10- آداب مهمانی و میزبانی در مهمانی خدا (افطاری دادن)
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین
خداوند متعال را شاکریم که توفیق داد تا طی شب های گذشته گوشه هایی از آداب مهمانی و میزبانی در ماه مبارک رمضان را بر اساس خطبه شعبانیه پیامبر خدا صل الله علیه و آله مرور نمودیم.
از دیگر آداب مهمان در ضیافت الهی که از کلام پیامبر گرامی اسلام بدست می آید ادب افطاری دادن است. پیامبر خدا صل الله علیه و آله در این باره فرموده اند:
أَیهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْکمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِی هَذَا الشَّهْرِ کانَ لَهُ بِذَلِک عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ
ای مردم! هر کس از شما مؤمن روزهداری را در این ماه افطار دهد، برای او نزد خدا ثواب یک بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته خواهد بود.
بطور مطلق سفره داری و غذا دادن به دیگران از اموریست که مورد رضایت خداوند متعال بوده و آن را می ستاید.
بعضي، از مهمان گريزانند. برخي هم مهمان دوستند. هر كدام هم نشان دهنده خصلتِ دروني افراد است. حضرت علي(ع) را اندوهگين ديدند. پرسيدند: يا علي! سبب اندوه شما چيست؟ فرمود: «يك هفته است كه مهماني برايم نيامده است!...»( ميزان الحكمه، ج5، ص521.)
اين كجا؟ و آن كه آمدن مهمان را نزول بلا مي شمارد و كوه غم بر دلش مي افتد و عزا مي گيرد، كجا؟ بركتِ خانه، در آمد و شد مهمان است. مهمان رحمت الهي است و پذيرايي از مهمان، توفيقي ارجمند است كه نصيب هر كس نمي شود. مهمان حبيب خداست. در ضرب المثلهاي ايراني است كه: «مهمان، روزيِ خود را مي آورد.»(2) البته اين ضرب المثل، از احاديث اسلامي گرفته شده و ريشه اي ديني دارد. از حضرت رسول(ص) روايت است كه: «الضّيفُ يَنْزِلُ بِرِزْقِهِ ...»( ميزان الحكمه، ج5، ص520، وسائل الشيعه، ج16، ص459. ) مهمان، روزي خود را نازل مي كند. البته اضافه بر اين، گناهان صاحبخانه و ميزبان را هم مي زدايد و اين بركتي شگفت است. باز هم در اين زمينه حديثي از امام صادق(ع) بشنويم كه به يكي از يارانش به نام «حسين بن نعيم» فرمود:
ـ آيا برادران ديني ات را دوست داري؟
ـ آري.
ـ آيا به تهيدستانِ آنان سود مي رساني؟
ـ آري.
ـ سزاوار است كه دوستداران خدا را دوست بداري. به خدا سوگند، نفع تو به هيچ يك از آنان نمي رسد، مگر آنكه دوستشان بداري. راستي، آيا آنان را به خانه خودت دعوت مي كني؟
ـ آري. هرگز غذا نمي خورم مگر آنكه پيش من دو سه نفر يا كمتر و بيشتر از برادران هستند.
حضرت فرمود:
ـ آگاه باش كه فضيلت آنان بر تو، بيش از برتري تو بر آنان است!
(راوي كه با شنيدن اين سخن به تعجب آمده بود، پرسيد:)
ـ فدايت شوم! من به آنان طعام مي دهم، مركب خويش را در اختيارشان مي گذارم، با اين حال آنان برتر از منند؟
ـ آري! چون وقتي آنان به خانه تو وارد مي شوند، همراه خود، آمرزش تو و خانواده ات را همراه مي آورند و چون مي روند، گناهان تو و خانواده ات را با خويش مي برند.( كافي، ج2، ص201، ح8 و 9. )
گرچه باديه نشينان عرب به مهمان نوازي معروفند، همچنين عشاير خودمان در ايران، ولي در بسياري از شهرها و مناطق، با جلوه هاي زيباي مهمان دوستي مواجه مي شويد. شايد شما هم نام برخي از شهرها و مناطق را به عنوان مهمان نواز و مهمان دوست شنيده ايد كه در اين خصلت، مشهورند و زبانزدِ خاصّ و عام. اين نيز ريشه در فرهنگ ديني و باورهاي مذهبي دارد و تعليمي است كه از قرآن و دين فرا گرفته اند. اساسا دين ما، يكي از مؤثرترين عوامل شكل دهنده به «فرهنگ عمومي» در جامعه ايراني و اسلامي است.
