صبر و استقامت در برابر وسوسه های شیطان
بسم الله الرحمن الرحیم
---- تاکید بر زکات فطره که فراموش نشود--
---- باعث قبولى روزه ماه مبارك رمضان مىگردد.(2) ---
- وَ رَوَى حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ زُرَارَةَ قَالا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ مِنْ تَمَامِ الصَّوْمِ إِعْطَاءُ الزَّكَاةِ يَعْنِي الْفِطْرَةَ[1] كَمَا أَنَّ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِيِّ ص مِنْ تَمَامِ الصَّلَاةِ لِأَنَّهُ مَنْ صَامَ وَ لَمْ يُؤَدِّ الزَّكَاةَ فَلَا صَوْمَ لَهُ إِذَا تَرَكَهَا مُتَعَمِّداً وَ لَا صَلَاةَ لَهُ إِذَا تَرَكَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِيِّ ص إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ بَدَأَ بِهَا قَبْلَ الصَّلَاةِ قَالَ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى. وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ[2] فَصَلَّى[3][4]
2085- و حمّاد بن عيسى، از حريز، از ابو بصير، و زراره روايت كرده است كه گفتند: امام صادق عليه السّلام فرمود: همانا كه از موجبات كمال روزه زكات يعنى فطره است، همان طور كه صلوات بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله از موجبات كمال نماز است، زيرا كسى كه روزه بگيرد و زكات نپردازد، در صورتى كه در اين كار متعمّد باشد، روزهاى در نامه عملش منظور نمىشود، و در صورتى كه صلوات بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را ترك كند نمازى براى او محسوب نمىگردد. و خداى عزّ و جلّ زكات را بر نماز مقدّم داشته، و فرموده است: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى. وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى»- يعنى كسى در حقيقت رستگار شد كه زكات بپرداخت و نام خداى را خود ياد كرد، و آنگاه نماز بجا آورد.[5]
----- موجب حفظ انسان از مرگ در آن سال مىشود.---------
2078- وَ رَوَى إِسْحَاقُ بْنُ عَمَّارٍ عَنْ مُعَتِّبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: اذْهَبْ فَأَعْطِ عَنْ عِيَالِنَا الْفِطْرَةَ وَ عَنِ الرَّقِيقِ وَ اجْمَعْهُمْ وَ لَا تَدَعْ مِنْهُمْ أَحَداً فَإِنَّكَ إِنْ تَرَكْتَ مِنْهُمْ إِنْسَاناً تَخَوَّفْتُ عَلَيْهِ الْفَوْتَ قُلْتُ وَ مَا الْفَوْتُ قَالَ الْمَوْتُ[6].[7]
2078- و اسحاق بن عمّار، از معتّب از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود: برو و زكات فطره را از جانب عائله ما، و از جانب بردگان بپرداز، و هيچ يك از ايشان را بدون پرداختن زكات فطرهاش وامگذار، و آنها را جمع بندى كن، زيرا اگر يكى از ايشان را از قلم بيفكنى بر او بيم فوت دارم، گفتم: فوت چيست؟
فرمود: فوت موت است.[8]
------سخنران------
استقامت و پایدار
یکی از ویژگی های مومن واقعی که در قرآن کریم و روایات مورد تاکید قرار گرفته صبر و استقامت در دین می باشد.
شخصیت های برجسته ای از صدر اسلام تا کنون به این ویژگی اخلاقی معروف شده اند و زبان زد می باشند.
----
آل ياسر
در آغاز اسلام, خانواده اي كوچك و مستضعف كه از چهار نفر تشكيل مي شدند به اسلام گرويدند. و به طور عجيبي در برابر شكنجه هاي بيرحمانه مشركان, استقامت نمودند.
اين چهار نفر عبارت بودند از: ياسر و سميه (شوهر و زن) و دو فرزندشان به نام عمار و عبدالله.
ياسر زير رگبار شلاق دشمن, همچنان ايستاد و از اسلام خارج نشد تا جان سپرد.
