عاقبت اندیشی و روز قدس
بسم الله الرحمن الرحیم
عاقبت اندیشی در اسلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است
عاقبت اندیشی در تعالیم اسلام از جایگاه والایی برخوردار است. قرآن مجید به پیروان خود توصیه می کند که عاقبت اندیش باشند و فریفته منافع زود گذر دنیا نشوند
انسان در هر مرحله ای اززندگی ، باید خود را بیابد و برای آینده برنامه ای داشته باشد. انسان دوراندیش چه موحد و چه غیر موحد باید برای آینده خود فکری بکند ، اگر فردی به خدا و روز قیامت ایمان دارد ، برای آینده دورترش نیز که به نظر ما دور و البته نزدیک است: «انهم یرونه بعیداً و نریه قریباً » باید درفکر باشد. در آیه شریفه می فرماید: «ولتنظر نفس ما قدمت لغد» هر کسی بایدبیاندیشد که برای فردایش چه فرستاده است، خداوند نمی فرماید که شما بیاندیشید ، بلکه می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله ».
حضرت علی (ع) نیز در نهج البلاغه در موارد بسیاری از جمله در خطبه 113 به موضوع عاقبت اندیشی اشاره کرده است. آن حضرت آینده نگری را از ویژگی های افراد با ایمان معرفی کرده و می فرمایند: «المؤمنون هم الذین عرفوا ما أمامهم » مؤمنان کسانی هستند که آینده خویش را می شناسند.» وضعیت آینده هر انسانی وابسته به کارهایی است که امروز انجام می دهد. از این رو لازم است در آغاز هر کاری نتیجه آن را بسنجد و میزان تأثیر آن را در سرنوشت خویش باز شناسد و اگر فایده ای به حالش ندارد ، انجام ندهد و هرگز بدون تأمل و دقت دست به کاری نزند. حضرت علی (ع) فرمود: « من تورط فی الأمور بغیر نظر فی العواقب فقد تعرض للنوائب » کسی که بدون تدّبر و پایان اندیشی در کارها وارد شود، خود را در معرض بلاها و مصیبت ها افکنده است. »
--- داستان قوم ثمود---
تفسير نمونه، ج27، ص: 60
قوم" ثمود" چنان كه گفتيم در سرزمينى ميان مدينه و شام (بنام وادى القرى) زندگى مىكردند (منطقه کوهستانی بین حجاز و شام)، آئينشان بتپرستى و در انواع گناهان غوطهور بودند، صالح پيغمبر بزرگ الهى از ميان آنان برخاست، و براى هدايت و نجاتشان همت گماشت، ولى آنها نه دست از بتپرستى برداشتند، و نه در طغيان و گناه تجديد نظر كردند.
هنگامى كه تقاضاى معجزهاى كردند خداوند ناقه (شتر مادهاى) را به طريق اعجازآميز و خارق العاده از دل كوه برآورد، ولى براى اينكه آنها را در اين مورد بيازمايد دستور داد يك روز تمام آب قريه را در اختيار اين ناقه بگذارند، و روز ديگر در اختيار خودشان باشد، حتى در بعضى از روايات آمده كه در آن روز كه از آب محروم بودند از شير ناقه بهره مىگرفتند، ولى اين معجزه بزرگ نيز از لجاجت و عناد آنها نكاست، هم طرح نابودى ناقه ريختند، و هم كشتن صالح ع را چرا كه او را مزاحم اميال و هوسهاى خود مىديدند.
نقشه نابودى ناقه چنان كه گفتيم به وسيله مرد بسيار بيرحم و شقاوتمندى بنام" قدار بن سالف" عملى شد و او با ضرباتى ناقه را از پاى در آورد.
اين در حقيقت اعلان جنگ با خدا بود، چرا كه مىخواستند با از ميان بردن ناقه كه معجزه صالح بود نور هدايت را خاموش كنند، اينجا بود كه حضرت صالح به آنها اخطار كرد كه سه روز در خانههاى خود از هر نعمتى مىخواهند متمتع شوند ولى بدانند بعد از سه روز عذاب الهى همه را فرا مىگيرد (سوره هود آيه 65).
اين سه روز مهلتى بود براى تجديد نظر نهايى، و آخرين فرصتى بود براى توبه و بازگشت، ولى آنها نه تنها تجديد نظر نكردند بلكه بر طغيانشان افزودند، در اينجا بود كه عذاب الهى بر آنها فرو باريد، صيحه آسمانى «1» سرزمينشان را در هم كوبيد، و همگى در خانههايشان بر زمين افتادند و مردند" وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ" (هود- 67).
آن چنان نابود گشتند و سرزمينشان خاموش شد كه گويى هرگز كسى ساكن آن ديار نبود، ولى خداوند صالح و ياران مؤمنش را از اين مهلكه نجات داد (هود- 66).
خداوند متعال بعد از ذکر داستان قوم ثمود آنها را به دلیل عدم عاقبت اندیشی در کارشان مذمت می کند
در سوره ی شمس که از نظر اخلاقی یکی از بهترین سوره های قرآن است ، خداوند متعال ، پس از آن که قضیه ی قوم ثمود و سرنوشت شوم آنان را بیان می کند ، در آخر کار می فرماید: « ولایخاف عقباها » یعنی همه ی بدبختیهایی که این قوم بدان دچار گشتند ، به خاطر آن بود که عاقبت اندیش نبودند و از سرانجام عمل خویش بیمناک نگشتند.