در روايات اسلامي، حتي فصلي به عنوانِ «باب اِقراء الضّيف و اكرامه»( بحارالانوار (بيروت)، ج72، ص458.) وجود دارد كه به تكريم و گرامي داشتن و احترام و پذيرايي از مهمان سفارش مي كند و مهمان دوستي را خوش مي دارد و خوشحال شدن از آمدن مهمان را بسيار نيكو مي شمارد و خانه بي مهمان را دور از فرشتگان مي داند.
امام باقر(ع) به نقل از پدرانش از قول حضرت پيامبر(ص) فرموده است:
«اِذا دَخَلَ الرَّجُلُ بَلْدَةً فَهُوَ ضَيْفٌ عَلي مَن بِها مِنْ اَهلِ دينهِ، حَتّي يَرْحَلَ عَنْهُمْ ...»( همان، ص462. )
هرگاه كسي وارد شهري شد، او مهمانِ همدينان خودش در آن شهر است، تا آنكه آنجا را ترك كند.
وقتي تازه واردي به يك شهر، مهمان مردم آنجا محسوب شود و آنان وظيفه اكرام و مهمان نوازي دارند، ورود مهمان به خانه شخصي يك مسلمان، ضرورت اكرام و پذيرايي بيشتري را داراست. از همين جاست كه اگر شهري پذيراي مهمانهاي خارجي، سيلزدگان، آوارگان جنگ، آسيب ديدگان از زلزله و حوادث و آوارگان از يك كشور همسايه باشد، به حكم وظيفه انساني و به دستور اخلاقي اسلام، وظيفه آن شهروندان است كه با آغوشي باز و * طبق روايات، موارد اطعام و وليمه، عبارت است از: ازدواج و عروسي، تولّد نوزاد، ختنه كردن كودك، خانه جديد، بازگشت از حج.
گرم و برخوردي كريمانه و بزرگوارانه، مهمان نوازي كنند. از پيامبر اكرم(ص) روايت شده است كه فرمود: «اَكْرِمُوا الضُّيوفَ وَ اَقْرُوا الضّيوُفَ»( كنزالعمّال، ج9، ص245. )، مهمانها را اكرام و پذيرايي كنيد.
سفره داری از سیره بزرگان است
«هاشم»، جدّ بزرگ رسول خدا، هميشه سفره اي باز داشت و غذاي آماده او و خانه مهيّايش براي عامّه مردم، او را به سيادت و آقايي قريش رسانده بود.
«حاتم طايي»، سخاوتمند معروف عرب، خانه اي داشت كه ملجأ مردم و محلّ اميدِ بينوايان و مسافران و مهمانان مختلف بود.
امام حسن مجتبي(ع) مهمانخانه اي در منزل داشت كه به طور معمول، از طبقات مختلف، بويژه افراد غريب و بي خانه و بينوا و مسافران و يتيمان و محرومان، پيوسته از آن بهره مند مي شدند.
براي كريمانِ بلندهمّت، «اِطعام» لذّتي بيش از طعام خوردن دارد و حظّ روحي آنان از اين رهگذر است.
امام حسن مجتبي(ع) مهمانخانه اي در منزل داشت كه به طور معمول، از طبقات مختلف، بويژه افراد غريب و بي خانه و بينوا و مسافران و يتيمان و محرومان، پيوسته از آن بهره مند مي شدند.
