10- آداب مهمانی و میزبانی در مهمانی خدا (افطاری دادن)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

خداوند متعال را شاکریم که توفیق داد تا طی شب های گذشته گوشه هایی از آداب مهمانی و میزبانی در ماه مبارک رمضان را بر اساس خطبه شعبانیه پیامبر خدا صل الله علیه و آله مرور نمودیم.

از دیگر آداب مهمان در ضیافت الهی که از کلام پیامبر گرامی اسلام بدست می آید ادب افطاری دادن است. پیامبر خدا صل الله علیه و آله در این باره فرموده اند:

أَیهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْکمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِی هَذَا الشَّهْرِ کانَ لَهُ بِذَلِک عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ

ای مردم! هر کس از شما مؤمن روزه‌داری را در این ماه افطار دهد، برای او نزد خدا ثواب یک بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته خواهد بود.

بطور مطلق سفره داری و غذا دادن به دیگران از اموریست که مورد رضایت خداوند متعال بوده و آن را می ستاید.

بعضي، از مهمان گريزانند. برخي هم مهمان دوستند. هر كدام هم نشان دهنده خصلتِ دروني افراد است. حضرت علي(ع) را اندوهگين ديدند. پرسيدند: يا علي! سبب اندوه شما چيست؟ فرمود: «يك هفته است كه مهماني برايم نيامده است!...»( ميزان الحكمه، ج5، ص521.)

اين كجا؟ و آن كه آمدن مهمان را نزول بلا مي شمارد و كوه غم بر دلش مي افتد و عزا مي گيرد، كجا؟ بركتِ خانه، در آمد و شد مهمان است. مهمان رحمت الهي است و پذيرايي از مهمان، توفيقي ارجمند است كه نصيب هر كس نمي شود. مهمان حبيب خداست. در ضرب المثلهاي ايراني است كه: «مهمان، روزيِ خود را مي آورد.»(2) البته اين ضرب المثل، از احاديث اسلامي گرفته شده و ريشه اي ديني دارد. از حضرت رسول(ص) روايت است كه: «الضّيفُ يَنْزِلُ بِرِزْقِهِ ...»( ميزان الحكمه، ج5، ص520، وسائل الشيعه، ج16، ص459. ) مهمان، روزي خود را نازل مي كند. البته اضافه بر اين، گناهان صاحبخانه و ميزبان را هم مي زدايد و اين بركتي شگفت است. باز هم در اين زمينه حديثي از امام صادق(ع) بشنويم كه به يكي از يارانش به نام «حسين بن نعيم» فرمود:

ـ آيا برادران ديني ات را دوست داري؟

ـ آري.

ـ آيا به تهيدستانِ آنان سود مي رساني؟

ـ آري.

ـ سزاوار است كه دوستداران خدا را دوست بداري. به خدا سوگند، نفع تو به هيچ يك از آنان نمي رسد، مگر آنكه دوستشان بداري. راستي، آيا آنان را به خانه خودت دعوت مي كني؟

ـ آري. هرگز غذا نمي خورم مگر آنكه پيش من دو سه نفر يا كمتر و بيشتر از برادران هستند.

حضرت فرمود:

ـ آگاه باش كه فضيلت آنان بر تو، بيش از برتري تو بر آنان است!

(راوي كه با شنيدن اين سخن به تعجب آمده بود، پرسيد:)

ـ فدايت شوم! من به آنان طعام مي دهم، مركب خويش را در اختيارشان مي گذارم، با اين حال آنان برتر از منند؟

ـ آري! چون وقتي آنان به خانه تو وارد مي شوند، همراه خود، آمرزش تو و خانواده ات را همراه مي آورند و چون مي روند، گناهان تو و خانواده ات را با خويش مي برند.( كافي، ج2، ص201، ح8 و 9. )

گرچه باديه نشينان عرب به مهمان نوازي معروفند، همچنين عشاير خودمان در ايران، ولي در بسياري از شهرها و مناطق، با جلوه هاي زيباي مهمان دوستي مواجه مي شويد. شايد شما هم نام برخي از شهرها و مناطق را به عنوان مهمان نواز و مهمان دوست شنيده ايد كه در اين خصلت، مشهورند و زبانزدِ خاصّ و عام. اين نيز ريشه در فرهنگ ديني و باورهاي مذهبي دارد و تعليمي است كه از قرآن و دين فرا گرفته اند. اساسا دين ما، يكي از مؤثرترين عوامل شكل دهنده به «فرهنگ عمومي» در جامعه ايراني و اسلامي است.

در روايات اسلامي، حتي فصلي به عنوانِ «باب اِقراء الضّيف و اكرامه»( بحارالانوار (بيروت)، ج72، ص458.) وجود دارد كه به تكريم و گرامي داشتن و احترام و پذيرايي از مهمان سفارش مي كند و مهمان دوستي را خوش مي دارد و خوشحال شدن از آمدن مهمان را بسيار نيكو مي شمارد و خانه بي مهمان را دور از فرشتگان مي داند.

امام باقر(ع) به نقل از پدرانش از قول حضرت پيامبر(ص) فرموده است:

«اِذا دَخَلَ الرَّجُلُ بَلْدَةً فَهُوَ ضَيْفٌ عَلي مَن بِها مِنْ اَهلِ دينهِ، حَتّي يَرْحَلَ عَنْهُمْ ...»( همان، ص462. )

هرگاه كسي وارد شهري شد، او مهمانِ همدينان خودش در آن شهر است، تا آنكه آنجا را ترك كند.

وقتي تازه واردي به يك شهر، مهمان مردم آنجا محسوب شود و آنان وظيفه اكرام و مهمان نوازي دارند، ورود مهمان به خانه شخصي يك مسلمان، ضرورت اكرام و پذيرايي بيشتري را داراست. از همين جاست كه اگر شهري پذيراي مهمانهاي خارجي، سيلزدگان، آوارگان جنگ، آسيب ديدگان از زلزله و حوادث و آوارگان از يك كشور همسايه باشد، به حكم وظيفه انساني و به دستور اخلاقي اسلام، وظيفه آن شهروندان است كه با آغوشي باز و * طبق روايات، موارد اطعام و وليمه، عبارت است از: ازدواج و عروسي، تولّد نوزاد، ختنه كردن كودك، خانه جديد، بازگشت از حج.

گرم و برخوردي كريمانه و بزرگوارانه، مهمان نوازي كنند. از پيامبر اكرم(ص) روايت شده است كه فرمود: «اَكْرِمُوا الضُّيوفَ وَ اَقْرُوا الضّيوُفَ»( كنزالعمّال، ج9، ص245. )، مهمانها را اكرام و پذيرايي كنيد.

سفره داری از سیره بزرگان است

«هاشم»، جدّ بزرگ رسول خدا، هميشه سفره اي باز داشت و غذاي آماده او و خانه مهيّايش براي عامّه مردم، او را به سيادت و آقايي قريش رسانده بود.

«حاتم طايي»، سخاوتمند معروف عرب، خانه اي داشت كه ملجأ مردم و محلّ اميدِ بينوايان و مسافران و مهمانان مختلف بود.

امام حسن مجتبي(ع) مهمانخانه اي در منزل داشت كه به طور معمول، از طبقات مختلف، بويژه افراد غريب و بي خانه و بينوا و مسافران و يتيمان و محرومان، پيوسته از آن بهره مند مي شدند.

براي كريمانِ بلندهمّت، «اِطعام» لذّتي بيش از طعام خوردن دارد و حظّ روحي آنان از اين رهگذر است.

امام حسن مجتبي(ع) مهمانخانه اي در منزل داشت كه به طور معمول، از طبقات مختلف، بويژه افراد غريب و بي خانه و بينوا و مسافران و يتيمان و محرومان، پيوسته از آن بهره مند مي شدند.

چه زيباست اين كلام مولا علي(ع) كه فرمود:

«قُوتُ الأَجسادِ الطَّعامُ، وَ قُوتُ الأَرواحِ الأِطعام».( بحارالانوار، ج72، ص456.)

قُوت و غذاي جسم، غذا خوردن است، ولي غذاي روح، اِطعام و غذا دادن.

كسي مي گفت: بزرگترين لذّت روحي من وقتي است كه عدّه اي نيازمند و تهيدست را به مهماني دعوت كنم و آنها سر سفره نشسته و مشغول خوردن باشند و من از دور، اين صحنه را نگاه كنم و لذّت ببرم!

مجال سخن در باره مهماني هنوز هم باقي است، تا فرصتي ديگر. پايان اين نوشته را از «قابوسنامه» مي آوريم كه توصيه مي كند:

«چون ميهمان كني، از خوبي و بديِ خوردنيها عذر مخواه، كه اين طبع بازاريان باشد، هر ساعت مگوي كه فلان چيز بخور، خوب است! يا چرا نمي خوري؟ يا من نتوانستم سزاي تو كنم، كه اينها سخن كساني است كه يك بار ميهماني كنند.»( رهنمون، ص748. )

خداوند متعال در قرآن کریم از سخاوت حضرت ابراهیم علیه السلام اینگونه یاد می نماید

نخست روى سخن را به پیامبر کرده، مى فرماید: «آیا داستان و خبر مهمان هاى بزرگوار ابراهیم به تو رسیده است»؟! (هَلْ أَتاکَ حَدِیثُ ضَیْفِ إِبْراهِیمَ الْمُکْرَمِینَ).(1)

تعبیر به «مُکْرَمِین» (اکرام شدگان)، یا به خاطر این است که این فرشتگان مأموران حق بودند، و در آیه 26 سوره «انبیاء» نیز درباره فرشتگان مى خوانیم:بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ: «آنها بندگانى هستند محترم»، و یا به خاطر احتراماتى است که ابراهیم(علیه السلام) براى آنها قائل شد، و یا به هر دو جهت.

* * *

پس از آن به شرح حال آنها پرداخته، مى گوید: «آن زمان که بر ابراهیم وارد شدند و گفتند: سلام بر تو! او گفت: سلام بر شما، که جمعیتى ناشناخته اید»! (إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْکَرُونَ).(2)

بعضى گفته اند: ابراهیم(علیه السلام) مسأله ناشناخته بودن آنها را در درون دل گفت، نه به صورت آشکار (چرا که این سخن با مسأله احترام مهمان سازگار نیست).

ولى، این معمول است که گاهى میزبان در عین احترام به میهمان مى گوید: ولى من نمى دانم شما را کجا دیده ام؟ و به نظرم زیاد آشنا نیستید، بنابراین مى توان ظاهر آیه را حفظ کرد که ابراهیم(علیه السلام) این سخن را آشکارا گفته است، هر چند احتمال اول نیز بعید به نظر نمى رسد، به خصوص این که پاسخى از ناحیه میهمانان در معرفى خود در اینجا دیده نمى شود، و اگر ابراهیم(علیه السلام) چنین سخنى را آشکارا گفته بود، لابد آنها پاسخى به آن مى دادند.

* * *

به هر حال ابراهیم(علیه السلام) میهمان نواز و پر سخاوت، براى پذیرائى میهمانان خود فوراً دست به کار شد، «پنهانى به سوى خانواده خود رفت و گوساله فربه و بریان شده اى براى آنها آورد» (فَراغَ إِلى أَهْلِهِ فَجاءَ بِعِجْل سَمِین).

«راغَ» چنان که «راغب» در «مفردات» مى گوید از «روغ» (بر وزن شوق) به معنى حرکت کردن توأم با یک نقشه پنهانى است.

چرا ابراهیم(علیه السلام) چنین کرد؟ براى این که ممکن بود اگر میهمانان متوجه شوند، مانع از چنین پذیرائى پر هزینه اى گردند.

اما چرا ابراهیم(علیه السلام) براى میهمان هاى معدود که به گفته بعضى سه نفر و حداکثر دوازده نفر بودند(3) غذاى فراوان و مفصل تهیه کرد؟ این به خاطر آن است که معمولاً اشخاص سخاوتمند، هر گاه میهمانى براى آنها فرا رسد، تنها به اندازه میهمانان غذا تهیه نمى کنند، بلکه، غذائى فراهم مى سازند که علاوه بر میهمانان، تمام کسانى که براى آنان کار مى کنند، در آن شریک و سهیم باشند، و حتى همسایگان و نزدیکان و اطرافیان دیگر را هم در نظر مى گیرند، بنابراین هرگز چنین غذاى اضافى، اسراف محسوب نمى شود، و این معنى امروز هم در میان بسیارى از عشایر و آنها که به شکل سنتى سابق زندگى مى کنند، دیده مى شود.

«عِجْل» (بر وزن طفل) به معنى گوساله است، (و این که بعضى گفته اند: به معنى گوسفند است، با متون لغت سازگار نیست) این واژه در اصل از ماده «عجله» گرفته شده; زیرا این حیوان در این سن و سال حرکات عجولانه اى دارد که وقتى بزرگ شد به کلى آن را کنار مى گذارد.

«سَمِین» به معنى فربه است، و انتخاب چنین گوساله اى براى احترام به میهمانان، و استفاده بیشتر اطرافیان بوده است.

در آیه 69 سوره «هود» آمده است: «این گوساله بریان بود» (بِعِجْل حَنِیْذ)، هر چند آیه مورد بحث در این باره سخنى نمى گوید، اما منافاتى با آن ندارد.

* * *

«ابراهیم شخصاً این غذا را براى میهمانان آورد و نزدیک آنها گذارد» (فَقَرَّبَهُ إِلَیْهِمْ).

ثواب افطاری دادن

در آموزه های اسلامی سوای از سفره داری و اطعام دیگران موضوع افطار دادن دادن حساب ویژه ای در نزد خداوند متعال دارد

رسول خدا ص در باره فضیلت افطاری در ماه رمضان فرمود: وَ قَالَ النَّبِی(صلی الله علیه و آله) مَنْ فَطَّرَ فِی هَذَا الشَّهْرِ مُؤْمِناً صَائِماً کانَ لَهُ بِذَلِک عِنْدَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ فَقِیلَ لَهُ یا رَسُولَ اللهِ لَیسَ کلُّنَا نَقْدِرُ عَلَی أَنْ نُفَطِّرَ صَائِماً فَقَالَ إِنَّ اللهَ تَبَارَک وَ تَعَالَی کرِیمٌ یعْطِی هَذَا الثَّوَابَ مِنْکمْ مَنْ لَمْ یقْدِرْ إِلَّا عَلَی مَذْقَةٍ مِنْ لَبَنٍ یفَطِّرُ بِهَا صَائِماً أَوْ شَرْبَةٍ مِنْ مَاءِ عَذْبٍ أَوْ تُمَیرَاتٍ لَا یقْدِرُ عَلَی أَکثَرَ مِنْ ذَلِک. (من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۳۴)

هر کس از شما در این ماه روزه داری را افطار دهد؛ خدای تعالی پاداش عملش را ثواب یک بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته او قرار خواهد داد. فردی گفت: یا رسول الله! همه ما که توانایی افطار دادن نداریم. حضرت فرمود: از آتش جهنم بپرهیزید، گرچه به دادن نصف دانه خرما باشد (اگر این را هم ندارید) به دادن شربت آب ساده ای باشد.

