و پرده است.

پس گردن‌بند، گوشواره‌ها و دستبندهایش را درآورد و پرده را نیز برداشت و آن‌ها را برای پیامبر (ص) فرستاد و به فرستاده گفت: به ایشان بگو: دخترت به شما سلام می‌رساند و می‌گوید: این‌ها را در راه خدا قرار بده.

وقتی هدیه نزد پیامبر (ص) آمد، فرمود:

«او چنین کرد [این اموال را برای خدا بخشید]، پدرش به فدایش باد سه بار این را تکرار کرد دنیا برای محمد و خاندان محمد هیچ ارزشی ندارد و اگر دنیا نزد خدا به اندازه بال پشه‌ای خیر می‌داشت، هرگز به کافر حتی یک جرعه آب نمی‌نوشانیدم.»

سپس برخاست و به خانه فاطمه (سلام الله علیها) وارد شد.[1]

خود فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز نسبت به فرزندانشان مراقبت و نظارت داشتند.

ایشان در سطوح مختلفی مراقب فرزندانشان بودند و نسبت به آنها نظارت داشتند.

در یک سطح از مراقبت و نظارت ایشان مربوط به رفت و آمد فرزندانشان بود.

بر کسي پوشيده نيست که بي‏توجهي نسبت به نظارت بر فرزندان بخصوص در رفت و آمدهاي آنها چه نتايج زيانباري به دنبال دارد. با توجه به خطرات و تهديدهائي که هر لحظه سعادت فرزندان را در معرض نابودي قرار مي‏دهد لازم است که رفتار آنها به ويژه مواقع ورود به خانه و زمان خروج از آن مورد دقت و بررسي قرار گيرد. گفتني است که اعتياد، فساد، انحرافات فکري و بسياري از خطرات ديگر از همين بي‏توجهي پدر و مادر آغاز مي‏شود. حضرت فاطمه «عليها السلام» با فداکاري و محبت خاصي که نسبت به فرزندانش نشان مي‏داد مراقب تمام حرکات و سکنات آنها بود و به دقت رفت و برگشتهاي آنها را زيرنظر داشت. نقل شده است که روزي پيامبر «صلي الله عليه وآله» عازم خانه دخترش فاطمه «عليها السلام» گرديد چون به خانه رسيد ديد فاطمه مضطرب و ناراحت پشت در ايستاده است. آن حضرت فرمود چرا اين‏جا ايستاده‏اي؟ فاطمه‏«عليها السلام» با آهنگي مضطرب عرض کرد فرزندانم صبح بيرون رفته‏اند و تاکنون از آنها هيچ خبري ندارم. پيامبر«صلي الله عليه وآله» به دنبال آنها روان شد چون به نزديک غار کوه رسيد آنها را ديد که در کمال سلامت و آرامش مشغول بازي‏اند آنها را بر دوش گرفت و به سوي خانه فاطمه «عليها السلام» روانه شد. اين واقعه خود نمونه‏اي گويا از نظارت حضرت زهرا«عليها السلام» به حضور فرزندان خردسالش بود.[ مسند زهرا«عليها السلام»/ ح 213. ] .[2]

برای بنده بارهای اتفاق افتاده که در نیمه شب یا سحرها در حال تردد بودم و دختران جوان و نوجوان را در خیابان های سطح شهر تنها و یا با ارازل و اوباش می دیدم و برای خودم این سوال مطرح می شد که آیا این دخترها کس و کار ندارند؟ آیا نباید پدر و مادر این دختر نگران باشند که دختر آنها شبها کجا هست و چرا به خانه مراجعه نکرده؟

چند وقت پیش یکی از دوستان طلبه ما که برای تبلیغ تهران رفته بود می گفت در یکی از موکب ها نوجوانی بود که خودش اعتراف می کرد یک ماه هست که خانه نرفته.

یعنی پدر و مادر این بچه نباید بپرسن که این بچه طی این یک ماه کجا بوده و شب ها را در کجا و چگونه سپری کرده است.

اینکه دخترها و پسرهای خود را رها کرده ایم و اطلاع نداریم کی می روند؟ کی می آیند؟ و کجا می روند؟ با چه کسی می رود؟ نتیجه می شود همین وضعیت اسفاری که می بینیم.

دختر و پسرهایی که اوقات شبانه خود را در مجالس گناه و مجالس مختلط سپری می کنند. دخترهایی که شب های خود را در خانه دوست پسرهای خود سپری می کنند و دیگر نمی توان آنها را دختر نامید.

و یا بدون هیچ دلیل دختران برای ولگردی راهی کوچه و خیابان می شوند.

یه بنده خدا تعریف می کرد یکی از همسایه هایشان دختری دارد از خانواده کاملا مذهبی . این دختر وقتی از خانه بیرون می آید با چادر هست اما کمی جلوتر که می رود وارد خرابه ای می شود و آرایش می کند و چادرش را در کیف می گذارد و با همان وضعیت به گشت و گذار می پردازد.

در سطح بالاتری خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها مراقب بودند که فرزندانشان در مسیر درست دینی تربیت شوند و نسبت به این موضوع نظارت دقیق داشتند.

همه متدینین راجع به فضیلت شب های قدر اطلاع دارند، که در بين شبهاي سال شبي به شرافت شب قدر، وجود ندارد که شب قدر شب تقدير مقدرات يک سال و نزول برکات الهي است و فضيلت او از هزار ماه افزون است: «ليلة القدر خيرٌ مِن الف شهر [قدر، 3.] ».

شبي که ملائکه الهي بر بنده‏ي شايسته حق (سلام الله عليه) نازل مي‏شوند.

شبي که درهاي رحمت خاص الهي به سوي همگان باز است، و انسان لايق و شايسته مي‏طلبد تا با عبادت و شب زنده‏داري خود را لايق بهره‏گيري بنمايد.

در اين شب باعظمت اینگونه نبود که فاطمه (سلام الله عليها) تنها خود تا به صبح شب زنده‏داری کند و فرزندانش را به حال خود رها کند؛ بلکه نسبت به اعمال و رفتار فرزندان خردسال خود نظارت و کنترل دارد که نکند خدای ناکرده آنها از فضیلت این شب با عظمت محروم شوند.

بر اساس آنچه در روایات آمده روش فاطمه (س) اين بود که همواره سعي مي‏کرد تا از روز قبل فرزندان و اهل خانه را آماده کند، تا بتوانند در شب قدر بيدار بمانند. آنان را روز قبل به کم غذا خوردن و استراحت آماده مي‏ساخت تا بتوانند شب قدر شب زنده‏داري و بيدار باشند. مي‏فرمود محروم آن کسي است که از خير و فيوضات شب قدر محروم باشد.

« وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ (سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا) لَا تَدْفَعُ أَحَدًا مِنْ أَهْلِهَا يَنَامُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ وَ تُدَاوِيهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعَامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَهَا مِنَ النَّهَارِ وَ تَقُولُ: مَحْرُومٌ مَنْ حَرَمَ خَيْرَهَا » [بحار، ج 94، ص 10. ] .

حديث شريف سيره و شيوه‏ي زندگي حضرت را بيان مي‏کند که اين يک نمونه از مراقبت و نظارت ایشان بر انجام وظایف دینی توسط فرزندان و سایر اعضای خانواده هست که حتي کودکان نابالغ را در شب قدر سعي دارد بيدار نگهدارد، همان امري که اکثري مردم حتي درباره نوجوانان و جوانان از آن غافل هستند!

متاسفانه یکی از اتفاقات بسیار ناگواری که در خانواده ها پس از انقلاب اسلامی افتاد این بود که مردم متدین ما فراموش کردن نظامی که تشکیل شده «حکومت اسلامی» نیست بلکه «جمهوری اسلامی» هست.

وقتی نظام شد «جمهوری اسلامی»؛ «جمهور» یعنی مردم. یعنی مردم در تعیین و انتخاب مسئولین این نظام نقش دارند لذا می بینیم مردم یک روز به شخصیتی مثل شهید رئیسی رای می دهند و روز دیگر به شخصیت دیگری (روحانی) رای می دهند که رسما در تریبون ها اعلام می کند که از سند 2030 دست بر نمی دارد.

همین سوء برداشت باعث شد که مردم متدین ما بیش از حد به مجموعه های مختلف دولتی مثل نظام آموزش و پرورش، وزارت ارشاد اعتماد کنند و چنین تصور کنند که حالا که نظام شاهنشاهی ساقط شده و نظام ما اسلامی شده پس ما دیگر هیچ مسئولیتی در قبال تربیت فرزندان خود نداریم و تربیت فرزندان خود را با خیال راحت به مجموعه های دولتی می سپاریم.

البته این تعبیر بنده باعث سوء تفاهم و یا برداشت غلط نشود. کسی تصور نکند این عرض بنده به معنای نادیده گرفتن مزایای انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی هست.

شخص بنده این نظام را با تمامی کاستی هایی که سراغ دارم با هیچ نظام دیگری معاوضه نمی کنم. چراکه تنها نظام شیعی هست که پرچم آقاامیرالمومنین علی علیه السلام را با افتخار و قدرت در دست گرفته و با تمام توان در برابر تمامی قلدرهای جهان ایستاده و با وجود تمامی توطئه های اقتصادی و فرهنگی دارد مسیر خود را طی می کند.

خیلی سال قبل که قیمت مرغ به یکباره گران شده بود بعد از چند ماه تصمیم گرفتم یک مرغ برای خانه تهیه کنم وقتی به مغازه رفتم یک آقایی تا من را با لباس طلبگی دید شروع کرد به همان دروغ پردازی هایی که در فضای مجازی هم زیاد شده که زمان شاه ارزانی بود و فلان و فلان . بنده در برابر صحبت های این فرد گفتم حاضرم یک عمر مرغ نخورم اما حاضر نیستم یک روز زیر سایه شاه نفس بکشم.

اما این دلیل نمی شود که ما نواقصی که باعث ضربه خوردن به دین و اعتقادات فرزندانمان شد را نادیده بگیریم. همه ما شاهدیم که مقام معظم رهبری دام ظله حدود سی سال قبل در دهه هفتاد بارهای موضوع تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی را مطرح کردند اما مسئولین دولتی وقت آنگونه که باید به آن توجه نکردند و یا ایشان بارها بر موضوع فضای مجازی تاکید کردند تا جاییکه خودشان تعبیر به «فضای بی در و پیکر مجازی کردند» اما باز همچنان مسئولینی که با رای مردم سر کار می آیند بجای سامان دهنی این وضعیت وعده رفع فیلترینگ می دهند و رای جمع می کنند.

بارهای و بارها مقام معظم رهبری نسبت به کتب درسی آموزش و پرورش تذکر می دهند اما می بینیم مسئولین آموزش و پرورش همان راه خود را می روند.

محیط دانشگاه های ما شده اند مأذنه های کشورهای غربی و در آن مبلغین غربگرا در قد و قواره اساتید دانشگاه ترویج خود تحقیری و تبلیغ بی خدایی و غرب گرایی می کنند . چقدر دختران چادری ما وارد دانشگاه شدند و به خاطر تمسخر اساتید و بقیه دانشجویان بی چادر از دانشگاه فارغ التحصیل شدند. چقدر دانشجویان نمازخوان با اعتقادات پاک وارد دانشگاه شدند و بی نماز و بی اعتقاد به مبانی دینی از دانشگاه فارغ التحصیل شدند.

با وجود اینکه مقام معظم رهبری هر ساله بر موضوع حجاب تاکید می کنند و خودتان شاهد وضعیت اسف بار حجاب در جامعه هستید اما مردم به دولتی رای داده اند که رسما اعلام می کند که قانون مصوب مجلس که معروف به قانون عفاف و حجاب شده است را نمی خواهد عمل کند.

وضعیت سینماهای ما به خصوص سیمنمای خانگی که زیر نظر صدا و سیما و وزارت ارشاد جمهوری اسلامی مجوز گرفته اند چگونه است؟ فیلم هایی که در آن به راحتی عادی سازی روابط نامشروع، شرابخواری، رقص و موسیقی و تخریب و تمسخر باورهای اعتقادی و دینی مردم را دارد و فرزندان ما هم این فیلم ها را می بینند و تا اعتراض می کنیم جواب می شنویم که اینها مجوز دارند.

همه اینها نشان می دهد که اعتماد بی جا و بیش از حد به مجموعه های دولتی کار اشتباهی بود که باعث شد چند نسل از خانواده های متدین ما در تربیت دینی فرزندانشان با چالش مواجه شوند.

یکی از پیامدهای همین اعتماد بیش از حد این بود که خانواده ها نظارت و کنترل خود را نسبت به فرزندانشان کم کردند و یا اینکه بطور کل نظارت و کنترل فرزندانشان را تعطیل کردند و تمام هم و غم خودشان را گذاشتند برای کسب پول و درآمد.

در دورانی که ما زندگی می کنیم آنقدر که والدین مراقب این هستند که بچه آنها لباس برند داشته باشد و گوشی با کلاس داشته باشد و. .. مراقب دین و دینداری فرزندان خود نیستند.

بسیاری از والدین هیچ نظارتی و کنترلی نسبت به محیطی که فرزندشان تحصیل می کند ندارند. به هیچ عنوان نسبت به تغییر رفتارهای فرزندانشان حساس نیستند. این در حالیست که از عوامل مهم تربيت محيط و شرايطي است که بعنوان عامل مهم در سر راه رشد است. نقش محيط در تربيت بميزاني است برخی از صاحبنظران آن را مهمترين عامل از بين همه عوامل تربيت مي‏دانند محيط رنگ ده شخصيت و سازنده خلق و خوي آدمي است و اثر آن را تا بدان حد مهم دانسته‏اند که گفته‏اند انسان است و محيط او.

اگر ما واقعا دغدغه دنیا و آخرت فرزندانمان را داریم باید مراقبت کنیم که فرزندانمان در چه محیطی قرار می گیرند و رشد می کنند. باید مراقب باشیم در که فرزندمان در کدام محیط تحصیلی و با چه دانش آموزانی قرار هست بزرگ شود.

در همین کشور خودمان مدیر مدرسه ای داریم که تعریف می کرد آنقدر بچه های مدرسه ذهن پاکی دارند که وقتی یکی شکایت می کرد که دوستش به او فحاشی کرده ما تصور می کردید که چه حرف رکیکی از دهان او خارج شده اما وقتی بررسی می کردیم متوجه می شدیم مثلا به دوستش گفته احمق در مقابل در همان شهر مدرسه ای داریم که مدیر مدارس نسبت به اینکه در مدرسه مواد مخدر و یا مشروبات الکلی مصرف می شود گلگی و شکایت دارند.

آیا واقعا ارزش ندارد و لو اینکه کمی در تنگنای اقتصادی قرار بگیریم فرزندان خود را به مدارسی منتقل کنیم که دارای محیطی سالم و قرآنی هستند؟

آیا نباید مراقبت کنیم که فرزندانمان در محیط مساجد رشد و نمو کنند؟

در کتاب راهنماي بهشت آمده است که: حضرت مجتبي‏«عليه السلام» در سن پنج سالگي هر روز به مسجد مي‏رفت و آنچه از کلمات و مواعظ که پيغمبر اکرم بيان مي‏فرمود همه را به ذهن مبارک خود مي‏سپرده به خانه مي‏آمد (و به اقتضاي اداء حق علم که نشر است) براي مادر ماجده خود حرف بحرف تقرير مي‏کرد و چون حضرت اميرالمؤمنين‏«عليه السلام» بخانه تشريف مي‏آوردند حضرت صديقه طاهره «عليها السلام» آنها را براي آنجناب بيان مي‏نمود. روزي حضرت امير «عليه السلام» پرسيد: "اي فاطمه تو به مسجد حاضر نبودي از کجا اين کلمات را فهميدي؟" گفت: "فرزندم حسن هر روز آنچه از پدر بزرگوارم بر منبر گويد بدون کم وکاست بهمان ترتيب برايم تقرير مي‏کند." حضرت فرمود: "مي‏خواهم تقرير او را بشنوم" جناب صديقه «عليها السلام» گفت: "گمان نکنم در حضور شما بسبب کثرت شرم تقرير کند" حضرت فرمود: "پس من در جائي مخفي شده، کلمات او را مي‏شنوم." امام حسن‏«عليه السلام» روز بعد برسم هر روز از مسجد بخانه آمدند. حضرت صديقه «عليها السلام» فرمود: "نور ديده جدت چه فرمود؟" حضرت مجتبي مانند هر روز بر بلندي نشست و خواست گفته‏ها را تقرير کند زبانش لکنت گرفت و نتوانست بگويد، بمادر خطاب کرد: يا اُمَّاهُ قَلَّ بَياني وَ کَلَّ لِساني لَعَلَّ سَيِّدًا يَرْعاني. [اي مادر بيانم اندک شد و زبانم کند گشت همانا بزرگواري نگران من است.]

حضرت اميرمؤمنان که در پشت در بود بي‏اختيار درآمد و او را در برگرفت و لب و دهانش را بوسيد. (آن عمل فرزند و آن تشويق مادر ماجده و اين هم تشويق پدر بزرگوار بر بالا بردن دانش اسلام.)[3] .

به همین دلیل هست که در معارف دینی ما اینقدر برای حضور در محیط مسجد تاکید شده است

امام حسن علیه السلام می فرماید: شنیدم حسن بن علی (علیه السلام) می‌فرمود: شنیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرمود:

«هر کس که به رفتن به مساجد مداومت ورزد، یکی از این [پاداش‌ها] را به دست خواهد آورد:

1- أَصَابَ أَخاً مُسْتَفَاداً فِي اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ برادری سودمند در راه خدا،

2- أَوْ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً یا دانشی نو و شنیدنی،

3- أَوْ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى هُدًى یا سخنی که او را به راه هدایت راهنمایی کند،

4- أَوْ أُخْرَى تَصْرِفُهُ عَنِ اَلرَّدَى یا سخنی دیگر که او را از هلاکت بازدارد،

5- أَوْ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً یا رحمتی مورد انتظار [و در شرف وقوع]،

6- أَوْ تَرَكَ اَلذَّنْبَ حَيَاءً أَوْ خَشْيَةً .یا [اینکه] گناه را از روی حیا یا ترس [از خدا] ترک می‌کند.»[4]

یکی از اساتید دوران اوائل طلبگی ما تعریف می کرد یک بار فرزند من را از طرف مدرسه سینما بردند. من مدرسه رفتم برای گلایه که چرا بچه من را سینما بردند. مدیر مدرسه گفت حاج آقا فیلمی که ما بردیم بچه ها ببینند فیلم ارزشی و آموزنده ای بود. من گفتم بنده با فیلمی که نشان دادید مشکل ندارم . بنده با این مشکل دارم که بچه من با محیط سینما انس بگیرد. آیا شما تضمین می دهید که تمامی فیلم هایی که سینما نشان می دهند فیلم های ارزشی باشد؟

در آن دوران وقتی استاد ما این صحبت ها را می کرد خود بنده در ذهنم نسبت به سختگیری استادمان خورده می گرفتم اما هرچه گذشت و وضع فیلم سینماها بدتر شد و متوجه شدم که دشمنان با از سینما به عنوان یکی از ابزارهای تهاجم فرهنگی استفاده می کنند به صحت و دقت نظر استادمان پی بردم.

شما یک مروری به فیلم های سینمایی چند دهه اخیر بیندازید. خودتان متوجه می شوید که بسیاری از ارزش های دینی ما در قالب طنز در همین سینماها مورد تمسخر واقع شد و ذهنیت مخاطبان خود را نسبت به شعائر دینی و انقلابی تغییر داد از فیلم هایی که نیروهای بسیجی و انقلاب را تمسخر می کردند تا فیلم هایی که افراد مذهبی و ریش دار را به سخره می گرفتند تا فیلم هایی که حرمت پدر را لگد مال کردند.

یاد مصاحبه آقای سلحشور رحمت الله علیه کارگردان سریال یوسف نبی افتادم که وقتی آقای جیرانی به عنوان مجری از ایشان سوال کرد که چرا شما با اهالی سینما دم خور نیستید در پاسخ گفت سینمای ما در طراز انقلاب و اسلام نیست و من با چنین سینمایی سنخیت ندارم که بخواهم با اهالی آن دمخور باشم.

حتما با خودتان می گویید حاج آقا اگر اینجور باشد ما دیگر نباید از جای مان تکان بخوریم . پس فرزندانمان را چگونه سرگرم کنیم؟

در پاسخ باید بگویم که راه های پر کردن اوقات فراغت فرزندان با مسائل آموزشی و ورزشی سالم در محیط های مناسب فراوان هست.

اگر واقعا دلمان برای تربیت درست فرزندانمان می سود باید برای آنها سرمایه گذاری کنیم و لو اینکه از وقت و کارمان زده می شود.

در اسلام اینقدر تاکید شده که به فرزندان خود تیر اندازی و شنا یاد دهید: الکافي,جلد 6,صفحه 47

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : عَلِّمُوا أَوْلاَدَكُمُ اَلسِّبَاحَةَ وَ اَلرِّمَايَةَ»«به فرزندانتان شنا و تيراندازى بياموزيد.»

بنابراین ما می توانیم سرگرمی و تفریح های مناسب را جایگزین سرگرمی های مخربی همچون بازی های کامپیوتری و بازی های موجود در گوشی ها و سایر محیط های ناسالم داشته باشیم.

