احیا و زنده نگه داشتن غدیر خم چرا و چگونه


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلَايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ ع‏
احیاء و زنده نگه داشتن واقعه غدیر خم؛ چرا و چگونه
هرگاه از تاریخ صحبت می کنیم، تنها روایتی از گذشته بازگو نمی کنیم؛ بلکه تاریخ آیینه‌ای است که درس‌هایش می‌تواند چراغ راه آینده باشد. وقایع تاریخی، به ویژه آن‌هایی که با سرنوشت جوامع و اعتقادات میلیون‌ها انسان گره خورده‌اند، همواره نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری تمدن‌ها، فرهنگ‌ها و اندیشه‌های بشری داشته‌اند. یک حادثه واحد می‌تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد، ارزش‌ها را دگرگون کند و هویت یک امت را برای همیشه رقم بزند.

یکی از وقایع مهم تاریخی که مسیر تاریخ را تغییر داد و برای کسانیکه به این واقعه تاریخی ملتزم و پایبند شدند هویت جدیدی را ایجاد کرد واقعه غدیر خم است.

واقعه غدیر خم، یکی از آن نقاط عطف بی‌همتایی است که نه‌تنها در سرنوشت امت اسلامی، بلکه در تعریف حق‌طلبی، ولایت و تداوم رسالت نبوی تأثیری ژرف گذاشته است. این رویداد، که با استناد به منابع معتبر شیعه و اهل سنت — از صحاح سته تا کتب حدیثی شیعی — ثبت شده، تنها یک اتفاق تاریخی ساده نیست؛ بلکه تجلی اراده الهی برای تعیین مسیر هدایت پس از رسول اکرم (ص) است.

در روز غدیر چه گذشت
پیامبر(ص) در ذی‌القعده سال ۱۰ق همراه هزاران نفر برای انجام مناسک حج از مدینه به طرف مکه حرکت کرد.[۲] از آنجا که این سفر، آخرین حج پیامبر(ص) بود به حجة الوداع مشهور شد.[۳] پیامبر(ص)، پس از پایان اعمال حج به‌همراه مسلمانان به طرف مدینه حرکت کرد و در ۱۸ ذی‌الحجه به غدیر خم رسیدند،[۴] جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شد و از جانب خداوند، به رسول خدا(ص) امر کرد تا علی(ع) را به‌عنوان جانشین خود، به مردم معرفی کند.[۵] رسول خدا(ص) نیز حاجیان را گرد آورد و علی(ع) را به‌عنوان جانشین خود معرفی کرد.[

یک تصور غلطی که حتی در میان بسیاری از شیعیان وجود دارد این است که پیامبر خدا در این روز تنها جمعیت را جمع کردند و بالای جهاز شتران رفته و فرمودند: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ ،

این درحالیست که پیامبر خدا در این روز سخنرانی مفصلی کردند و در این سخنرانی به مباحث بسیار مهمی اشاره کردند که دانستن این مباحث بر هر شیعه و پرو مکتب علی علیه السلام لازم است.

پیامبر خدا صل الله علیه و آله در بخش اول از این خطبه و سخنرانی حمد و ثنای الهی را نموده و به مباحث بسیار عمیق توحیدی پرداختند.

بخش دوم این سخنرانی برای ابلاغ دستور خداوند متعال زمینه سازی کردند مبنی بر نزول آیه و دستور مهمی از سوی خداوند متعال

سپس بطور رسمی رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام را اعلان کردند و حضرت علی علیه السلام را به همه نشان دادند

در ادامه سخنرانی بر توجه امت به مسئله امامت و پیامدهای اخروی عدم تبعیت از مولا علی علیه السلام تاکید کردند.

در بخش دیگر سخنرانی به کارشکنی های منافقین و پیشگویی آنحضرت از آنچه بعد از خودش اتفاق می افتد پرداخته و در بخش پایانی موضوع مهدویت را با جمله أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِی طرح کردند.

بعد از ایراد سخنرانی پیامبر خدا مردم را دعوت کردند با آنحضرت بیعت کنند و زنان و مردان هریک به نحوی با ایشان بیعت کردند

اهمیت عید غدیر بر تمام اعیاد اسلامی (عیدالله الاکبر)
در اهمیت این عید همین مقدار بس که بر اساس آنچه در روایات آمده این عید بر تمامی اعیاد اسلامی برتری دارد

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود : يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ أَفْضَلُ أَعْيَادِ أُمَّتِي وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَمَرَنِي اللَّهُ تَعَالَى ذِكْرُهُ فِيهِ بِنَصْبِ أَخِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع عَلَماً لِأُمَّتِي يَهْتَدُونَ بِهِ مِنْ بَعْدِي وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي أَكْمَلَ اللَّهُ فِيهِ الدِّينَ وَ أَتَمَّ عَلَى أُمَّتِي فِيهِ النِّعْمَةَ وَ رَضِيَ لَهُمُ الْإِسْلَامَ دِينا[1]

روز غدیر خم برترین عید هاى امت من است و آن روزى است که خداوند بزرگ دستور داد ؛ آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) امتم منصوب کنم ، تا بعد از من مردم توسط او هدیت شوند ، و آن روزى است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین براى آنان پسندید .

امام صادق (علیه السلام) راجع به فضیلت عید غدیر نسبت به سایر اعیاد اسلامی فرمودند:

وَ هُوَ عِيدُ اللَّهِ الْأَكْبَرُ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا وَ تَعَيَّدَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ عَرَفَ حُرْمَتَهُ وَ اسْمُهُ فِي السَّمَاءِ يَوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَ فِي الْأَرْضِ يَوْمُ الْمِيثَاقِ الْمَأْخُوذِ وَ الْجَمْعِ الْمَشْهُود[2]

روز غدیر خم عید بزرگ خداست ، خدا پیامبرى مبعوث نکرده ، مگر ینکه این روز را عید گرفته و عظمت آن را شناخته و نام این روز در آسمان ، روز عهد و پایمان و در زمین ، روز پایمان محکم و حضور همگانى است .

زیاد بن محمد گوید :

بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم و گفتم : هَلْ لِلْمُسْلِمِينَ عِيدٌ غَيْرَ يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ الْأَضْحَى وَ الْفِطْرِ قَالَ نَعَمْ أَعْظَمُهَا حُرْمَةً قُلْتُ وَ أَيُّ عِيدٍ هُوَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ الْيَوْمُ الَّذِي نَصَبَ فِيهِ- رَسُولُ اللَّهِ ص أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع‏[3]

آیا مسلمانان عیدى غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند ؟ امام (علیه السلام) فرمود :

آرى ، روزى که رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) امیرمؤمنان (علیه السلام) را ( به خلافت و ولایت ) منصوب کرد .

علت افضلیت عید غدیر
آیا می شود انسان بگوید [عید غدیر]عیدی است که در عیدیت بالاتر از همه این اعیاد باشد؟ چطور می شود که بالاتر از همه این اعیاد باشد؟ با اینکه آن ها عید اسلامی اند، این عید تشیع است، عید وصایت است، عید ولایت است. چطور این بالاتر شد؟ به اعتبار آن که: «چون که صد آمد، نود هم پیش ماست». به اعتبار این که کسی که قائل به ولایت است، قائل به اسلام است و لاعکس. کسی که این روز را عید بداند، آن سه تا (عید قربان، فطر و روز جمعه) را هم عید می داند، لاعکس؛ و از طرفی، خاص بالاتر از عام است.

سیره اهل بیت علیهم السلام در احیا عید غدیر
نقل شده است که امام حسن علیه السلام روز عید غدیر در کوفه مهمانی بزرگی برپا می داشتند. امام علی علیه السلام با فرزندان و گروهی از پیروانش بعد از نماز برای شرکت در مجلس به منزل امام حسن علیه السلام می رفتند و پس از اتمام مهمانی امام حسن علیه السلام هدایایی به مردم اعطا می فرمود. این حرکت امام حسن علیه السلام موجب شد مردم به روز عید غدیر عادت کنند.

همچنین بنابر روایتی که در مصباح المتهجد نقل شده است امام رضا(ع) روز غدیر را مجلس می‌گرفته است.[4] علی بن حسین مسعودی، تاریخ‌نگار قرن چهارم قمری، در التنبیه و الاشراف نوشته است که فرزندان و شیعیان امام علی(ع) این روز را بزرگ می‌دارند.[5] کلینی، محدث قرن چهارم هجری قمری نیز در روایتی جشن‌ گرفتن شیعیان را نقل کرده است.[6]

فیاض طوسی گوید: روز عید غدیر محضر مبارک امام رضا (ع) رسیدم، حضرت (ع) جمعی از خواص را برای افطار نگه داشته بود، برای خانواده آن‌ها غذا، انواع هدیه و صله، لباس، انگشتر و کفش فرستاده بود. سر و وضع همه اطرافیان به دستور حضرت (ع) عوض شده بود و اسباب و آلات منزل تغییر کرده بود (همه با لباس نو، فاخر و جدید بودند) و حضرت برای آن‌ها فضیلت و سابقه عید غدیر را بیان می‌فرمود.

بزرگداشت عید غدیر در تاریخ
به گزارش ابن‌کثیر، تاریخ‌نگار اهل‌سنت در قرن هشتم قمری، در حکومت آل‌بویه از حاکمان شیعه، نیز عید غدیر را تعطیل و جشن عمومی اعلام کرده بودند و نهادهای حکومتی و مردم را به برگزاری جشن‌ها و آذین‌بندی شهرها ترغیب می‌کردند.[7] آنان در این جشن‌ خیمه‌ها برمی‌افراشتند و پارچه‌ها (پرچم‌ها) می‌آویختند و شتر قربانی می‌کردند و شب‌هنگام آتش روشن کرده به جشن و شادی می‌پرداختند.[8] چنان که گَردیزی، تاریخ‌نگار قرن پنجم قمری نیز این روز را از روزهای بزرگ اسلامی و اعیاد شیعیان برشمرده است.[9]

در مصر خلفای فاطمی عید غدیر را جشن می‌گرفتند.[10] در ایران، در دوره صفویه، عید غدیر از اعیاد رسمی بود.[ نیک‌زاد طهرانی و حمزه،[11] در ایران روز عید غدیر تعطیل رسمی بود.[12]



روز عید غدیر در ایران تعطیل رسمی است. پارلمان عراق در ۲۲ می‌۲۰۲۴م با تعطیلی رسمی این روز در این کشور موافقت کرد.[13] پیش از این، روز عید غدیر فقط در برخی شهرهای عراق همچون کربلا، نجف و ذی‌قار تعطیل بود.[14]

تکلیفی که برای احیا غدیر بر دوش ما هست
اما نکته مهمی که در خصوص عید غدیر وجود دارد تکلیف مهمی است که هر یک از ما مسلمانان نسبت به این عید بزرگ داریم و یکی از مهمترین وظایف هر مسلمان مطلعی از واقعه غدیر این است که این روز را احیا و زنده نگه دارد و در راستای پاسداشت و زنده نگاه داشتن این روز تلاش کند.

این وظیفه و تکلیف به خوبی هم از آیات و هم از روایات قابل استخراج است.

دستور خداوند متعال بر تذکر ایام الله
مفسران در ذیل پنچمین آیه ی سوره مبارکه إبراهيم : 5 «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآياتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور » به موضوع ایام الله پرداخته است.

مفسران در تفسیر ایام‌الله دیدگاه‌های مختلفی بیان داشته‌اند:

روزهای نعمت: روزهایی در آنها نعمت‌های الهی شامل حال پیامبران و پیروان آنها شده است؛ مانند رهایی قوم حضرت موسی(ع) از دست فرعونیان، بیرون آمدن قوم حضرت نوح(ع) از کشتی نوح و رهایی حضرت ابراهیم(ع) از آتش.

روزهای عذاب:‌ روزهایی که بر اقوام سرکش مانند قوم عاد و ثمود عذاب نازل شده است.

روزهای عذاب و روزهای نعمت: هر روزی که یکی از فرمان‌های خدا در آن چنان درخشیده که بقیه امور را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. در تفسیر نمونه آمده است که هر روز که در آن فصل تازه‌ای در زندگی انسان‌ها گشوده و درس عبرتی به آنها داده شده است، مانند ظهور یک پیامبر یا نابودی یک پادشاه ظالم و مشرک، جزء ایام‌الله است. همچنین بر پایه روایتی که امالی شیخ طوسی از پیامبر(ص) نقل شده مراد از روزهای خدا، روز نزول نعمت‌ها، بلاها و عذاب‌های خداوند ‌است.

به گفته فیض کاشانی میان این دیدگاه‌ها اختلافی نیست چراکه نعمت‌دادن به مؤمن در حکم عذاب‌دادن کافر است و این ایام برای قومی‌ نعمت و برای قومی دیگر عذاب است.

قطعا روز عید غدیر از بارزترین روزهایی ایام الله هست چرا که در این روز بود که خداوند متعال نعمت خودش را بر ما تمام کرد و فرمود: ِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏

لذا بنا به دستور الهی باید این روز را به عنوان یکی از ایام الله احیا کنیم و در یادآوری و تذکر آن کوتاهی نکنیم.

دستور خود پیامبر در عید غدیر هست
پیامبر خدا در روز غدیر این تکلیف را بر دوش همه مطلعین تا روز قیامت قرار داد و فرمود: مَعاشِرَالنّاسِ ، إِنِّی أَدَعُها إِمامَةً وَ وِراثَةً ( فی عَقِبی إِلی یوْمِ الْقِیامَةِ ) ، وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرتُ بِتَبْلیغِهِهان حُجَّةً عَلی کلِّ حاضِرٍ وَغائبٍ وَ عَلی کلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْلَمْ یشْهَدْ، وُلِدَ أَوْلَمْ یولَدْ ، فَلْیبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یوْمِ الْقِیامَةِ .

