چگونه می توان همچون حضرت زینب سلام الله علیها محبوب امام حسین علیه السلام شد
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین
زنان شیعی در طراز زینب کبری سلام الله علیها
در عصر حاضر دو جبهه حق و باطل هر کدام مسیری را در برابر زنان باز کرده اند.
یک راه با شعارهایی فریبنده و با تبلیغاتی گسترده اعم از شبکه های ماهواره ای و شبکه های اجتماعی زنان را به سمت اهدافی خیالی سوق می دهد که پایان آن نه آرامش دنیوی دیده می شود و نه خیر اخروی و در مقابل مسیری دیگر وجود دارد که به زنان راه رسیدن کمالات واقعی را نشان می دهد که در صورت پیمودن این مسیر ارزش های واقعی زنان حفظ می شود در عین می توانند در عرصه های فردی، خانوادگی و اجتماعی به مراتب بالای انسانی دست بیابند.
جبهه حق برای اثبات حقانیت خود نمونه های متعددی را به عنوان الگو به جهانیان معرفی نموده است که برخی از آنها از شاخص ترین و برجسته ترین زنان عالم هستند.
یکی از این بانوان حضرت زینب سلام الله علیها است که بررسی شخصیت و زندگی ایشان الگویی تمام عیار از یک زن مسلمان را در برابر تمامی زنان آزاده دنیا قرار می دهد تا اگر به دنبال حق و حقیقت و کسب سعادت دنیا و آخرت هستند با تأسی و اقتدا به این بانوی بزرگ راه سعادت دنیا و آخرت را بپیمایند.
در دورانی که ایشان زندگی می کردند در بسیاری از نقاط عالم هیچ جایگاهی برای زنان قائل نبودند اما می بینیم آنحضرت در سایه تعلیمات متعالی اسلام در عرصه های مختلف همچون خورشیدی می درخشند و این موضوع مهم را به عالمیان نشان می دهند که هم می توان زن بود و هم کرامت و شخصیت خود را حفظ نمود و هم در عرصه های مختلف پیشگام بود بر خلاف تفکر منحرف غربی که تمام تلاش خود را می کند تا زن را در مسیر بردگی جنسی قرار داده و تمامی ارزش های واقعی زن را تحت الشعاع مسائل جنسی قرار دهد.
شخصيت حضرت زينب
حضرت زينب کبري «سلام الله عليها» از پرورش يافتگان آغوش عصمت و دامان ولايت است. اين بانوي مجلله وارث فضايل و کمالات عصمت کبري فاطمهي زهرا، و تعليمات عاليهي مقام رسالت و افاضات مدينهي علم و دانش بوده است.
زينب کبري(س) تحت تربيت پدر و مادري همچون حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه(س) و با شايستگي و استعداد ذاتي که از آن بهرهمند بود به مراتب عالي از فضائل و کمالات انساني دست يافت. او همانند پدر و مادرش جامع همه کمالات و صفات پسنديده بود.
جایگاه علمی و دین شناسی حضرت زینب سلام الله علیها
در برخي روايات است که او را مجلس علمي بود و زنان به قصد آموختن احکام دين نزد او مي رفتند. اين صفات برجسته که براي هيچ يک از زنان معاصر او فراهم نشده است، زينب را از ديگران ممتاز ساخت؛ چنان که او را «عقيله بني هاشم» مي گفتند و از وي حديث فرا مي گرفتند.
ابن عباس از او حديث کند و گويد: «عقيله ما، زينب دختر علي (ع) حديث کرد... و اين لقب بر او ماند؛ چنان که به عقيله معروف گشت و فرزندان وي را بني عقيله گفتند.»[1] .
[1] شيرزن کربلا، ص 40.
مفسر قرآن
فاضل گرامي سيد نورالدين جزايري در کتاب خود «خصايص الزينبيه» چنين نقل مي کند:
«روزگاري که اميرالمؤمنين (ع) در کوفه بود، زينب (س) در خانه اش مجلسي داشت که براي زنها قرآن تفسير و معني آن را آشکار مي کرد. روزي «کهيعص» را تفسير مي نمود که ناگاه اميرالمؤمنين (ع) به خانه او آمد و فرمود: اي نور و روشني دو چشمانم! شنيدم براي زن ها «کهيعص» را تفسير مي نمايي؟
زينب (س) گفت: آري. اميرالمؤمنين (ع) فرمود: اين رمز و نشانه اي است براي مصيبت و اندوهي که به شما عترت و فرزندان رسول خدا(ص) روي مي آورد. پس از آن مصايب و اندوه ها را شرح داد و آشکار ساخت. پس آن گاه زينب گريه کرد، گريه با صدا - صلوات الله عليها.[1] .