چه زيباست اين كلام مولا علي(ع) كه فرمود:
«قُوتُ الأَجسادِ الطَّعامُ، وَ قُوتُ الأَرواحِ الأِطعام».( بحارالانوار، ج72، ص456.)
قُوت و غذاي جسم، غذا خوردن است، ولي غذاي روح، اِطعام و غذا دادن.
كسي مي گفت: بزرگترين لذّت روحي من وقتي است كه عدّه اي نيازمند و تهيدست را به مهماني دعوت كنم و آنها سر سفره نشسته و مشغول خوردن باشند و من از دور، اين صحنه را نگاه كنم و لذّت ببرم!
مجال سخن در باره مهماني هنوز هم باقي است، تا فرصتي ديگر. پايان اين نوشته را از «قابوسنامه» مي آوريم كه توصيه مي كند:
«چون ميهمان كني، از خوبي و بديِ خوردنيها عذر مخواه، كه اين طبع بازاريان باشد، هر ساعت مگوي كه فلان چيز بخور، خوب است! يا چرا نمي خوري؟ يا من نتوانستم سزاي تو كنم، كه اينها سخن كساني است كه يك بار ميهماني كنند.»( رهنمون، ص748. )
خداوند متعال در قرآن کریم از سخاوت حضرت ابراهیم علیه السلام اینگونه یاد می نماید
نخست روى سخن را به پیامبر کرده، مى فرماید: «آیا داستان و خبر مهمان هاى بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است»؟! (هَلْ أَتاکَ حَدِیثُ ضَیْفِ إِبْراهِیمَ الْمُکْرَمِینَ).(1)
تعبیر به «مُکْرَمِین» (اکرام شدگان)، یا به خاطر این است که این فرشتگان مأموران حق بودند، و در آیه 26 سوره «انبیاء» نیز درباره فرشتگان مى خوانیم:بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ: «آنها بندگانى هستند محترم»، و یا به خاطر احتراماتى است که ابراهیم(علیه السلام) براى آنها قائل شد، و یا به هر دو جهت.
* * *
پس از آن به شرح حال آنها پرداخته، مى گوید: «آن زمان که بر ابراهیم وارد شدند و گفتند: سلام بر تو! او گفت: سلام بر شما، که جمعیتى ناشناخته اید»! (إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْکَرُونَ).(2)
بعضى گفته اند: ابراهیم(علیه السلام) مسأله ناشناخته بودن آنها را در درون دل گفت، نه به صورت آشکار (چرا که این سخن با مسأله احترام مهمان سازگار نیست).
ولى، این معمول است که گاهى میزبان در عین احترام به میهمان مى گوید: ولى من نمى دانم شما را کجا دیده ام؟ و به نظرم زیاد آشنا نیستید، بنابراین مى توان ظاهر آیه را حفظ کرد که ابراهیم(علیه السلام) این سخن را آشکارا گفته است، هر چند احتمال اول نیز بعید به نظر نمى رسد، به خصوص این که پاسخى از ناحیه میهمانان در معرفى خود در اینجا دیده نمى شود، و اگر ابراهیم(علیه السلام) چنین سخنى را آشکارا گفته بود، لابد آنها پاسخى به آن مى دادند.
* * *
به هر حال ابراهیم(علیه السلام) میهمان نواز و پر سخاوت، براى پذیرائى میهمانان خود فوراً دست به کار شد، «پنهانى به سوى خانواده خود رفت و گوساله فربه و بریان شده اى براى آنها آورد» (فَراغَ إِلى أَهْلِهِ فَجاءَ بِعِجْل سَمِین).
«راغَ» چنان که «راغب» در «مفردات» مى گوید از «روغ» (بر وزن شوق) به معنى حرکت کردن توأم با یک نقشه پنهانى است.
چرا ابراهیم(علیه السلام) چنین کرد؟ براى این که ممکن بود اگر میهمانان متوجه شوند، مانع از چنین پذیرائى پر هزینه اى گردند.