مراقبت از تنهاشدن و پرکردن اوقات فراغت

یکی دیگر از مسائلی که باید والدین نسبت به آن مراقبت داشته باشند مراقبت از اوقات بی کاری و خلوت فرزندان هست چراکه یکی از راه های نفوذ و تسلط شیطان در زمان خلوت و بی کاری فرزندان هست

قائل: امام باقر (علیه السلام)می فرمایند: إِنَّ اَلشَّيْطَانَ أَشَدَّ مَا يَهُمُّ بِالْإِنْسَانِ حِينَ يَكُونُ وَحْدَهُ خَالِياً لاَ أَرَى أَنْ يَرْقُدَ وَحْدَهُ .[5]

بی‌گمان، هنگامی که شیطان بیش‌ازهمه قصد [وسوسه و گمراهی] انسان را می‌کند، وقتی است که او تنها و در حال خلوت باشد. [به همین دلیل] من جایز نمی‌دانم که شخص تنها بخوابد

این روایت یک هشدار جدی به والدینی هست که هر دو بیرون از خانه کار می کنند و اطلاعی از اوضاع خانه به هنگام عدم حضورشان ندارند. خودمان با چشمانمان می بینیم خانواده هایی که والدین هر دو شاغل هستند و فرزندان دور از چشم پدر و مادر از عدم حضور آنها سوء استفاده می کنند و دست به رفتارهای پرخطر می زنند برخی دوستان خود را به خانه دعوت می کنند و برخی دوست دختران و دوست پسران خود را به خانه می آورند.

و یا می بینیم والدین بدون توجه به این مساله خودشان به سفر می روند و فرزندشان را در خانه تنها می گذارند.

و یا ساعت ها فرزندشان را در اتاقش تنها می گذارند و اصلا نمی دانند در این اتاق چه می گذرد و این فرزند با لپ تاپ و گوشی خود به کجا می رود و با چه کسانی ارتباط دارد.

بهترین کاریکه والدین می توانند برای بستن این مسیر شیطان انجام دهند این است که به غیر از موارد ضرور از تنها گذاشتن بی جهت فرزندان خوداری کنند و از تنها شدن فرزندانشان مراقبت نمایند. از همه مهمتر برای اوقات فراغت فرزندانشان برنامه داشته باشند.

شخصیت هیچیک از ما ها بالاتر از شخصیت پیامبر خدا صل الله علیه و آله نیست

رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با حسن و حسين بازي مي‏کرد. «ابوهريره» مي‏گويد: ديدم که رسول خدا دست حسن و حسين (عليهماالسلام) را گرفته بود و پاهايشان روي پاي آن حضرت قرار داشت و به آنان مي‏فرمود: نور ديدگان فاطمه! بالا بياييد. پس حسن و حسين بالا مي‏آمدند تا پاهايشان به سينه‏ي رسول خدا مي‏رسيد. پس لبش را بر لبهاي آنان گذاشته مي‏بوسيد و مي‏فرمود: خدايا حسن و حسين را دوست دارم. [بحارالانوار ج 43 ص 286.] .

«ابوهريره» مي‏گويد: حسن و حسين (عليه‏السلام) در حضور رسول خدا کشتي مي‏گرفتند. پيغمبر به حسن مي‏فرمود: آفرين حسن، آفرين حسن. فاطمه (عليهاالسلام) عرض کرد: يا رسول‏اللَّه با اينکه حسن بزرگتر از حسين است او را بر عليه حسين تشويق و تشجيع مي‏کني؟!

پاسخ داد: با اين که حسين کوچکتر از حسن مي‏باشد ولي از شجاعت و نيروي بيشتري برخوردار است و جبرئيل او را تشجيع و تشويق مي‏کند. [بحار ج 43 ص 265.] .

«جابر» مي‏گويد: ديدم که رسول خدا با دست و پا راه مي‏رفت و حسن و حسين (عليهماالسلام) بر پشت آن حضرت سوار بودند و مي‏فرمود: بهترين شتر، شتر شماست. و شما بهترين سوار هستيد. [بحار ج 43 ص 285.] .

همه اینها نشان می دهد که اگر کسی دوست دارد فرزند صالحی داشته باشد تا برای او باقیات الصالحات باشد باید نسبت به تک تک این امور حساس باشد و هیچگاه از نظارت و کنترل فرزندان خود غافل نشود.

خداوند متعال به همه توفیق دهد که به وظایف خود به عنوان پدر و مادر به خوبی عمل نماییم صلوات ختم بفرمایید.


[1] - عوالم العلوم، جلد ۱۱، صفحه ۱۷۳

[2] -شبیه این مطلب در روایات دیگر نقل شده: ] اَلْأَعْمَشُ ، بِإِسْنَادِهِ، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ ، قَالَ: بَيْنَا نَحْنُ عِنْدَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِذْ أَتَاهُ عَنْ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ أَنَّ اَلْحَسَنَ وَ اَلْحُسَيْنَ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ خَرَجَا عَنْهَا، فَلَمْ تَدْرِ أَيْنَ هُمَا. وَ أَنَّهَا طَلَبَتْهُمَا فَلَمْ تَجِدْهُمَا. فَقَالَ لَهَا: أَيْ بُنَيَّةُ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَافِظُهُمَا. ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَى اَلسَّمَاءِ، فَقَالَ: اَللَّهُمَّ اِحْفَظْ وَلَدَيَّ حَيْثُ كَانَا، وَ أَيْنَ أَخَذَا، فَهَبَطَ عَلَيْهِ جَبْرَائِيلُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ . فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اَللَّهَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ، وَ يَقُولُ لاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمَا فَهُمَا فِي حِفْظِي حَيْثُ كَانَا، وَ أَيْنَ تَوَجَّهَا، وَ هُمَا اَلْآنَ فِي حَظِيرَةِ بَنِي اَلنَّجَّارِ ، وَ قَدْ وَكَّلْتُ بِهِمَا مَلَكَيْنِ يَحْفَظَانِهِمَا. فَقَامَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ قُمْنَا مَعَهُ إِلَى اَلْحَظِيرَةِ، فَوَجَدَهُمَا نَائِمَيْنِ وَ قَدْ اِعْتَنَقَا. فَأَكَبَّ عَلَيْهِمَا يُقَبِّلُ مَا بَيْنَ أَعْيُنِهِمَا حَتَّى اِسْتَيْقَظَا، فَحَمَلَهُمَا عَلَى عَاتِقَيْهِ، وَ جَعَلَ يُسْرِعُ لِبَيْتِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ بِهِمَا حَتَّى وَصَلَ بِهِمَا اَلْمَسْجِدَ، فَأَصَابَ جَمَاعَةً مِنَ اَلنَّاسِ قَدْ فَزِعُوا لِذَلِكَ. شرح الأخبار,جلد 3,صفحه 119

[3] - فضائل‏الزهرا«عليها السلام»/ سيد محمدتقي مقدم/ ص 82.

[4] - :مستدرك الوسائل,جلد 3,صفحه 359

[5] - الکافي,جلد 6,صفحه 533

بستن راه نفوذ و تسلط شیطان بر فرزندان (قسمت دوم)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

گلوگاه های تربیت فرزندان صالح با توجه به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها بستن راه نفوذ و تسلط شیطان بر فرزندان (قسمت دوم)

السَّلَامُ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ السَّلَامُ عَلَى النَّبْعَةِ النَّبَوِيَّةِ النَّاضِرَةِ السَّلَامُ عَلَى الزَّكِيَّةِ الْعَارِفَةِ السَّلَامُ عَلَى الْمَظْلُومَةِ الصَّابِرَةِ السَّلَامُ عَلَى خَصِيمَةِ الْفَجَرَةِ السَّلَامُ عَلَى أُمِّ الْأَئِمَّةِ الْبَرَرَةِ السَّلَامُ عَلَى الْبَضْعَةِ النَّبَوِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى الدُّرَّةِ الْأَحْمَدِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى فَاطِمَةَ الْبَتُولِ السَّلَامُ عَلَى الزَّهْرَاءِ ابْنَةِ الرَّسُول‏ (صل الله علیه و آله)

در جلسه قبل به عنوان مقدمه عرض کردیم که آرزوی هر پدر و مادر متدینی این است که فرزندی صالح داشته باشد تا بتواند برای او باقیات الصالحات باشد.

اما در جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم و شرایطی که هم اکنون تجربه می کنیم با پدیده های عجیبی مواجه می شویم که ما را با سوالات گوناگونی مواجه می کند.

یکی از پدیده های عجیب دوران ما وجود خانواده های مذهبی و پایبند به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام است که فرزندان آنها ساز مخالف را کوک کرده و از فرامین الهی سرپیچی می نمایند.

بارهای دیده ایم که والدین کاملا مذهبی از اینکه فرزندانشان مقید به نماز نیستند شکایت می کنند و یا خانواده هایی که مادران آنها چادری کاملا پوشیده هستند اما فرزندانشان نسبت به حجاب بی موالاتی می کنند.

برخی والدین از اینکه فرزندانشان گرفتار تفکرات انحرافی شده اند ناله می کنند یکی تفکرات فیمینیستی دارد، دیگری دم از باستان گرایی می زند نسبت به اهل بیت علیهم السلام شبهه افکنی می کند و ....

با دیدن چنین پدیده هایی این سوال مطرح می شود که ما باید چه کارهایی انجام دهیم تا نسل پیش روی ما گرفتار چنین مشکلاتی نشود و بتوانیم نسلی از خود برجا بگذاریم که مایه افتخار ما و بعد از مرگ ما برایمان باقیات الصالحات باشد؟

عرض کردیم تصمیم داریم طی چند روزی که خدمت شما هستیم با توجه به ایام فاطمیه که منسوب به خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها هست با نگاهی به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها به این سوال پاسخ دهم.

وقتی زندگی خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها را بررسی می کنیم متوجه می شویم در سیره تربیتی ایشان نکات ظریفی وجود دارد که در زندگی امروز ما کمرنگ و یا بطور کامل نادیده گرفته شده است

در این چند شب که در خدمت شما هستم بنا دارم به چند گلوگاه تربیتی که در زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها وجود داشت و امروزه در برخی از خانواده ها کمرنگ شده و یا کلا نادیده گرفته می شود اشاره کنم. گلوگاه هایی که بی توجهی به آنها نتیجه اش می شود فرزندانی با رفتارها و اعتقادات انحرافی که مایه خجالت و شرمساری انسان در دنیا و آخرت می شود.

در جلسه قبل به موضوع بستن راه نفوذ شیطان در کودکان به عنوان یکی دیگر از گلوگاه های تربیت فرزندان اشاره کردیم و عرض کردیم یکی از جاهایی که شیطان در آن دخالت و مشارکت قوی دارد. مشارکت در اولاد هست که اگر چنین اتفاقی بیفتد شرایط و بسترهای انحراف فرزندان برای شیطان آماده تر خواهد بود.

در جلسه قبل به سه موضوع زنا و حرام خواری و بسته شدن نطفه کودکان بدون بسم الله و یاد خداوند متعال به عنوان عوامل موثر در مشارکت و نفوذ شیطان در وجود فرزندان پرداختیم که باعث می شود تربیت صحیح فرزندان ما با چالش جدی مواجه شود.

اگر ما سبک زندگی خود را بر اساس سبک زندگی فاطمی تنظیم نماییم مطمئن باشید یک زندگی با آرامش و بدور از دخالت های مادی و معنوی شیطان برای فرزندانمان به ارمغان می آوریم به گونه ای که فرزندانمان با کمترین دغدغه در صراط مستقیم قرار می گیرند و کید و فریب های شیاطین انسی و جنی در آنها کمترین اثری نخواهد داشت.

به لطف الهی در این جلسه تصمیم دارم با توجه به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها به چند مورد دیگر از راه های بستن نفوذ شیطان اشاره کنم:

1-گفتن بسم الله به هنگام بسته شدن نطفه

شب گذشته اشاره کردم که در دورانی که در آن زندگی می کنیم چه در فضای مجازی و چه در کلاس های پیش از ازدواج غالبا به جنبه های لذت بخشی و حیوانی روابط زناشویی پرداخته می شود و یا تمرکز این مراکز بر آموزش کاهش نسل و کم کردن شیعیان آقا امیرالمومنین علیه السلام است و بطور کلی به همه چیز پرداخته می شود الا آنچیزهایی که باعث هدایت و خوشبختی و عاقبت بخیری فرزندانی که قرار است محصول این روابط زناشویی باشند.

اما شیعیان علی ابن ابی طالب علیه السلام باید توجه داشته باشند که یکی از مسائلی که نقش کلیدی در خوشبختی و عاقبت بخیری فرزندانشان دارد و از همان ابتدا راه نفوذ شیطان در فرزندان را سد می کند گفتن بسم الله به هنگان روابط زناشویی و زمان بسته شدن نطفه فرزندان هست.

ابو بصير گويد: امام باقر عليه السّلام به من فرمود: إِذَا تَزَوَّجَ أَحَدُكُمْ كَيْفَ يَصْنَعُ قُلْتُ لاَ أَدْرِي قَالَ إِذَا هَمَّ بِذَلِكَ فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ لْيَحْمَدِ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ يَقُولُ اَللَّهُمَّ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ فَقَدِّرْ لِي مِنَ اَلنِّسَاءِ أَعَفَّهُنَّ فَرْجاً وَ أَحْفَظَهُنَّ لِي فِي نَفْسِهَا وَ مَالِي وَ أَوْسَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَكَةً وَ قَدِّرْ لِي وَلَداً طَيِّباً تَجْعَلْهُ خَلَفاً صَالِحاً فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَوْتِي قَالَ فَإِذَا دَخَلَتْ إِلَيْهِ فَلْيَضَعْ يَدَهُ عَلَى نَاصِيَتِهَا وَ لْيَقُلِ اَللَّهُمَّ عَلَى كِتَابِكَ تَزَوَّجْتُهَا وَ فِي أَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا وَ بِكَلِمَاتِكَ اِسْتَحْلَلْتُ فَرْجَهَا فَإِنْ قَضَيْتَ لِي فِي رَحِمِهَا شَيْئاً فَاجْعَلْهُ مُسْلِماً سَوِيّاً وَ لاَ تَجْعَلْهُ شِرْكَ شَيْطَانٍ قَالَ قُلْتُ وَ كَيْفَ يَكُونُ شِرْكَ شَيْطَانٍ قَالَ إِنْ ذَكَرَ اِسْمَ اَللَّهِ تَنَحَّى اَلشَّيْطَانُ وَ إِنْ فَعَلَ وَ لَمْ يُسَمِّ أَدْخَلَ ذَكَرَهُ وَ كَانَ اَلْعَمَلُ مِنْهُمَا جَمِيعاً وَ اَلنُّطْفَةُ وَاحِدَةٌ .[1]

هنگامى كه يكى از شما ازدواج مى‌كند، چگونه مراسم شب زفاف و عروسى را انجام مى‌دهد؟

گفتم: نمى‌دانم.

فرمود: هرگاه چنين قصدى داشت، دو ركعت نماز بخواند و خداوند را ستايش كند،

سپس بگويد:«اللّهمّ‌ إنّي أريد أن أتزوّج فقدّر لي من النّساء أعفّهنّ‌ فرجا و أحفظهنّ‌ لي في نفسها و مالي و أوسعهنّ‌ رزقا و أعظمهنّ‌ بركة و قدّر لي ولدا طيّبا تجعله خلفا صالحا في حياتي و بعد موتي».

پس هرگاه عروس نزدش آمد دست خود را بر پيشانى‌اش بگذارد و بگويد:«اللّهمّ‌ على كتابك تزوّجتها و في أمانتك أخذتها و بكلماتك استحللت فرجها فإن قضيت لي في رحمها شيئا فاجعله مسلما سويّا و لا تجعله شرك شيطان».

ابو بصير گويد: پرسيدم: مشاركت شيطان در فرزند چگونه است‌؟

فرمود: اگر نام خدا را ذكر كند شيطان دور مى‌شود. و اگر آميزش كند و نام خدا را نبرد، شيطان نيز آلت خود را داخل مى‌كند و عمل از هر دوى آن‌ها مى‌باشد، اما نطفه يكى است.

2-خواندن اذان و اقامه در گوش فرزندان

دومین کار مهمی که باعث بیمه کردن فرزندان از مکاید و شر شیطان می باشد در همان ابتدای زندگی دنیوی هست خواندن اذان و اقامه در گوش فرزندان در همان آغاز زندگی هست:

از علی علیه السلام روایت کرد که فرمود:پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: مَنْ وُلِدَ لَهُ مَوْلُودٌ فَلْيُؤَذِّنْ فِي أُذُنِهِ اَلْيُمْنَى بِأَذَانِ اَلصَّلاَةِ وَ لْيُقِمْ فِي اَلْيُسْرَى فَإِنَّ ذَلِكَ عِصْمَةٌ مِنَ اَلشَّيْطَانِ اَلرَّجِيمِ وَ اَلْإِفْزَاعُ لَهُ.( مستدرك الوسائل,جلد 4,صفحه 62)

«هر کس فرزندی برایش به دنیا آید، باید در گوش راستش اذان نماز بگوید و در گوش چپش اقامه بگوید؛ چرا که این [کار]، مایه مصونیت از شیطان رانده‌شده و موجب هراس برای اوست.»

وقتی به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه می کنیم می بینیم که خود آن بزرگواران بر اساس دستور پیامبر خدا صل الله علیه و آله همین دستورالعمل را پیاده می کردند:

در کتاب شریف دَعَائِمُ اَلْإِسْلاَمِ ، از علی(ع) روایت شده که پیامبر خدا(ص) فرمود: مَنْ وُلِدَ لَهُ مَوْلُودٌ فَلْيُؤَذِّنْ فِي أُذُنِهِ اَلْيُمْنَى وَ يُقِيمُ فِي اَلْيُسْرَى فَإِنَّ ذَلِكَ عِصْمَةٌ مِنَ اَلشَّيْطَانِ وَ إِنَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَمَرَ أَنْ يُفْعَلَ ذَلِكَ بِالْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ وَ أَنْ يُقْرَأَ مَعَ اَلْأَذَانِ فِي أُذُنِهِمَا فَاتِحَةُ اَلْكِتَابِ وَ آيَةُ اَلْكُرْسِيِّ وَ آخِرُ سُورَةِ اَلْحَشْرِ وَ سُورَةُ اَلْإِخْلاَصِ وَ اَلْمُعَوِّذَتَانِ . مستدرك الوسائل,جلد 15,صفحه 137

«هر کس فرزندی برایش زاده شد، در گوش راستش اذان بگوید و در گوش چپش اقامه بخواند؛ چرا که این [کار] مایه مصونیت از [آزار] شیطان است.»

و همانا پیامبر خدا(ص) دستور داد این کار را برای حسن و حسین انجام دهند و همراه اذان در گوششان، سوره‌های زیر را نیز بخوانند:

حمد (فاتحه الکتاب)

آیه‌الکرسی

آخر سوره حشر

سوره اخلاص

سوره‌های معوذتین (سوره‌های ناس و فلق)

بنده کمتر کسی را دیدم طبق این روایت به صورت کامل دستورالعمل اذان و اقامه را به همراه آیات گفته شده انجام دهد که قطعا اگر کسی در کنار اذان و اقامه این سوره ها و ایات را نیز برای کودکان بخواند از آثار و برکات بیشتری برخوردار خواهد شد.

3-استفاده از دعا و حرز و تعویذ (در پناه خدا قرار دادن فرزندان)

وقتی به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه می کنیم می بینیم که برای محافظت فرزندانشان از شر شیاطین انس و جن و برای اینکه راه نفوذ شیطان را نسبت به فرزندانش سد نماید از ادعیه خاص استفاده می نمودند.

از حضرت فاطمه زهرا«عليها السلام» نقل است که رسول خدا، امام حسن و امام حسين‏عليهما السلام را تعويذ مي‏کرد و همان‏گونه که آيات قرآن را تعليم مي‏داد اين کلمات تعويذ را نيز به آنها مي‏آموخت و مي‏فرمود:

اَعُوذُ بِکَلِماتِ اللَّهِ التَّامَةِ مِنْ شَرِّ کُلِّ شَيْطانٍ وَ هامَّةٍ وَ ِمنْ کُلِّ عَيْنٍ لامَّةٍ. «دعائم الإسلام، ج‏2، ص: 140»

[من از شرّ هر شيطاني و هر گرفتاري و از هر چشمي سرزنش‏کننده به کلمات تامه خداوندي پناه مي‏برم.[11] .]

در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم که پیامبر خدا صل الله علیه و آله امام حسن و امام حسین علیهما السلام را در کودکی تعویذ می نمود و اصحابش را به این دعا امر می کرد : بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ أُعِيذُ نَفْسِي وَ دِينِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ وُلْدِي وَ خَوَاتِيمَ عَمَلِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي وَ خَوَّلَنِي بِعِزَّةِ اَللَّهِ وَ عَظَمَةِ اَللَّهِ وَ جَبَرُوتِ اَللَّهِ وَ سُلْطَانِ اَللَّهِ وَ رَحْمَةِ اَللَّهِ وَ رَأْفَةِ اَللَّهِ وَ عِزَّةِ اَللَّهِ وَ غُفْرَانِ اَللَّهِ وَ قُوَّةِ اَللَّهِ وَ قُدْرَةِ اَللَّهِ وَ بِآلاَءِ اَللَّهِ وَ بِصَنِيعِ اَللَّهِ وَ بِأَرْكَانِ اَللَّهِ وَ بِجَمْعِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بِرَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ قُدْرَةِ اَللَّهِ عَلَى مَا يَشَاءُ مِنْ شَرِّ اَلسَّامَّةِ وَ اَلْهَامَّةِ وَ مِنْ شَرِّ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ وَ مِنْ شَرِّ مَا دَبَّ فِي اَلْأَرْضِ وَ مِنْ شَرِّ مَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَ مِنْ شَرِّ ما يَنْزِلُ مِنَ اَلسَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فِيها وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دَابَّةٍ رَبِّي آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ اَلْعَلِيِّ اَلْعَظِيمِ وَ صَلَّى اَللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ . بحار الأنوار,جلد 91,صفحه 264

4- پر رنگ کردن نقش ملائکه در زندگی خود و خانواده

از خاطر شریفتان باشد در جلسه گذشته عرض کردم که جهان هستی ساختاری دارد که دانستن این ساختار ما را در زندگی راحت در دنیا و آخرت کمک می کند.

اگر در جهان هستی شیطان قسم خورده ای برای به انحراف و نابودی کشاندن انسان وجود دارد اما در سوی دیگر این ماجرا خداوند متعال ملائکه ای را نیز خلق کرده است.

