سه رسالت مهم شیعیان در عصر غیبت امام زمان عجل الله تعالی فی فرجه
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین
سه رسالت مهم شیعیان در عصر غیبت امام زمان عجل الله تعالی فی فرجه
وقتی ماه شعبان و روز نیمه شعبان می رسد، شیعیان به یمن قدوم با برکت حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فی فرجه الشریف اقدام به برگزاری جشن و سرور می نمایند. هر کسی در توان خودش سعی می کند در این راستا قدم بردارد.
هرچند برگزاری جشن و سرور برای میلاد مبارک امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف کار کوچکی نیست اما تکالیف و وظایف شیعیان در عصر غیبت بسیار مهم تر و سنگین تر از برگزاری مجالس جشن است. که در این جلسه به تعدادی از این وظایف اشاره می نماییم.
1-شناخت صحیح امام زمان عجل الله فی فرجه
یکی از وظایف همه مسلمانان این است که در هر عصر و زمانی امام زمان خود را بشناسند.
از مسلمات روایی میان شیعه و سنی روایت معروف پیامبر اکرم صل الله علیه و آله است که می فرمایند:
«مَن مَاتَ و لَم يعرِف إمامَ زمَانِه ماتَ ميتةً جاهلية»؛4
«هر کس بميرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.»
علامه مجلسي اين حديث را با چهل سند از طرق اختصاصي شيعه در بحارالانوار آورده است.5 و علماي اهل سنت اين حديث را در بيش از هفتاد کتاب از منابع حديثي خود آوردهاند.
این روایت نشان می دهد که وظیفه هرکس در هر عصر و زمانی شناخت امام زمان خود است.
لذا یکی از وظایف ما در عصر غیبت شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است که خود مراتبی دارد.
اولین مرتبه و مهمترین مرتبه آن شناخت امام واقعی از میان مدعیان امامت و خلافت است. خوشبختانه شیعیان به برکت تبعیت از پیامبر اکرم در واقعه غدیر و روایات متعددی که نام و مشخصات امامان پس از خود را به صراحت و نام مشخصات نام برده اند و همچنین هدایت های اهل بیت علیهم السلام که جانشینان واقعی خود را معرفی نموده و دلایل و براهین آن را نیز دیده اند در دام مدعیان دروغین امامت و خلافت نیفتاده اند.
همانگونه که می دانیم در طول تاریخ برای گروهی از افرادی که در پی منافع شخصی و گروهی بودهاند، استفاده از مقدسات، امری رایج بوده است. این افراد با سوء نیت و گروهی نیز با نیت اصلاح وضعیت نابسامان موجود در دوره خود، از عنوان قیام و انقلاب امام مهدی (ع) سوء استفاده کرده و به ناحق، ادعای مهدویت خویش را مطرح کردهاند. بیان علائم ظهور یکی از راههایی است که امکان شناسایی مهدی واقعی را از مدعیان دروغین و غیر اصیل، فراهم میکند.
نگاهی به تاریخ نشان می دهد که افراد متعددی ادعای مهدویت نموده اند بسیاری از مردم جاهل را به دنبال خود کشانده اند
-عبیدالله المهدی: در سال ۲۹۷ق به عنوان مهدی از افریقا قیام کرد و دولت فاطمیان را تشکیل داد که پس از ۲۷۰ سال منقرض گردید.[۳] او برای رسیدن به خلافت خود را مهدی خواند.[۴]
-غلاماحمد قادیانی در سال ۱۸۲۶م از پنجاب هندوستان قیام کرد و ضمن ادعای مهدویت و سپس نبوت با سیکهای آنجا جنگید و فرقه قادیانی را تشکیل داد.[۵]
-سید علیمحمد باب، مؤسس آیین بابیت، سید علیمحمد شیرازی (۱۲۳۵ق-۱۲۶۶ق) مؤسس آیین بابی که در میان پیروانش مشهور به باب و نقطه اُولی است. او از شاگردان سید کاظم رشتی در کربلا بود و پس از فوت او در سال ۱۲۵۹ق، مدعی شد که رُکنِ رابع و باب (نماینده خاص) امام زمان(عج) است. پس از آن، هجده نفر از پیروان فرقه شیخیه (معروف به حروف حی) به وی ایمان آوردند. به دلیل اقدامات یارانش، به دستور حاکم فارس دستگیر و از بوشهر به شیراز برده شد و پس از آن به اصفهان و سپس به دستور میرزا آقاسی، صدراعظم محمدشاه قاجار، به تبریز و زندان چهریق منتقل شد.
علیمحمد باب در مدت هفت سال از شروع ماجرای بابیّت، ادعاهایی از قبیل مهدویت، نبوت و ربوبیت را مطرح کرد، ولی گفته شده در مناظره با علمای شیراز، اصفهان و تبریز، از پاسخگویی به آنها درماند. پس از آخرین مناظرهاش با علمای تبریز در حضور ناصرالدین میرزا، ولیعهد قاجار، با نوشتن توبهنامهای دوباره به زندان چِهریق برده شد تا اینکه ناصرالدین شاه بر تخت نشست و امیرکبیر صدراعظم شد و علیمحمد در شعبان ۱۲۶۶ق با نظر ناصرالدین شاه و امیرکبیر، و به فتوای علمای تبریز، اعدام و به چاه انداخته شد. به ادعای بهائیان، جسد باب پس از چند بار دفن شدن در جاهای مختلف، در سال ۱۳۱۷ق از ایران به فلسطین برده شد و در کوه کَرمِل در حیفا دفن شد.
علیمحمد باب، خود را از همه پیامبران حتی پیامبراسلام(ص) برتر و مظهر نفس خدا میدانست. او معتقد بود با ظهور دینش، اسلام نسخ شد و خود را مُبشّر ظهور بعدی یعنی مَنْ یُظْهِرُهُ الله ذکر میکرد. وی تدریس کتابی جز کتاب «بیان» را جائز نمیدانست و به فرمانروای آینده بابی توصیه کرد که هیچ کس غیر از بابیان را روی زمین باقی نگذارد. کتاب بیان به زبان فارسی و عربی، و همچنین تفسیر سوره یوسف از جمله آثار او است.
-مهدی سودانی: او از رهبران ضد استعمار در سودان (۱۳۰۷-۱۲۶۴ق) بود. او پس از تصرف خارطوم پایتخت سودان، ادعای مهدویت کرد.[۸] او در سال ۱۸۸۵م (۴ رمضان ۱۳۰۲ق) بر اثر بیماری از دنیا رفت و جسدش را در منزلش دفن کردند که بعدها به قبةالمهدی مشهور شد.[۹]
-مهدی هرغی: محمد بن عبدالله بن تومرت علوی حسنی (۴۸۵-۵۸۰ق) بود که در جبال مراکش سکونت داشت، در سال ۴۹۷ق با نام مهدی قیام کرد و بر اسپانیا تسلط یافت و سلسله موحدین را بنا نهاد.
قطعا اگر پیروان این افراد به همان مشخصاتی که از پیامبر اسلام نقل شده که از نسل امام حسین علیه السلام است و فرزند امام حسن عسگری بوده و ...بقیه مشخصات را به خوبی می دانستند و بدون تعصب عمل می کردند دنیا و آخرت خود را فدای چنین مدعیانی نمی کردند.
دومین مرتبه شناخت امام در عصر ما که دوران غیبت قرار دارد این است که بدانیم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف امام حی و حاضر ما هستند هرچند در پشت پرده غیبت قرار دارند. بر خلاف اهل سنت که تصور می کنند امام زمان هنوز به دنیا نیامده و بطلان این تفکر از همان حدیث «مَن مَاتَ و لَم يعرِف إمامَ زمَانِه ماتَ ميتةً جاهلية»؛4 که خود اهل سنت بدان پایبند است به دست می آید چراکه توصیه به شناخت امام زمانی که وجود ندارد معنا ندارد. چگونه امکان دارد به ما توصیه کنند امام زمان خود را بشناسیم در حالیکه امامی وجود ندارد و هنوز به دنیا نیامده لذا صدور چنین دستوری از سوی پیامبر اکرم صل الله علیه و آله با عقل و حکمت سازگار نخواهد بود.
سومین مرتبه از شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شناخت جایگاه و مرتبه حقیقی امام است که در جامعه کبیره به تفصیل به جایگاه و نقش امام معصوم پرداخته شده است. و همچنین در دعای ندبه در خصوص جایگاه امام زمان عج الله تعالی فی فرجه الشریف می خوانیم
أَيْنَ الأَْنْجُمُ الزَّاهِرَهُ أَيْنَ أَعْلاَمُ الدِّينِ وَ قَوَاعِدُ الْعِلْمِ أَيْنَ بَقِيَّهُ اللَّهِ الَّتِي لاَ تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَهِ الْهَادِيَهِ
كجايند ستارگان فروزان، كجايند پرچمهاي دين، و پايه هاي دانش، كجاست آن باقيمانده خدا كه از عترت هدايتگر خالي نشود،
أَيْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَهِ أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لإِِقَامَهِ الأَْمْتِ وَ الْعِوَجِ
كجاست آن مهيّا گشته براي ريشه كن كردن ستمكاران، كجاست آن كه براي راست نمودن انحراف و كجي به انتظار اويند،
أَيْنَ الْمُرْتَجَي لإِِزَالَهِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ أَيْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِيدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ
كجاست آن اميد شده براي از بين بردن ستم و دشمني، كجاست آن ذخيره براي تجديد فريضه ها و سنّتها،
أَيْنَ الْمُتَخَيَّرُ لإِِعَادَهِ الْمِلَّهِ وَ الشَّرِيعَهِ أَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لإِِحْيَاءِ الْكِتَابِ وَ حُدُودِهِ
كجاست آن برگزيده براي بازگرداندن دين و شريعت، كجاست آن آرزو شده براي زنده كردن قرآن و حدود آن،
أَيْنَ مُحْيِي مَعَالِمِ الدِّينِ وَ أَهْلِهِ أَيْنَ قَاصِمُ شَوْكَهِ الْمُعْتَدِينَ أَيْنَ هَادِمُ أَبْنِيَهِ الشِّرْكِ وَ النِّفَاقِ
كجاست احياگر نشانه هاي دين و اهل دين، كجاست درهم شكننده شوكت متجاوزان، كجاست ويران كننده بناهاي شرك و دورويي،
أَيْنَ مُبِيدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْعِصْيَانِ وَ الطُّغْيَانِ أَيْنَ حَاصِدُ فُرُوعِ الْغَيِّ وَ الشِّقَاقِ (اَلنِّفَاقِ)
كجاست نابودكننده اهل فسق و عصيان و طغيان، كجاست دروكننده شاخه هاي گمراهي و شكاف اندازي،
أَيْنَ طَامِسُ آثَارِ الزَّيْغِ وَ الأَْهْوَاءِ أَيْنَ قَاطِعُ حَبَائِلِ الْكِذْبِ وَ الاِفْتِرَاءِ
كجاست محوكننده آثار انحراف و هواهاي نفساني، كجاست قطع كننده دامهاي دروغ و بهتان،
أَيْنَ مُبِيدُ الْعُتَاهِ وَ الْمَرَدَهِ أَيْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنَادِ وَ التَّضْلِيلِ وَ الإِْلْحَادِ أَيْنَ مُعِزُّ الأَْوْلِيَاءِ وَ مُذِلُّ الأَْعْدَاءِ
كجاست نابودكننده سركشان و سرپيچي كنندگان، كجاست ريشه كن كننده اهل لجاجت و گمراهي و بي ديني كجاست عزّت بخش دوستان، و خواركننده دشمنان،
أَيْنَ جَامِعُ الْكَلِمَهِ عَلَي التَّقْوَي أَيْنَ بَابُ اللَّهِ الَّذِي مِنْهُ يُؤْتَي
كجاست گردآورنده سخن بر پايه تقوا، كجاست در راه خدا كه از آن آمده شود،
أَيْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِي إلَيْهِ يَتَوَجَّهُ الأَْوْلِيَاءُ أَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الأَْرْضِ وَ السَّمَاءِ
كجاست جلوه خدا، كه دوستان به سويش روي آورند، كجاست آن وسيله پيوند بين زمين و آسمان،
أَيْنَ صَاحِبُ يَوْمِ الْفَتْحِ وَ نَاشِرُ رَايَهِ الْهُدَي أَيْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاَحِ وَ الرِّضَا
كجاست صاحب روز پيروزي، و گسترنده پرچم هدايت، كجاست گردآورنده پراكندگي صلاح و رضا،
أَيْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الأَْنْبِيَاءِ وَ أَبْنَاءِ الأَْنْبِيَاءِ أَيْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاَءَ
كجاست خواهنده خون پيامبران و فرزندان پيامبران، كجاست خواهنده خون كشته در كربلا،
أَيْنَ الْمَنْصُورُ عَلَي مَنِ اعْتَدَي عَلَيْهِ وَ افْتَرَي
كجاست آن پيروز شده بر هر كه به او ستم كرد و بهتان زد،
أَيْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذِي يُجَابُ إِذَا دَعَا أَيْنَ صَدْرُ الْخَلاَئِقِ (اَلْخَلاَئِفِ) ذُو اَلْبِرِّ وَ التَّقْوَي
كجاست آن مضطّري كه اجابت شود هنگامي كه دعا كند، كجاست سرسلسله مخلوقات، داراي نيكي و تقوا،
أَيْنَ ابْنُ النَّبِيِّ الْمُصْطَفَي وَ ابْنُ عَلِيٍّ الْمُرْتَضَي وَ ابْنُ خَدِيجَهَ الْغَرَّاءِ وَ ابْنُ فَاطِمَهَ الْكُبْرَي
كجاست فرزند پيامبر برگزيده، و فرزند علي مرتضي، و فرزند خديجه روشن جبين، و فرزند فاطمه كبري؟،
چهارمین مرتبه مطالعه تاریخ زندگانى امام؛ مطالعه سرگذشت و سیره آن حضرت؛ خصوصاً در باب فضایل، مناقب و خصوصیاتی که انسان را متوجه مقام والاى آن بزرگواران مىکند و جذبه و کشش خاصى نسبت به آن فرزانگان در روح انسان، حاکم مىشود.
پنجمین مرتبه از شناخت، الگو قرار دادن و واجب الاطاعه دانستن امام و عمل نمودن به دستورات امام زمان به عنوان امام به حق است.
3-شناخت و معرفی علائم ظهور
یکی دیگر از وظایف شیعیان در عصر غیبت شناخت و معرفی علائم ظهور است و این اقدام به هر مقدار که به زمان ظهور نزدیکتر می شویم از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد شد.
دانستن و معرفی علائم ظهور و انتقال سینه به سینه آن علاوه بر اینکه ایجاد امید در دل مومنان می کند باعث می شود تا مومنین در فتنه های گوناگون دچار اشتباه و انحراف نشوند.
علاوه بر اینکه ذکر نشانهها و شناخت علائم ظوهر، مؤمنان را از گمراهی در زمان آکنده از فتنۀ های آخرالزمان که در آستانه ظهور اتفاق می افتد مصون میدارد؛ به ویژه شناخت فتنههایی که از نشانههای ظهور به شمار میآیند، سبب میشود مؤمنان هنگام رویارویی با آنها بصیرت فزونتر داشته، خود را از لغزش و انحراف محافظت کنند.[1]
نشانه های ظهور
نشانه های حتمی ظهورنشانه هایی که در آستانه ظهور حضرت مهدی(ع) تحقق خواهد یافت ، پنج نشانه است که به آنها علایم حتمی می گویند . این علائم پنج گانه حتمی در روایات واخبار از زبان حضرت ائمه معصومین (ع) مطرح شده است .امام صادق (ع) فرمود : پنج نشانه از قبل از ظهور قائم می باشد : 1. صیحه اسمانی 2.خروج یمانی 3. خسف در زمین بداء 4. خروج سفیانی 5. قتل نفس زکیه.توضیح این علایم :
1ـ خروج سفیانی: سفیانی نام مردی جنایت کار است که از شام قیام می کند و لشکرهایی برای کشتن شیعیان به مدینه و کوفه می فرستد و خودش هم به سمت بیت المقدس حرکت می کند؛ امام صادق(ع) فرمود: «اگر سفیانی را ببینی، پلیدترین مردم را دیده ای»؛ (همان، ج 2، ص 557)
2 ـ خسف بیداء: خسف یعنی فرو رفتن در زمین و بیداء نام بیابانی میان مکه و مدینه و به معنای نابودی است. وقتی لشکر سفیانی پس از فتح مدینه از آن جا خارج می شوند و به سوی مکه حرکت می کنند، همه در بیابان بیداء به زمین فرو رفته، به طور معجزه آسا دفن می شوند؛
3 ـ ندای آسمانی: منظور صدایی است که در شب و روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان از آسمان شنیده می شود و همه دنیا و هر کس به زبان خود آن را می شنود. امام صادق (ع) فرمود:«ندا دهنده ای از آسمان به قائم (عج) و نام پدرش آواز می دهد».(همان، ص 187)
4 ـ قتل نفس زکیه: نفس زکیه یعنی انسان پاک و بی گناه؛ یکی از نشانه های حتمی، کشته شدن فردی بی گناه از سادات در مسجد الحرام (بین رکن و مقام) است. امام صادق (ع) فرمود: «بین قیام قائم آل محمد(عج) و کشته شدن نفس زکیه، تنها پانزده شب فاصله دارد». (کمال الدین، ج 2 ، ص 554)
5 ـ قیام یمانی: یمانی سرداری نیک نهاد و درست کار و طرف دار امام مهدی است و از «صنعای» سرزمین یمن که پیش از ظهور قیام می کند. او با تباهی ها می ستیزد. امام باقر(ع) فرمود:«در میان بیرق هایی که پیش از قیام مهدی (عج) بلند می شود، پرچمی هدایت کننده تر از پرچم یمانی وجود ندارد که آن پرچم ,هدایت است، چون شما را به سوی صاحب تان دعوت می کند.» یمانی، هم زمان با سفیانی قیام می کند.
به عنوان نمونه وقتی در پیشگویی های روایی ما تصریح شده که در آستانه ظهور دو ندای آسمانی شنیده می شود که یکی صدای جبرئیل امین است و دیگری صدایی از زمین که صدای شیطان لعین است با تحقق این پیشگویی و اینکه اهل بیت علیهم السلام راهنمایی کرده اند که باید باید به کدام ندا لبیک گفت دیگر برای افرادی که این علائم را می دانند و شنیده اند در شناخت حق هیچ جای تحیر و شک و شبهه ای باقی نمی ماند.
در برخی نقل های آمده وقتی امام زمان عجل الله تعالی دومی را از قبر بیرون می کشد و جسد او را به درخت آویزان می کند باز عرصه امتحان جدیدی ایجاد می شود و آن درخت سبز می شود و برخی از اهل سنت همین را دلیل بر حقانیت او می گیرند و به راه خود راسخ تر می شوند.
عَنْ مُدِيحِ بْنِ هَارُونَ بْنِ سَعْدٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الطُّفَيْلِ عَامِرَ بْنَ وَاثِلَةَ يَقُولُ: سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَقُولُ لِعُمَرَ: «مَنْ عَلَّمَكَ الْجَهَالَةَ يَا مَغْرُورُ؟ وَ إِيْمُ اللَّهِ لَقَدْ كُنْتَ بَصِيرًا، وَ كُنْتَ فِي دُنْيَاكَ تَاجِرًا نَحْرِيرًا، وَ كُنْتَ فِيمَا أَمَرَكَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) أَرْكَبْتَ [رَكِبْتَ] الْغَضَبَ وَ فَرَشْتَهُ، وَ لَمَّا أَحْبَبْتَ أَنْ يَتَمَثَّلَ لَكَ الرِّجَالُ قِيَامًا، وَ لَمَّا ظَلَمْتَ عِتْرَةَ النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) بِقَبِيحِ الْفِعَالِ. غَيْرَ أَنِّي أَرَاكَ فِي الدُّنْيَا قَتِيلًا بِجِرَاحَةِ ابْنِ عَبْدِ أُمِّ مُعَمَّرٍ، تَحْكُمُ عَلَيْهِ جَوْرًا فَيَقْتُلُكَ تَوْفِيقًا، يَدْخُلُ وَ اللَّهِ الْجِنَانَ عَلَى رَغْمٍ مِنْكَ. وَ اللَّهِ لَوْ كُنْتَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) سَامِعًا مُطِيعًا لَمَا وَضَعْتَ سَيْفَكَ فِي عُنُقِكَ، وَ لَمَا خَطَبْتَ عَلَى الْمِنْبَرِ. وَ لَكَأَنِّي بِكَ قَدْ دُعِيتَ فَأَجَبْتَ، وَ نُودِيَ بِاسْمِكَ فَأَحْجَمْتَ. وَ إِنَّ لَكَ هَتْكَ سِتْرٍ [سِتْرٍ] وَ صَلْبًا، وَ لِصَاحِبِكَ الَّذِي اخْتَارَكَ وَ قُمْتَ مَقَامَهُ مِنْ بَعْدِهِ.»
فَقَالَ عُمَرُ: «يَا أَبَا الْحَسَنِ، أَمَا تَسْتَحِي لِنَفْسِكَ مِنْ هَذَا الْإِفْكَ؟»
فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): «مَا قُلْتُ لَكَ إِلَّا مَا سَمِعْتُ، وَ مَا نَطَقْتُ إِلَّا مَا عَلِمْتُ.»
قَالَ: «فَمَتَى هَذَا يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ؟»
قَالَ: «إِذَا أُخْرِجَتْ جِيفَتَاكُمَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مِنْ قَبْرَيْكُمَا اللَّذَيْنِ لَمْ تُدْفَنَا فِيهِمَا إِلَّا لِئَلَّا يَشُكَّ أَحَدٌ فِيكُمَا إِذَا نُبِشْتُمَا. وَ لَوْ دُفِنْتُمَا بَيْنَ الْمُسْلِمِينَ لَشَكَّ شَاكٌّ، وَ ارْتَابَ مُرْتَابٌ. وَ سَتُصْلَبَانِ عَلَى أَغْصَانِ دَوْحَةٍ يَابِسَةٍ، فَتُورِقُ تِلْكَ الدَّوْحَةُ بِكُمَا وَ تَفْرَعُ وَ تُخْضِرُ بِكُمَا، فَتَكُونَا لِمَنْ أَحَبَّكُمَا وَ رَضِيَ بِفِعْلِكُمَا آيَةً، لِيُمَيِّزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ. وَ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْكُمَا وَ النَّاسُ يَسْأَلُونَ رَبَّهُمُ الْعَافِيَةَ مِمَّا بُلِيتُمَا بِهِ.»
قَالَ: «فَمَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ؟»
قَالَ: «عِصَابَةٌ قَدْ فَرَّقَتْ بَيْنَ السُّيُوفِ وَ أَغْمَادِهَا، وَ ارْتَضَاهُمُ اللَّهُ لِنُصْرَةِ دِينِهِ، فَمَا تَأْخُذُهُمْ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ. وَ لَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْكُمَا وَ قَدْ أُخْرِجْتُمَا مِنْ قَبْرَيْكُمَا طَرِيَّيْنِ بِصُورَتَيْكُمَا، حَتَّى تُصْلَبَا عَلَى الدَّوْحَاتِ، فَتَكُونُ ذَلِكَ فِتْنَةً لِمَنْ أَحَبَّكُمَا. ثُمَّ يُؤْتَى بِالنَّارِ الَّتِي أُضْرِمَتْ لِإِبْرَاهِيمَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) وَ لِجُرْجِيسَ وَ دَانِيَالَ وَ كُلِّ نَبِيٍّ وَ صِدِّيقٍ وَ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ، وَ هِيَ النَّارُ الَّتِي أَضْرَمْتُمُوهَا عَلَى بَابِ دَارِي لِتُحْرِقُونِي وَ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ ابْنِيَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ ابْنَتَيَّ زَيْنَبَ وَ أُمَّ كُلْثُومٍ، حَتَّى تُحْرَقَا بِهَا. وَ يُرْسِلُ اللَّهُ إِلَيْكُمَا رِيحًا مُدَبِّرَةً فَتَنْسِفُكُمَا فِي الْيَمِّ نَسْفًا، وَ يَأْخُذُ السَّيْفَ مَنْ كَانَ مِنْكُمَا، وَ يَصِيرُ مَصِيرُكُمَا إِلَى النَّارِ جَمِيعًا. وَ تَخْرُجَانِ إِلَى الْبَيْدَاءِ إِلَى مَوْضِعِ الْخَسْفِ الَّذِي قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: وَ لَوْ تَرَى إِذْ فَزِعُوا فَلَا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكَانٍ قَرِيبٍ، يَعْنِي مِنْ تَحْتِ أَقْدَامِكُمَا.»[2]
از مدیح بن هارون بن سعد نقل شده است که گفت: شنیدم ابوالطفیل عامر بن واثله میگفت: شنیدم امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به عمر میفرمود: «چه کسی به تو جهالت آموخت، ای فریبخورده؟ به خدا سوگند، تو بینا بودی و در دنیایت تاجری ماهر بودی، و در آنچه رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) به تو دستور داد، سوار بر خشم شدی و آن را گسترش دادی، و دوست داشتی که مردان در برابرت به پا خیزند، و به عترت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) با اعمال زشت ستم کردی. اما من تو را در دنیا میبینم که به دست پسر عبد ام معمر با ضربهای کشته میشوی، در حالی که به او ستم کردهای و او تو را به توفیق الهی میکشد و به خدا سوگند، وارد بهشت میشود، در حالی که تو ناخشنود هستی. به خدا سوگند، اگر تو از رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) اطاعت میکردی، هرگز شمشیرت را بر گردن خود نمیگذاشتی و بر منبر خطبه نمیخواندی. گویا تو را میبینم که دعوت میشوی و پاسخ میدهی، و نامت را میخوانند و تو تردید میکنی. و برای تو رسوایی و صلیب خواهد بود، و برای همکارت که تو را انتخاب کرد و تو جای او را گرفتی.»
عمر گفت: «ای اباالحسن، آیا از این دروغ شرم نمیکنی؟»
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به او فرمود: «من به تو چیزی نگفتم مگر آنچه شنیدهام، و سخنی نگفتم مگر آنچه میدانم.»
عمر پرسید: «پس این کی اتفاق میافتد، ای امیرالمؤمنین؟»
فرمود: «وقتی جسدهای شما دو نفر از کنار رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) از قبرهایتان خارج شود، قبرهایی که در آن دفن نشدهاید مگر برای اینکه کسی در مورد شما شک نکند اگر نبش قبر شوید. و اگر در میان مسلمانان دفن میشدید، شککنندهای شک میکرد و تردیدکنندهای تردید مینمود. و شما دو نفر بر شاخههای درخت خشکی مصلوب خواهید شد، و آن درخت به خاطر شما سبز و پربرگ میشود و شاخههایش گسترش مییابد، و این برای کسانی که شما را دوست دارند و به کارهایتان رضایت دادهاند، نشانهای خواهد بود تا خداوند ناپاک را از پاک جدا کند. و گویا شما را میبینم که مردم از خداوند عافیت میخواهند از آنچه به آن مبتلا شدهاید.»
عمر پرسید: «پس چه کسی این کار را انجام میدهد، ای اباالحسن؟»
فرمود: «گروهی که شمشیرها را از غلافهایشان جدا کردهاند، و خداوند آنها را برای یاری دینش پسندیده است، و سرزنش هیچ سرزنشکنندهای در راه خدا بر آنها تأثیر نمیگذارد. و گویا شما را میبینم که از قبرهایتان با بدنهای تازه و صورتی که دارید خارج میشوید، تا بر درختان مصلوب شوید، و این برای کسانی که شما را دوست دارند، فتنهای خواهد بود. سپس آتشی که برای ابراهیم (درود خدا بر او باد) و جرجیس و دانیال و هر پیامبر و صدیق و مرد و زن مؤمنی افروخته شد، آورده میشود، و آن آتشی است که شما بر در خانهام افروختید تا من و فاطمه دختر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) و پسرم حسن و حسین و دخترانم زینب و امکلثوم را بسوزانید، تا خودتان در آن بسوزید. و خداوند بادی را میفرستد که شما را در دریا پرتاب میکند، و شمشیر از دست شما گرفته میشود، و سرانجام شما به جهنم میروید. و شما به بیابانی منتقل میشوید، به محل خسفی که خداوند فرمود: "و اگر ببینی هنگامی که وحشتزده میشوند و راه فراری نیست و از جای نزدیکی گرفته میشوند"، یعنی از زیر پای شما.»
---
روایت مفصل دیگری از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرموده اند
قال المفضل: يا سيدي إلى أين يسير المهدي قال إلى مدينة جده رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) فإذا وردها كان له فيها مقام عجيب يظهر سرور المؤمنين و حزن الكافرين.
الهداية الكبرى، ص: 401
قال المفضل: يا سيدي ما هو ذلك قال يرد قبر جده رسول الله (صلى الله عليه و آله) و يقول يا معاشر الخلائق هذا قبر جدي رسول الله (صلى الله عليه و آله) فيقولون نعم يا مهدي آل محمد فيقول من معه في القبر فيقولون ضجيعاه و صاحباه أبو بكر و عمر فيقول و هو أعلم بهم من الخلق جميعا و من أبو بكر و عمر و كيف دفنا من دون كل الخلق مع جدي رسول الله فعسى المدفون غيرهما فيقولون يا مهدي آل محمد ما هاهنا غيرهما و إنما دفنا لأنهما خليفتاه و أبوا زوجتيه فيقول للخلق بعد ثلاثة أيام أخرجوهما فيخرجا غضين طريين لم تتغير خلقتهما و لم تشحب ألوانهما فيقول هل فيكم رجل يعرفهما فيقولون نعرفهما بالصفة و نشبههم لأن ليس هنا غيرهم فيقول هل فيكم أحد يقول غير هذا و يشك فيهما فيقولون لا فيؤخر إخراجهما ثلاثة أيام ثم ينتشر الخبر في الناس فيفتتن من والاهما بذلك الحديث و يجتمع الناس و يحضر المهدي و يكشف الجدار عن القبرين و يقول للنقباء ابحثوا عنهما و انبشوهما فيبحثون بأيديهم إلى أن يصلوا إليهما فيخرجاهما قال كهيئتهما في الدنيا فتكشف عنهما أكفانهما و يأمر برفعهما على دوحة يابسة ناخرة و يصلبان عليها فتحيى الشجرة و تنبع و تورق و يطول فرعها فيقول المرتابون من أهل شيعتهما هذا و الله الشرف العظيم الباذخ حقا و لقد فزنا بمحبتهما و يخسر من أخفى في نفسه مقياس حبة من محبتهما فيحضرونهما و يرونهما و يفتتنون بهما و ينادي منادي المهدي كل من أحب صاحبي رسول الله (صلى الله عليه و آله) و ضجيعيه فلينفرد فيجتاز الخلق حزبين موال لهما و متبرئ منهما فيعرض المهدي عليهم البراءة منهما فيقولون يا مهدي آل محمد نحن لا نتبرأ منهما و لم نعلم أن لهما عند الله و عندك هذه المنزلة و هذا الذي قد بدا لنا من فضلهما نتبرأ الساعة منهما و قد رأينا منهما ما رأينا في هذا الوقت من طراوتهما و غضاضتهما و حياة هذه الشجرة بهما بلى و الله نتبرأ منك لنبشك لهما و صلبك إياهما فيأمر ريحا سوداء فتهب عليهم فتجعلهم كأعجاز نخل خاوية ثم يأمر بإنزالهما فينزلان إليه فيحييان و يأمر الخلائق بالاجتماع ثم يقص عليهم قصص أفعالهما في كل كور و دور حتى يقص
الهداية الكبرى، ص: 402
عليهم قتل هابيل بن آدم و جمع النار لإبراهيم و طرح يوسف في الجب و حبس يونس ببطن الحوت و قتل يحيى و صلب عيسى و حرق جرجيس و دانيال و ضرب سلمان الفارسي و إشعال النار على باب أمير المؤمنين و سم الحسن و ضرب الصديقة فاطمة بسوط قنفذ و رفسه في بطنها و إسقاطها محسنا و قتل الحسين و ذبح أطفاله و بني عمه و أنصاره و سبي ذراري رسول الله (صلى الله عليه و آله) و إهراق دماء آل الرسول و دم كل مؤمن و مؤمنة و نكاح كل فرج حرام و أكل كل سحت و فاحشة و إثم و ظلم و جور من عهد آدم إلى وقت قائمنا، كله يعده عليهم و يلزمهم إياه فيعترفان به ثم يأمر بهما فيقتص منهما في ذلك الوقت بمظالم من حضر ثم يصلبهما على الشجرة و يأمر نارا تخرج من الأرض تحرقهما ثم يأمر ريحا تنسفهما في اليم نسفا
امام صادق فرمودند: حضرت مهدی پس از ورود به مدینه ابتدا از مردم میپرسد آیا کسی از شما هست که این دو را بشناسد؟! مردم پاسخ میدهند که : ما ان دو را از اوصافشان میشناسیم و کسی جز آن دو در کنار پیامبر دفن نشده اند. باز حضرت همین پرسش را تکرار کرده و میگوید : ایا کسی در بین شما هست که شک و شبهه ای در دفن ان دو در اینجا داشته باشد؟! همه با هم پاسخ میدهند : خیر!!!
سپس امام زمان 3 روز صبر میفرمایند تا این خبر در بین تمام مردم پخش شود. سپس دیوار کنار قبر را میشکافد ، هنگامی که میخواهد دیوار خود قبر را خراب کند و نبش کند، به دستور خداوند بادهای شدید و صاعقه های وحشت زا و رعد و برق تمام فضا را پر میکند. وانقدر ادامه پیدا میکند که مردم میگویند : این حوادث به جهت بی احترامی به شیخین است!!!!
امام صادق ادامه دادند: در اینوقت یاران حضرت مهدی پراکنده میشوند تا جایی که حضرت تنها میمانند!! در این لحظه خود امام عصر کلنگ در دست گرفته و قبر آن دو را نبش میفرمایند. سپس عده ای از خواص یاران حضرت برگشته و شروع به کمک کردن حضرت مهدی در تخریب قبور این دو میکنند. حضرت به نقبا و یاران خاص میفرمایند: شروع کنید به نبش و جستجوی آنها! آنها هم با دست خاکها را کنار زده تا به جنازه ی آن دو میرسند، و بدن آن دو را تر و تازه میابند. سپس آنان را بیرون آورده و کفن را کنار میزنند.
امام زمان به اذن پروردگار آن دو را زنده میفرماید. آنان را لعن و نفرین کرده و از آنان بیزاری میجوید و با آنان صحبت کرده و آن دو پاسخ میدهند. سپس به دستور حضرت آن دو را به درخت بزرگی که خشکیده و پوسیده آویزان میکنند. ناگهان آن درخت سر سبز شده و شاخه هایش رشد نموده و برگ تازه بر آن میروید!
امام صادق ادامه دادند که: در این هنگام اهل شک و ریب و پیروان شیخین خوشحال شده میگویند: به خدا سوگند این شرافت حقیقیست!! یقینا ما به واسطه ی محبت و ولایت این دو رستگار شدیم!
هرکس به اندازه ی دانه ای از دوستی و ولایت آنها به دل داشته باشد آنجا عقیده ی خود را اظهار خواهد کرد. و همگی آنان برای تماشا کنار جنازه ی به دار آویخته ی ابوبکر و عمر حاضر شده و شیفته و مفتون آن دو میگردند!!
در این هنگام منادیی از طرف امام زمان صدا میزند که: هرکس این دو صحابی پیامبر را که در کنار او دفن شده اند دوست دارد یک طرف و جدای از دیگران بایستد. مردم دو دسته میشوند، گروهی طرفدار و گروهی دشمن. حضرت به طرفداران آن دو میفرماید: از آن دو اعلام برایت و بی زاری کنید. ولی آنان از این کار امتناع میکنند و میگویند: به خدا سوگند از تو بیزاریم و از کسی که به تو ایمان آورد و آن دو را قبول نداشته باشد، و کسی که به آنها بی احترامی کرده و جنازه ی آنان را بیرون آورده و به دار آویزان کرده است!!
حضرت صادق فرمودند: ای مفضل، در این لحظه مردم به فتنه ای دچار میشوند که شدیدتر از فتنه ی گوساله و سامری است!! به امر مبارک امام عصر باد سیاهی می وزد و همه ی آنها را مانند ریشه ی درخت خرمای پوسیده نابود میسازد! سپس دستو میدهد که جنازه ی آن دو را از درخت پایین بیاورند و همه ی مردم تجمع کنند تا شاهد محاکمه ی آنان باشند . سپس تمام رفتارهای ناپسند آنان را میشمارد و آنان اعتراف میکنند.
سپس به فرمان حضرت مهدی ابتدا حاضران آنان را قصاص میکنند ، بعد به دستور حضرت آتشی از زمین بیرون می اید، همان آتشی که بر در خانه ی حضرت زهرا آورده بودند، با همان هیزمی که برای آتش زدن اهل بیت پیامبر جمع کرده بودند که آن هیزم در نزد ما اهل بیت باقیست و به صورت ارث از اجداد طاهرینش به امام زمان رسیده است آن دو را آتش زده و سپس دستور می دهد که بادی وزیده و خاکسترشان را به دریا بریزد و پراکنده نماید!
مفضل میگوید : وقتی سخن امام صادق به اینجا رسید از حضرت پرسیدم: آیا این آخر عذاب آن دو میباشد؟! حضرت صادق فرمودند: هرگز ! ای مفضل، به خدا سوگند رسول خدا و امیرمومنان و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین و بقیه ی امامان و تمام آنهایی که ایمان خالص داشته باشند و همه ی کسانی که کافر محض بوده اند - مخالفین- بر میگردند و آنجا حاضر شده و قصاص میکنند، تا جایی که در یک شبانه روز هزار بار کشته میشوند ولی باز به صورت اول برمیگردند!!!
منابع: احتجاج 449؛ اعلام الوری 435 الی 436؛ دلایل الامامه 242 و 257 و 297 ؛ عیون اخبار الرضا ، ج 1، ص 58؛ کمال الدین 253 و 377 و 378؛ الهدایه الکبری 163 و 401 و 402؛ مثالب النواصب 113؛ ارشاد القلوب ، ج 2 ، ص285 الی 287؛ بحار الانوار ، ج 30، ص 276 الی 277 و ج 36 ، ص 245.
وقتی ما این روایت را بدانیم و این پیشگویی را که قرار است چنین اتفاقی بیفتد وقتی با چنین صحنه ای مواجه شدیم دیگر جایی برای تحیر برای ما باقی نمی ماند.
بر همین اساس است که برخی از فقهاء، یادگیری نشانه های ظهور را از باب جلوگیری از سقوط در وادی هلاکت و ضلالت عصر غیبت و دفع ضرر محتمل، واجب دانسته اند. آیۀ الله صافی گلپایگانی در کتاب منتخب الاثر، چنین می فرمایند:
هَلْ یَجِبُ مَعْرِفَةُ عَلَامَاتِ الظُّهُورِ، لِیُعْلَمَ بِهَ عِنْدَ وُقُوعِهِ، وَ یُعْرَفَ الْمُحِقُّ مِنَ الْمُبْطِلِ، وَ یُمَیَّزَ بَیْنَ الْخَبِیثِ وَ الطَّیِّبِ؟ الظَّاهِرُ هُوَ وُجُوبُهَا؛ حَذَرًا عَنِ الْوُقُوعِ فِی الضَّلَالَةِ، وَ دَفْعًا لِلضَّرَرِ الْمُحْتَمَلِ»«آیا باید نشانههای ظهور را شناخت، تا هنگام وقوع آن، شناخته شود و حق از باطل تشخیص داده شود، و بین ناپاک و پاک تمایز گذاشته شود؟ به نظر میرسد که شناخت آنها واجب است؛ برای جلوگیری از افتادن در گمراهی و دفع ضرر احتمالی.».[3]
3- نشر جهانی معارف اهل بیت علیهم السلام با هدف زمینه سازی ظهور
از دیگر وظایف شیعیان در عصر غیبت نشر جهانی معارف اهل بیت علیهم السلام است تا زمینه پذیرش جهانی ظهور فراهم گردد.
این موضوع را می توان از کلام امام صادق علیه السلام فهمید که فرموده اند:
أَنَّهُ ذُکِرَ کُوفَةُ وَ قَالَ: سَتَخْلُو کُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَأْرِزُ عَنْهَا الْعِلْمُ کَمَا تَأْرِزُ الْحَیَّةُ فِی جُحْرِهَا، ثُمَّ یَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ یُقَالُ لَهَا قُمُّ وَ تَصِیرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ حَتَّى لَا یَبْقَى فِی الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِی الدِّینِ حَتَّى الْمُخَدَّرَاتُ فِی الْحِجَالِ. وَ ذَلِکَ عِنْدَ قُرْبِ ظُهُورِ قَائِمِنَا. فَیَجْعَلُ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ قَائِمِینَ مَقَامَ الْحُجَّةِ، وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا وَ لَمْ یَبْقَ فِی الْأَرْضِ حُجَّةٌ، فَیُفِیضُ الْعِلْمُ مِنْهُ إِلَى سَائِرِ الْبِلَادِ فِی الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَیَتِمُّ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ حَتَّى لَا یَبْقَى أَحَدٌ عَلَى الْأَرْضِ لَمْ یَبْلُغْ إِلَیْهِ الدِّینُ وَ الْعِلْمُ، ثُمَّ یَظْهَرُ الْقَائِمُ وَ یَسِیرُ سَبَباً لِنَقِمَةِ اللَّهِ وَ سَخَطِهِ عَلَى الْعِبَادِ؛ لِأَنَّ اللَّهَ لَا یَنْتَقِمُ مِنَ الْعِبَادِ إِلَّا بَعْدَ إِنْکَارِهِمْ حُجَّةً».
این روایت از امام صادق(ع) نقل شده و بیان میکند که در آینده، کوفه از مؤمنان خالی میشود و علم از آنجا جمع میگردد، همانگونه که مار به لانهاش پناه میبرد. سپس علم در شهری به نام قم ظاهر میشود و این شهر به معدن علم و فضیلت تبدیل میگردد. در این زمان، حتی زنان پردهنشین نیز از مسائل دینی آگاهی خواهند داشت. این اتفاق نزدیک به ظهور قائم(عج) رخ میدهد. خداوند قم و اهل آن را به عنوان حجت بر مردم قرار میدهد و علم از قم به سراسر جهان منتشر میشود، بهگونهای که هیچکس در زمین باقی نمیماند که دین و علم به او نرسیده باشد. پس از آن، قائم(عج) ظهور میکند و سبب انتقام و خشم الهی بر بندگان میگردد؛ زیرا خداوند از بندگان انتقام نمیگیرد مگر پس از آنکه حجت را انکار کنند.
از این روایت نکات بسیاری استخراج می شود
اولین نکته این است که در آخرالزمان شهر قم به عنوان مرکز علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام عالم تاب خواهد شد.
دومین نکته ای که از این روایت به دست می آید این است که دین به گوش تمامی مردم از مغرب تا مشرق عالم حتی زنان پرده نشین خواهد رسید.
سومین نکته این است که حجت برای همه مردم عالم تمام خواهد شد.
چهارمین نکته ای که این است که انتقام خداوند برای بندگانی هست که حجت برای آنها تمام شده اما با وجود اتمام حجت از پذیرش حق سرباز می زنند.
پنجمین نکته این است که رسالت واقعی شیعیان به خصوص مردم قم و بالاخص حاکمیت برخواسته از قم این است که به دنبال زمینه سازی ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از طریق برنامه ریزی برای نشر معارف اهل بیت علیهم السلام در سراسر دنیا باشند.
امام خمینی ره: "مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت - ارواحنافداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظهای مسئولین را از وظیفهای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند." صحیفه امام خمینی » جلد 21 » صفحه 327
البته تحقق چنین آرمانی نیاز به مقدماتی دارد حضور همه جانبه متدینین جهت کسب معارف دین، آشنایی با روش های تبلیغاتی و .... همه از کارهایی هست که باید برای تحقق آن انجام دهیم.
بنده در اینجا به همین مناسبت دعوت می کنم تا کسانیکه احساس می کنند خودشان یا فرزندانشان توان دارند وارد حوزه های علمیه شوند این کار را بکنند تا به عنوان زمینه سازان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف معارف اهل بیت علیهم السلام را فراگرفته و به جهان صادر نمایند.
[1] -( ر.ک. محمدی ریشهری، محمد، دانشنامهٔ امام مهدی ص ۴۱۴ ـ ۴۱۷؛ آیتی، نصرت الله، تأملی در نشانههای حتمی ظهور، ص ۱۹ ـ ۲۲؛ شرایط و علائم حتمی ظهور، ص ۲۹ ـ ۳۰؛ زمانی، سید حسن، نشانههای قیام حضرت مهدی، ص ۱۳ ـ ۱۵؛ علیپور، مهدی، ظهور، ص ۲۴۰ ـ ۲۴۲؛ شفیعی سروستانی، ابراهیم، پرسش از موعود، ص ۸۵؛ رضایی اصفهانی، محمد علی، مهدویت، ص ۱۰۱ـ ۱۰۹)
[2] - الهداية الكبرى، ص: 162
[3] - صافی گلپایگانی، منتخب الأثر فی الإمام الثانی عشر، ج 3، ص 303