اما چرا ابراهیم(علیه السلام) براى میهمان هاى معدود که به گفته بعضى سه نفر و حداکثر دوازده نفر بودند(3) غذاى فراوان و مفصل تهیه کرد؟ این به خاطر آن است که معمولاً اشخاص سخاوتمند، هر گاه میهمانى براى آنها فرا رسد، تنها به اندازه میهمانان غذا تهیه نمى کنند، بلکه، غذائى فراهم مى سازند که علاوه بر میهمانان، تمام کسانى که براى آنان کار مى کنند، در آن شریک و سهیم باشند، و حتى همسایگان و نزدیکان و اطرافیان دیگر را هم در نظر مى گیرند، بنابراین هرگز چنین غذاى اضافى، اسراف محسوب نمى شود، و این معنى امروز هم در میان بسیارى از عشایر و آنها که به شکل سنتى سابق زندگى مى کنند، دیده مى شود.
«عِجْل» (بر وزن طفل) به معنى گوساله است، (و این که بعضى گفته اند: به معنى گوسفند است، با متون لغت سازگار نیست) این واژه در اصل از ماده «عجله» گرفته شده; زیرا این حیوان در این سن و سال حرکات عجولانه اى دارد که وقتى بزرگ شد به کلى آن را کنار مى گذارد.
«سَمِین» به معنى فربه است، و انتخاب چنین گوساله اى براى احترام به میهمانان، و استفاده بیشتر اطرافیان بوده است.
در آیه 69 سوره «هود» آمده است: «این گوساله بریان بود» (بِعِجْل حَنِیْذ)، هر چند آیه مورد بحث در این باره سخنى نمى گوید، اما منافاتى با آن ندارد.
* * *
«ابراهیم شخصاً این غذا را براى میهمانان آورد و نزدیک آنها گذارد» (فَقَرَّبَهُ إِلَیْهِمْ).
ثواب افطاری دادن
در آموزه های اسلامی سوای از سفره داری و اطعام دیگران موضوع افطار دادن دادن حساب ویژه ای در نزد خداوند متعال دارد
رسول خدا ص در باره فضیلت افطاری در ماه رمضان فرمود: وَ قَالَ النَّبِی(صلی الله علیه و آله) مَنْ فَطَّرَ فِی هَذَا الشَّهْرِ مُؤْمِناً صَائِماً کانَ لَهُ بِذَلِک عِنْدَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ فَقِیلَ لَهُ یا رَسُولَ اللهِ لَیسَ کلُّنَا نَقْدِرُ عَلَی أَنْ نُفَطِّرَ صَائِماً فَقَالَ إِنَّ اللهَ تَبَارَک وَ تَعَالَی کرِیمٌ یعْطِی هَذَا الثَّوَابَ مِنْکمْ مَنْ لَمْ یقْدِرْ إِلَّا عَلَی مَذْقَةٍ مِنْ لَبَنٍ یفَطِّرُ بِهَا صَائِماً أَوْ شَرْبَةٍ مِنْ مَاءِ عَذْبٍ أَوْ تُمَیرَاتٍ لَا یقْدِرُ عَلَی أَکثَرَ مِنْ ذَلِک. (من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۳۴)
هر کس از شما در این ماه روزه داری را افطار دهد؛ خدای تعالی پاداش عملش را ثواب یک بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته او قرار خواهد داد. فردی گفت: یا رسول الله! همه ما که توانایی افطار دادن نداریم. حضرت فرمود: از آتش جهنم بپرهیزید، گرچه به دادن نصف دانه خرما باشد (اگر این را هم ندارید) به دادن شربت آب ساده ای باشد.
ابی بصیر از امام صادق علیه السلام چنین نقل می کند:
قال ایما مؤمن اطعم مؤمنا لیلیة من شهر رمضان کتب الله له بذلک مثل اجر من اعتق ثلاثین نسمة مؤ منة و کان له بذلک عندالله دعوة مستجابة. ( بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۱۶ )
هر مؤ منی که مومن دیگری را در شب ماه رمضان افطار دهد، خداوند برای او ثواب آزاد کردن سی بنده می نویسد، و در نزد خدا برای او یک دعا مستجاب خواهد بود.