ملائکه الهی کارگزاران خداوند متعال بر روی زمین هستند

خداوند متعال در سوره نازعات به برخی از ماموریت های فرشتگان الهی اشاره نموده است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏

وَ النَّازِعَاتِ غَرْقًا(1) سوگند به فرشتگانى كه (جان مجرمان را بشدّت از بدنهايشان) برمى‏كشند، (1)

وَ النَّاشِطَاتِ نَشْطًا(2) و فرشتگانى كه (روح مؤمنان) را با مدارا و نشاط جدا مى‏سازند، (2)

وَ السَّابِحَاتِ سَبْحًا(3) و سوگند به فرشتگانى كه (در اجراى فرمان الهى) با سرعت حركت مى‏كنند، (3)

فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا(4) و سپس بر يكديگر سبقت مى‏گيرند، (4)

فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا(5) و آنها كه امور را تدبير مى‏كنند! (5)

آنگونه که از آیات قرآن کریم استفاده می شود یکی از ماموریت های ملائکه یاری رساندن به مومنان است:

خداوند متعال در جنگ بدر که مسلمانان در اقلیت بودند با فرشتگان آنها را یاری رساند و بر کفار پیروزشان کرد و وعده داد که اگر استقامت و تقوا وجود داشته باشد فرشتگان بیشتری مومنان را امداد خواهند نمود

(3) آل‏عمران : 124 إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلينَ‏

(3) آل‏عمران : 125 بَلى‏ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمينَ‏

در آن هنگام كه تو به مؤمنان مى‏گفتنى: «آيا كافى نيست كه پروردگارتان، شما را به سه هزار نفر از فرشتگان، كه از آسمان فرود مى‏آيند، يارى كند؟!» (124) آرى، (امروز هم) اگر استقامت و تقوا پيشه كنيد، و دشمن به همين زودى به سراغ شما بيايد، خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان، كه نشانه‏هايى با خود دارند، مدد خواهد داد! (125)

در روایتی امام رضا علیه السلام تصریح می نمایند که ملائکه خادمان اهل بیت علیهم السلام و محبین آنها هستند.[2] امام باقر علیه السلام نیز تصریح نموده اند که ملائکه خدام مومنین هستند.[3]

پیامبر خدا نیز در این باره فرموده اند:

بر هر مؤمنی، یکصد و شصت فرشته گماشته شده است که از او پاسداری می‌کنند، مادامی که خود را به تباهی نیالوده باشد. از این میان، هفت فرشته‌اند که چنان از او نگهبانی می‌کنند که در روز تابستان مگس‌ها را از کاسه عسل می‌رانند. و اگر [این فرشتگان] برای شما آشکار گردند، آنان را بر هر دشت و کوهی خواهید دید که هر یک دست‌های گشوده و دهان‌های باز دارند [تا شما را یاری کنند]. و اگر بنده حتی به اندازه یک چشم برهم زدن به خود واگذار شود، بی‌گمان شیاطین او را خواهند ربود.[4]

یاری فرشتگان در زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها

در زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها به عنوان سید نساء العالمین حضور فرشتگان بسیار پر رنگ است

امام محمّد باقر عليه السّلام فرمايد:

پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سلمان را نزد فاطمه فرستاد.

سلمان‏ مى‏گويد: من بر درب خانه ايستاده و سلام كردم، و شنيدم كه فاطمه‏ در داخل خانه مشغول تلاوت قرآن است و آسيا مى‏چرخيد در حالى كه كسى در آنجا نبود ... و سلمان رحمه اللَّه در آخر روايت مى‏گويد: وقتى اين مطالب را به عرض رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رسانيدم وى تبسّمى كرده فرمود: اى سلمان! همانا خداوند متعال قلب و جوارح دخترم فاطمه را از ايمان مملوّ نموده است، لذا وى بدون دغدغه مشغول عبادت پروردگار مى‏باشد، پس خداوند ملكى به نام زوقابيل- و در روايت ديگرى به جاى وى جبرئيل آمده است- مأمور نموده تا آسيا را بگرداند. و خداوند كارهاى دنيا و آخرت فاطمه را عهده‏دار شده و او را كفايت مى‏نمايد.[5]

در نقل دیگری داریم: نيز در همان كتاب از سلمان نقل ميكند كه گفت: فاطمه اطهر نشسته بود و با آسيائى كه در مقابلش بود جو آسيا ميكرد، دسته آسيا خون آلوده بود، حسين عليه السّلام در يك گوشه اطاق از گرسنگى بى‏قرارى ميكرد، من بفاطمه گفتم: اى دختر پيامبر خدا! دستهاى تو بوسيله آسيا كردن مجروح شده، در صورتى كه فضه خادمه حاضر و بى‏كار است! فرمود: پدرم پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله فرموده:

كار منزل يك روز بعهده فضه و يك روز بعهده من باشد، نوبت فضه ديروز بوده است.

سلمان گفت: من بنده آزادشده شما هستم، اجازه بده كه آسيا نمايم، يا اينكه حسين را ساكت كنم، فرمود: من حسين را بهتر آرام ميكنم، تو بيا جو را آسيا كن. موقعى كه من قسمتى از جو را آسيا كردم اذان و اقامه براى نماز گفته شد. من رفتم و نمازم را با پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله و سلم بجاى آوردم و پس از فراغت از نماز جريان فاطمه را براى امير المؤمنين شرح داد، حضرت على پس از اينكه گريه كرد خارج شد، سپس در حالى بر گشت كه خندان بود! پيغمبر معظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله و سلم از سبب خنده وى جويا شد، امير المؤمنين گفت: من نزد فاطمه اطهر رفتم، وى را ديدم كه به قفا خوابيده و حسين روى سينه‏اش خواب رفته و آسيائى در مقابل فاطمه بود كه خود بخود كار ميكرد!! پيامبر اسلام پس از اينكه لبخندى زد فرمود: يا على! آيا تو نميدانى خدا ملائكه بسيارى در زمين دارد كه تا قيام قيامت براى آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله خدمت ميكنند؟[6]

بررسی جلوه‌های دور شدن ملائکه و پیامدهای آن

اما همین ملائکه ای که یکی از وظایف آنها یاری رساند به مومنان است اگر دست به اقداماتی بزنند باعث دور شدن ملائکه شده و زمینه حضور شیطان را فراهم می کنند.

به عنوان نمونه عدم رعایت مسائل بهداشتی مانع از حضور فرشتگان می شود

امام صادق علیه السلام فرموده اند : «لاَ تُصَلِّ فِي دَارٍ فِيهَا كَلْبٌ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ كَلْبَ صَيْدٍ وَ أَغْلَقْتَ دُونَهُ بَاباً فَلاَ بَأْسَ وَ إِنَّ اَلْمَلاَئِكَةَ لاَ تَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ كَلْبٌ وَ لاَ بَيْتاً فِيهِ تَمَاثِيلُ وَ لاَ بَيْتاً فِيهِ بَوْلٌ مَجْمُوعٌ فِي آنِيَةٍ »[7]

در خانه‌ای که سگ در آن است نماز مخوان، مگر اینکه سگ شکاری باشد و دربی را در برابرش بسته باشی که در این صورت مانعی ندارد. و همانا فرشتگان وارد خانه‌ای نمی‌شوند که در آن سگ باشد، یا مجسمه‌هایی (بت‌ها) وجود داشته باشد، یا ادراری که در ظرفی جمع شده باشد.

یا در روایت دیگری از پیامبر خدا صل الله علیه و آله می خوانیم: إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَانِي فَقَالَ إِنَّا مَعْشَرَ اَلْمَلاَئِكَةِ لاَ نَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ كَلْبٌ وَ لاَ تِمْثَالُ جَسَدٍ وَ لاَ إِنَاءٌ يُبَالُ فِيهِ .[8] جبرئیل نزد من آمد و گفت: ما جماعت فرشتگان، وارد خانه‌ای نمی‌شویم که در آن سگ، یا مجسمه‌ای از موجود زنده، یا ظرفی که در آن ادرار می‌کنند وجود داشته باشد.

علاوه بر این وجود ابزار فسق و گناه در خانه نیز باعث عدم حضور ملائکه در زندگی انسان می شود

پیامبر خدا در این زمینه فرموده اند: لاَ تَدْخُلُ اَلْمَلاَئِكَةُ بَيْتاً فِيهِ خَمْرٌ أَوْ دَفٌّ أَوْ طُنْبُورٌ أَوْ نَرْدٌ وَ لاَ يُسْتَجَابُ دُعَاؤُهُمْ وَ تُرْفَعُ عَنْهُمُ اَلْبَرَكَةُ.[9]« فرشتگان به خانه‌ای که در آن شراب یا دَف یا طنبور یا نرد (تاس) باشد، وارد نمی‌شوند و دعای اهل آن خانه مستجاب نمی‌گردد و برکت از آنان برداشته می‌شود.»

عدم رعایت آداب آمیزش نیز از مواردی هست که باعث می شود ملائکه به خانه انسان وارد نشوند: وسائل الشیعة,جلد 20,صفحه 120

پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): إِذَا تَجَامَعَ اَلرَّجُلُ وَ اَلْمَرْأَةُ فَلاَ يَتَعَرَّيَانِ فِعْلَ اَلْحِمَارَيْنِ فَإِنَّ اَلْمَلاَئِكَةَ تَخْرُجُ مِنْ بَيْنِهِمَا إِذَا فَعَلاَ ذَلِكَ.»« هرگاه مرد و زن با هم آمیزش کنند، پس هر دو خود را همچون دو خر برهنه نکنند [و بی‌پروا عمل نکنند]، زیرا هرگاه چنین کنند، فرشتگان از میانشان خارج می‌شوند.»

*بررسی جلوه هایی از حضور ملائکه در راندن شیطان

همانگونه که اعمالی وجود دارد که باعث می شود تا ملائکه از اطراف انسان پراکنده شوند و زمینه حضور شیطان برای انسان فراهم گردد در مقابل اعمالی وجود دارد که حضور ملائکه در زندگی انسان ها را پر رنگ کرده و باعث می شود ملائکه انسان را از شر شیاطین حفظ نمایند.

یکی از کارهایی که باعث می شود تا ملائکه برای دفع شیطان به کمک انسان بیاید پناه بردن به خداوند متعال از شر شیطان هست یا همان اعوذ بالله من الشیطان الرجیم که پیامبر خدا صل الله علیه و آله فرموده اند: هر کس که هر روز ده بار از شرّ شیطان به خدا پناه بَرَد، خداوند متعال فرشته‌ای را مأمور می‌کند که همان‌گونه که شتران بیگانه را از آب‌انبار می‌رانند، شیطان را از او دفع کند.[10]

و یا اینکه پیامبر خدا صل الله علیه و آله توصیه فرمودند به خواندن سه بار از آیات ابتدایی سوره انعام تا «وَ يَعْلَمُ مٰا تَكْسِبُونَ» که باعث می شود خداوند متعال فرشته‌ای از آسمان هفتم نازل کند که با یک گرز آهنین همراه است؛ و هرگاه شیطان قصد وسوسه یا القای چیزی در قلب او را داشته باشد، با آن گرز او را بزند.[11]

5-آموزش راه های مصون نگه داشتن خود از شر شیطان به فرزندان

در جلسه قبل گفتیم که شیطان هم در امور مادی دخالت می کند و هم در امور معنوی که این دخالت ها عاملی برای بروز مشکلات و بیماری و همچنین گرفتار شدن به گناهان است و اگر ما به حقیقت نقش شیطان به آزارهایی که به ما می رساند و مانع تراشی هایی که در راه آرامش و موفقیت های ما ایجاد می کند پی ببریم تمام هم و غم خود را بر این می گذاریم که شیطان را از خود برانیم

البته در روایاتمان دستورالعمل های متعددی برای مصون ماند از شر شیطان داریم که از وظایف ما این است که آنها را به فرزندانمان آموزش دهیم

خود پیامبر اسلام به حضرت زهرا سلام الله علیها تسبیحاتی را آموزش دادند که به تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها معروف شد.

از خواص تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها این است که باعث دور شدن شیطان می شود

هر كس كه تسبيح حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را به جاى آورد و پس از آن استغفار كند مورد مغفرت قرار مى گيرد و آن تسبيح به زبان صد مرتبه است. و در میزان (اعمال) هزار خواهد بود و شیطان را دور کرده و خدای رحمان را خشنود می نماید.[12]

علاوه بر این خیلی دیگر از کارهای را به ما یاد داده اند که باعث می شود تا راه نفوذ انسان سد شود و والدین وظیفه دارند هم خودشان این مسائل را رعایت کنند و از همان دوران کودکی این مسائل را به فرزندانشان یاد دهند.

یکی از این کارها توکل به خداوند متعال

خداوند متعال در قرآن کریم این راه را به تمامی بندگان نشان داده و فرموده اند:« إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ" «1» چرا كه او(شیطان)، بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مى‏كنند، تسلّطى ندارد.

از دیگر کارها که باعث محافظت از شیطان می شود و باید فرزندانمان را با آن مانوس کرد نماز خواندن است آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده اند:

اَلصَّلاَةُ حِصْنٌ مِنْ سَطَوَاتِ اَلشَّيْطَانِ .[13] نماز دژی است در برابر یورش‌های شیطان.

از دیگر کارهایی که آن را دست کم می گیریم و توجه چندانی به آن نداریم تلاوت قرآن در خانه هست

اقا امیرالمومنین علی علیه السلام همسر حضرت زهرا سلام الله علیها فرموده اند: َ الْبَيْتُ الَّذِي يُقْرَأُ فِيهِ الْقُرْآنُ وَ يُذْكَرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ تَكْثُرُ بَرَكَتُهُ وَ تَحْضُرُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَهْجُرُهُ الشَّيَاطِينُ وَ يُضِي‏ءُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ كَمَا يُضِي‏ءُ الْكَوْكَبُ الدُّرِّيُّ لِأَهْلِ الْأَرْضِ وَ الْبَيْتُ الَّذِي لَا يُقْرَأُ فِيهِ الْقُرْآنُ وَ لَا يُذْكَرُ اللَّهُ فِيهِ تَقِلُّ بَرَكَتُهُ وَ تَهْجُرُهُ الْمَلَائِكَةُ وَ تَحْضُرُهُ الشَّيَاطِين‏»[14]« خانه‌ای که در آن قرآن خوانده شود و ذکر خدای عز و جل (و یاد او) در آن بشود، برکتش بسیار باشد، و فرشتگان در آن بی‌خداوند و شیاطین از آن دور شوند، و برای اهل آسمان می‌درخشند، می‌خوانند و می‌خوانند. و جل در آن بركتش كم شود، و فرشتگان از آن دور شوند و شيطين در آن حاضر گردند.

همین انس با قرآن کریم در خانه و زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها بود که باعث شده بود چنان تسلطی بر آیات قرآن کریم داشته باشند و با همان آیات در برابر دشمنان خود استدلال نموده و آنها را منکوب نمایند.

باید به فرزندانمان یاد بدهیم که برای شروع هرکاری بسم الله بگویند: امام صادق علیه السلام می فرماید: إِذَا تَوَضَّأَ أَحَدُكُمْ وَ لَمْ يُسَمِّ كَانَ لِلشَّيْطَانِ فِي وُضُوئِهِ شِرْكٌ وَ إِنْ أَكَلَ أَوْ شَرِبَ أَوْ لَبِسَ وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ صَنَعَهُ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُسَمِّيَ عَلَيْهِ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ كَانَ لِلشَّيْطَانِ‏ فِيهِ‏ شِرْكٌ.»[15]«

هرگاه یکى از شما وضو بگیرد و نام خدا را [در آغاز آن] نبرد، شیطان در وضوى او شریک [و سهیم] مى‌شود؛ و اگر بخورد یا بیاشامد یا [لباس] بپوشد - و هر کارى که انجام مى‌دهد - سزاوار است که نام خدا را بر آن ببرد؛ و اگر چنین نکند، شیطان در آن [کار] شریک [و بهره‌مند] خواهد بود.»

از دیگر موارد مهم که نقش اساسی در جلوگیری از نفوذ شیطان دارد پرداخت صدقه است

پیامبر خدا صل الله علیه و آله فرموده اند : مَا يُخْرِجُ اَلرَّجُلُ شَيْئاً مِنَ اَلصَّدَقَةِ حَتَّى يُفَكَّ عَنْهَا لُحِيُّ سَبْعِينَ شَيْطَاناً.[16]

«هیچ‌کس چیزی از (مال خود را) به عنوان صدقه خارج نمی‌کند، مگر اینکه به (پاداش) آن، بندهای هفتاد شیطان از او گشوده می‌شود.»

برخی از اقدامات ایمنی و بهداشتی نیز در این زمینه نقش دارد پیامبر خدا فرموده اند: درهایتان را ببندید و ظرف‌هایتان را [با پوشش] بپوشانید و مشک‌هایتان را [با بند] محکم ببندید، چرا که شیطان نه پوششی را برمی‌دارد و نه گرهی را می‌گشاید.[17]

علاوه بر آنچه گفته شد موارد دیگری هم وجود دارد که به خاطر کمی وقت تنها به فهرستی از آنها اشاره می کنم:

1-شستن دست ها از بوی غذا پیش از خواب[18]

2- برهنه نبودن[19]

3-خواندن سه بار آیه الکرسی[20]

4- خواندن سوره جمعه در صبح و شب[21]

آنچه گفتیم بخش هایی از راه های مسدود کردن نفوذ شیطان بود که از گلوگاه های تربیت فرزندان محسوب می شود و اگر بتوانیم بر اساس آنچه معصومین علیهم السلام به ما آموزش داده اند عمل نماییم می توانیم فرزندانمان را در قلعه محکمی از مکاید شیطان حفظ نماییم.


[1] - الکافي,جلد 5,صفحه 501

[2] - وَ بِإِسْنَادِهِ إِلَى عَبْدِ اَلسَّلاَمِ بْنِ صَالِحٍ اَلْهَرَوِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَنْ أبيه عن آبائه عن عليّ بن أبي طالب عليهم السلام عن النبيّ صلّى اللّه عليه و آله حديث طويل يقول فيه صلّى اللّه عليه و آله: فان الملائكة لخدامنا و خدام محبينا، .... تفسير نور الثقلين,جلد 3,صفحه 188

[3] -:تفسير نور الثقلين,جلد 3,صفحه 189

قائل: امام باقر (علیه السلام)

فِي أُصُولِ اَلْكَافِي مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي اَلصَّبَّاحِ اَلْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: مَا خَلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ خَلْقاً أَكْرَمَ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ مُؤْمِنٍ، لِأَنَّ اَلْمَلاَئِكَةَ خُدَّامُ اَلْمُؤْمِنِينَ، وَ أَنَّ جِوَارَ اَللَّهِ لِلْمُؤْمِنِينَ، وَ أَنَّ اَلْجَنَّةَ لِلْمُؤْمِنِينَ، وَ أَنَّ اَلْحُورَ اَلْعِينَ لِلْمُؤْمِنِينَ، و الحديث طويل أخذنا منه موضع الحاجة .

[4] - بحار الأنوار,جلد 61,صفحه 314

قائل: پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

وَ عَنْ أَبِي أُمَامَةَ أَنَّ اَلنَّبِيَّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ: وُكِّلَ بِالْمُؤْمِنِ مِائَةٌ وَ سِتُّونَ مَلَكاً يَذُبُّونَ عَنْهُ مَا لَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ فَمِنْ ذَلِكَ سَبْعَةُ أَمْلاَكٍ يَذُبُّونَ عَنْهُ كَمَا يُذَبُّ عَنْ قَصْعَةِ اَلْعَسَلِ اَلذُّبَابُ فِي يَوْمِ اَلصَّائِفِ وَ لَوْ بَدَوْا لَكُمْ لَرَأَيْتُمُوهُمْ عَلَى كُلِّ سَهْلٍ وَ جَبَلٍ كُلٌّ بَاسِطٌ يَدَهُ فَاغِرٌ فَاهُ وَ لَوْ وُكِّلَ اَلْعَبْدُ إِلَى نَفْسِهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ لاَخْتَطَفَتْهُ اَلشَّيَاطِينُ.