[1] زينب کبري، ص 144.
گفتن مسائل شرعي
شيخ صدوق، محمد بن بابويه (ره) مي گويد: حضرت زينب (س) نيابت خاصي از طرف امام حسين (ع) داشت و مردم در مسائل حلال و حرام به او مراجعه کرده از او مي پرسيدند، تا اينکه حضرت سجاد (ع) بهبود يافت.
شيخ طبرسي (ره) گويد: حضرت زينب (س) روايات بسياري را از قول مادرش حضرت زهرا (س) روايت کرده است.
از عماد المحدثين روايت شده است که: حضرت زينب (س) از مادر و پدر و برادرانش و از ام سلمه و ام هاني و ديگر زنان روايت مي کرد و از جمله کساني که از او روايت کرده اند، ابن عباس و علي بن الحسين (ع) و عبدالله بن جعفر و فاطمه صغري دختر امام حسين (ع) و ديگرانند.
همچنين ابوالفرج گويد: زينب بانويي عقيله که ابن عباس سخنان حضرت زهرا(س) را در مورد فدک از قول او نقل کرده و مي گويد: عقيله ما، زينب دختر علي (ع) به من گفت.
از ظاهر فرمايش فاضل دربندي و ديگر عالمان چنين به دست مي آيد که حضرت زينب کبري (س) علم منايا و بلايا (خوابها و حوادث آينده) را همچون بسياري از ياران حضرت علي (ع)، مانند ميثم تمار و رشيد هجري و برخي ديگر مي دانسته و بلکه در ضمن اسراري که بيان کرده، به طور قطع و مسلم آن حضرت را از مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم و ديگر زنان با فضيلت برتر دانسته است.
[1] فاطمه زهرا(س) شادماني دل پيامبر، ص 862.
ايراد خطبه در کودکي
زينب کبري(س) يکي از محدثان و راويان حديث به شمار ميآيد. و درسنينکودکي، در حالي که بيش از پنج يا شش سال از عمرش نميگذشت، خطبه فدکیه مادرش حضرت زهرا(س) را با آن مضامين بسيار بلند و عالي شنيد و پس از آن براي ديگران نقل ميکند. عبداللهبنعباس، شاگرد برجسته حضرت علي(ع) و مفسر قرآن کريم، خطبه فدک حضرت زهرا(س) را از زينب نقل ميکند و از آن بانوي بزرگ با عنوان «عقيلتنا؛ عاقل و داناي ما» ياد ميکند.[ ابوالفرج اصفهاني، مقاتل الطالبيين، منشورات اعلمي، چاپ دوم، سال 1408ه.ق، ص95.] .
تمجيد زينالعابدين از عمهاش زينب
امام زينالعابدين عليهالسلام با شنيدن آن خطبه و مشاهدهي انقلاب روحي مردم، خطاب به عمهاش زينب عليهاالسلام فرمود: عمه جان، آرام بگير. زيرا در وجود بازماندگان گذشتگان، براي مردم، درس عبرتي وجود دارد.
و أنت بحمد الله عالمة غير معلمة و فهمة غير مفهمة...؛ [بحارالأنوار، ج 45، ص 164.] .
سپاس الهي، تو دانشمندي هستي که معلم به خود نديدهاي. و خردمندي هستي که استاد نداشتهاي.
آري، خطبهي حضرت زينب عليهاالسلام درشهر کوفه در حال اسارت، از جنايتهاي «بني اميه» در کربلا و نيز نحوهي شهادت حضرت سيدالشهداء عليهالسلام پرده برداشت، عمق فريبکاري و تزوير و ظلم و ستم امويان را آشکار نمود، بيوفايي و پيمان شکني و آيندهي دردناک کوفيان را روشن ساخت، آنان را منقلب کرد، پايههاي کاخ قدرت حاکمان غاصب و ظالم و قاتل را به لرزه افکند و سرانجام غير از بيان فاجعهي کربلا و معرفي شخصيت و هدف حضرت امام حسين عليهالسلام و ياران او، پيام خون شهيدان را به غفلتزدگان و فريب خوردگان رساند تا در ادامهي اسارت و ايراد خطابهها، پيام شهادت و واقعهي عاشورا را در مراحل ديگر نيز استمرار بخشد.