ابی بصیر از امام صادق علیه السلام چنین نقل می کند:

قال ایما مؤمن اطعم مؤمنا لیلیة من شهر رمضان کتب الله له بذلک مثل اجر من اعتق ثلاثین نسمة مؤ منة و کان له بذلک عندالله دعوة مستجابة. ( بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۱۶ )

هر مؤ منی که مومن دیگری را در شب ماه رمضان افطار دهد، خداوند برای او ثواب آزاد کردن سی بنده می نویسد، و در نزد خدا برای او یک دعا مستجاب خواهد بود.

در روایت دیگری آن حضرت می فرماید:

عَنْ أَبِی الْحَسَنِ(علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ تَفْطِیرُک أَخَاک الصَّائِمَ أَفْضَلُ مِنْ صِیامِک.(من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ۱۳۴)

از امام ابوالحسن(علیه السلام) روایت است، که فرمود: افطاری دادن به برادر مسلمانت از روزه داشتنت افضل است.

موسی بن بکر از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام چنین نقل می کند:

قال فطرک اخاک الصائم افضل من صیام.

ثواب افطار دادن برادر مؤ منت برتر است از روزه گرفتن است. (بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۳۱۶)

مرحوم شیخ صدوق رحمة اللّه علیه، با سند خود به نقل از حضرت صادق آل محمّد علیهم السلام، حکایت می فرماید:

روزی یکی از دوستان و اصحاب پدرم، به نام سُدیر صیرفی در ماه مبارک رمضان نزد پدرم، حضرت باقرالعلوم علیه السلام شرفیاب شد. پدرم او را مخاطب قرار داد و فرمود: ای سُدیر! آیا می دانی این شب ها، چه شب هائی است؟

سُدیر در پاسخ اظهار داشت: بلی، فدایت گردم، این شب ها، شب های ماه مبارک رمضان است.

پدرم فرمود: آیا قادر هستی که ده نفر از فرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام را در هر شب از شب های آخر ماه مبارک رمضان خریداری نموده و آزادشان کنی؟

سُدیر گفت: پدر و مادرم فدای شما باد، امکانات مالی ندارم.

پدرم فرمود: نُه نفر، چطور؟

جواب داد: توان ندارم. پس پدرم یک به یک از تعداد آن ها کم کرده، و سُدیر همچنان به گفته خویش پایدار بود،

تا آن که در نهایت، پدرم سؤ ال نمود: آیا یک نفر را هم نمی توانی آزاد کنی؟!

سُدیر پاسخ داد: خیر، توان آن را ندارم.

پدرم - حضرت باقرالعلوم علیه السلام - اظهار داشت: آیا نمی توانی هرشب یک مرد مسلمان را میهمان خود کنی تا روزه خود را در منزل تو افطار نماید؟

سدیر گفت: بلی، یاابن رسول اللّه! دو نفر را می توانم افطاری دهم.

پدرم - امام محمّد باقر علیه السلام - فرمود: منظور من نیز همین بود که افطاری دادن به یک مسلمان در این شب ها، معادل با آزادی یکی از فرزندان حضرت اسماعیل است، که در قید اسارت باشد. (من لایحضره الفقیه: ج ۲، ص ۸۵، ح ۲.)

اهمیت افطاری دادن در کلام اهل بیت/ چرا به این عمل دینی انقدر توجه شده است؟

خداوند در سوره انسان (دهر) به سیره اهل بیت (ع) در اطعام و افطاری دادن اشاره می‌کند و می‌فرماید: آنها برای خوشنودی خدا از غذای خودشان به مسکین و یتیم و اسیر می‌دادند تا این گروه از جامعه از نعمت‌های خدا بهره‌مند شوند.

در روایات مختلفی از ائمه معصومین علیهم السلام به افطاری دادن سفارش شده است.

“ابرار” در تعریف قرآن

آیات بسیاری در قرآن است که در آن به ثواب افطاری دادن اشاره شده است. خداوند کریم در آیه 5 تا 8 سوره انسان (دهر) به سیره و سنت اهل بیت علیهم السلام در اطعام و افطاری دادن اشاره می‌کند و می‌فرماید: آنها برای خوشنودی خدا از غذای خودشان به مسکین و یتیم و اسیر می‌دادند تا این گروه از جامعه از نعمت‌های خدا بهره‌مند شوند.

نکته‌ای که در اینجا به آن تأکید شده است این است که اهل بیت علیهم السلام نه برای پاداش و یا تعریف و تمجید و امور دیگر بلکه تنها برای رضا و خوشنودی خدا از غذایشان گذشته و آن را به افراد نیازمند که در میان آن کافر اسیری نیز بوده هدیه دادند، در حالی که خودشان به آن غذا نیاز داشتند و خداوند آنها را به سبب این اعمال نیک جزو کسانی دانسته است که در مقام ابرار قرار گرفته‌اند.

ثواب افطاری دادن در کلام معصومین علیهم السلام

ابو شیخ ابن حیان از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده که حضرت فرمودند: «مَنْ فَطر صائما فی شهر رمضان مِنْ کسب حلال صَلَّت علیه الملائکه لیالی رمضان کُلٌها صافَحَهُ جَبْرائیل لیله القدْر و مَنْ صافَحَهُ جَبْرائیل یَرِقُّ قلبهُ و تَکْثُرُ دُمُوعُهُ؛ کسی که با مالی که از راه حلال به دست آورده در ماه رمضان روزه‌داری را افطاری دهد، در تمام شب‌های رمضان فرشتگان بر او درود می‌فرستند و و جبرئیل در شب قدر ا وی مصافحه می‌کند و هر کس جبرئیل با او مصافحه کند، قلبش نرم و اشک چشمش بسیار می‌شود. »

افطاری دادن در سیره اهل بیت علیهم السلام

افطاری دادن در سیره معصومین علیهم السلام به نحو کاملی مشاهده می‌شود. از امام صادق علیه السلام روایت است که هنگامی که حضرت امام زین العابدین علیه السلام روزه می‌گرفت دستور می‌داد گوسفندی را سر می‌بریدند و آن را تکه تکه می‌کردند و در دیگ می‌ریختند، آن حضرت در وقت غروب به دیگ‌ها سر می‌زد و در حالی که روزه داشت بوی آبگوشت را استشمام می‌کرد. آنگاه می‌فرمود: کاسه‌ها را بیاورید این کاسه را برای فلان کس و دیگری را برای فلان بکشید. همین طور کاسه‌ها را پر می‌کردند تا آبگوشت تمام می‌شد. آنگاه خود ایشان نان و خرما افطار می‌کرد.

همچنین امام صادق علیه السلام نیز به در خانه فقرا می‌رفت و به آنها نان و خرما می‌داد و سفارش می‌فرمود: «در ماه رمضان به مردم افطاری بدهید.»

در روایات آمده است که امام علی ابن ابیطالب علیه السلام مدتی بود که میل به غذایی از جگر کباب شده با نان نرم داشت. مدت یک سال به همان نحو گذشت و تهیه چنین غذایی میسر نشد. روزی در ماه مبارک رمضان، امام علی علیه السلام از فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام خواست که چنان غذایی برای افطار تهیه کند. حضرت مجتبی علیه السلام غذای مورد علاقه پدر را درست کرد. هنگام افطار، هنوز امام علی علیه السلام دست به سوی غذا پیش نبرده بود که سائلی بر در خانه آمد و اظهار تنگدستی کرد. امیرالمومنین علیه السلام فرمود: «غذا را بردارید و برای او ببرید.»

میزبانی خداوند متعال

همانگونه که از سخنان پیامبر خدا صل الله علیه و آله بر می آید خداوند متعال نیز در ازادی رعایت این ادب افطاری دادن پاداش بسیاری زیادی را برای بندگان خود قرار داده است.

أَیهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْکمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِی هَذَا الشَّهْرِ کانَ لَهُ بِذَلِک عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ

ای مردم! هر کس از شما مؤمن روزه‌داری را در این ماه افطار دهد، برای او نزد خدا ثواب یک بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته خواهد بود.

از خداوند متعال می خواهیم این توفیق را به همه ما عنایت کند که بتوانیم آداب این ماه را بطور کامل رعایت نموده و از نعماتی که خداوند متعال به عنوان میزبان در ضیافت الهی برای ما فراهم نموده بهره کامل ببریم صلوات ختم بفرمایید.

9- جلسه نهم آدام مهمان و میزبان در مهمانی خدا (یتیم نوازی 2)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

خداوند متعال را سپاسگزاریم که به ما لطف کرد و ما را در دامن اسلام و آموزه های متعالی خود قرار داد.

گاهی اوقات احساس می شود برخی کلمات و جملات به دلیل کاربرد زیاد آن معانی خود را از دست داده اند. مثلا وقتی می گوییم «دین اسلام یک دین کامل و جامع هست که آمده سعادت دنیا و آخرت بشر را تامین کند.» به راحتی از کنار این جمله عبور می کنیم در حالیکه انسان هرچه بیشتر در عمق آموزه ها و احکام اسلامی بررسی می کنند به درستی این جمله بیشتر پی می برد.

یکی از مسائلی که ما را به زیبایی و جامعیت آموزه های اسلامی هدایت می کند همین توجه خاص دین اسلام به ابعاد مختلف کودکان یتیم هست که یک یا هر دو والدین خود را از دست داده اند.

در جلسه قبل گفتیم که به توصیه پیامبر گرامی اسلام در خطبه شعبانیه معلوم می شود که یکی دیگر از آداب مهمانی خدا تیمی نوازی است و به همین مناسبت به برخی از ابعاد موضوع یتیم نوازی در دین اسلام اشاره کردیم. اما آنچه گفته شد بخشی از آموزه های دین متعالی اسلام نسبت به ایتام بود.

1-قبول سرپرستی یتیمان

یکی از مهمترین مباحثی که دین اسلام به آن توجه ویژه ای داشته و این قابلیت را دارد که گره از زندگی کودکان یتیم با نماید موضوع قبول سرپرستی یتیمان است

از منظر اسلام سرپرستی ایتام به چهار شکل امکان پذیر است

اول: ازدواج با همسران شوهر از دست داده

بهترین راه برای کاهش آسیب های یتیمی، ازدواج همسران شوهر از دست داده با افراد شایسته است.

دستورالعمل اسلام در اين زمينه قبول سرپرستي خانواده ها از سوي افراد متمکن و ازدواج مجدد بانوان شوهر از دست داده است. آنهم نه به صورت نمايشي بلکه سرپرستي در قالب ازدواج و قبول تمامي تعهدات يک سرپرست خانواده است.

با اين راه حل ساده نه تنها نيازمندي هاي خانواده بي سرپرست تامين مي گردد بلکه نيازهاي عاطفي، تربيتي و نظارتي که منشا بسياري از نابهنجاري هاي اجتماعي در کودکان یتیم مي باشد نيز تامين مي گردد اين در حالي است که بيشترين کاري که نهادهاي حمايتي دولتی و جهادی مي توانند براي خانواده هاي بي سرپرست انجام دهند آنهم با بودجه هاي بسيار کمي که در اختيار دارند تامين نيازهاي مادي ایتام مي باشد اما آن نظارت مستمر و تاثير گذاري که يک سرپرست واقعي به عنوان پدر خانواده مي تواند ايفا نمايد به هيچ عنوان تامين نمي گردد.

هشدار اسلام به سه ضلع مربوط به سرپرستی ایتام

قبول سرپرستی و ازدواج با خانواده های بی سرپرست سه ضلع دارد

اول: زنان بیوه و شوهر از دست داده

دوم: مردان متمکن و شایسته

سوم: همسران اول مردانیکه تصمیم به ازدواج مجدد دارند

1-ضلع اول: بانوان شوهر از دست داده

در شرایط فعلی جامعه‌ای که در آن زندگی می کنیم بزرگترین مانع جهت ازدواج مجدد بانوان بی سرپرست (ازدواج دائم یا موقت) موانع فکری و فرهنگی است که با عقایدی عامیانه موجب می شود تا بانوان رخت فقر و نداری را به تن نموده و کودکان یتیم نیز با کمترین حمایت مادی و روحی و معنوی دوران یتیمی را سپری نمایند.

قطعا بانوانی که تصور می کنند اگر بعد از فوت و یا شهادت همسر خود اقدام به ازدواج ننمایند اقدامی ایثارگرانه انجام داده و به تعهد خود نسبت به همسر مرحوم خود پایبند بوده اند یکی از تصورات غلط و غیر اسلامی است که بانوان و یتیمان را گرفتار می نماید.

همچنین بانوانی که با وجود نیاز شدید مالی و حمایت روحی و روانی به تک همسری تعصب خاص نشان داده و دست رد به سینه خواستگارانی شرایط لازم را داشته اما دارای همسر اولند می زنند از دیگر تعصاب غیر شرعی است که خانواده ها را در گرداب فقر گرفتار نموده و خود را شریک ظلم به ایتام می نمایند.

این در حالی است که بر اساس آیات و روایات و همچنین سیره معصومین علیهم السلام ازدواج (دائم یا موقت) پس از فوت یا شهادت همسر، نه تنها کاری پسندیده نیست بلکه در صورت خوف گرفتار شدن بانوان به گناه امری واجب است.

اما با کمال تاسف با حاکمیت فرهنگ زندگی مجردی و همچنین تفکر تک همسري حاکم بر کشور ما هزينه هاي فراواني را بر دولت و مراکز حمايتي تحميل مي نمايد و تا زماني که اين تفکر اصلاح نشود بخش عمده اي از مشکلات مربوط به خانواده ايتام و زنان بي سرپرست حل نخواهد شد.

بنده با یکی از مسئولین مجموعه های جهادی که رسیدگی به خانواده های بی سرپرست قشر خاصی را بر عهده داشتند صحبت می کردم و از وضعیت ازدواج آنها جویا شدم . با کمال تعجب هیچ یک از زنان بی سرپرست این مجموعه با وجود نیاز شدید مالی و عاطفی حاضر به ازدواج به عنوان همسر دوم نبوده و عالمانه و عامدانه لباس فقر را به تن کرده و پیامدهای منفی روحی و عاطفی این موضوع را برای خود و فرزندان یتیمشان پذیرفته بودند اما به راهی که اسلام پیش روی آنها قرار داده بوده وارد نمی شدند.