[5] - زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) ترجمه روحانى، ص: 292

[6] - زندگانى حضرت زهرا عليها السلام ( ترجمه جلد 43 بحار الأنوار) / ترجمه نجفى، ص: 32

[7] - من لا یحضره الفقیه,جلد 1,صفحه 246

[8] - بحار الأنوار,جلد 80,صفحه 290

[9] - وسائل الشیعة,جلد 17,صفحه 315

[10] - اَلشَّيْخُ أَبُو اَلْفُتُوحِ اَلرَّازِيُّ فِي تَفْسِيرِهِ ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ: مَنِ اِسْتَعَاذَ بِاللَّهِ فِي كُلِّ يَوْمٍ عَشْرَ مَرَّاتٍ مِنْ شَرِّ اَلشَّيْطَانِ وَكَّلَ اَللَّهُ تَعَالَى عَلَيْهِ مَلَكاً يَدْفَعُ عَنْهُ اَلشَّيْطَانَ كَمَا يَدْفَعُ اَلْإِبِلُ اَلْغَرِيبَ عَنِ اَلْحَوْضِ . مستدرك الوسائل,جلد 5,صفحه 376

در روایت دیگر يَا كُمَيْلُ إِذَا وَسْوَسَ الشَّيْطَانُ فِي صَدْرِكَ فَقُلْ أَعُوذُ بِاللَّهِ الْقَوِيِّ مِنَ الشَّيْطَانِ الْغَوِيِّ وَ أَعُوذُ بِمُحَمَّدٍ الرَّضِيِّ مِنْ شَرِّ مَا قَدَّرَ وَ قَضَى وَ أَعُوذُ بِإِلَهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ وَ سَلِّمْ تُكْفَ مَئُونَةَ إِبْلِيسَ وَ الشَّيَاطِينِ مَعَهُ وَ لَوْ أَنَّهُمْ كُلَّهُمْ أَبَالِسَةٌ مِثْلُه‏( بحار الأنوار,جلد 74,صفحه 266)

[11] - جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيُّ عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ قَالَ: مَنْ قَرَأَ ثَلاَثَ آيَاتٍ مِنْ أَوَّلِ سُورَةِ اَلْأَنْعَامِ إِلَى قَوْلِهِ: «وَ يَعْلَمُ مٰا تَكْسِبُونَ» وَكَّلَ اَللَّهُ بِهِ أَرْبَعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ يَكْتُبُونَ لَهُ مِثْلَ عِبَادَتِهِمْ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ ، وَ يَنْزِلُ مَلَكٌ مِنَ اَلسَّمَاءِ اَلسَّابِعَةِ وَ مَعَهُ مِرْزَبَةٌ مِنْ حَدِيدٍ فَاِذَا أَرَادَ اَلشَّيْطَانُ أَنْ يُوَسْوِسَ أَوْ يُوحِيَ فِي قَلْبِهِ شَيْئاً ضَرَبَهُ بِهَا ضَرْبَةً إِلَى آخِرِ اَلْخَبَرِ . (تفسير نور الثقلين,جلد 1,صفحه 696)

برای کسی که سه آیه از ابتدای سوره انعام تا کلام خداوند که می‌فرماید: «وَ یَعْلَمُ مَا تَکْسِبُونَ» را تلاوت کند، خداوند چهل هزار فرشته را مأمور می‌نماید تا تا روز قیامت پاداش عبادت‌هایشان را برای او بنویسند. و فرشته‌ای از آسمان هفتم نازل می‌شود که با یک گرز آهنین همراه است؛ و هرگاه شیطان قصد وسوسه یا القای چیزی در قلب او را داشته باشد، با آن گرز او را می‌زند تا پایان خبر.

[12] - وسائل الشيعه، ج ۲، ص ۱۰۲۲

[13] - عیون الحکم,جلد 1,صفحه 66

[14] - الکافی , جلد2 , صفحه610

[15] - المحاسن / ج‏2 / 430 / 33 باب التمندل لوضوء الصلاة و الطعام ..... ص : 428

[16] - مستدرك الوسائل,جلد 7,صفحه 162

[17] - اَلْعِلَلُ ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَابِرٍ اَلْأَنْصَارِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَغْلِقُوا أَبْوَابَكُمْ وَ خَمِّرُوا آنِيَتَكُمْ وَ أَوْكِئُوا أَسْقِيَتَكُمْ فَإِنَّ اَلشَّيْطَانَ لاَ يَكْشِفُ غِطَاءً وَ لاَ يَحُلُّ وِكَاءً . بحار الأنوار,جلد 60,صفحه 204

نکته: در برخی روایات از میکروب به شیطان تعبیر شده که نشان می دهد میکروب ها نیز از ابزارها و عوامل شیاطین در این دنیا هستند.

[18] - وَ قَالَ : إِنَّ اَلشَّيْطَانَ مُولَعٌ بِالْغَمَرِ فَإِذَا أَوَى أَحَدُكُمْ إِلَى فِرَاشِهِ فَلْيَغْسِلْ يَدَهُ مِنْ رِيحِ اَلْغَمَرِ.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «به راستی که شیطان سخت علاقمند به [بوی] غذاست. پس هنگامی که یکی از شما به بستر خود رفت، باید دستش را از بوی غذا بشوید.»( :دعائم الإسلام,جلد 1,صفحه 123)

[19] - اَلتَّهْذِيبُ ،1/2/373/1 اَلْبَرْقِيُّ عَنِ اَلْقَاسِمِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ: إِذَا تَعَرَّى أَحَدُكُمْ نَظَرَ إِلَيْهِ اَلشَّيْطَانُ - فَطَمِعَ فِيهِ فَاسْتَتِرُوا. الوافي,جلد 6,صفحه 596

[20] - مستدرك الوسائل,جلد 4,صفحه 335

قائل: پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

وَ قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ قَرَأَ آيَةَ اَلْكُرْسِيِّ مَرَّةً مُحِيَ اِسْمُهُ مِنْ دِيوَانِ اَلْأَشْقِيَاءِ وَ مَنْ قَرَأَهَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ اِسْتَغْفَرَتْ لَهُ اَلْمَلاَئِكَةُ وَ مَنْ قَرَأَهَا أَرْبَعَ مَرَّاتٍ شَفَعَ لَهُ اَلْأَنْبِيَاءُ وَ مَنْ قَرَأَهَا خَمْسَ مَرَّاتٍ كَتَبَ اَللَّهُ اِسْمَهُ فِي دِيوَانِ اَلْأَبْرَارِ وَ اِسْتَغْفَرَتْ لَهُ اَلْحِيتَانُ فِي اَلْبِحَارِ وَ وُقِيَ شَرَّ اَلشَّيْطَانِ وَ مَنْ قَرَأَهَا سَبْعَ مَرَّاتٍ أُغْلِقَتْ عَنْهُ أَبْوَابُ اَلنِّيرَانِ وَ مَنْ قَرَأَهَا ثَمَانِيَ مَرَّاتٍ فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ اَلْجِنَانِ وَ مَنْ قَرَأَهَا تِسْعَ مَرَّاتٍ كُفِيَ هَمَّ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ وَ مَنْ قَرَأَهَا عَشْرَ مَرَّاتٍ نَظَرَ اَللَّهُ إِلَيْهِ بِالرَّحْمَةِ وَ مَنْ نَظَرَ اَللَّهُ إِلَيْهِ بِالرَّحْمَةِ فَلاَ يُعَذِّبُهُ .

[21] - سوره الْجُمُعَةُ مَنْ أَدْمَنَ قِرَاءَتَهَا لَيْلًا وَ نَهَاراً صَبَاحاً وَ مَسَاءً أَمِنَ‏ مِنْ‏ وَسْوَسَةِ الشَّيْطَان‏

جلسه دوم گلوگاه های تربیت فرزند - بستن راه نفوذ و تسلط شیطان بر فرزندان

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

گلوگاه های تربیت فرزندان صالح با توجه به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها بستن راه نفوذ و تسلط شیطان بر فرزندان

السَّلَامُ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ السَّلَامُ عَلَى النَّبْعَةِ النَّبَوِيَّةِ النَّاضِرَةِ السَّلَامُ عَلَى الزَّكِيَّةِ الْعَارِفَةِ السَّلَامُ عَلَى الْمَظْلُومَةِ الصَّابِرَةِ السَّلَامُ عَلَى خَصِيمَةِ الْفَجَرَةِ السَّلَامُ عَلَى أُمِّ الْأَئِمَّةِ الْبَرَرَةِ السَّلَامُ عَلَى الْبَضْعَةِ النَّبَوِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى الدُّرَّةِ الْأَحْمَدِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى فَاطِمَةَ الْبَتُولِ السَّلَامُ عَلَى الزَّهْرَاءِ ابْنَةِ الرَّسُول‏ (صل الله علیه و آله)

در جلسه قبل به عنوان مقدمه عرض کردیم که آرزوی هر پدر و مادر متدینی این است که فرزندی صالح داشته باشد تا بتواند برای او باقیات الصالحات باشد. چراکه به بیان امام صادق علیه السلام فرمود:[1]« پس از مرگ هيچ عملى جز سه خصلت مرد را دنبال نمى‏كند (يعنى: اجر و پاداش هيچ عملى كه پس از مرگ انجام گيرد به انسان نميرسد مگر سه كار): 1-صدقه‏اى كه- بتوفيق الهى- در حال حيات جارى ساخته، كه پس از مرگ نيز [تا روز قيامت‏] برايش جريان خواهد داشت، 2- و رفتار هدايت بخشى كه [از خود بيادگار گذاشته و] ديگران بدان عمل كنند، 3- و فرزند شايسته‏اى كه برايش دعا كند.

اما در جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم و شرایطی که هم اکنون تجربه می کنیم با پدیده های عجیبی مواجه می شویم که ما را با سوالات گوناگونی مواجه می کند.

یکی از پدیده های عجیب دوران ما وجود خانواده های مذهبی و پایبند به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام است که فرزندان آنها ساز مخالف را کوک کرده و از فرامین الهی سرپیچی می نمایند.

بارهای دیده ایم که والدین کاملا مذهبی از اینکه فرزندانشان مقید به نماز نیستند شکایت می کنند و یا خانواده هایی که مادران آنها چادری کاملا پوشیده هستند اما فرزندانشان نسبت به حجاب بی موالاتی می کنند.

برخی والدین از اینکه فرزندانشان گرفتار تفکرات انحرافی شده اند ناله می کنند یکی تفکرات فیمینیستی دارد، دیگری دم از باستان گرایی می زند نسبت به اهل بیت علیهم السلام شبهه افکنی می کند و ....

با دیدن چنین پدیده هایی این سوال مطرح می شود که ما باید چه کارهایی انجام دهیم تا نسل پیش روی ما گرفتار چنین مشکلاتی نشود و بتوانیم نسلی از خود برجا بگذاریم که مایه افتخار ما و بعد از مرگ ما برایمان باقیات الصالحات باشد؟

بنده تصمیم دارم با توجه به ایام فاطمیه که منسوب به خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها هست با نگاهی به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها به این سوال پاسخ دهم. به خصوص اینکهتربيت فرزنداني فرزانه و شايسته چون حسن و حسين و زينب و کلثوم (سلام الله عليهم) موفقيت بزرگي بود که زیر سایه تربیت فاطمه و علي (سلام الله عليهما) اتفاق افتاد.

وقتی زندگی خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها را بررسی می کنیم متوجه می شویم در سیره تربیتی ایشان نکات ظریفی وجود دارد که در زندگی امروز ما کمرنگ و یا بطور کامل نادیده گرفته شده است

در این چند شب که در خدمت شما هستم بنا دارم به چند گلوگاه تربیتی که در زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها وجود داشت و امروزه در برخی از خانواده ها کمرنگ شده و یا کلا نادیده گرفته می شود اشاره کنم. گلوگاه هایی که بی توجهی به آنها نتیجه اش می شود فرزندانی با رفتارها و اعتقادات انحرافی که مایه خجالت و شرمساری انسان در دنیا و آخرت می شود.

در این جلسه بنا دارم دومین گلوگاه تربیت فرزندان صالح را خدمت شما عرض کنم اما این مطلب نیاز به یک مقدمه دارد.

گلوگاه دوم: بستن راه نفوذ و تسلط شیاطین

یکی از مسائل خیلی مهمی که بسیاری از متدینین به آن توجه ندارند ساختاری هست که نظام هستی بر اساس آن شکل گرفته . دانستن این ساختار واقعیت هایی را پیش روی ما می گذارد که باید بر اساس آن برنامه ریزی نماییم.

ساختار جهان هستی بر اساس آیات قرآن کریم بر این واقعیت شکل گرفته که در این جهان خلقت علاوه بر انسان ها موجودات دیگری نیز زندگی می کنند که شامل ملائکه و شیطان و اعوان و انصار او هست.

در میان مخلوقات الهی، بنی آدم دشمن قسم خورده ای دارد که قسم یاد کرده همه آدمیان را به گمراهی بکشاند و به تعبیر قرآن کریم گفته است: (38) ص : 82 قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعين‏

لذا شیطان هم با تمامی اعوان و انصارش با بنی آدم دشمنی می کند تا او را به گمراهی بکشاند.

در آیه ۱۱۲ سوره انعام آمده است :

وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا ۚ وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ(سوره انعام، آیه ۱۱۲)

«و این‌گونه برای هر پیامبری دشمنی قرار دادیم [از میان] شیاطین انس و جن که برخی از آنان سخنان فریبنده را به برخی [دیگر] القا می‌کنند تا [مردم را] بفریبند. و اگر پروردگار تو می‌خواست، چنین نمی‌کردند. پس آنان و آنچه به دروغ می‌بافند، رها کن.»

شیطان با هرکه بیشتر در مسیر الهی تلاش می کند بیشتر مانع تراشی می کند و الا بقیه خودشان به دنبال شیطان می دوند لذا شیطان برای شیخ انصاری طناب کلفتی اماده می کند و برای تمامی پیامبران در برابر برنامه هایشان مانع تراشی می کرد

وَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَ لَا نَبىِ‏ٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنىَّ أَلْقَى الشَّيْطَنُ فىِ أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِى الشَّيْطَنُ ثُمَّ يحُْكِمُ اللَّهُ ءَايَتِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ(52)

هيچ پيامبرى را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه هر گاه آرزو مى‏كرد (و طرحى براى پيشبرد اهداف الهى خود مى‏ريخت)، شيطان القائاتى در آن مى‏كرد امّا خداوند القائات شيطان را از ميان مى‏برد، سپس آيات خود را استحكام مى‏بخشيد و خداوند عليم و حكيم است. (52)

دخالت شیطان در امور انسانی

علاوه بر گمراه کردن و به انحراف کشاندن بنی آدم، شیاطین کارهای دیگری را نیز بر علیه مومنان انجام می دهند. شیاطین در اموراتی دخل و تصرف دارند از جمله آزار و اذیت مومن و گرفتار مریضی کردن آنها تا از بین بردن آثار و خواص امور معنوی

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: " إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ"

امام باقر (علیه السلام) می فرماید: مَنْ تَخَلَّى عَلَى قَبْرٍ إِلَى أَنْ قَالَ: أَوْ شَرِبَ قَائِماً فَأَصَابَهُ شَيْءٌ مِنَ اَلشَّيْطَانِ لَمْ يَدَعْهُ إِلاَّ أَنْ يَشَاءَ اَللَّهُ وَ أَسْرَعُ مَا يَكُونُ اَلشَّيْطَانُ إِلَى اَلْإِنْسَانِ وَ هُوَ عَلَى بَعْضِ هَذِهِ اَلْحَالاَتِ اَلْحَدِيثَ . وسائل الشیعة,جلد 25,صفحه 240

«هر کس [برای قضای حاجت] در مکانی خلوت کند بر قبری ... یا [آب] ایستاده بنوشد، و به سبب این کار، آسیب و وسوسه‌ای از شیطان به او برسد، [این حالت شیطانی] او را رها نمی‌کند، مگر اینکه خدا بخواهد [و به درگاه الهی پناه ببرد]. و سریع‌ترین حالت نفوذ شیطان به انسان، هنگامی است که او در یکی از این حالات [که پیشتر ذکر شد] قرار دارد.»

فَأَصَابَهُ شَيْءٌ مِنَ اَلشَّيْطَانِ می‌تواند شامل وسوسه‌های قوی، احساس اضطراب و وحشت، افکار پلید یا حتی برخی از امراض روحی و روانی باشد.

در روایت دیگری می خوانیم:

سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ‏ مَنْ هَمَّ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَيْرِ فَلْيُعَجِّلْهُ فَإِنَّ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فِيهِ تَأْخِيرٌ فَإِنَّ لِلشَّيْطَانِ‏ فِيهِ‏ نَظْرَةً.[2]

امام باقر (علیه السلام) می‌فرمود: «هر کس که قصد انجام کار نیکی کند، باید در انجام آن شتاب کند؛ زیرا هر کاری که تأخیر در آن باشد، شیطان در آن نفوذی دارد [و برای بازداشتن از آن فرصت می‌یابد].»

و یا در خصوص تصرف شیاطین برای از بین بردن آثار معنوی برخی از امور روایت عجیبی از امام صادق علیه السلام داریم.

ابوحمزه ثمالی از امام صادق علیه السلام نقل می کند:

من در مكّه بودم (... در اثناء حديثش گفت):

فدايت شوم مى‏بينم اصحابمان را كه تربت حائر را براى استشفاء اخذ مى‏كنند، آيا اينكه مى‏گويند در اين تربت شفاء هست درست است؟

وى گفت: امام عليه السّلام فرمودند:

استشفاء مى‏جويند به تربتى كه از قبر تا رأس چهار ميلى قرار گرفته و شفاء

حاصل مى‏شود (1) و همچنين است قبر جدّم رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و نيز همين طور است تربت قبر حضرات امام حسن و على بن الحسين و محمّد بن على عليهم السّلام، پس از تربت اين قبور مطهّره اخذ كن كه شفاء است براى هر دردى و حافظ است از آنچه خوف و هراسى دارى و هيچ داروئى معادل آن نبوده مگر دعاء. و بايد توجّه داشت اگر فسادى در اين تربت ديده مى‏شود و احيانا تاثيرى ندارد اين فساد ناشى از سه چيز است:

الف: آنچه با آنها مخلوط مى‏گردد (مراد ظروفى است كه تربت‏ها را در آنها مى‏ريزند) ب: كسانى كه با اين تربت استشفاء مى‏جويند اعتقاد و يقينشان به حصول شفاء اندك مى‏باشد.

ولى آنان كه يقين كامل دارند كه در صورت معالجه با آن شفاء بر ايشان حاصل مى‏شود و آن را بكار بردند به اذن خدا معالجه شده و اين تربت آنها را از داروهاى ديگر مستغنى مى‏نمايد.

ج: شياطين و جن‏هائى هستند از اهل كفر كه تربت را مسح نموده و بدين ترتيب آن را فاسد مى‏كنند اين موجودات به چيزى مرور نكرده مگر آنكه آن را مى‏بويند و بواسطه استشمام اثر تربت را مى‏برند.

شياطين و جن‏هاى اهل كفر بر بنى آدم حسد برده و اين تربت را مسح نموده و بوى آن را از بين مى‏برند و اساسا تربت از حائر خارج نمى‏شود مگر آنكه جماعتى از اين شياطين و جن‏ها كه تعدادشان قابل احصاء نيست آماده‏اند براى اينكه تربت را اگر چه در دست صاحبش هست مسح نموده و اثرش را زائل كنند و اينكه بيرون حائر هستند و نمى‏توانند به درون آن نفوذ كنند بخاطر وجود فرشتگان در حائر مى‏باشد.

و اگر تربتى سالم بوده و از تماس شياطين و جن‏ها در امان مانده باشد مسلما احدى با آن معالجه نكرده مگر آنكه در ساعت بهبودى برايش حاصل مى‏شود،

بنا بر اين اگر مى‏خواهى تربت سالم بماند وقتى اخذش نمودى پنهانش كن و زياد اسم خداوند متعال را بر آن بخوان و بدم.

خبر رسيده كه برخى از كسانى كه تربت را اخذ نموده‏اند آن را مورد استحفاف قرار داده حتى پاره‏اى از ايشان آن را در توبره و علف‏دان شتر و قاطر و درازگوش يا در ظرف طعام انداخته و يا با دست‏هاى آلوده به طعام و غذا آن را مسح نموده و يا آن را در خورجين مى‏نهند و با اين حال چگونه با آن شفاء حاصل شود؟! چنانچه قلبى كه در آن يقين و اعتقاد به تاثير تربت نيست و صاحبش به آنچه مصلحت و صلاح خودش در آن است استحفاف مى‏ورزد اثر و عمل تربت را قطعا فاسد مى‏نمايد.( كامل الزيارات، النص، ص: 281)

دخالت شیطان در اولاد

یکی از جاهایی که شیطان در آن دخالت و مشارکت قوی دارد. مشارکت در اولاد هست که اگر چنین اتفاقی بیفتد شرایط و بسترهای انحراف فرزندان برای شیطان آماده تر خواهد بود.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

«بی‌گمان خداوند بهشت را بر هر انسان بدزبان، بی‌ادب و کم‌حیایی حرام کرده است؛ کسی که باکی ندارد خود چه می‌گوید و چه چیزی به او گفته می‌شود. چرا که اگر در احوال او بررسی کنی، او را جز برای حماقت و نادانی یا در پیوند و شراکت با شیطان نمی‌یابی.»

قِيلَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ فِي اَلنَّاسِ شِرْكُ شَيْطَانٍ [به پیامبر] گفته شد: «ای رسول خدا! مگر در میان مردم شراکت شیطان وجود دارد؟»

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) در پاسخ فرمود: أَ مَا تَقْرَأُ قَوْلَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ شٰارِكْهُمْ فِي اَلْأَمْوٰالِ وَ اَلْأَوْلاٰدِ «آیا سخن خداوند عزوجل را نخوانده‌ای که [خطاب به شیطان] می‌فرماید: "و در اموال و اولاد با آنان شریک شو"؟»( وسائل الشیعة,جلد 16,صفحه 35)

هنگامیکه شیطان در اولاد شریک شد قطعا تربیت فرزندان هم با چالش ها و سختی هایی مواجه خواهد شد و در مقابل راه نفوذ شیاطین انسی و جنی در فرزندان باز بوده و زمینه های انحراف کاملا فراهم می شود لذا می بینید برخی فرزندان نه تنها در برابر گناهان و انحرافات مقاومت نمی کنند بلکه خودشان با عشق و علاقه به استقبال انحرافات و گناهان و سایر ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی می روند.

راه های نفوذ شیطان در فرزندان

حال سوال این هست که شیطان چگونه راه نفوذ خودش را در فرزندان پیدا می کند. که در فرصت محدودی که داریم بنده فقط به چند مورد اشاره می کنم.

اول: زنا:

اولین و بدترین کاری که باعث نفوذ شیطان در وجود فرزندان می شود گناه کبیره زنا هست.

95 عَنْهُ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ‏ إِذَا زَنَى الرَّجُلُ‏ أَدْخَلَ‏ الشَّيْطَانُ‏ ذَكَرَهُ‏ فَعَمِلَا جَمِيعاً فَكَانَتِ النُّطْفَةُ وَاحِدَةً فَخُلِقَ مِنْهَا وَ يَكُونُ شِرْكَ شَيْطَانٍ.[3]

"هنگامی که مردی مرتکب زنا می‌شود، شیطان در [نطفه‌ی] او دخالت می‌کند و در نتیجه، [مرد و شیطان] هر دو در تشکیل نطفه مشارکت می‌کنند. از این نطفه، فرزندی متولد می‌شود که سهمی از شیطان در او وجود دارد."