در روایت دیگری آن حضرت می فرماید:
عَنْ أَبِی الْحَسَنِ(علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ تَفْطِیرُک أَخَاک الصَّائِمَ أَفْضَلُ مِنْ صِیامِک.(من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ۱۳۴)
از امام ابوالحسن(علیه السلام) روایت است، که فرمود: افطاری دادن به برادر مسلمانت از روزه داشتنت افضل است.
موسی بن بکر از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام چنین نقل می کند:
قال فطرک اخاک الصائم افضل من صیام.
ثواب افطار دادن برادر مؤ منت برتر است از روزه گرفتن است. (بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۱۶)
مرحوم شیخ صدوق رحمة اللّه علیه، با سند خود به نقل از حضرت صادق آل محمّد علیهم السلام، حکایت می فرماید:
روزی یکی از دوستان و اصحاب پدرم، به نام سُدیر صیرفی در ماه مبارک رمضان نزد پدرم، حضرت باقرالعلوم علیه السلام شرفیاب شد. پدرم او را مخاطب قرار داد و فرمود: ای سُدیر! آیا می دانی این شب ها، چه شب هائی است؟
سُدیر در پاسخ اظهار داشت: بلی، فدایت گردم، این شب ها، شب های ماه مبارک رمضان است.
پدرم فرمود: آیا قادر هستی که ده نفر از فرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام را در هر شب از شب های آخر ماه مبارک رمضان خریداری نموده و آزادشان کنی؟
سُدیر گفت: پدر و مادرم فدای شما باد، امکانات مالی ندارم.
پدرم فرمود: نُه نفر، چطور؟
جواب داد: توان ندارم. پس پدرم یک به یک از تعداد آن ها کم کرده، و سُدیر همچنان به گفته خویش پایدار بود،
تا آن که در نهایت، پدرم سؤ ال نمود: آیا یک نفر را هم نمی توانی آزاد کنی؟!
سُدیر پاسخ داد: خیر، توان آن را ندارم.
پدرم - حضرت باقرالعلوم علیه السلام - اظهار داشت: آیا نمی توانی هرشب یک مرد مسلمان را میهمان خود کنی تا روزه خود را در منزل تو افطار نماید؟
سدیر گفت: بلی، یاابن رسول اللّه! دو نفر را می توانم افطاری دهم.
پدرم - امام محمّد باقر علیه السلام - فرمود: منظور من نیز همین بود که افطاری دادن به یک مسلمان در این شب ها، معادل با آزادی یکی از فرزندان حضرت اسماعیل است، که در قید اسارت باشد. (من لایحضره الفقیه: ج ۲، ص ۸۵، ح ۲.)
اهمیت افطاری دادن در کلام اهل بیت/ چرا به این عمل دینی انقدر توجه شده است؟
خداوند در سوره انسان (دهر) به سیره اهل بیت (ع) در اطعام و افطاری دادن اشاره میکند و میفرماید: آنها برای خوشنودی خدا از غذای خودشان به مسکین و یتیم و اسیر میدادند تا این گروه از جامعه از نعمتهای خدا بهرهمند شوند.
در روایات مختلفی از ائمه معصومین علیهم السلام به افطاری دادن سفارش شده است.
“ابرار” در تعریف قرآن
آیات بسیاری در قرآن است که در آن به ثواب افطاری دادن اشاره شده است. خداوند کریم در آیه 5 تا 8 سوره انسان (دهر) به سیره و سنت اهل بیت علیهم السلام در اطعام و افطاری دادن اشاره میکند و میفرماید: آنها برای خوشنودی خدا از غذای خودشان به مسکین و یتیم و اسیر میدادند تا این گروه از جامعه از نعمتهای خدا بهرهمند شوند.