نگاهی به سیره معصومین علیهم السلام

نگاهی به تاریخ اسلام نشان می دهد که تحت تکفل گرفتن زنان بی سرپرست از سیره بزرگان دین همچون پیامبر خدا صل الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السلام بود و بانوان شوهر از دست داده نیز با درک درست از موقعیت خود اقدام به ازدواج با افراد شایسته می نمودند.

  1. پیامبر خدا صل الله علیه و آله با ام سلمه كه شوهرش در احد شهيد شده بود و در مدينه غريب و بى كس و سرپرست چهار يتيم بود ازدواج نمودند.

2-نمونه دوم اسماء بنت عمیس است که این بانوی با کرامت ابتدا همسر جعفر بن ابی طالب بود که با او هب حبشه هجرت کرد و سه فرزند به نام های محمد، عبدالله و عون داشت. پس از هجرت به مدینه بازگشت و هنگامیکه جعفر به شهادت رسید. ابوبکر با او ازدواج نمود و محمد بن ابوبکر حاصل این ازدواج بود. بعد از اینکه ابوبکر از دنیا رفت حضرت علی علیه السلام با او ازدواج و سرپرستی وی و فرزندانش را قبول نمود.[1]

3-نمونه سوم: امام حسین علیه السلام است که پس از شهادت امام حسن علیه السلام با مادر قاسم بن الحسن علیه السلام ازدواج کردند

2-ضلع دوم: مردان متمکن جهت ازدواج و سرپرستی خانواده های

دین مبین اسلام برای کاهش پیامدهای منفی مجردی زنان و بی سرپرستی خانواده ایتام بنا به تصریح آیات و روایات و سیره اهل بیت علیهم السلام اجازه چندهمسری را به مردان داده و نسبت به بی توجهی مردان به زنان مجرد از جمله زنان همسر از دست داده هشدار داده است. امام صادق عليه السّلام می فرماید: تَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ غَلَبَةِ الدَّيْنِ وَ غَلَبَةِ الرِّجَالِ وَ بَوَارِ الْأَيِّم‏»[2]«

از فشار طلبكاران و بدهى و فشار شهوت جنسى و بى‏رغبتى مردان بگرفتن زنان بى‏شوهر، و بى‏اعتنائى زنان بدون مانع به مردان بى‏همسر، و بالاخره كساد بازار اين دو گروه به خداوند پناه بريد.

3-ضلع سوم: همسران اول مردانی که تصمیم به ازدواج مجدد دارند.

یکی از بزرگ ترین موانع قبول سرپرستی خانواده ایتام توسط مردان متمکنی که چه از لحاظ مالی و چه عدالت و اخلاق توانایی ازدواج با زنان بی سرپرست را دارند، همسران اول آنها است. مهمترین علت مخالفت همسران اول نیز غیرتی هست که نسبت به شوهران خود دارند و دوست ندارند همسران متعلق به همسر دیگری باشد.

اما آسیب های منفی (مالی، روحی، تربیتی) تجرد سایر زنان و همچنین بی سرپرست بودن کودکان یتیم از چنان خطری برخوردار است که اسلام از بانوان خواسته در برابر این احساس از خود خویشتنداری نشان دهند

پیامبر خدا صل الله علیه و آله فرموده اند: - قال رسول اللَّه صلی الله علیه و آله و سلم: کتَبَ اللَّهُ الْجِهادَ عَلی الرِّجالِ امَّتی وَالْغَیرَةَ عَلی نِساءِ امَّتی فَمَنْ صَبَرَ مِنْهُنَّ وَاحْتَسَبَ اعْطاهَا اللَّهُ اجْرَ شَهیدٍ»«رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: خداوند جهاد را بر مردان امّتم و غیرت را بر زنان امّتم واجب گردانیده است، پس اگر زنان صبر پیشه کنند و خود را نگه دارند و غیرت نورزند، خداوند اجر شهید به آنها عطا می فرماید.»

در برخی روایات عدم تغییر رفتار زنان پس از ازدواج مجدد همسران به عنوان آخرین امتحان راستی آزمایی کمال زنان معرفی شده است. در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده که

ذَکرَ رَجُلٌ لِابِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام امْرَأَتَهُ فَاحْسَنَ الثَّناءَ عَلَیها، فَقالَ لَهُ ابُوعَبْدِاللَّهِ علیه السلام اغَرْتَها؟ قالَ: لا، قالَ: فَاغْرِها، فَاغارَها، فَثَبَتَتْ، فَقالَ: لِابِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: انّی قَدْ اغَرْتُها فَثَبَتَتْ، فَقالَ: هِی کما تَقُولُ.[3]

مردی در حضور امام صادق علیه السلام به توصیف و تمدیح زن خود پرداخت، حضرت به وی فرمود: آیا زن دیگری گرفته ای و بر او هوو آورده ای تا میزان توصیف خود را بسنجی؟ مرد پاسخ داد: خیر. حضرت به وی فرمود: برو زن بگیر، مرد رفت و زن دیگری گرفت و همسر اول خود را به همان صورت دید، و به امام صادق علیه السلام گفت: او همان طور است که گفتم. حضرت فرمودند: بلی، همان طور است که گفتی، وقتی با گرفتن زن دیگر خُلق او ثابت ماند، همانطور است که توصیف کردی و ستایشش نمودی.

در روایت دیگری امام علی علیه السلام می فرمایند: غَیرَةُ الْمَرْأَةِ کفْرٌ وَغَیرَةُ الرَّجُلِ ایمانٌ[4]؛ غیرت زنها کفر و غیرت مردان ایمان است.

تفسیر اینکه چرا غیرت زنان کفر است در روایت دیگری از امام باقر علیه السلام آمده که فرمودند: غَیرَةُ النِّساءِ الْحَسَدُ وَالْحَسَدُ هُوَ اصْلُ الْکفْرِ، انَّ النِّساءَ اذا اغَرْنَ غَضَبْنَ وَاذا غَضَبْنَ کفَرْنَ الّا الْمُسَلِّماتِ مِنْهُنَ»[5]« غیرت زنان حسد و حسد ریشه کفراست، زنان آنگاه که غیرت ورزند، خشمگین گردند و چون خشم گیرند کفر ورزند مگر آنها که تسلیم حق شده اند.

عبدالرحمن در روایتی آورده است: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بودند زنی عریان وارد و در مقابل نشست و گفت: ای رسول خدا گناه کرده ام، مرا طاهر نما. در همین اثنا مردی به سرعت می دوید و خود را به زن رسانید و لباسی را براو انداخت، حضرت فرمود: این زن کیست؟ مرد پاسخ داد: ای رسول خدا، همسرم است من با حلال دیگر خود (کنیز ملک یمین) خلوت کرده بودم و او خود را به این حالت که می بینید درآورد، حضرت فرمود: همسرت را نزد خود ببر و به خود نزدیک گردان، سپس در مورد زنی که می خواهد همه محبّت شوهرش از آن وی باشد و به همسران دیگر شوهرش بخل می ورزد، فرمودند: چنین زنی بلندی را از پایینی دره تشخیص نمی دهد.[6]

دوم: ازدواج با دختر یتیم

نوع دوم پذیرش سرپرستی ایتام ازدواج با دختران یتیم است که تقریبا نیمی از جامعه ایتام را تشکیل می دهند و با این اقدام بار نیمی از معضلات ایتام کاهش می یابد.

البته مکتب متعالی اسلام مراقب سوء استفاده افراد سودجو بوده و لذا خواسته

وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا[7]

و اگر مى‏ترسيد كه (بهنگام ازدواج با دختران يتيم،) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان، چشم‏پوشى كنيد و) با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد، و يا از زنانى كه مالك آنهائيد استفاده كنيد، اين كار، از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى مى‏كند. (3)

براى اين آيه شان نزول خاصى نقل شده و آن اينكه قبل از اسلام معمول بود كه بسيارى از مردم حجاز، دختران يتيم را به عنوان تكفل و سرپرستى به خانه خود ميبردند، و بعد با آنها ازدواج كرده و اموال آنها را هم تملك ميكردند، و چون همه كار دست آنها بود حتى مهريه آنها را كمتر از معمول قرار ميدادند، و هنگامى كه كمترين ناراحتى از آنها پيدا ميكردند به آسانى آنها را رها ميساختند و در حقيقت حاضر نبودند حتى به شكل يك همسر معمولى با آنها رفتار نمايند.

در اين هنگام آيه فوق نازل شد و به سرپرستان ايتام دستور داد در صورتى با دختران يتيم ازدواج كنند كه عدالت را به طور كامل در باره آنها رعايت نمايند و در غير اين صورت از آنها چشم‏پوشى كرده و همسران خود را از زنان ديگر انتخاب نمايند.

براى اين آيه شان نزول خاصى نقل شده و آن اينكه قبل از اسلام معمول بود كه بسيارى از مردم حجاز، دختران يتيم را به عنوان تكفل و سرپرستى به خانه خود ميبردند، و بعد با آنها ازدواج كرده و اموال آنها را هم تملك ميكردند، و چون همه كار دست آنها بود حتى مهريه آنها را كمتر از معمول قرار ميدادند، و هنگامى كه كمترين ناراحتى از آنها پيدا ميكردند به آسانى آنها را رها ميساختند و در حقيقت حاضر نبودند حتى به شكل يك همسر معمولى با آنها رفتار نمايند.

در اين هنگام آيه فوق نازل شد و به سرپرستان ايتام دستور داد در صورتى با دختران يتيم ازدواج كنند كه عدالت را به طور كامل در باره آنها رعايت نمايند و در غير اين صورت از آنها چشم‏پوشى كرده و همسران خود را از زنان ديگر انتخاب نمايند.[8]

سوم: پذیرش فرزند یتیم در خانه

گاهی اوقات شرایطی پیش می آید که افراد پدر و مادر خود را از دست می دهند و یا یتیمانی که پدر خود را از دست داده اند و از سوی دیگران مادرانشان ازدواج نموده و به هر دلیلی آنها را رها کرده اند.

در چنین شرایطی از نگاه اسلامی بهترین وضعیت پذیرش ایتمام در درون کانون خانواده است.

قرآن کریم و پیشوایان معصوم (علیهم‌السلام) امر سرپرستی کودکان یتیم را از بهترین و پسندیده‌ترین امور به حساب می‌آورند. و مؤمنان را در این راستا راهنمایی و تشویق می‌نمایند، تا در جامعه یتیمی آواره نماند و در پناه مؤمنان نیازهای آن‌ها برطرف شود.

قرآن کریم می‌فرماید:

«... یسالونک عن الیتامی قل اصلاح لهم خیر وان تخالطوهم فاخوانکم...؛[9]

از تو درباره یتیمان می‌پرسند، بگو: اصلاح کار آنان بهتر است و اگر زندگی خود را با زندگی آنها بیامیزید، آن‌ها برادران دینی شما هستند.»

از آیه یاد شده بر می‌آید که بهترین محیط برای کودکان یتیم، محیط طبیعی خانواده است و پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) جای دادن یتیم در منزل و تامین نیازمندی‌های او را باعث قبولی اعمال در پیشگاه خداوند دانسته[10] و در حدیث دیگری فرموده: «در خانه‌ای که یتیم باشد، رحمت و برکت الهی در فضای آن خانه حاکم خواهد شد» و باز می‌فرماید: «من و سرپرست یتیم، در بهشت در کنار هم خواهیم بود.»[11]

اگر چه امروزه مؤسسات و کانون‌های یتیم نوازی در نقاط مختلف بیشمار است، ولی چنین مراکزی به خاطر شرایط حاکم بر آن‌ها، به صفا و صمیمیت و گرمی خانواده نمی‌رسد، چون اگر یتیمی در آغوش خانواده‌ای ایده ال پرورش یابد، از محبت پدرخوانده و مادرخوانده برخوردار می‌شود و آن‌ها نیز به مراتب بهتر از مربیان مؤسسات حمایت از ایتام، به یتیم‌ها محبت می‌کنند. بدیهی است که یتیم در میان خانواده‌ای که او را به فرزندخواندگی قبول کرده‌اند می‌تواند با جامعه و اطرافیان ارتباط بهتری برقرار نماید.

از آیه یاد شده بر می‌آید که فرزندخوانده احکام فرزند صلبی را ندارد و باید آن‌ها را به پدران خویش نسبت داد به آنها باید محبت و مودت نمود.

از نگاه پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) «بهترین خانه مسلمانان آن منزلی است که در آن، یتیمی زندگی کند که با وی به نیکی رفتار شود و بدترین منزل‌ها آن است که در آن جا به یتیمی اهانت گردد.[12]

در سیره حضرت محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمده است روزی در راه اصلی مدینه می‌گذشت، چند کودک را دید که طفلی را دوره کرده و او را به نداشتن پدر سرزنش می‌کنند و می‌گویند که تو پدر نداری ولی پدر ما فلان است و دارای شان و مقام می‌باشد، کودک یتیم بنای گریستن گذاشت. پیامبر گرامی (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نزد او رفت و پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ گفت: من پسر فلانی هستم که در جنگ احد کشته شد، مادرم شوهر کرد و مرا از خود راند و خواهرم نیز فوت کرده است. پیامبر مهربان (صلی‌الله‌علیه‌وآله) او را نوازش و آرام کرد، فرمود: اگر پدرت را کشتند، من پدر توام و همسرم مادرت، فاطمه (علیهاالسّلام) خواهرت است، کودک خوشحال شد و فریاد برآورد، هان! ‌ای کودکان اکنون مرا سرزنش نکنید که پدر و مادر و خواهر من از همه شما بهتر و برتر است، سپس حضرت او را به حضرت فاطمه سپرد، حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) نیز او را نوازش و پاکیزه نمود و لباسی پاک بر او پوشانید و تا رحلت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در خانه حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) بود.[13]

چهارم: تکفل مالی ایتام

یکی دیگر از روش های سرپرستی که در آموزه های دینی دیده می شود تکفل مالی ایتام است. مستندات تاریخی نشان دهنده آن است که اهل بیت علیهم السلام به این نوع از سرپرستی نیز اهتمام داشتند.

عبدالواحد بن زید نقل می کند که:

به زیارت حج رفتم، در وقت طواف دختر پنج ساله ای دیدم که پرده ی کعبه را گرفته و به دختری مثل خود می گفت:

سوگند به آنکه به وصایت رسول الله (ص) انتخاب شد، و میان مردم احکام خدا را یکسان اجرا می کرد، حجتش بر ولایت آشکار، و همسر فاطمه ی مرضیّه (ع) بود، مطلب چنین و چنان نبود.

از اینکه دختری با آن کمی سن، علی بن ابیطالب (ع) را با آن اوصاف تعریف می کرد در شگفت شدم که این سخنان بر این دهان بزرگ است!!