وقتی فرزندی از راه زنا به وجود آمد دیگر مسیر تربیت درست او بسیار سخت خواهد شد هرچند انسان مختار هست و چه بسا با وجود نطفه ناپاک هم کسی باشد که عاقبت بخیر شود اما خیلی سخت می شود.

می‌گویند: یک روز شیطان با یک حرامزاده‌ای گفتند که کدام یک توفیق بیشتری در تولید گناه داریم؟ گفتند: یک روز امتحان کنیم. شیطان یک سمت رفت گناه کند، غروب برگردد خبر بدهد. این حرامزاده هم یک طرف رفت. غروب آمدند و گفتند: چه کردی؟ حرامزاده گفت: من امروز ۷۳ تا گناه ایجاد کردم. چند تا دروغ و فحش و کتک کاری و من ۷۳ خلاف تولید کردم. این آمار حرامزاده، شیطان آمد گفت: من امروز هیچ کاری نتوانستم بکنم فقط یک زن و مرد زنا کردند. گفت: خاک بر سرت کند تو شیطان هستی یک گناه تولید کردی؟ من ۷۳ گناه تولید کردم. گفت: نه، من یک زنا تولید کردم آن زنا یک بچه مثل تو می‌شود، زنا زاده و او خودش روزی ۷۳ گناه می‌کند. یعنی گناه کلیدی، گناه مادر.

به خاطر همین بسترهای انحراف هست که در روایات ما تصریح شده اگر کسی از زنا متولد شد نشانه هایی خواهد داشت.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

وَ مَنْ شَغَفَ بِمَحَبَّةِ الْحَرَامِ وَ شَهْوَةِ الزِّنَا، فَهُوَ شِرْکُ شَیْطَانٍ. و هر کس شدیداً به دوستی حرام و شهوت زنا دلبسته شود، این مشارکت با شیطان است."

ثُمَّ قَالَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: لِوَلَدِ الزِّنَا عَلَامَاتٌ: سپس فرمود (علیه السلام): "فرزند زنا نشانه‌هایی دارد:

أَحَدُهَا: بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ. یکی: دشمنی با ما اهل بیت.

وَ ثَانِیهَا: أَنْ یَحِنَّ إِلَى الْحَرَامِ الَّذِی خُلِقَ مِنْهُ. دوم: اشتیاق به حرامی که از آن به وجود آمده.

وَ ثَالِثُهَا: الِاسْتِخْفَافُ بِالدِّینِ، سوم: سبک شمردن دین،

وَ رَابِعُهَا: سُوءُ الْمُحْضَرِ لِلنَّاسِ، و چهارم: بداخلاقی با مردم،

وَ لَا یُسِیءُ مُحْضَرَ إِخْوَانِهِ إِلَّا مَنْ وُلِدَ عَلَى غَیْرِ فِرَاشِ أَبِیهِ، أَوْ مَنْ حُمِلَ بِهِ أُمُّهُ فِی حَیْضِهَا. و تنها کسی با برادران دینی‌اش بداخلاقی می‌کند که یا بر غیر بستر پدرش به دنیا آمده، یا مادرش در هنگام عادت ماهانه به او حامله شده است." عوالم العلوم,جلد 20,صفحه 684)

البته در اینجا لازم است در این خصوص یک مژده به شما عزیزان بدهم و در کنار آن یک هشدار.

مژده این است که الحمدلله در کشور ما که کشور شیعه آقا امیرالمومنین علی علیه السلام است آنقدر آمار ولد الزنا بر خلاف سایر کشورهای اسلامی مانند ترکیه و کشورهای اروپایی و آمریکایی کم هست که اصلا در آمار آورده نمی شود.

این در حالیست که طبق برآورد ورد فامیلی‌مپ، ۴۰ درصد تولدها در آمریکا خارج از ازدواج هستند. یعنی به احتمال زیاد یک نفر از هر دونفری که در خیابان‌های آمریکا در کنار شماست حرام زاده است. این آمار همچنین در کانادا ۳۳، در فرانسه ۵۷، در آلمان ۳۵، در انگلیس ۴۸ و در سوئد ۵۵ درصد است. و یا کشور ترکیه که نسبت به سایر کشورهای اسلامی آمار بالاتری دارد.[4]

در کنار این مژده باید این هشدار را هم بدهم که خطر بزرگی پیش روی جامعه ما قرار دارد. در شرایطی که کشور ما قرار گرفته جامعه زنان ما را دارند به سمت بی حجابی و برهنگی سوق می دهند و بی حجابی دروازه ورود به روابط نامشروع و زنا هست و یا تفکرات فمنیستی و شعارهای فریبنده آن را دارند به جامعه زنان ما القا می کنند که یکی از نتایج آن حضور بی ضابطه زنان و دوشادوش مردان در جامعه هست که پیامدهای اخلاقی مختلفی را به دنبال دارد که باعث قرار گرفتن کشور در مسیر انحرافات اخلاقی هست.

دوم: مال حرام

یکی دیگر از چیزهایی که راه نفوذ شیطان بر فرزندان را فراهم می کند و تاثیر مستقیمی در تربیت فرزندان دارد آن مالی هست که ما به خانه و زندگی خود وارد می کنیم.

در شرایطی زندگی می کنیم که چشم و هم چشمی ها زیاد شده، بسیاری گرفتار حرص و طمع و تجمل گرایی های افراطی شده اند؛ خیلی ها زندگی خود را با مد و مدگرایی گره زده اند. این افراد تمام هم و غم خود را بر این گذاشته اند که به هر ضرب و زوری که هست باید زندگی خودشان را مانند دیگران رنگ و لعاب دهند و یا از فلان برند لباس و کفش استفاده کنند و یا حتما عروسی هایشان در تالار باشد و چه و چه .... همه این مسائل دست به دست هم داده تا بسیاری از افراد گرفتار حرامخواری شوند.

خداشاهد هست بسیاری از حرامخواری هایی که امروز مردم گرفتار آن شده اند به خاطر نداری نسیت چون بسیاری از حرامخواری ها را همین کسبته و کارمندانی انجام می دهند که دستشان به دهانشان می رسد و نه آن کارگر ساده ای که صبح تا شب برای یک لقمه نان حلال عرق می ریزد.

بسیاری از افراد به این نکته مهم توجه ندارند که مهم ترین جایی که مال حرام اثر خود را می گذارد روی فرزندان هست.

امام صادق (علیه السلام): کَسْبُ اَلْحَرامِ یَبِینُ فِی اَلذُّرِّیَّةِ. [آثار] كسب حرام در نسل آشكار مى‏شود.[5]

در حدیث دیگری از امام باقر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام)می خوانیم:

شِرْكُ اَلشَّيْطَانِ مَا كَانَ مِنْ مَالٍ حَرَامٍ فَهُوَ مِنْ شِرْكِهِ وَ يَكُونُ مَعَ اَلرَّجُلِ حِينَ يُجَامِعُ فَيَكُونُ نُطْفَتُهُ مَعَ نُطْفَتِهِ إِذَا كَانَ حَرَاماً قَالَ كِلْتَيْهِمَا جَمِيعاً يَخْتَلِطُهُ وَ قَالَ رُبَّمَا خُلِقَ مِنْ وَاحِدَةٍ وَ رُبَّمَا خُلِقَ مِنْهُمَا جَمِيعاً .( بحار الأنوار,جلد 100,صفحه 294)

سهم شیطان (از اعمال ناپسند) این است: هر مالی که حرام باشد، از سهم اوست و این سهم، همراه مرد (صاحب مال حرام) هست، حتی هنگامی که همبستر می‌شود؛ پس نطفه شیطان با نطفه او حاضر می‌شود، اگر آن مال حرام باشد. (راوی) گفت: هر دوی آنها با هم مخلوط می‌شوند. و (راوی) گفت: گاهی (فرزند) تنها از یکی از آن دو (نطفه مرد یا نطفه شیطان) آفریده می‌شود و گاهی از هر دوی آنها با هم آفریده می‌شود.

نقل می کنند یکی از علمای بزرگ اصفهان که در دوران صفویان زندگی می کرد یک روز با پسر کوچکش به مسجد جامع اصفهان برای نماز و عبادت رفت، ایشان وارد مسجد شد، ولی فرزندش در حیاط مسجد ماند، و بازی می کرد، وقتی پدر از مسجد بیرون آمد دید پسرش سوزنی برداشته و در مشک پر از آب مسجد، فرو کرده و آب مشک به زمین می ریزد، ناراحت شد و به خانه آمد، به همسرش گفت:

من تا آنجا که ممکن بوده در تربیت این فرزند کوشیده ام و بخصوص در مورد غذایش که از راه حلال به دست آید، کمال کوشش را نموده ام، ولی امروز عملی از این بچه دیدم که خلاف اصول تربیت ما بوده است و آن اینکه سوزنی پیدا کرده و مشک مسجد را سوراخ کرده، تو همسرم، راستش را بگو، که چه غذای حرام خورده ای یا چه کار خلافی مرتکب شده ای، که این کودک چنین کاری انجام داد.

زن، کمی فکر کرد و گفت: راستش، هنگامی که این فرزند در رحم من بود، به خانه همسایه رفتم، انارهای درشت و زیبای درخت خانه همسایه مرا جلب کرد، من سوزنی را که همراهم بود در اناری فرو کردم و به وسیله آن آب انار چشیدم. اینجا بود که معلوم شد چرا کودکش سوزن در مشک آب فرو کرده است، آری این است اثر مال حرام.[6]

چقدر شیعه داریم که به خاطر حرص و جهل و بدفهمی حاضر به پرداخت خمس و زکات نیستد و مال خود را حرام می کنند کسانیکه خمس و زکات خود را پرداخت نمی کنند نباید انتظار داشته باشند که فرزندی مطیع و سربه راه و دیندار داشته باشند چراکه مال غصبی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را که باید در مسیر دیگری خرج می شد را به خورد فرزندان خود داده اند.

چقدر آدم داریم که وام با یک عنوان می گیرند اما برای کار دیگری هزینه می کنند. طرف به اسم تعمیر خانه وام می گیرد اما برای خرید ماشین صرف می کند .

چقدر آدم داریم که به عناوین مختلف خود را گرفتار ربا می کند و فکر می کند اگر عنوان را تغییر دهند مالیکه دریافت می کنند ربا نیست.

خیلی باید در این خصوص مراقب باشیم پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در خصوص ربا به ما هشدار داده و فرموده : يَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ زَمَانٌ لاَ يَبْقَى أَحَدٌ إِلاَّ أَكَلَ اَلرِّبَا فَإِنْ لَمْ يَأْكُلْهُ أَصَابَهُ مِنْ غُبَارِهِ.[7]« روزگارى بمردم رسد كه يكى نماند مگر آنكه ربا خورد و اگر نخورد غبار آن بوى رسد.»

الان سرمایه گذاری های من درآوردی درس کرده اند با سودهای عجیب و غریب که وقتی بررسی می کنی می بینی هیچ مبنای اقتصادی ندارد اما با همین سودهای فریبنده سرمایه های مردم را جذب می کنند و در پایان هم به یک کلاهبرداری اقتصادی ختم می شود. چند وقت پیش یک سرمایه گذاری معرفی کردند که می گفت به هر مقدار پول بدهی ماه بد به همان مقدار سود می دهیم یعنی اگر صد میلیون می دادی ماه دیگر صد میلیون سود به شما می دادند. مدتی گذشت معلوم شد که این کار برای جلب اعتماد مردم بوده که وقتی طرف می دید ماه اول اصل پول با سود صد درصد برگشت بقیه سرمایه خود را می آورد در این سرمایه گذاری مشکوک و کسی هم از خودش نمی پرسید که این چگونه سرمایه گذاری هست که سود صد در صد در یک ماه دارد، اصلا فکر نمی کنند که چنین سودی رنگ و بوی ربا دارد. البته طبق روال هم بعد از مدتی پول مردم رو بالاکشیدن و صاحبان این مجموعه یا متواری و یا دستگیر شدن

دائم باید با دفتر مرجع تقلید خود و علمای آگاه دین ارتباط داشته باشید و مسائل مالی خود را با آنها چک کنید که مبادا مال حرام سر سفره زن و بچه خود بگذارید.

طبق فتوای برخی مراجع کسانیکه خودرو ثبت نام کرده اند و حواله خودرو دارند حق فروش حواله را ندارند و خرید و فروش حواله خودرو حرام هست چراکه حال حاضر بر خلاف قوانین شرکت های خودرو ساز هست شرکت های خودرو ساز در شرایط فعلی قانونی را برای کنترل بازار وضع کرده اند و در آن خرید و فروش حواله را منع کرده اند.

ما حرام چنان راه نفوذ شیطان را باز می کند که انسان دیگر حتی به کلام امام معصوم علیه السلام هم بی توجه می شود کما اینکه مردم کوفه در روز عاشورا هرچه امام صحبت می کرد گوش نمی دادند و امام حسین علیه السلام به ریشه این عصیان اشاره کرده و فرمودند: كُلُّكُمْ عَاصٍ لِأَمْرِي غَيْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلِي فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ‏ مِنَ‏ الْحَرَامِ‏ وَ طُبِعَ عَلَى قُلُوبِكُم‏»« شما عموما امر مرا اطاعت نمى‏كنيد، گوش بسخن من نميدهيد. زيرا شكم‏هاى شما از حرام پر شده‏»

حلال خواری در زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها

این در حالیست که وقتی به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها می اندازیم می بینیم نان آور خانه حضرت زهرا سلام الله علیها به هیچ عنوان گِرد مال حرام نگشت.

راوی می گوید محضر امام صادق علیه السلام بودیم: فَذَكَرَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَأَطْرَاهُ وَ مَدَحَهُ بِمَا هُوَ أَهْلُهُ ثُمَّ قَالَ وَ اَللَّهِ مَا أَكَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِنَ اَلدُّنْيَا حَرَاماً قَطُّ حَتَّى مَضَى لِسَبِيلِهِ ... وَ إِنْ كَانَ لَيَقُوتُ أَهْلَهُ بِالزَّيْتِ وَ اَلْخَلِّ وَ اَلْعَجْوَةِ وَ مَا كَانَ لِبَاسُهُ إِلاَّ اَلْكَرَابِيسَ إِذَا فَضَلَ شَيْءٌ عَنْ يَدِهِ مِنْ كُمِّهِ دَعَا بِالْجَلَمِ فَقَصَّهُ .»( بحار الأنوار,جلد 41,صفحه 110)

در محضر امام صادق ـ عليه السلام ـ بودم كه از اميرالمؤمنين على بن ابى طالب ـ عليه السلام ـ ياد كرد و آن حضرت را به گونه‌اى كه در خور او بود، ستود و به او گرويد. سپس فرمود: به خدا سوگند! على بن ابى طالب ـ عليه السلام ـ تا هنگام مرگ، هرگز چيز حرامى از دنيا نخورد ... و خوراك خانواده‌اش تنها روغن و سركه و خرمای خشک بود و جامه‌اش جز جامه‌ای زبر و خشن نبود و هرگاه از آستينش چيزى اضافه مى‌آمد، قيچى مى‌خواست و آن را مى‌چيد.

و یا می بینیم با اینکه حضرت علی علیه السلام و خانواده شان امکان دسترسی کامل به بیت المال داشتند به هیچ عنوان به بیت المال دست اندازی نمی کردند

اَلْغَزَّالِيُّ فِي اَلْإِحْيَاءِ : كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَمْتَنِعُ مِنْ بَيْتِ اَلْمَالِ حَتَّى يَبِيعُ سَيْفَهُ وَ لاَ يَكُونُ لَهُ إِلاَّ قَمِيصٌ وَاحِدٌ فِي وَقْتِ اَلْغَسْلِ لاَ يَجِدُ غَيْرَهُ .»« علی بن ابی‌طالب(ع) از [برداشتن چیزی از] بیت‌المال خودداری می‌کرد، تا جایی که مجبور می‌شد شمشیرش را بفروشد و جز یک پیراهن نداشت؛ به‌گونه‌ای که هنگام شست‌وشو، لباس دیگری نداشت. بحار الأنوار,جلد 40,صفحه 323

در دوران ما که برخی از زنان برای دستیابی به هوا و هوس های خود همسرانشان را تحت فشار قرار می دهند تا به هر ضرب و زوری شده پول خواسته های آنها را تامین کند و کاری هم ندارد که از راه حلال باشد یا حرام و این را هم فکر نمی کنند که اگر مال حرام وارد زندگی آنها شود روی تربیت فرزندانشان اثر مستقیم می گذارد

این در حالیست که در زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها بر خلاف این را می بینیم. در روایت آمده که

أَصْبَحَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ذَاتَ يَوْمٍ فَقَالَ:

يَا فَاطِمَةُ هَلْ عِنْدَكِ شَيْءٌ تُغَذِّينِيِهِ؟

قَالَتْ: لَا، وَالَّذِي أَكْرَمَ أَبِي بِالنُّبُوَّةِ، وَأَكْرَمَكَ بِالْوَصِيَّةِ، مَا أَصْبَحَ الْغَدَاةَ عِنْدِي شَيْءٌ، وَمَا كَانَ شَيْءٌ أَطْعَمْنَاهُ مُذْ يَوْمَيْنِ إِلَّا شَيْءٌ كُنْتُ أُؤْثِرُكَ بِهِ عَلَى نَفْسِي وَعَلَى ابْنَيَّ هَذَيْنِ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ.

فَقَالَ عَلِيٌّ: يَا فَاطِمَةُ أَلَا كُنْتِ أَعْلَمْتِنِي، فَأَبْغِيَكُمْ شَيْئًا؟

فَقَالَتْ: يَا أَبَا الْحَسَنِ إِنِّي لَأَسْتَحْيِ مِنْ إِلَهِي أَنْ أُكَلِّفَ نَفْسَكَ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ.

یک روز علی بن ابی طالب، (در حالی که گرسنه بود،) صبح کرد و گفت:

«ای فاطمه! آیا چیزی داری که با آن غذایی برایم فراهم کنی؟»

فاطمه گفت:

«نه، قسم به آن خدایی که پدرم را با نبوت گرامی داشت و تو را با وصایت [و جانشینی پیامبر] شرافت بخشید، که این بامداد چیزی نزد من نیست. و دو روز است که چیزی برای خوردن نداشته‌ایم، مگر مقداری که من تو را بر خود و بر دو پسرم، این حسن و حسین، مقدم می‌داشتم (و آن را به تو می‌دادم).»

علی گفت:

«ای فاطمه! چرا مرا آگاه نکردی تا چیزی برایتان جست‌وگو کنم؟»

فاطمه گفت:

«ای اباالحسن! من از پروردگارم شرم دارم که تو را به کاری وادار کنم که توانایی انجام آن را نداری.».( عوالم العلوم,جلد 11,صفحه 212)

سوم: فراموشی یاد خدا به هنگام بسته شدن نطفه فرزند

سومین موردی که باعث می شود دست شیطان به فرزندان ما باز شود و عدم توجه به آن راه نفوذ شیطان به فرزندان را فراهم می کند فراموشی یاد خدا به هنگام بسته شدن نطفه فرزندان است.

از امام صادق (علیه السلام) در معنی وَ لاَ تَجْعَلْهُ شِرْكَ اَلشَّيْطَانِ، قَالَ: قُلْتُ: وَ كَيْفَ يَكُونُ مِنْ شِرْكِ اَلشَّيْطَانِ؟ قَالَ: «إِذَا ذَكَرَ اِسْمَ اَللَّهِ تَنَحَّى اَلشَّيْطَانُ ، وَ إِنْ فَعَلَ وَ لَمْ يُسَمِّ أَدْخَلَ ذَكَرَهُ، وَ كَانَ اَلْعَمَلُ مِنْهُمَا جَمِيعاً وَ اَلنُّطْفَةُ وَاحِدَةٌ».(:تفسیر البرهان,جلد 3,صفحه 545)

در معنای آیه «وَ لاَ تَجْعَلْهُ شِرْكَ الشَّيْطَانِ» (و آن را [=نطفه] شرک شیطان قرار مده) از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده که فرمود:

پرسیدم: چگونه ممکن است از شرک شیطان باشد؟

فرمود: «هنگامی که [انسان در هنگام آمیزش] نام خدا را ببرد، شیطان کنار می‌رود؛ و اگر چنین کند [یعنی نام خدا را ببرد] و نام خدا را نبرد، شیطان در [آفرینش] نطفه‌اش دخالت می‌کند و عمل [آفرینش] از هر دوی آنها [انسان و شیطان] خواهد بود، در حالی که نطفه یکی است.»

عبد الرحمان بن كثير گويد:

نزد امام صادق عليه السّلام نشسته بودم. حضرتش سخن از مشاركت شيطان به هنگام آميزش به ميان آورد و آن را آنقدر بزرگ شمرد كه من وحشت كردم.

عرض كردم: قربانت گردم! راه فرار از مشاركت شيطان چيست؟

فرمود: هنگامى كه مى‌خواهى آميزش كنى بگو: «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الّذي لا إله إلاّ هو بديع السّماوات و الأرض. اللّهمّ‌ إن قضيت منّي في هذه اللّيلة خليفة فلا تجعل للشّيطان فيه شركا و لا نصيبا و لا حظّا و اجعله مؤمنا مخلصا مصفّى من الشّيطان و رجزه جلّ ثناؤك».:الکافي,جلد 5,صفحه 503

و یا اینکه در روایت دیگری از رسول‏الله (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل شده است که: لو اَنَّ رجلاً غَشي امرأته و في البيت صبي مستيقظ يَراهما و يسمع کلامهما و نَفَسَهُما ما افلح ابداً [5] ...» هر مردي که با همسرش در اطاقي آميزش کند که در آن اطاق کودک حضور دارد و بيدار است و آن دو را مي‏بيند، کلام و نفسهاي آنها را مي‏شنود؛ آن کودک هرگز رستگار نخواهد شد.