جایگاه عبادی و اعتقادی حضرت زینب سلام الله علیها
عبادت زينب کبري
حضرت زينب کبري عليه السلام در عبادت و بندگي وارث مادر و پدر بود. وي اکثر شبها را با تهجد به صبح مي رساند و دائما قرآن تلاوت مي فرمود. در روايت آمده است: زماني که حضرت امام حسين عليه السلام براي وداع به خيمه ها آمد، به زينب کبري عليه السلام فرمود: «يا اختاه لاتنسيني في نافله الليل» يعني، خواهرم مرا در نماز شب فراموش مکن، به گفته بعضي از مورخين: تهجد و شب زنده داري زينب عليه السلام در طول عمرش ترک نشد، حتي شب 11 محرم حضرتش با آن همه فرسودگي و خستگي و ديدن آن مصيبتهاي دلخراش، اين سنت حسنه را فراموش نکرد. ذبيح الله محلاتي، رياحين الشريعه، دارالکتب الاسلامية، ج3، ص62.
حضرت امام سجاد عليه السلام فرمود: در آن شب ديدم عمه ام در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است.
همچنين از امام سجاد عليه السلام روايت شده است که فرمود: عمه ام زينب عليه السلام با آن کثرت رنج و تعب از کربلا تا شام به نافله شب قيام و اقدام داشت، اما در يکي از منازل ديدم با حالت نشسته مشغول خواندن نماز نافله است. سبب اين امر را پرسيدم، گفت: سه شب است که حصه طعام خود را به اطفال خردسال مي دهم و امشب از نهايت گرسنگي، قدرت ايستادن ندارم، چه آن مردم بدبخت بسيار بر اهل بيت سخت مي گرفتند.[1]
عبادت و اطاعت خدا، حضرت زينب(س) را از مصاديق روشن و بارز اين حديث قدسي قرار داده بود که خداوند متعال ميفرمايد:
«يابن آدم، انا اقول للشيء کن فيکون، اطعني فيما امرتک اجعلک تقول للشيء کن فيکون؛[ علامه مجلسي، بحارالانوار، ج93، ص376.] .
اي فرزند آدم! من به هر چه بگويم باش، موجود ميشود، در آنچه به تو دستور دادهام از من اطاعت کن تا ترا آنگونه قرار دهم که هر چيز بگويي باش، موجود شود!»
حضرت زينب(س) نيز بر اثر عبادت و اطاعت خدا به مقامي رسيده بود که از ولايت تکويني برخوردار بود. روايت شده که آن حضرت پيش از سخنراني خود در کوفه به مردم اشاره کرد، با آن اشاره نفسها در سينهها حبس شد و زنگها از صدا باز ايستاد.[ علامه مجلسي، بحارالانوار، ج45، ص108، 162، 165.] .
نقش اجتماعی و سیاسی حضرت زینب سلام الله علیها
حضرت زینب سلام الله علیها نه تنها در عرصه های علمی و عبادی بلکه در عرصه های اجتماعی ، سیاسی در عین اینکه یک بانو و زن بودند بالاترین نوع حضور را داشتند. بیشترین ظهور و بروز این عرصه در مقام دفاع از اسلام و ولایت در قیام عاشورا و پس از آن دیده می شود.
1-همراهي با برادر در روز عاشورا
زينب کبري(س) در همه حوادث دوران سفر و به ويژه حوادث جانکاه و جانگداز روز عاشورا، در کنار برادر و يار و مددکار او بود، که تنها به چند مورد از آنها که در تاريخ ذکر شده است اشاره ميکنيم.
بر بالين علي اکبر
يکي از صحنههايي که بر امام حسين(ع) بسيار سخت گذشت، شهادت فرزندش علي اکبر بود. هنگامي که علي اکبر به ميدان ميرفت، امام حسين(ع)، انگشت سبابهاش را به سوي آسمان نشانه رفت و گفت: «خداوندا! عليه اين قوم گواه باش! همانا جواني به مبارزه آنان رفت که در گفتار، اخلاق و خلقت [اندام] شبيهترين مردم به پيامبر تو است. هرگاه ما مشتاق ديدار پيامبرت ميگرديديم، به چهره او نگاه ميکرديم. خداوندا! برکات زمين را از آنان بازدار، آنها را به شدت پراکنده کن و...»