گفتم: دخترم آن کیست که این اوصاف را داراست؟

قالت: ذلِکَ وَاللهِ عَلمُ الاعلامِ و بابُ الاحکامِ وَ قسیمُ الجنهِ والنّارِ و ربَّانیُّ هذهِ الاُمّه وَ رَأسُ الاء ئمَّهِ اَخو النَِّبیِّ و وَصیُّهُ و خَلیفتُهُ فی اُمَّتِهِ ذلِکَ اَمیرُالمومنینَ عَلیُّ بنُ ابی طالبٍ.

گفت:

او به خدا بزرگ بزرگان، و باب احکام دین و قسمت کننده ی بهشت و دوزخ، مرد الهی این امت، اول امامان، برادر و وصی و جانشین رسول الله (ص) در میان امت، او مولای من امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) است.

باز با آنکه غرق تعجب شده بودم، و به خود می گفتم: این دختر با این کمی سن این معرفت را از کجا پیدا کرده است؟

این مغز کوچک این همه اوصاف عالی را چگونه ضبط کرده و این دهان کوچک این مطالب بزرگ را چطور اداء می کند؟!

به او گفتم:

دخترم، علی (ع) از کجا دارای این صفات شد که می گوئی؟

گفت:

پدرم (عمار بن یاسر) مولا و دوست او بود که در صفین شهید شد.

روزی علی (ع) به خانه ی ما به دیدار مادرم آمد. من و برادرم از آبله نابینا شده بودیم، چون ما دو یتیم را دید، آه آتشینی کشید و این اشعار را خواند:

ما اِن تَاوَّهتُ مِن شَیی ءٍ رُزیتُ بِهِ

کَما تَأوَّهتُ لِلاَطفالِ فِی الصَّغرِ

قَد ماتَ والدهُم مَن کَانَ یَکفُلُهُم

فی النّائباتِ و فی الاَسفارِ والحَضَرِ

« در هیچ مصیبتی که پیش آمده آه و ناله نکرده ام، مانند آنکه برای اطفال خردسال کرده ام.

اطفالی که پدرشان مرده، چه کسی کفیل و عهده دار آنها می شود؟ در پیشامدهای روزگار و در سفر و حضر».

آنگاه امیرالمومنین ما را پیش خود آورد، دست مبارک خویش را بر چشم من و برادرم مالید و سپس دعاهائی کرد.

وقتی دستش را پایین آورد که چشمان نابینای ما بینا شد.

اکنون من شتر را از یک فرسخی می بینم که همه اش از برکت او است، صلوات خدا بر او باد.

من فوراً پارچه ی کمر خویش را باز کرده، دو دینار بقیه ی مخارج خود را خواستم به آن دختر بچه بدهم که، از این کار تبسم کرد و گفت:

این پول را قبول نمی کنم، گرچه امیرالمؤمنین (ع) از دنیا رفته ولی بهترین جانشین را در جای خود گذاشته است، ما امروز در کفالت حضرت حسن مجتبی(ع) هستیم، او ما را تأمین می کند، نیازی نداریم، که از دیگران کمک قبول کنیم.

سپس آن دختر به من گفت:

علی (ع) را دوست می داری؟

گفتم: آری.

گفت:

بشارت بر تو باد،

تو به دستگیره ی محکمی دست زده ای که قطع شدن ندارد. آنگاه از من جدا شد و این اشعار را زمزمه می کرد:

ما بُثَّ عَلیٍّ فی ضَمیرِ فَتیً

اِلاّ لَهُ شَهِدَت مِن رَبِّهِ النِّعمُ

وَ لا لهُ قَدَمُ زَلَّ الزَّمانُ بِها

اِلا لَهُ ثَبتَت مِن بَعدها قَدمَ

ما سَرَّنی أنَّنی مِن غَیرِ شیعَتهِ

وَ إنَّ لی ما حواهُ العَرَبُ وَالعَجَمُ(4)

«دوستی علی در قلب هیچ جوانمردی گسترش پیدا نکرده، مگر آنکه نعمت های خداوندی برای او نصیب شده است.

دوست علی(ع)، اگر روزگار قدمی از او بلرزاند، قدمی دیگر برای او ثابت می ماند.

دوست ندارم که من از پیروان علی نباشم در عوض مال همه ی عرب و عجم از آن من باشد.»

در روایت آمده که امام سجاد (علیه‌السلام) سرپرستی و تامین مخارج حدود صد خانواده از یتیمان و فقرای مدینه را به عهده داشت و با دست خویش به یتیمان غذا می‌داد و آن‌ها را تکریم و نوازش می‌نمود.[14]

طرح اکرام ایتام کمیته امداد امام خمینی ره

خوشبختانه این نوع از سرپرستی پس از انقلاب اسلامی از سوی کمیته امداد پایه گذاری شده . کمیته امداد امام خمینی از سال ۱۳۷۸ش طرحی به نام اکرام ایتام راه‌اندازی کرد که هدف آن حمایت از کودکان یتیم و تأمین نیازمندی‌های آنان است.[۳۲] در این طرح، افراد نیکوکار با پذیرشِ حمایت مالی از یک یا چند یتیم در طول سال نسبت به رفع مشکلات مادی و معنوی آنان اقدام می‌کنند.

2 - آثار و برکات یتیم‌نوازی

از دیگر مباحثی که در دین اسلام بدان پرداخته شده آثار و برکات یتیم نوازی است

آثار و برکات دنیوی

بطور طبیعی رسیدگی به ایتام و تامین نیازهای مادی و روحی ایتام اقدامی کاملا پیش گیرانه از عواقب رها شدن یتیم‌ها به حال خود می‌باشد، چون اگر چنین افرادی به حال خود رها شوند در آینده هزینه‌های سنگینی را بر جامعه وارد خواهند ساخت و می‌توانند عامل بسیاری از ناهنجاری‌های جامعه همچون سرقت، قتل و تجاوز شوند، و درواقع هرگامی که ما برای حمایت از ایتام می کنیم در واقع گامی در راستای امنیت و آرام خود، خانواده و جامعه برداشته ایم. البته باید توجه داشته باشیم که آثار یتیم نوازی منحصر در آثار اجتماعی نیست و برکات فردی بسیار فراوانی دارد. بسیاری از افراد حامی ایتام را می شناسیم که توفیقات علمی و مادی فراوانی در زندگی شخصی خود کسب کرده اند و این توفیقات را مرهون همین کار می دانند

آثار و برکات اخروی

به غیر از آثار طبیعی یتیم نوازی بر جامعه، خداوند متعال پاداش متعدد معنوی و اخروی برای یتیم نوازی قرار داده است .

روایاتی که از پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و ائمه معصومین (علیهم‌السّلام) در این باره رسیده فراوان است. در این احادیث، ضمن توصیه نسبت به یتیمان، آثار نیک و اجر و پاداش عظیمی را در این مورد نوید می‌دهد که تنها به ذکر چند مورد از این آثار اکتفا می‌کنیم.

1-ثواب فراوان

حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «هر مرد و زن با ایمانی که از روی مهربانی دست خود را روی سر یتیمی بکشد، خدای متعال به عدد هر مویی که دست خود را روی آن می‌گذارد یک ثواب برای او می‌نویسد.»[15]

2 - برطرف شدن عذاب

یکی دیگر از ثمرات پناه دادن یتیم آن است که خدای متعال عذاب قبر را از انسان برمی دارد.

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمود: عیسی بن مریم (علیه‌السّلام) از قبرستانی می‌گذشت که صاحب قبری را عذاب می‌کردند. پس از یک سال که از آنجا گذشت متوجه شد (با دید مخصوص خود) که صاحب قبر عذاب نمی‌شود، علّت را از خدای متعال سؤال کرد؟ وحی شد که این مرد گنه‌کار بود و به خاطر گناهانی که انجام داده بود عذاب می‌شد، امّا فرزند صالحی داشت که وقتی به سنّ رشد رسید جاده‌ای را اصلاح کرد و یتیمی را منزل داد، به این جهت او را آمرزیدم و به خاطر کار فرزندش عذاب را از او برداشتم.[16]

3- ورود به بهشت

رسول گرامی (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمود: «من کفَّل یتیماً و نفقته کنت انا و هو فی الجنَّة کهاتین و قرن بین اصبعیه المسبّحة و الوسطی؛ [۱۵] کسی که یتیمی را سرپرستی کند و عهده‌دار نفقه و مخارج او گردد من و او در بهشت پهلوی یکدیگر هستیم. سپس انگشت سبّابه و انگشت وسطی را پهلوی هم گذاشت و فرمود: مانند این دو که پهلوی یکدیگر هستند.»

امام صادق (علیه‌السّلام) فرمود: «من اراد ان یدخله الله عزّوجلَّ فی رحمته و یسکنه جنَّته فلیحسن خلقه... و لیرحم الیتیم؛ [۱۶] کسی که بخواهد مشمول رحمت خداوند گردد و وارد بهشت شود... باید نسبت به یتیمان دلسوز و مهربان باشد.»

۱۵. حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، ص۴۵.

۱۶. صدوق، محمد بن علی، امالی صدوق، ص۴۷۳، مجلس ۶۱، حدیث ۱۵.

از پیامبر(ص) نقل کرده‌اند: «هرکس یتیمی را تا زمانی که بی‌نیاز شود، مورد مهربانی خود قرار دهد، بهشت بر او واجب می‌شود.»[17]

«پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»:

مَن كَفَل یتیماً مِن المُسلِمینَ فَاَدخَلَهُ فی طَعامِهِ و شَرابِهِ أدخَلَهُ اللهُ الجَنّة اَلبتّةَ الاّ أَن یَعمَلَ ذَنباً لایُغفَر.

کسی که سرپرستی یتیم مسلمانی را تکفّل کند و در کنار سفرة خود در خورد و خوراکش همراه نماید مسلّماً خدا او را در زمرة بهشتیان قرار خواهد داد مگر گناه غیرقابل گذشتی مرتکب گردد. (مستدرک قدیم، ج ١، ص ١٤٨)

4-ترفیع درجات و محو سیئات

در حدیثی از رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) می‌خوانیم: «و الذَّی تفسی بیده لایلی مسلم یتیماً فیحسن ولایته و یضع یده علی راسه الّا رفعه الله عزَّوجلَّ بکلِّ شعرة درجة و کتب له بکلِّ شعرة حسنة و محی عنه بکلِّ شعرة سیّئة؛[18] سوگند به کسی که جانم در قبضه قدرت اوست، هر مسلمانی که سرپرستی یتیمی را به عهده بگیرد و به خوبی از عهده ولایت و سرپرستی آن یتیم برآید و دست محبّت بر سر او بکشد به عدد هر مویی که از زیردستش می‌گذرد خداوند متعال یک درجه مقام او را بالا می‌برد و یک ثواب در نامه عمل وی می‌نویسد و یک گناه از او کم می‌کند. در حدیث دیگری آمده است.»

که یکی از یاران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) به نام ابن ابی اوفی می‌گوید: محضر رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) نشسته بودیم، پسر بچه‌ای خدمت حضرت آمد، عرض کرد: کودکی یتیم هستم و خواهری یتیم دارم و مادری بیوه زن. از آنچه خدا به تو اطعام کرده به ما اطعام کن تا خداوند از آنچه نزد اوست آن‌قدر به تو ببخشد که خشنود شوی. پیامبر فرمود: چه زیبا سخن گفتی‌ ای پسر! سپس رو به بلال کرد و فرمود: برو از آنچه نزد ما است بیاور. بلال بیست و یک خرما با خود آورد. پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) فرمود: هفت دانه برای تو، هفت دانه برای خواهرت و هفت دانه برای مادرت.

معاذ بن جبل برخاست دستی بر سر کودک یتیم کشید، گفت: خداوند یتیمی تو را جبران کند و تو را جانشین صالحی برای پدرت سازد (پدر او از مهاجران بود). پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) رو به معاذ کرد و فرمود: انگیزه تو برای این کار چه بود؟ عرض کرد: محبّت و رحمت. فرمود: هر کس از شما سرپرستی یتیمی را بر عهده گیرد و حق آن را ادا کند و دست بر سر یتیم کشد، خداوند به عدد هر مویی حسنه‌ای برای او می‌نویسد و به عدد هر مویی سیئه‌ای از او محو می‌کند و به عدد هر مویی او را یک درجه بالا می‌برد.[19]

امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) فرمود: «ما من مؤمن و لا مؤمنة یضع یده علی راس یتیمٍ ترحّماً الّا کتب الله له بکلّ شعرة مرَّت یده علیها حسنة[20]؛ هر مرد و زن با ایمانی که از روی مهربانی دست خود را روی سر یتیمی بکشد خدای متعال به عدد هر مویی که دست خود را روی آن می‌گذارد یک ثواب برای او می‌نویسد.»

5-هم رتبه شدن با رسول خدا صل الله علیه و آله در بهشت

پیامبر‌(ص) در مورد تکفل یتیم می‌فرماید: « أنا و کَافِلُ الیتیمِ کهاتَینِ فی الجنةِ إذَا اتَّقَی اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اَشَارَ بِاصبَعَیْهِ السَّبَّابَةِ وَ الوُسطَی» حضرت در حالی که اشاره به دو انگشت سبابه و وسطی کردند، فرمودند: من و کفالت کننده یتیم در بهشت این چنین هستیم (در کنار هم هستیم)، (مستدرک، ج2، ص 474؛ نورالثقلین، ج 5، ص 597 / 23).

6-جایگاه ویژه بهشتی

پیامبر‌(ص) در مورد ترحم بر یتیم فرمودند: « اِنَّ فِى الجَنَّةِ دارا يُقالُ لَها دارُ الفَرَحِ لايَدخُلُها اِلاّ مَن فَرَّحَ يَتامَى المُؤمِنينَ؛ » در بهشت خانه‌ای وجود دارد، به آن خانه فرح گفته می‌شود که در آن داخل نمی‌شود مگر کسانی که یتیمان مومنین را شاد کرده باشند. (نهج الفصاحه، ح 864)

آقای قرائتی نقل می کردند روزی از دوست مهندسم پرسیدم: برای قیامتت چه می کنی؟ چیزی گفت که به حال او غبطه خوردم او گفت: هر پانزده روز یک مرتبه ماشینی کرایه می کنم و بچّه های یتیم را به پارکِ بازی می برم و برای شان بستنی می خرم و پس از تفریحی چند ساعته بر می گردیم، من این کار را به حساب قیامتم گذاشته ام.