جالب است بدانید بر خلاف آنچه که امروزه در فضای مجازی و حتی آموزش های پیش از ازدواج در مراکز آموزشی به والدین یاد می دهند و تمام تمرکز خود را بر روش های پیشگیری از فرزند آوری گذاشته اند و یا تمرکز خود را بر لذت های حیوانی گذاشته اند پیامبر خدا صل الله علیه و آله به آقا امیرالمومنین علی علیه السلام آداب روابط زناشویی که تاثیر مستقیم بر دنیا و آخرت فرزندان دارد را آموزش می داد .

در روایت مفصلی پیامبر خدا صل الله علیه و آله نکات بسیار مهم و کلیدی به حضرت علی علیه السلام آموزش دادند که قطعا از سوی ایشان در روابط خانوادگی رعایت می شد.

این روایت مفصل است که بنده تنها به بخشی از آن اشاره می کنم و بقیه آن را می توانید خودتان در فضای مجازی پیدا کنید و بخوانید.

پیامبر خدا به حضرت علی علیه السلام فرمودند:
«ای علی! در اول و وسط و آخر ماه با همسرت همبستر نشو، زیرا جنون و جذام و اختلال عقل به سرعت به او و فرزندش روی می‌آورد.
...
ای علی! با شهوت زن دیگری با همسرت همبستر مشو، زیرا می‌ترسم اگر بین شما فرزندی مقدر شود، زن‌صفت یا مرد‌صفتِ بی‌عقل باشد.
...
ای علی! به حالت ایستاده با همسرت همبستر مشو، زیرا این کار از رفتار الاغ‌هاست و اگر بین شما فرزندی مقدر شود، در بستر ادرارکننده می‌شود، مانند الاغ‌هایی که در هر جایی ادرار می‌کنند.
...
ای علی! در مقابل آفتاب و تابش آن با همسرت همبستر مشو، مگر آنکه پرده‌ای بیفکنی تا شما را بپوشاند، زیرا اگر بین شما فرزندی مقدر شود، پیوسته در بدبختی و فقر خواهد بود تا بمیرد.
ای علی! بین اذان و اقامه با همسرت همبستر مشو، زیرا اگر بین شما فرزندی مقدر شود، حریص بر خون‌ریزی می‌گردد.
ای علی! هنگامی که همسرت باردار شد، با او همبستر مشو مگر با وضو باشی، زیرا اگر بین شما فرزندی مقدر شود، کوردل و بخیل می‌شود.
ای علی! در نیمه شعبان با خانواده‌ات همبستر مشو، زیرا اگر بین شما فرزندی مقدر شود، بدیمن و دارای خال در صورتش می‌گردد.
...

ای علی! بر پشت بام ساختمان با خانواده‌ات همبستر مشو، زیرا اگر بین شما فرزندی مقدر شود، منافق، ریاکار و بدعت‌گذار می‌شود.
ای علی! هنگامی که به سفر می‌روی، از آن شب با خانواده‌ات همبستر مشو، زیرا اگر بین شما فرزندی مقدر شود، مالش را در غیر حق انفاق می‌کند.» و رسول خدا (صلی‌الله علیه و آله) این آیه را تلاوت فرمود: «اسراف‌کاران برادران شیاطینند
...
ای علی! بر تو باد به همبستری در شب دوشنبه، زیرا اگر بین شما فرزندی مقدر شود، حافظ کتاب خدا و راضی به آنچه خداوند عزوجل تقسیم کرده است، خواهد بود.
ای علی! اگر در شب سه‌شنبه با خانواده‌ات همبستر شوی و بین شما فرزندی مقدر شود، پس از گواهی به "لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله" به شهادت نائل می‌شود و خداوند او را با مشرکان عذاب نمی‌کند و خوشبو، خوش‌دهان، دلسوز، بخشنده و پاک‌زبان از غیبت و دروغ و بهتان خواهد بود.
ای علی! اگر در شب پنجشنبه با خانواده‌ات همبستر شوی و بین شما فرزندی مقدر شود، حاکمی از حاکمان یا عالمی از عالمان می‌شود. و اگر هنگام زوال خورشید از وسط آسمان (ظهر) روز پنجشنبه با او همبستر شوی و بین شما فرزندی مقدر شود، شیطان تا زمانی که پیر شود به او نزدیک نمی‌گردد و سرپرست (جامعه) می‌شود و خداوند عزوجل سلامتی در دین و دنیا را به او روزی می‌دهد.
...

ای علی! این سفارش مرا همان‌گونه که من از جبرئیل (علیه‌السلام) حفظ کردم، حفظ کن

آنچه تا اینجا گفتیم مربوط به راه های نفوذ شیطان در فرزندان بود که با مراعات مواردی که گفته شد می توان راه نفوذ شیطان در فرزندان را گرفته و مسیر تربیت دینی آنها را سهل و آسان کرد. هرچند راه های دیگری برای جلوگیری از نفوذ شیطان در فرزندان وجود دارد که اگر خداوند متعال توفیق داد در جلسات بعد بدان خواهیم پرداخت


[1] - الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏7، ص: 56

[2] - الكافي (ط - الإسلامية) / ج‏2 / 143 / باب تعجيل فعل الخير ..... ص : 142

[3] - المحاسن / ج‏1 / 107 / 46 عقاب الزاني ..... ص : 106

[4] - https://www.mashreghnews.ir/news/959674/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84

[5] - الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏5، ص: 125

[6] - در این باره مراة الاحوال و روضات الجنات و خانواده در اسلام مراجعه شود.

[7] - مستدرك الوسائل,جلد 13,صفحه 333

تربیت توحیدی در سیره تربیتی خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

السَّلَامُ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ السَّلَامُ عَلَى النَّبْعَةِ النَّبَوِيَّةِ النَّاضِرَةِ السَّلَامُ عَلَى الزَّكِيَّةِ الْعَارِفَةِ السَّلَامُ عَلَى الْمَظْلُومَةِ الصَّابِرَةِ السَّلَامُ عَلَى خَصِيمَةِ الْفَجَرَةِ السَّلَامُ عَلَى أُمِّ الْأَئِمَّةِ الْبَرَرَةِ السَّلَامُ عَلَى الْبَضْعَةِ النَّبَوِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى الدُّرَّةِ الْأَحْمَدِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى فَاطِمَةَ الْبَتُولِ السَّلَامُ عَلَى الزَّهْرَاءِ ابْنَةِ الرَّسُول‏ (صل الله علیه و آله)

امروز تصمیم دارم به کمک یکی از سوره های قرآن کریم و سیره حضرت زهرا سلام الله علیها نکاتی رو خدمت شما عرض کنم.

یکی از سوره های اعجاب آمیز و تکان دهنده قرآن کریم سوره عصر است.

خداوند متعال در این سوره می فرماید:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ به نام خداوند رحمتگر مهربان وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾سوگند به عصر [غلبه حق بر باطل] (۱) إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿۲كه واقعا انسان دستخوش زيان است (۲) إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾مگر كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده و همديگر را به حق سفارش و به شكيبايى توصيه كرده‏ اند (۳)

خداوند متعال در این سوره به عصر که یکی از تفاسیر آن را همان سراسر زمان و تاريخ بشريت دانسته اند قسم یاد می کند که انسان در خسران و ضرر هست.

* ما خودمان با نگاهی اجمالی به تاریخ بشریت به خوبی به این موضوع پی می بریم اینکه می بینیم با گذشت عصرها و دوران های مختلف از زمان حضرت آدم علیه السلام تا کنون که چندین هزار سال از آن می گذرد و معلوم هم نیست چندین هزار سال دیگر هم باقی باشد افراد در خسران و ضرر بوده اند.

*یکی از نشانه های این خسران و ضرر آن است که در میان میلیاردها میلیارد انسانی که طی این چندین هزار سال به دنیا آمده اند و از این دنیا رفته اند هیچ اثری از آنها نیست. نه نامی و نه یادی از آنها وجود ندارد.

اگر قرآن کریم و گفتار اهل بیت علیهم السلام نبود ما همین نام چند پیامبر یعنی حضرت آدم و نوح ، حضرت عیسی و موسی و ابراهیم خلیل و ... همچنین فرعون و نمرود را هم که در میان این چند میلیارد بودند را نمی شناختیم.

باید این اطمینان را داشته باشیم که ما هم مانند ذره ای در میان این همه جمعیت که در طی عصرهای گوناگون آمدند و رفتند دیر یا زود خواهیم رفت و هیچ نام و یادی از ما نخواهد شد.

آیت الله حائری شیرازی یک بار گفته بود هرکس که بتواند نشانی از قبر جد پنجم خود بیاورد من جایزه می دهم.

ما ها خیلی زور بزنیم از قبر دو یا سه جد قبل از خود خبر داریم و اثری از آن باقی مانده است اما از جد چهارم و پنجم که می گذرد نه تنها از قبر او خبر نداریم که نام او را هم نمی شناسیم چه رسد به اینکه از او خاطره و یا یادی باقی مانده باشد.

مطمئنا ما نیز در همین مسیر قرار داریم به طور یقین تا 50 سال دیگر بیشتر ما بر روی این کره خاکی نخواهیم بود و هر کس غیر از این فکر کند خود را فریب داده است . و اگر از این دنیا برویم نه اینکه تا صد سال بلکه بنده تضمین می دهم تا 50 و خیلی کمتر از آن حتی دیگر نام ما هم در این دنیا برده نخواهد شد و کسی حتی ما را یاد نخواهد کرد.

قطعا چنین چیزی خسران محض است که انسان بعد از 70-80 سال زندگی در این دنیا با گذشت مدتی حتی نامی هم از او باقی نماند.

اما سوال این است که راه جبران این خسارت محض چیست؟

پاسخ این سوال را خود خداوند متعال در این سوره به ما داده است. پاسخ این است که باید زندگی خود را از مسیر زندگی حیوانی در مسیر زندگی انسانی و الهی قرار دهیم و این نمی شود مگر زمانی که به فرموده قرآن کریم: ایمان و عمل صالح را سرلوحه فعالیت های زندگی خود قرار دهیم.

یعنی اگر زندگی خود را حول محور انگیزه های حیوانی و امیال نفسانی تنظیم کردیم امیالی که برد آنها فقط در همین دنیا هست مثل کسانیکه دنیای خود را در کسب لذت جنسی بیشتر و بیشتر می بینند، و یا کسانیکه حرص جمع آوری مال دارند، و یا کسانیکه بدون انگیزه خدمت به دنبال کسب پست و مقام دنیایی هستند بیاید بدانند که در خسران هستند اما اگر به دستور قرآن کریم می خواهیم عمل کنیم باید از یک سو به دنبال ایمان و باورهای درست باشیم یعنی هم به خداوند متعال، پیامبر عظیم الشان ایشان و اهل بیت علیهم السلام و قیامت ایمان داشته باشیم و هم از سویی دیگر از خودمان عمل صالحی برجای بگذاریم

صرفا هم ایمان کفایت نمی کند تا مثل بعضی بگوییم که دلت پاک باشد بلکه باید همراه با این ایمان عمل صالح نیز باشد.

اما این عمل صالح چیست ؟ مصادیق فراوانی وجود دارد. تمامی اعمال عبادی اعم از واجب و مستحب مثل نماز و روزه و خمس و زکات، حج، صدقات و زیارت اهل بیت علیهم السلام و ... همه و همه از مصادیق عمل صالح هستند.

اینکه انسان از خودش بر روی زمین باقیات الصالحاتی بگذارد از بارزترین مصادیق عمل صالح هست که باعث می شود علاوه بر اینکه انسان گرفتار خسران نشود نام و یاد او نیز به خوبی باقی بماند مثل کسانیکه با نوشتن کتاب، احادیث اهل بیت علیهم السلام را در جامعه ماندگار کردند همچون مرحوم کلینی ها که اصول کافی را نوشتند و مرحوم مجلسی ها که بحارالانوار را نوشتند و مرحوم شیخ صدوق ها که خصال شیخ صدوق را نوشتند و یا شیخ عباس قمی که مفاتیح الجنان را به نگارش در آوردند و در روی زمین ماندگار شدند.

مثل کسانیکه مال و اموال و دارایی فراوان داشتند و می توانستند آن را برای ورثه بگذارند تا منشأ دعوا و گرفتاری آنها شوند اما بخشی از آن را یا مسجد کردند و یا وقف ائمه علیهم السلام کردند که از این نمونه ها کم نداریم

مانند حاج غضنفر که در قم 14 مسجد به نام 14 معصوم بنا کرد و هنوز هم نام مساجد به نام خود او شناخته می شوند و کسی مثل حاج طاهری یکی از مغازه های خود را وقت روضه امام حسین علیه السلام نموده است که قطعا این از اعمال صالحی است که از او باقی مانده و خواهد ماند.

اما یکی از مهمترین اعمال صالح که انسان می تواند از خود برجای بگذارد تا باعث نجات او از خسران شود «فرزند صالح» است.

از کجا می گوییم فرزند صالح عمل صالح است؟ این را از داستان حضرت نوح به خوبی می توان دریافت.

وقتی که عذاب الهی نازل شد و توفان شروع شد حضرت نوح علیه السلام دید که فرزندش در حال غرق شدن هست به خداوند عرضه داشت

رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي (45)

خداوند متعال در پاسخ فرمود:

قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ (سوره هود, آیه 46)

این پاسخ خداوند نشان می دهد که فرزندانی که از انسان به جا می مانند می تواند عمل صالح برای انسان محسوب شود و هم عمل غیر صالح باشند.

یا در روایات می خوانیم که پیامبر اکرم(ص) بیان فرموده است: ایشان می‌فرماید: اذا مات الانسان انقطع عمله الا من ثلاث: صدقه جاریه، او علم ینتفع به، او ولد صالح یدعو له؛ هرگاه انسان بمیرد، عملش هم قطع می‌شود، مگر از سه راه: صدقه جاریه، یا عملی که از آن سود می‌برند، یا فرزند شایسته‌ای که برای او دعا می‌کند.

اما نکته ای که بنده می خواهم با تمسک به سیره و زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها به آن اشاره کنم این است که اگر ما بخواهیم فرزندانمان به عنوان عمل صالح و باقیات الصالحات از طرف ما بر روی زمین بر جا بمانند ما باید چگونه و بر چه معیارهایی فرزندانمان را تربیت کنیم.

حضرت زهرا سلام الله علیها به عنوان الگو ائمه معصومین علیه السلام و سایر شیعیان فرزندانی را تربیت کردند که بر روی زمین نظیر ندارد و تمامی فراگیری مطالب از شخصیت ایشان مربوط به سنین حدود 3 تا 5 سالگی امام حسن،امام حسین، حضرت زینب و ام کلثوم علیهم السلام است.

---

امام امت رحمةالله عليه در يکي از سخنرانيهايش در مورد نقش حضرت فاطمه زهرا عليهاسلام در تربیت فرزندانشان فرموده‏اند: جنبه مادري اين خانم: بي‏نظير و نمونه است تربيت دو پسر ايشان که دو معصوم و دو بزرگوار هستند يعني امام حسن و امام حسين عليهماالسلام جدا از شخصيت مادر نمي‏تواند باشد و در مورد دخترشان مثلاً عظمت شخصيت حضرت زينب (س) را مي‏توانيم از مادرشان بدانيم.[1]

** پرورش شخصیت توحیدی**

فرزندانمان را بر مدار توحید تربیت کنیم.

پدران و مادران مکلفند تا فرزندان خویش را با روحیه خداپرستی آشنا سازند و شوق عبادت و تقرب به خالق بی همتا را در آنان پرورش دهند.

کودکانی که از نخستین روزهای حیات خویش، با ایمان به خدا تربیت می شوند، اراده ای قوی و روانی نیرومند دارند. از همان دوران کودکی، رشید و باشهامت هستند و نتایج درخشان ایمان، از خلال گفتار و رفتارشان به خوبی مشهود است.

از اساسی ترین مسائلی که بزرگ بانوی اسلام، در منطق رفتاری خود در تربیت کودکانش بر آن تأکید می ورزید، توجه به روحیه عبادت و حس خداپرستی در فرزندانش بود.

آن یگانه مربی روزگار چنان شوق بندگی و عبودیت و خضوع در برابر معبود را در دل و جان فرزندانش تقویت می کرد که آنان بهترین کارها و بالاترین لذت ها و زیباترین دقایق را لحظات عبادت و تقرب به خدا می دانستند.

حضرت زهرا علیهاالسلام روحیه تعبد و بندگی را از کودکی به فرزندانش می آموخت و آنها را در حد طاقتشان با عبادت آشنا می ساخت، به گونه ای که حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری و نخفتن وادار می کرد.

... حضرت در روز بچه ها را می خوابانید تا کاملاً استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتر و مطلوب تری از نظر جسمی و روحی برای شب زنده داری داشته باشند. او به حدی در این کار جدی و قاطع بود که نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود: «محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند».

گویا فاطمه علیهاالسلام می خواهد از دوران کودکی در قلب پاک فرزندان خود جمال خدا را به تجلی و جان و زبانشان را به حلاوت و شیرینی عبادت آشنا کند و محبوب راستین را به آنان نشان بدهد تا در جوانی جذب جلوه های دروغین نشوند. این روش تربیتی فاطمه علیهاالسلام ، به عنوان یک سنت بسیار پسندیده و قابل اجرا، درگفتار امامان معصوم نیز به چشم می خورد.

----مورد دوم------

حضرت فاطمه نيز در موقعي که با امام حسن بازي مي‏کرد و او را بالا و پايين مي‏انداخت مي‏فرمود:

اَشْبِه اَباکَ ياحَسَنُ

وَاخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ الْرَّسَنَ

وَ اعْبُدْ اِلهاً ذَا الْمِنَنِ

و لا تُوالِ ذَالْاِحَنْ

يعني حسن جان مانند پدرت باش. ريسمان را از گردن حق بردار و خداي احسان کننده را پرستش کن. و با افراد دشمن و کينه‏توز دوستي مکن.

حضرت زهرا در موقع بازي با اطفال نيز بدانان درس شجاعت و دفاع از حق و پرستش خدا مي‏داد و در همين جمله کوتاه چهار نکته حساس را به آن کودک القا مي‏کرد. مانند پدرت شجاع و خداپرست باش، از حق دفاع کن، خدا را پرستش کن، با افراد کينه‏توز دوستي مکن.

**نتیجه تربیت توحیدی**

این نوع نگاه باعث می شود که فرزندان در هر حالی خداوند را ناظر بر اعمال و رفتار خود ببینند و ملاک در اعمال و رفتار خود را رضایت خداوند قرار دهند و نه رضایت دیگران و اینگونه فرزند صالحی برای ما باشند.

بنابراین اگر می خواهیم فرزندانمان برای ما باقیات الصالحات باشند باید آنها را بر مدار توحید و خداپرستی تربیت کنیم.

*نگاهی به رفتارهای والدین به خوبی فاصله ما را نسبت به سیره تربیتی حضرت زهرا سلام الله علیها نشان می دهد.

*بنده چند نمونه را عرض می کنم تا روش تربیتی ما با حضرت زهرا سلام الله علیها فاصله دارد.

نمونه اول: تربیت جامعه محور

برخی فرزندانشان را بر اساس هنجارهای اجتماعی تربیت می کنند

1- به فرزندانمان می گوییم این لباس را نپوش و الا می ری بیرون از خانه مسخره ات می کنند .

2- اگر اینگونه صحبت کنی مردم مسخره ات می کنند.

این روش تربیتی مبتنی بر هنجارهای اجتماعی است یعنی با تکیه بر این موضوع طی سالیان تربیت فرزندان به آنها چنین القاء می کنیم که ملاک انتخاب رفتارها و تصمیمات باید هنجارهای اجتماعی باشد.

ثمره این نوع تربیت آن خواهد شد که اگر فرزند ما در محیطی قرار بگیرند که دارای معیارهای اسلامی نباشد و فرزند ما را مسخره کنند و یا به رفتار او بخندند به سرعت رنگ عوض می کنند.

لذا می بینیم بر اساس آمار 70 درصد از دختران چادری به دلیل تمسخر در دانشگاه ها دست از حجاب خود برداشته اند.

چه بسا یکی از مهمترین دلایل آن این باشد که در ضمیر ناخودآگاه آنان چنین نهادینه شده که اگر رفتاری داشته باشند که باعث خنده یا تمسخر دیگران می شود باید ترک شود و لو اینکه رفتار آنها درست باشد.

اما اگر فرزندان را بر اساس گوهر توحید تربیت کنیم دیگر با خنده و تمسخر دیگران عقاید صحیح خود را از دست نمی دهند

اگر بچه ما در محیطی قرار گرفت که نماز خوان ها را مسخره می کنند در این صورت به خاطر مسخره کردن دیگران دست از نماز بر نمی دارند و یا در محیطی قرار گرفت که روزه گرفتن را مسخره می کنند در این صورت دست از روزه گرفتن بر نمی دارد

چراکه شرایط محیطی عامل تعیین کننده رفتار آنها نخواهد بود بلکه ارزش های واقعی الهی ملاک رفتار او خواهد بود.

امام کاظم علیه السلام به هشام بن حکم فرمود: هشام! اگر گردوئى داشته باشى و همه گويند لؤلؤ است سودت ندهد، تو خود مى‏دانى كه گردو است، و اگر لؤلؤيى در دستت باشد و مردم گويند گردو است زيانت نرساند، تو خود مى‏دانى كه لؤلؤ است.

-قطعا چنین فرزندانی که با تغییر شرایط محیطی رنگ عوض می کنند و بر محور توحید زندگی خود را تنظیم نمی کنند نمی تواند برای انسان باقیات الصالحات باشند.

* نمونه دوم: فریب کار محور

حتما شما هم دیده اید که برخی به فرزندانشان چنین القا می کنند که زرنگی در پایمال کردن حقوق دیگران است و با چنین ملاکی فرزندان خود را تربیت می کند.