همسرش (سميه) با اينكه پيرزن بود تا حدي كه او را عجوزه خوانده اند با فريادهاي خود, در برابر شكنجه دشمنان استقامت نمود. سرانجام ابوجهل آخرين ضربت را به ناحيه شكم او زد و او نيز به شهادت رسيد.
ابوجهل علاوه بر آزار بدني, او را آزار روحي نيز مي داد, و به او كه پيرزن قد خميده بود مي گفت: تو به خاطر خدا به محمد ايمان نياورده اي, بلكه شيفته جمال محمد و عاشق رنگ او شده اي.
فرزندش (عبدالله) نيز تحت شكنجه شديد قرار گرفت, ولي استوار ماند. فرزند ديگرش عمار را به بيابان سوزان مي بردند و در برابر تابش آفتاب عريان مي كردند, و زره آهنين بر تن نيم سوخته اش مي نمودند و او را روي ريگهاي سوزان بيابان مكه, كه همچون پاره هاي آهن گداخته كوره آهنگران بود, مي خواباندند و حلقه هاي زره در بدنش فرو مي رفت و به او مي گفتند: به محمد صلي الله عليه و آله كافر شو و دو بت لات و عزي را پرستش كن و او تسليم شكنجه گران نمي شد.
آثار پاره هاي آتش آن چنان در بدن عمار اثر كرده بود كه پيامبر صلي الله عليه و آله او را آن گونه ديد, كه گوئي بيماري برص گرفته و آثار پوستي اين بيماري در صورت و بازوان و بدن وجود دارد.
پيامبر صلي الله عليه و آله به اين خاندان مي فرمود: استقامت كنيد اي خاندان ياسر, صبر نمائيد كه قطعاً وعده گاه شما بهشت است.[6]
---- شجاعت و استقامت ابوذر----
یکی دیگر از شخصیت های اسلامی که در صبرو اسقتامت زبان زد می باشد ابوذر غفاري می باشد
او شنيد كه پيامبري در مكه معظّمه ظهور كرده است, به برادرش گفت برو به مكه درباره اين پيامبر, از نزديك تفحّص كن و براي من خبر بياور.
انيس برادر ابوذر به مكّه آمد. ديد گروه بسياري دور هم جمع شده اند, نزد آنها آمد و گفت: چه خبر است؟ گفتند: شخصي از دين برگشته, مردم را به آئين جديد دعوت مي كند.
انيس به اين سخن اكتفا نكرد, شخصاً به حضور پيامبر رسيد, از ارزيابي گفتار پيامبر صلي الله عليه و آله چنين يافت كه او آنچه مي گويد, علم و حكمت و سعادت است, با شتاب به سوي غِفار آمد و اخبار خود را به برادرش گفت.
ابوذر تصميم گرفت كه به مكه برود و از نزديك اين پيامبر جديد را مشاهده نمايد, به دنبال اين تصميم به مكّه آمد تا خود را به حضور پيامبر صلي الله عليه و آله رساند, و اقوال و رفتار آن حضرت را تحت نظر آورده و درك كند كه آيا اين پيامبر صلي الله عليه و آله واقعاً پيامبر است يا نه؟!
در مكّه به مسجد آمد, ديد گروهي درباره پيامبر صلي الله عليه و آله سخن مي گويند ولي خود پيامبر در ميان آنها نيست, همان جا بود كه شب فرا رسيد, و تاريكي آن سراسر آفاق را فراگرفت, در اين موقع ديد, علي عليه السلام به مسجد آمد و مشغول طواف خانه كعبه شد.
در اين ميان نگاه حضرت علي عليه السلام به ابوذر افتاد و فرمود: گويا تو مرد غريبي هستي. ابوذر عرض كرد: آري.
حضرت, ابوذر را به خانه اش برد, آن شب ابوذر ذر خانه علي عليه السلام خوابيد ولي از علي عليه السلام هيچ گونه سؤالي نكرد, صبح زود از خانه علي عليه السلام بيرون آمد و به مسجد الحرام رفت, آن روز هم كنار كعبه بود تا شب فرا رسيد ولي پيامبر را نيافت, علي عليه السلام به خانه خدا آمد و مشغول طواف آن شد. در اين ميان ابوذر را ديد و او را به منزل خود آورد. در منزل به ابوذر گفت: تو كي هستي؟ براي چه به مكه آمده اي؟
ابوذر: اگر به كسي نگويي قصّه خود را مي گويم.