برطرف کردن ناراحتی کودکان یتیم چندان مهم است که پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) می‌فرماید: «... اذا بکی الیتیم وقعت دموعه فی کفَّ الرَّحمن و یقول تعالی: من ابکی هذا الیتیم الذی واریت والده فی التّراب من اسکته فله الجنَّه؛ [فخر رازی، محمد بن عمر، تفسیر کبیر، ج۳۱، ص۲۰۰. ] هرگاه کودک یتیمی گریه کند اشک‌های او در کف پرمهر و محبّت خداوند رحمان می‌ریزد و خدای تعالی می‌فرماید: چه کسی این یتیمی که پدرش را از دست داده (و اکنون زیر خاک آرمیده) به گریه درآورده است؟ هر کس او را آرام کند بهشت از آن اوست (پاداش او بهشت است).

در حدیثی دیگر فرمود: هنگامی که کودک یتیم گریه می‌کند عرش خدا به لرزه در می‌آید. خداوند به فرشتگانش می‌فرماید: ‌ای ملائکه من! چه کسی این یتیم را که پدرش در خاک پنهان شده است به گریه درآورد؟ ملائکه می‌گویند: خدایا! تو آگاه‌تری. خداوند می‌فرماید: ‌ای ملائکه من! شما را گواه می‌گیرم که هر کس گریه او را خاموش و قلبش را خشنود کند من روز قیامت او را خشنود خواهم کرد. [طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۸۵. ]

«پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»:

مَن كفی یتیماً فی نَفَقتِهِ بِمالِه حتّی یَستَغنی وَجَبت لَهُ الجَنّةُ اَلبتّة.

کسی که نفقة یتیمی را با مال خود سرپرستی کند تا به حدّ بی‌نیازی برسد بدون تردید بهشت برای او واجب می‌گردد. (وسائل، ج ١١، ص ٥٦٠)

وظیفه ای که میزبان

تا اینجا ابعاد مختلف یتیم نوازی را در آموزه های دینی بررسی کردیم اما تمامی این مباحث برای بیان جایگاه و اهمیت یتیم نوازی در ماه مبارک رمضان به عنوان یکی از آداب مهمان در ضیافت الله بود اما در مقابل رعایت این ادب خداوند متعال نیز وظیفه ای را که به عنوان میزبان مقرر نموده این است که در ازای یتیم نوازی در این ماه برای مهمانانی که ادب مهمانی یتیم نوازی را رعایت می کنند این است که خداوند متعال نیز وعده داده مردم نیز با یتیمان شما با درستی و مهربانی رفتار خواهند کرد همانگونه که پیامبر خدا در این باره فرموده اند: وَ تَحَنَّنُوا عَلَی أَیتَامِ النَّاسِ کمَا یتَحَنَّنُ عَلَی أَیتَامِکمْ

و با یتیمان مردم مهربانی کنید، تا با یتیمان شما مهربانی شود

از خداوند متعال می خواهیم همه ما را موفق به رعایت آداب ضیافت الهی نماید صلوات ختم بفرمایید.


[1] - ترجمه تفسير طبرى، ج‏5، ص: 1336

[2] - من لا يحضره الفقيه ج‏3 181

[3] - وسايل الشيعه، حديث 25295

[4] - نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 491

[5] - جامع أحاديث الشيعة (للبروجردي)، ج‏25، ص: 582

[6] - عن عبدالرحمنِ بنِ الْحَجَّاجِ رفعه قالَ: بَینما رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم قاعِدٌ اذْجاءَتْ امْرَأَةٌ عُرْیانَةٌ حَتّی قامَتْ بَینَ یدَیهِ، فَقالَتْ: یا رَسُولُ اللَّهِ انّی فَجَرْتُ فَطَهِّرْنی، قالَ: وَجاءَ رَجُلٌ یعْدُو فی اثَرِها، فَالْقی عَلَیها ثَوْباً، فَقالَ: ما هِی؟ قالَ: صاحِبَتی یا رَسُولَ اللَّهِ، خَلوْتُ بِجارِیتی فَصَنَعَتْ ماتَری: قالَ: ضَمِّها الَیک، ثُمَّ قالَ: انَّ الْغَیراءَ لا تَبْصُرُ اعْلَی الْوادِی مِنْ اسْفَلِهِ. (وسايل الشيعه، حديث 25293).

[7] -(4) النساء : 3

[8] - تفسير نمونه، ج‏3، ص: 252

[9] - بقره/سوره۲، آیه۲۲۰.

[10] - طبرسی، ابی الفضل علی، مشکاة الانوار، ص۲۹۱.

[11] - ابن کثیر، تفسیر ابن کثیر، ج۴، ص۵۴۴.

[12] - محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴۷۴.

[13] - محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۲، ص۴۷۴.

[14] - علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۴۶، ص۶۲، ح ۱۹.

[15] - شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص۱۹۹.

[16] - شیخ صدوق، محمد بن علی، امالی صدوق، ص۶۰۳.

[17] - علامه مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۷۴، ص۵۸؛ مدرسی، تفسیر هدایت، ۱۳۷۷ش، ج۱۸، ص۳۵۴.

[18] - متقی هندی، علی بن حسام، کنزالعمال، ج۳، ص۱۷۵، حدیث ۶۰۳۰.

[19] - حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۵۹۷.

[20] - شیخ صدوق، محمد بن علی، ثواب الاعمال، ص۱۹۹.

8- جلسه هشتم آداب مهمانی و میزبانی در مهمانی خدا (یتیم نوازی 1)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

خداوند متعال را شاکریم که توفیق داد تا در طول عمرمان یک بار دیگر مهمانی خدا را درک کنیم. مهمانی که هر کسی لیاقت حضور در آن را پیدا نمی کند.

برای بهره برداری هرچه بهتر و بیشتر از این مهمانی گفته شده که باید آدابی را رعایت کنیم و رعایت این آداب ثمرات متعددی دارد و در برابر رعایت این آداب خداوند متعال نیز به عنوان میزبان برای خود آداب و وظایفی را معین نموده که ملتزم به آن است.

طی جلسات گذشته بر اساس خطبه شعبانیه حضرت رسول صل الله علیه و آله به برخی از این آداب اشاره کردیم.

از دیگر آداب مهمانی خداوند متعال به فرمایش رسول خدا صل الله علیه و آله توجه ویژه به ایتام هست.

پیامبر خدا در این باره فرموده اند: وَ تَحَنَّنُوا عَلَی أَیتَامِ النَّاسِ کمَا یتَحَنَّنُ عَلَی أَیتَامِکمْ

و با یتیمان مردم مهربانی کنید، تا با یتیمان شما مهربانی شود

در دعای روز هشتم ماه مبارک رمضان نیز برای توفیق یافتن به این ادب اسلامی

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ رَحْمَةَ الْأَيْتَامِ وَ إِطْعَامَ الطَّعَامِ وَ إِفْشَاءَ السَّلاَمِ وَ صُحْبَةَ الْكِرَامِ بِطَوْلِكَ يَا مَلْجَأَ الْآمِلِين.

خدایا، ترحم یتیمان،‌ غذا دادن به مردم، افشا کردن سلام، هم‌صحبتی کریمان را در این روز، رزق من قرار بده به فضل خودت ای پناه آرزومندان.

در دین مبین اسلام توجه ویژه ای به موضوع یتیمان شده است. آقا امیرالمومنین علیه السلام با تاکید فرموده اند: « اللَّهَ اللَّهَ فِي الْأَيْتَامِ» (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏72، ص: 14)

بنده تصمیم دارم در دو جلسه به برخی از ابعاد یتیم نوازی در اسلام بپردازم

یتیمی عیب نیست

مطلب اول این است که باید توجه داشت که یتیمی برای هیچ کس عیب نیست بلکه امری طبیعی است که به دلایل مختلف ممکن است برای هر خانواده ای پیش بیاید. افراد بسیاری در جنگ پدر خود را از دست می دهند و برخی در تصادف ها و برخی به مرگ طبیعی از دنیا می روند و باعث می شود قشری از جامعه از نعمت پدر و یا هر دو والدین محروم شوند اما این بدان معنا نیست که راه موفقیت و کمال به روی این افراد بسته شده باشد بلکه برعکس ما می بینیم بسیاری از افراد سرشناس دنیا طعم تلخ یتیمی را چشیده اند اما در سایه الطاف الهی افراد بسیار موفق و تاثیرگذاری در زندگی شخصی و اجتماعی بوده اند

در میان انبیاء ما و از پیامبران بزرگ الهی کسانی همچون حضرت ابراهیم و موسی و عیسی و پیامبر اکرم خودشان جزو ایتام بودند یعنی در همان کودکی پدر خود را از دست دادند . در میان ائمه معصومین علیهم السلام امام جواد علیه السلام، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در سن کودکی پدر خود را از دست داده اند.

در میان شخصیت های بزرگ علمی افرادی همچون ملاصدرا، ابوریحان بیرونی، ، نیوتن یتیم بودند.

در میان شخصیت های بزرگ ادبی و ماندگار کشور اسلامی یمان کسانی همچون حافظ، سعدی یتیم بودند.

در میان شخصیت های بزرگ سیاسی دنیا که باعث تغییر مسیر تاریخ شده اند شخصیت هایی همچون امام خمینی ره و گاندی یتیم بوده اند.

بنابراین یتیمی عیب و عار نیست و اگر کسی به هر دلیلی پدر خود را از دست داد نباید در خود احساس سرشکستگی یا خدای ناکرده احساس حقارت داشته باشد.

اما خواهی نخواهی این پدیده تلخ، پیامدها و عوارض منفی مختلفی هم برای فرد یتیم و هم خانواده و هم اجتماع دارد از همین رو دین مقدس اسلام به عنوان آیینی جهانی که برای تمام بخش‌های جامعه انسانی برنامه دارد، بی تردید درباره رفع نیاز یتیمان و مسائل مادی و معنوی آن‌ها برنامه و توصیه‌های فراوانی دارد که برخی در قرآن کریم بیان شده و بعضی نیز در روایات و سخنان پیشوایان معصوم (علیهم‌السلام) آمده است.

  1. انواع آموزه های دین اسلام در رفع نیازهای ایتام

در یک تقسیم بندی کلی می توان آموزه های دین اسلام راجع به ایتام را به سه دسته تقسیم بندی نمود

الف: آموزه های مربوط به نیازهای معیشتی و مالی ایتام

در آیات و روایات دستورات متعددی راجع به رفع نیازهای معیشتی و مالی ایتام وجود دارد که به چهار مورد از مهمترین از آنها اشاره می کنیم

1-ممنوع بودن محروم سازی مالی اولاد از ارث

از نظر قرآن محروم‌سازی فرزندان از ارث حرام و گناهی بزرگ است. از همین رو خدا سهم همه ارث برندگان از جمله فرزندان را مشخص نموده است و پایندی به آن را واجب کرده است و اجازه نداده تا هرکسی به دلخواه فرزندان خود را از ارث محروم نماید.(نساء، آیات 7 تا 9 و 127) باید یادآور شد که این مطلب بر اساس شأن نزول آيه است كه برخى با وصيّت اموال خود براى صرف در امور خيریه، فرزندان خويش را از ارث محروم مى‌ساختند. خدا به این دسته افراد فرموده است که حق ندارند اموال خویش را چنان وصیت کنند که چیزی به فرزندان صغار و یتیم خودشان نرسد.(مجمع‌البيان، ج 3 - 4، ص 20 21) در روایت است فردی از دنیا رفت و پیامبر(ص) بر جنازه‌اش نماز خواندند. او فرزندان کوچکی داشت؛ ولی تمام اموالش را وقف کرده بود و فرزندانش به گدایی افتاده بودند. حضرت(ص) فرمود: اگر من خبر داشتم که اموالش را وقف کرده است، اجازه نمی‌دادم که جسد او را در قبرستان مسلمانان دفن کنند.(گفتارهای معنوی، ص ۱۵۹) از نظر قرآن نباید در حق کودکان صغیر خویش اجحاف و ظلم کرد و آنان را از ارث محروم نمود؛ خدا در بیان فلسفه و هدف این حکم خویش به ظلمی ‌اشاره می‌کند که از سوی دیگران به این یتیمان خواهد رسید. به سخن دیگر، مصون ماندن فرزندان انسان از اجحاف دیگران، فلسفه حرمت محروم‌سازی یتیمان از ارث است.(نساء، آیه 9) پس وقتی به کودکان صغار ارثی می‌رسد از ظلم دیگران در امان خواهند ماند؛ وگرنه در دست و پای دیگران قرار گرفته و مورد ظلم واقع می‌شوند.

  1. نخوردن مال یتیم

یکی از بزرگترین معضلات افراد یتیم آن است که اطرافیان ارث و میراث آنها را بالا می کشند و مال آنها را می خورند و یا کسانی پیدا می شوند که از فرصت به وجود آمده سوء استفاده کرده و چشم طمع به مال کودکان یتیم می دوزند در کنار همه اینها می بینیم که بطور معمول افراد یتیم که در دوران کودکی پدر و یا پدر و مادر خود را از دست داده اند توانایی حفظ و مدیریت مال و دارایی خود را ندارند از همین رو در دین مبین اسلام برای جلوگیری از هرگونه تعرض به مال یتیم نسبت به نزدیک شدن به مال یتیم هشدار داده و خوردن مال یتیم را همچون خوردن آتش دانسته و خداوند متعال هشدار داده است إِنَّ الَّذينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ في‏ بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعيراً (10)«هر کس اموال یتیمان را به ستم بخورد، شکم خویش را از آتش پر می‌سازد.»[1]

«امام رضا(علیه‌السلام)»:

اِیّاكُم وَ اَموالَ الیَتامی! لاتُعَرَّضوالَها ولاتُلَبَّسوابها.

هان! برحذر باشید! و از اموال یتیمان شدیداً بپرهیزید. به آن‌ها تعرض نکنید و خود را بدان گرفتار و آلوده ننمایید. (بحار، ج ٧٥، ص ٥)

امام موسی‌بن‌جعفر(ع):

مَن أَكَلَ مِن مالِ الیَتیمِ دِرهماً واحداً ظُلماً مِن غَیرِ حَقّ یُخلِدُهُ اللهُ فی‌النّار.

كسی كه تنها یك درهم (واحد پول) ظالمانه و به ناحق مال یتیمی را بخورد خداوند جای او را آتش دوزخ جاودانه خواهد نمود. (بحار، ج ٧٥، ص ٥)

از سویی دیگر از مسلمانان خواسته شده به مال یتیم نزدیک نشده مگر اینکه در راستای صلاح یتیم باشد. لذا خداوند در سوره انعام، آیه ۱۵۲ می‌فرماید: وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتيمِ إِلاَّ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّه‏»«به مال یتیمان نزدیک مشوید، مگر به نیکوترین وجهی که به صلاح او باشد»

همچنین از مسلمانان خواسته شده بعد از اینکه فرد یتیم به حد رشد رسید اموال او بدون کم و کاست و مخلوط کردن با اموال خود به ایتام بازگردانده شود. قرآن کریم می‌فرماید: وَ آتُوا الْيَتامى‏ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبيثَ بِالطَّيِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى‏ أَمْوالِكُمْ إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبيراً (2)«و اموال یتیمان را (هنگامی که به حد رشد رسیدند) به آن‌ها بدهید؛ و اموال بد (خود) را با اموال خودتان (با مخلوط کردن یا تبدیل نمودن) نخورید، زیرا این گناه بزرگی است.» نساء/سوره۴، آیه۲.