- مثلا پدر به فرزند می گوید عُرضه نداشتی و زرنگ نبودی از صف بزنی جلو و زودتر نان بگیری

- و یا به تمجدید افراد اینچنین می پردازند که پسر فلانی زرنگ بود و تونست بعد تصادف فرار کنه

- فلانی رو می شناسی هیچ وقت عوارضی نمی دهد و همش فرار می کند

و یا با افتخار از اینکه کلاه سر دیگران گذاشته تعریف می کند.

*وقتی فرزند با چنین ملاکی تربیت شد دیگر امیدی بر اینکه برای ما باقیات الصالحات باشد وجود ندارد.

*نمونه سوم: مال محور

اگر دقت کرده باشید در بسیاری از فیلم های و کارتون ها سعادت و خوشبختی را در پول و ثروت نشان می دهد.متاسفانه برخی از والدین هم به این موضوع دامن می زنند. همیشه با حسرت از افراد پولدار یاد می کنند که خوش به حال فلانی که وضع مالیشان خوب است . خوش به حالشان که فلان خانه را دارند و خوش به حالشان که فلان ماشین را دارند و ...

- اگر این موضوع در وجود فرزندان مان نهادینه شود و ملاک و معیار رفتارهای او قرار گیرد در بسیاری از موقع حساس ممکن است که راه خطا را انتخاب کنند و نتوانند میان راه حق و درست و ثروت دنیا به سمت راه حق بروند.

- مثلا دختر حاضر می شود میان خواستگار متدین بی پول و خواستگار پولدار بی دین نفر دوم را انتخاب کند و چه بسا با این انتخاب دنیا و آخرت خود را تباه کند.

نمونه چهارم: خود محور

برخی نیز فرزندان خود را خودخواه و خودمحور تربیت می کنند.

این والدین فکر می کنند اگر تمامی امکانات و رفاهیات را در اختیار فرزندانشان قرار دهند آنها خوشبخت می شوند اما نمی دانند که با این کار زمینه انحطاط و گرفتاری آنها را فراهم می کنند.

وقتی چنین فردی اینگونه تربیت شد انتظار دارد همه کمر در خدمت او داشته باشند و از همه طلبکار هست و حتی ممکن است خطر آفرین باشد مثل مادری که یک عمر همه خواسته های فرزندش را تامین کرده بود اما وقتی فرزندش از او ماشین خواسته بود و او نتوانسته بود خواسته اش را تامین کند قصد کشتن او را داشت و می گفت به من چه که نمی تواند باید به هر نحو ماشین برای من بخرد.

**نکته مهم**

این نکته مهم را باید بدانیم که اگر بر اساس خدا محوری فرزندان خود را تربیت کنیم همانگونه که سیره حضرت زهرا سلام الله علیها بود قطعا خداوند از لحاظ موفقیت، مال و قدرت همانی را که تامین کننده سعادت دنیا و آخرت ما باشد را به ما عنایت خواهد کرد و اینچنین فرزندانی برای ما به عنوان عمل صالح باقی خواهند ما و جلوی خسران ما را خواهند گرفت.

**روضه**

سخنان سردار سلیمانی با رزمندگان رو از صدا و سیما شنیدید که به رزمندگان توصیه می کرد هرجا گیر کردید خدا رو به پهلوهای شکسته حضرت زهرا قسم بدید.

بریم دست به دامن حضرت زهرا سلام الله علیها بشیم به یاد امام و شهدا به خصوص سید شهیدان مقاومت سردار سلیمانی و شهید ابو مهدی و همراهانش

السَّلاَمُ عَلَیْکِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ،

سلام بر تو ای صدّیقه شهیده،

الْمَكْسُورَةِ ضِلْعُهَا،

سلام بر تو ای بانوی پهلو شکسته،

الْمَظْلُومِ بَعْلُهَا،

سلام بر همسر مظلومت

الْمَقْتُولِ وَلَدُها

و سلام بر محسن شهیدت.

گل، بر من و جوانی ِ من،گریه می کند

بلبل به هم زبانی ِ من،گریه می کند

من گریه مخفیانه نمودم،ولی علی

بر گریه ی نهانی ِ من گریه می کند

* امام صادق (ع)، حال و روز حضرت زهرا سلام الله علیها را در این چند روز اینگونه وصف می کند : « وَ نَالَهَا مِنَ الْقَوْمِ مَا نَالَهَا لَزمَتِ الفَراش"مادر ما تو بستر افتاد، دیگه نتونست بلند شه "وَ نَحِلَ جِسمُها » روز به روز بدنش ضعیف و لاغر می شد «حَتی صارَت كالخَیال» از مادر ِ ما فقط یه شبهی باقی مانده بود،

*روايت داريم آن هنگام كه فاطمه سلام الله عليها به شهادت رسيدند ساعت بين مغرب و عشاء بود

ببينيم زبان حال فاطمه زهرا با اسماء چيست؟

*شهادت ازسروپايم نمايان است اي اسماء

كتاب عمر زهرا رو به پايان است اي اسماء

* كمك كن تا بجاي آرم نماز آخرينم را كه يك امروز زهرابرتومهمان است اي اسماء

سپس رو به قبله خوابيد فرمود اسماء ساعتي صبر كن بعد از آن مرا صدا بزن اگر جوابي ندادم علي را خبر كن وقتيكه زمان احتضار فرا رسيد آنحضرت نگاه كردند سپس گفت : السلام علي جبرَئيل، السلام علي رسول الله

سلام بر جبرئيل سلام بر رسول خدا ،

مدتي گذشت اسماء آمدند بالاي سر آنحضرت هر چه صدا كرد جوابي نشنيد فهميد كه حضرت جان داده خودش را روي بدن مبارك زهرا انداخت در اين حال امام حسن و امام حسين از در وارد شدند بعد از اينكه از مرگ مادر باخبر شدن اسماء به آن دو جگر گوشه زهرا فرمود برويد پدر بزرگوار خود را خبر كنيد . بچه ها بيرون رفتند نزديك مسجد رسيدند در حاليكه فرياد مي زدن يا محمدا يا احمدا اَلْيوم جُدِّدَ لنا موتُك اذ ماتت اُمُنا

يا رسول الله امروز مصيبت فقدان تو براي ما تجديد شد چراكه مادر ما از دنيا رفت

* شب شد وقت عمل به وصيت فاطمه سلام الله عليها رسيد آقا امير المومنين عليه السلام جنازه را آوردند شبانه غسل كردند و كفن كردند بعد از غسل و كفن در تاريكي شب آنموقع كه چشمها خواب بود آهسته آهسته به سمت قبر حركت كردند

*در تاريخ صحنه دلخراشي نقل شده كه من نمي دانم آنرا براي شما چگونه به تصوير بكشم

* از آنجا كه حضرت وصيت كرده بود تمامي مراسم شبانه و مخفيانه انجام شود بگونه ايكه دشمنان از اين امر مطلع نشوند مراسم دفن در كمال خفا و پنهاني و به نوعي با دستپاچگي و سرعت انجام شد گو اينكه تمام توجه حضرت علي عليه السلام به اين بود كه كسي متوجه نشود و به وصيت حضرت زهرا عليها السالم جامه عمل پوشانده شود

لذا گویا متوجه نبود كه دارد محبوبترين افراد را بعد از پيامبر اسلام با دستان خودش دفن مي نمايد

* اينطور بود كه در تاريخ آورده اند همينكه علي عليه السلام از دفن حضرت فارغ شد مثل اينكه تمام غمهاي دنيا را در دل حضرت ريخته باشند تازه مثل اينكه آنحضرت متوجه شده باشند كه با دستان خودشان بهترين همدم و ياورشان را دفن كرده اند

آنگاه برخاست و رو به سوى قبر مبارك پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كرد و گفت:

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَ عَنِ ابْنَتِكَ النَّازِلَةِ فِي جِوَارِكَ وَ السَّرِيعَةِ اللَّحَاقِ بِكَ

يا رسول اللَّه! سلام من و سلام دخترت فاطمه بر تو باد، همان دخترت كه به زيارت تو آمده و در بقعه تو خوابيده و خداوند خواست كه به سرعت به تو ملحق شود.

قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ رَقَ‏ عَنْهَا تَجَلُّدِي

اى رسول خدا! از فراق دختر برگزيده تو صبر و شكيبايى من قليل و اندك شده، قدرت من از دورى برترين زنان فاطمه ضعيف گرديد،

فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ

يا رسول اللَّه! آن امانتى را كه به من دادى پس گرفته شد! سپرده باز گرفته شد! فاطمه زهرا را بردى،

أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ إِلَى أَنْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ بِهَا مُقِيمٌ

يا رسول اللَّه ... غم و اندوه من هميشگى گرديده! شب من با بيخوابى مى‏گذرد

وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ هَذَا

دخترت به زودى تو را از اينكه امّت تو متحد شدند و حقّ او را پايمال كردند آگاه خواهد كرد! جريان را از فاطمه‏ات جويا شود و شرح حال را از وى بخواه! چه غم و غصه‏هايى كه در دل او جايگزين شدند (نهج البلاغه، خطبه 193 )

رفتي ولي از غصه دل با پدر بگو

با او زجور امت بيدادگر بگو

از ماجراي غصب فدک ايها البتول

زآن سيلي و گرفتن قرص قمر بگو

از دآستان خانه به وقت هجوم خصم

ز آن ماجرا و قصه قتل پسر بگو

گلوگاه های تربیت فرزند صالح با توجه به زندگی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها (جلسه اول)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

السَّلَامُ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ السَّلَامُ عَلَى النَّبْعَةِ النَّبَوِيَّةِ النَّاضِرَةِ السَّلَامُ عَلَى الزَّكِيَّةِ الْعَارِفَةِ السَّلَامُ عَلَى الْمَظْلُومَةِ الصَّابِرَةِ السَّلَامُ عَلَى خَصِيمَةِ الْفَجَرَةِ السَّلَامُ عَلَى أُمِّ الْأَئِمَّةِ الْبَرَرَةِ السَّلَامُ عَلَى الْبَضْعَةِ النَّبَوِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى الدُّرَّةِ الْأَحْمَدِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى فَاطِمَةَ الْبَتُولِ السَّلَامُ عَلَى الزَّهْرَاءِ ابْنَةِ الرَّسُول‏ (صل الله علیه و آله)

آرزوی هر پدر و مادر متدینی این است که فرزندی صالح داشته باشد تا بتواند برای او باقیات الصالحات باشد. چون متدینین بر اساس آموزه های ناب اسلامی که از طریق کتب روایی و یا علما و مجالس روضه ای که توفیق داشته اند در آن شرکت کنند شنیده اند که امام صادق (ع) فرزند صالح را یکی از نشانه های سعادت و خوشبختی انسان بر شمرده و فرموده: «مِنْ سعادة المرء الولد الصّالح [وسائل، ج 15، ص 97.] ».

و یا در بیان دیگری فرموده «الولد الصالح ريحانةٌ مِن اللّه [وسائل، ج 15، ص 97.] ». فرزند صالح گلي است که خداوند سبحان بر پدر و مادر هديه مي‏کند.

بر اساس آنچه که در منابع ناب شیعی آمده برای متدینین مسلم هست که نامه اعمال انسان پس از مرگ بسته می شود اما چند چیز باعث می شود تا همچنان برای فرد ثواب نوشته شود امام صادق علیه السلام فرمود: لَيْسَ يَتْبَعُ الرَّجُلَ بَعْدَ مَوْتِهِ مِنَ الْأَجْرِ إِلَّا ثَلَاثُ خِصَالٍ صَدَقَةٌ أَجْرَاهَا فِي حَيَاتِهِ فَهِيَ تَجْرِي بَعْدَ مَوْتِهِ وَ صَدَقَةٌ مَبْتُولَةٌ لَا تُورَثُ أَوْ سُنَّةُ هُدًى يُعْمَلُ بِهَا بَعْدَهُ أَوْ وَلَدٌ صَالِحٌ يَدْعُو لَهُ.[1]« پس از مرگ هيچ عملى جز سه خصلت مرد را دنبال نمى‏كند (يعنى: اجر و پاداش هيچ عملى كه پس از مرگ انجام گيرد به انسان نميرسد مگر سه كار): 1-صدقه‏اى كه- بتوفيق الهى- در حال حيات جارى ساخته، كه پس از مرگ نيز [تا روز قيامت‏] برايش جريان خواهد داشت، 2- و رفتار هدايت بخشى كه [از خود بيادگار گذاشته و] ديگران بدان عمل كنند، 3- و فرزند شايسته‏اى كه برايش دعا كند.

اما در جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم و شرایطی که هم اکنون تجربه می کنیم با پدیده های عجیبی مواجه می شویم که ما را با سوالات گوناگونی مواجه می کند.

یکی از پدیده های عجیب دوران ما وجود خانواده های مذهبی و پایبند به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام است که فرزندان آنها ساز مخالف را کوک کرده و از فرامین الهی سرپیچی می نمایند.

بارهای دیده ایم که والدین کاملا مذهبی از اینکه فرزندانشان مقید به نماز نیستند شکایت می کنند و یا خانواده هایی که مادران آنها چادری کاملا پوشیده هستند اما فرزندانشان نسبت به حجاب بی موالاتی می کنند.

برخی والدین از اینکه فرزندانشان گرفتار تفکرات انحرافی شده اند ناله می کنند یکی تفکرات فیمینیستی دارد، دیگری دم از باستان گرایی می زند نسبت به اهل بیت علیهم السلام شبهه افکنی می کند و ....

با دیدن چنین پدیده هایی این سوال مطرح می شود که ما باید چه کارهایی انجام دهیم تا نسل پیش روی ما گرفتار چنین مشکلاتی نشود و بتوانیم نسلی از خود برجا بگذاریم که مایه افتخار ما و بعد از مرگ ما برایمان باقیات الصالحات باشد؟

از آنجا به لطف الهی ما پیرو متکبی هستیم که با خاندان عصمت و طهارت متصل بوده و ما را به وحی الهی راهنمایی می کنند. بهترین راه دستیابی به پاسخ درست این سوال این است که پاسخ سوالات و دغدغه های خود را در رفتار و گفتار معصومین علیهم السلام جستجو نماییم.

بنده تصمیم دارم با توجه به ایام فاطمیه که منسوب به خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها هست با نگاهی به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها به این سوال پاسخ دهم. به خصوص اینکهتربيت فرزنداني فرزانه و شايسته چون حسن و حسين و زينب و کلثوم (سلام الله عليهم) موفقيت بزرگي بود که زیر سایه تربیت فاطمه و علي (سلام الله عليهما) اتفاق افتاد.

حضرت زهرا سلام الله علیها در تجربه ثابت کردند که شیوه تربیتی ایشان بي‏نظير و نمونه است تربيت دو پسر ايشان که دو معصوم و دو بزرگوار هستند يعني امام حسن و امام حسين عليهماالسلام

ولي انسانهاي بسيار بزرگ در همان خانه تربيت شدند که دنيا را متوجه اسلام کردند امام حسن مجتبي‏عليه‏السلام اولين ثمره ازدواج علي و فاطمه عليهماالسلام است که نمونه‏اي از کرامت، بزرگواری و تصمیمات درست در موقعیت های بسیار حساس سیاسی بود. و حضرت اباعبدالله الحسين عليه‏السلام که دفاع ازحق و حقيقت و مبارزه با ظلم و استبداد را براي هميشه به پيروان ولايت آموخت.

جدا از شخصيت مادر نمي‏تواند باشد.

او دختري مثل زينب کبري عليهاسلام تربيت مي‏کند که وقتي در مجلس ابن زياد پليد وارد مي‏شود و از او در شهادت برادرش حسين عليه‏السلام طعنه مي‏شنود بلافاصله قسم مي‏خورد که ماراْينا الاّجميلاً ما از خداوند متعال جز زيبايي چيز ديگري نديديم (يعني در راه دوست هرچه به ما رسيده عين لطف و کرامت بوده و هرگز ناراضي نيستيم) اين معرفت را زينب عليهاسلام از مادر مکرمه‏اش حضرت فاطمه زهرا عليهاسلام دارد.

حضرت فاطمه عليهاسلام مادري است که فرزندانش را در شرایط سخت اقتصادی اجتماعی و خانوادگی تربیت کردند. خانه زهرا عليها سلام در مدينه منوره بسيار کوچک بود. وضعیت اقتصادی که باعث می شد بارها شرایط گرسنگی و بی غذایی را تحمل نمایند.

ایشان فرزندانشان را در کوران بحران های سیاسی و جنگ های متعددی که در اوائل اسلام وجود داشت تربیت کردند چه بسا همسرشان حضرت علی علیه السلام بخاطر موقعیت شغلی و جایگاهی که نزد پیامبر خدا داشتند مجبور بود هفته ها خانه و کاشانه خود را رها کند و بار زندگی بطور کامل بر دوش حضرت زهرا سلام الله علیها باشد.

آنحضرت کودکان خود را در شرایط نامناسب محیطی که بازمانده از دوران جاهلیت بود و همچنان برخی مفاسد اخلاقی در گوشه و کنار جامعه همچنان رایج بود به دنیا آوردند

اما ایشان با وجود تمامی این مسائل فرزندان خود را طوري تربيت کرد که هر کدام از آنها اسوه‏هاي صبر و مقاومت و کمال و عالي‏ترين نسخه‏هاي معرفت و معنويت و انسانيت بودند.

وقتی زندگی خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها را بررسی می کنیم متوجه می شویم در سیره تربیتی ایشان نکات ظریفی وجود دارد که در زندگی امروز ما کمرنگ و یا بطور کامل نادیده گرفته شده است

در این چند شب که در خدمت شما هستم بنا دارم به چند گلوگاه تربیتی که در زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها وجود داشت و امروزه در برخی از خانواده ها کمرنگ شده و یا کلا نادیده گرفته می شود اشاره کنم. گلوگاه هایی که بی توجهی به آنها نتیجه اش می شود فرزندانی با رفتارها و اعتقادات انحرافی که مایه خجالت و شرمساری انسان در دنیا و آخرت می شود.

گلوگاه اول: انتخاب همسر

بساری از مردم جامعه تصور می کنند که تربیت فرزند از زمان رشد و فهم کودک آغاز می شود اما آموزه های دینی ما نشان می دهد که اگر کسی به فکر نسل آینده خود است باید از زمان انتخاب همسر مراقب این مساله باشد.

اگر واقعا دغدغه دین دارید و برای شما مهم است که نسلی که قرار است شما باقی بماند چه نسلی خواهد بود؟ نسلی که پیرو مکتب اهل بیت علیهم السلام و قوی در برابر گناهان و انحرافات فکری و عقیدتی حتما باید از همان ابتدا که تشکیل خانواده هست به این موضوع توجه داشته باشید

در زیارت اربعین می خوانیم : ِ أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِي الْأَصْلَابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الطَّاهِرَةِ

«گواهی می‌دهم که تو همواره نورى بودى در صلب های بلندمرتبه و رحم‌هاى پاک [که از هر آلودگی مبرّا بودند].

این به ما نشان می دهد که انسان های پاک و برگزیده از مردان پاک و در دامن های پاک و مطهر رشد می کنند و تربیت می شوند

بعد از آنكه مولاى متقیان، حضرت زهراعلیهاالسلام را از دست داد و اشقیاى روزگار، آن بانوى بانوان عالم را به شهادت رساندند، فرزندان كوچك آن بزرگوار به مادرى نیاز داشتند كه در عین حالى كه همسرى حضرت را عهده‏دار مى‏شود، براى آن عزیزان نیز مادرى مهربان باشد. به همین سبب، امام على‏علیه‏السلام از برادرش عقیل كه دانشمندى تبارشناس در جهان عرب بود، چنین درخواست كرد: «اُنْظُرْ لِى اِمْرَأَةً قَدْ وَلَدَتْها الْفُحُولَةُ مِنَ الْعَرَبِ لِاَتَزَوَّجَها فَتَلِدَ لِى غُلاماً فارِساً؛ براى همسرى‏ام؛ بانویى از میان اعراب انتخاب كن كه از نسل دلیرمردان عرب باشد و پسرى جوانمرد و شجاع برایم به دنیا آورد.‌» عقیل نیز بعد از فكر و اندیشه به امام پیشنهاد كرد كه با‌ام البنین كلابیه ازدواج كند؛ چرا كه در میان اعراب، شجاع‏تر از نیاكان او یافت نمى‏شود. مولاى متقیان نیز رأى برادرش را پسندید و عقیل را به خواستگارى فرستاد. (3)

امام در این رفتار خود كه به اصالت نژاد یك دختر توجه کرده و نقش مادر را در تربیت فرزندان نشان می دهد.

*هشدار نسبت به معیارهای غلط

بنابر این خیلی مهم هست که دست روی چه فرد و خانواده ای می گذارید و چه معیارهایی را برای انتخاب مادر آینده فرزندان خود در نظر می گیرد.

اگر قرار است مثل بسیاری از افراد امروزی همسر انتخاب کنیم تنها دو معیار را نباید در نظر بگیریم یکی پول و دیگری زیبایی

این در حالی هست که اسلام نسبت به معیارهای غلط انتخاب همسر هشدار داده

اول* از امام ششم (ع): اگر مرد زن را براى زيبائى و يا ثروتش بگيرد، از اين هر دو محروم ماند و اگر براى دين و تقوايش بگيرد، خداوند مال و جمال نيز نصيبش گرداند. (مكارم الأخلاق-ترجمه مير باقرى، ج‏1، ص: 386 )

دوم *قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: لا تنكح المرأة لجمالها فلعلّ جمالها يرديها و لا لمالها فلعلّ مالها يطغيها و انكح المرأة لدينها. «1»

(1) رسول اكرم (ص) فرموده است: زن را براى زيبائيش بهمسرى مگير چه ممكن است جمال زن باعث پستى و سقوط اخلاقيش شود، و همچنين به انگيزه مالش با وى پيوند زناشوئى برقرار مكن زيرا مال ميتواند مايه طغيان او گردد، بلكه به سرمايه دينش متوجّه باش و با زن با ايمان ازدواج كن. (الحديت-روايات تربيتى، ج‏1، ص: 177 )

سوم* قال رسول اللَّه خطيبا فقال: ايّها النّاس ايّاكم و خضراء الدّمن.