نکتهای که در اینجا به آن تأکید شده است این است که اهل بیت علیهم السلام نه برای پاداش و یا تعریف و تمجید و امور دیگر بلکه تنها برای رضا و خوشنودی خدا از غذایشان گذشته و آن را به افراد نیازمند که در میان آن کافر اسیری نیز بوده هدیه دادند، در حالی که خودشان به آن غذا نیاز داشتند و خداوند آنها را به سبب این اعمال نیک جزو کسانی دانسته است که در مقام ابرار قرار گرفتهاند.
ثواب افطاری دادن در کلام معصومین علیهم السلام
ابو شیخ ابن حیان از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده که حضرت فرمودند: «مَنْ فَطر صائما فی شهر رمضان مِنْ کسب حلال صَلَّت علیه الملائکه لیالی رمضان کُلٌها صافَحَهُ جَبْرائیل لیله القدْر و مَنْ صافَحَهُ جَبْرائیل یَرِقُّ قلبهُ و تَکْثُرُ دُمُوعُهُ؛ کسی که با مالی که از راه حلال به دست آورده در ماه رمضان روزهداری را افطاری دهد، در تمام شبهای رمضان فرشتگان بر او درود میفرستند و و جبرئیل در شب قدر ا وی مصافحه میکند و هر کس جبرئیل با او مصافحه کند، قلبش نرم و اشک چشمش بسیار میشود. »
افطاری دادن در سیره اهل بیت علیهم السلام
افطاری دادن در سیره معصومین علیهم السلام به نحو کاملی مشاهده میشود. از امام صادق علیه السلام روایت است که هنگامی که حضرت امام زین العابدین علیه السلام روزه میگرفت دستور میداد گوسفندی را سر میبریدند و آن را تکه تکه میکردند و در دیگ میریختند، آن حضرت در وقت غروب به دیگها سر میزد و در حالی که روزه داشت بوی آبگوشت را استشمام میکرد. آنگاه میفرمود: کاسهها را بیاورید این کاسه را برای فلان کس و دیگری را برای فلان بکشید. همین طور کاسهها را پر میکردند تا آبگوشت تمام میشد. آنگاه خود ایشان نان و خرما افطار میکرد.
همچنین امام صادق علیه السلام نیز به در خانه فقرا میرفت و به آنها نان و خرما میداد و سفارش میفرمود: «در ماه رمضان به مردم افطاری بدهید.»
در روایات آمده است که امام علی ابن ابیطالب علیه السلام مدتی بود که میل به غذایی از جگر کباب شده با نان نرم داشت. مدت یک سال به همان نحو گذشت و تهیه چنین غذایی میسر نشد. روزی در ماه مبارک رمضان، امام علی علیه السلام از فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام خواست که چنان غذایی برای افطار تهیه کند. حضرت مجتبی علیه السلام غذای مورد علاقه پدر را درست کرد. هنگام افطار، هنوز امام علی علیه السلام دست به سوی غذا پیش نبرده بود که سائلی بر در خانه آمد و اظهار تنگدستی کرد. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «غذا را بردارید و برای او ببرید.»
میزبانی خداوند متعال
همانگونه که از سخنان پیامبر خدا صل الله علیه و آله بر می آید خداوند متعال نیز در ازادی رعایت این ادب افطاری دادن پاداش بسیاری زیادی را برای بندگان خود قرار داده است.
أَیهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْکمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِی هَذَا الشَّهْرِ کانَ لَهُ بِذَلِک عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ
ای مردم! هر کس از شما مؤمن روزهداری را در این ماه افطار دهد، برای او نزد خدا ثواب یک بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته خواهد بود.
از خداوند متعال می خواهیم این توفیق را به همه ما عنایت کند که بتوانیم آداب این ماه را بطور کامل رعایت نموده و از نعماتی که خداوند متعال به عنوان میزبان در ضیافت الهی برای ما فراهم نموده بهره کامل ببریم صلوات ختم بفرمایید.