از همین رو «خوردن مال یتیم‌ از روی ظلم‌» از گناهان کبیره است.[۱]

«حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها»:

فَرَض اللهُ مُجانَبَةَ أَكِل اَموالِ الیَتامی اجارةً مِنَ الظُّلم.

خداوند خوردن مال یتیمان را حرام فرمود تا حقوق آنان از ظلم و تعدّی محفوظ بماند. (بحار، ج ٧٩، ص ٢٦٨)

بنده وقتی برای این سخنرانی مطالعه می کردم با سایت اطلاع رسانی مسجد هدایت[2] برخورد کردم که در یکی از صفحات خود 40 حدیث درباره ایتام نوشته بود. نکته جالب پیام هایی بود که افراد یتیم پای این احادیث نوشته بودند که بد نیست و مراجعه کنید و ببینید که افراد یتیم چه گلایه ها از خوردن مالشان توسط اطرافیان کرده بودند و این موضوع نشان می دهد که اسلام چقدر با دقت دست روی این مساله گذاشته و چقدر این مساله مهم است.

نکته مهم: داستان

فکر نکنن کسانیکه مال تیمی را می خورند ایتام بی سر و صاحب هستند بلکه خود خداوند متعال کفالت آنها را بر عهده می گیرد. در تاریخ 4/1/1404 در برنامه محفل مهمانی به نام آقای ابراهیم راضی دعوت بود که شغل طلا فروشی در شهر مهریز استان یزد داشت و به عنوان صاحب شلوغ ترین طلا فروشی ایران شناخته می شد. این بنده خدا زندگی پرفراز و نشیبی داشت که بخشی از آن مربوط به گرفتار شدنش به رباخواری و نجات از آن با توسل به امام رضا علیه السلام می شد و بخشی از زندگی ایشان نیز مربوط به خوردن مال یتیم می شد.

ایشان تعریف می کرد: یک روز پیرزنی آمد و از یک جفت گوشواره تنها یک دانه آن در دستش بود که فرای فروش آورده بود و من گوشواره هزار تومانی را به قیمت دویست تومان خریدم یعنی عالمانه هشتصد تومان ارزانتر خریدم و سود زیادی کردم و به خودم گفتم امشب همه فامیل را دعوت می کنم و یک مهمانی مفصل می دهم تو همین فکر بودم که یکی دوان دوان آمد در مغازه و گفت که بچه ات گریه می کند و ساکت نمی شود . من هم سریع مغاره را بستم و به خانه رفتم دیدم مادر خانم و همسرم بچه را داخل پتو گذاشته اند و تکان می دهند و تنها زمانی بچه ساکت می شود که حالت گیجی به خودش می گیرد. سوار ماشین شدیم و به دکتر رفتیم و دکتر گفت که روده کوچک داخل روده بزرگ شده و سریع ببرید بیمارستان

گفتیم شاید دکتر درست تشخیص نداده لذا به یزد رفتیم و او هم همین را تایید کرد و گفت سریع بروید بیمارستان برای عمل اما قبل از عمل باید یک عکس رنگی بگیرید که بچه را آوردن برای گرفتن عکس جلوی چشم ما با آمپول های بزرگ از مدخل بچه موادی را وارد می کردند و عکس می گرفتن.

در همین حین که مادر و مادرزن و بچه گریه می کردند من یک لحظه به خودم آمدم که فلانی چه کار کردی که این بلا سرت آمد؟ همانجا حضرت اباالفضل العباس را صدا زدم که بچه من را نجات بده من آن پیرزن را هرجا باشد پیدا می کنم و گوشواره اش را می دهم و پولش را هم می دهم و بزرگ ترین گوسفند شهر را می گیرم و نذر حضرت اباالفضل العباس علیه السلام می کنم.

همین حین بود که برای عکس آخر دکتر داشت تزریق می کرد که گفت که روده کوچک از روده بزرگ در آمد و دیگر نیاز به عمل نیست. وقتی عکس ها را پیش دکتر بردیم گفت شک نکن که این معجزه است که سه عکس قبلی روده تداخل داشت اما عکس چهارم روده چسبیده بیرون آمده بود و گفت برو هر نذری داری ادا کن.

من امدم تماس گرفتم و بزرگ ترین گوسفند را گرفتند قربانی کردن و به فقرا دادند . بعد افتادیم در به در دنبال آن پیر زن و در نهایت او را در خانه ای پیدا کردم که نمی شد اسم خانه روی آن گذاشت بلکه مخروبه ای بود وقتی داخل شدیم دیدم که یک پیرمرد مریض در خانه هست و یک همان پیرزن و یک دختر یتیم که آن گوشواره برای همان دختر یتیم بود که پیرزن آورده بود بفروشد تا خرج دارو درمان پیرمرد کند. معلوم شد که این بلایی که سر من آمد به خاطر تجاوز به مال یتیمی بود که انجام شده.

سریع با خانمم مقداری ظرف برای خانه آوردیم . بعد از مدتی یک خانه اجاره ای نزدیک خانه خودمان برایشان تهیه کردم و سرپرستی فرزند یتیمشان را بر عهده گرفتم و وضع زندگی ما از آن به بعد رونق گرفت.

3-توجه به خوراک

گویا گرسنه نبودن طفل یتیم از ویژگی خاصی برخوردار است که حضرت علی‌(ع) در مورد تغذیه یتیم بطور خاص تاکید نموده و فرموده اند: « اللَّهَ اللَّهَ فِي الْأَيْتَامِ- فَلَا تُغِبُّوا أَفْوَاهَهُمْ وَ لَا يَضِيعُوا بِحَضْرَتِكُمْ» (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏72، ص: 14) «یتیمان را گاهی سیر و گاهی گرسنه نگذارید و نکند با حضور شما سختی بکشند.»[۲۳]

در سیره حضرت علی علیه السلام نیز شاهد همین توجه هستیم

روزی امیرالمؤمنین (ع) دید زنی مشک آبی به دوش گرفته و به سختی آن را به سوی خانه می برد.

آن حضرت مشک آب را از اوگرفت و به محلی که زن می خواست بُرد، آنگاه از حال زن پرسید.

زن گفت:

علی بن ابیطالب (ع) شوهر مرا به بعضی از مرزهای نظامی فرستاد که در آنجا کشته شد و چند طفل یتیم برای من گذاشت و احتیاج مرا وادار کرده است تا برای مردم خدمت کنم که خود و اطفالم را تأمین نمایم.

امام علی (ع) از آنجا بازگشت.

شب را با ناراحتی به روز آورد، سپس زنبیلی که در آن طعام بود برداشت و قصد خانه ی زن کرد.

بعضی از یارانش گفتند:

بگذارید ما ببریم.

فرمود:

کیست که بار مرا در قیامت بردارد؟

چون به در خانه ی زن رسید، زن پرسید:

کیستی؟

فرمود:

همان بنده ی خدا هستم که دیروز مشک آب را برای تو آوردم، در را باز کن، برای بچه هایت طعام آورده ام.

زن گفت:

خدا از تو راضی باشد و میان من و علی بن ابیطالب حکم کند،

سپس در را باز کرد.

امام علی (ع) داخل شد، فرمود:

من کسب ثواب را دوست دارم، می خواهی تو خمیر کن و نان بپز و من بچه ها را آرام کنم و یا من خمیر کنم و تو آنها را آرام کنی؟

زن گفت:

من به نان پختن آگاهتر، و شروع به خمیر گرفتن کرد.

امام علی (ع) گوشت را آماده کرد و لقمه لقمه به دهان اطفال می گذاشت و به هر یک می فرمود:

«علی را حلال کن، در حق شما کوتاهی شده است.»

چون خمیر آماده شد، زن گفت:

بنده ی خدا تنور را آتش کن.

امام علی (ع) تنور را آتش کرد، وقتی حرارت شعله به چهره ی آن حضرت رسید، فرمود:

بچش حرارت آتش را، این سزای کسی است که از زنان بیوه و اطفال یتیم بی خبر باشد.

در این میان زنی از زنان همسایه داخل خانه شد.

او امیرالمومنین (ع) را می شناخت، فوراً به زن صاحب خانه گفت.

وای بر تو این کیست که برای تو تنور را آتش می کند؟

زن جواب داد:

مردی است که به اطفال من رحم کرده است.

زن همسایه گفت:

وای بر تو این بزرگ، امیرالمومنین علی بن ابیطالب(ع) است.

آن زن چون امام علی (ع) را شناخت، پیش دوید و گفت:

واحَیائی مِنکَ یا اَمیرالمؤمنین

«ای امیرمؤمنان از شرمندگی آتش گرفتم، مرا ببخشید».

امام علی (ع) فرمود:

بَل واحیائی مِنکِ یا اَمهَ اللهِ فیما قَصرتُ فی حقَّکِ

«بلکه من از تو شرمنده ام، ای کنیز خدا، در حق تو کوتاهی شده است.» (3)

تامین نیازهای مالی ایتام

بطور عادی یک انسان برای زندگی علاوه بر خوراک هزینه های دیگری همچون پوشاک و رفت و آمد و ... دارد لذا این موضوع نیز از منظر دین اسلام مغفول نمانده و به پیروان خود دستور داده است تا نیازهای مالی افراد یتیم را تامین نمایند: «لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏...»بقره 177

نيكى، (تنها) اين نيست كه (به هنگام نماز،) روىِ خود را به سوى مشرق و (يا) مغرب كنيد (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغيير آن باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازيد) بلكه نيكى (و نيكوكار) كسى است كه به خدا، و روز رستاخيز، و فرشتگان، و كتاب (آسمانى)، و پيامبران، ايمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقه‏اى كه به آن دارد، به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى‏كند

و یا اینکه در سوره بقره آیه 215 می فرماید: « يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبينَ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ (215) از تو سؤال مى‏كنند چه چيز انفاق كنند؟ بگو: «هر خير و نيكى (و سرمايه سودمند مادى و معنوى) كه انفاق مى‏كنيد، بايد براى پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد.» و هر كار خيرى كه انجام دهيد، خداوند از آن آگاه است. (لازم نيست تظاهر كنيد، او مى‏داند). (215)

ب: آموزه های مربوط به رفع نیازهای روحی و روانی ایتام

خیلی ها، نیازها و نیازمندی های یتیمان را از دیدگاه امور مادّی می نگرند، که باید دارای مسکن و همسر و لباس و تغذیه مناسب شوند، اما دین اسلام به همان اندازه ای که به احتیاجات مادّی و جسمی یتیمان توجه دارد به رفع نیازها و کمبودهای روانی آنها نیز می اندیشید، که کودکان یتیم دچار کمبودهای عاطفی نگردند.

1-تکریم ایتام

همانگونه که ابتدای سخن عرض شد یتیمی عیب نیست و قریب به اتفاق کودکانیکه که بار یتیمی را به دوش می کشد خودخواسته این مسیر را انتخاب نکرده اند. لذا هرگونه تخریب شخصیت و اقدامی که باعث زیر سوال رفتن عزت نفس ایتام شود از سوی اسلام ممنوع است.

اهمیت این موضوع زمانیکه بیشتر خود را نشان می دهد که می بینیم در آیات متعددی از قرآن کریم به این موضوع تاکید شده است.

خداوند متعال در آیه 9 سوره ضحی می فرماید؛ فَأَمَّا الْيَتيمَ فَلا تَقْهَرْ»« حال كه چنين است يتيم را تحقير مكن» و یا در آیات ابتدایی سوره ماعون، خداوند متعال می فرماید:

أَ رَأَيْتَ الَّذي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ (1) آيا كسى كه روز جزا را پيوسته انكار مى‏كند ديدى؟ (1)

فَذلِكَ الَّذي يَدُعُّ الْيَتيمَ (2) او همان كسى است كه يتيم را با خشونت مى‏راند، (2)

و در جای دیگر در مذمت کسانیکه یتیمان را تکریم نمی کنند می‌فرماید: «کَلاَّ بَلْ لا تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْکِینِ؛ [۱۰] چنان نیست که شما خیال می‌کنید بلکه شما یتیمان را گرامی نمی‌دارید و یکدیگر را بر اطعام مستمندان تشویق نمی‌کنید.»

و در یک جا پس از عبادت خدا و نیکی به پدر و مادر و خویشاوندان، محبّت و احسان به ایتام را یادآور می‌شود و می‌فرماید: «وَ اِذْ اَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی اِسْرائِیلَ لا تَعْبُدُونَ اِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَیْنِ اِحْساناً وَ ذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ....؛ [۱۱] (و به یاد آورید) زمانی را که از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را نپرستید و نسبت به پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان نیکی کنید....»

و یا در سوره ضحی خداوند متعال یتیم بودن رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) را به وی تذکر می‌دهد، می‌فرماید: «اَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فآوی؟(آیه 6) آیا تو را یتیم نیافت و سپس پناه داد؟ »

سپس می‌فرماید: «فَاَمَّا الْیَتِیمَ فَلا تَقْهَرْ؛ (آیه 7) حال که چنین است پس با قهر و خشم با یتیم برخورد مکن.»

در این سوره خدای متعال نخست یتیم بودن رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) را یادآور شده و آنگاه سفارش یتیمان را به او می‌کند و این ترتیب برای آن است که آن بزرگوار در کودکی پدر و مادر خود را از دست داده بود و به خوبی احساس می‌کرد یتیمی که از محبّت و نوازش پدرانه محروم شده است بیش از هر چیز خود را نیازمند به تفقّد و محبّت می‌بیند. به این جهت می‌فرماید همان‌گونه که یتیم بودی و تو را پناه دادیم تو نیز یتیمان را نوازش کن و آنها را از خود دور مکن، چرا که درد و رنج یتیمی را تحمل کرده و از درد و ناراحتی یتیمان آگاهی.

2-لبریز نمودن محبت برای ایتمام

در آموزه های اسلامی خواسته شده تا به یتیمان رحم و مهربانی صورت گیرد «مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام»: اِرحَموا الأرْمَلَةَ وَ الیَتیمَ. نسبت به بیوه‌زنان و یتیمان دلرحم و مهربان باشید. (تحف‌العقول، ص ١٤٧) اما می بینیم صرف محبت ساده به ایتام نیز اکتفا نشده بلکه محبت به ایتام باید چنان سرشار باشد که دیگران آروزی چشیدن چنین محبتی را داشته باشد.

«پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم»:

كُن لِلیَتیمِ كَالأَبِ الرَّحیمِ وَ اَعلَمْ اَنّكَ تَزرَعُ كذلِكَ تَحصُدُ.

نسبت به یتیم مانند یک پدر عطوف و مهربان باش و بدان که تو امروز (هرچه) می‌کاری (فردا) آن را درو خواهی کرد. (بحار، ج ٧٧، ص ١٧١)

در سیره اهل بیت علیهم السلام نیز می بینیم که رفتارشان نسبت به ایتام سرریز از محبت بود و شخصیتی همچون حضرت علی علیه السلام اینگونه نبود که صرفا ما یحتاج ایتام و یا غذا را به در خانه آنها ارسال نماید بلکه با حضور در منزل ایتام با دست خود غذا در دهانشان می گذارد تا شیرینی گرفتن غذا از دست پدر را بچشند.

یتیمان را دور خود جمع می کرد، و با انواع بازی ها، و صدای تقلیدی گوسفند آنها را می خنداند.

وقتی یتیمان را به منزل می آورد، و می خواست به آنها عسل بخوراند، انگشتان خود را می شست، و با انگشتان خود عسل در دهان یتیمان می گذارد که دو نوع شیرینی را بچشند:

شیرینی عسل و شیرینی از دست پدر گرفتن

گرچه افراد نا آگاه به امام علی (ع) اعتراض می کردند، که این کارها در شأن شما نیست.

امام علی (ع) آنقدر به یتیمان توجه داشت، و با آنها مهربانی می کرد که دیگران می گفتند:

لوودتُ اِنّی کُنتُ یتیماً

(ای کاش منهم یک یتیم بودم) (2)

ج: آموزه های مربوط به رفع نیازهای تربیتی ایتام

درست است که اسلام توجه خاصی به تکریم و محبت ایتام دارد اما این بدان معنا نیست که اسلام به نیازهای تربیتی ایتام توجه نداشته باشد. لذا اینکه گفته شد هرگونه خشونتی نسبت به یتیم جایز نیست، خشونتی است که در راستای تحقیر و اهانت و مانند آنها است؛ اما اگر خشونت و تنبیه در جهت تادیب و ادب کردن یتیم باشد، همانند تادیب فرزندان خویش جایز و روا است. البته باید شرایط تادیب و تنبیه و خشونت براساس شریعت و اخلاق مراعات شود.(نساء، آیه 9) زیرا جمله «وليقولوا قولا سديدا» دلالت بر جواز تأديب يتيمان با گفتارى مناسب با حال و شأن آنان دارد. (زبدهًْ البيان، ج 2، ص 614)

از همین رو از ما خواسته شده در تربیت و تنبیه ایتام همانگونه که فرزند خود را تربیت می کنیم کودک یتیم را تربیت نماییم به عبارت دیگر کودک یتیم را همانند فرزند خود بدانیم و هرگاه لازم است تشویق کنیم و هرگاه صلاح است تنبیه نماییم (البته مراد از تنبیه الزاما تنبیه بندنی نیست بلکه محروم کردن از برخی امتیازات هم جزئی از تنبیه است). «مولی امیرالمؤمنین‌ علیه‌السلام»:

اَدِّبِ الیَتیمَ مِمّا تُؤَدِّبُ بِهِ وَلَدكَ.

طفل یتیم را مانند فرزند خودت به طور یکسان تربیت و ادب کن. (وسائل، ج ١٥، ص ١٩٧)

در مکتب متعالی اسلام حتی نسبت به تربیت و رسیدن به بلوغ و رشد اقتصادی ایتام نیز بدان توجه شده است و آنگونه که از آیه 152 سوره أنعام که خداوند متعال فرموده: وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتيمِ إِلاَّ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ بدست می آید باید آموزش‌هایی در این زمینه ببیند تا به بلوغ اقتصادی دست یافته و بتواند در مال خویش تصرف مالکانه داشته باشد.

خدا در این آیه خواهان آن است که یتیمان از کودکی تا سن بلوغ جنسی و نکاح با آزمون‌ها و ابتلائات گوناگونی آموزش یابند تا در این مدت با انواع آموزش‌ها و آزمون‌ها به رشد اقتصادی دست یافته و با آن مانوس شوند؛ پس اگر به چنین رشدی دست یافتند و با آن مانوس شدند، اموال یتیم در اختیار وی قرار می‌گیرد تا بتواند تصرفات مالکانه داشته باشد. پس آموزش یتیم برای کسب مهارت و رشد اقتصادی لازم و ضروری است و نباید او را از فعالیت‌های خرد اقتصادی برای کسب توانایی و مانوس شدن با فعالیت‌های اقتصادی محروم کرد؛ زیرا مانوس شدن با کاری یا چیزی جز با تکرار و آموزش و آزمون شدنی نیست؛ از این رو، لازم است تا به یتیمان آموزش‌های اقتصادی داده شود تا با آن مانوس شوند.

انشاء الله در جلسه بعد باز مقداری راجع به موضوع پر اهمیت ایتام خواهیم پرداخت و به وظیفه میزبان نیز در این خصوص اشاره خواهیم کرد.


[1] - نساء/سوره۴، آیه۱۰.

[2] - https://hedayatgar.ir/fa/news/212/%DA%86%D9%87%D9%84-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%8A%D8%AA%D9%8A%D9%85%D8%A7%D9%86

7-جلسه هفتم آداب مهمانی و میزبانی در مهمانی خدا (تلاوت قرآن کریم 2)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

گفتیم که یکی از آداب مهمانی خدا در ماه مبارک رمضان تلاوت قرآن کریم است و این نکته را نیز عرض کردیم که بر اساس آیات قرآن چنین بر می آید که ما مسلمانان آنگونه که باید و شاید حق قرآن کریم را بجا نمی آوریم تا جاییکه پیامبر گرامی اسلام شکایت ما مسلمانان را به خداوند متعال برده و فرموده است: وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً (30) و پيامبر [خدا] گفت پروردگارا قوم من اين قرآن را رها كردند.

اهمیت قرآن کریم و نقش آن در زندگی

قرآنی که امام على عليه السلام در وصف آن می فرماید:

اعلَمُوا أنَّ هذا القرآنَ هُو الناصِحُ الذي لا يَغُشُّ ، و الهادي الذي لا يُضِلُّ،و المُحَدِّثُ الذي لا يَكذِبُ ، و ما جالَسَ هذا القرآنَ أحَدٌ إلاّ قامَ عَنهُ بزيادَةٍ أو نُقصانٍ ، زيادَةٍ في هُدىً ، أو نُقصانٍ مِن عَمىً

بدانيد كه اين قرآن مشاورى است كه خيانت نمى ورزد و راهنمايى است كه گمراه نمى كند و گوينده اى است كه دروغ نمى گويد. هيچ كس با اين قرآن ننشست، مگر اين كه با افزايشى يا كاهشى از نزد آن برخاست: افزايش در هدايت يا كاهش در كورى و گمراهى.

( نهج البلاغة: الخطبة ۱۷۶ )

همان قرآنی که خداوند متعال شفای دردهای ما را در آن قرار داده امام على عليه السلام فرموده است:

اعلَمُوا أنّهُ ليسَ عَلى أحَدٍ بعدَ القرآنِ مِن فاقَةٍ ، و لا لأحَدٍ قبلَ القرآنِ مِن غِنىً ، فاستَشفُوهُ مِن أدوائكُم ، و استَعينُوا بهِ على لَأوائكُم .

بدانيد كه هيچ كس را پس از آموختن قرآن، نيازمندى اى نيست و هيچ كس را پيش از آموختن آن، توانگرى اى نيست. پس شفاى دردهاى خود را از قرآن بخواهيد و در گرفتاريهايتان، از آن كمك طلبيد.

( نهج البلاغة: الخطبة ۱۷۶ )

همان قرآنی که در زمان های فتنه دست ما را می گیرد امام على عليه السلام : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در خطبه اى فرمود :

خَطَبَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فقالَ: لا خَيرَ في العَيشِ إلاّ لِمُستَمِعٍ واعٍ أو عالِمٍ ناطِقٍ . أيُّها الناسُ ، إنّكُم في زَمانِ هُدنَةٍ ، و إنّ السَّيرَ بِكُم سَريعٌ ، و قد رَأيتُمُ اللَّيلَ و النَّهارَ يُبلِيانِ كُلَّ جَديدٍ ، و يُقَرِّبانِ كُلَّ بَعيدٍ ، و يَأتِيانِ بكُلِّ مَوعودٍ ، فَأعِدُّوا الجِهادَ لِبُعدِ المِضمارِفقالَ المِقدادُ : يا نَبِيَّ اللّه ِ ، ما الهُدنَةُ ؟ قالَ : بَلاءٌ و انقِطاعٌ ، فإذا التَبَسَتِ الاُمورُ علَيكُم كَقِطَعِ اللَّيلِ المُظلِمِ فعلَيكُم بالقرآنِ ؛ فإنّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ ،و ماحِلٌ مُصدَّقٌ ، و مَن جَعَلَهُ أمامَهُ قادَهُ إلَى الجَنَّةِ ، و مَن جَعَلَهُ خَلفَهُ قادَهُ إلَى النارِ ، و هو الدليلُ إلى خَيرِ سَبيلٍ ، و هو الفَصلُ ليسَ بالهَزلِ ، لَهُ ظَهرٌ و بَطنٌ ، فظاهِرُهُ حِكَمٌ ، و باطِنُهُ عِلمٌ ، عَميقٌ بَحرُهُ لا تُحصى عَجائبُهُ، و لا يَشبَعُ مِنهُ عُلَماؤهُ ، و هو حَبلُ اللّه ِ المَتينُ ، و هُو الصِّراطُ المُستَقيمُ ··· فيهِ مَصابيحُ الهُدى ، و مَنارُ الحِكمَةِ ، و دالٌّ علَى الحُجَّةِ .

در زيستن خيرى نيست، مگر براى شنونده فهميده يا داناى گويا. اى مردم! شما در زمان آرامش و صلح هستيد و شما را به شتاب مى برند. شاهديد كه شب و روز، هر جديدى را كهنه مى كنند و هر دورى را نزديك مى گردانند و هر و عده اى را به سر مى آورند. پس، براى ميدان مسابقه دور و درازى كه در پيش داريد، آماده كوشش گرديد

مقداد عرض كرد: اى پيامبر خدا! آرامش و صلح يعنى چه؟ فرمود: [دنيا، سراى ]آزمايش و سپرى شدن است. پس، هرگاه كارها همچون پاره هاى شب تار بر شما مشتبه و مبهم گشت، به قرآن روى آوريد. كه آن شفيعى است كه شفاعتش پذيرفته است و شاكى و خصمى است كه شكايتش قبول مى شود. هر كه آن را فراپيش خود قرار دهد، او را به سوى بهشت كشاند و هركه پشت سرش اندازد، او را به دوزخ كشاند. قرآن راهنماى به سوى بهترين راه است. جدا كننده [ميان حق و باطل] است و شوخى نيست. ظاهرى دارد و باطنى. ظاهرش حكم و دستور است و باطنش دانشى ژرف. شگفتيهاى دريايش بى شمار است و دانايانش از آن سير نمى شوند. قرآن ريسمان محكم خداست، قرآن راه راست است··· در قرآن است چراغهاى هدايت و پرتوگاههاى حكمت و قرآن راهنماى به حجّت و برهان است.(كنز العمّال : ۴۰۲۷)

لذا در همین راستا قرار شد نکاتی را خدمت شما عرض کنیم.

نکته ای که در این جلسه می خواهم کمی راجع به آن صحبت کنم این است که ما چگونه می توانیم به عنوان یک مسلمان کاری کنیم که قرآن کریم از مهجور بودن خارج شود؟

بر اساس آیات و روایات برای خارج کردن قرآن کریم از مهجوریت کارهای متعددی فراخور وضعیت هر یک از مسلمانان وجود دارد .

1-فراگیری قرآن کریم

اگر مسلمانی تلاوت قرآن را فرانگرفته و می خواهد در حد خود قرآن کریم را از مهجوریت خارج کند باید برای فراگیری قرآن کریم قدم برداشته و تلاش نماید.

امام علی علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند:

«بهترین شما کسی است که قرآن را یاد بگیرد و آن را یاد بدهد»[1].

در واقع آموختن قرآن و یاد دادن به دیگران، بهترین اعمال است و موجب تقرب به خدای متعال می شود که باعث می شود قرآن کریم از غربت خارج شود.

3-تلاوت قرآن

فراگیری قرآن کریم گام اول است اما کسیکه قرآن را فراگرفته باید تلاش ویژه خود را برای خارج کردن قرآن کریم از مهجوریت داشته باشد و از هر فرصتی برای تلاوت قرآن کریم استفاده نماید کمااینکه خداوند متعال در قرآن کریم فرمووده است

فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآن (مزمل - 20)

آنچه براى شما ميسّر است قرآن بخوانيد

در کتاب وسائل و بحار از عدة الداعی نقل کرده اند که فرمود معصوم (علیه السلام ): برای قاری قرآن به هر حرفی در نماز ایستاده، صد حسنه است؛ و در نماز نشسته، پنجاه حسنه؛ و با وضو و طهارت در غیر نماز، بیست و پنج حسنه؛ و بدون طهارت، ده حسنه. آگاه باشید! نمی گویم ((المر)) یک حرف است، بلکه برای الف ده حسنه، و برای لام ده حسنه، و برای میم ده حسنه. . .

علاوه بر اینکه خواندن قرآن کریم بطور عام دارای ثواب و حسنه هست برای تلاوت هر یک از سوره های قرآن کریم نیز خداوند متعال ثواب و آثار خاصی را قرار داده است به عنوان نمونه

سوره مبارکه کهف

هر کس هر شب جمعه سوره کهف را تلاوت کند، در آخرت با شهداء محشور می گردد.

سوره مبارکه مریم

هر کس بر سوره مریم مداومت داشته باشد، در مال و اولاد بی نیاز می گردد و در آخرت هم، ملک سلیمان به او عطا می شود.

سوره مبارکه علق

هر کس سوره علق را تا موقعی که از دنیا برود، قرائت کند، شهید از دنیا رفته و در صف مجاهدین فی سبیل اللّه محسوب می گردد.

سوره مبارکه تکاثر

هر کس سوره تکاثر را در نماز واجب قرائت کند، ثواب صد شهید دارد و در نماز مستحب، ثواب پنجاه شهید دارد.

سوره مبارکه توبه

هر کس سوره توبه را بخواند، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شفیع او باشد و نفاق در او راه نیابد.

سوره مبارکه انفال

تلاوت سوره انفال در هر ماه، انسان را از نفاق بیمه می کند و از شیعیان راستین امیرالمؤمنین (علیه السلام) قرار می دهد.