قيل يا رسول اللَّه و ما خضراء الدّمن. قال المرأة الحسناء في منبت السّوء. «1»

(1) روزى رسول اكرم (ص) بر پا خاست و بمردم فرمود: بپرهيزيد از گياهان سبز و خرّمى كه در سرگين پرورش يافته است. عرض شد يا رسول اللَّه مقصود از اين سخن چيست؟ فرمود: مراد، زن زيبا و خوبروئى است كه در خانواده بد و محيط فاسد پرورش يافته است. (الحديت-روايات تربيتى، ج‏1، ص: 178 )

عن النّبى صلّى اللَّه عليه و آله قال: من نكح امرأة حلالا بمال حلال غير انّه اراد به فخرا و رياء و سمعة لم يزده اللَّه بذلك الّا ذلّا و هوانا. «1»

رسول اكرم (ص) فرموده است: اگر كسى زنى را با مال حلال بهمسرى قانونى خويش درآورد و مقصودش از ازدواج با وى فخر فروشى و ريا كارى خودبينى باشد خداوند از اين پيوند زناشوئى جز بر ذلّت و پستى او نمى‏افزايد. (الحديت-روايات تربيتى، ج‏1، ص: 181 )

اینکه دختر فلان فرد مشهور و سرشناه را برای پز دادن و افتخار کردن بگیریم و یا ازدواج با فلان سلبریتی برای تو چشم مردم کردن از این نوع ازدواج هست

تذکر نسبت به یک نکته: اینکه فرموده اند به خاطر ثروت و زیبایی ازدواج نکنید یعنی اینکه شاخص اصلی و به تعبیر دیگر اولویت اول شما در انتخاب همسر پول و زیبایی نباشد به گونه ای که بخاطر داشتن پول بقیه شاخص ها و معیارهای اصلی را نادیده بگیرید. مثلا خواستگار پولداری برای دختر خانم آمده و در تحقیقات متوجه می شوند که این آقا پسر گل فرد بی موالاتی هست که با دخترهای دیگری رابطه دوستی داشته.

در اینجا اگر کسی معیار پول را ملاک قرار دهد و این مساله مهم را نادیده بگیرد چوبش را در آینده زندگی خواهد خود چراکه بنده خودم نتیجه اینگونه روابط را دیده ام. بالاخره دنیای دوستی با دنیای زندگی در زیر یک سقف با مسئولیت های متعددی که بر عهده زن و شوهر می گذارد فرق می کند.

آقا پسر یا دختر خانم وقتی پیش از ازدواج رابطه دوستی با دیگران داشته باشند و بطور طبیعی خاطرات خوشی را با هم سپری کرده باشند بعد از ورود به زندگی و بروز برخی مشکلات ریز و درشت که در زندگی طبیعی همه اتفاق می افتد فیل شان یاد هندوستان می افتد که اگر با همان دوست دختر قبلی یا دوست پسر قبلی بودم با این مشکلات مواجه نمی شدم. و از همینجا پایه های روابط خانوادگی شروع به آسیب دیدن می کند و اگر فرزند یا فرزندانی هم در میان باشند در این آسیب ها با مشکلات عدیده تربیتی مواجه می شوند.

در یکی از سفرهای تبلیغی که داشتم در مسیر برگشت از سنندج با آقایی آشنا شدم. ایشان یک زندگی مشترکی داشت که کمتر کسی این زندگی را تجربه را می کند. ایشان می گفت طی چندین سالی که با همسرش ازدواج کرده و بچه دار شده حتی یک بار هم با او اختلاف پیدا نکرده. طی آن چند ساعتی که در مسیر با هم بودیم این خانم مهربان چند بار به ایشان زنگ زد و از احوال ایشان جویا شد که مثلا الان چیزی خورده که ضعف نکند یا استراحت کرده یا اینکه به کجا رسیده ، مشکلی نبوده و ... اما همین آقا که چنین زندگی و همسری داشت که آرزوی بسیاری از مردان هست خودش برایم تعریف کرد که قبل از ازدواج با دختری دوست بوده اما به دلیل مخالفت والدین نتوانست با او ازدواج کند و آن دختر بعد از چندین سال به این آقا زنگ زده و این آقا را هوایی کرده بود که مجددا با هم ارتباط داشته باشند . حالا تصور کنید اگر این ارتباط مجدد برقرار شود چه بلای خانمان سوزی دچار این زندگی خواهد شد.

این حرف ها را وقتی مطرح می کنید برخی می گویند آقا دیگر روزگار جوری شده همه دخترها و پسرها همینطور هستند و یه رابطه ای دارند. طرف فکر می کند خود فرزند خودش و چند نفر دیگر مشکل دارند پس همه همینگونه هستند. نخیر آقا؛ هنوز هم بسیاری از خانوادهای پاک و دختران و پسران پاکی در جامعه ما وجود دارند که دامن خود را به روابط ناسالم و غیرمشروع آلوده نکرده اند باید بگردید و این دختران را پیدا کنید. امروزه خدا را شکر هم مجموعه هایی وجود دارد که افراد متدین می توانند به آنجا مراجعه کنند (مثل حوزه های علمیه خواهران و مساجد و پایگاه های بسیج و ...) و دختران عفیف را پیدا کنند و هم نرم افزارهایی مانند آدم و حوا وجود دارد که غالبا خانواده های مذهبی در آنجا وجود دارند.

*معیارهای انتخاب خانم برای ازدواج

در کنار این هشدارهای روایات فراوانی که به معیارهای همسر شایسته پرداخته که هر یک از این معیارها چه در زندگی مشترک آینده و چه در تربیت نسلی دیندار و عاقبت به خیر تاثیر دارد به عنوان نمونه در روایات اهل بیت علیهم السلام از آقا امیرالمومنین علیه السلام برای ازدواج دستوری وارد شده که هرکس که تصمیم دارد ازدواج کند این نماز را بخواند (که به جوانان توصیه می کنم حتما این نماز را در دستور کار خودشان قرار دهند و آن را هر از چندگاهی بخوانند.)

در متن این نماز ما می توانیم به معیارهای واقعی انتخاب دختر به عنوان همسر آینده پی ببریم :

قَالَ عَلِيٌّ ع مَنْ أَرَادَ مِنْكُمُ التَّزْوِيجَ فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ لْيَقْرَأْ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ وَ سُورَةِ يس فَإِذَا فَرَغَ مِنَ الصَّلَاةِ فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لْيُثْنِ عَلَيْهِ وَ لْيَقُلِ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي زَوْجَةً صَالِحَةً وَدُوداً وَلُوداً شَكُوراً قَنُوعاً غَيُوراً إِنْ أَحْسَنْتُ شَكَرَتْ وَ إِنْ أَسَأْتُ غَفَرَتْ وَ إِنْ ذَكَرْتُ اللَّهَ تَعَالَى أَعَانَتْ وَ إِنْ نَسِيتُ ذَكَّرَتْ وَ إِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا حَفِظَتْ وَ إِنْ دَخَلْتُ عَلَيْهَا سُرَّتْ وَ إِنْ أَمَرْتُهَا أَطَاعَتْنِي وَ إِنْ أَقْسَمْتُ عَلَيْهَا أَبَرَّتْ قَسَمِي وَ إِنْ غَضِبْتُ عَلَيْهَا أَرْضَتْنِي يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ هَبْ لِي ذَلِكَ فَإِنَّمَا أَسْأَلُكَ وَ لَا أَجِدُ إِلَّا مَا قَسَمْتَ لِي وَ قَالَ عَلِيٌّ ع مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ أَعْطَاهُ اللَّهُ مَا سَأَلَ ثُمَّ إِذَا زُفَّتْ إِلَيْهِ وَ دَخَلَتْ عَلَيْهِ فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ لْيَمْسَحْ يَدَهُ عَلَى نَاصِيَتِهَا وَ لْيَقُلِ اللَّهُمَّ بَارِكْ لِي فِي أَهْلِي وَ بَارِكْ لَهَا فِيَّ وَ مَا جَمَعْتَ بَيْنَنَا فَاجْمَعْ بَيْنَنَا فِي خَيْرٍ وَ يُمْن‏ ( نوادر راوندى-ترجمه صادقى اردستانى 282 نماز و دعا براى ازدواج‏ )

(1) 415- على عليه السّلام فرمود: هر كس از شما براى ازدواج تصميم گرفت، دو ركعت نماز بخواند، بعد سوره حمد و يس را قرائت كند و پس از آن حمد و ثناى الهى را بجاى آورد، و بگويد:

خدايا! زن صالح، با مودّت، پر اولاد، سپاسگزار، قانع و تسليم و با غيرت نصيب من گردان، كه اگر خوبى كنم سپاسگزار باشد، و اگر خدا را فراموش كردم مرا ياد آورى كند، آنگاه كه خانه را ترك مى‏كنم حافظ زندگى و آبرو باشد، و آنگاه كه به خانه مى‏آيم مرا خوشحال و مسرور كند، اگر به او دستور دادم اطاعت كند، و اگر براى او قسم خوردم آن را بپذيرد، و اگر نسبت به او عصبانى و خشمناك شدم مرا راضى و خرسند گرداند.

اى خداى صاحب جلال و بزرگوارى! چنين زنى را قسمت من گردان، زيرا من از آستان پر عظمت تو كمك مى‏گيرم، و جز آنچه تو قسمت من مى‏كنى، چيزى را سراغ ندارم.

(1) على عليه السّلام فرمود: اگر كسى اين نماز و دعا را انجام دهد، خداوند خواسته او را اجابت مى‏نمايد. و آنگاه هم كه شب عروسى مى‏رسد و زن نزد او مى‏آيد، دو ركعت نماز بخواند، سپس دست خود را روى پيشانى زن بگذارد و بگويد: «اللّهم بارك لي و في أهلي و بارك لها فيّ، و ما جمعت بيننا، فاجمع بيننا في خير و يمن. (النوادر للراوندي / الدعاء عند التزويج ص : 48)

دوم* و زين العابدين (ع)فرمود: بهترين زنان آنست كه: خوشبو، و طباخ (خوش غذا) خوبى باشد، اگر خرج كند در راه صحيح و خوب خرج كند، و اگر امساك نمايد بروش صحيح باشد.

و اين گونه زنان از عمال الهى هستند و عمال خدا پشيمانى، و نكبت نخواهند داشت. (مكارم الأخلاق-ترجمه مير باقرى، ج‏1، ص: 381 )

چهارم* پيغمبر (ص) فرمود: مى‏خواهيد بهترين زنان را معرفى كنم؟ گفتند آرى يا رسول اللَّه. فرمود: بهترين زنان آنست كه بچه زياد مى‏آورد و با عاطفه و محبت و عفيف و پوشيده باشد، در خانواده‏اش عزيز و محترم، و براى شوهر متواضع و فروتن باشد. با شوهر شوخ و مزاحگر و نسبت به ديگران (از مردان) مستور و خوددار باشد.

به سخن شوهر گوش فرا دهد، و فرمانبردارى نمايد، در خلوت خود را براى او بيارايد و چون مردان ترك زينت ننمايد. (مكارم الأخلاق-ترجمه مير باقرى، ج‏1، ص: 381 )

*معیارهای انتخاب شوهر

در اسلام برای انتخاب شوهر نیز معیارهایی مطرح شده

یکی از مهمترین معیارهایی که باید مومنین در نظر بگیرند کفویت هست

شخصی از پیامبر خدا سوال کرد یا رسول الله صل الله علیه و آله با چه کسانی ازدواج کنیم؟

پیامبر خدا در پاسخ فرمودند: الْأَكْفَاءَ » «با هم کفو»

مجددا این فرد از رسول خدا سوال کرد: مَنِ الْأَكْفَاءُ (هم کفو چه کسانی هستند»

قَالَ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ پیامبر خدا فرمودند مومنون هم کفو یکدیگر هستند.

مومنین « عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية، ج‏3، ص: 340»

درروایت دیگری امام صادق علیه السلام کفویت را اینگونه تعریف کرده اند که هم کفو بودن در دو چیز هست.

الْكُفْؤُ أَنْ يَكُونَ عَفِيفاً وَ عِنْدَهُ يَسَارٌ «1». و آن حضرت عليه السّلام فرمود: همسانى آنست كه مرد، عفيف و پاكدامن باشد و توانائى تأمين مخارج خانواده را داشته باشد.

در روایت دیگری از امام رضا علیه السلام به دو معیار دیگر برای انتخاب شوهر اشاره شده . ایشان فرموده اند: وَ إِنْ خَطَبَ إِلَيْكَ رَجُلٌ رَضِيتَ دِينَهُ وَ خُلُقَهُ فَزَوِّجْهُ وَ لَا يَمْنَعْكَ فَقْرُهُ وَ فَاقَتُهُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ إِنْ يَتَفَرَّقا يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ «2» وَ قَوْلُهُ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ «3» وَ لَا تُزَوِّجْ شَارِبَ خَمْرٍ فَإِنَّ مَنْ فَعَلَ فَكَأَنَّمَا قَادَهَا إِلَى الزِّنَا

از آنجایی که متاسفانه برخی مسائل در سال های اخیر در کشورمان رواج پیدا کرده باید به این مساله مهم هم اشاره کنم که یکی از موضوعات مهمی که در انتخاب شوهر بدان باید توجه کرد موضوع شارب الخمر بودن هست ( الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام، ص: 237)

امام صادق (علیه السلام) فرموده اند: « شَارِبُ الْخَمْرِ إِنْ مَرِضَ فَلَا تَعُودُوهُ وَ إِنْ مَاتَ فَلَا تَشْهَدُوهُ وَ إِنْ شَهِدَ فَلَا تُزَكُّوهُ وَ إِنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَلَا تُزَوِّجُوهُ فَإِنَّ مَنْ زَوَّجَ ابْنَتَهُ شَارِبَ الْخَمْرِ فَكَأَنَّمَا قَادَهَا إِلَى الزِّنَا وَ مَنْ زَوَّجَ ابْنَتَهُ مُخَالِفاً لَهُ عَلَى دِينِهِ فَقَدْ قَطَعَ رَحِمَهَا.( من لا يحضره الفقيه، ج‏4، ص: 58)

"کسی که شراب می نوشد، اگر بیمار شد، عیادتش نکنید و اگر مُرد، در تشییع جنازه اش حاضر نشوید و اگر (در دادگاه) شهادت داد، گواهی اش را نپذیرید و اگر خواست تا با یکی از نزدیکانتان ازدواج کند، به او همسر ندهید. زیرا هر کس دخترش را به ازدواج شرابخوار درآورد، گویی او را به سوی زنا کشانده است. و هر کس دخترش را به ازدواج کسی درآورد که در دین با او مخالف است، قطعاً پیوند خویشاوندی اش را بریده است."

*انتخاب همسر در زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها

وقتی به زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه می کنیم می بینیم به موضوع انتخاب همسر توجه ویژه شده

همانطور که می دانیم حضرت زهرا سلام الله علیها به غیر از علی علیه السلام هم خواستگاران دیگری داشتند که چه بسا وضعیت اقتصادی بهتری نسبت به حضرت علی علیه السلام داشتند اما اولویت پیامبر خدا برای انتخاب شوهر حضرت زهرا سلام الله علیها پول و ثروت نبود.

كشف الغمّة: و من «المناقب» عن أمّ سلمة؛ و سلمان الفارسي؛ و عليّ بن أبي طالب عليه السّلام و كلّ قالوا:

إِنَّهُ لَمَّا أَدْرَكَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ مَدْرَكَ النِّسَاءِ، خَطَبَهَا أَكَابِرُ قُرَيْشٍ مِنْ أَهْلِ الْفَضْلِ وَ السَّابِقَةِ فِي الْإِسْلَامِ، وَ الشَّرَفِ وَ الْمَالِ، وَ كَانَ كُلَّمَا ذَكَرَهَا رَجُلٌ مِنْ قُرَيْشٍ لِرَسُولِ اللَّهِ أَعْرَضَ عَنْهُ رَسُولُ اللَّهِ بِوَجْهِهِ، حَتَّى كَانَ الرَّجُلُ مِنْهُمْ يَظُنُّ فِي نَفْسِهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ سَاخِطٌ عَلَيْهِ، أَوْ قَدْ نَزَلَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ فِيهِ وَحْيٌ مِنَ السَّمَاءِ.

وَ لَقَدْ خَطَبَهَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ أَبُو بَكْرٍ، فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ : «أَمْرُهَا إِلَى رَبِّهَا».

وَ خَطَبَهَا بَعْدَ أَبِي بَكْرٍ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ، فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ كَمَقَالَتِهِ لِأَبِي بَكْرٍ.

قَالَ: وَ إِنَّ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ كَانَا ذَاتَ يَوْمٍ جَالِسَيْنِ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ ، وَ مَعَهُمَا سَعْدُ بْنُ مُعَاذٍ الْأَنْصَارِيُّ ثُمَّ الْأَوْسِيُّ، فَتَذَاكَرُوا أَمْرَ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ .

فَقَالَ أَبُو بَكْرٍ: قَدْ خَطَبَهَا الْأَشْرَافُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ، فَقَالَ: إِنَّ أَمْرَهَا إِلَى رَبِّهَا، إِنْ شَاءَ أَنْ يُزَوِّجَهَا زَوَّجَهَا.

هنگامی که فاطمه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به سن ازدواج (کمال و مقام زنان) رسید، بزرگان قریش از میان افراد با فضیلت، پیشگام در اسلام، دارای شرافت و ثروت، برای خواستگاری او آمدند. اما هرگاه مردی از قریش، نام فاطمه را نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌برد، رسول خدا روی خود را از او برمی‌گرداند، تا جایی که آن مرد گمان می‌کرد پیامبر از او خشمگین است، یا اینکه درباره او وحیی از آسمان نازل شده است.

به راستی ابوبکر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خواستگاری فاطمه را کرد و پیامبر به او فرمود: «کار او به پروردگارش واگذار شده است.»

پس از ابوبکر، عمر بن خطاب نیز برای خواستگاری آمد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) همان سخنی را به او گفت که به ابوبکر گفته بود.

(راوی) می‌گوید: روزی ابوبکر و عمر در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته بودند و سعد بن معاذ انصاری از طایفه اوس نیز با آنان بود. آنان درباره (موضوع) فاطمه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) با یکدیگر گفتگو کردند. ابوبکر گفت: «اشراف و بزرگان از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خواستگاری فاطمه را کردند و ایشان فرمود: "کار او به پروردگارش واگذار شده، اگر او بخواهد، او را تزویج خواهد کرد."» (عوالم العلوم,جلد 11,صفحه 414)

در نقل دیگر از ابن عباس آمده است:

محمّد بن سليمان عن محمّد بن منصور عن أحمد بن عبد الرحمن عن الحسن عن الحكم عن السدّي: عن ابن عبّاس قال خطب: أبو بكر إلى النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمة فردّه و قال: لم أومر به، ثمّ خطبها عمر فردّه و قال: لم أؤمر به، ثمّ خطبها عليّ فزوّجها إيّاه فقالت فاطمة: يا رسول اللّه زوّجتني رجلا لا مال له و لا شيء له؟ فقال [لها]: يا بنيّة أ ما ترضين أن أكون زوّجتك أوّل المسلمين سلما و أفضلهم حلما و أعلمهم علما؟ فقالت: رضيت بما رضي اللّه لي و رسوله.

ابن عبّاس نقل شده:

ابوبکر از پیامبر خدا صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم خواستگاری فاطمه را کرد، ولی پیامبر او را رد کرد و فرمود: «مأمور به این کار نبوده‌ام.»

سپس عمر خواستگاری کرد و پیامبر او را نیز رد نمود و فرمود: «مأمور به این کار نشده‌ام.»

آنگاه علی خواستگاری کرد و پیامبر فاطمه را به عقد او درآورد.

فاطمه گفت: «ای پیامبر خدا! مرا به عقد مردی درآوردی که هیچ مال و اموالی ندارد؟»

پیامبر به او فرمود: «ای دخترم! آیا راضی نمی‌شوی که من تو را به عقد کسی درآوردم که نخستین مسلمان است، برترین مردم در بردباری و داناترین آنان در علم است؟»

فاطمه گفت: «به آنچه خدا و پیامبرش برایم پسندیده‌اند راضی هستم.» (مناقب الإمام أمیر المؤمنین علیه السلام,جلد 1,صفحه 290)

نتیجه گیری

خوب اگر معیارهای پیامبر خدا صل الله علیه و آله و حضرت زهرا سلام الله علیها پول و شهرت و مسائلی از این دست بود در این صورت از نسل عمر و ابوبکر که فرزندانی همچون امام حسن و امام حسین و حضرت زینب سلام الله علیها تربیت نمی شود.

بنابراین اگر می بینیم در زندگی های خانواده های متدین مشکلاتی در تربیت فرزند وجود دارد باید بدانیم یکی از علت های آن به انتخاب همسر بر می گردد مرد متدین ما در انتخاب همسر دقت های لازم را نکرده و یا خانم متدین ما در انتخاب شوهر دقت های لازم را نکرده و به واسطه همین انتخاب اشتباه فرزندان ما در دستان پدری ناشایست و یا مادری ناشایست تربیت شده اند و نتیجه آن فرزندان ناخلف شده. بطور حتم اگر خانواده متدینی می خواهد نسل طیب و طاهر و باقیات الصالحات داشته باشد باید این موضوع را از همان ابتدا با دقت و هوشیاری لحاظ نماید و در تحقیقاتی که برای انتخاب همسر انجام می دهد این معیارها را پرس و جو نماید تا خدای ناکرده گرفتار نشود.

البته همانگونه که گفته شد این یکی از دلایل هست و در این خصوص دلایل دیگر وجود دارد که انشاء الله در جلسات بعد بدان خواهیم پرداخت


[1] - الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏7، ص: 56