تحمل اين صحنه به قدري بر امام (ع) سخت و دشوار آمد که او را که مظهر رأفت و رحمت خداوند است به نفرين عليه آنان واداشت. زينب کبري(س) در اين موقعيت دشوار برادرش را تنها نگذاشت. هنگامي که امام حسين(ع) بر بالين بدن غرق در خون فرزندش بود، حميد بن مسلم گويد:
«بسان طلوع خورشيد، زني از خيمهها خارج شد و شتابان با آه و ناله و فغان به سوي امام حسين(ع) رفت. او ميگفت: «اي عزيزم! اي ميوه دلم!، اي نور ديدهام!» هنگامي که درباره آن زن پرسيدم، به من گفته شد او زينب دختر علي(ع) است. زينب آمد و خود را بر بدن فرزند برادر انداخت. امام حسين(ع) دست خواهر را گرفت و به خيمهها بازگرداند.»[1] .
[1] همان، ج45، ص43 - 44.
در تل زینبیه و آخرین لحظات زندگی امام حسین علیه السلام
امام حسين(ع) در واپسين لحظات زندگي خود بر اثر کثرت جراحات و خونريزي قدرت حرکت و جنگيدن را از دست داده بود، و بر زمين افتاده بود. سپاه سفاک و ددمنش عمر سعد از هر سو بر امام(ع) حمله ميکردند. هر کس با هر سلاح و وسيلهاي که در اختيار داشت، بر بدن مقدس امام(ع) ضربهاي وارد ميکرد. زينب کبري(س) که شاهد سفاکيها و ددمنشيهاي يزيديان بود، وظيفه خود ميدانست که به هر قيمت و از هر راه ممکن از جان مقدس برادر دفاع کند؛ ولي از يک زن تنها در ميان دهها هزار سپاه چه کاري ساخته بود. زينب کبري(س) به عنوان آخرين تلاش براي دفاع از جان امام حسين(ع)، عمر سعد ملعون فرمانده سپاه را مخاطب قرار داد. گفت:
«اي عمر سعد! ابا عبدالله را ميکشند و تو نظاره ميکني؟»
سخن زينب اشک از چشمان پليد عمر سعد بر گونهها و محاسن او سرازير کرد، و چهره از زينب برتافت.[1] .
2-پرستاری از امام سجاد و حفظ جان ایشان
حفظ و تداوم اسلام و به ثمر رسيدن قيام امام حسين(ع) متوقف بر زنده ماندن امام سجاد(ع) بود.
بيماري مصلحتی و موقت امام(ع) دو وظيفه بسيار مهم و سنگين برای حضرت زینب سلام الله علیها ايجاد ميکرد، يکي پرستاري از آن حضرت در آن شرايط بسيار سخت پيش از شهادت امام حسين(ع) و پس از آن، و ديگري دفاع از آن حضرت در برابر تعرضات دشمني که به هيچ يک از اصول انساني، اسلامي پايبند نبود و حتي به طفل شيرخوار هم رحم نميکرد. مسئوليت اين دو وظيفه خطير و بسيار دشوار بر عهده کسي جز زينب کبري(س) نبود. حضرت زينب در تمام طول سفر پيوسته مراقب امام سجاد(ع) بود و فداکاريها و از جان گذشتگيهاي او بود که توانست جان مقدس امام(ع) را از خطرات محافظت نمايد. در اينجا به پارهاي از حمايتهاي حضرت زينب از امام سجاد(ع) اشاره ميکنيم.
حفظ جان امام سجاد علیه السلام در عصر عاشورا
پس ازشهادت امام حسين(ع) سپاه عمرسعد براي غارت خيمههاي اهلبيت(ع) هجوم بردند. گروهي از آنان به امام سجاد(ع) رسيدند. امام(ع) در آن حال از شدت ضعف و بيماري نميتوانست از جاي خود برخيزد. وقتي سپاه عمر سعد به امام سجاد(ع) رسيدند، يکي فرياد برآورد: «به صغير و کبير آنان رحم نکنيد و احدي از آنان را باقي نگذاريد!» ديگري گفت: «شتاب نکنيد تا با امير عمر سعد در اين باره مشورت کنيم!» شمر شمشير کشيد و قصد جان امام(ع) نمود. حميد بن مسلم گفت: «يا سبحان الله! آيا کودکان کشته ميشوند؟ همانا او کودکي مريض است!»[1] شمر گفت ابنزياد دستور کشتن فرزندان حسين را صادر کرده است.» حضرت زينب(س) با مشاهده اين منظره به امام سجاد(ع) نزديک شد و گفت:
«او کشته نخواهد شد تا من در دفاع از او کشته شوم!».
سخن زينب سبب شد تا عمر سعد شمر را از تصميم خود منصرف سازد.[2] .
[1] حميد بن مسلم براي تحريک احساسات سپاه عمر سعد از امام سجاد(ع) به کودک تعبير کرده است والاّ در آن زمان حدود بيست و چند سال از سن امام سجاد(ع) ميگذشت.