هان مردمان ! اینک جانشینی خود را به عنوان امامت و وراثت به امانت به جای می گذارم در نسل خود تا برپایی روز رستاخیز . و حال ، مأموریت تبلیغی خود را انجام می دهم تا برهان بر هر شاهد و غایب و بر آنان که زاده شده یا نشده اند و بر تمامی مردمان باشد . پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا برپایی رستاخیز برسانند .

چرا باید عید غدیر را احیا کنیم؟
اما پرسش اینجاست: چرا امروز، قرن‌ها پس از غدیر، باید به احیای این واقعه بپردازیم؟ و سوال دوم این است که ما چگونه می‌توانیم پیام آن را در دنیای معاصر زنده نگه داریم؟

در پاسخ به بخش اول این سوال می توان دلایل متعددی را مطرح نمود.

1-فراموش نشدن این واقعه بزرگ بین شیعیان
اگر به ما دستور داشته شده تا عید غدیر را همواره زنده نگه داریم به خاطر این است که از همان ابتدای ابلاغ ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام کسانی بودند که به دنبال انکار و به فراموشی سپردن این واقعه داشتند و زمانی هم که غاصبان ولایت بر مسند خلافت تکیه زدند تمام تلاش خود را جهت محو این واقعه به کار بردند که ممنوعیت نقل حدیث یکی از این ابزارها بود.

قال ابو عبد الله(علیه السلام) :

العجب یا حفص لما لقى على بن ابى طالب !! انه کان له عشرة الاف شاهد لم یقدر على اخذ حقه و الرجل یأخذ حقه بشاهدین .[15]

امام صادق(علیه السلام) فرمود :

اى حفص ! شگفتا از آنچه على بن ابى طالب(علیه السلام) با آن مواجه شد ! او با ده هزار شاهد و گواه ( در روز غدیر ) نتوانست حق خود را بگیرد ، در حالى که شخص با دو شاهد حق خود را مى گیرد .

در حدیثی دیگر عامر بن واثله می گوید: روزی که گروه شش نفره ی خلیفه دوم برای تعیین خلیفه در خانه ی وی گرد آمدند، من همراه امام علی(علیه السلام) بودم و شنیدم که به آنان چنین گفت: «استدلالی نیرومند بر حقانیت خودم دارم که عرب و عجم توان رد کردن آن را ندارد... شما را به خدا سوگند می دهم، آیا میان شما کسی جز من هست که رسول خدا درباره اش چنین فرموده باشد: «من کنت مولاه فعلی مولاه. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»؟ گفتند: «نه، هرگز!» ولی با این همه حق او را به یغما بردند.

در حدیثی دیگر جابر بن عبد الله انصاری می گوید: روزی علی بن ابیطالب (علیه السلام) برای مؤمنان سخن گفت و پس از حمد و ستایش خدای سبحان چنین فرمود: «ای مردم، پیش این منبر چهار نفر از یاران پیامبر(صلی الله و علیه وآله) حضور دارند: انس بن مالک و براء بن عازب و اشعث بن قیس کندی و خالد بن یزید بجلی». سپس رو به انس کرد و فرمود: «اگر از رسول خدا شنیده ای که فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» ولی امروز بدان گواهی ندهی، خدا پیش از فرا رسیدن مرگت، تو را به بیماری پیسی گرفتار سازد، بگونه ای که تمامی سرت را فراگیرد و عمامه ات آن را نپوشاند!»

آن گاه خطاب به اشعث فرمود: «اما تو ای اشعث، اگر این سخن پیامبر را شنیده ای و امروز به ولایت من گواهی ندهی، خدا تو را پیش از مرگت نابینا سازد!» سپس به خالد بن یزید فرمود: «اما تو ای خالد، اگر از رسول خدا این سخن را شنیده ای و آن را پنهان می کنی، خدا تو را به مرگ جاهلیت بمیراند!» آن گاه رو به براء کرد و فرمود: «اما تو ای براء بن عازب، اگر تو نیز این سخن را از پیامبر شنیده ای ولی آن را کتمان می کنی، خدا مرگ تو را در سرزمینی که از آن هجرت کرده ای قرار دهد!» جابر می گوید: «به خدا سوگند، انس را با چشم خود دیدم که از ناحیه ی سرش به بیماری پیسی گرفتار شده بود و هرچه می کوشید تا لکه های آن را با عمامه اش بپوشاند نمی توانست. هم چنین اشعث بن قیس را دیدم که هر دو چشمش کور شده بود. نیز خالد بن یزید مُرد و خانواده اش او را در گوری که در خانه ی خودش کندند به خاک سپردند؛ ولی هنگامی که اهالی قبیله اش کِنده از مرگش آگاه شدند، به سنت جاهلیت در کنار خانه اش گرد آمدند و اسبان و شتران را در آن جا پی کردند. هم چنین معاویه براء بن عازب را که اهل یمن بود و از آن جا به حجاز هجرت کرده بود، برای فرمانداری به یمن فرستاد و در همان جا نیز مرد».

در مقطعی هم به خوبی توانستند این واقعه تاریخی را در اذهان پاک کنند به گونه ای که در دوران اهل بیت علیهم السلام همچون دوران امام رضا علیه السلام برخی از مسلمانان به صراحت این واقعه را منکر می شدند

احمد بن‏محمد بن‏ابى‏نصر بزنطى مى‏گوید: در منزل امام هشتم على بن‏موسى‏الرضا(ع) نشسته بودم، جمع بسیارى نیز در منزل حضرت گرد آمده بودند که گفتگو در باره روز غدیر آغاز شد; بعضى از افراد وجود روز غدیر را در صدر اسلام منکر شدند و بعضى آن را از شعائر اسلامى مى‏دانستند. در این هنگام، على بن‏موسى‏الرضا(ع) فرمود: پدرم از جدم «جعفر بن‏محمد» چنین نقل مى‏کرد:

آسمانیان روز غدیر را بهتر از زمینیان‏مى‏شناسند، خداوند در بهشت‏برین ساختمان بزرگى را به خود اختصاص داده است;

معاویه کاری کرد که نه تنها غدیر و فضائل امیرالمومنین علیه السلام مطرح نشود بلکه بالای منبرهای بر ایشان لعن شود. و از زمان معاویه تا عمر بن عبدالعزیر آنحضرت بالای منبر لعن می شد.

یاقوت حموی، تاریخ نویس مشهور اهل‌سنت می‌نویسد:

«

لُعِنَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ، رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، عَلَى مَنَابِرَ الشَّرْقِ وَالْغَرْبِ... مَنَابِرُ الْحَرَمَيْنِ مَكَّةَ وَالْمَدِينَةِ. ؛[16] علی (علیه‌السّلام) را بر منبرهای‌ها شرق و غرب و منبرهای مکه و مدینه لعن می‌کردند.»

زمخشری، مفسر و ادیب نام‌آور اهل‌سنت می‌نویسد:

« إِنَّهُ كَانَ فِي أَيَّامِ بَنِي أُمَيَّةَ أَكْثَرُ مِنْ سَبْعِينَ أَلْفَ مِنْبَرٍ يُلْعَنُ عَلَيْهَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ بِمَا سَنَّهُ لَهُمْ مُعَاوِيَةُ مِنْ ذَلِكَ. ؛[17] در زمان بنو‌امیه، بیش از هفتاد هزار منبر وجود داشت که در آن علی (علیه‌السّلام) به پیروی از سنتی که معاویه بنا کرده بود، لعن می‌شد.»

کار به جایی رسیده بود که هرکس از بنی امیه می خواست تکان بخورد و یا از جایش بلند شود بر آنحضرت لعن می فرستاد. حافظ ابن‌عساکر در تاریخ مدینه دمشق می‌نویسد:



«حَدَّثَنَا خَالِدُ بْنُ يَزِيدَ، عَنْ مُعَاوِيَةَ، قَالَ: كَانَ لَا يَقُومُ أَحَدٌ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ إِلَّا سَبَّ عَلِيًّا. » خالد بن زید از معاویه نقل می‌کند: هر گاه فردی از بنی‌امیه از جایش حرکت می‌کرد، علی (علیه‌السّلام) را لعن می‌کرد،[18]

اما علت اینکه در بین تمامی تلاش هایی که برای محو این واقعه بزرگ تاریخی و دینی غدیر همچنان زنده مانده این است که گذشتگان ما به رسالت خود نسبت به عید غدیر به خوبی عمل نموده اند و ما نیز وظیفه داریم برای فراموش نشدن این واقعه مهم این عید را احیا کنیم تا این واقعه سینه به سینه و نسل به نسل به آیندگان منتقل شود. بنابراین ما نیز وظیفه داریم تا این روز را زنده نگه داریم تا در میان هیاهوی زندگی و دسیسه های دشمنان این روز فراموش نشود.

اصلاح انحراف در جهان اسلام
همانگونه که پیامبر خدا صل الله علیه و آله در خطبه غدیر پیش بینی کرده بود منافقین پس از حیات ایشان دست به کار شدند و امامت و ولایت حضرت علی علیه السلام را منکر شده و جایگاه ایشان را غصب نمودند.

با این انحراف جامعه اسلامی گرفتار یک انحراف تاریخی طولانی مدت شد و غاصبان با در اختیار داشتن رسانه های آن روز با هزینه های بسیار بالا صحابه و مهاجرین را به نقل احادیث جعلی سوق داده و منبرها نیز مردم را از مسیر هدایت دور می ساخت.

لذا بسیاری از جوامع اسلامی از چشمه زلال هدایت مولا علی علیه السلام دور هستند و اگر واقعیت به آنها گفته شود مسیر خود را اصلاح می نمایند و با اصلاح مسیر مسلمانان مسیر جوامع اسلامی نیز بطور طبیعی اصلاح خواهد شد.

ابن‌اثیر و بلاذری به نقل از عبدالله بن عبید‌الله می‌نویسند:

«

وَكَانَ أَبِي إِذَا خَطَبَ فَنَالَ مِنْ عَلِيٍّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ تَلَجْلَجَ، فَقُلْتُ: يَا أَبَتِ إِنَّكَ تَمْضِي فِي خُطْبَتِكَ، فَإِذَا أَتَيْتَ عَلَى ذِكْرِ عَلِيٍّ عَرَفْتُ مِنْكَ تَقْصِيرًا؟ قَالَ: أَوْ فَطِنْتَ لِذَلِكَ؟ قُلْتُ: نَعَمْ. فَقَالَ: يَا بُنَيَّ إِنَّ الَّذِينَ حَوْلَنَا لَوْ يَعْلَمُونَ مِنْ عَلِيٍّ مَا نَعْلَمُ تَفَرَّقُوا عَنَّا إِلَى أَوْلَادِهِ.؛[19]پدرم هر گاه خطبه می‌خواند و در آن می‌خواست از علی (علیه‌السّلام) بدگویی کند، زبانش می‌گرفت، پرسیدم: چرا در خطبه‌ات وقتی که از علی (علیه‌السّلام) می‌خواهی سخن بگویی کلام و سخنت نارسا می‌شود؟ گفت: تو این موضوع را فهمیده‌ای؟ گفتم: آری، گفت: فرزندم! اگر آن‌چه از فضائل علی (علیه‌السّلام) ما می‌دانیم، این مردم بدانند از اطراف ما پراکنده شده و به فرزندان علی روی خواهند آورد.»

حمید شیرانی، وهابی شیعه شده در برنامه شب آسمانی شبکه قرآن و معارف سیما در رابطه با چگونه شیعه شدن با امیر مهرداد خسروی مجری این برنامه به گفتگو نشست و گفت:

به منطقه کرمان سفری داشتم یک شیعه در محل کارش چند روایت به نقل از کتاب وهابیت نوشته و در بالای سرش چسبانده بود یکی از این احادیث به نقل از رسول‌الله(ص) بود که فرموده بود اگر کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد مرگش با جهالت است و یکی دیگر حدیث ثقلین بود. وقتی این‌ها راخواندم با خودم گفتم شیعه‌ها دروغ می‌گویند. چه کسی می‌آید کتاب وهابیت را ورق بزند و درستی این احادیث را پیگیر شود.



شیرانی افزود: بعد ازآن مصمم شدم تا ببینم این احادیث واقعا در کتب اهل سنت و وهابی هم هست یا نه؟ به سراغ منابع وهابیت و اهل سنت رفتم و دیدم واقعا چنین احادیثی وجود دارد و دریافتم تنها شیعیان هستند که به این احادیث چنگ می‌زنند تا گمراه نشوند. بعد از این دائما در شک به سر می‌بردم و سر نماز با خودم می‌گفتم نکند که من اشتباه می‌کنم که به شکل وهابی ها نماز می خوانم بنابراین به خود جرأت دادم که به سمت کتاب‌های شیعه بروم و با گروه تبلیغی شیعه شروع به مطالعه کردم آن‌ها ابتدا در مورد اختلافات با من صحبت نکردند بلکه بحث عقل و امامت را با من مطرح نمودند.



وی تأکید کرد: کتابهایی که در شیعه شدنم بسیار موثر بودند کتاب الغدیر علامه امینی رحمة الله علیه، نهج البلاغه، کتاب دکتر تیجانی و شب‌های پیشاور بود ابتدا کتاب الغدیر را که خواندم آن قدر ناراحت شدم که کتاب را محکم به دیوار کوبیدم و تصمیم گرفتم تا نقدی بر آن بنویسم و نام کتاب را دروغگوی بزرگ علامه امینی بگذارم زیرا در رابطه با بعضی اصحاب پیامبر مطالبی بود که مرا ناراحت می کرد در نهایت با تصمیم بر این که بر کتاب علامه نقد بنویسم پیگیر روایت‌ها شدم متوجه شدم تمام روایت‌ها درست است.[20]

احیا غدیر امتداد احیا و اکمال دین هست
پیامبر خدا صل الله علیه و آله در سخنرانی روز غدیر خود بر کامل شدن دین در این روز تصرح نمودند. در یک جا فرمودند: مَعاشِرَالنّاسِ ، إِنَّما أَکمَلَ الله عَزَّوَجَلَّ دینَکمْ بِإِمامَتِهِ . فَمَنْ لَمْ یأْتَمَّ بِهِ وَبِمَنْ یقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ إِلی یوْمِ الْقِیامَةِ وَالْعَرْضِ عَلَی الله عَزَّوَجَلَّ فَأُولئِک الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ ( فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ ) وَ فِی النّارِهُمْ خالِدُونَ ، ( لایخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلاهُمْ ینْظَرونَ ) .



هان مردمان ! خداوند عزّوجلّ دین را با امامت علی تکمیل فرمود . اینک آنان که از او و جانشینانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپایی رستاخیز و عرضه ی بر خدا - پیروی نکنند ، در دو جهان کرده هایشان بیهوده بوده در آتش دوزخ ابدی خواهند بود ، به گونه ی که نه از عذابشان کاسته و نه برایشان فرصتی خواهد بود .

و در جای دیگری از این خطبه بیان داشتند:

اللهمَّ إِنَّک أَنْزَلْتَ الْآیةَ فی عَلِی وَلِیک عِنْدَتَبْیینِ ذالِک وَنَصْبِک إِیاهُ لِهذَا الْیوْمِ : ( الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دیناً )، ( وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَالْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ ) . اللهمَّ إِنِّی أُشْهِدُک أَنِّی قَدْ بَلَّغْتُ .



معبودا ! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بیان ولایتش نازل فرمودی که : « امروز آیین شما را به کمال ، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم ، و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم . » « و آن که به جز اسلام دینی را بجوید ، از او پذیرفته نبوده ، در جهان دیگر در شمار زیانکاران خواهد بود . » خداوندا ، تو را گواه می گیرم که پیام تو را به مردمان رساندم .

لذا اگر ما عید غدیر را احیا و زنده نگه داریم بگونه ای که جوامع اسلامی در این مسیر قرار بگیرد در واقع ما نیز در امتداد اکمال دین جهان اسلام قدم برداشته ایم.

راه نجات بشریت در احیا غدیر هست
احیا غدیر دعوت به مسیر درستی هست که خداوند متعال برای بشریت در نظر گرفته. مسیری که اگر از همان ابتدا به انحراف کشیده نمی شد سعادت دنیا و آخرت بشریت را تامین می نمود.

این مطلب به روشنی از سخنان حضرت زهرا سلام الله علیها برای زنان مدینه روشن می شود زمانیکه خطاب به آنها فرمود:

به خداوند سوگند، اگر مردانتان در خارج نشدن زمام امور، از دستان على پاى مى‏فشردند و تدبير كار را آنچنان كه پيامبر بدو سپرده بود، تحويل او مى‏دادند على آن را به سهولت راه مى‏برد و اين شتر را به سلامت به مقصد مى‏رساند، آن گونه كه حركت اين شتر رنج آور نمى‏شد. على آنان را به آبشخورى صاف و مملو و وسيع هدايت مى‏كرد كه آب از اطرافش سرازير مى‏شد و هرگز رنگ كدورت به خود نمى‏گرفت. او آنان را از اين آبشخور سيراب به در مى‏آورد... (در آن هنگام) مرد پارسا، از تشنه حطام دنيا باز شناخته مى‏شد و راستگو از دروغگو متمايز مى‏گشت، در اين صورت ابواب بركات آسمانى و زمين بر آنان گشوده‏ مى‏شد. ... امّا به جان خود سوگند كه نطفه اين بسته شده است. [و شتر اين فتنه آبستن شده به همين زودى خواهد زاييد] انتظار كشيد تا اين فساد در پيكر اجتماع اسلامى منتشر شود. از پستان شتر پس از اين خون و زهرى كه زود هلاك‏كننده است، بدوشيد. «در اينجاست كه پويندگان راه باطل زيان بينند» و مسلمانانى كه در پى خواهند آمد، در مى‏يابند كه احوال مسلمانان صدر اسلام چگونه بوده است. قلبتان با فتنه‏ها آرام خواهد گرفت. بشارتتان باد به شمشيرهاى كشيده و برّا، و حمله جائر و متجاسر ستمكار، و درهم شدن امور همگان و خود رأيى ستمگران! غنايم و حقوق شما را اندك خواهند داد. و جمع شما را با شمشيرهايشان دور خواهند كرد. و شما جز ميوه حسرت برداشت نخواهيد نمود.

بنابراین احیا غدیر در واقع خدمت به بشریت است تا با نشان دادن راه به تمامی جوامع بین المللی آنها را دعوت به مسیر اصلی الهی نماییم.

چگونه باید عید غدیر را احیا کنیم؟
بر اساس آنچه در روایات متعدد ذکر گردیده اقدامات متعددی برای احیا عید غدیر وجود دارد این اقدامات هم فردی و هم خانوادگی و اجتماعی است. اگر همه شیعیان در سراسر دنیا بر اساس همانچه اهل بیت علیهم السلام بدان دستور داده اند عمل نماییم خواهید دید که این روز نه تنها در جمع خانوادگی و انتقال آن به نسل آینده فراموش نخواهد شد بلکه جنبشی در سراسر به راه خواهد افتاد که باعث معرفی این روز بزرگ به تمام دنیا می شود.

حوزه فردی
یکسری دستورات در حوزه فردی با فضائل بسیار فراوان داریم که مقید بودن به انجام این انجام این اعمال باعث می شود این روز در وجود ما زنده شود.

به عنوان نمونه

1-غسل:
پاکیزگی از اصول ایمان است. از این رو بر مؤمنان است که در اعیاد خاص مسلمانان با نیت غسلِ آن روز، در انجام آن بکوشند.روایاتی که در این باب ذکر شده اینطور نقل می کنند که: مستحب است در آغاز روز عید غدیر غسل کرده و مطهر شوید.

2-روزه:
امساک از خوردن و نوشیدن به قصد تقرب به خداوند، فریضه ایست که انجام آن در روز غدیر، بسیار سفارش شده.

قال ابو عبد الله (علیه السلام) :

... قَالَ هُوَ يَوْمُ عِبَادَةٍ وَ صَلَاةٍ وَ شُكْرٍ لِلَّهِ [تَعَالَى‏] وَ حَمْدٍ لَهُ وَ سُرُورٍ لِمَا مَنَّ اللَّهُ بِهِ عَلَيْكُمْ مِنْ وَلَايَتِنَا[21]

امام صادق (علیه السلام) فرمود :

عید غدیر ، روز عبادت و نماز و سپاس و ستایش خداست و روز سرور و شادى است به خاطر ولایت ما خاندان که خدا بر شما منت گذارد و من دوست دارم که شما آن روز را روزه بگیرید .

راوی می گوید از امام صادق علیه السلام سوال کردم که ثواب کسیکه در روز عید غدیر روزه می گیرد چیست؟ قُلْتُ مَا لِمَنْ صَامَهُ مِنَّا قَالَ صِيَامُ سِتِّينَ شَهْراً ایشان فرمودند ثواب شصت ماه روزه را دارد.

3-نماز
شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان دو نماز با فضیلت نقل نموده که

اول: یک نماز که ساده است و نزدیک به ظهر خوانده می شود و همانند نماز صبح خوانده می شود و بعد از آن سجده شکر و دعای کوتاهی دارد

روايت شده كه هر كه اين عمل را بجا آورد ثواب كسى داشته باشد كه در روز عيد غدير نزد حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله حاضر شده باشد و با آن حضرت بيعت كرده باشد بر ولايت.

دوم: شیخ عباس قمی در توضیح این نماز می گوید: غسل کند و دو ركعت نماز كند پيش از زوال به نيم ساعت در هر ركعت حمد يك مرتبه و قل هو الله أحد ده مرتبه و آية الكرسي ده مرتبه و إنا أنزلناه ده مرتبه بخواند كه مقابل صد هزار حج و صد هزار عمره و باعث برآوردن خداوند كريم است حوائج دنيا و آخرت او را به آسانى و عافيت

در عرصه خانوادگی و اجتماعی
اقدامات فراوان دیگری در عرصه خانوادگی و اجتماعی برای زنده نگاه داشتن عید غدیر به ما توصیه شده است که برخی از آنها خدمت شما معرفی می کنیم.

1-شادی و شادی آفرینی:
در عیدی که خداوند متعال، بر ما منت نهاده و بوسیله خاتم النبیین، بشارتِ آغاز امامت را به مسلمین داده و ساحل نجات رادر مقابل دیدگان مسلمانان نهاده است، همانا شادمانی از این واقعه فرخنده بسیار مبارک است.

امام صادق (علیه السلام) فرمود : انه یوم عید و فرح و سرورو یوم صوم شکرا لله تعالى . ( وسائل الشیعه 7: 326، ح .10 ) عید غدیر ، روز عید و خوشى و شادى است و روز روزه دارى به عنوان سپاس نعمت الهى است .

امام رضا علیه السلام نیز فرموده اند: وَ هُوَ يَوْمُ التَّبَسُّمِ فِي وُجُوهِ النَّاسِ مِنْ أَهْلِ الْإِيمَانِ فَمَنْ تَبَسَّمَ فِي وَجْهِ أَخِيهِ يَوْمَ الْغَدِيرِ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِالرَّحْمَةِ وَ قَضَى لَهُ أَلْفَ حَاجَةٍ وَ بَنَى لَهُ قَصْراً فِي الْجَنَّةِ مِنْ دُرَّةٍ بَيْضَاءَ وَ نَضَّرَ وَجْهَه‏

در خطبه غدیر آقا امیرالمومنین علی علیه السلام راه های خوشحال کردن خانواده و دوستان را نیز معرفی نموده و فرموده اند:

عُودُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ بَعْدَ انْقِضَاءِ مَجْمَعِكُمْ

بازگردید (به خانواده‌های خود)، خداوند شما را مورد رحمت قرار دهد، پس از پایان گردهمایی‌تان.

بِالتَّوْسِعَةِ عَلَى عِيَالِكُمْ

با گشایش (و بخشش) بر خانواده‌های خود.

وَ الْبِرِّ بِإِخْوَانِكُمْ

و نیکی کردن به برادران (و همنوعان) خود.

وَ الشُّكْرِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى مَا مَنَحَكُمْ

و شکرگزاری نسبت به خداوند عزوجل بر آنچه به شما عطا کرده است.

وَ أَجْمِعُوا يَجْمَعِ اللَّهُ شَمْلَكُمْ

و (در کارها) همدل باشید تا خداوند پیوندتان را استوار کند.

وَ تَبَارُّوا يَصِلِ اللَّهُ أُلْفَتَكُمْ

و به یکدیگر محبت کنید تا خداوند مودت میان شما را برقرار سازد.

وَ تَهَادَوْا نِعَمَ اللَّهِ كَمَا مَنَّاكُمْ بِالثَّوَابِ فِيهِ

و به یکدیگر هدیه دهید (و نعمت‌های خدا را میان خود تقسیم کنید)، همان‌گونه که خداوند شما را به پاداش در این (روز) بخشیده است.

عَلَى أَضْعَافَ الْأَعْيَادِ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ إِلَّا فِي مِثْلِهِ

(پاداشی) چندین برابر اعیاد قبل و بعد از آن، مگر در همانند آن (روز).

وَ الْبِرُ فِيهِ يُثْمِرُ الْمَالَ وَ يَزِيدُ فِي الْعُمُرِ

و نیکی کردن در این (روز)، مال را فراوان و عمر را طولانی می‌کند.

وَ التَّعَاطُفُ فِيهِ يَقْتَضِي رَحْمَةَ اللَّهِ وَ عَطْفَهُ

و مهربانی در این (روز)، موجب رحمت و لطف خداوند می‌شود.

وَ هَيِّئُوا لِإِخْوَانِكُمْ وَ عِيَالِكُمْ عَنْ فَضْلِهِ بِالْجُهْدِ مِنْ جُودِكُمْ

و برای برادران و خانواده‌های خود، از فضل خداوند، به اندازه توانایی از سخاوت‌تان تهیه کنید.

وَ بِمَا تَنَالُهُ الْقُدْرَةُ مِنِ اسْتِطَاعَتِكُمْ

و به مقداری که توانایی شما می‌رسد.

وَ أَظْهِرُوا الْبِشْرَ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ السُّرُورَ فِي مُلَاقَاتِكُم

و شادمانی را در میان خود آشکار سازید و خوشحالی را در دیدارهایتان نشان دهید.

2- پوشیدن لباس های زیبا
از دیگر کارهایی که برای روز غدیر توصیه شده زینت کردن است. امام رضا علیه السلام فرموده اند: وَ هُوَ يَوْمُ الزِّينَةِ فَمَنْ تَزَيَّنَ لِيَوْمِ الْغَدِيرِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ كُلَّ خَطِيئَةٍ عَمِلَهَا صَغِيرَةً أَوْ كَبِيرَةً وَ بَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِ مَلَائِكَةً يَكْتُبُونَ لَهُ الْحَسَنَاتِ وَ يَرْفَعُونَ لَهُ الدَّرَجَاتِ إِلَى قَابِلِ مِثْلِ ذَلِكَ الْيَوْمِ فَإِنْ مَاتَ‏ مَاتَ شَهِيداً وَ إِنْ عَاشَ عَاشَ سَعِيداً[22]



و آن (روز غدیر) روز آراستگی است. پس هر کس خود را برای روز غدیر بیاراید، خداوند همه گناهانش—کوچک و بزرگ—را می‌آمرزد، و فرشتگانی به سوی او می‌فرستد که حسنات برایش ثبت می‌کنند و تا سال بعد درجاتش را بالا می‌برند. پس اگر بمیرد، شهید از دنیا می‌رود، و اگر زنده بماند، خوشبخت زندگی خواهد کرد.

2-تبریک و تهنیت گفتن:
از دیگر کارها تبریک و تهنیت گفتن است به گونه ای که هرگاه مؤمنى را ملاقات كند اين تهنيت را بگويد الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلايَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ‏

و نيز بخواند الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَكْرَمَنَا بِهَذَا الْيَوْمِ وَ جَعَلَنَا مِنَ الْمُوفِينَ بِعَهْدِهِ إِلَيْنَا وَ مِيثَاقِهِ الَّذِي وَاثَقَنَا بِهِ مِنْ وِلايَةِ وُلاةِ أَمْرِهِ وَ الْقُوَّامِ بِقِسْطِهِ وَ لَمْ يَجْعَلْنَا مِنَ الْجَاحِدِينَ وَ الْمُكَذِّبِينَ بِيَوْمِ الدِّينِ[23]

3-مصافحه:
مصافحه از دیگر سنت های توصیه شده در این روز است. مصافحه به معنی دست دادن، سنت دیگری که در این عید فرخنده توصیه شده، اکرام مؤمنین و مصافحه است. مستحب است وقتی در این روز برادر مؤمن خود را ملاقات می کنید، دست یکدیگر را به گرمی بفشارید و سلام کنید. حضرت علی علیه السلام در بخش دیگری از خطبه غدیر خود می فرمایند:

... اذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم » وقتى که به همدیگر رسیدید همراه سلام ، مصافحه کنید

4-هدیه دادن:
مستحب است در این روز، با هدیه دادن به مؤمنان حتی هدیه ای کوچک، تبسم و لبخند را بر سیمای آنان بنشانیم.

امیر المؤمنین (علیه السلام) ( در خطبه روز عید غدیر ) فرمود :

... وَ تَهَانَوُا النِّعْمَةَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ لْيُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَ الشَّاهِدُ الْبَائِنَ وَ لْيَعُدِ الْغَنِيُّ عَلَى الْفَقِيرِ وَ الْقَوِيُّ عَلَى الضَّعِيفِ أَمَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ ص بِذَلِك‏[24]

، و در این روز به یکدیگر هدیه بدهید ، این سخنان را هر که بود و شنید ، به آن که نبود برساند ، توانگر به سراغ مستمند برود ، و قدرتمند به یارى ضعیف ، پیامبر مرا به این چیزها امر کرده است .

از امام صادق (علیه السلام)نقل شده که فرمود :

... ِ وَ الدِّرْهَمُ فِيهِ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ لِإِخْوَانِكَ الْعَارِفِينَ فَأَفْضِلْ عَلَى إِخْوَانِكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ سُرَّ فِيهِ كُلَّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَة [25]

یک درهم به برادران با ایمان و معرفت ، دادن در روز عید غدیر برابر هزار درهم است ، بنابرین در این روز به برادرانت انفاق کن و هر مرد و زن مؤمن را شاد گردان .



5-دید و بازدید:
یکی از سنت های زیبا در کشور عزیزمان رفتن به منزل سادات در روز عید غدیر هست شاید این سنت از زمان اهل بیت علیهم السلام باشد که امامانی همچون امام رضا علیه السلام در این روز برنامه ای را ترتیب می دادند اما این دید و بازدیدها منحصر در سادات نیست بلکه از جمله اعمال عید غدیر، دید و بازدید خویشان و آشنایان و تبریک و تهنیت به همدیگر است.

امام صادق (علیه السلام) فرمود :

ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ إِنَّهُ لَيَوْمُ صِيَامٍ وَ قِيَامٍ وَ إِطْعَامٍ وَ صِلَةِ الْإِخْوَان‏ ( وسائل الشیعه 7: 328، ضمن حدیث .12 )

و آن روز ، روز روزه دارى و عبادت و طعام دادن و به دیدار برادران دینى رفتن است . آنروز روز کسب خشنودى خداى مهربان و به خاک مالیدن بینى شیطان است .

امام رضا علیه السلام درباره ثواب عظیم این کار در روز غدیر فرموده اند:

وَ مَنْ زَارَ فِيهِ مُؤْمِناً أَدْخَلَ اللَّهُ قَبْرَهُ سَبْعِينَ نُوراً وَ وَسَّعَ فِي قَبْرِهِ وَ يَزُورُ قَبْرَهُ كُلَّ يَوْمٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ يُبَشِّرُونَهُ بِالْجَنَّة[26]

و هر کس در این روز (یا این زمان) مؤمنی را زیارت کند، خداوند هفتاد نور در قبرش قرار می‌دهد و قبرش را وسعت می‌بخشد، و هر روز هفتاد هزار فرشته قبرش را زیارت می‌کنند و او را به بهشت بشارت می‌دهند.

چه خوب هست در این اجتماع ها و دید و بازدیدهایی که به مناسبت عید غدیر انجام می شود فضائل مولا علی علیه السلام ذکر شود و یا بخش هایی از خطبه غدیر پیامبر خدا صل الله علیه و آله و یا خطبه امیرالمومنین علیه السلام در عید غدیر و یا روایت مفصل امام رضا علیه السلام راجع به عید غدیر[27] گفته شود

6-اطعام مؤمنین:
پذیرایی از مؤمنین در این روز فرخنده، از مستحبات تأکید شده توسط ائمه و بزرگان دین است. در حدیثی از امام صادق( علیه السلام ) آمده است که: « در این روز، برادران دینی خود را اطعام کرده پذیرایی کنید ». طعام دادن به مؤمنى در اين روز مثل طعام دادن به جميع پيغمبران و صديقان است.[28]



7-افطاری دادن:
امام علی (علیه السلام ) می فرمایند: کسی که در این روز، روزه داری را افطاری دهد پاداش او برابر کسی است که یک میلیون نفر از پیامبران و اولیا و اوصیا و شهیدان را افطاری داده است.

در خطبه حضرت امير المؤمنين عليه السلام است در روز غدير كه هر كه افطار دهد مؤمن روزه‏دار را در شب وقت افطارش مثل آن است كه ده فئام را افطار داده باشد شخصى برخاست عرض كرد يا امير المؤمنين فئام چيست فرمود صد هزار پيغمبر و صديق و شهيد.[29]

8-عقد اخوت( پیمان برادری) :
روز عید غدیر خم معروف به روز برادری است. در این روز پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) دست امام علی ( علیه السلام) را بالا بردند و گواهی دادند که علی برادر ، ولی، وصی و جانشین من است. هر که من مولای او هستم، علی مولای اوست. طبق نص صریح قرآن مؤمنان با یکدیگر برادرند( انما المؤمنون اخوه). چه روزی بهتر از عید ولایت که در آن مومنان با یکدیگر پیوند برادری ببندند.

9-روز کفالت
امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمود :

... فَكَيْفَ بِمَنْ تَكَفَّلَ عَدَداً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ أَنَا ضَمِينُهُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى الْأَمَانَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الْفَقْرِ وَ إِنْ مَاتَ فِي لَيْلَتِهِ أَوْ يَوْمِهِ أَوْ بَعْدَهُ إِلَى مِثْلِهِ مِنْ غَيْرِ ارْتِكَابِ كَبِيرَةٍ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى‏ ( وسائل الشیعه 7: .327 )

... چگونه خواهد بود حال کسى که عهده دار هزینه زندگى تعدادى از مردان و زنان مؤمن ( در روز غدیر ) باشد ، در صورتى که من پیش خدا ضامنم که از کفر و تنگدستى در امان باشد .

10ـ روز برائت جستن از دشمنان اهل بیت علیهم السلام
برائت جستن از دشمنان آقا امیرالمومنین و اهل بیت علیهم السلام از دیگر سنت های این روز است.

حسن بن راشد گوید :

به امام صادق (علیه السلام) گفتم :َ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لِلْمُسْلِمِينَ عِيدٌ غَيْرُ الْعِيدَيْنِ قَالَ نَعَمْ يَا حَسَنُ أَعْظَمُهَا وَ أَشْرَفُهَا قَالَ قُلْتُ لَهُ وَ أَيُّ يَوْمٍ هُوَ قَالَ يَوْمٌ «216» نُصِبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِيهِ عَلَماً لِلنَّاسِ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِيهِ قَالَ تَصُومُهُ يَا حَسَنُ وَ تُكْثِرُ الصَّلَاةَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فِيهِ وَ تَتَبَرَّأُ «217» إِلَى اللَّهِ‏ مِمَّنْ ظَلَمَهُم‏ ( مصباح المتهجد : .736 )

یا مسلمانان بجز آن دو عید ، عید دیگرى هم دارند ؟ فرمود : بله ، بزرگترین و بهترین عید . گفتم : کدام روز است ؟

فرمود : روزى که امیرمؤمنان بعنوان پرچمدار مردم منصوب شد .

گفتم : فدایت شوم در آن روز سزاوار است ، چه کنیم ؟ فرمود : روزه بگیر و درود برمحمد و آل او بفرست و از ستمگران به آنان برائت بجوى

10-زیارت امیرالمؤمنین ( علیه السلام ):
در حدیثی از امام رضا (علیه السلام) می خوانیم: هر جا که هستی سعی کن در روز عید غدیر، خود را به کنار قبر مطهّر امیر مؤمنان (علیه السلام) برسانی، چرا که در این روز خداوند گناهان بسیاری از مردان و زنان مسلمان را می بخشد و دو برابر کسانی که خداوند آن ها را در ماه رمضان و شب قدر و شب عید فطر از دوزخ آزاد می کند، در چنین روزی از آتش جهنّم رهایی می دهد.

11-خواندن دعای ندبه:
در دعای ندبه قسمتی است که به غدیر و ماجرای خلافت و امامت علی( علیه السلام ) اختصاص دارد. در چهار زمان و مناسبت خواندن این دعا توصیه شده که عبارتند از: روزهای جمعه، عید سعید فطر، عید بزرگ قربان و عید غدیرخم. مستحب است با حضور قلب و توجه ویژه به مفاهیمی که به ماجرای غدیر و امام علی (علیه السلام ) می پردازد، دعای ندبه خوانده شود.

12-ذکر صلوات:
درود فرستادن بر علت و سبب آفرینش، حضرت محمد( صلی الله علیه و آله و سلم ) همواره مورد تأکید ائمه و بزرگان دین بوده است. نظر رحمت و مغفرت الهی، شامل حال کسانی خواهد بود که بر بنده برگزیده اش ایمان بیاورند و بر ایشان و خاندان مطهرشان درود و سلام نثار کنند. امام رضا( علیه السلام ) می فرمایند: مستحب است در روز غدیر بر جدم، محمد( صلی الله علیه و آله و سلم ) و خاندان مطهرش بسیار صلوات بفرستید.



13-نقل داستان غدیر و خطبه غدیر
همانگونه که گفته شد ماموریت اصلی که پیامبر خدا صل الله علیه و آله تا روز قیامت بر عهده ما گذاشته این است که پیام غدیر به کسانیکه اطلاع ندارند رسانه شود و داستان غدیر و داستان منصوب شدن مولا علی علیه السلام توسط پیامبر خدا صل الله علیه و آله به جانشینی اش از سوی حاضرین به غائبین و پدران به فرزندان سینه به سینه منتقل شود لذا فرمود: فَلْیبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلی یوْمِ الْقِیامَةِ . پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا برپایی رستاخیز برسانند .

بنابر این می توان چنین نتیجه گرفت که تمامی اعمالی که تا کنون گفته شده بهانه ای برای انتقال پیام غدیر به نسل آینده و کسانی هست که از این واقعه اطلاعی ندارند و تمامی فعالیت های شادی آفرین اعم از هدیه دادن و اطعام دادن ... باید با پیوست فرهنگی و انتقال فرهنگ غدیر به نسل آینده باشد.

ما در خصوص غدیر خطبه بسیار مهم غدیر از سوی پیامبر خدا صل الله علیه و آله را داریم . خطبه غدیر آقا امیرالمومنین علیه السلام در روز غدیر را داریم و همچنین سخنان بسیار مهم امام رضا علیه السلام به مناسبت عید غدیر را داریم که می توان برای انتقال پیام غدیر بهره جست.



نتیجه گیری:
اگر به دقت به این اعمال نگاه کنید خواهید دید در انجام این اعمال هم تقویت و تحکیم روحیه برادری و تقویت اجتماع شیعی و در کنار آن رساندن پیام غدیر به دیگران است چراکه هرکسیکه این رفتارها را ببیند کمترین چیز آن است که برای او سوالی پیش می آید و انگیزه ای پیدا می کند برای تحقیق راجع به این روز و به مرور زمان همین اقدامات که مهمترین عامل احیا و زنده نگاه داشتن غدیر است باعث گسترش فرهنگ غدیر در سراسر دنیا خواهد شد انشاءالله





[1] -( امالى صدوق : 125، ح .8)

[2] -( وسائل الشیعه ، 5: 224، ح .1 )

[3] - (مصباح المتهجد : .736)

[4] - طوسی، مصباح المتهجد، ۱۴۱۱ق، ج۲، ص۷۵۲.]

[5] - مسعودی، التنبیه و الاِشراف، ۱۳۵۷ق، ص۲۲۱.]

[6] - کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۱۴۹.]

[7] - ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، ۱۴۰۸ق، ج۱۱، ص۲۷۶.]

[8] - ابن‌جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ۱۴۱۲ق، ج۱۵، ص۱۴.]

[9] - گردیزی، زین الاخبار، ۱۳۶۳ش، ص۴۶۶.]

[10] - امینی، عیدالغدیر فی عهد الفاطمیین، ۱۳۷۶ش، ص۶۴-۶۵.

[11] -«تشیع و تاریخ اجتماعی ایرانیان در عصر صفوی»، ص۱۳۱.]

[12] - لایحه قانونی تعیین تعطیلات رسمی کشور، وبسایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی.

[13] - موافقت پارلمان عراق با تعطیلی عید غدیر، خبرگزاری مهر.

[14] -«حال و هوای نجف اشرف در عید غدیر و تعطیلی ۱۰ استان عراق»، خبرگزاری تسنیم.

[15] - بحار الانوار : 37، .140

[16] - حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، ج۳، ص۱۹۱.

[17] - زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الابرار و نصوص الاخیار، ج۲، ص۱۸۶.

[18] - ابن‌عساکر، علی‌ بن حسن، تاریخ مدینه الدمشق، ج۵۰، ص۹۶.

[19] - ابن‌اثیر، علی بن محمد، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۹۸، حوادث سال ۱۰۰ ه.

[20] - https://www.mehrnews.com/news/2295808

[21] - ( وسائل الشیعه 7: 328، ح .13 )

[22] - إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج‏1، ص: 465

[23] -مفاتیح الجنان

[24] -( وسائل الشیعه 7: .327 )

[25] -( مصباح المتهجد : .737 )

[26] - إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج‏1، ص: 465

[27] - إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج‏1، ص: 464

[28]- مفاتیح الجنان

[29] - مفاتيح‏الجنان ص : 281

ابعاد اقتصادی زندگی امام باقر علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

معرفی امام باقر علیه السلام

امام محمدباقر علیه السلام در شهر مدینه، در اول رجب سال 57 ه.ق.، او اولین فرزند در خاندان علوى بود که از نسل دو امام (حسن و حسین علیهماالسلام) متولد شد. پدرش امام سجاد علیه السلام و مادرش ام عبدالله (فاطمه) دختر امام حسن علیه السلام است. (2) نامش محمد و لقبش باقر، شاکر، هادى، امین، شبیه (مانند رسول خدا صلى الله علیه و آله) است. (3) کنیه آن حضرت ابوجعفر (4) بود.

امام شکافنده علوم

امام باقرعلیه السلام ، علاوه بر « شاکر » و « هادی » به ویژه به « باقر » به معنای شکافنده ملقب است ، و جابرن یزید جعفی در توضیح لقب اخیر گوید : آن حضرت علم را شکافت و رموز و دقائق آن را روشن ساخت . (2)

اوضاع علمی عصر امام علیه السلام:

در این دوره اساساً فقه نزد اهل سنت وارد مرحله تدوین خود شد. فروکش کردن تنش‌هاى سیاسى پس از حادثه کربلا و شکست ابن زبیر و یک پارچه شدن حاکمیت ‏بنى‌امیه، بسیارى از علماء را از صحنه سیاست دور کرد و آنان به حوزه‏هاى دیگر مانند درس و حدیث روى آوردند. فرمان تدوین حدیث توسط عمر بن عبدالعزیز، در سال 100 ه.ق به ابوبکر بن حزم، (7) بهترین شاهد بر تکاپوى فرهنگى اهل سنت در آغاز قرن دوم، مقارن با دوران امامت امام باقر علیه السلام است. پیش از آن، فقه و حدیث در جامعه مورد بى‏اعتنایى کامل قرار گرفته بود و بى‏خبرى مردم زمانى به اوج خود رسید که فتوحات اسلامى آغاز شد. در طول نیمه دوم قرن اول هجرى، حتى مردم کیفیت اقامه نماز و حج را نیز نمى‏دانستند. (8)

اقدامات امام باقر علیه السلام:

در برابر یک دوره خاموش فقه و حدیث و خیزش علمى اهل سنت در مرحله بعد، امام باقر علیه السلام به دو کار عمده دست زد:

1 .ایجاد جنبش علمى شیعى در فقه، تفسیر، حدیث، اخلاق و ... .

2 .تلاش براى زدودن تحریف‌هاى ناشى از اقدامات علمى اهل سنت. (9)

درخشش امام علیه السلام در هر دو جبهه احیاى ارزش‌هاى نبوى، به گونه‏اى بود که:

و ابوزهره مى‏نویسد: «امام باقر علیه السلام وارث امام سجاد علیه السلام در امامت و هدایت مردم بود. از این رو علماى تمام بلاد اسلامى از هر سو به محضر ایشان مى‏شتافتند و کسى از مدینه دیدن نمى‏کرد، مگر این که به خدمت او شرفیاب شده و از علوم بى‏پایانش بهره‏ها مى‏گرفت.» (11)

الف: ایجاد جنبش علمی:

در مورد ایجاد جنبش عظیم علمى امام، همین قدر کافى است که بدانیم امام باقر علیه السلام و فرزندش امام صادق علیه السلام در سایه بحران‌هاى درونى نظام اموى که آنها را مشغول خود ساخته بود، به تاسیس حوزه‏هاى بزرگ درسى و علمى موفق شدند و بیشترین آراى فقهى، تفسیرى و اخلاقى را از خود در کتب مربوطه به جاى گذاشتند، به گونه‏اى که تنها یکى از شاگردان امام باقر علیه السلام یعنى محمد بن مسلم، 30 هزار روایت از حضرت نقل مى‏کند و شخصى مانند جابر جعفى هفتاد هزار روایت و شیخ طوسى شاگردان حضرت را 462 نفر مى‏داند. (12)

دیدگاه های اقتصادی امام باقر علیه السلام

با وجود اینکه امام باقر علیه السلام در جنبه های علمی شهرت یافته اند اما زندگی ایشان دارای ابعاد دیگری است که کمتر مورد توجه قرار گرفته

یکی از موضوعاتی که کمتر در منبرها بدان پرداخته می شود دیدگاه های اقتصادی امام باقر علیه السلام است

وقتی ما زندگی دیدگاه های اقتصادی امام باقر علیه السلام را مطالعه می کنیم به خود افتخار می کنیم که مکتبی داریم که از 1400 سال قبل رهنمودهایی دارد که ارکان اقتصاد سالم یک جامعه را طراحی می کند و از یک سو جای تاسف دارد که چرا ما به این آموزه ها عمل نمی کنیم با وجود اینکه ما ما شیعه هستیم و شیعه به معنای پیرو یعنی کسی که پا در جای پای امام خود می گذارد اما وقتی شرایط اقتصادی امروز را بررسی می کنیم می بینیم که منشاء بسیاری از مشکلات جامعه ما دور بودن از آنچه ائمه معصومین علیهم السلام در سیره گفتاری و رفتاری خود آورده اند هست.

امشب بنده به چند مورد از سیره و گفتار امام صادق علیه السلام اشاره می کنم و خواهیم دید که چگونه مشکلات ما با تاسی و پیروی از امام باقر علیه السلام حل خواهد شد.

1- کار عار نیست(کار و تلاش در اوج زهد و تقوا و تمکن مالی)

یکی از آفت های جامعه کنونی ما این است که برخی جوانان ما به خاطر تحصیلکرده بودن انتظار دارند که کاری به سراغ آنها بیاید و آن کار هم اداری و بدون زحمت باشد

آقایی از زحمت کش ها شهرداری می گفت که سه فرزند دارم که همه تحصیل کرده اند اما سراغ کار نمی روند و منتظرند کار و بعد اینکه اینهمه خرج تحصیلشان را داده ام هنوز هم بعد از فارغ التحصیلی باید خرج زندگیشان را تامین کنم

در مکتب امام باقر علیه السلام کار عار نیست بلکه بی کاری و تنبلی عار و عیب است

امام باقر علیه السلام می فرماید: «اِنِّی اَجِدُنِی اُمْقِتُ الرَّجُلَ مُتَعَذِّرَ الْمَکاسِبِ، فَیَسْتلْقِی عَلی قَفاهُ وَیَقُول: اللّهُمَّ ارْزُقْنِی، وَیَدَعُ اَنْ یَنْتَشِرَ فِی الاَْرْضِ وَیَلْتَمِسَ مِنْ فَضْلِ اللّهِ، فَالذَّرَّةُ تَخْرُجُ مِنْ حُجرِها تَلْتَمِسُ رِزْقَها؛ من بیزارم از کسی که عذرتراشی می کند و سراغ کسب و کار نمی رود، و [در خانه[ بر پشت دراز می کشد و می گوید: «خدایا! به من روزی عطا کن!»؛ و سرازیر شدن در اطراف کره زمین [برای کسب و کار را] و درخواست از فضل خدا را وامی نهد؛ در حالی که مورچه از خانه اش به طلب روزی خارج می شود [و روزی اش را با تلاش به دست می آورد].»

**امام علیه السلام در عین اینکه یک امام عالم بودند که به عنوان یک فقیه در عصر خود شناخته می شدند و از سویی دیگر دارای زهد و تقوا بودند و از نظر مالی هم چنان تمکنی داشتند که بخشش هایی ایشان به فقرا و دوستان و آشنایان زبانزد بود اما با این حال از کار و تلاش دست بر نمی داشتند.به غیر از اینکه هم از طریق وجوهاتی که از طریق شیعیان به ایشان می رسید و هم جایگاه الهی می توانستند به دارایی های فراوان برسند

گاهی حضرت پانصد و تا هزار درهم هدیه می داد . [1](12)

**داستان**

انسانهای کم ظرفیت و کوته اندیش، گمان می کنند که لازمه زهد و تقوا، این است که خرقه ای پشمینه بر دوش افکنده و زاویه خلوتی را انتخاب کنند و روی از خلق بگردانند تا به خدا نزدیک شوند!

محمد بن منکدر یکی از زهاد معروف عصر امام باقر (ع) است که همانند طاووس یمانی و ابراهیم بن ادهم و عده ای دیگر، دارای گرایشهای صوفیانه بوده است.او خود نقل می کند:

در یکی از روزهای گرم تابستان، از مدینه به سمت یکی از نواحی آن، خارج شدم، ناگاه در آن هوای گرم، محمد بن علی (ع) را ملاقات کردم که با بدنی فربه و با کمک دو نفر از خدمتکارانش مشغول کار و رسیدگی به امور زندگی است.با خود گفتم: بزرگی از بزرگان قریش، در چنین ساعت گرم و طاقت فرسا و با چنین وضعیت جسمی، به فکر دنیا است! به خدا سوگند، باید پیش رفته و او را موعظه کنم.

به آن حضرت نزدیک شدم و سلام کردم.

او نفس زنان و عرق ریزان، سلامم را پاسخ گفت.

فرصت را غنیمت شمرده، به او گفتم:

خداوند، کارهایت را سامان دهد! چرا بزرگی چون شما در چنین شرایطی به فکر دنیا و طلب مال باشد! براستی اگر مرگ در چنین حالتی به سراغ شما بیاید، چه خواهید کرد!

امام باقر (ع)، دست از دست خدمتکاران برگرفت و ایستاد و فرمود:

به خدا سوگند، اگر در چنین حالتی مرگ به سراغم آید، بحق در حالت اطاعت از خداوند، به سراغم آمده است.این تلاش من خود اطاعت از خداست، زیرا با همین کارهاست که خود را از تو و دیگر مردم بی نیاز می سازم (تا دست حاجت و تمنا به کسی دراز نکنم) .

من زمانی از خدا بیمناک هستم که هنگام معصیت و نافرمانی خدا، مرگم فرا رسد!

محمد بن منکدر می گوید:

پس از شنیدن این سخنان، به آن حضرت عرض کردم: خدای رحمتت کند، من می خواستم شما را موعظه کنم، اما شما مرا راهنمایی کردید. (1)

*این موضوع درس بزرگی به ماها می دهد که فعالیت اقتصادی نه با وجهه علمی افراد و نه با زهد و تقوا و نه حتی به دارایی زیاد منافات ندارد و این به خصوص برای جوانان امروزی درس خوانده اند هم پیام دارد

* ایشان به شدت کسانی که اقدام به گدایی می نمودند هشدار می دادند تا بلکه دست از این کار برداشته و به دنبال کار و تلاش باشند.

امام باقر علیه السلام بار دیگر در حدیثی زیبا می فرماید: «لا تَحِلُّ الصَّدَقَةُ لِغَنِیٍّ وَلا لِذِی مِرَّةٍ سَوِیٍّ، وَلا لِمُحْتَرِفٍ، وَلا لِقَوِیٍّ. قُلْنا: ما مَعْنی هذا؟ قالَ: لا یَحِلُّ لَهُ اَنْ یَاْخُذَها وَهُوَ یَقْدِرُ اَنْ یَکُفَّ نَفْسَهُ عَنْها؛ صدقه دادن به ثروتمند و همچنین به تندرست، و به صاحب حرفه و به انسان توانا [بر کار[ روا نیست. گفتیم: معنای این کلام چیست؟ امام فرمود: بر کسی که می تواند از گرفتن صدقه خود داری کند، گرفتن آن حلال نیست

*یکی از اشتباهات بزرگ ما الگو برداری از غرب برای موضوع بازنشستگی بود که افراد را بازنشسته می کنند و حال آنکه یکی از عوارض آن عوراض های روحی و القاء پیری و ناکارآمدی و معطل کردن بخشی از جامعه است.

ما در اسلام از کار افتادگی داریم اما بازنشستگی نداریم و تا انسان انسان است و توانایی دارد باید فعالیت کند که این امر به سلامت و طول عمر افراد نیز کمک می کنند کما اینکه ما این موضوع را در میان مراجع و برخی اساتید دانشگاه می بینیم

2-راکد نگه داشتن سرمایه ممنوع

آنحضرت با راکد نگه داشتن سرمایه به شدت مخالف بودند لذا توصیه توصیه به تجارت

تجارت به عنوان یکی از مصداقهای کار، نقش فراوانی در سوددهی و رونق اقتصادی دارد و به همین سبب، مورد توجه و سفارش اهل بیت علیهم السلام بوده است. همچنین تجارت، یکی از عوامل اصلی ریشه کن ساختن فقر و تهیدستی است و سبب می شود دارایی انسان با برکت شود.

حضرت باقر العلوم علیه السلام از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نقل می کند: «الْبَرَکَةُ عَشْرَةُ اَجْزاءٍ: تِسْعَةُ اَعْشارِها فِی التِّجارَةِ؛ برکت ده جزء دارد که نه جزء آن در تجارت است.» لازمه یک تجارت سودآور، آگاهی تاجر از قوانین و اصول این کار است، و به عبارت دیگر امور تجاری، به عقل اقتصادی نیازمند است تا بر اثر آن، سوددهی خویش را تضمین کند.

3- با مشاغل کاذب که باعث رونق تولید نشود مخالف بودند

نمونه ای از نهی امام محمد باقر علیه السلام از کارهای کاذب را در این حدیث می خوانیم : «عن محمد بن مسلم، ابی جعفر علیه عن السلام ا نه سئل عن الرجل یتقبل بالعمل فلا یعمل فیه ویدفعه الی آخر فیربح فیه؟ قالَ: لا ، اِلاَّ اَنْ یَکُونَ قَدْ عَمِلَ فِیهِ شَیْئا ؛محمّد بن مسلم از امامباقر علیه السلام در مورد پرسدی که می تواند مأموریت خود را انجام دهد ، یا این که بتواند کار را انجام دهد یا این که بتواند از این رهگذر استفاده کند ، می تواند به شما واگذار شود و از این راه نیز استفاده کند. امام علیه السلام فرمود: "نه [نمی توان از این طریق بهره مند شد ،] و مگر آنکه بخشی از کار را به خودی خود توجیه می کند."

4-اهتمام به حقوق مالی مردم

ابو ثمامه گوید: حضور امام باقر (ع) رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم! من مردی هستم که می خواهم در مکه اقامت گزینم، ولی یکی از پیروان مذهب مرجئه (19) از من طلبکار است و من به او مدیون می باشم.نظر شما چیست؟ (آیا بهتر است که به وطنم بازگردم و بدهکاریم را به آن مرد بپردازم، یا با توجه به این که مذهب آن مرد مذهب باطلی است، می توانم پرداخت بدهی خود را به تأخیر انداخته، همچنان در مکه بمانم؟)

امام فرمود: به سوی طلبکار باز گرد و قرضت را ادا کن و مصمم باش به گونه ای زندگی کنی که هنگام مرگ و ملاقات خداوند، طلبی از ناحیه دیگر بر عهد تونباشد، زیرا مؤمن هرگز خیانت نمی کند.[2]

5- توجه به محرومان

درباره امام باقر (ع) گفته اند: هرگز شنیده نشد که نیازمندی نیازش را به آن حضرت اظهار داشته و با پاسخ منفی، مواجه شده باشد.

و نیز این سخن را هم امام صادق (ع) فرموده است:

در یکی از روزها به حضور پدرم رسیدم در حالی که میان نیازمندان مدینه، هشت هزار دینار، تقسیم کرده و یازده برده را آزاد ساخته بود. (10)

* نکته قربانی

چند روز دیگر عید قربان است

در شرایط سخت اقتصادی هم ممکن است کسانی باشند که نتوانند به تنهایی قربانی بکشند و چه بسیارند کسانیکه به دلیل گرانی گوشت نتوانند گوشت تهیه کنند

*قربانی کردن سبب بخشیده شدن گناهان صاحب قربانی می‌شود. در این زمینه احادیث متعددی وجود دارد. مثلاً پیامبر اکرم(صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله) در حدیثی فرمودند: «یُغْفَرُ لِصَاحِبِ‏ الْأُضْحِیَّةِ عِنْدَ أَوَّلِ‏ قَطْرَةٍ تَقْطُرُ مِنْ‏ دَمِهَا، با ریختن اوّلین قطره خون قربانى، صاحب قربانى آمرزیده مى شود.» (من لا یحضره الفقیه،ج2،ص214)

پیامبر به همسرشان ام سلمه اینچنین سفارش کردند: «اسْتَقْرِضِی وَ ضَحِّی فَإِنَّهُ دَیْنٌ مَقْضِی‏؛ قرض کن و قربانی نما که پول آن قرض پرداخت می‌شود.»(من لایحضره الفقیه،ج2،ص213) البته اگر کسی توانایی مالی اندکی دارد؛ می‌تواند به صورت مشترک در قربانی شریک شده و با سهمی هر چند کم از آن آثار و نتایج بهره ببرد.

برای پخش قربانی ها، اولویت را برای فقرا و در درجه اول فقرای فامیل ولو در شهرستان یا راه دور قرار دهند. بعد از فقرای فامیل، فقرای محل و در مرحله بعد فقرای شهر قرار دارند. برخی مجامع خیریه که متصدی تکفل امر خانواده ها و قابل اعتمادند، نیز گزینه خوبی برای انفاق گوشت قربانی هستند، به شرطی که خدای نکرده حیف و میل نشود.

&&مقدمه روضه&&

برای اینکه بدانید امشب دستمان را به سوی چه کسی دراز می کنیم و به چه کسی متوسل می شویم

مردی از اهل شام در مدینه ساکن بود که به خانه امام بسیار می آمد و به امام می گفت: « ... در روی زمین بغض و کینه کسی را بیش از تو در دل ندارم و با هیچ کس بیش از تو و خاندانت دشمن نیستم . و عقده ام آن است که اطاعت خدا و پیامبر و امیر مؤمنان در دشمنی با تو است ، اگر به خانه ات رفت و آمد دارم ، بدان جهت است که تو مردی سخنور ، ادیب و خوش بیان هستی . »

درعین حال امام باقر علیها السلام با او مدارا می فرمود و به نرمی سخن می گفت . چندی گذشت که مرد شامی بیمار شد و مرگ را رویاروی خویش دید پس از زندگی ناامید شد . وصیت کرد که چون در گذرد « امام باقر» بر او نماز گزارد .

شب به نیمه رسید و بستگانش او را مرده ، یافتند . بامداد وصی او به مسجد آمد و امام را دید که نماز صبح به پایان برده و به تعقیبات نماز نشسته است .

چيزى نگذشت كه مرد شامى مريض شد و مرضش شدت يافت. همين كه بحال احتضار رسيد وكيل خود را خواست گفت وقتى من از دنيا رفتم و پارچه بر رويم كشيدى برو خدمت محمد بن على و تقاضا كن بر پيكرم نماز بخواند باو گوش زد كن كه خودم اين كار را وصيت كرده‏ام.

نيمه شب كه شد خيال كردند از دنيا رفته او را در پارچه‏اى پيچيدند سحرگاه وكيلش بمسجد آمد پس از نماز خواندن حضرت باقر خدمت آن جناب رسيد عرضكرد فلان مرد شامى مرد خودش از شما تقاضا كرده كه بر پيكرش نماز بخوانيد؟ فرمود نه او نمرده سرزمين شام سرد است ولى حجاز گرمسير است و شدت گرما در اين ناحيه زياد است. بالاخره عجله نكنيد و او را بر نداريد تا من بيايم. در اين موقع از جاى حركت نموده وضو گرفت باز دو ركعت نماز خواند آنگاه دست بدعا برداشته زياد دعا كرد سپس بسجده رفت تا خورشيد طلوع نمود آنگاه از جاى حركت كرده روانه منزل شامى شد.

داخل اطاق شده او را صدا زد. جواب داد. شامى را بلند كرد و نشاند مقدارى سويق خواست‏[3] باو داد بعد بخانواده‏اش سفارش كرد كه غذا باو بدهند و با غذاهاى سرد سينه‏اش را سرد نگه دارند.

امام از جاى حركت كرده رفت چيزى نگذشت كه مرد شامى بهبود كامل يافت خدمت حضرت باقر رسيده عرضكرد مايلم براى من خانه را خلوت كنى عرضى خصوصى دارم امام خانه را خلوت كرد.

شامى گفت گواهى ميدهم كه تو حجت خدائى بر مردم و واسطه بين مردم و خدائى كه هر كس جز بتو پناه برد نااميد و زيانكار است و گمراه واقعى است حضرت باقر پرسيد چه شده كه تغيير عقيده دادى.

گفت من خود متوجه شدم كه روح از بدنم خارج شد ناگاه منادى فرياد زد با گوش خود صداى او را شنيدم خواب نبودم گفت روح او را برگردانيد

محمد بن على درخواست كرده حضرت باقر فرمود

مرد شامى‏ بعد از آن جزء اصحاب حضرت باقر بشمار ميرفت.[4]

رد و دل : آقاجان شما که به دشمنان خود نظر دارید دست ما رو که منسوب به شما هستیم و خود را از محبین و شیعیان شما می دانیم را بگیرید

&&کیفیت شهادت&&

امام باقر (ع) پس از عمری تلاش در میدان بندگی خدا و احیای دین و ترویج علم و خدمات اجتماعی به جامعه اسلامی، در روز هفتم ماه ذو الحجه سال 114 رحلت کرد. توسط هشام بن عبدالملک مسموم شد.

از برخی روایات استفاده می شود که مسمومیت امام باقر (ع) به وسیله زین آغشته به سم، صورت گرفته است، به گونه ای که بدن آن گرامی از شدت تأثیر سم بسرعت متورم گردید و سبب شهادت آن حضرت شد.

----

اما خود امام که در واقعه کربلا حضور داشت و پا به پای دیگر کودکان و همراه حضرت زینب به شام رفت برای واقعه کربلا گریه می کردند

بین نماز، وقت دعا گریه می کنی

با هر بهانه در همه جا گریه می کنی

در التهاب آه خودت آب می شوی

می سوزی و بدون صدا گریه می کنی

هر چند زهر، قلب تو را پاره پاره کرد

اما به یاد کرب و بلا گریه می کنی

اصلاً خود تو کرب و بلای مجسمی

وقتی برای خون خدا گریه می کنی

آب خوش از گلوی تو پایین نمی رود

با ناله های واعطشا گریه می کنی

با یاد روزهای اسارت چه می کشی

هر شب بدون چون و چرا گریه می کنی

هم پای نیزه ها همه جا گریه کرده ای

هم با تمام مرثیه ها گریه می کنی

دیگر بس است چشم ترت درد می کند

از بس که غرق اشک عزا، گریه می کنی

،امشب بریم كربلا،اینقده،آقا رو این سم اذیت كرد،اما به هر سختی بود،حضرت رو اسبش تا جلوی منزل رسوند،خود حضرت به هر سختی بود پیاده شد،بچه ها ریختند دور بابا،بابا رو پیاده كردند،وارد خونه شد،آی مردم،ایجا اسب آقا صاحبش رو صحیح و سالم رسوند تا كنار خونه،دلت رفت آره،قربون این دل ها برم كه با یه اشاره جلوجلو میرن،ولی من یه اسب دیگه سراغ دارم

چون تنگ شد بر او میدان

فتاد از حرکت ذوالجناح از جولان

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

نه سید الشهدا بر جدال طا قت داشت

هوا ز باد مخالف چو قیر گون گردید

عزیز فاطمه از اسب واژگون گردید

بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد

غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

حسین...........


[1] - یا سلمی ما حسنة الدنیا الا صلة الاخوان و المعارف و کان یصل بالخمسمأة ...الفصول المهمة .197

[2] - دخلت علی ابی جعفر (ع) و قلت له: جعلت فداک انی رجل ارید ان الازم مکة و علی دین للمرجئة، فما تقول؟ قال (ع) : ارجع الی مؤدی دینک و انظر ان تلقی الله عز و جل و لیس علیک دین، فان المؤمن لا یخون.علل الشرایع 528، بحار 103/ .142

[3] ( 1) غذائى كه با آرد گندم درست ميكنند.

[4] مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر عليهما السلام ( ترجمه جلد 46 بحار الأنوار)، 1جلد، اسلاميه - تهران، چاپ: دوم، 1396 ق.

امامت امام جواد علیه السلام میدان امتحان شیعیان

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

--- روایت سجده شکر--

پیش از ورود به بحث و موضوعی که انتخاب کردم باید عرض کنم یکی از تعقیبات نماز که به عنوان مستحب موکد در روایات ما مطرح گردیده سجده شکر است که یکی از آقایان چند روز قبل از بنده سوال کرد که این سجده ای که بعد از نماز می روی چیست؟

- احمد بن محمّد بن خالد برقى از پدرش از محمّد بن ابى عمير از حريز از مرازم از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود: سجده شكر بر هر مسلمانى واجب است{تاکید بر استحباب و اهمیت بر انجام آن}، نمازت را با آن كامل و رضاى پروردگارت را حاصل ميسازى، و فرشتگان آن را از تو بپسندند، و بدون شك هر گاه بنده نماز بگزارد و پس از فراغ در پى آن بسجده شكر رود، پروردگار متعال حجاب از ميان او و فرشتگان برگيرد، و به آنان خطاب كند: بنگريد بسوى بنده من كه وظيفه واجب انجام داده و به پيمان من وفا نموده، و بشكرانه برخوردارى از انعام من برايم بسجده افتاده، اكنون‏ بگوئيد نزد من پاداش او چه خواهد بود؟ فرشتگان گويند: يَا رَبَّنَا رَحْمَتُكَ اى پروردگار ما پاداش او رحمت تو است،

خداوند متعال فرمايد: ديگر چه؟ گويند: يَا رَبَّنَا جَنَّتُكَ خداوندا بهشت تو،

باز پرسيد ديگر چه پاداشى دارد؟ گويند: يَا رَبَّنَا كِفَايَةُ مُهِمِّهِ آنكه گرفتاريهاى او را برطرف سازى،

باز خداوند پرسيد: ديگر چه؟ امام عليه السّلام فرمود: چيزى باقى نماند مگر آنكه فرشتگان آن را نام برند،

باز خداوند تكرار فرمايد: ديگر چه؟ آنها گويند: بار الها ما را فهم آن نيست، آنگاه خداوند متعال گويد: أَشْكُرُ لَهُ كَمَا شَكَرَ لِي وَ أُقْبِلُ إِلَيْهِ بِفَضْلِي وَ أُرِيهِ وَجْهِي آنكه من از او تشكّر نمايم همان طور كه او مرا شكر نمود، و با فضل خود به او رو كنم، و از ديدار وجه خويش برخوردارش سازم. [1]

--- نحوه بجا آوردن سجده شکر بعد از نماز --

و دعا و اذكار بسيار در آن حال وارد شده (واز حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه: اگر خواهى صد مرتبه شُكْرا شُكْرا بگو و اگر خواهى صد مرتبه عَفْوا عَفْوا) (و نيز از آن حضرت منقول است كه: كمتر آن چه در اين سجده گويند آن است كه سه مرتبه بگويند شُكْرا لِلَّهِ )

--- صلوات ختم بفرمایید –

-- موضوع سخن سنت ابتلا و امتحان–

یکی از سنت های الهی که برای همه اقوام و ملت های ساری و جاری است . سنت ابتلا و امتحان است. یعنی خداوند متعال هر قوم و ملتی را فراخور حال و زمانشان امتحان می کند تا مشخص شود چه کسانی مومن واقعی هستند و چه کسانی ادعای ایمان می کنند و در ظاهر خود را متدین معرفی می کنند.

*مساله‌ی امتحان و آزمایش، از جمله مسائلی است که در قرآن مجید، روی آن، زیاد تکیه شده و مطالب مربوط به آن با تعبیرهای مختلف، مانند: «فتنه»، «بلاء»، «تمحیص»، «تمییز» و «امتحان» وارد شده است،

---

خداوند متعال در قرآن کریم گاهی به صورت کلی و این که افراد در کشاکش زندگی، مورد آزمایش قرار می‌گیرند و محک امتحان، راستگو را از دروغگو جدا می‌سازد،

(29) العنكبوت : 2 أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُون‏

آیا مردم پنداشته‌اند که با گفتن این که ایمان آوردیم رها می‌شوند و هرگز مورد آزمایش قرار نمی‌گیرند؟

و گاهی دیگر، به صورت ملموس و عینی، و با تشریح سرگذشت امت‌های پیشین که مورد آزمایش قرار گرفته‌اند و گروهی رفوزه و گروهی نیز پیروز شده‌اند.

← قوم صالح

قرآن از طوایف و گروه‌هایی که مورد آزمایش قرار گرفته‌اند نام می‌برد، مانند: این گروه از پیامبر خود درخواست کرد که از طریق اعجاز شتری از کوه، بیرون آید، خداوند، به درخواست آنان به عنوان آزمایش پاسخ مثبت گفت، قرآن به این حقیقت در آیه یاد شده در زیر، اشاره می‌کند و می‌فرماید: «انا مرسلوا الناقة فتنة لهم فارتقبهم و اصطبر» [۷] : ما به عنوان آزمایش شتری برای آنان می‌فرستیم، تو مراقب باش و صبر را پیشه خود ساز.

← سپاهیان طالوت

طالوت به سرپرستی گروهی از بنی اسرائیل مامور گردید که ستمگر زمان خود «جالوت» را سرکوب کند، وی وقتی با سپاهیان خود از نهری که میان اردن و فلسطین قرار دارد عبور می‌کرد، از جانب خدا مامور گردید که پایه صبر و استقامت سربازان خود را بیازماید، از این جهت گفت: هر کس از این آب بخورد از من نیست و آن کس که از آن جز یک کف نخورد، از من است، در این موقع گروهی رفوزه و گروه کمی از امتحان درآمد، و همان گروه از امتحان درآمده بودند که در موقع مقابله با ستمگر زمان به نام «جالوت» گفتند: «کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة:» چه بسا گروه کمی که به صبر و استقامت مجهز بودند، بر گروه زیادی پیروز شد.

قران جریان امتحان این گروه را در سوره‌ی بقره آیه‌های ۲۴۵-۲۶۲ بیان کرده است. [۸]

--- فلسفه امتحان های الهی --

فلسفه های متعددی برای امتحان و ابتلاهای الهی ذکر شده که یکی از مهمرین انها رشد و تربیت اقوام و جوامع است

نیروهای درونی انسان بسان همه منابع، بدون وسائل مخصوص، ظهور و بروز ننموده و از مرحله استعداد به مرحله فعلیت نمی‌رسد، وسیله‌ای که می‌تواند این شایستگی‌ها را ظاهر سازد، همان امتحان و آزمایش است.

امیرمؤمنان در سخنان کوتاه خود یادآور می‌شود که هرگز نباید از خدا درخواست کرد که ما را در بوته امتحان قرار ندهد زیرا جهان آفرینش، جهان آزمون است بلکه باید از خدا خواست که ما را دچار امتحان‌هایی نسازد که از عهده آن برنیائیم. آنگاه امام انگیزه آزمایش الهی را به این شکل بیان می‌کند و آن این که: هدف آشکار ساختن صفات خوب و بدی است که به انسان شخصیت می‌بخشد مثلا در برخی از مردم حساسیت‌های خاصی نسبت به بعضی از حوادث است، و در افرادی زمینه ناراحتی نسبت به برخی از مسائل مانند داشتن دختر و کمبود مال موجود است در حالی که در برخی دیگر نه تنها چنین زمینه‌ای وجود ندارد بلکه یک نوع زمینه رضایت و سازش به تقدیرهای الهی است، هرگاه این دو گروه در بوته امتحان قرار نگیرند این نوع زمینه‌ها به ثمر نمی‌رسد و توان‌ها به فعلیت تبدیل نمی‌شود، و در نتیجه گروهی از همین مسیر تربیت کامل انسانی پیدا نمی‌کند. [۲۵]

مثل ورزشکاران و تیم های ورزشی که برای رشد و رساندن به حد بالای آنها، آنها را وادار به تمرینات سخت می نمایند

--- امتحان شیعه --

شیعه برای اینکه به این مرحله از رشد و بالندگی برسد فراز و فرودهای فراوانی را پشت سر گذاشته و برای اینکه به حدی برسد که پذیرای امام زمان عج الله تعالی فی فرجه الشریف هم باشد باید فراز و فرودها و امتحان های فراوانی را پشت سر بگذراند

*یکی از مقاطع حساسی که شیعه سپری کرده مربوط به دوران امام جواد علیه السلام است.که چگونه شیعیان یک کودک را به عنوان امام خود قرار داده اند

--------------

امامت امام جواد(ع) از سال 203 هجري پس از شهادت امام رضا(ع) شروع و تا سال 220 هجري كه آن حضرت به شهادت رسيد حدود 17 سال و چند ماه و چند روز به طول انجاميد.دوران امامت امام جواد(ع) از حدود 8 سالگي شروع شد. در بين ائمه اطهار(ع) امام جواد(ع) تنها امامي بود كه در كودكي به امامت و در جواني به شهادت رسيد.

امامت در این سن نياز به توانايي شگرف علمي و معنوي داشت تا امام بتواند در آن سنين كم، به دوستاني كه براي اطمينان از امامت امام نهم از ايشان سؤالاتي مي پرسيدند پاسخ دهد و همچنين به انواع و اقسام ايرادها و پرسشهايي كه دشمنان براي نقطه ضعف گرفتن از آن حضرت طرح مي كردند جواب دهد. دقت نظر در ترديدهاي دوستان و شماتت هاي دشمنان درستي اين نظر را تأييد مي كند.

--- امام خردسال ---

برای خداوندی که از قدرت و حکمت بی پایان برخوردار است، ساده و آسان است که به یک کودک، «نبوت» و یا «امامت» عطا فرماید.

در سرگذشت حضرت عیسی مسیح (ع) که در قرآن کریم آمده است، می خوانیم که حضرت عیسی(ع) در گهواره به پیامبری رسیدو دارای کتاب آسمانی شد.

قرآن مجید در این باره از زبان عیسی مسیح (ع) می فرماید: «انی عبدالله آتانی الکتاب و جعلنی نبیاً؛ من بنده خدا هستم که به من کتاب داده و مرا پیامبر خدا داده است.

*همچنین درباره حضرت یحیی(ع) در قرآن کریم آمده است: «وَ آتیناهُ الحُکمَ صَبیاً؛ و از کودکی به او نبوت دادیم».

*شیعیان در این میان دو گروه بودند

عده ای که از این امتحان سر بلند بیرون آمدند:

1-«صفوان یحیی» می گوید: در زمانی که امام محمدتقی جواد، سه ساله بود، خدمت امام رضا(ع) رسیدم، و عرض کردم:

اگر حادثه ای برای شما رخ دهد، امام بعد از شما که خواهد بود؟

فرمود: همین پسر من (امام جواد)

گفتم: امام جواد با این سن کم؟!

فرمود: چه مانعی دارد؟ مگر عیسی بن مریم(ع) در خردسالی به پیامبری نرسید؟ مقام امامت هم مانند مقام پیامبری است.[93]

2- همچنین «محمد بن حسن بن عمار» گوید: من دو سال نزد علی بن جعفر بن محمد (عموی امام رضا (ع)) بودم.

روزی در مدینه خدمتش نشسته بودم که امام جواد (ع) بر او وارد شد.

دراین هنگام علی بن جعفر برجست و بدون کفش و عبا نزد او رفت و دستش را بوسید و احترامش کرد.

چون علی بن جعفر به جای خود برگشت، دوستانش او را سرزنش کرده و گفتند: شما عموی پدر او هستید، و با این همه سن و سال، چا این گونه رفتار کردید؟!

او گفت: پناه بر خدا از سخن شما، چگونه من فضیلت او را انکار کنم، در حالی که این خداوند بودکه مرا سزاوار امامت ندانست، اما این کودک را سزاوار امامت دانست.[94] مرحوم كلينى ، و عيّاشى و ديگر بزرگان آورده اند:

گروه دوم : کسانی بودند که از این امتحان سر بلند بیرون نیامدند

همچنين مرحوم كلينى و برخى ديگر از بزرگان آورده اند:

شخصى خدمت امام محمّد جواد عليه السلام شرفياب شد و اظهار داشت : ياابن رسول اللّه ! عدّه اى از مردم نسبت به موقعيّت شما ايجاد شبهه مى كنند؟!

امام جواد عليه السلام در پاسخ چنين فرمود: خداوند متعال به حضرت داوود عليه السلام وحى فرستاد كه فرزندش ، سليمان را خليفه و وصىّ خود قرار دهد، با اين كه سليمان كودكى خردسال بود و گوسفندچرانى مى كرد.

و اين موضوع را برخى از علماء و بزرگان بنى اسرائيل نپذيرفتند و در اءذهان مردم شكّ و شُبهه ايجاد كردند.

به همين جهت ، خداوند سبحان به حضرت داوود عليه السلام وحى فرستاد كه عصا و چوب دستى اعتراض كنندگان و از سليمان هم بگير و هر كدام را با علامتى مشخّص كن كه از چه كسى است ؛ و سپس آن ها را شبان گاه در جائى پنهان نما.

فرداى آن روز به همراه صاحبان آن ها برويد و چوب دستى ها را برداريد، با توجّه به اين نكته ، كه چوب دستى هركس سبز شده باشد همان شخص ، جانشين و خليفه و حجّت بر حقّ خدا خواهد بود.

و همگى اين پيشنهاد را پذيرفتند؛ و چون به مرحله اجراء در آوردند، عصاى سليمان سبز و داراى برگ و ثمر شد.

پس از آن ، همه افراد قبول كردند و پذيرفتند كه او حجّت و پيامبر خدا مى باشد.(29)

-- البته خداوند برای مردم حجت را تمام می کند-

«زمانی که سن امام جواد به شش سال و چند ماه رسیدف پدرش به شهادت رسید و شیعیان در حیرت و سرگردانی فرو رفتند و در میان مردم اختلافنظر پدید آمدغ زیرا سن مام جواد را کم می شمردند، و نسبت به مقام علمی ایشان ناآگاه بودند».[99]

«به همین جهت، شیعیان، اجتماعاتی تشکیل ددند و دیدارهایی با امام جواد(ع) به عمل آوردند و به منظور آزمایش و حصول اطمینان از اینکه او دارای علم امامت است، پرسش هایی را طرح کردند و هنگامی که پاسخ های عالمانه و روشن کننده دریافت کردند، آرامش و اطمینان یافتند».[100]

* مرحوم شيخ مفيد رضوان اللّه تعالى عليه به نقل از ابراهيم بن هاشم قمّى حكايت كند:

در آن زمانى كه حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام به شهادت رسيد، من عازم مكّه معظّمه شدم ؛ و در ضمن ، به محضر شريف حضرت ابوجعفر، امام محمّد جواد عليه السلام شرف حضور يافتم .

همين كه وارد منزل رفتم ، جمع بسيارى از شيعيان را مشاهده كردم كه از شهرها و مناطق مختلفى جهت زيارت و ملاقات امام جواد عليه السلام آمده بودند.

پس از گذشت لحظاتى ، عموى حضرت - به نام عبداللّه بن موسى كه پيرمردى سالخورده بود - در حالتى كه لباس هاى خشنى بر تن داشت ، وارد مجلس شد در گوشه اى نشست .

سپس امام جواد عليه السلام در حالى كه پيراهنى بلند پوشيده و عبائى بر دوش انداخته بود و كفش سفيدى در پاى داشت ، وارد مجلس ‍ گرديد.

تمام افراد به احترام آن حضرت از جاى برخاستند، آن گاه عموى حضرت به طرف امام عليه السلام جلو آمد و پيشانى برادرزاده اش را بوسيد؛ بعد از آن ، حضرت در جايگاه خويش روى يك كُرسى - كه از قبل آماده شده بود - نشست .

تمام حُضّار از عظمت و هيبت حضرت ، در آن سنين كودكى ، در تعجّب و حيرت قرار گرفته بودند.

در همين اءثناء، شخصى از برخاست و از عموى حضرت سؤ ال كرد: نظر شما درباره كسى كه با حيوانى نزديكى كند، چيست ؟

عبداللّه پاسخ داد: دست راستش قطع مى شود و نيز حدّ شرعى بر او جارى مى گردد.

ناگاه امام جواد عليه السلام سخت ناراحت و خشمگين شد و با نگاهى به عمويش فرمود: اى عمو! از خدا بترس و تقوا داشته باش ، خيلى خطرناك است آن موقعى در پيشگاه با عظمت خداوند متعال بايستى و بگويند: چرا چيزى را كه نمى دانستى ، اظهار نظر كردى ؟!

عبداللّه عرضه داشت : مگر پدرت چنين نفرموده است ؟

حضرت فرمود: از پدرم درباره شخصى كه قبر زنى را نبش نمايد و بشكافد و با آن مرده نزديكى كند سؤ ال شد؛ كه پدرم در جواب فرمود: بايد دست راستش قطع شود و حدّ زنا بر او جارى گردد، چون كه معصيت نسبت به زنده و مرده يكسان است .

در اين هنگام عبداللّه به خطاى خويش اعتراف كرد و گفت : اشتباه كردم ، شما درست فرمودى ، حقّ با جنابعالى است و من از درگاه خداوند پوزش ‍ مى طلبم .

پس از آن ، مردم كه از اقشار مختلف اجتماع كرده بودند، با مشاهده اين جريان بر تعجّب و حيرت آن ها افزوده گشت ؛ و اظهار داشتند: اى مولا و سرور ما! چنانچه اجازه مى فرمائى ، ما سؤ ال هاى خود را مطرح نمائيم و شما پاسخ آن ها را لطف فرمائيد؟

امام جواد عليه السلام فرمود: بلى ، آنچه مى خواهيد سؤ ال مطرح كنيد، تا جوابتان را بگويم .

پس در همان مجلس ، حدود سى هزار مسئله از حضرت سؤ ال كردند؛ و با اين كه امام عليه السلام در سنين نُه سالگى بود، با بيانى شيوا تمامى آن ها را پاسخ فرود.(48)

---امتحان و امداد غیبی هم اکنون هم است--

یکی از اشتباهات رایج مردم این است که تصور می کنند که سنت ابتلا و امتحان، عذاب های الهی و امدادهای غیبی همه و همه برای دوران پیامبران اولوالعزم و ائمه اطهار علیهم السلام است و ما فقط این چیزها را باید در قرآن و روایات ببینیم و بشنویم و یا اینکه هرگاه سخن از مظلومیت شیعه می شود برخی تصور می کنند حتما باید یک نفر به نام حجاج بن یوسف ثقفی باشد و یا معتصم نامی باشد تا آنها شیعیان را قتل و عام بکنند و ما قبول کنیم که برای نابودی شیعه اقدام می کنند.

اما عذاب های الهی فقط در داستان ها وجود دارد و برای زمان های دور و مربوط به دوران حضرت نوح و موسی بوده بلکه همین امروز هم هست اما باید چشم خودمان را باز کنیم و ببینیم هم الان که با شما صحبت می کنم جنگل های کالیفرنیای آمریکا در حال سوختن است و خانه های مردم در آتش می سوزد بیش از 300صد هزار هکتار جنگل سوخته

آیا ممکن است که کشوری در دنیا آتش افروزی کند و مردم آن کشور ساکت باشند و کارشان بدون عکس العمل باشد

اگر زمانی حجاج بن یوسف ثقفی ها از کشتن شیعیان لذت می بردند امروز هم بن سلمان ها هستند که با حمایت از داعش و حمله به شیعیان از کشتنشان لذت می برند و همانطور که در اخبار شنیدید حتی شورای امنیت هم حاضر نیست اقدامات وحشیانه آنها را محکوم کند .

از همان ابتدا تا کنون در ابتلا و امتحان بوده اند و امروز هم مورد ابتلا هستند و تمامی جهان کفر کمر به نابودی شیعه بسته و شیعیان را تحت فشار قرار می دهند

* شیعیان کشور ما نیز امروز مورد ابتلا و امتحان هستند

اگر دشمن به ما رحم نمی کند خودمان به خودمان رحم کنیم

*چند روز قبل در مغازه آقایی گفت حاج آقا خیلی وضع خراب است دعا کنید امام زمان ظهور کند. من چیزی به او نگفتم اما با خودم می گفتم امام زمان برای چه ظهور کند وقتی ما هنوز به رشد و بصیرت نرسیده ایم . امام زمان دست تنها چه کاری از دستش بر می آید . مگر حضرت علی علیه السلام امام زمان دوران خود نبود . مگر اشرف مخلوقات پس از پیامبر نبود اما وقتی مردم فهم و درک و بصیرت لازم را نداشتند از او حمایت نکردند و 25 سال خانه نشین شد و دست آخر هم در محراب مسجد شهیدش کردند. حالا امام زمان ظهور کند که چه ؟ ظهور کند تا دجالی با چند وعده و وعید دنیوی مردم ساده اندیش را به خود جلب کند و بعد ما امام زمانمان را با دستانمان پای چوبه دار ببریم ؟

امروز هم باید امتحان پس بدهیم که در شرایط سخت اقتصادی که نقشه جهان کفر و وهابیت برای از پا درآوردن شیعیان از این طریق است باید ببینیم چگونه عمل می کنیم . استاندار ما ، شهردار ما، کاسب ما و مردم ما

آیا مثل امام صادق علیه السلام عمل می کنیم و یا اینکه برای به دست آوردن منافع مادی بیشتر منافع عموم شیعیان را نادیده می گیریم و دست به احتکار و ذخیره سازی اجناس می زنیم .

این حرف هم به معنای این نیست که در جمع ما چنین کسانی وجود دارند بلکه من یقین دارم در جمع اهل مسجد حتی یک نفر هم پیدا نمی شود بلکه این حرف را می گویم تا شما پیام اسلام را به سایر مردم برسانید ، دوستان و فامیل و آشنایان برسانید.

*امروز فضای مجازی بستر بسیاری از امتحانات را به روی ما باز کرده است.

همه باید خوب بدانیم تابع کدام بلندگو هستیم. بلندگوهایی که دائم اسلام و نظام اسلامی ایران را تضعیف می کنند یا آنهایی که به دنبال عزت اسلام و مسلمین هستند.

این کلام امام جواد علیه السلام است که می فرماید: 6- قالَ الإمام الجواد (علیه السلام):

مَنْ أصْغی إلی ناطِق فَقَدْ عَبَدَهُ، فَإنْ كانَ النّاطِقُ عَنِ اللهِ فَقَدْ عَبَدَاللهَ، وَإنْ كانَ النّاطِقُ یَنْطِقُ عَنْ لِسانِ إبلیس فَقَدْ عَبَدَ إبلیسَ! [مستدرك الوسائل، ج 17، ص 308، ح 5]

هركس به شخصی سخنران علاقمند و متمایل باشد، بنده اوست؛ پس چنانچه سخنور برای خدا و از خدا سخن بگوید، بنده خداست؛ و اگر از زبان شیطان سخن بگوید، بنده شیطان خواهد بود!

آیا آن کسانیکه زندگی خود را با شبکه های ماهواره ای گره زده اند حواسشان هست که بندگی چه کسی را می کنند؟

آیا واقعا حواسمان هست که در صفحات مجازی مثل اینستاگرام حرف چه کسی را گوش می دهیم.

آیا متوجه هستیم چه سبک زندگی را داریم الگوگیری می کنیم؟

آیا بانوانمان حواسشان هست که در نوع پوشش و آرایش سخن چه کسانی را گوش می کنند.

اگر ما به عنوان شیعه پیرو امام جواد علیه السلام هستیم باید همواره این سخن را مد نظر داشته باشیم تا خدای ناکرده از روی غفلت بندگی شیطان را نکرده باشیم. خداوند متعال به همه ما توفیق سربلندی در امتحانات الهی را فراهم نماید صلوات ختم بفرمایید.

-------- روضه ----

در خصوص نحوه شهادت امام جواد علیه السلام نقل های متعددی وجود دارد که یکی از مشهورترین نقل ها آن است که

اين نوگل باغ ولايت و عصمت گرچه كوتاه عمر بود ولى رنگ و بويش مشام جانها را بهره مند ساخت. آثار فكرى و رواياتى كه از آن حضرت نقل شده و مسائلى را كه آن امام پاسخ گفته و كلماتى كه از آن حضرت بر جاى مانده، تا ابد زينت بخش صفحات تاريخ اسلام است. دوران عمر آن امام بزرگوار 25 سال و دوره امامتش 17 سال بوده است. معتصم عباسى از حضرت جواد (ع) دعوت كرد كه از مدينه به بغداد بيايد. امام جواد در ماه محرم سال 220 هجرى به بغداد وارد شد. معتصم كه عموى ام الفضل زوجه حضرت جواد بود، با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند. علت اين امر- همچنان كه اشاره كرديم- اين انديشه شوم بود كه مبادا خلافت از بنى عباس به علويان منتقل شود.

از اين جهت، درصدد تحريك ام الفضل برآمدند و به وى گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستى، و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن على الجواد، مادر على هادى فرزند خود را بر تو رجحان مى نهد. اين دو تن آن قدر وسوسه كردند تا ام الفضل- چنان كه روش زنان نازاست- تحت تأثير حسادت قرار گرفت و در باطن از شوهر بزرگوار جوانش آزرده خاطر شد و به تحريك و تلقين معتصم و جعفر برادرش، تسليم گرديد. آنگاه اين دو فرد جنايتكار سمى كشنده در انگور وارد كردند و به خانه امام فرستاده تا سياه روى دو جهان، ام الفضل، آنها را به شوهرش بخوراند. ام الفضل طبق انگور را در برابر امام جواد (ع) گذاشت، و از انگورها تعريف و توصيف كرد و حضرت جواد (ع) را به خوردن انگور وادار و در اين امر اصرار كرد. امام جواد (ع) مقدارى از آن انگور را تناول فرمود.

چيزى نگذشت آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدى بر آن حضرت عارض گشت. ام الفضل سيه كار با ديدن آن حالت دردناك در شوهر جوان، پشيمان و گريان شد، اما پشيمانى سودى نداشت. حضرت جواد (ع) فرمود: چرا گريه مى كنى؟ اكنون كه مرا كشتى گريه تو سودى ندارد. بدان كه خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردى مبتلا كند و به روزگارى بيفتى كه نتوانى از آن نجات بيابى. در مورد مسموم كردن حضرت جواد (ع) قولهاى ديگرى هم نقل شده است.

يَا أَبَا جَعْفَرٍ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ أَيُّهَا الْجَوَادُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ يَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ يَا سَيِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِكَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاكَ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنَا يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّه‏

وقتی روضه امام جواد علیه السلام و نحوه به شهادت رسیدن ایشان را مرور می کنیم می بینیم از جهاتی مصیبت بسیار سنگینی را تحمل کرده اند در غربت و تنهایی نه خواهری همچون زینت کبری در کنارشان بود که تسلایشان دهد و نه برادری همچون اباالفضل العباس . یکه و تنها در کوشه حجره جان دادند اما لا یوم کیومک یا اباعبدالله

امام جواد علیه السلام در سنینی به شهادت رسیدند که آقا علی اکبر در کربلا شهید شدند اما شهادت امام جواد علیه السلام با تمامی سختی هایش یک امتیاز نسبت به شهادت علی اکبر علیه السلام داشت و آن این بود که دیگر تحمل تشنگی و جان کندن آقا امام جواد علیه السلام در برابر چشمان پدر نبود

شما خودتان اهل روضه هستید و خوب می دانید کدام لحظه را می گویم

آن لحظه ای که از تشنه از میدان نبرد خدمت پدر رسید و عرضه داشت گفت پدر جان[ ( العطش] ( تشنگى دارد مرا مى كشد , سنگينى اين اسلحه مرا خيلى خسته كرده است , يك ذره آب اگر به كام من برسد , نيرو مى گيرم و باز حمله مى كنم .
اين سخن جان اباعبدالله را آتش مى زند . مى گويد پسر جان ! ببين دهان من از دهان تو خشكتر است , ولى من به تو وعده مى دهم كه از دست جدت پيغمبر آب خواهى نوشيد . اين جوان مى رود به ميدان و باز مبارزه مى كند .
وقتی به میدان برگشت معلونی گفت من داغ این جوان را به دل پدرش خواهم گذاشت على اكبر كه آمد از نزديك او بگذرد , اين مرد او را غافلگير كرد و با نيزه محكمى آنچنان به على اكبر زد كه ديگران توان از او گرفته شد به طورى كه دستهايش را انداخت به گردن اسب , چون خودش نمى توانست تعادل خود را حفظ كند . در اينجا فرياد كشيد : يا ابتاه هذه اجدى رسول الله ( 1 ) پدر جان الان دارم جد خودم را به چشم دل مى بينم و شربت آب مى نوشم .

رنگ خود باخت زبانگ پسرش

ز آنکه دانست چه آمد به سرش

تا به من بانگ تو در خيمه رسيد

ديد زينب ز رخم رنگ پريد

اسب , جناب على اكبر را در ميان لشكر دشمن برد , اسبى كه در واقع ديگر اسب سوارى نداشت . رفت در ميان مردم . اينجا است كه جمله عجيبى را نوشته اند . نوشته اند : فاحتمله الفرس الى عسكر الاعداء فقطعوه بسيوفهم اربا اربا ( 2 ) .
(حماسه حسيني / شهيد مطهري )

آمدم با چه شتابي سويت

خواستم زنده ببينم رويت

فوضع خده علي خده

سپه کوفه همه استاده

به تماشاي شه و شه زاده

شه روي نعش علي افتاده

همه گفتند حسين جان داده

به يقين جان حسين بر لب بود

آنکه جان داد به او زينب بود


[1] ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.