علي عليه السلام: بگو به كسي نخواهم گفت.
ابوذر: شنيدم پيامبري مبعوث شده و مردم را به خداي يكتا و بي همتا مي خواند مشتاق شدم او را ببينم.
علي عليه السلام ابوذر را راهنمايي كرد و او را به حضور پيامبر صلي الله عليه و آله آورد. ابوذر تا پيامبر صلي الله عليه و آله را ديد عرض كرد: اسلام را بر من عرضه بدار. پيامبر صلي الله عليه و آله اسلام را بر ابوذر عرضه داشت, ابوذر همان ساعت مسلمان شد. پيامبر صلي الله عليه و آله از روي مهرباني به ابوذر فرمود: دين خود را كتمان بدار تا مورد آزار قريش واقع نشوي برو به سوي روستاي خودت تا امر ما به تو برسد.
ابوذر عرض كرد: سوگند به آن كسي كه تو را به حق مبعوث كرد, در نزديك قريشيان با صداي بلند, اسلام آوردن خود را اعلام مي كنم. ابوذر به دنبال اين سخن به مسجد آمد و فرياد زد: اي گروه قريش! من شهادت به يگانگي خدا و رسالت محمد صلي الله عليه و آله مي دهم.
قريشيان به جان ابوذر افتادند و آنقدر او را كتك زدند كه نزديك بود ابوذر از دنيا برود, تا آنكه عباس عموي پيامبر صلي الله عليه و آله واسطه شد تا از او دست برداشتند, به اين ترتيب كه مبادا بين قريش و طايفه غفار جنگي واقع شود. ابوذر با آن حال نزد آب زمزم آمد و خون هاي بدنش را شست, و از مسجد خارج شد. صبح فردا نيز به مسجد الحرام آمد و با صداي بلند گفت: اي گروه قريش! اي گروه قريش! من گواهي به يگانگي و بي همتايي خداوند مي دهم و شهادت مي دهم كه حضرت محمد صلي الله عليه و آله رسول خداست. قريشيان با شنيدن اين سخنان از ابوذر, به سوي او حمله بردند, آنقدر او را كتك زدند كه بي هوش شد, بعد از مدتي به هوش آمد و خوب شد ولي از اين كه دين خود را اظهار كرد و ابلاغ نمود, خيلي مسرور و خوشحال بود.[5]
***
[1] . ذكر ذاكر: 18, استاد حسن زاده آملي.
[2] . الكافي 4 : 279.
[3] . توحيد: 230, شهيد دستغيب.
[4] . اقتباس از رنگارنگ 1 : 36.
[5] . قصص توجيهيه : 125.
[6] . حكايتهاي شنيدني 5 : 25; تفسير المنار 2 : 367.
--امام خمینی-- آیت الله سعیدی ---
یکی از نمونه های استقامت در مسیر دین داری امام خمینی ره می باشد
آیت الله محمد رضا سعیدی پدر امام جمعه فعلی قم می باشد که قبرش در وادی السلام قم می باشد
آن شهید بزرگوار درباره چنین می گوید: « هنگام نماز مغرب و عشا به منزل امام رفتم، می خواستم با ایشان مذاکره کنم، امام آماده نماز بود، وقتی منظورم را فهمید اندکی نماز را تأخیر انداخت. به عرض رساندم: آقا! طبق برداشتی که من کرده ام، از این به بعد شما در مبارزات خود، یاوران کمتری خواهید داشت. امام فرمود: « سعیدی! چی می گویی؟! به خدا قسم اگر تمام جن و اِنس پشت به پشت هم بدهند و در مقابل من بایستند، چون من این راه را حق یافته ام، از پای نخواهم نشست.»
مرحوم سعیدی پس از این دیدار و استماع سخنان جانبخش امام (ره) می گوید: « با سخنان امام چنان دلگرم شدم که روح تازه ای در وجودم دمیده شد و ایمان بیشتری به قیام و حرکت امام پیدا کردم.» آیت الله سعیدی از تصمیم و ارادة راسخ امام (ره) و قدرت عجیب و عظیم ایمان و توکل آن بزرگوار نیرویی تازه می گیرد و راه سراسر رنج و مبارزه و خطر را با میل اشتیاق انتخاب می کند
این شهید بزرگوار با برگزاری جلسات تفسیر، و پخش اعلامیه با امام همراه بود تا اینکه در جریان مخالفت کاپیتولاسیون دستگیر شد و تحت شدیدترین شکنجهها، در روز چهارشنبه 20 خرداد 1349 آن عالم مجاهد را به شهادت رسانید. پیکر آن مرد بزرگ فردای شهادتش تحویل فرزند ارشدش شد. و سرانجام به طور مخفیانه جنازة ایشان در وادیالسلام قم به خاک سپرده شد.
پیام شهید دربارة حضرت امام خمینی (ره):
آیت الله سعیدی علاقه و ارادت خاصی نسبت به حضرت امام خمینی (ره) داشت. دربارة امام (ره) گفته بود:« به خدا سوگند اگر مرا بکشید و خونم را بر زمین بریزید، در هر قطرة خونم نام مقدس خمینی را خواهید یافت.»
----نمونه های امروزی---
نمونه های امروزی آن آزادگان، خانواده های معظم شهدا که با یک یا چند شهید همچنان استوار از مواضع انقلاب اسلامی دفاع می کنند.
------آنچه از ما خواسته شده این است که ما در سه چیز صبر و استقامت داشته باشیم-------
15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى قَالَ أَخْبَرَنِي يَحْيَى بْنُ سُلَيْمٍ الطَّائِفِيُّ قَالَ أَخْبَرَنِي عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ الْيَمَانِيُّ يَرْفَعُ الْحَدِيثَ إِلَى عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِيَةِ[9]
رسول خدا (ص) فرمود:
صبر سه است: صبر بر مصيبت و صبر بر طاعت و صبر از گناه كردن.
--- صبر بر مصیبت ---
یکی از واقعیت های که خداوند متعال در قرآن به صراحت بر آن تاکید می نماید این هست که لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في كَبَد[10]»«كه ما انسان را در رنج آفريديم (و زندگى او پر از رنجهاست)! »
(2) البقرة : 155 وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرين
قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوهها، آزمايش مىكنيم و بشارت ده به استقامتكنندگان! (155)
سوّم صبر بر بلا, كه هرگاه مصيبتي از قبيلِ درد و رنج و فقر و مرگ و اهانت و حبس و آزارِ دشمن و سايرِ بليّات و حوادثِ ناگوار بر انسان پيش آيد, با صبرِ جميل يعني صبرِ به شكايت به خلق و بدونِ اعتراض قلبي بر خدا و عدمِ جزع و فزع از درد و غم و اندوه در آن بلا صبر كند و اگر ايمان را به درختي تشبيه كنيم, ثمره و ميوه آن درخت, اين انواع صبر است و مؤمن هميشه دارايِ صبر و شكيبايي در تمامِ مراحل خواهد بود, چون مي داند كه هر حادثه به فرمانِ خداست.[1]
زنِ مسلمانِ باديه نشيني بود به نام امّ عقيل . روزي دو ميهمان بر او وارد شدند. فرزندِ امّ عقيل همراهِ شتران در باديه بود, در همان لحظه به او خبر دادند كه شترِ خشمگين فرزندش را در چاهي انداخته و كشته است. زنِ با ايمان به كسي كه خبرِ مرگِ فرزند را برايِ او آورده بود, گفت: از مركب پياده شو و به پذيرايي از ميهمان كمك كن! گوسفندي حاضر داشت, به او داد تا آن را ذبح كند و سرانجام غذا آماده شد. امّ عقيل غذا را به نزدِ ميهمانان گذاشت. آنها مي خوردند و از صبر
و استقامتِ اين زنِ مسلمان در شگفت بودند. يكي از ميهمانان مي گويد: هنگامي كه از غذا خوردن فارغ شديم, زنِ با ايمان نزدِ ما آمد و گفت: آيا در ميانِ شما كسي هست كه از قرآن به خوبي آگاه باشد؟ يكي از حاضران گفت: بلي من آگاهم. زن گفت: آياتي از قرآن را برايم بخوان تا در برابرِ مرگِ فرزندم مايه تسلّيِ خاطرِ من گردد. او مي گويد: من اين آيات را برايِ آن زن خواندم وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ ءٍ مِنْ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنْ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرْ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا للّه ِِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُوْلَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُهْتَدُونَ ;[1] قطعاً همه شما را با چيزي از ترس, گرسنگي و كاهش در مال ها و جان ها و ميوه ها آزمايش مي كنيم و بشارت ده به استقامت كنندگان آنها كه هرگاه مصيبتي به ايشان مي رسد مي گويند ما از آن خداييم و به سويِ او باز مي گرديم. اين ها همان ها هستند كه الطاف و رحمتِ خدا شاملِ حالِشان شده و آنها هدايت يافتگان هستند.
زن خداحافظي كرد. سپس رو به قبله ايستاد و چند ركعت نماز گزارد. سپس عرض كرد: اللَّهُمَّ اِنّي فَعَلْتُ مَا اَمَرْتَني فَانجِز لي مَا وَعَدْتَني; خداوندا! من آن چه را تو دستور داده بودي انجام دادم و رشته شكيبايي را رها نساختم, تو هم آنچه را از رحمت و صلوات به من وعده داده اي بر من ارزاني دار! سپس اضافه كرد: اگر بنا بود در اين جهان كسي برايِ كسي بماند.... يكي از حاضران مي گويد: من فكر كردم مي خواهد بگويد: فرزندم برايِ من باقي مي ماند. امّا ما ديدم چنين ادامه داد: پيامبر اسلام محمد صلي الله عليه و آله براي امّتش باقي مي ماند. [2]
---- صبر بر عبادت ---
دوم صبر بر عبادت
تمام اعمال و عباداتی که خداوند متعال برای انسان قرار داده همراه با سختی هست و تکلیف را از این باب تکلیف می گویند که به همراه خود سختی و مشقت دارد
نماز، روزه، حج و...
و یا اینکه انسان در نماز و طاعت عجول نباشد. به واسطه شتاب در نماز, اركانِ عبادت و حضورِ قلب را خراب نكند, بلكه با صبر و طمأنينه خاطر و حضورِ قلب و توجّهِ كامل به شرايط و مستحبّات, هر چه تواند به جاي آورد.
--سوم-- صبر بر گناه ---
يكي صبر در معصيت كه چون نفس, انسان را به معصيتي دعوت كند, به صبر و شكيبايي از لذّتِ آن معصيت بگذرد و دامنِ صبر و حلم را در مقابلِ آن لذّتِ فانيِ موقّت از دست ندهد.
--- هشدار ---
همانگونه که پیامبر خدا صل الله علیه و آله پیش از رمضان این بشارت را دادند که شیطان در این ماه در غُل و زنجیر هست این هشدار نیز وجود دارد که از امشب دست شیطان از غل و زنجیر باز می شود
در این میان خوشا به سعادت کسی که بتواند بیشترین صبر و استقامت را در برابر شیطان و وسوسه هایش داشته باشد
- مرد می خداهد که بتواند در برابر گناه صبر کند---
خودتان با چشمان خود خواهید دید که برخی در همان ساعت های اولیه امشب با گناهان خود شروع به از دست دادن آنچه در این ماه کسب کرده اند خواهد شد
از دقایقی دیگر صدای موسیقی از برخی خانه ها و خودروها بلند خواهد شد
برخی بیشتر مقاومت می کنند و تا فردا صبر می کنند اما از فردا به سراغ شبکه های ماهواره ای می روند
برخی ممکن هست تا یک ماه مقاومت کنند و به سرا شبکه های و سایت های مبتذل مجازی نروند اما بعد از یک و یا دو ماه دیگر نتوانند صبر کنند و گرفتار گناه شوند
---- پاداش صابران ---
خوشا به سعادت کسی که بتواند تا ماه مبارک سال بعد در برابر گناهان استقامت کنند که در این صورت به پاداش هایی که خداوندن برای صابران قرار داده نائل می شود
خداوند متعال به کسانیکه در مسیر دین اهل استقامتند بشارت بهشت داده و فرموده است:
(41) فصلت : 30 إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي كُنْتُمْ تُوعَدُون
به يقين كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است!» سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مىشوند كه: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است! (30)
- در روایت دیگری به صابران ورود بدون حساب به بهشت وعده داده شده--
«25»، وَ عَنْ زَيْنِ الْعَابِدِينَ ع قَالَ إِذَا جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ يُنَادِي مُنَادٍ أَيْنَ الصَّابِرُونَ لِيَدْخُلُوا الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ الْخَبَر
الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج2 ؛ ص91
15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى قَالَ أَخْبَرَنِي يَحْيَى بْنُ سُلَيْمٍ الطَّائِفِيُّ قَالَ أَخْبَرَنِي عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ الْيَمَانِيُّ يَرْفَعُ الْحَدِيثَ إِلَى عَلِيٍّ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الصَّبْرُ ثَلَاثَةٌ صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ صَبْرٌ عَلَى الطَّاعَةِ وَ صَبْرٌ عَنِ الْمَعْصِيَةِ[11] فَمَنْ صَبَرَ عَلَى الْمُصِيبَةِ حَتَّى يَرُدَّهَا بِحُسْنِ عَزَائِهَا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَلَاثَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَنْ صَبَرَ عَلَى الطَّاعَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ سِتَّمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ[12] إِلَى الْعَرْشِ وَ مَنْ صَبَرَ عَنِ الْمَعْصِيَةِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ تِسْعَمِائَةِ دَرَجَةٍ مَا بَيْنَ الدَّرَجَةِ إِلَى الدَّرَجَةِ كَمَا بَيْنَ تُخُومِ الْأَرْضِ إِلَى مُنْتَهَى الْعَرْشِ.[13]
رسول خدا (ص) فرمود:
صبر سه است: صبر بر مصيبت و صبر بر طاعت و صبر از گناه كردن.
هر كه در مصيبت صبر كند تا آن را به تسلى خوبى جواب گويد، خدا برايش سيصد درجه نويسد كه ميان هر درجه تا درجه ديگر به مانند ميان آسمان است تا زمين و هر كه بر طاعت صبر كند خدا برايش ششصد درجه نويسد كه ميان درجهاى تا درجه ديگر از عمق زمين است تا عرش و هر كه بر معصيت صبر كند، خدا برايش
نهصد درجه نويسد كه ميان هر درجه تا درجه ديگر از عمق زمين تا پايان عرش باشد.[14]
*خداوند متعال این توفیق را به ما عنایت نماید که هم در طاعت و هم مصیبت و هم معصیت صبور باشیم و بتوانیم تا سال آینده بر معصیت صبر نماییم صلوات ختم کنیدو
---- روضه ---
روضه
السلام عليك يا فاطمه الزهرا يا بنت محمد يا قره عين الرسول يا سيدتنا و مولاتنا انا توجهنا وستشفعنا و توسلنا بك الي الله و قدمناك بين يدي حاجاتنا يا وجيهه عند الله اشفعي لنا عند الله
بعد از جريان سقيفه و حمله به خانه فاطمه زهرا سلام الله عليها در اثر ضرباتي كه قنفذ بر پيكر نازنين حضرت زهرا سلام الله عليها وارد كرد و سقط محسن شش ماهه آنحضرت ؛ ايشان پيوسته ضعيف و ضعيفتر مي شدند تا اينكه بالاخره در خانه بستري شدند
* به بستر فاطمه افتاده و مولا پرستارش
ببين حال پرستار و مپرس احوال بيمارش
* علي از چشم زهرا چشم خود بر نمي دارد
مجسم مي كند عشق و فداكاري و ابثارش
به نقل تاريح بيماري ايشان حدود 40 روز طول كشيد و در اين ايام حال ايشان روز به روز بدتر مي شد تا اينكه يك روز به آقا امير المومنين عليه السلام عرضه داشتند : پسر عمو خبر مرگ به من رسيده آنگونه كه در مي يابم چيزي نمانده كه به پدرم ملحق شوم مي خواهم وصيت كنم . آنگاه علي عليه السلام اتاق را خلوت كرد و كنار بستر فاطمه نشست صدا زد فاطمه جان به خدا فراق تو بر من سخت است « هذه مصيبه لا عَزاءَ لها و رَزيّهٌ لا خلف لها » اين مصيبتي و داغي است كه بايد تا آخر عمر با آن بسوزم و بسازم
ساعتي با هم گريه كردند زهرا هم خود گريه كرد و هم اجازه داد علي گريه كند
* اي خدا را اولين مظلوم دنيا گريه كن
بر من مظلومه اي محبوب دلها گريه كن
* رنگ رخسارت گواهي مي دهد از درد تو
جان تو بر لب رسيده جان زهرا گريه كن
بعد از اينكه مقداري گريشان آرام تر شد حضرت زهرا وصايايي را مطرح كردند و فرمودند : يا علي حَنِّطني و غسّلني و كفّنّي بالليل و صل عليّ و ادفنّي بالليل
علي جان مرا شبانه غسل بده و كفن . شبانه نماز بخوان و در شب مرا دفن كن
حضرت به این وصیت عمل کرد شبانه حضرت را غسل داد
اميرالمؤمنين (ع) بعد از تغسيل و تکفين فاطمه (س)، و در موقع بستن بندهاي کفن صدا زد: «يا ام کـلثوم، يا زينب، يا سکينة، يا فضة، يا حسن، ياحسين، هلموا تزودوا من امکم فهذا الفراق، و اللقا في الجنة» اي فرزندانم! بيائيد براي آخرين بار، مادرتان را ببينيد که ملاقات به قيامت موکول مي شود. امـيـرالمؤمنين (ع) ميفرمايد: خدا را شاهد مي گيرم که فاطمه (س) ناله ائي کرد و دستهاي خود را گـشـود و حـسن و حسين (ع) را به آغوش گرفت، که در همين حال صدائي از آسمان به گوشم رسـيـد که «ارفععهما عنها، فلقد ابکيا واللّه ملائکة السماوات» فرزندان را از روي سينه مادرشان بردار، بخدا سوگند که ملائکه آسمانها را به گريه در آوردند [1]
[1] ( 4). قيل: من هنا كأنّه من كلام المصنّف، لكن في التهذيب ج 1 ص 181 عن ابن أبي عمير عن زرارة عن أبي عبد اللّه نحوه الى قوله« ربّه فصلى».
[2] ( 5). أي بالتكبير المعهود عند الخروج الى المصلى، أو الأعمّ بعد أربع صلوات كما تقدّم.
[3] ( 6). رواه الشيخ في الاستبصار ج 1 ص 343 باختلاف في اللفظ.
[4] ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.
[5] ابن بابويه، محمد بن على، ترجمه من لا يحضره الفقيه، 6جلد، نشر صدوق - تهران، چاپ: اول، 1367ش.
[6] ( 3). يدل على أن زكاة الفطرة وقاية للإنسان كما أن زكاة المال وقاية له.( المرآة).
[7] ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، 4جلد، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ: دوم، 1413 ق.
[8] ابن بابويه، محمد بن على، ترجمه من لا يحضره الفقيه، 6جلد، نشر صدوق - تهران، چاپ: اول، 1367ش.
[9] ( 4) في بعض النسخ[ على المعصية].
[10] - (90) البلد : 4
[11] ( 4) في بعض النسخ[ على المعصية].
[12] ( 5) في الصحاح- التخم: منتهى كل قرية أو أرض و الجمع تخوم كفلس و فلوس.
[13] كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
[14] كلينى، محمد بن يعقوب، أصول الكافي / ترجمه كمرهاى، 6جلد، اسوه - ايران ؛ قم، چاپ: سوم، 1375 ش.