[2] عبدالرزاق الموسوي المقرم، مقتل الحسين، دارالثقافه، چاپ دوم سال 1411، ص301.
حفظ جان امام در مجلس ابن زیاد
هنگامي که اهلبيت امام حسين(ع)، در کوفه، وارد مجلس ابنزياد شدند، ابنزياد از مشاهده امام سجاد(ع) در ميان اسيران تعجب کرد؛ چرا که او فرمان قتل همه فرزندان امام حسين(ع) را صادر کرده بود. از اين رو از اطرافيان خود پرسيد: «اين کيست؟» و وقتي که دانست او علي فرزند امام حسين(ع) است، گفت: «مگر خداوند علي بن الحسين را نکشت؟!»
امام سجاد(ع) فرمود: «من برادري داشتم که علي بن الحسين ناميده ميشد و مردم او را کشتند!»
ابنزياد گفت: «بلکه خدا او را کشت!».
امام سجاد(ع) وقتي عناد و لجاجت ابنزياد را مشاهده کرد، اين آيه را تلاوت فرمود: «الله يتوفي الانفس حين موتها و التي لم تمت في منامها؛[ سوره زمر(75): 42.] .
خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض ميکند و ارواحي را که نمردهاند نيز به هنگام خواب ميگيرد.»
ابنزياد که در برابر منطق محکم و استدلال امام(ع) درماند، همانند همه جباران و زورمداران تاريخ به تهديد متوسل شد، گفت:
«تو چگونه جرأت ميکني سخن مرا پاسخ گويي؟ ببريد او را، گردنش را بزنيد!»
در اينجا نوبت زينب کبري(س) بود، تا از جان امام سجاد(ع) در برابر ابنزياد - آن موجود درنده لجام گسيختهاي که غرور، نخوت و خونريزي سراسر وجودش را فرا گرفته بود - حمايت کند. پس از صدور فرمان کشتن امام(ع) زينب کبري(س) فرزند برادر را در آغوش گرفت، گفت:
«اي زاده زياد! آيا آنچه از ما کشتي براي تو کافي نيست؟ به خدا سوگند! من از او جدا نميشوم!
اگر او را ميکشي، من نيز با او کشته خواهم شد!».
ابنزياد بر سر دو راهي قرار گرفت؛ از يک سو کشتن يک زن و جواني بيمار و در بند و اسير از غيرت عربي و مردانگي بسيار به دور بود، و از سوي ديگر برگشتن از سخن نيز در آن شرايط براي ابنزياد مشکل بود؛ از اين رو مدتي به امام سجاد و زينب کبري نگريست، آنگاه زيرکانه موضوع سخن را تغيير داد، گفت: «خويشاوندي عجيب است! به خدا سوگند! من گمان ميکنم که زينب دوست دارد او را همراه برادرزادهاش بکشم. رهايش کنيد!؛ زيرا من بيماريش را براي کشتن او کافي ميدانم!»
امام سجاد(ع) به عمهاش فرمود: «اي عمه! سکوت کن! تا من با ابنزياد سخن گويم.»
آنگاه روبه ابنزياد کرد، فرمود:
«اي زاده زياد! آيا مرا به مرگ تهديد ميکني؟ آيا نميداني کشته شدن عادت ماست و شهادت در راه خدا کرامت ماست».[ علامه مجلسي، همان، ج45، ص117 - 118.] .
3-مراقبت از جان زنان و کودکان
حضرت زینب سلام الله علیها برای حفظ سلامتی و جان بانوان و کودکان در به ابتکار عملی زد که در تاریخ ثبت شده است.
از مقتل محدّث کبير شيخ حر عاملي قدس سره چنين نقل شده که فرمود: چون لشکر به قصد غارت رو به خيام آوردند حضرت زينب براي ابن سعد پيام فرستاد که اگر مقصود شما اسباب، اثاث و زيور و لباس ما است به لشکريانت بگو شتاب نکنند ما خودمان اين چيزها را تحويل آنها مي دهيم پيش از آن که دست نامحرم به جانب حرم برادرم دراز شود. پس آن بانوي بزرگوار دستور داد تمام اسباب و وسايل حتّي چادر و لباس و همچنين زيور، خلخال، گوشواره همه را از خود جدا کردند؛ خود عليا مخدره زينب (س) يک لباس کهنه پاره پاره که در واقع ارذل الثّياب بود در بر کرد، هم چنين ساير بانوان، حتّي فاطمه نو عروس گوشواره اي در گوش داشته که يادگار پدرش بود. عرض کرد عمّه اين يادگار پدر است بيرون نياورم؛ فرمود: بيرون بياور، زنان همگي لباسهاي خود را روي هم ريختند و خود رفتند در کناري و به دور هم حلقه زدند، پس عليا مخدره زينب فرمود: حالا هر که خواهد آن اثاث و اسباب دختران علي و فاطمه است. لشکر بي رحم و گرسنه ريختند، يکي چادر، ديگري گوشواره، يکي خلخال و ديگري معجر برد، آن بانوان از براي پدر و برادر مي گريستند.[1] .
[1] تحقيق درباره اول اربعين حضرت سيد الشهداء، سيد محمدعلي قاضي طباطبايي، ص 69.
ممانعت از بردگی بردن بانوان
در جای دیگر می بینیم وقتی برخی حرامیان به ناموس آل الله چشم طمع می دوزند تا آنها را به کنیزی ببرند این زینب کبری سلام الله علیها هست با از ناموس خدا دفاع می کنند و آنها را در دست اندازی نجات می دهد.
فاطمه دختر حسين (ع) ميگويد، چون ما پيش روي يزيد نشستيم دلش به حال ما سوخت، پس مردي سرخ روي از اهل شام برخاست و گفت: اي اميرمؤمنان! اين دخترک را به من ببخش، و مقصودش من بودم که بهرهاي از زيبايي داشتم!
من به خود لرزيدم و گمان کردم که چنين جيزي به وقوع خواهد پيوست، از اينرو جامه عمهام زينب را چسبيدم. ولي زينب که ميدانست چنين چيزي واقع نخواهد شد، به آن مرد شامي گفت: به خدا سوگند که دروغ گفتي و خود را پست گرداندي، بخدا اينکار از توان تو و او (يزيد) خارج است.
يزيد در خشم شد و به زينب گفت: تو دروغ گفتي! بيترديد اينکار در دست من است و اگر بخواهم آن را انجام خواهم داد.
زينب گفت: هرگز! بخدا سوگند! پروردگار اين اختيار را بدست تو نداده مگر اينکه از دين ما بيرون روي به آيين ديگر در آيي! [ارشاد، ص 246، انساب الاشراف، ج 3، ص 220.] .
يزيد از اين سخن بجوش آمد و گفت: به من چنين پاسخ ميگويي؟ جز اين نيست که پدر و برادرت از دين بيرون رفتهاند؟ [ارشاد ص 246.] .
زينب فرمود: اگر مسلمان شوي تو و پدرت و جدت، به دين خدا و آيين پدر و برادر
من هدايت شدهايد!
يزيد گفت: دروغ گفتي اي دشمن خدا!
زينب فرمود: تو اکنون امير و فرمانروائي، به ستم دشنام ميدهي و به قدرت و سلطنتي که داري بر ما چيره شدهاي؟
گويا يزيد از شنيدن اين سخنان شرمنده و خاموش گرديد.
پس از آن مرد شامي بار ديگر گفت: اين دخترک را به من ببخش؟
يزيد در پاسخ گفت: دور شو! خدا مرگ به تو ببخشد!
آنگاه دستور داد: زنان را در خانهاي جداگانه جاي دهند، و علي بن الحسين نيز با آنها باشد!
پس خانهاي جسبيده به خانه يزيد براي ايشان تدارک کردند، و چند روز آن بزرگواران در آنجا ماندند. [ارشاد، ص 246.] .
4-پیام رسانی نهضت عاشورا
قيام و نهضت امام حسين(ع)، دو مرحله داشت. مرحله نخست، مرحله مبارزه، جهاد و شهادت، و مرحله دوم مرحله پيامرساني و بيدارگري، اگر نهضت امام حسين(ع) در همان مرحله نخست خلاصه ميشد و کسي نبود که پيام نهضت را به گوش مردم آن زمان برساند، ماهها زمان لازم بود تا به طور طبيعي خبر قيام امام(ع) به شهرهاي اطراف برسد. شاهد اين مدعي اين است که پيش از ورود اهلبيت امام(ع) به مدينه مردم آن شهر هنوز از رويدادهاي کربلا بيخبر بودند. در اين مدت يزيديان با آن همه امکانات تبليغاتي، که در اختيار داشتند، به راحتي ميتوانستند، وقايع کربلا را در راستاي منافع خود تحريف کنند و به گونهاي به گوش مردم برسانند که براي حکومت يزيد کمترين ضرر و زيان را در برداشته باشد. در اين صورت تا حدّ بسيار زيادي از تأثير قيام امام حسين(ع) در جامعه آن زمان و جوامع آينده مسلمانان کاسته ميشد، و به طور قطع ما امروز شاهد اين همه آثار و برکات براي نهضت امام حسين(ع) نبوديم.
بنياميه براي سرپوش نهادن بر جنايت خويش و انحراف افکار عمومي از شگردهاي گوناگون تبليغاتي استفاده ميکردند، که برخي از آنها عبارتند از:
1. مخفي نگهداشتن جنايات خود از ديد مردم در حدّ ممکن،
2. ضدديني و ضدمردمي معرفيکردن فعاليتهاي مخالفانخود.
بنياميه با ابزارهاي گوناگون تبليغاتي که در اختيار داشتند، مخالفان خود را افرادي بيدين، دنيا پرست، قدرت طلب و آشوبگر به مردم معرفي ميکردند. چنانچه زياد با تنظيم شهادتنامه دروغين عليه حجر بن عدي و يارانش کوشيد، آنان را افرادي کافر و بيدين معرفي کند و همچنين ابنزياد و يزيد تبليغات وسيعي را آغاز کردند، تا امام حسين(ع) را شخصيتي آشوبگر که از دين اسلام خارج شده و عليه حکومت اسلامي قيام کرده، و در صدد ناامن کردن جامعه است، معرفي نمايند.
3. ايجاد شايعات گوناگون در باره کيفيت وقوع حوادث و انگيزه مخالفان.
در مواردي که بنياميه قدرت کتمان حقايق را نداشتند، با شايعهپراکني و ايجاد نظريات متضاد و متناقض درباره يک حادثه ميکوشيدند، آن حادثه را در هالهاي از ابهام فرو برند، و به اين صورت در حدّ امکان از انتساب آن به دستگاه حکومت بکاهند، چنانچه در مورد شهادت عمرو بن حمق اقوال و نظريات گوناگوني در جامعه منتشر کردند.
در باره نهضت امام حسين(ع)، يزيد و يزيديان ميخواستند، با تبليغات گسترده و دامنهدار خود، اقدام امام(ع) را حرکتي ضد دين، بر خلاف مصالح مسلمانان و جامعه اسلامي و در راستاي منافع مادي و دنيوي به مردم معرفي کنند، و بدينوسيله حداکثر بهره برداري را در سرکوب و به سازش کشاندن مخالفان خود بکنند. از اين رو آنان در آغاز نه تنها در جهت مخفي کردن جنايات خود و جلوگيري از انتساب آنها به حکومت تلاش نميکردند، بلکه بر عکس ميکوشيدند، با مشوش نشان دادن نهضت امام حسين(ع) و اهداف او، شهادت امام حسين(ع) و يارانش را از افتخارات بزرگ حکومت يزيد معرفي کنند؛ ولي اسارت اهلبيت تمام فعاليتهاي وسيع و گسترده تبليغاتي بنياميه را تحت الشعاع قرار داد و تمام بافتههاي آنان را نقش بر آب کرد.
اهلبيت امام حسين(ع) به سرپرستي زينب کبري(س) توانستند، به سرعت پرده از جنايات يزيد و عمالش بردارند و چهره خبيث آنان را براي مردم کوفه و شام و ديگر شهرهايي که در مسير حرکت کاروان از کوفه به شام قرار داشت، رسوا کنند. آنان در کوتاهترين زمان ممکن نداي حقطلبي، ظلم ستيزي، پاسداري از دين، مظلوميت و عدالتخواهي امام حسين(ع) را به شهرهاي بسياري رساندند. به طوري که پس از مدتي کوتاه يزيد دريافت که نه تنها از شهادت امام حسين(ع) و اسارت اهلبيت او نتوانسته است به اهداف از پيش تعيين شده نايل گردد بلکه بر عکس روزبه روز خود را رسواتر و منفورتر نموده است. او که با علني کردن و به نمايش گذاشتن خود و عمالش در کربلا ميخواست، جرأت مخالفان با حکومت خود را از مسلمانان سلب کند، پس از مدت کوتاهي دريافت، که نهضت امام حسين(ع) روزبهروز بر جرأت و جسارت مسلمانان در مقابله با ظلم و اعمال خلاف او ميافزايد.
به همين دليل هنوز مدت زيادي از اقامت اسيران و اهلبيت امام حسين(ع) در شام نگذشته بود که يزيد در برخورد خود با قيام و نهضت امام(ع) تجديد نظر کرد.
يزيد اهلبيت امام حسين(ع) را از خرابه به کاخ خود منتقل کرد. اجازه برگزاري مراسم عزاداري و سوگواري براي امام حسين(ع) به آنان داد. از امام سجاد تجليل و احترام کرد و بدون او غذا نميخورد و آنان را با احترام روانه مدينه کرد. او با اين کارها تلاش کرد گناه کشتن امام حسين(ع) را به گردن ابنزياد بيندازد و خود را از کشتن امام(ع) تبرئه نمايد.[1] ولي فداکاريهاي اهلبيت(ع) مجال هرگونه اقدامي را در جهت تحريف تاريخ کربلا از يزيد و يزيديان سلب کرده بود. اسارت اهلبيت امام حسين(ع) و اقدامات آنان به سرپرستي زينب کبري نه تنها مانع تحريف نهضت امام حسين(ع) در آن زمان گرديد، بلکه در طول تاريخ آن را از هرگونه تحريفي حفظ کرد؛ به طوري که حتي برخي از متعصبان پس از گذشت سالها نتوانستند، بر جنايات يزيد و يزيديان سرپوش نهند و نهايت تلاش و کوشش آنها در تبرئه يزيد به اينجا انجاميد که بگويند: «يزيد مجتهد بود و در کشتن امام حسين(ع) به خطا رفت؛ از اين رو گناهي بر او نيست!» در حالي که کشتن فرزند پيامبر(ص) و کسي که رسولخدا(ص) او را سرور جوانان بهشت معرفي کرده است، جاي اجتهاد و رأي و نظر نيست.
[1] محمد مهدي حائري، همان، ج2، ص186 - 187.
[2] علامه مجلسي، بحارالانوار، ج45، ص177، حديث 27.
جایگاه اخلاقی و عفت حضرت زینب سلام الله علیها
حضرت زینب سلام الله علیها از لحاظ اخلاقی نیز سرآمد است
يحيي مازني روايت کرده است:
«مدتها در مدينه در خدمت حضرت علي (ع) به سر بردم و خانه ام نزديک خانه زينب (س) دختر اميرالمؤمنين (ع) بود. به خدا سوگند هيچ گاه چشمم به او نيفتاده صدايي از او به گوشم نرسيد. به هنگامي که مي خواست به زيارت جد بزرگوارش رسول خدا (ص) برود، شبانه از خانه بيرون مي رفت، در حالي که حسن (ع) در سمت راست او و حسين (ع) در سمت چپ او و اميرالمؤمنين (ع) پيش رويش راه مي رفتند. هنگامي که به قبر شريف رسول خدا (ص) نزديک مي شد، حضرت علي (ع) جلو مي رفت و نور چراغ را کم مي کرد. يک بار امام حسن (ع) از پدر بزرگوارش درباره اين کار سؤال کرد، حضرت فرمود: مي ترسم کسي به خواهرت زينب نگاه کند.»[1] .
[1] فاطمه زهرا(س) شادماني دل پيامبر، ص 862.
نکته مهم و قابل تامل در سیره و زندگی حضرت زینب سلام الله علیها آن است که با وجود تمامی فعالیت های علمی و اجتماعی و سیاسی و حتی در حوادث وحشت ناک عاشورا با آن ناگواری نقل نشده که حضرت بدون چادر باشند.
جایگاه حضرت زینب سلام الله علیها در نزد امام حسین علیه السلام
همین سجایای وجودی حضرت زینب سلام الله علیها بود که باعث شد تا جایگاه ویژه ای در نزد امام حسین علیه السلام داشته باشند
در اخبار آمده که هر گاه حضرت زينب به ديدار برادرش امام حسين (ع) مي آمد، حضرت به احترام او جلو پايش حرکت مي کرد و سر پا مي ايستاد و او را در جاي خود مي نشاند به راستي که اين خود مقام عظيمي است که آن حضرت در نزد برادرش داشت، همان گونه که او امين و امانتدار پدر، نسبت به هداياي الهي بود.[1] .
[1] فاطمه زهرا (س) شادماني دل پيامبر ص 862.
و این رفتار امام حسین علیه السلام با زینب کبری سلام الله علیها این پیام را به تمامی بانوان ارادتمند به اهل بیت علیهم السلام می رساند که اگر می خواهید جایگاه ویژه ای در نزد اهل بیت علیهم السلام و به ویژه امام حسین علیه السلام داشته باشید باید زینب وار زندگی نموده و مسیر متعالی ایشان را طی نمایید.
از خداوند متعال می خواهیم همه ما را مورد الطاف خاص آن بانونی کرامت قرار دهد صلوات ختم بفرمایید.
[1] -آثار و ابنیه تاریخی شام