سوره مبارکه نور

هر کس سوره نور را تلاوت کند، اموال، فروج و زنان خود را در پناه خدا حفظ نموده، از خاندان او هیچکس زنا نکند و شیعه آل محمد بمیرد. هفتاد هزار ملک نیز برای او استغفار کنند.[1]

انس با قرآن و تلاوت آن موجب احیاء و شادابی دل می شود. عن کثیر بن سلیم قال قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ: یا بُنَی لا تَغْفَل عَنْ قَرائَةِ الْقُرآن، فَأِنَّ القُرآنَ یحیی الْقَلْبَ و ینْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکرِ وَ الْبَغِی.[14] کثیر بن سلیم می گوید: رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: ای پسر! از قرائت قرآن غفلت مکن که قرآن دل را زنده می کند و از فحشاء و نادرست و ستم باز می دارد.

1-حفظ قرآن کریم

«مَن قَرَاَ الْقُرآنَ حَتّی یسْتَظْهرَهُ وَ یحْفَظَهُ اَدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ و شَفَّعَهُ فی عَشْرَةٍ مِنْ اَهْلِ بَیتِهِ کلِّهِمْ قَدْ وَجَبَتْ لَهُمُ النّارُ»«هر که (آن‌قدر) قرآن بخواند تا حفظ شود، خداوند او را به بهشت داخل خواهد کرد و شفاعتش را درباره ده نفر از خانواده‌اش که آتش جهنم بر آن واجب شده، می‌پذیرد.»

مجمع‌البیان، ج ۱، ص ۴۵

طبق سخن والای رسول، خداوند به حافظان قرآن اجازهٔ شفاعت‌کردن در روز قیامت داده است. این حدیث حافظان قرآن را در کنار انبیا و معصومین و شهدا راه حق، قرار می­دهد. چرا که طبق روایات متعدد، تنها چنین افرادی در روز قیامت قادر به شفاعت دیگران هستند. چنین درجه­ای به‌خوبی ارزش حافظان قرآن را در نزد خداوند نشان می­دهد.

4-تدبر در قرآن کریم

ضرورت **تدبر در قرآن** در آیات و روایات اسلامی به صراحت تأکید شده است. در زیر به بررسی این موضوع بر اساس منابع دینی پرداخته می‌شود:

### **۱. آیات قرآن درباره تدبر**

قرآن کریم بارها مؤمنان را به تفکر و تدبر در آیات فرا می‌خواند:

- **آیه ۲۴ سوره محمد**:

«أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا»

«آیا در قرآن تدبر نمی‌کنند یا دلهایشان قفل زده است؟»[1][8].

- **آیه ۲۹ سوره ص**:

«کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ»

«این کتابی است مبارک که بر تو نازل کردیم تا در آیاتش تدبر کنند و خردمندان پند گیرند»[1][5].

- **آیه ۱۹۱ سوره آل عمران**:

«إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِّأُولِي الْأَلْبَابِ»

«در آفرینش آسمانها و زمین و آمدوشد شب و روز، نشانه‌هایی برای خردمندان است»[3][6].

---

امام علی علیه‌السّلام فرمودند: «الا لا خیر فی قرائة لا تدبر فیها؛ آگاه باشید که تلاوت بدون تفکر خیری ندارد».

پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم فرمودند: «وای به حال کسی که آیات الهی را بر زبان آورد؛ ولی در آن‌ها تدبر نکند».

از امام سجاد علیه‌السّلام نیز نقل شده که آیات قرآن خزینه‌های حکمت ربانی است؛ پس در خزانه را که می‌گشایی، باید در آن نظر کنی و با تفکر، جواهر معانی و حکمت‌ها را بیرون آوری.

البته لازمه تدبر در قرآن برای امثال ما این است که ابتدا با معانی قرآن آشنا شویم و در گام بعدی با تفسیر قرآن آشنا شویم.

5-عمل به قرآن کریم

گرچه روخوانی و یادگیری مفاهیم و لغات و ترجمه عبارات قرآن خود نوعی یادگیری قرآن به حساب می آید و برای درک مفاهیم و معانی آیات، یاد گیری آن ها لازم است اما این موارد جزو مراتب پایین آموزش و یادگیری قرآن است. مراد از یادگیری قرآن، فهم مراد و تفسیر آیات و درک کامل مفاهیم نورانی آن است که بخشی ازآن از طریق آموزش می تواند به دست بیایید اما بخش دیگر از آن را باید با تفکر و تدبر و کسب نورانیت دل به دست آورد و یا از کسانی یاد گرفت که چنین ویژگی ای داشته باشند. اما از همه این موارد بالاتر عمل به قرآن کریم است.

حضرت علی علیه السلام در این باره فرموده اند

و تعلموا القرآن‏ فإنه أحسن الحديث و تفقهوا فيه فإنه ربيع القلوب و استشفوا بنوره فإنه شفاء الصدور و أحسنوا تلاوته فإنه أنفع القصص و إن العالم العامل بغير علمه كالجاهل الحائر الذي لا يستفيق من جهله بل الحجة عليه أعظم و الحسرة له ألزم و هو عند الله ألوم‏[2]

و قرآن را بياموزيد، كه بهترين گفتار است ، و آن را نيك بفهميد كه بهار دل‏هاست. از نور آن شفا و بهبودى خواهيد كه شفاى سينه‏هاى بيمار است ، و قرآن را نيكو تلاوت كنيد كه سود بخش‏ترين داستان‏هاست، زيرا عالمى كه به غير علم خود عمل كند، چونان جاهل سرگردانى است كه از بيمارى نادانى شفا نخواهد گرفت ، بلكه حجت بر او قويتر و حسرت و اندوه بر او استوارتر و در پيشگاه خدا سزاوارتر به نكوهش است.

ایشان نسبت به اینکه غیر مسلمانان در عمل به آن از مسلمانان سبقت بگیرند هشدار داده و فرموده اند:

47 و من وصية له ع للحسن و الحسين ع لما ضربه ابن ملجم لعنه الله‏

و الله الله في القرآن‏ لا يسبقكم بالعمل به غيركم [3] خدا را خدا را در باره قرآن، نيايد كه ديگران در عمل به آن از شما پيشى جويند.

آیت الله جوادی آملی در این باره می فرماید:

«در روایات هست که روز قیامت «یُقَالُ لَهُ (لِصَاحِبِ الْقُرْآنِ) اقْرَأْ وَ ارْقَه»؛ به قاری قرآن و صاحب قرآن گفته می شود بخوان و بالا برو! انسان ممکن است در دنیا یک قرآن را ختم کند، چون خواندن و قرائت ظاهری قرآن دشوار نیست، ممکن است کسی این شش هزار آیه را یکی پس از دیگری بخواند و تمام کند، اما در قیامت این چنین نیست، بعضی ها چهار آیه می خوانند و خسته می شوند، بعضی ها پنج آیه را می خوانند و خسته می شوند، عده ای هم پنجاه آیه را می خوانند و خسته می شوند، اینطور نیست که مانند دنیا هر چه که بخواهد بتواند بخواند، بلکه همان گونه که به هر آیه ای عمل کرده است، می تواند بخواند و بالا برود و هر آیه ای که عمل نکرده یا متوجه نشده است، نمی تواند بخواند. اگر در قیامت اینگونه باشد که فقط با خواندن آیات قرآن درجات کسی بالا برود، همه می توانستند به درجات فراوانی نائل شوند. بنابراین بعضی ها سه یا چهار آیه را می توانند بخوانند، برای اینکه به این سه یا چهار آیه عمل کرده اند، یا اینکه همین سه، چهار آیه را فهمیده اند، بعضی ها آیات بیشتری را فهمیدند و به آیات بیشتری عمل کردند و به همین ترتیب؛ البته آن کسی که در دنیا چندین بار قرآن را ختم کرده است یا قرآن را حفظ کرده است، ثواب آن را به او می دهند، اما اینچنین نیست که هر چقدر خواست بخواند و بالا برود.

خواندن ظاهری قرآن هم خود انگیزه ای است، برای اینکه ـ ان شاءالله ـ نخست معنای آیه را بفهمند، سپس اگر اخلاقی است به آن مزین شوند، اگر آیه ای فقهی و حقوقی است عمل کنند و در مرحله سوم بالا بروند. از این جهت برخی پنج، شش آیه را می خوانند، بعضی ها پنجاه، شصت آیه را می خوانند و بعضی دویست، سیصد آیه! هر کس برابر فهم و ایمان و تخلّق و عمل خود، قدرت خواندن دارد، نه هر اندازه که در دنیا قرآن خوانده است.

از این رو به ما نگفتند: «هر کس کار نیکی انجام داد برایش ده برابر پاداش است» بلکه گفتند: « مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَة. ..»؛ «هر کس نیکی با خود آورد. ..»؛ در قیامت اگر کسی نقد آورد و چیزی در دست او بود مهم است، نه اینکه در دنیا هر چه کرد. خیلی از چیزها است که انسان در دنیا کارش را انجام می دهد، پاداشش را هم نقد می گیرد، اما بعضی از کارها است که فقط پاداشش در قیامت هست: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَة فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا»؛ یعنی اگر کسی نقداً چیزی در دست او باشد و وارد صحنه قیامت شود، آنگاه برایش ده برابر پاداش است و اگر کسی توانست آنجا چند آیه بیشتر بخواند، آنگاه مصداق «یُقَالُ لَهُ (لِصَاحِبِ الْقُرْآنِ) اقْرَأْ وَ ارْقَه» می شود.

سهل‌بن معاذ جهني،‌ رضی‌الله‌عنه، مي‌گويد که رسول‌ اكرم، صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، فرمود: «مَن‌ْ قَرَأَ الْقُرْآن‌َ وَ عَمِل‌َ بِمَا فِيْه‌ِ اُلْبِس‌َ وَالِدَاه‌ُ تَاجًا يَوْم‌َ الْقِيَامَة‌ِ ضَوْئُه‌ اَحْسَن‌ُ مِن‌ْ ضَوْءِ الشَّمْس‌ِ فِي‌ْ بُيُوْت‌ِ الدُّنْيَا لَوْ كَانَت‌ْ فِيْكُم‌ْ فَمَا ظَنُّكُم‌ْ بِالَّذِي‌ْ عَمِل‌َ بِهذَا»؛ هر كس‌ قرآن‌ مجيد را بخواند و بر آن‌ عمل‌ كند، روز قيامت‌ بر سر پدر و مادرش‌ چنان‌ تاجي‌ نهاده‌ مي‌شود كه‌ روشنايي‌ آن‌ از روشنايي خورشيد اگر در خانه‌هاي دنیا و در میان شما باشد، بيشتر خواهد بود. باوجوداین، چه‌ گمان‌ دارید دربارة [جایگاه] كسي‌ که بر آن‌ عمل‌ كرده‌ باشد.(رواه احمد) وقتي‌ به‌ پدر و مادر او چنان‌ پاداشي‌ داده‌ مي‌شود، بديهي‌ است‌ كه‌ اجر خود او به‌‌مراتب‌ بيشتر خواهد بود و رسيدن‌ اين‌ اجر به‌ پدر و مادر به‌ اين‌ دلیل است‌ كه‌ آنها سبب وجود وی شدند و زمینة تعلیم و تربیت قرآنی فرزند را فراهم کردند.

عن ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ قال: اَلْحافِظُ للْقرْآنِ الْعامِلُ بِه مَعَ السَّفَرةِ الْکرامِ الْبَرَرَةِ.[7] «حافظ قرآن که بدان عمل کند، در آخرت رفیق و همراه فرشتگان و سفیران الهی خواهد بود.»

احمد بن طولون یکی از پادشاهان مصر بود. وقتی که از دنیا رفت از طرف حکومت وقت، قاری قرآنی را با حقوق زیادی اجیر کردند تا روی قبر سلطان قرآن بخواند.

روزی خبر آوردند که قاری، ناپدید شده و معلوم نیست که به کجا رفته است پس از جست و جوی فراوان او را پیدا کردند و پرسیدند: چرا فرار کردی؟ جرأت نمی کرد جواب دهد. فقط می گفت: من دیگر قرآن نخواهم خواند.

گفتند: اگر حقوق دریافتی تو کم است دو برابر این مبلغ را می دهیم. گفت: اگر چند برابر هم بدهید نمی پذیرم. گفتند: دست از تو برنمی داریم تا دلیل این مسأله روشن شود.

گفت: چند شب قبل صاحب قبر به من اعتراض کرد که چرا بر سر قبرم قرآن می خوانی؟ من گفتم: مرا اینجا آورده اند که برایت قرآن بخوانم تا خیر و ثوابی به تو برسد.

گفت: نه تنها ثوابی از قرائت قرآن به من نمی رسد بلکه هر آیه ای که می خوانی، آتشی بر آتش من افزوده می شود، به من می گویند: می شنوی؟ چرا در دنیا به قرآن عمل نکردی؟

بنابراین مرا از خواندن قرآن برای آن پادشاه بی تقوا معاف کنید.**

ر. ک: روایت ها و حکایت ها / 132 131 به نقل از: داستان های پراکنده 2/ 55.***

همه اینها نشان می دهد که ما نباید صرفا به قرائت قرآن کریم اکتفا کنیم بلکه آنچه باعث می شود قرآن زنده شود و از غربت خارج شود عمل به آن است

وظایف میزبان

گفتیم که از آداب مهمان در مهمانی خدا تلاوت قرآن کریم است.

وقتی مهمان این مهمانی ادب این مهمانی و ضیافت را رعایت می کند خداوند متعال نیز به احترام این ادب خود را مکلف نموده تا ثواب سخاوتمندانه ای به مهمانان خود بدهد لذا در ازای هر آیه ای که روزه داران تلاوت می کنند خداوند متعال ثواب یک ختم قرآن را به او عنایت می کند.

پیامبر گرامی اسلام این مژده را در خطبه شعبانیه به مسلمانان داده و فرموده است .

وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیةً مِنَ الْقُرْآنِ کانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیرِهِ مِنَ الشُّهُورِ

و هر کس در این ماه تلاوت آیهای از قرآن کند، ثواب ختم قرآن در ماه‌های دیگر را دارد.

علاوه بر اینکه یکی از برکات ماه مبارک رمضان این است که بنا به رسمی که مسلمانان دارند حداقل یک دور تمامی سوره های قرآن مرور می شود و ما مسلمانان از ثواب و برکات سوره های که به برخی از آنها اشاره شد بهره مند می شویم.

از خداوند متعال می خواهیم همه ما را موفق به رعایت آداب مهمانی خدا نماید صلوات ختم بفرمایید.


[1] - مشکل گشای معنوی و تفسیر نورالثقلین.

[2] شريف الرضى، محمد بن حسين، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.

[3] شريف الرضى، محمد بن حسين، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق.