جلسه ششم آداب مهمانی و میزبانی در مهمانی خدا (تلاوت قرآن کریم 1)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین

پیامبر خدا صل الله علیه و آله در خطبه شعبانیه به ما تذکر داده اند تا از خداوند متعال بخواهیم ما را در رعایت یکی دیگر از آداب مهمانی خدا یا همان ضیافت الهی ماه مبارک رمضان کمک نماید.

ایشان فرموده اند: «فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّکمْ بِنِیاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ یوَفِّقَکمْ لِصِیامِهِ وَ تِلَاوَةِ کتَابِهِ»

پس با نیت‌های راست و دلهای پاک، از خدا درخواست کنید که شما را برای روزه و تلاوت قرآن توفیق دهد

لذا در ادعیه ماه مبارک رمضان از خداوند متعال می خواهیم که توفیق تلاوت قرآن کریم در این ماه را به ما عنایت فرماید.

حضرت رسول صلى الله عليه و آله چون رؤيت مى‏كرد هلال ماه رمضان را روى شريف را به جانب قبله مى‏فرمود و مى‏گفت اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِيمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ وَ الْعَافِيَةِ الْمُجَلَّلَةِ وَ دِفَاعِ الْأَسْقَامِ [وَ الرِّزْقِ الْوَاسِعِ‏] وَ الْعَوْنِ عَلَى الصَّلاةِ وَ الصِّيَامِ وَ الْقِيَامِ وَ تِلاوَةِ الْقُرْآن‏[1]

و یا در دعای روز بيستم‏ ماه مبارک رمضان توفیق تلاوت قرآن کریم را از خداوند متعال می خواهیم

اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي فِيهِ أَبْوَابَ الْجِنَانِ وَ أَغْلِقْ عَنِّي فِيهِ أَبْوَابَ النِّيرَانِ وَ وَفِّقْنِي فِيهِ لِتِلاوَةِ الْقُرْآنِ يَا مُنْزِلَ السَّكِينَةِ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ

از آنچه تا اینجا گفتیم معلوم می شود که یکی از آداب مهمانی خدا تلاوت قرآن کریم در ماه مبارک رمضان است.

قرآن برترین و ماندگارترین اثر آسمانی و جاودانه ترین پیامی است که خداوند برای هدایت بشر بر قلب شریفترین بنده خویش محمد ابن عبدالله (ص)نازل فرمود.

قرآن کریم کتاب هدایت است و در برگیرنده هدایت و سعادت انسان در دنیا و اخرت می باشد و در تمام مراحل زندگی رهبر و راهنمای انسان به سوی کمال است این قرآن به راهی هدایت میکند که مستقیم ترین راههاست ذَ َلِکَ الْـکِتَـَب‌ُ لاَ رَیْب‌َ فِیه‌ِ هُدًی لِّلْمُتَّقِین‌;(بقره‌،۲) هیچ شکی در این کتاب نیست‌، قرآن هدایت برای پرهیزگاران است‌."

ما ملسمانان آنگونه که باید و شاید حق قرآن کریم را بجا نمی آوریم تا جاییکه پیامبر گرامی اسلام شکایت ما مسلمانان را به خداوند متعال برده و فرموده است: وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً (30) و پيامبر [خدا] گفت پروردگارا قوم من اين قرآن را رها كردند.

از همین رو به ذهنم رسید تا در دو جلسه نسبت به بعضی از مباحث قرآن کریم خدمت شما مباحثی را مطرح نمایم.

اولین موضوعی که وجود دارد برکات مادی انس با قران کریم است که بیشتر ما مسلمانان خود را از آن محروم کرده ایم.

کسانی که با قرآن مأنوسند به کمک قرآن حق را از باطل تشخیص می دهند . قران کریم ،انسان را به زندگی کردن با معیارهای و ارزشهای انسانی واسلام دعوت می کند.

حضرت علی (ع)میفرماید: ((هر کس قرآن را پیش روی خو قرار داد،رهبر و پیشوای او به بهشت خواهد بود و هر کس آن را به پشت سرافکند طرد کننده و سوق دهنده او به سوی جهنم خواهد بود))

آنگونه که از روایات متعدد وارد شده از اهل بیت علیهم السلام بر می آید آن است که قرآن کریم نه تنها کتاب هدایت است بلکه خداوند متعال شفاء بسیاری دردهای دنیوی را نیز در قرآن کریم قرار داده است.

پیامبر بزرگوار(ص) فرمود : بر شما باد به قرآن ، چون قرآن ، شفای سودمند ، وداروی پر برکت است و نگهبان کسی است که به آن چنگ می زند ، و نجاتبخش کسی است که ازآن پیروی کند.

در این جلسه بنا به اقتضای زمانی که در اختیار بنده قرار دارد تنها به مواردی از آثار دنیوی انس با قرآن اشاره خواهم کرد
۱) نجات از فتنه ها: زندگی آدمی همواره مملو از دردها، رنجها، دشواری ها و فتنه هاست كه آدمی را در حل و رفع آن حیران می كند آنجا كه دست هیچ درمانگر و روانشناسی به آن نمی رسد و چاره ساز آن نیست در چنین شرایطی پیامبر اعظم كه طبیب دردهای بشریت و در جستجوی در دهای اوست تا آن را مرهم نهد: «طبیب دوار بطبه» می فرماید: «اذا التبست علیكم الفتن كقطع اللیل المظلم فعلیكم بالقرآن فانه شافع مشفع... فیه مصابیح الهدی و منار الحكمه آن گاه كه فتنه ها چون پاره های شب تار بر شما پوشیده شد به قرآن تمسك كنید كه آن شفیعی است كه شفاعتش پذیرفته می شود... در آن چراغهای هدایت و نشانه های حكمت است...»

۲) دوای دردها: همان گونه كه تن آدمی دردمند می گردد و نیازمند مداواست،قلب و روح آدمی نیز دچار درد، مرض و آسیب می شود. قرآن كریم درباره منافقان می فرماید:« فی قلوبهم مرض» در قلبهایشان مریضی است» حقیقت آنست كه دردهای روحی، بسیار عمیق تر و عدم مداوای آن اثرات جبران ناپذیری بر زندگی آدمی و سعادت وی می گذارد. خداوند قرآن كریم را مایه «شفا»ی دردها معرفی كرده می فرماید:«وننزل من القرءان ما هو شفاء و رحمه للمومنین ولایزید الظالمین الاخسارا»

تكبر و خود برتربینی، حسد و ظلم و تجاوز و فتنه گری، سركشی، طغیان و شرك و بسیاری ازدردهای امروز جوامع بشری، ریشه در دور افتادن از تعالیم قرآن و دین دارد كه متاسفانه بسیاری از مسلمین نیز با وجود داشتن نسخه شفابخش، گرفتار پاره ای از این دردها هستند.

از پیامبراكرم(ص) درباره كاركرد شفابخشی قرآن روایت شده كه:«من لم یستشف بالقرآن فلا شفاه الله، هركس به قرآن شفا نجوید خداوند شفایش ندهد.» و در روایتی دیگر می فرمایند:«القرآن دواء قرآن دواست.»

شفابخشی قرآن فقط مربوط به دردهای روحی نیست بلكه روایات بسیاری از پیامبر و معصومین وجود دارد كه بر نقش و تاثیر قرآن در بهبود دردهای جسمی تاكید می كند در فضیلت تلاوت سوره فلق و ناس آمده است كه «روزی پیامبر شدیداً بیمار شد در این هنگام جبرئیل امین و میكائیل نزد آن حضرت آمدند. جبرئیل نزد سر آن جناب نشست و میكائیل نزد پای او، جبرئیل سوره مباركه فلق و میكائیل سوره شریفه ناس را تلاوت كرد و پیامبر را به این وسیله در پناه خداوند قرار داد و پیامبر با این تلاوت شفا پیدا كرد و سالم گردید.»

از امام صادق(ع) روایت شده كه مردی درمحضر رسول اكرم از درد سینه خود شكایت كرد. حضرت فرمود. به قرآن كریم شفا بجوی. زیرا خدای عزوجل می فرماید: «و شفاء لما فی الصدور»؛ و شفایی است برای (دردهایی) كه در سینه هاست.»

البته باید نكته ای را درباره شفا بخشی قرآن گوشزد كنیم كه شفابخشی قرآن نیز مانند دعا كردن دارای شرایط و مصالحی است كه گاه عدم وجود آن شرایط یا عدم مصلحت الهی در استجابت دعا موجب به تأخیر افتادن درمان با دعا می گردد.

۳) بهره مندی از ثروت فراوان: قرآن از آنجا كه گفتار خداوند غنی است، راهبردها و هدایت هایش نیز بی نیاز كننده از هر چیز دیگر است از این رو پیامبر اكرم می فرمایند: «القرآن غنی لاغنی دونه و لافقر بعده؛ قرآن ثروتی است كه بدون آن توانگری نباشد و با وجود آن فقری نخواهد بود.» اگر بزرگترین نعمت وجودی را نعمت سعادت و هدایت بدانیم قرآن كه هدایتگر بشری و نازل شده با این هدف است بالاترین نعمت خواهد بود و حامل و عامل قرآن در دست دارنده بالاترین نعمت به شمار خواهد رفت. پیامبر خدا می فرماید: «به هر كس نعمت قرآن (فهم و عمل به آن) داده شود و با این حال تصور كند كه به شخص دیگری نعمتی بالاتر و بیشتر از نعمت قرآن به او داده شود به یقین كوچكی را بزرگ شمرده و بزرگی را كوچك شمرده است.»

علاوه بر بعد ثروت معنوی قرآن، تلاوت آیات و انس با آن بر خیر و بركت مادی انسان نیز می افزاید. از پیامبر اكرم روایت شده كه: «فان البیت اذا اكثر فیه تلاوه القرآن كثر خیره و اتسع اهله...؛ آنگاه كه در خانه ای تلاوت قرآن بسیار شود خیر و بركتش زیاد شود و اهل آن به گشایش و وسعت (از زندگی) می رسند.»

در روایات بسیاری از پیامبر و معصومین بر رابطه تلاوت سوره ها با وسعت رزق و روزی، دفع فقر و پریشانی و رفع قرض و بدهكاری تأكید شده است. به عنوان مثال پیامبر درباره نقش تلاوت مستمر سوره واقعه در رفع فقر و تنگدستی می فرمایند: «من قرأ سوره الواقعه فی كل لیله لم تصبه فاقه ابدا؛ كسی كه هر شب سوره واقعه را قرائت كند هیچ گاه فقر و تنگدستی به او نرسد.» چنانكه درباره خواندن سوره انفال، سوره طه، سوره فتح و تلاوت سوره صافات در روزهای جمعه و همچنین تلاوت صد بار سوره انا انزلنا در هر روز نیز از سفارشات معصومین علیهم السلام و... به منظور گشایش روزی و دفع فقر روایاتی دیده می شود.

از امام زین العابدین(ع) حكایت زیبایی درباره نقش آیات قرآن در بی نیازی دیده می شود. آن حضرت به مردی برخورد نمودند كه درب خانه ای نشسته بود. فرمود: ای مرد! چرا این جا نشسته ای؟ چرا در خانه این مرد جبار و ستمگر نشسته ای؟ گفت: از جهت فقر و بلا و مصیبتی كه به من وارد شده است. آن حضرت فرمود: بلند شو تا تو را راهنمایی كنم به درب خانه ای كه از این جا بهتر باشد و به سوی خدایی كه از این مرد برتر باشد. پس حضرت دست آن مرد را گرفت و او را داخل مسجد برد و فرمود: دو ركعت نماز به طرف قبله بخوان و بعد از آن دست های خود را به طرف آسمان بلند كن و حمد و ثنای خدا را بخوان و درود بر پیامبر(ص) فرست سپس 4 آیه آخر سوره حشر و ۶آیه اول سوره حدید و دو آیه18 و 26آل عمران را بخوان. آنگاه از خداوند طلب روزی و بی نیازی از مردم كن كه حتماً تو را بی نیاز می كند.[2]

4) انسان خوشبخت در سایه انس با قرآن؛ سعادت گم شده هر انسانی است. تمام تلاشهای مردم در زندگی به منظور كسب خوشبختی و سعادت است. هر چند در مفهوم درست سعادت و راه حقیقی كسب آن، اختلاف نظرهای شدیدی كه منجر به تفاوت عملكردها در بدست آوردن آن شده ملاحظه می گردد. خداوند از راه سعادتمندانه به عنوان راه پایدار و استوار یاد می كند و قرآن را هدایتگر به این راه معرفی می نماید و می فرماید؛ «ان هذا القرءان یهدی للتی هی اقوم و یبشر المومنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجراً كبیرا؛ قطعاً این قرآن به (راهی) كه پایدارتر است هدایت می كند و به مؤمنان كه كارهای شایسته انجام می دهند مژده می دهد كه پاداش بزرگ برای ایشان خواهد بود.»

پیامبر اكرم(ص) می فرمایند: «ان اردتم عیش السعداء و موت الشهداء... فادرسوا القرآن...؛ اگر زندگی نیك بختان و مرگ شهیدان را می خواهید... قرآن را یاد بگیرد.» شهیدان در پرتو تعالیم قرآن كه مرگ را آغاز حیاتی دیگر می دانند جان خویش را در لبیك به معبود نثار كردند و از همین رو به خوشبختی رسیدند و آنكه قرآن را بیاموزد و به آن عمل كند همان راه شهیدان را كه كسب تعالیم قرآن است پیموده است.

5) نورانیت: خداوند نور آسمانها و زمین است: «الله نور السموت و الارض» و گفتار برآمده از نور نیز چیزی جز نور نخواهد بود. «یا ایها الناس قدجاءكم برهان من ربكم و انزلنا الیكم نورا مبیناای مردم درحقیقت برای شما از جانب پروردگارتان برهانی آمده است و ما به سوی شما نوری تابناك فرو فرستادیم.»

كار نور پرتوافكنی و نشان دادن راه از بیراه و خارج ساختن آدمی از تاریكی است. خداوند نور، با كلام نورانی خویش خواسته است تا آدمیان را از تاریكی ها به سوی نور خارج سازد:

«الله ولی الذین أمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور»

آن كه در عمل راه نور و روشنی را انتخاب می كند و با آیات نورانی قرآن مأنوس و هم نشین می شود رهاورد آن نیز یقینا جز نورانیت ظاهر و باطن نخواهد بود و حتی خانه ای كه در آن قرآن تلاوت شود نزد اهل بصیرت نورانی و درخشان خواهد بود. پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در وصف حاملان قرآن می فرمایند: «حمله القرآن هم المحفوفون برحمه الله الملبوسون بنورالله عز و جل(۳۵) حاملان قرآن احاطه شده به رحمت الهی و پوشیده به نور خدای عز و جل هستند.» و در روایتی دیگر می فرمایند: «(ای ابوذر)! بر تو باد به خواندن قرآن كه این كار مایه ذكر و یاد تو در آسمان و نورانیت تو در زمین است.»

براساس روایت نبوی همان گونه كه ستارگان آسمان بر اهل دنیا نور می دهند خانه ای كه در آن تلاوت قرآن می شود برای آسمانیان نورافشانی می كند.

6) آرامش و دوری از اضطراب و افسردگی: یکی از گمشده های بشریت به دست آوردن آرامش و دوری از اضطرافب و افسردگی است . قرآن ذكر و یاد خداست و «ذكر» از اوصاف و اسماء قرآن است: «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون» خداوند ذكر الهی را مایه آرامش و اطمینان قلوب دانسته است. «الا بذكرالله تطمئن القلوب هان كه فقط با یاد خدا دل ها آرام گیرند.»

مأنوس بودن با كلام الهی رحمت خدا را بر انسان سرازیر می كند و او را در مهر الهی غرقه می سازد. از پیامبر اكرم(ص) روایت شده است كه: «هیچ گروهی در خانه ای از خانه های خدا برای تلاوت كتاب خدا و مباحثه آن جمع نشدند مگر این كه آرامش بر آنان فرود آمد و رحمت فراگیرشان شد و فرشتگان آنان را در میان گرفتند و خداوند در میان كسانی كه در نزدش هستند از آنان یاد كرد.»

7) بازدارندگی از گناه و زنده ساختن دل: مأنوس شدن با خدا و دوستی با او دل را از آنچه مخالف میل اوست متنفر می سازد. اگر نماز، آدمی را از كار زشت بازمی دارد از همین روست كه نماز، سخن گفتن خدا با بنده است: «ان الصلوه تنهی عن الفحشاء والمنكر» و قرآن نیز كه هم سخنی با پروردگار است چنین اثری را بر عمل آدمی می گذارد. پیامبر(ص) می فرماید: «فرزندم از خواندن قرآن غافل مباش زیرا كه قرآن دل را زنده می كند و از فحشا و... زشتكاری و ستم و گناه بازمی دارد.»

البته تاثیر این موضوع در سنین نوجوانی و جوانی خیلی بیشتر خواهد بود امام صادق (ع) می فرماید: «هر جوان مؤمنی که قرآن بخواند، قرآن با پوست وگوشت و خون او در می آمیزد و خداوند او را با فرشتگان بزرگوار همراه می سازد و قرآن روز قیامت نگهدارنده او از دوزخ خواهد بود».

اما اگر می بینیم كه قرآن تلاوت می كنیم ولی چنین تلاوتی ما را از زشتی ها بازنمی دارد ایراد و اشكال نه از وعده به حق نبوی، بلكه هر عیب كه هست از مسلمانی ماست. در آیات قرآن علاوه بر تلاوت قرآن ادای «حق تلاوت آن» از ما خواسته شده «الذین آتیناهم الكتاب یتلونه حق تلاوته.» حق تلاوت قرآن بنا به تفسیر پیامبر اعظم آن است كه «از آن، چنان كه باید و شاید پیروی شود.» از این رو پیامبر معتقدند «اگر خواندن قرآن تو را از كار بد بازنمی دارد به حقیقت، قرآن نمی خوانی.»

8) نگهداشته شدن از شر شیطان: سیره و روش متقین آن است كه چون وسوسه ای از جانب شیطان به آنها رسد خدا را به یاد آورند و بینا شوند و حقیقت را كه وسوسه شیطان درصدد دگرگون ساختن چهره آن بود بازشناسند. از این رو خداوند خطاب به مؤمنان می فرماید: «اگر از جانب شیطان وسوسه ای به تو رسد به خدا پناه ببر.»

قرآن یاد خداست و آن كه پیوسته یاد خدا می كند و با او مأنوس است در حصار محكم الهی و در حمایت اوست. پیامبر اكرم(ص) می فرمایند: « فَادْرُسُوا الْقُرْآنَ فَإِنَّهُ كَلَامُ الرَّحْمَنِ وَ حِرْزٌ مِنَ الشَّيْطَان‏... قرآن را بیاموزید زیرا كه قرآن سخن خدای مهربان و مایه حفظ از شیطان و... است.»

انشاء به همین مناسبت در جلسه بعد بیشتر راجع به قران کریم صحبت خواهیم کرد.

خداوند متعال همه ما را با قرآن زنده بدارد و با قرآن بمیراند.

الهی آمین


[1] - مفاتيح‏الجنان 1 216 دوم چون رؤيت هلال كردبگويد ربي و ربك الل

[2] - مرحوم قطب راوندی می فرماید: مراد از دو آیه، آیات 26 و 27 یعنی از (قُل اللهم مالِکِ المُلک تا مَن تشاء بغَیر حِسابْ ) است.

مرحوم علامه ی مجلسی می فرماید: شاید آیه 18 یعنی ( شَهِدَ الله اَنَّه ...) و آیه 26 یعنی ( قُل اللهم مالِکِ المُلک) باشد.

به نظر حقیر احتیاط در جمع آیات مذکور است.(مفاتیح الجنان – نماز حاجت، ص 522)

5-جلسه پنجم آداب مهمانی و میزبانی در مهمانی خدا (توبه و استغفار)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علیه و آله الطاهرین

خداوند متعال را شاکریم تا به ما توفیق داد تا در مهمانی با شکوه او شرکت نموده و از نعمات و برکات مادی و معنوی آن بهره مند شویم.

عرض کردیم که بنا به فرمایش رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله ماه رمضان المبارک ماه مهمانی خداست اما این مهمانی با مهمانی های معمولی تفاوت داشته و آداب و شرایط خاص خود را دارد .

بنا را بر این گذاشتیم تا به برخی از آداب و وظایف مهمان و میزبان در ماه مهمانی خدا بپردازیم و طی شب های گذشته به دو مورد روزه داری و پرهیز از گناه پرداختیم و امشب به معرفی یکی دیگر از این آداب خواهیم پرداخت.

الف: توبه و استغفار آداب میهمان برای حضور در مهمانی خدا

از دیگر آداب حضور مهمان در مهمانی خدا، حضوری با روح پاک و طاهر و بدون گناه در این مهمانی است.

در دعای هر روز ماه مبارک رمضان می خوانیم ؛

وَ هَذَا شَهْرُ الصِّيَامِ وَ هَذَا شَهْرُ الْقِيَامِ وَ هَذَا شَهْرُ الإِْنَابَهِ وَ هَذَا شَهْرُ التَّوْبَهِ

و اين است ماه روزه، و اين است ماه بپاداري نماز، و اين است ماه بازگشت، و اين است ماه توبه،

در دعای سحر معروف به دعای دعای ابو حمزه ثمالی نیز از خداوند متعال مسالت می نمایی تا ما را به درجه توبه برساند و عرضه می داریم.

وَ انْقُلْنِي إلَي دَرَجَهِ التَّوْبَهِ إلَيْكَ وَ أَعِنِّي بِالْبُكَاءِ عَلَي نَفْسِي فَقَدْ أَفْنَيْتُ بِالتَّسْوِيفِ وَ اﻵْمَالِ عُمْري

و مرا به مقام توبه به پيشگاهت برسان، و بر گريه بر خويشتن مرا ياري ده، من عمرم را به امروز و فردا كردن و آرزوهاي باطل نابود ساختم،

در خطبه شعبانیه نیز پیامبر خدا صل الله علیه و آله به ما توصیه نموده که در ماه مهمانی خدا از گناهان خود توبه نماییم و فرموده اند:

وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکُمْ. از گناهان خود به سوی خدا توبه و بازگشت کنید.

آثار و برکات توبه استغفار

به نظر یکی از اموریکه توسط ما بسیار مورد غفلت واقع می شود همین استغفار است. هرچند پاک شدن گناهان و رضایت الهی از بندگان، از آثار معنوی این عمل است؛ اما در کنار این، آثاری و برکات دنیایی بسیار عجیبی نیز برای این کار در منابع اسلامی نقل‌شده است که شاید بتوان از آن تعبیر به معجزه گر استغفار نام برد که در ادامه به برخی از این آثار دنیایی اشاره خواهد شد.

1- زیاد شدن رزق و روزی

از آثار مهم توبه و استغفار، زیاد شدن روزی و رزق است. این موضوع تا جایی اهمیت دارد که احادیث فراوانی در مورد آن از اهل‌بیت علیهم ‌السلام بیان ‌شده است.

پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله فرموده‌اند: «أَکْثِرُوا الِاسْتِغْفَارَ فَإِنَّهُ یَجْلِبُ الرِّزْقَ».[1] بسیار طلب آمرزش کنید؛ زیرا این کار، روزى را جلب می‌کند.

در روایتی دیگر از ایشان نیز چنین آمده است: «مَنِ اسْتَبْطَأَ الرِّزْقَ فَلْیَسْتَغْفِرِ اللَّه‏».[2] هر کس روزى او کم شده باید استغفار کند.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز درباره ارتباط توبه و جاری شدن رزق و روزی و برکات خداوند در زندگی انسان در ضمن حدیثی فرموده‌اند: و خداوند سبحان توبه و استغفار را سبب فراوانى روزى و رحمت بر خلق قرار داد و فرمود: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهارا»- از خداوند آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است. بعد از توبه شما، باران آسمان را فراوان بر شما ببارد؛ و شما را به اموال و فرزندان مدد دهد. پس رحمت خدا بر کسى که از توبه استقبال کند و از گناهانش پوزش خواهد و پیش از فرارسیدن مرگ به اعمال شایسته بپردازد.[3]

2- برطرف شدن مشکلات

در برخی روایات اشاره شده که استغفار و طلب توبه می‌تواند در برطرف شدن مشکلات افراد تأثیرگذار باشد.

در حدیثی چنین آمده است: پیامبر خدا صلی‌الله علیه و آله فرمودند: هرگاه روزی‌ات تنگ و در کارهایت گره و مشکلی دیدى، حاجتت را به نزد خداوند عز و جل ببر و نماز آمرزش‌خواهى را ترک نکن. این نماز دو رکعت است: نماز را آغاز مى‌کنى و سوره حمد و «قدر» را یک‌بار در هر رکعت مى‌خوانى. سپس، بعد از قرائت سوره‌ها، پانزده مرتبه «استغفرالله» مى‌گویى. آنگاه به رکوع مى‌روى و باز، ده مرتبه آن را مثل نماز جعفر طیار می‌گویی. إن‌شاءاللّه خداوند تمام گرفتارى‌هاى تو را برطرف مى‌کند.[4]

در روایتی دیگر نیز درباره رفع مشکلات با توبه و استغفار چنین نقل‌شده است: راوی می‌گوید: در مدینه، مردى داشتیم که به او «ابو قَمْقام» مى‌گفتند و آدم محروم و بدبختى بود. خدمت امام کاظم علیه‌السلام آمد و از محرومیت و بدبختى خود به ایشان، شکایت کرد و گفت که دست به هر کارى مى‌زند، گرفتارى‌اش برطرف نمى‌شود.

امام علیه‌السلام به او فرمود: در پایان دعاى نماز صبحت، ده مرتبه بگو: «سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِیمِ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَسْأَلُهُ مِنْ فَضْلِه»‏ - پاک خداى بزرگ! از خدا آمرزش مى‌طلبم و از فضل او درخواست مى‌کنم. ابو قمقام گفت: من بر این امر، مداومت ورزیدم و به خدا سوگند، طولى نکشید که عدّه‌اى از بادیه نزدم آمدند و به من خبر دادند که مردى از قومم مُرده و جز من، وارثى براى او شناخته‌نشده است و من رفتم و میراث او را گرفتم و بى‌نیاز شدم.[5]

علاوه بر موارد بیان‌شده، در حدیثی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله نیز طلب مغفرت، باعث نجات از مشکلات دانسته شده است.«عَلَیْکَ بِالاسْتِغْفَارِ فَإِنَّهُ الْمَنْجَاهُ».[6] پیوسته استغفار و طلب آمرزش را کار خود قرار بده، زیرا چنین ‏عملی راه نجات (از بدبختى) است.

در حدیثی دیگر نیز بیان‌شده که: محمد بن ریان می‌گوید به امام هادى علیه‌السلام نامه نوشتم و درخواست کردم که دعایى براى سختى‌ها و بلایا و گرفتارى‌ها و برآورده شدن حوایج دنیا و آخرت، به من بیاموزد و به من، عنایت خاص ورزَد، چنان‌که پدرانش به دوستانشان عنایت ویژه داشتند. امام علیه‌السلام به من نوشت: «آمرزش‌خواهى (استغفار) را ترک نکن».[7]

3- برطرف شدن اندوه و غم

از دیگر آثار طلب غفران، برطرف شدن همّ و اندوه است. پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در این زمینه می‌فرمایند: «مَنْ کَثُرَتْ هُمُومُهُ فَعَلَیْهِ بِالاسْتِغْفَار».[8] هر کس غم‌هایش بسیار شد، به آمرزش‌خواهى رو آورد.

در روایتی دیگر نیز رفع غصه و غم از ثمرات استغفار دانسته شده است: کسی که زیاد استغفار بگوید و از خدا عذرخواهی کند، خداوند از هر غصّه‌ای برایش گشایشی قرار دهد و از هر تنگنایی راه فراری پیش پایش گذارد و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد.[9]

4- جاری شدن برکات آسمانی

فایده دیگر استغفار، جاری شدن برکات آسمانی (مانند باران) برای انسان‌ها است. در آیه 52 سوره هود آمده است: ﴿ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً. از خدای خود آمرزش طلبید و به درگاه او توبه کنید تا از آسمان بر شما رحمت فراوان نازل گرداند.

در بخشی از آیه 3 این سوره نیز چنین بیان‌شده است: ﴿وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ یُؤْتِ کُلَّ ذی فَضْلٍ فَضْلَهُ. استغفارکنید و از پروردگار خویش آمرزش بطلبید، سپس به‌سوی او بازگردید تا شما را تا مدّت معین (که برای عمرتان قرار داده از نعمت‌های این جهان) به‌خوبی بهره‌مند سازد.

بنابراین توبه و طلب مغفرت الهی درب رحمت را بر زندگی انسان‌ها بازکرده و زندگی آن‌ها را مملو از برکت می‌سازد.

5- دفع بلا و عذاب

اثر دیگر فواید گفتن استغفار، دفع بلا و عذاب از زندگی بندگان است. افرادی که در زندگی دچار گناه و معصیت می‌شوند، زمینه ابتلا به عذاب خود را فراهم می‌آورند و استغفار می‌تواند این بلایا و عذاب‌ها را از آن‌ها دور کند.

در آیه 33 سوره انفال خداوند متعال فرموده‌اند: ﴿ وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَ مَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ. ولی خدا تا تو (پیغمبر رحمت) در میان آن‌ها هستی آنان را عذاب نخواهد کرد و نیز مادامی‌که به درگاه خدا توبه و استغفار کنند باز خدا آن‌ها را عذاب نکند.

در این زمینه روایتی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله بیان‌شده است: «ادْفَعُوا أَبْوَابَ الْبَلَایَا بِالاسْتِغْفَارِ».[10] درب‌های بلاها و گرفتاری‌ها را به کمک استغفار ببندید.

در حدیثی دیگر در این موضوع نیز چنین بیان‌شده است: زمانی که خداوند اهل شهر و دیاری را ببیند که در گناهان زیاده‌روی کرده‌اند، ولی سه نفر از مؤمنان در میان آنان هستند، خداوند ـ که جلالتش بزرگ و نام‌هایش مقدّس است ـ اهل آن منطقه را چنین ندا می‌کند: ای اهل نافرمانی من، اگر در میان شما برادران مؤمنتان نبودند که به یکدیگر در راه جلال من اظهار محبت کنند، با نمازشان زمین و مساجد مرا آباد سازند و در سحرگاهان از ترس من استغفار گفته و طلب آمرزش کنند، حتماً عذابم را بر شما نازل می‌کردم و مرا باکی نبود.[11]

با توجه به این احادیث می‌توان نتیجه گرفت نزول بلایا و عذاب نیز از دیگر مشکلات و گرفتاری‌هایی است که می‌توان به‌وسیله طلب بخشش از خداوند متعال رفع شود.

6- استجابت دعا

مطابق روایات استغفار می‌تواند در استجابت دعا نیز تأثیرگذار باشد. اگرچه به‌ظاهر استجابت دعا امری معنوی است ولی وقتی دعا برای امور مادی باشد، کاملاً به آثار دنیوی مرتبط می‌گردد. در موضوع نقش توبه و طلب مغفرت از خداوند بر استجابت دعا حدیثی از امام صادق علیه‌السلام بیان‌شده است:

نقل است که شخصى گفت: از امام صادق علیه‌السلام پرسیدم: دو آیه در قرآن هست که من هیچ‌گاه نتیجه‏اى از عمل به آن‌ها نگرفته‏ام؟ حضرت پرسید: کدام آیه‏ها؟ گفتم: یکى آیه: ﴿ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ؛ بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را؛ که هر چه خدا را مى‏خوانم و دعا مى‏کنم نتیجه‏اى نمى‏گیرم؟ امام علیه‌السلام فرمودند: به خدا افترا نبند، مگر خدا خلف وعده مى‏کند؟! گفتم: نه پرسید: پس چرا دعایت به اجابت نمى‏رسد؟! گفتم: نمى‏دانم، فرمود: هر کس اوامر الهى را اطاعت کند و شرایط دعا را عملى سازد، حتماً دعایش به اجابت مى‏رسد. پرسیدم: شرایط آن چیست؟

فرمودند: این است که نعمت‌های خدا را در نظر بگیرى و سپاس آن‌ها را به‌جای آرى و بر پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم صلوات بفرستى و سپس گناهان خود را یادآورى کنى و طلب آمرزش نمایى ... .[12]

7- فرزند دار شدن

برکت دیگری که مطابق روایات برای استغفار ذکرشده است، موضوع فرزند آوری است. احادیث زیادی در موضوع تأثیر استغفار بر فرزند آوری از ائمه معصومین علیهم‌السلام نقل‌شده است.

در حدیثی درباره این موضوع چنین نقل‌شده است: «شَکَا الْأَبْرَشُ الْکَلْبِیُّ إِلَى أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ لَا یُولَدُ لَهُ فَقَالَ لَهُ عَلِّمْنِی شَیْئاً قَالَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ فِی کُلِّ یَوْمٍ أَوْ فِی کُلِّ لَیْلَهٍ مِائَهَ مَرَّهٍ فَإِنَّ اللَّهَ یَقُولُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً إِلَى قَوْلِهِ- وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ».[13] ابْرَش کلبى به امام باقر علیه‌السلام شِکوه کرد که بچه‌دار نمى‌شود و گفت: به من، دعایى بیاموز. فرمود: در هرروز و هر شب، صد مرتبه از خدا آمرزش بخواه؛ زیرا خداوند مى‌فرماید: «از پروردگارتان، آمرزش بخواهید که او آمرزنده است» تا: «و شما را با اموال و فرزندان، یارى رساند».

در حدیثی دیگر درباره ارتباط استغفار با فرزند آوری چنین روایت‌شده است: امام حسن علیه‌السلام بر معاویه وارد شد و چون از نزد او بیرون آمد، یکى از پرده‌داران معاویه، دنبال ایشان آمد و گفت: من، مردى ثروتمندم؛ امّا بچه‌دار نمى‌شوم. به من چیزى بیاموز؛ بلکه خداوند، مرا فرزندى روزى کند. فرمود: «بر تو باد آمرزش‌خواهى».[14]

8- سایر برکات

علاوه بر موارد بیان‌شده، در احادیث آثار مادی دیگری نیز برای توبه و استغفار به درگاه الهی بیان‌شده است. تبیین همه این موارد در این پاسخ ممکن نیست. به‌عنوان نمونه، زیادشدن علم[15]، تسویه شدن بدهی‌ها[16] رهایی از هلاکت[17] و رفع ناامیدی[18]را می‌توان از این آثار برشمرد.

مراتب توبه

البته باید به این نکته نیز توجه داشت که بیان اذکار استغفار یکی از مراتب توبه و بازگشت از گناه است که بسیار نیز آثار و برکات مادی و معنوی دارد اما علاوه بر مداومت بر اذکار استغفار باید مراتب بالاتر بازگشت از گناه را نیز طی نماید.

پشیمانی از گناه خود یکی از مراتب توبه و استغفار است.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: إنّما الكيّس من إذا أساء استغفر، و إذا أذنب ندم. 12- همانا زيرك كسى است كه اگر بدى كرد آمرزش بخواهد و اگر گناه كرد پشيمان شود.

اقرار و اعتذار به درگاه الهی از دیگر مراتب توبه و استغفار است کمااینکه حضرت علی علیه السلام در بیان دیگری می فرمایند.

شفيع المذنب إقراره، و توبته اعتذاره. 13- شفيع گناهكار، اقرارش به گناه و توبه او عذرخواهى‏اش از گناه است.

مرتبه اعلاي توبه

برای توبه استغفار مراتب بالاتری هم بیان شده است

در روایت دیگری از حضرت علی علیه السلام می خوانیم

لِقائلٍ قالَ بِحَضرَتِهِ: «اِستَغفَرَ اللّهَ»: ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ، أَتَدرِي مَا الاِستِغفارُ؟ الاِستِغفارُ دَرَجَةُ العُلِّيِّينَ، وَهُوَ اسمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّةِ مَعانٍ:

أَوَّلُهَا: النَّدمُ عَلَى مَا مَضَى.

وَالثَّانِي: العَزمُ عَلَى تَركِ العَودِ إِلَيهِ أَبَدًا.

وَالثَّالِثُ: أَن تُؤَدِّيَ إِلَى المَخلُوقِينَ حُقُوقَهُم حَتَّى تُلاقِيَ اللّهَ أَملَسَ لَيسَ عَلَيكَ تَبعَةٌ.

وَالرَّابِعُ: أَن تَعمَدَ إِلَى كُلِّ فَريضَةٍ عَلَيكَ ضَيَّعتَها فَتُؤَدِّيَ حَقَّها.

وَالخَامِسُ: أَن تَعمَدَ إِلَى اللَّحمِ الَّذِي نَبَتَ عَلَى السُّحتِ فَتُذِيبَهُ بِالأَحزانِ حَتَّى تَلصَقَ الجِلدُ بِالعَظمِ، وَيَنشَأَ بَينَهُما لَحمٌ جَدِيدٌ.

وَالسَّادِسُ: أَن تُذِيقَ الجِسمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ كَمَا أَذَقتَهُ حَلاوَةَ المَعصِيَةِ، فَعِندَ ذَلِكَ تَقولُ: أَستَغفِرُ اللّهَ.امام عليه السلام به كسى كه در حضورش از خداوند طلب آمرزش مى‏كرد، فرمود: مادرت به عزايت بنشيند آيا مى‏دانى استغفار چيست استغفار جايگاه والا مقامان است و آن نامى است كه بر شش معنى نهاده شده، اول: پشيمانى از (بديهاى) گذشته، دوم: تصميم بر ترك بازگشت به آن (بديها) براى هميشه، سوم: اداى حقوق آفريدگان خدا، چهارم: توجه به هر واجبى كه تباه كردى و آن را ادا كنى، پنجم: آب كردن گوشتهايى كه از خشم پروردگار روييده تا آن جا كه پوست بر استخوان بپيوندد و ميان آن دو، گوشت تازه برويد ششم: به تنت رنج بندگى را بچشانى آن گونه كه شيرينى گناه را چشانده‏اى، پس در اين هنگام بگويى: استغفر اللّه.

داستان كارمند بنى اميه

(على بن حمزه ) مى گويد: دوست جوانى داشتم كه شغل نويسندگى در دستگاه بنى اميه را داشت . روزى آن دوست به من گفت : از امام صادق عليه السلام براى من وقت بگير تا به خدمتش برسم .

من از امام اجازه گرفتم تا او شرفياب شود، امام اجازه دادند و در وقت مقرر من با او خدمتش رفتيم .

دوستم سلام كرد و نشست و عرض كرد: فدايت شوم ، من در وزارت دارائى رژيم بنى اميه مسئوليتى داشتم و از اين راه ثروت بسيارى اندوخته ام و بعضى خلافها هم انجام داده ام !

امام فرمود: اگر بنى اميه افرادى مثل شما را نداشتند تا ماليات برايشان جمع كند و در جنگها و جماعات آنها را همراهى كند، حق ما را غصب نمى كردند. جوان گفت : آيا راه نجاتى براى من هست ؟

فرمود: اگر بگويم عمل مى كنى ؟ گفت : آرى ، فرمود: آنچه از مال مردم نزد تو هست و صاحبانش را مى شناسى به آن ها برگردان و آنچه كه صاحبانش را نمى شناسى از طرف آنها صدقه بده ، من در مقابل اين كار بهشت را براى تو ضمانت مى كنم !

جوان سر به زير انداخت و مدتى طولانى فكر كرد و سپس گفت : فدايت شوم دستورت را اجراء مى كنم .

على بن حمزه مى گويد: من با آن جوان برخاستيم و به كوفه رفتيم . او همه چيز خود، حتى لباسهايش را به صاحبانش برگرداند و يا صدقه داد؛ من از دوستانم مقدارى پول براى او جمع كردم و لباس برايش خريدارى نمودم ؛ و خرجى همه براى او مى فرستاديم .

چند ماهى از اين جريان گذشت و او مريض شد. ما مرتب به عيادت او مى رفتيم ، روزى نزدش رفتم ، او را در حال جان دادن يافتم . چشم خود را باز كرد و گفت : اى على آنچه امام به من وعده داد به آن وفا كرد، اين گفت و از دنيا رفت . ما او را غسل داده و كفن كرده و به خاك سپرديم .

مدتى بعد خدمت امام عليه السلام رسيدم ، همين كه امام مرا ديد فرمود: اى على ما به وعده خود در مورد دوست تو وفا كرديم . من عرض كردم : همينطور است فدايت شوم ، او هم هنگام مردن اين مطلب (ضمانت بهشت ) را به من گفت .[19]

ب: وظایفی که خداوند متعال به عنوان میزبان برای خود تکلیف نموده

در برابر ادبی که روزه داران در مهمانی خدا انجام داده و دست به توبه و استغفار می زنند خداوند متعال نیز در مقابل، رسم مهمان نوازی را به جا آورده و خود را موظف به بخشش و رحمت واسعه خود برای توبه کنندگان نموده است و ماه مهمانی خود را ماه مغفرت و بخشش قرار داده است.

یکی از فرازهای دعای هر روز ماه مبارک رمضان این است که

وَ هَذَا شَهْرُ الْمَغْفِرَهِ وَ الرَّحْمَهِ وَ هَذَا شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النَّارِ وَ الْفَوْزِ بِالْجَنَّهِ

و اين است ماه آمرزش و رحمت، و اين است ماه رهايي از آتش دوزخ و رسيدن به بهشت،

و این دریای رحمت و مغفرت چنان گسترده است که اگر کسی نتواند خود را به این مغفرت برساند از سوی پیامبر اسلام در خطبه شعبانیه به عنوان شقی معرفی شده و فرموده اند:

فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ پس شقی و بدبخت، آن کسی است که در این ماه بزرگ، از آمرزش خدا بی بهره شود.

از خداوند متعال می خواهیم تا به همه ما توفیق رعایت آداب مهمانی خدا را عنایت فرماید صلوات ختم بفرمایید.


[1] - کراجکى، محمد بن على‏، کنز الفوائد، محقق / مصحح: نعمه، عبدالله، قم: دارالذخائر، 1410 ق‏، ج‏2، ص 197.

[2] - خزاز رازى، على بن محمد، کفایه الأثر فی النص على الأئمه الإثنی عشر، محقق / مصحح: حسینى کوه کمری، عبداللطیف‏، قم: بیدار، 1401 ق، ص 299.

[3] - شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج¬البلاغه، محقق / مصحح: صالح، صبحی‏، قم: هجرت‏، 1414 ق‏، ص 199.

[4] - طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، محقق / مصحح: ندارد، قم: الشریف الرضى‏، 1412 ق‏، ص 328.

[5] - کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، محقق / مصحح: غفارى علی‌اکبر و آخوندى، محمد، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1407 ق‏، ج‏5، ص 315، ح 46.

[6] - راوندى کاشانى، فضل‌الله بن على‏، النوادر (للراوندی)، محقق / مصحح: صادقى اردستانى، احمد، قم: دارالکتاب‏، بی‌تا، ص 5.

[7] - قطب‌الدین راوندى، سعید بن هبه الله‏، الدعوات (للراوندی)، محقق / مصحح: ندارد، قم: انتشارات مدرسه امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف، 1407 ق‏، ص 49، ح 120.

[8] - کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، همان، ج‏8، ص 93، ح 65.

[9] - حلوانى، حسین بن محمد بن حسن بن نصر، نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، محقق / مصحح: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف‏، قم: مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف‏، 1408 ق‏، ص 10.

[10] - نورى، حسین بن محمدتقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام، 1408 ق، ج‏5، ص 318، ح 5980.

[11] - ابن‌بابویه، محمد بن على‏، علل الشرائع، محقق / مصحح: ندارد، قم:

کتاب‌فروشی داورى‏، 1385 ش‏، ج‏1، ص 246، ح 1.

[12] - کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، همان، ج‏2، ص 486، ح 8.

[13] - همان، ج‏6، ص 8، ح 4.

[14] - طبرسى، حسن بن فضل‏، مکارم الأخلاق، همان، ص 226.

[15] - کفعمى، ابراهیم بن على عاملى‏، المصباح للکفعمی (جنه الأمان الواقیه)، محقق / مصحح: ندارد، قم: دارالرضی (زاهدی)، 1405 ق، ص 63.

[16] - کلینى، محمد بن یعقوب‏، الکافی، همان، ج‏5، ص 317، ح 51

[17] - قطب‌الدین راوندى، سعید بن هبه الله‏، الدعوات (للراوندی)، همان، ص 31.

[18] - شریف الرضی، محمد بن حسین‏، نهج‌البلاغه، همان، ص 482.

[19] - شنيدنهاى تاريخ ص 55 - محجه البيضاء 3/254.

جلسه چهارم - آداب مهمانی و میزبانی در مهمانی خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

بنا را بر این گذاشتیم تا در این ماه شریف مقداری به آداب و وظایف مهمان و میزبان در مهمانی خدا بپردازیم.

در جلسه قبل به اولین وظیفه و ادب که شرط ورود به این مهمانی بود را مطرح کردیم و مقداری از فضائل روزه داری و همچنین خواص و برکات مادی آن صحبت کردیم.

امروز نیز قصد داریم به یکی دیگر از وظایف و آداب مهمان در مهمانی خدا بپردازیم.

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله در جمعه آخر ماه شعبان خطبه ای را بیان فرمودند که محتوای آن درباره فضیلت ماه رمضان است. به همین دلیل به نام خطبه شعبانیه معروف شده است.

آقا امیرالمومنین علیه السلام که در پای این خطبه بودند بعد از نقل خطبه خاطره ای را تعریف می کنند ایشان می فرمایند:

فَقُمْتُ فَقُلْتُ یا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: پس من برخاستم و عرض کردم: یا رسولالله! بهترین اعمال در این ماه چیست؟

فَقَالَ یا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ

فرمود: یا اباالحسن! برترین اعمال در این ماه پارسایی است از آنچه خدا حرام کرده است.

گناه و محارم الهی چیست

گناه، به معنای سیئه، معصیت، منکر، تقصیر، می‌باشد. در حقیقت، گناه، همان انجام کار ناروا و سرپیچی از قانون شرع، عرف و فطرت را گویند. در این میان، دو واژه «ذنب» و «اثم» در فرهنگ اسلامی کاربرد بیشتری دارند. در فرهنگ قرآنی، «اثم» یعنی هر آن چیزى که دارای ضرر و زیان باشد. در این صورت، به گناه و مطلق کار حرام، از آن جهت «اثم» گفته شده که ضرر است و آدمی را از خیر باز می‌دارد.

۴.۱ – گناهان قرقگاه الهی هستند

گناهان قُرُقگاه الهی (منطقه ممنوعه) است. کسانی که می‌خواهند از ورود به این منطقه احتراز کنند باید از نزدیک شدن به آن نیز اجتناب ورزند، چنانکه خداوند متعال می‌فرماید: «تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها؛[ بقره/سوره۲، آیه۱۸۷. ] اینها حدود و مرزهای خداوند است، پس به آن نزدیک نشوید.» و در جای دیگر می‌گوید: «تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها؛[ بقره/سوره۲، آیه۲۲۹. ] اینها حدود الهی است، از آنها تجاوز نکنید.»

البته تعبیر «فلا تقربوها» در تفهیم منظور رساتر است زیرا در این تعبیر از نزدیک شدن به مرز (گناه) منع شده و در تعبیر دیگر تجاوز از مرز مورد نهی قرار گرفته است. و در آیه دیگر می‌فرماید: «وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنا اِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِیلاً؛[ اسراء/سوره۱۷، آیه۳۲.] به زنا نزدیک نشوید. یعنی در اطراف زنا از قبیل نگاه و ملامسه و عوامل شهوت‌انگیز وارد نشوید که آن زنا عملی زشت و راهی نادرست است.»

خداوند متعال در تمام این آیات هشدار می‌دهد که به مرز گناه نزدیک نشوید که هر کس در اطراف قرقگاه (منطقه ممنوعه) عبور کند چه بسا قهراً وارد آن شده و به هلاکت برسد. و به همین مضمون احادیثی از رسول‌خدا (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و ائمه اطهار (علیهم‌السّلام) رسیده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

رسول‌خدا (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: کارها بر سه گونه است: حلال آشکار و حرام آشکار و شبهاتی میان ایندو که کاملاً حکمش معلوم نیست. پس، هر کس موارد شبهه را ترک کند مسلّماً از محرّمات نجات یابد و هر کس شبهات را بگیرد قهراً به حرام می‌افتند و از آنجا که نمی‌داند به هلاکت می‌رسد.[1]

از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) نقل شده است که فرمود: امور عالم بر سه گونه است: حلال آشکار و حرام آشکار و شبهاتی میان ایندو. هر کس از موارد شبه‌ناک پرهیز کند مسلّماً نسبت به موارد قطعی پرهیزکارتر است، چون گناهان قرقگاه خداوند است و هر کس گلّه خود را در اطراف قرقگاه بچراند ممکن است وارد آن شود.[2]

پیامدهای منفی گناه

وقتی می گوییم در ادبیات قرآن کریم به گناه «اثم» گفته می شود از این جهت که برای انسان ضرر دارد.

مرحوم نراقی می‌فرماید: مبادا کسی فکر کند که وزر و وبال گناه گریبان او را نمی‌گیرد؛ چنین چیزی نشدنی است، زیرا پیامبران از آثار ترک اولی مصون نماندند چه برسد به دیگران. البته چون خداوند پیامبران و اولیای خود را دوست می‌دارد آنها را در همین دنیا زود گوشمالی می‌دهد تا در آخرت آسوده باشند اما کفّار و فجّار از این نعمت محرومند و آنقدر به آنها مهلت داده می‌شود که بر گناه بیفزایند تا مستوجب عذاب بیشتر شوند.[3]

وقتی به روایات نگاه می کنیم واقعا متوجه می شویم که عنوان «اثم» بی حساب و کتاب بر روی «گناه» گذاشته نشده

امام باقر علیه السلام می فرمایند: «إنّ الرّجل لیذنب الذّنب فیدرء عنه الرّزق»[17]؛ «مردی گناهی انجام می دهد و در نتیجه روزی از او دور می شود».

امام صادق علیه السلام نیز می فرمایند: «إنّ الذّنب یحرم العبد الرّزق»[18]؛ «همانا گناه بنده را از روزی محروم می سازد».

2- فقر

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: «إنّ المؤمن إذا قارف الذّنوب ابتلی بها بالفقر»[19]؛ «همانا شخص مؤمن هنگامی که به گناه نزدیک شود به سبب آن دچار فقر و تنگدستی می شود».

3- سلب نعمت

روشن است که نعمت دایره ای فراخ تر از رزق و روزی دارد.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: «ما أنعم اللّه علی عبدٍ نعمةً فسلبها إیاه حتی یذنب ذنباً یستحقّ بذلک السّلب»[20]؛ «هیچ گاه خداوند نعمتی را به بنده عطا نکرده و سپس آن را بردارد مگر این که بنده، گناهی مرتکب شود که به خاطر آن، مستحق محرومیت از نعمت باشد».

در رویاتی آقا امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید: مَا زَالَتْ نِعْمَةٌ عَنْ قَوْمٍ- وَ لَا غَضَارَةُ عَيْشٍ إِلَّا بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوهَا- إِنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ

« نعمت از قومى برنگشت و نه زندگى خوش از آنها رخت بربست مگر بواسطه گناهانى كه مرتكب شدند خداوند ستم به بندگان خويش روا نميدارد. (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏75 ص : 36)

4- بیماری

قال الصادق علیه السلام: «إِنَّه... لامَرَض إِلَّا بِذَنبٍ»[21]؛ «هیچ بیماری نیست مگر به خاطر گناه».

5- کوتاهی عمر

قال الصادق علیه السلام: «من یموت بالذّنوب أکثر ممّن یموت بالاجال و من یعیش بالاحسان أکثر ممّن یعیش بالاعمار»[22]؛ «آنها که به خاطر گناه می میرند بیش از کسانی هستد که با اجل طبیعی از دنیا می روند و کسانی که به خاطر کار نیک به زندگی ادامه می دهند بیش از کسانی است که به خاطر عمر طبیعی در قید حیاتند».

----انواع گناهان و آثار آنها-------

در دعای کمیل ما از خداوند متعال نسبت به گناهان متعددی طلب بخشش می کنیم که نشان دهنده آن است که گناهان اقسام مختلفی دارد و هر کدام آثار و پیامدهای خاص خود را دارد.

اللهم اغفر لي الذنوب التي تهتك العصم

اللهم اغفر لي الذنوب التي تنزل النقم

اللهم اغفر لي الذنوب التي تغير النعم،

اللهم اغفر لى الذنوب التى تحبس الدعاء،

اللهم اغفر لى الذنوب التى تنزل البلاء،

اللهم اغفر لى الذنوب التى تقطع الرجاء،

تفسير (و توضيح آثار) آنها (2) در روايتى كه از امام زين العابدين- عليه السّلام- وارد شده اين گونه آمده است:

560-

«انّ الذّنوب الّتى تغيّر النّعم البغى على النّاس، و الزّوال عن العادة في الخير، و اصطناع المعروف، و كفران النّعم، و ترك الشّكر، قال اللَّه تعالى:»

. يعنى: «گناهانى كه موجب تغيير نعمت الهى مى‏شوند، عبارتند از: ظلم بر مردم، كار خيرى را كه به آن عادت كرده يا عمل معروفى را ترك كند. و كفران نعمت و ترك شكر نمايد كه خداوند متعال مى‏فرمايد:».

- إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ «1».

يعنى: «خداوند متعال، حال هيچ قومى را دگرگون نخواهد كرد تا زمانى كه خود آن قوم، حالشان را تغيير دهند».

«و الذّنوب الّتى تورث النّدم: قتل النّفس الّتى حرّم اللَّه، قال اللَّه تعالى في قصّة قابيل حين قتل اخاه فعجز عن دفنه: فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ‏

«2». يعنى: «گناهانى كه پشيمانى بر جاى مى‏گذارند عبارتند از: كشتن كسى كه قتلش حرام است، خداوند متعال در مورد قابيل كه برادرش را كشت و از دفنش‏ عاجز ماند مى‏فرمايد: (قابيل) پشيمان گرديد».

«و ترك صلة الرّحم حين يقدر، و ترك الصّلاة حتّى يخرج وقتها، و ترك الوصيّة و ردّ المظالم و منع الزّكاة حتّى يحضر الموت و ينغلق اللسان».

يعنى: «و ترك صله رحم- در صورتى كه قادر بدان باشد-، نماز را نخواند تا وقتش بگذرد، ترك وصيّت و ردّ مظالم، و ندادن زكات تا زمانى كه مرگ فرا برسد و زبان بسته گردد».

«و الذّنوب الّتى تزيل النّعم عصيان العارف، و التّطاول على النّاس و الاستهزاء بهم و السّخريّة منهم»

. يعنى: «گناهانى كه نعمت را از بين مى‏برند عبارتند از: معصيت كردن انسان خداشناس، گردنكشى بر مردم و مسخره كردن و ريشخند نمودن آنان».

«و الذّنوب الّتى تدفع القسم: اظهار الافتقار، و النّوم عن صلاة العتمة، و عن صلاة الغداة، و استحقار النّعم و الشّكوى على المعبود عزّ و جلّ»

. يعنى: «گناهانى كه بهره و نصيب انسان (از فيوضات الهى) را دفع مى‏نمايد عبارتند از: اظهار فقر و احتياج نمودن، در وقت نماز عشاء و نماز صبح، خوابيدن (و آن دو را به جاى نياورند)، نعمتهاى الهى را كوچك شمردن. و از خداوند عزيز و جليل، شكايت كردن».

«و الذّنوب الّتى تهتك العصم: شرب الخمر، و لعب القمار، و تعاطى ما يضحك النّاس، و اللغو و المزاح، و ذكر عيوب النّاس، و مجالسة اهل الرّيب»

. يعنى: «گناهانى كه پرده عصمت را مى‏درند عبارتند از: شرابخوارى، قمار بازى، انجام دادن كارى كه مردم را بخنداند، سخن بيهوده، شوخى كردن، ذكر عيبهاى مردم. و با كسانى كه عقايد و اعمالشان مشكوك است، نشست و برخاست داشتن».

«و الذّنوب الّتى تنزل البلاء: ترك اغاثة الملهوف، و ترك اعانة المظلوم، و تضييع الامر بالمعروف و النّهى عن المنكر»

. يعنى: «گناهانى كه موجب نزول بلاست عبارتند از: يارى نكردن كسى كه دادرس مى‏طلبد، كمك نكردن مظلوم، و امر به معروف و نهى از منكر را ضايع نمودن».

«و الذّنوب الّتى تديل الاعداء: المجاهرة بالظّلم، و اعلان الفجور، و اباحة المحظور، و عصيان الاخيار، و الانقياد الى الاشرار»

. يعنى: «گناهانى كه دشمنان را پيروز مى‏كند عبارتند از: آشكارا ظلم نمودن، علنى مرتكب گناه شدن، حرام را حلال شمرند، در برابر نيكان سركشى نمودن. و از اشرار و بدان، اطاعت كردن».

«و الذّنوب الّتى تعجّل الفناء: قطيعة الرّحم، و اليمين الفاجرة، و الاقاويل الكاذبة، و الزّنا، و سدّ طرق المسلمين، و ادّعاء الامامة بغير حقّ»

. يعنى: «گناهانى كه موجب تعجيل مرگ مى‏گردند عبارتند از: قطع رحم نمودن، قسم ناحق خوردن، سخن دروغ گفتن: زنا كردن، راههاى مسلمانان را بستن «1» و به ناحق ادعاى رهبرى داشتن».

«و الذّنوب الّتى تقطع الرّجاء: اليأس من روح اللَّه، و القنوط من رحمة اللَّه، و الثّقة بغير اللَّه تعالى، و التّكذيب بوعد اللَّه تعالى»

. يعنى: «گناهانى كه موجب قطع اميد مى‏گردد عبارتند از: مأيوس شدن از لطف خداوند، نااميد گشتن از رحمت خدا، به غير خداوند متعال تكيه كردن و وعده‏هاى الهى را دروغ پنداشتن».

«و الذّنوب الّتى تظلم الهواء: السّحر و الكهانة و الايمان بالنّجوم و التّكذيب بالقدر و عقوق الوالدين».

يعنى: «گناهانى كه آسمان را تيره مى‏سازند (و موجب سلب قدرت تشخيص حق از باطل مى‏گردند) عبارتند از: جادوگرى، پيشگويى، ايمان به ستارگان (بدين‏

معنا كه آنها را در سرنوشت انسان مؤثر دانستن)، قضا و قدر الهى را دروغ خواندن.

و عاق والدين شدن».

«و الذّنوب الّتى تكشف الغطاء: الاستدانة بغير نيّة الاداء، و الاسراف في النّفقة، و البخل على الاهل و الاولاد و ذوى الارحام، و سوء الخلق، و قلّة الصّبر، و استعمال الضّجر و الكسل و الاستهانة باهل الدّين»

. يعنى: «گناهانى كه موجب پرده درى مى‏گردند عبارتند از: قرض كردن با اين نيّت كه آن را نپردازد، در مخارج زندگى زياده روى نمودن، در پرداخت مخارج زندگى خانواده و فرزندان و نزديكان، بخل‏ورزيدن، بد اخلاقى، كم طاقتى، بى‏قرارى و تنبلى. و دينداران را خوار دانستن». «و الذّنوب الّتى تردّ الدّعاء: سوء النّيّة، و خبث السّريرة، و النّفاق مع الاخوان، و ترك التّصديق بالاجابة، و تأخير الصّلوات المفروضة حتّى تذهب اوقاتها»

. يعنى: «و گناهانى كه موجب برگشتن دعا مى‏شوند عبارتند از: نيّت بد داشتن، در باطن، پليد بودن، با برادران دين، دورويى و نفاق نمودن، برادران دينى را با ترك اجابت، تصديق نكردن. و نمازهاى واجب را به تأخير انداختن تا وقتشان بگذرد».

از تمام اينها به ذات اقدس الهى و لطف و كرمش پناه مى‏بريم. (آيين بندگى و نيايش ص : 350)

آثار و برکات ترک گناه

یکی از علت هایی که ما خودمان را گرفتار گناه می کنیم این است که فکر می کنیم گناه کردن راه میانبر برای دستیابی به اهدفمان هست اما واقعیت آن است که گناه ما را چه از لحاش مادی و چه معنوی از اهدافمان دور می کند

علاوه بر این ترک گناه آثار و برکات بسیار زیادی در زندگی بشر دارد که اگر به آن توجه کند سراغ گناه نمی رود

متاسفانه ما نسبت به بسیاری از مواهب که به خاطر گناه نکردن نصیب ما می شود یا اطلاع نداریم و یا اگر هم اطلاع داشته باشیم به هنگام گناه به آن توجه نمی کنیم

حالا گناه نکردن چه مواهبی را نصیب انسان می کند که ما به واسطه گناه آنها را از دست می دهیم.

1-نزول برکات آسمان و زمین

اگر جوامع بشری گناه نمی کردند یکی از مواهبی که به واسطه این کار نصیبشان می شد، باز شدن برکات آسمان و زمین است که ما این موهبت را به واسطه گناهان خود از دست می دهیم

چنان‌که در آيۀ ديگري مي‌فرمايد: «وَ لَو أَنَّ اَهْلَ الْقُري امَنُوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْاَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَاَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ»[23] ؛ ايمان، تقوا و عمل صالح، برکات آسمان‌ها و زمين را به سوي انسان سرازير مي‌کند و اگر غير آن باشد، کيفر و مکافات دارد که البته خود انسان پديد آورده است.

2-بر اساس روایات ما اگر کسی گناهی را به خاطر خدا ترک کند خدا بهتر از آن را به انسان می دهد مثلا در موقعیتی قرار گرفته که می تواند مال حرامی را استفاده کند و یا با نامحرمی رابطه نامشروع برقرار کند اما این کار را نکند خداوند متعال بهتر از آن را نصیبش می کند. اما اگر آن گناه را انجام دهد این موهبت را از دست می دهد.

أعلام الدين في صفات المؤمنين / 342 / الثلاثون ..... ص : 342

عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ إِنَّكَ‏ إِنْ‏ تَدَعْ‏ شَيْئاً لِلَّهِ إِلَّا آتَاكَ اللَّهُ خَيْراً مِنْهُ

۴.نجات از مشکلات و آسان شدن کارها

در حدیثی از ابوذر غفاری نقل شده که پیامبر فرمود: «من آیه ای را می دانم که اگر مردم به آن چنگ زنند، آنها را کفایت می کند و آن این آیه است: وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجًا * وَ یَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِب کسی که تقوا پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و...» (۶)

طرف می گه اگر من در ماه مبارک رمضان مغازه ام را ببندم از پس کرایه مغازه بر نمی آیم لذا خودش را شریک در گناه روزه خواری دیگران می کند به خاطر اینکه به این وعده الهی توجه ندارد

وعده الهی این است که : و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب

طرف در ماه مبارک رمضان اغذیه فروشی خود را تعطیل نمی کند ولی علت را می پرسی می گوید زندگی خرج داره و باید کرایه مغازه بدم و ...

9- راه سرازیر شدن خوبی‌ها

یکی دیگر از موهبت هایی که به واسطه ترک گناه نصیب انسان می شود سرازیر شدن خوبی ها به طرف انسان است و کسی که گناه می کند این موهبت را از دست می دهد.

وقتی گناه از زندگی انسان دور شد، معلوم است دیگر خوبی می‌آید، یک کسی به حالت اعتراض به آیت‌الله العظمی بهاءالدّینی، آن عارف بالله بیان کرد: آقا! ما هر چه نسخه می‌خواهیم، شما مدام می‌گویید گناه نکنید!

اولیا خدا همیشه همین را می‌گویند که گناه نکنید امّا معمولاً انسان می‌گردد تا سریعترین راهی که او را به پروردگار عالم می‌رساند، پیدا کند؛ یعنی بتواند به تعبیر بعضی‌ راه یک ساله را یک شبه طی کند. لذا تصوّر می‌کند اگر ورد، دعا، ذکر و مطلبی را داشته باشد، می‌تواند خیلی از مراحل تقوا، عرفان و تزکیه را بگذراند، امّا وقتی به اولیا خدا، بزرگان، متخلّقین به اخلاق الهی و عرفای عظیم‌الشّأن، مراجعه می‌کنی، نسخه‌ای که به من و شما می‌دهند، این است: گناه نکنید، لذا آن شخص اعتراض کرد که آقا! شما مدام می‌گویید ترک گناه!

ایشان در جواب او نکته‌ای را بیان فرمودند که زیباست، فرمودند: وقتی گناه نکنید، خوبی‌ها که در ترک گناه است، به شما سرازیر می‌شود.

اینکه پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مورد ترک معاصی می‌فرمایند: «خَیْرُکُمْ الْمُتَنَزِّهُونَ عَنِ الْمَعَاصِی وَ الذُّنُوبِ»؛ به همین جهت است که اگر انسان از گناه، معاص و ذنوبی بیرون رفت، دیگر خوبی‌ها برای او سرازیر می‌شود.

آنکسیکه خمس و یا نمی دهد و یا صدقه مالی

5-کسب روزی حلال

یکی از بزرگترین موهبت ها کسب روزی حلال است برخلاف روزی حرام که یکی از بزرگترین گناهان حرام خواری است که بر اساس روایات مهمترین تاثیر آن نیز بر روی نسل انسان خواهد بود

امام باقر(ع) فرمود: خداوند برای هر انسان رزق حلالی را مشخص و حتمی کرده است که بطور کامل به او خواهد رسید، و از طرفی رزق حرامی از طریق دیگر به او عرضه می‌شود، پس اگر از آن حرام مقداری برداشت به همان اندازه از مال حلال او کم می‌شود (بحارالانوار ج103 ص11 ح49؛ سوره نساء آیه32)

حضرت علی(ع) روزی نزدیک در مسجد از استر پیاده شد و آن را به شخصی سپرد و وارد مسجد شد. آن شخص لجام استر را بیرون آورد و فرار کرد. امیرالمؤمنین(ع) در حالی که دو درهم را در دست داشت تا مزد سارق لجام را بدهد، از مسجد خارج شد. دید مرکب بدون لجام است. حضرت بر استر سوار شد و دو درهم را به غلامش داد تا برای آن مرکب لجامی بخرد. غلام به بازار آمد و همان لجام را در دست یک نفر دید. معلوم شد که دزد آن را به دو درهم به آن شخص فروخته و رفته است. غلام این مطلب را به آن حضرت گزارش داد.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود:

«إنّ الْعَبْدَ لِیُحْرِمُ نَفْسَهَ الرّزقَ الحَلالَ بِتَرکِ الصَّبْرِ وَ لاِیَزُدادُ عَلی ما قُدِّرَ لَهُ؛[16] جز این نیست که بنده به سبب صبر نکردن و شتاب زدگی رزق حلال را بر خود حرام می کند؛ در حالی که بیش از آنچه مقدّرش بوده، به دست نمی آورد».

گاهی بر اثر چشم پوشی از مال حرام، چندین برابر آن از حلال به او خواهد رسید. امام صادق(ع) می فرماید: در قوم موسی(ع) مرد فقیری بود که همسرش اصرار می کرد که به دنبال کسب و درآمدی برود تا زندگی بهتری داشته باشند. (و او به هر طرف که روی می آورد، نتیجه ای نمی گرفت)؛ تا اینکه یک روز از روی اخلاص از خداوند متعال کمک خواست. در خواب دید که از او پرسیدند: آیا دو درهم حلال می خواهی یا دو هزار درهم حرام؟ گفت: دو درهم حلال مرا کفایت می کند. گفتند: در زیر سرت دو درهم حلال قرار داده شده است. از خواب بیدار شد و آن را برداشت. با یک درهم آن یک ماهی خرید و به سوی منزل آمد. همسرش از کار او ناخرسند بودو از روی ملامت سوگند خورد که به آن دست نمی زند. مرد خود ماهی را آماده پختن کرد. ناگاه دو دانه «دُرّ» در شکم ماهی یافت. آنها را به چهل هزار درهم فروخت.[17]

چرا ترک گناه افضل اعمال در ماه مبارک رمضان است

در پاسخ به اینکه چرا ترک گناه افضل ماه مبارک رمضان است باید به خود روایات مراجعه کنیم؛

در بحارالانوار از امالى صدوق به سندى از سكونى از امام صادق عليه السلام از پدرانش عليهم السلام چنين نقل مى كند:

قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله اعمل بفرائض الله تكن اتقى الناس و ارض بقسم الله تكن اغنى الناس و كف عن محارم تكن اورع الناس و احسن مجاورة من جاورك تكن مؤ منا و احسن مصاحبة من صاحبك تكن مسلما (316)

سكونى از علماى عامة است و ثقة است و از امام صادق عليه السلام روايات زيادى نقل كرده است و چون حضرت به امامت قبول ندارد، تا يادم مى آيد هر جا روايت نقل كرده ، مى گويد، كه حضرت روايت را از پدرانش نقل فرموده از رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين روايت هم نقل مى كند:

رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: به واجبات الهى عمل كن تا از پرهيزكارترين مردم شوى و به رزق و روزى خدا راضى باش تا بى نيازترين مردم شوى و خود را از محارم الهى باز دارد تا خدا ترس ترين مردم باشى . و با هر كس كه با تو سر و كار دارد خوبى كن مؤ من خواهى بود و با هر كس با تو مصاحبت دارد، احسان كن تا مسلمان باشى .

نكته : در اين حديث ، اورع الناس يعنى خداترس ترين فرد را كسى معرفى فرموده كه محرمات الهى را ترك كند و به گرد معصيت نگردد.

در معالجه بسيارى از مرض ها، بيش از هر چيز؛ پرهيز و اجتناب از خيلى از غذاها لازم است تا آنجا كه بسيارى از امراض با پرهيز معالجه مى شود؛ بدون نياز به هيچ دوا و دارو، مسلما دارو وقتى مؤ ثر است كه با پرهيز باشد و چه بسا پرهيز نكردن در يك مورد و يا يك غذا، مثل ترشى ، خوردن در هنگام زكام و سرماخوردگى ، اثرات چند روزه دوا خوردن را از بين ببرد.

اميرالمؤ منين عليه السلام مى فرمايد: كم من اكلة منعت اكلات ؛ چه بسيار مى شود كه خوردن يك لقمه ، جلوى خوردنها را بگيرد(317). خدا رحمت كند يكى از سادات فاميل را فرمود هر وقت زكام مى شود فقط 24 ساعت هيچ غذايى نمى خورم خوب مى شوم . بدون هيچ دوا و درمانى و نظير.

همين دستور پزشكى ، درباره عبادات نيز كاربرد دارد. چه بسا بعضى از عبادات در اثر معصيت و گناه از نامه عمل انسان پاك و محو شود. و ثواب داده نشود! در صفحات قبل گذشت كه گفتن هر يك از تسبيحات اربعه ، سبب سبز شدن درختى براى گوينده در بهشت مى شود ولى فرمود: اياك و ان ترسله نارا فتحرقه ؛ مواظب باش آتشى نفرستى كه آن درخت را بسوزاند. البته اين معنا را عرض كنم كه عكس اين جريان نيز ممكن است ؛ يعنى چه بسا كار خير و عبادت موجب شود كه كيفر و عذاب گناه و معصيت برداشته شود (ان الحسنات يذهبن السيئات ) (318).

و به همين جهت كه بيان شد كه : اجتناب از گناه و نافرمانى خدا، افضل اعمال در ماه رمضان است در روايات آمده است كه ثواب و پاداش ترك معصيت ، بيشتر است از انجام دادن عبادت .

در بحارالانوار از كافى به سندى از امام باقر عليه السلام چنين نقل مى كند كه :

الصبر صبران : صبر على البلاء حسن جميل و افضل الصبرين الورع عن محارم الله (319).

امام باقر عليه السلام فرمود: صبر بر دو قسم است : يكى صبر و بر بلا و مصيبت كه خيلى خوب و نيكو است و ديگرى ، صبر بر محارم خداوند است . افضل تر از هر دو صبر، همين اجتناب از محرمات الهى است در روايت ديگر، اين موضوع را واضح تر بيان مى كند؛ در بحارالانوار از كافى به سندى از اميرالمؤ منين عليه السلام آمده است كه :

على عليه السلام قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله الصبر ثلاثة المصيبة و صبر على الطاعة و صبر عن المعصية فمن صبر على المصيبة حيت يردها بحسن عزائها كتب الله له ثلاثمائة درجة ما بين الدرجة الى الدرجة كما بين السماء الى الارض و من صبر على الطاعة كتب الله له ستمائة درجة ما بين الدرجة الى الدرجة كما بين تخوم الارض الى العرش و من صبر عن المعصية كتب الله له تسعمائة درجة ما بين الدرجة الى الدرجة كما بين تخوم الارض الى منتهى العرش (320).

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: صبر بر سه قسم است 1 - صبر بر مصيبت ؛ 2 - صبر بر ترك معصيت پس هر كس در مصيبت صبر كند و خويشتندارى نمايد و حرفى و كارى بر خلاف رضاى خدا نكند، خداوند سيصد درجه مقام او را بالا خواهد برد، كه مابين هر درجه تا درجه ديگر همانند فاصله آسمان به زمين است و هر كس بر انجام طاعت و عبادت صبر كند(نماز بخواند، روزه بگيرد، حج برود) خداوند مقام او را ششصد درجه بالا خواهد برد، كه ما بين هر درجه تا درجه ديگر همانند، فاصله زير زمين تا عرش برين است . و هر كس بر ترك معصيت صبر كند(بتواند حرامى انجام دهد، ولى براى خدا ترك كند) خداوند نهصد درجه مقام او را بالا خواهد برد كه ما بين هر درجه تا درجه ، ديگر، همانند زير زمين تا انتهاى عرش است .

مفضّل بن عمرو می‌گوید: در خدمت امام صادق (علیه‌السّلام) سخن از اعمال به میان آمد، عرض کردم من در مقام عمل بسیار ضعیف و سستم. حضرت فرمود: آرام باش و از خدا آمرزش بخواه. یعنی این‌ اندازه ناامید مباش. سپس فرمود: «انَّ قَلیل الْعملِ مَعَ التّقوی خیرٌ منْ کَثیر الْعمل بلا تقْوی؛[۹] بی‌گمان عمل‌اندکی که همراه با تقوا باشد بهتر است از عمل فراوانی که خالی از تقوا باشد.»

مفضّل می‌گوید عرض کردم: چگونه ممکن است کسی دارای این همه عمل خوب باشد ولی تقوا نداشته باشد؟ فرمود: آری می‌شود، همانند افرادی که اطعام می‌کنند و با همسایگان مهربانند و درِ خانه آنها به روی مردم باز است، اما در اولین برخورد با گناه عنان از دست می‌دهند و به نافرمانی و عصیان می‌پردازند. ولی کسانی هم هستند که توفیق انجام این گونه خدمات و نیکوکاری را ندارند، اما در برخورد با گناه خویشتن دارند و خود را از آلودگی حفظ می‌کنند.[4]


[1] - کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۶۸، کتاب فضل العلم، باب اختلاف الحدیث.

حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل‌الشیعه، ج۱۸، ص۱۱۴، حدیث۹.

[2] - محمودی، محمدباقر، نهج‌السعادة فی مستدرک نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۲۵.

[3] - نراقی، محمدمهدی، جامع السعادات، ج۳، ص۴۹.

[4] - کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۲، ص۷۶، باب الطاعة و التقوی، حدیث۷.

قسمت سوم - آداب مهمانی و میزبانی در مهمانی خدا

[1] -بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان‏، ج‏۹۳، ص ۲۵۸، باب ۳۰ فضل الصیام .

[1] -وسائل الشیعه، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، ج‏۱۰، ص۴۰۹، ۳ باب استحباب الصوم فی الحر و احتمال الظمإ فیه .

[1] -مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل‏، نورى، حسین بن محمد تقى‏، محقق / مصحح: مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏، ج‏۷، ص۵۰۴، ۲ باب استحباب الصوم فی الحر و احتمال الظمإ فیه .

[1] -إرشاد القلوب إلى الصواب، دیلمى، حسن بن محمد، ج‏۱، ۱۹۹، الباب الرابع و الخمسون فیما سأل رسول الله ص ربه لیله المعراج .

[1] -سوره بقره، آیه ۱۳۸

[1] -بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان‏، ج‏۹۳، ص۳۶۸، باب ۴۶ وجوب صوم شهر رمضان و فضله .

[1] -نهج البلاغه، شریف الرضى، محمد بن حسین‏، محقق / مصحح: للصبحی صالح، هجرت ص۵۱۲، خطبه [۲۴۹] ۲۵۲

[1] -الدر المنثور فى تفسیر المأثور، سیوطى جلال الدین، ج‏۱، ص۱۸۱، قوله تعالى و أن تصوموا خیر لکم إن کنتم تعلمون .

[1] -تفسیر تسنیم ، عبدالله جوادی آملی، ج ۹، ص ۲۹۸.

[1] - بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان ج‏۹۳، ۳۷۱، باب ۴۶ وجوب صوم شهر رمضان و فضله

[1] - https://www.namaz.ir/favayed-roze-gereftan/

فواید روزه داری فواید معنوی و جسمی روزه گرفتن ستاد اقامه نماز

قسمت دوم آداب مهمانی و میزبانی در مهمانی خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

در جلسه قبل خدمت شما عرض شد که ماه مبارک رمضان ماه مهمانی خدا و ضیافت الله است. و گفتیم که هر مهمانی آداب و ظایفی را بر عهده مهمان و میزبان قرار می دهد چه در مهمانی های متداولی که میان ما وجود دارد و چه در مهمانی الهی که میزبان خداوند متعال و مهمان بندگان خاص الهی هستند.

قرار بر این شد تا پیش از پرداختن به آداب و وظایف مهمانی در ضیافت الله به عنوان مقدمه به برخی وظایف میزبان و مهمان در مهمانی های متداول خودمان بپردازیم.

همانگونه که گفته شده به دلیل جایگاه و اهمیت مهمانی در اسلام ابعاد مختلف این موضوع از سوی معصومین علیهم السلام مطرح گردیده و هم اکنون در گنجینه روایات ما وجود دارد.

در جلسه گذشته به برخی از وظایف میزبان اشاره کردیم و در این جلسه قصد داریم برخی از وظایف مهمان را در مهمانی ها مطرح کنیم تا این تصور غلط از ذهن برخی برداشته شود که وظیفه مهمان در مهمانی ها تنها خوردن و خسارت زدن به میزبان هست.

بنده در این جلسه به 10 وظیفه از وظایف مهمان اشاره می کنم

1- پرهیز از به ‌سختی ‌انداختن میزبان

یکی از مصیبت های جامعه امروزی ما که باعث شده مهمانی ها به شدت کاهش پیدا کند و متدینین ما برکات دنیوی و اخروی مهمانی دادن محروم بمانند سخت کردن مهمانی ها هست.

اینکه خیلی ها برای خود چنین تکلیف کرده اند که حتما بر سر سفره چند مدل غذا و دسر وجود داشته باشد از چند خورشت گرفته تا سبزی، سالاد و ژله و برای این کار هم یا هزینه می کنند و از بیرون غذا تهیه می کنند و یا اینکه خانم خانه را به شدت به زحمت می اندازند.

همه این رسم و رسومات غلط که برخی از آنها نیز از روز چشم و هم چشمی هست باعث تجملاتی شدن مهمانی ها شده و مهمانی را از آن سادگی و صفا و صمیمیت خارج می کند و همین سخت کردن مهمانی باعث می شود تا به مرور خانواده ها زیر بار مهمانی نروند.

اما در مکتب اسلام ما چنین دستوری برای برگزاری مهمانی نداریم بلکه از وظایف مهمان این است که میزبان خود را برای مهمانی به سختی نیندازد.

مردی امیرمؤمنان(علیه السلام) را دعوت کرد. حضرت به او فرمود: «پذیرفتم، به شرط آنکه سه قول به من بدهی ... از بیرون چیزی برای ما تهیه نکنی؛ آنچه را در خانه هست، از من دریغ نورزی و خانواده را به زحمت نیندازی». مرد قبول کرد و حضرت دعوتش را قبول نمود.[1]

یک بنده خدایی تعریف می کرد من از شهرستان به قم آمده بودم با یکی از دوستان طلبه مواجه شدم. ایشان بنده را برای ناهار به خانه خود دعوت کرد. بنده عرض کردم که زحمت می شود. ایشان در پاسخ گفته بودند هزینه حضور شما در خانه ما یک استکان آب جوش است. چون ناهار آبگوشت داریم و اگر شما تشریف بیاورید تنها کاریکه می کنیم یک استکان آب جوش به آن اضافه می کنیم و غذا را با همی می خوریم.

2- پذیرش دعوت مهمانی

دومین وظیفه افراد در مهمانی این است که دعوت میزبان را برای مهمانی بپذیرند. گاهی اوقات انسان احساس می کند برخی روحیات خاصی دارند که رفتارهای عجیبی از آنها سر می زند. هر چه قدر هم که فکر می کنی نمی توانی علت خاصی برای آن پیدا کنید. یکی از آنها عدم پذیرش دعوت مهمانی از سوی برخی افراد هست.

بنده شخصا با چنین افرادی مواجه بودم که هرچه اصرار می کنید برای حضور در منزل با وجود اینکه همه شرایط فراهم است و طرف مقابل هم کاری ندارد بلکه نیاز به استراحت هم دارد اما با این حال دعوت میزبان را قبول نمی کند.

بنده سراغ دارم کسانیکه تعریف می کردند و می گفتند ما به خانه فلان فامیل می رویم و بارهای در شهرستان به خانه ایشان رفته ایم اما ایشان وقتی به شهر ما می آید به خانه ما نمی آید. این رفتارها کجا و دستور پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) کجا که فرموده است: «أجیبُوا الدّاعِیَ إذا دُعیتُم، اِیتُوا الدَّعوَةَ إذا دُعیتُم؛[2] هر گاه کسی شما را دعوت کرد، دعوتش را بپذیرید».

خوب اگر همین رفتار ادامه پیدا کند دیگر زمینه مهمانی ها برچیده می شود و حتی صله ارحام نیز قطع می شود. چون مردم به مهمانی های شما آمده اند اما شما دعوت آنها را اجابت نمی کنید.

از یکی از روستاها برای بنده نقل می کردند که آقایی بود که به هر مجلس ختمی دعوت می شد در آن مجلس ختم شرکت نمی کرد در عوض یک لنگه کفش خودش داخل خانه صاحب عزا می انداخت و فردا فرزندش را می فرستاد خانه آنها و می گفت پدرم دیروز اینجا بود و کفش خودش را جا گذاشته بی زحمت آن لنگه کفش را بدهید. این فرد به خیال خودش کاری می کرد که دیگران فکر کنن ایشون در مجلس بوده اما صاحب خانه متوجه نشده اما به مرور زمان همه از شیوه ایشان مطلع شده بودند.

زمان گذشت تا اینکه پدر این بنده خدا فوت کرد ایشون هم طبق رسم معمول چند دیگ غذا فراهم کرد و همه اهل روستا را به خانه خود دعوت کرد اما دریغ از حضور یک نفر در این مهمانی یادبود. هیچ کس از اهل روستا در این مراسم شرکت نکردند. صبح روز بعد که این بنده خدا آمد در حیاط خانه را باز کند با کمال ناباوری چیز عجیبی دید. دید که حیاط خانه پر از لنگ کفش هست یعنی همه روستا به رسم خود این بنده خدا لنگه کفش های خود را به خانه این بنده خدا انداخته بودن که بگویند ما بودیم و شما ما را ندیدی. جالب اینکه این اتفاق درس عبرتی برای این آقا شد و از آن به بعد هر مهمانی و مجلسی بود نفر اول بود که در آن مهمانی شرکت می کرد.

3- گرفتن اجازه

همه ما با این رسم اسلامی آشنا هستیم که افراد به هنگام ورود به منزل دیگران ذکر شریف «یا الله» را با صدای بلند می گویند اما بسیاری از ما ها از ریشه قرآنی این عمل پسندیده بی اطلاع هستیم.

این سنت حسنه در واقع یکی دیگر از آداب مهمانی و از وظایف مهمان این است که برای وارد شدن به خانه اذن بگیرد و سلام کند.

خداوند در قرآن دستور داده است برای ورود به خانه کسی، باید از او اجازه گرفته شود و فرموده:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلى‏ أَهْلِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (27)

فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فيها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَ إِنْ قيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكى‏ لَكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَليمٌ (28)

27- اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد در خانه‏هايى غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد، اين براى شما بهتر است، شايد متذكر شويد.

28- و اگر كسى در آن نيافتيد داخل آن نشويد تا به شما اجازه داده شود، و اگر گفته شود بازگرديد، بازگرديد، كه براى شما پاكيزه‏تر است و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است.

در تفسیر نمونه در توضیح این آیات آورده است: در این آیات نخست مى‏گويد:" اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد در خانه‏هايى كه غير از خانه شما است داخل نشويد تا اينكه اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد" (و به اين ترتيب تصميم ورود خود را قبلا به اطلاع آنها برسانيد و موافقت آنها را جلب نمائيد)

جالب اينكه در اينجا جمله" تستانسوا" به كار رفته است نه" تستاذنوا" زيرا جمله دوم فقط اجازه گرفتن را بيان مى‏كند، در حالى كه جمله اول كه از ماده" انس" گرفته شده اجازه‏اى توام با محبت و لطف و آشنايى و صداقت را مى‏رساند، و نشان مى‏دهد كه حتى اجازه گرفتن بايد كاملا مؤدبانه و دوستانه و خالى از هر گونه خشونت باشد.

بنا بر اين هر گاه اين جمله را بشكافيم بسيارى از آداب مربوط به اين بحث در آن خلاصه شده است، مفهومش اين است فرياد نكشيد، در را محكم نكوبيد با عبارات خشك و زننده اجازه نگيريد، و به هنگامى كه اجازه داده شد بدون سلام وارد نشويد، سلامى كه نشانه صلح و صفا و پيام آور محبت و دوستى است.

قابل توجه اينكه اين حكم را كه جنبه انسانى و عاطفى آن روشن است با دو جمله

" ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ و" لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ" همراه مى‏كند كه خود دليلى بر آن است كه اينگونه احكام ريشه در اعماق عواطف و عقل و شعور انسانى دارد كه اگر انسان كمى در آن بينديشد متذكر خواهد شد كه خير و صلاح او در آن است.

در آيه بعد با جمله ديگرى اين دستور تكميل مى‏شود:" اگر كسى در آن خانه نيافتيد وارد آن نشويد تا به شما اجازه داده شود" (فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ).

ممكن است منظور از اين تعبير آن باشد كه گاه در آن خانه كسانى هستند ولى كسى كه به شما اذن دهد و صاحب اختيار و صاحب البيت باشد حضور ندارد شما در اينصورت حق ورود نخواهيد داشت.

و يا اينكه اصلا كسى در خانه نيست، اما ممكن است صاحب خانه در منزل همسايگان و يا نزديك آن محل باشد و به هنگامى كه صداى در زدن و يا صداى شما را بشنود بيايد و اذن ورود دهد در اين موقع حق ورود داريد، به هر حال آنچه مطرح است اين است كه بدون اذن داخل نشويد.[3]

البته این نکته را هم باید بدانیم که خود دعوت به مهمانی به نوعی اذن برای ورود به منزل است

پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) نیز فرموده است: «هر گاه یکی از شما به غذایی دعوت شد و با فرستاده آمد، این خود برای او اجازه است».[4] اما با این حال بهتر است به هنگام ورود به خانه نیز افراد طبق همان رسم دیرینه با ذکر شریف «یا الله» وارد خانه شده و سلام دهند.

4- انتخاب محل نشستن با پیشنهاد میزبان

چهارمین وظیفه مهمان این است که محل نشستن خود را به پیشنهاد میزبان انتخاب نماید. بالاخره هر خانه ای شرایط خاص خود را دارد. ممکن است محلی که ما به سلیقه خود انتخاب می کنیم محل رفت و آمد میزبان جهت پذیرایی باشد و ما با این محل، کار صاحب خانه را سخت می کنیم و یا ممکن است محلی که ما انتخاب می کنیم مشرف به محل حضور زن و بچه صاحب خانه باشد و باعث از بین رفتن آرامش خانواده میزبان شود. از همین رو بهتر است که محل نشستن به سلیقه میزبان باشد.

امام باقرعلیه السلام در این‌ باره فرموده است: «هر گاه یکی از شما به خانه برادرش وارد شد، هر جایی که صاحب‌خانه می‌گوید، باید بنشیند؛ زیرا صاحب‌خانه نسبت به مهمان، به موقعیت خانه‌اش آشناتر است».[5]

5- رعایت مدت مهمانی

بعضی از آداب مهمانی آنقدر از سوی مهمان ها مورد بی توجهی قرار می گرفته که مردم برای آن ضرب المثل ساخته اند.

مهمان روز اول طلاست، دومین روز نقره، سومین روز مس.

مهمان خوب است ولی هرچیزی حدّ و اندازه‌­ای دارد. هرکسی حدّ و اندازه خودش را نداند، یا حدّ و اندازه خودش را نگه ندارد، آرام آرام ارزش معنویش را از دست میدهد.

گرچه مهمان عزیز است به مانند نفس خفه سازد اگر آید و بیرون نرود.

مثل افغانی: مهمان، روز اول گل انار، روز دوم گل خار، روز سوم، پایش را بگیر، بزن به دیوار.

مثل باسک: ماهی و مهمان، روز سوم فاسد می­‌شوند.

مثل فارسی: مهمان تا سه روز عزیز است.

من اینجا دیر ماندم، خوار گشتم

چو آب انـدر شَمَر، بسیار مانـد

عزیز از ماندنِ دائم، شود خوار

شود طعمش بـد از آرام بسیار «دقیقی»

پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «مهمانی سه روز است و بیشتر از آن صدقه است. مهمان نباید آن‌قدر نزد کسی بماند که او را به گناه و سختی بیندازد». گفته شد: «چگونه او را به گناه می‌اندازد؟». فرمود: «تا جایی که چیزی برایش نماند که برای او خرج کند».[6]

نقل می کنند یه بنده خدایی به مهمانی رفت و قصد ترک مهمانی نداشت . بعد از چند روز صاحب خانه و همسرش به فکر فرو رفتن که به گونه ای به او بفهمانند که مهمانی دیگر بس است. گفتند یک دعوای زرگری راه می اندازیم و بعد من به بهانه حل اختلاف به گونه ای قسمش می دهم که بفهمد باید زودتر خانه را ترک کند.

شب شد و طبق نقشه قبلی زن و شوهر دعوای سوری خود را جلوی مهمان آغاز کردند و در میانه دعوا زن صاحب خانه گفت به این برکت که می خواهی بخوری و به خانه خودت بروی من درست می گویم یا همسرم. در این وقت مهمان با وقاحت تمام گفت به همین گونی آرد گندم که در خانه شما هست و تا تمام نشود از این خانه نمی روم هم شما درست می گویی و هم همسرت.

6- خوب ‌خوردن

یکی دیگر از آداب مهمان این است که وقتی سر سفره مهمانی می نشیند از غذای مهمان خوب بخورد.

امام صادق(علیهالسلام) در این ‌باره به یکی از یارانش که با ایشان غذا می‌خورد، فرمود: «محبت شخصی به برادرش از خوب‌ خوردنش از غذای او دانسته می‌شود. من خوش دارم که شخصی از غذای من بخورد و خوب بخورد؛ او با این کار، مرا خوشحال می‌کند».[7]

عیسی بن ابی‌منصور نیز می‌گوید: نزد امام صادق(علیه السلام) غذا تناول کردم. ایشان کباب را جلوی من ‌گذاشت و فرمود: «ای عیسی! می‌گویند که محبت شخص را از خوردن او از غذای برادرش بشناس».[8]

یکی از جهات این توصیه این است که میزبان وقتی زحمت می کشد و غذایی را تهیه می کند دوست دارد رضایت مهمان را از خوشمزگی و لذت بخش بودن غذایی که تهیه کرده را ببیند و این با خوب خوردن غذا توسط مهمان خودش را نشان می دهد.

7- دعا برای میزبان

بهترین پاداش برای میزبان این است که بعد از خوردن غذا در مهمانی برای میزبان دعا کنند.

جابر بن عبدالله نقل نموده است که ابوهَیثَم بن تَیِّهان، غذایی آماده ساخت و پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) و یارانش را دعوت کرد. چون از خوردن فارغ شدند، پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) فرمود: «برادرتان را پاداش دهید». پرسیدند: پاداش‌ دادن او چگونه است؟ آن حضرت فرمود: «هر گاه به خانه کسی رفتند و غذایش را خوردند و نوشیدنی‌اش را نوشیدند و برایش دعا کردند؛ این خود، پاداش‌ دادن اوست».[9]

خدا را شکر این سنت حسنه در بین متدینین هنوز وجود دارد که بعد از اتمام غذا یک روحانی و یا یک بزرگی دعا می کنند و بقیه آمین می گویند.

البته در این موضوع هم حکایت های جالبی نیز نقل می کنند. مثلا می گویند در منطقه ای آقایی بود که از دیگران سوادش بیشتر بود و معمولا در مهمانی ها او را دعوت می کردند تا بعد از تناول غذا دعا کند و مردم آمین بگویند. از ویژگی این آقا این بود که اگر صاحب خانه غذای مفصلی می گذاشت این بنده خدا هم در دعا کردن برای صاحب خانه سنگ تمام می گذاشت از دعای برای اولاد و فرزندان گرفته تا رفع گرفتاری ها و شفای بیماران صاحب خانه و دعا برای زیارت عتبات و خانه خدا و ... اما اگر فردی در مهمانی غذای ساده ای می گذاشت این بنده خدا بعد از غذا فقط می گفت: «اللهم زِد و لاتَنقُص» و اینگونه به نوعی نارضایتی خود از ساده بودن غذا به صاحب خانه می فهماند.

8- پرهیز از بردن همراه

از دیگر وظایف مهمان که متاسفانه برخی به آن توجه ندارند این است که اگر کسی به مهمانی دعوت شد حق ندارد با خود کسی را همراه کند. ممکن است میزبان با توجه به آمار مهمان ها غذا تهیه کرده باشد و افزایش تعداد مهمان ها باعث شود غذا کم بیاید و شرمندگی صاحب خانه را به دنبال داشته باشد.

رسول‌خدا(صل الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «هر گاه یکی از شما به غذایی دعوت شد، فرزندش را به دنبال خود راه نیندازد؛ اگر چنین کند، مرتکب حرام شده و با نافرمانی وارد [مهمانی] شده است».[10]

این ادب را خواهش می کنم بیشتر رعایت کنید. مخصوصا اینکه مال حرام در زندگی فرزندان اثر وضعی دارد. البته این کار اشکال دارد مگر اینکه بداند میزبان راضی است که کس دیگری را همراه خود ببرد ، دراین صورت همراه بردن بچه و دیگران اشکالی ندارد .

9- پرهیز از پرس‌وجو درباره غذا

پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «هر گاه بر برادر مسلمانت وارد شدی و غذایی به تو داد، بخور و از [حلال] بودن آن مپرس و هر گاه نوشیدنی به تو داد، آن را بنوش و درباره آن پرس‌وجو مکن».[11]

10- پرهیز از دستور دادن

آخرین موردی که در باره وظایف میزبان عرض می کنم این است که مهمان نباید به صاحب خانه دستور دهد که فلان کار را بکن و یا فلان چیز را بیاور و ... چون مدیریت مهمانی در اختیار میزبان هست و مهمان نباید در این امر دخالت کند .

پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) در این مورد خطاب به امیرمؤمنان علی(علیهالسلام) فرمود: «هشت گروه اگر اهانت شوند، جز خود را سرزنش نکنند... مهمانی که به صاحب‌خانه دستور دهد... ».[12]


[1] - محمد بن علی صدوق؛ الخصال؛ ص 189.

[2] - مسلم بن حجاج نیشابوری؛ صحیح مسلم؛ ج 2، ص 1053.

[3] - تفسير نمونه، ج‏14، ص: 428

[4] - متقی هندی؛ کنز العمال؛ ج 9، ص 255.

[5] - عبدالله بن جعفر حمیری؛ قرب الاسناد؛ ص 69.

[6] - محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 6، ص 283.

[7] - همان، ص 278.

[8] - محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 6، ص 279.

[9] - متقی هندی؛ کنز العمال؛ ج 9، ص 259.

[10] - احمد بن محمد برقی؛ المحاسن؛ ج 2، ص 181.

[11] - متقی هندی؛ کنز العمال؛ ج 9، ص 259.

[12] - محمد بن علی صدوق؛ کتابُ من لایحضره الفقیه؛ ج 4، ص 355.

قسمت اول - آداب مهمان و میزبان در مهمانی خدا

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

ماه مبارک رمضان، به نام ماه مهمانی خدا شناخته می شود. این نام از حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است که درباره ماه رمضان می فرمایند: وَ هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَةِ اللَّهِ ؛ و آن ماهی است که در آن به میهمانی خدا دعوت شده اید.[1]

البته جنس این مهمانی با همه مهمانی ها متفاوت است در مهمانی های معمولی پذیرایی از جنس خوراکی های لذیذ و متنوع است اما در این مهمانی باید از خوردن پرهیز کرد.

به همین دلیل برخی به شوخی این سوال را مطرح می کنند که این چه مهمانی است؟! در مهمانی که به آدم گرسنگی و تشنگی نمی دهند!

برای جواب به این سوال اول یک اشتباه فراگیر در زبان محاوره را گوشزد می کنیم و بعد همان را پایه جواب سوال قرار می دهیم. من نمی دانم از کی رایج شد که کلمه دل را به جای شکم به کار ببرند. مثلا یکی شکمش درد می‌گیرد می‌گوید دلم درد می کند. شکم یکی از اعضای بدن است و دل با روح انسان ارتباط دارد. شکم جای خورد و خوراک است و دل کانون عواطف انسان است که مثلا میگویی دلم سوخت یا دلم شاد شد، یا کسی را دوست می داری می گویی در دلم جا کرده و ...

و اتفاقا این دو دقیقا در نقطه مقابل همند. یعنی انسان هر چه به یکی توجه می کند از دیگری باز می ماند:

تا كه اصطبل شكم‏ معمور است‏ * كاخ دل را نتوان كرد آباد[1]

از همین جا به سراغ جواب آن سوال برویم.

ریشه سوالی که در ابتدا مطرح شد این حدیث از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است که درباره ماه رمضان می فرمایند: وَ هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَةِ اللَّهِ ؛ و آن ماهی است که در آن به میهمانی خدا دعوت شده اید.[2]

در این مهمانی قرار است کدام مهمان شود دل ما یا شکم ما؟ و اگر اصل دل ماست که همینگونه هم هست و قطعا دل ماست که باید رو سوی ملکوت کند و با خدا آشتی کند و میهمان او شود پس نتیجه همین می شود که برای اینکه بتوانی به این مهمانی که به آن دعوت شده‌ای بروی باید مقداری دست از شکمت برداری و اندکی از مشغولیت های همیشگیت کم کنی.

اینطوری زمینه اولیه برای بار یافتن به خانه دوست پیدا می شود و البته بسته به آنچه که انجام می دهی و به همان اندازه که روزه ات کامل تر باشد میهمان محترم تری می‌شوی و اکرامت بر صاحب خانه واجب تر می شود. دیگر صاحب خانه چطور از تو پذیرائی می کند خودش می داند. همینقدر که می بینی حال معنویت بهتر شده و خدا را نزدیکتر حس میکنی بدان که مهمانت کرده است طعام هم دارد البته از آن نوعی که شایسته شأن دل توست نه شکمت.

اين دهان بستي دهاني باز شد

تا خورنده‌ی لقمه هاي راز شد

لب فرو بند از طعام و از شراب

سوی خوان آسمانی كن شتاب

گر تو اين انبان ز نان خالي كنی

پر ز گوهرهای اجلالي كنی

طفل جان از شير شيطان باز كن

بعد از آنش با ملك انباز كن

چند خوردي چرب و شيرين از طعام

امتحان كن چند روزي در صيام

(مولوی)

البته ما انسان ها نیز بین خودمان نیز مهمانی داریم که بنده تصمیم دارم پیش از ورود به بحث مهمانی خدا که میزبان خداوند متعال و مهمان بندگان خاص خداوند متعال هستند مقداری راجع به مهمانی ها میان خودمان صحبت کنم.

یکی از زیباترین خاطرات غالب ما مسلمانان مهمانی هایی که از باب صله رحم و رفت و آمد بین فامیل صورت می گیرد از مهمانی رفتن به خانه پدربزرگ و مادر بزرگ گرفته تا مهمانی های فامیلی و دیدن دوست و آشنا.

هرچند مهمانی های امروزی بسیار محدود شده اما در دورانی نه چندان دور افراد خود را ملزم می دانستند هرچند وقت یک بار به خانه همسایه ها نیز سری می زدند و جویای احوال یکدیگر می شدند.

همین رفت و آمدها هم اکنون خاطرات خوشی را برای افراد رقم زده که گاه و بی گاه در میان سخنان خود از خاطرات مربوط به همین مهمانی ها تعریف می کنند.

این فرهنگ مبارک مورد تاکید اسلام نیز قرار گرفته

رسول ‌خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مهمان‌ دوستی و مهمان‌ نوازی را از تفضلات خداوند به بندگان خاصش دانسته، فرمودند کسی جز مؤمن پرهیزگار پذیرایی از میهمان را دوست ندارد و از او پذیرایی نمی‌کند.[2]

نقل است روزی رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بر مردی گذر کرد که صاحب گاو و شتر بود و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را میهمان نکرد؛ اما بر زنی عبور کرد که تنها چند بره داشت، او یکی از بره‌ها را برای رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) سر برید. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به اصحاب فرمودند به این دو نفر بنگرید به راستی که این قبیل خصلت‌ ها دست خداست هر کس را که بخواهد خوی نیک دهد می‌دهد.[3]

پیامبرخدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از میهمان، بعنوان راهنمای راه بهشت یاد کرده،[4] او (میهمان) را هدیه ارزشمند الهی معرفی کرده‌اند، ایشان فرمودند: «هرگاه خداوند اراده خیری به قومی‌ بکند به سویش هدیه می‌فرستد» گفتند: «آن هدیه چیست؟» فرمود: «میهمان؛ میهمانی که روزی را نازل می‌کند و گناه اهل خانه را می‌برد»[5] هم از ایشان (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) روایت شده که فرمودند: «مادامی‌ که امتم دوستی خود را بر یکدیگر آشکار کنند و امانت را ادا کنند و از حرام خدا پرهیز کرده و از میهمان پذیرایی کنند و نماز را به پا دارند و زکات دهند خیر و ‌برکت از ایشان گرفته نمی‌شود و اگر جز این باشد به قحطی و خشک سالی مبتلا می‌شوند.»[6]

ایشان پذیرایی از میهمان را از کفارات گناه مؤمن برشمرده؛[7] بر آن تاکید می‌ورزیدند. نقل است که مردی به رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) عرض کرد: «پدر و مادرم فدایت برنامه‌ زندگی‌ام این است که وضو را به طور کامل انجام می‌دهم، نماز می‌خوانم، زکات مالم را هم به موقع می‌پردازم و از میهمان با آغوش باز و به خاطر خدا پذیرایی می‌کنم.» حضرت فرمود: «آفرین آفرین آفرین بر تو باد جهنم راهی به سوی تو ندارد اگر چنین باشی خداوند تو را از هرگونه بخل پاک ساخته است.»[8]

از جمله دلایلی که بعضی از مردم را از پذیرفتن میهمان باز داشته و فرارشان را از پذیرش مهمان باعث شده، ترس از مخارج مهمانی است؛ اما رسول‌ خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مهمان را موجب خیر و برکت معرفی کردند و ‌فرمودند: «خانه‌ای که در آن اطعام می‌شود خیر و برکت سریعتر از فرو رفتن تیغ در کوهان شتر، به آن می‌رسد.»[9]

آداب مهمانی و میزبانی

و ما در کلام معصومین علیهم السلام روایات متعددی راجع به آداب مهمانی داریم. در مهمانی ها هم مهمان و هم میزبان وظایفی را بر اساس آموزه های اسلامی باید رعایت کنند.

بنده در این جلسه به برخی از وظایف میزبان اشاره می کنم تا بیشتر با فرهنگ مهمانداری از منظر اسلامی آشنا شویم

1. وظایف میزبان

الف. داشتن اخلاص و پرهیز از شهرت طلبی

پذیرایی از مهمان در صورتی برای میزبان آثار و برکات را به همراه دارد که برای رضای خدا و دور از هر گونه ریا انجام شود؛ چنان‌که رسول‌خدا(صل الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «أَضِفْ بِطَعَامِکَ‏ وَ شَرَابِکَ‏ مَنْ‏ تُحِبُّهُ‏ فِی اللَّهِ تَعَالَی[10]؛ برای غذا دادن، کسی را به سفره خویش دعوت کن که برای خدا او را دوست داری».

از پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) نقل شده است: «هر کس اطعامی کند که در آن شهرت‌طلبی باشد، خداوند در روز قیامت در شکم او آتش قرار می‌دهد تا آنگاه که از حساب خلایق فارغ شود».[11]

الفرزدق الشاعر، پدرش غالب از بزرگان و سرشناسان قوم خود بود و به عنوان رئیس بادیه‌نشینان قبیله‌ی تمیم شناخته می‌شد. او دارای فضایل و محامد مشهوری بود. از جمله این که در زمان قحطی اهل کوفه، بیشتر مردم به بیابان‌ها کوچ کردند. در این زمان، غالب رئیس قوم خود بود و سحیم بن وثیل نیز رئیس قوم خود. آن‌ها در مکانی به نام «صوأر» در حاشیه‌ی سماوه از سرزمین‌های قبیله‌ی کلب، در فاصله‌ی یک روز راه از کوفه، گرد هم آمدند. غالب برای خانواده‌اش شتری ذبح کرد و از آن غذایی تهیه کرد و برای قوم خود از بنی تمیم ظروفی از آبگوشت فرستاد و برای سحیم نیز ظرفی فرستاد. اما سحیم ظرف را برگرداند و به فردی که آن را آورده بود ضربه‌ای زد و گفت: «من به غذای غالب نیاز ندارم. اگر او شتری ذبح کند، من نیز شتری ذبح خواهم کرد.» این باعث ایجاد رقابت و نزاع بین آن‌ها شد. سحیم برای خانواده‌اش شتری ذبح کرد. روز بعد، غالب دو شتر ذبح کرد و سحیم نیز دو شتر ذبح کرد. در روز سوم، غالب سه شتر ذبح کرد و سحیم نیز سه شتر ذبح کرد. اما در روز چهارم، غالب صد شتر ذبح کرد و سحیم نتوانست این تعداد شتر ذبح کند و چیزی ذبح نکرد و این موضوع را در دل خود نگه داشت. وقتی قحطی به پایان رسید و مردم به کوفه بازگشتند، بنی ریاح به سحیم گفتند: «تو باعث شدی که ما در طول عمرمان ننگ ببینیم. چرا مانند غالب شتر ذبح نکردی؟ ما به تو به ازای هر شتر دو شتر می‌دادیم.» سحیم عذر آورد که شترهایش غایب بودند و سپس سیصد شتر ذبح کرد و به مردم گفت: «شما آزادید که از این گوشت بخورید.» این اتفاق در زمان خلافت امیرالمؤمنین علی (ع) رخ داد. مردم از ایشان درباره‌ی خوردن این گوشت‌ها سؤال کردند و ایشان حکم به حرمت خوردن آن‌ها دادند و فرمودند: «این‌ها برای خوردن ذبح نشده‌اند، بلکه تنها برای فخر فروشی و مباهات ذبح شده‌اند.» سپس گوشت‌ها را در زباله‌دان کوفه ریختند و سگ‌ها، عقاب‌ها و کرکس‌ها آن‌ها را خوردند.[12]

ص. پرهیز از دعوت غیرواقعی

در سیره عملی امام صادق(علیه السلام) وارد شده است که آن حضرت در مجلسی نشسته بود. یکی از دوستداران نزد ایشان آمد، سلام کرد و نشست؛ در حالی ‌که اسماعیل فرزند امام نیز همراه ایشان بود. وقتی امام(علیه السلام) از مجلس بلند شد و رفت، آن مرد نیز با ایشان همراه شد. امام(علیه السلام) که به خانه‌اش رسید، از مرد جدا شد و به خانه رفت. فرزندش اسماعیل به امام(علیه السلام) گفت: «پدر جان! چرا او را به خانه دعوت نکردید؟». امام(علیه السلام) فرمود: «به خانه ‌آوردن او در شأن من نبود». اسماعیل گفت: «او هم که نمی‌آمد [پس بد نبود که به ظاهر، تعارفی می‌کردید]». امام(علیه السلام) فرمود: «پسرم، خوش ندارم که خداوند مرا اهل تعارف [غیرواقعی] بنویسد».[13]

ج. گرامی‌داشتن مهمان

برخی وقتی برای آنها مهمان می آید مثل این است که عذاب نازل شده و با چهره ای عبوس و گرفته با مهمان مواجه می شوند اما بر اساس اسلام تکریم مهمان و گرامی داشتن او از دیگر وظایف میزبان برشمرده شده

پیامبر خدا صل الله علیه و آله در این ‌باره فرموده است: «اِنَّ‏ مِنْ‏ حَقِّ‏ الضَّیْفِ‏ أَنْ یُکْرَمَ وَ أَنْ یُعَدَّ لَهُ الْخِلَالُ[14]؛ از حقوق مهمان است که گرامی داشته شود؛ [حتی] برایش خلال دندان آورده شود».

و. پذیرایی با بهترین داشته‌ها

یکی دیگر از وظایف میزبان، پذیرایی با بهترین امکانات موجود است؛ همان‌گونه ‌که خداوند در قرآن از این ویژگی حضرت ابراهیم(علیه السلام) در سوره ذاریات خبر داده است.

در داستان قوم لوط آمده که وقتی قرار شد تا عذاب الهی نازل شود خداوند متعال فرشتگان عذاب را به شکل انسان به سوی حضرت ابراهیم فرستاد تا در قالب مهمان خبر عذاب این قوم را به ایشان بدهند. وقتی آنها مهمان حضرت ابراهیم علیه السلام شدند ایشان با بهترین داشته خودش اقدام به پذیرایی نمود. خداوند متعال این داستان را اینگونه در قرآن نقل می نماید:

هَلْ أَتاكَ حَديثُ ضَيْفِ إِبْراهيمَ الْمُكْرَمينَ (24) آيا داستان مهمانان گرامى ابراهيم به تو رسيده است؟ (24)

إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ قَوْمٌ مُنْكَرُونَ (25) آن گاه كه نزد او آمدند و گفتند: سلام. گفت: سلام، شما مردمى ناشناخته‏ايد.

فَراغَ إِلى‏ أَهْلِهِ فَجاءَ بِعِجْلٍ سَمينٍ (26)

سپس پنهانى به سوى خانواده خود رفت و گوساله فربه (و بريان شده‏اى را براى آنها) آورد، (26)

امام صادق(علیه السلام) در توضیح آن فرموده است:

چون فرستادگان خدا نزد ابراهیم(علیه السلام) آمدند، برایشان گوساله‌ای [بریان] آورد و گفت: «بخورید». آنها گفتند: «نمی‌خوریم تا به ما بگویی که بهایش چند است». ابراهیم(علیه السلام) گفت: «[بهایش این است که] چون شروع به خوردن کردید، بسم‌الله بگویید و چون دست از خوردن کشیدید، الحمدلله بگویید». جبرئیل به همراهانش که چهار تن بودند و جبرئیل رئیس‌شان بود، گفت: «سزاوار است که خداوند او را خلیل (دوست) خود گرداند».[15]

ح. مقدم‌ داشتن مهمان

یکی از توصیه‌هایی که شایسته است میزبان در حق مهمان انجام دهد، مقدم ‌داشتن مهمان بر خویش است. ابن‌ شهرآشوب به نقل از ابوهریره نقل کرده است که مردی نزد پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) آمد و از گرسنگی به ایشان شکایت کرد. حضرت کسی را نزد همسرانش فرستاد [که برای او غذایی بیاورند]، اما آنها گفتند جز آب، چیزی در خانه نداریم. پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) فرمود: «چه کسی امشب این مرد را مهمان می‌کند؟». امیرمؤمنان(علیه السلام) اعلام آمادگی کرد. سپس نزد فاطمه(سلام الله علیها) آمد و پرسید: «غذا چه داری ای دختر پیامبر خدا؟». فاطمه(سلام الله علیها) گفت: «جز غذای کودکان چیزی نداریم، اما مهمان را مقدم می‌داریم». علی(علیه السلام) گفت: «ای دختر محمد! بچه‌ها را بخوابان و چراغ را خاموش کن». چون مهمان از خوردن دست کشید، فاطمه(سلام الله علیها) چراغ را آورد، دید که کاسه به لطف خدا همچنان پر است. صبح که شد، علی(علیه السلام) با پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) نماز گزارد. پس از نماز پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) به امیرمؤمنان(علیه السلام) نگریست و سخت گریست و فرمود: «ای امیرمؤمنان! دیشب پروردگار از کار شما به شگفت آمد. بخوان «وَ یُؤْثِرُونَ عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ؛ و هر چند در خودشان نیازی [مبرم] باشد، آنها را بر خودشان مقدّم می‌دارند»؛ یعنی گرسنه باشند و هر کس از خسّت نفس خود مصون ماند، یعنی علی(علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) و حسن(علیه السلام) و حسین(علیه السلام)، ایشان رستگارانند.[16]

ک. هم‌غذا شدن با مهمان

متاسفانه در برخی فرهنگ ها می بینیم که با مهمان غذا نمی شوند. شاید شما هم در برخی از سفرهایی که در ایام اربعین به عراق داشته اید با این صحنه مواجه شده اید که صاحب خانه و اعضای خانواده اش به هنگام صرف غذا با مهمان هم غذا نمی شوند. در برخی از مناطق کشور خودمان نیز این فرهنگ حاکم است در حالیکه این رفتار برخلاف دستورات دینی و سیره اهل بیت علیهم السلام است.

پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) فرموده است: «مَنْ‏ أَحَبَّ‏ أَنْ‏ یُحِبَّهُ‏ اللَّهُ‏ وَ رَسُولُهُ فَلْیَأْکُلْ مَعَ ضَیْفِهِ؛[17] هر کس دوست دارد که خداوند و پیامبرش او را دوست بدارند، با مهمانش غذا بخورد». در سیره عملی آن حضرت نیز آمده است که هر نوع غذایی را می‌خورد و آنچه را خدا برایش حلال کرده بود، در کنار خانواده و خدمتکارانش یا با کسانی که او را دعوت می‌کردند، می‌خورد؛ مگر آنکه مهمانی بر آنها وارد می‌شد که در این صورت با مهمان غذا می‌‌خورد. محبوب‌ترین غذا هم نزد ایشان، غذایی بود که دست‌های بیشتری در خوردن آن شرکت داشتند.[18]

ل. شروع غذا قبل از مهمان

امام صادق(علیه السلام) فرموده است: «صَاحِبُ الرَّحْلِ یَتَوَضَّأُ أَوَّلَ‏ الْقَوْمِ‏ قَبْلَ‏ الطَّعَامِ‏ وَ آخِرَ الْقَوْمِ بَعْدَ الطَّعَامِ؛[19] صاحب‌خانه (میزبان) قبل از غذا باید دست‌هایش را پیش از دیگران بشوید و بعد از غذا آخر از همه دستش را بشوید». این مطلب کنایه از آن است که میزبان قبل از دیگران غذا خوردن را آغاز نماید و بعد از دیگران از غذا خوردن دست بکشد. آن حضرت درباره علتش نیز فرمود: «برای اینکه کسی خجالت نکشد».[20]

م. دست ‌کشیدن از غذا بعد از مهمان

امام صادق(علیه السلام) در این باره فرموده است: «وَ یَکُونُ آخِرُ مَنْ‏ یَغْسِلُ‏ یَدَهُ‏ صَاحِبَ‏ الْمَنْزِلِ، لِأَنَّهُ أَوْلَی بِالصَّبْرِ عَلَی الْغَمَرِ؛[21] و آخرین کسی که دستش را می‌‌شوید، صاحب منزل است؛ زیرا او بر صبر‌ کردن بر چربی و بوی گوشت بر دست سزاوارتر است».

ن. بدرقه ‌کردن

پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) در این ‌باره فرموده است: «مِنْ‏ حَقِّ‏ الضَّیْفِ‏ أَنْ‏ تَمْشِیَ‏ مَعَهُ فَتُخْرِجَهُ مِنْ حَرِیمِکَ إِلَی الْبَابِ؛[22] از حقوق مهمان است که تا آستانه در با او بروی و بدرقه‌اش کنی».

س. دادن توشه راه در صورت لزوم

برخی مهمان ها از شهرستان هستند و بالاخره در میان راه ممکن هست نیاز به خوراک داشته باشند در این زمینه خوب است که میزبان برای مسیر مهمان توشه راهی را فراهم کند

امام باقر(علیه السلام) در این خصوص فرموده است: «هرگاه مهمان بر شما وارد شد ... [هر گاه خواست برود،] توشه نیکو همراهش کنید؛ زیرا این کار [نشانه] سخاوت است».[23]

ف. پرهیز از به ‌سختی ‌انداختن خویش

برخی اوقات ممکن است مهمان سرزده ای به خانه بیاید در این صورت اسلام از ما می خواهد که خود را به سختی نیدازیم و از همان چیزی که در خانه داریم از مهمان پذیرایی کنیم .

امام صادق(علیه السلام) درباره یکی از وظایف میزبان فرموده است: «إِذَا أَتَاكَ‏ أَخُوكَ‏ فَأْتِهِ‏ بِمَا عِنْدَكَ‏ وَ إِذَا دَعَوْتَهُ فَتَكَلَّفْ لَهُ؛[24] هر گاه برادرت ناخوانده بر تو وارد شد، همان غذایی را که در خانه داری، برایش بیاور و هر گاه او را دعوت کردی، در پذیرایی از او زحمت بکش».

ق. پرهیز از اندک ‌شمردن امکانات پذیرایی

شاید شماها هم دیده باشید که برخی میزبان ها بعد از پذیرایی شروع می کنند به مذمت آنچه پذیرایی کردن که ببخشید ناچیز بود و ناقابل بود و... و حال آنکه آنچه به مهمان داده شده نعمتی از نعمت های الهی است

پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) درباره پیامد اندک ‌شمردن امکانات پذیرایی فرموده است: «کَفَی‏ بِالْمَرْءِ إِثْماً أَنْ یَسْتَقِلَّ مَا یُقَرِّبُ إِلَی إِخْوَانِهِ؛[24] انسان را همین گناه بس که آنچه را پیش برادران خود می‌گذارد، اندک و ناقابل بشمارد».

ر. پرهیز از به ‌کارگرفتن مهمان

پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) در این ‌باره فرموده است: «سَخافَةٌ بِالمَرءِ أن یَستَخدِمَ ضَیفَهُ؛[27] از بی‌خردی شخص است که مهمانش را به کار گیرد». در سیره امام صادق(علیه السلام) نیز وارد شده است که کسی در خانه آن حضرت مهمان بود و برخاست تا کاری انجام دهد. امام(علیه السلام) او را از این کار بازداشت و خودش آن کار را انجام داد و فرمود: «پیامبر خدا(صل الله علیه و آله و سلم) از به ‌کار ‌گرفته‌ شدن مهمان نهی فرموده است».[25]

اینها بخش هایی از وظایف میزبان در مقابل مهمان بود. انشاءالله در جلسه بعد به برخی از وظایف مهمان در فرهنگ دینی خواهیم پرداخت تا انشاءالله برسیم به موضوع مهمانی خدا و وظایفی که خداوند متعال به عنوان میزبان بر خود لازم کرده و انجام می دهد و .ظایفی که ما به عنوان مهمان در این مهمانی داریم.


[1] - عیون اخبار الرضا، ج1، ص 295.

[2] - عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، تحقیق عبد الرحیم ربانی شیرازی، ج۲۴، ص۲۷۹، بیروت، دار التراث العربی.

[3] - کاشانی، ملا محسن، المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، تحقیق علی اکبر غفاری، ج۳، ص۳۲، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دوم.

[4] - شعیری، تاج الدین، جامع الاخبار، ج۱، ص۱۳۶، قم، انتشارات رضی، ۱۳۶۳ش.

[5] - متقی هندی، علی، کنزل العمال فی سنن الاقوال و الافعال، تحقیق شیخ بکری حیانی، تصحیح شیخ صفوة السقا، ج۹، ص۲۶۷، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۹۸۹.

[6] - عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۲۵۴.

[7] - کاشانی، ملا محسن، المحجة البیضاء، ج۳، ص۳۲.

[8] - عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۲۸۰.

[9] - کلینی، ابو جعفر محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۴، ص۵۱، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.

[10] - فضل‌الله بن علی راوندی؛ النوادر؛ ص 11.

[11] - متقی هندی؛ کنز العمال؛ ج 9، ص 245.

[12] - مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏16، ص: 159

[13] - احمد بن محمد برقی؛ المحاسن؛ ج 2، ص 190.

[14] - محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی، ج 6، ص 285.

[15] - محمد بن علی صدوق؛ علل الشرایع؛ ص 35.

[16] - محمد بن حسن طوسی؛ الامالی؛ ص 185.

[17] - ورّام بن ابی‌فراس؛ مجموعه ورّام؛ ج 2، ص 116.

[18] - فضل بن حسن طبرسی؛ مکارم الاخلاق؛ ج 1، ص 68.

[19] - عبدالله بن جعفر حمیری؛ قرب الاسناد؛ ص 70.

[20] - محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 6، ص 290.

[21] - همان

[22] - محمد بن علی صدوق؛ عیون اخبار الرضا7؛ ج 2، ص 70.

[23] - محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 6، ص 284.

[24] - احمد بن محمد برقی؛ المحاسن؛ ج 2، ص 186.

[25] - محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 6، ص 283.