-----
از این رو پیامبر اکرم(ص) تأکید فراوان داشت که پیروانش در آغاز هر کاری عاقبت و فرجام آن را بررسی کنند.
شخصی به رسول اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: یا رسول الله مرا پند دهید، آن حضرت فرمود: اگر سفارشی به تو کنم آیا عمل خواهی کرد؟ عرض کرد: بلی، یا رسول الله، آن حضرت سه بار این سوال را تکرار نمود و او هر سه بار می گفت بلی، یا رسول الله، عمل خواهم کرد. آن حضرت فرمود:
«اوصیک: اذا هممت بامر فتدّبر عاقبته فان یک رشداً فامضه و ان یک غیّاً فانته عنه»
من به تو سفارش می کنم که هرگاه تصمیم به انجام کاری گرفتی، پایان آن را بیندیش. پس اگر دیدی درست و صلاح است انجام بده و اگر دیدی پایان خوبی ندارد انجام مده و از آن دوری کن.
هر چه دقت درکارها و تامل درتصمیم ها بیش تر باشد ، انسان کمتر دچار اشتباه و پشیمانی می شود. بنابراین لازم است ، انسان درتمام امور عاقبت اندیشی را جدی بگیرد و با توجه به عواقب امور ، اقدام نماید.
حضرت آدم علیه السلام به فرزندش شیث وصیت کرد:
«اذا عزمتم علی امر فانظروا عاقبته فانّی لو نظرت فی عاقبه امری لم یصبنی ما اصابنی»
هرگاه تصمیم به کاری گرفتید ، عاقبت آن را نیز ببینید ، زیرا اگر من عاقبت کار خود را دیده بودم ، هرگز گرفتار این مصیبت (خروج از بهشت) نمی شدم.
حضرت علی علیه السلام می فرمایند:
«من تورّط فی الامور بغیر نظر فی العواقب فقد تعرّض للنّوائب»
هر که بدون عاقبت اندیشی دست به کارهایی بزند و وارد ماجراها شود ، خود را در معرض مصیبت ها و گرفتاری ها قرار داده است.
و نیز می فرمایند:
«من نظر فی العواقب سلم من النّوائب و من فکّر فی العواقب امن المعاطب»
کسی که آینده نگر باشد ، از مصائب در امان می ماند و کسی که عاقبت اندیش باشد ، گرفتار لغزش نگردد.
در مورد عاقبت اندیشی نقل است ، که می گویند ،روزی شاه عباس از جلوی مغازه ای عبور می کرد که داخل مغازه چیزی نبود و پیر مردی داخل آن نشسته بود . شاه عباس از او پرسید : در این مغازه خالی چه می کنی ؟ پیرمرد گفت : حــــــــــرف می فروشم . شاه عباس گفت : چه طور ؟! از قضا پسری از آن جـــــا می گذشت . مبلغ کمی به پیرمرد داد و گفت : یک حرف به من یاد بده. پیرمرد با نگاه به پیراهن ماستی پسر بچه گفت : موقعی که ماست را با نان می خوری ، نان ماستی را بالا بگیر . شاه عباس که شاهد این صحنه بود گفت : هزاربرابر بیشتر از مبلغ این کودک را به تو می دهم و یک کلمه به من یاد بده.پیرمرد گفت : هر کاری که می کنی به فکر عاقبتش باش . شاه عباس که به خاطر این کلمه پول زیادی داده بود ، دستور داد که این جمله را برروی تمام ظروف از جمله ظروف مسی حک کنند . عده ای از اطرافیان شاه عباس قصد جان او را کرده بودند وبه آرایش گر مخصوص شاه عباس گفته بودند هنگام آرایش صورت با قطع رگ گردن شاه عباس به زندگی او خاتمه دهد .روز موعد فرا رسید و آرایش گر شاه عباس قصد چنین کاری داشت . با نگاه به مطلب روی ظرف آب آرایشگاه دست و پایش شروع به لرزیدن کرد . شاه عباس علت را جویا شد . آرایش گر از شاه عباس امان خواست و شرح واقعه را چنین گفت : چون چشمم به نوشته ی ظرف – هرکار می کنی به فکر عاقبت آن باش – افتاد بدنم را ترس فرا گرفت و شما متوجه موضوع شدید . شاه عباس او را ببخشید ، عاملین طراحی سوء قصد را مجازات کرد . شاه عباس گفت : چه پول با برکتی که باعث شد جانم را نجات دهد.
--- عاقبت اندیشی نیاز امروز جامعه ----
یک انسان عاقل ، قبل از اینکه کاری انجام دهد ، ابتدا به همه جوانب کار خود می اندیشد ، بعد تصمیم به انجام آن می گیرد ، ولی یک انسان نادان اوّل انجام می دهد ، و سپس فکر می کند . یکی از مشکلاتی که جامعه امروز ما و جوانان این مرز و بوم گرفتار آن هستند ، همین مسئله است . از تحصیل گرفته تا ازدواج و انتخاب شغل و غیره ، که اگر یک لحظه فکر می کردند ، دچار این همه مشکلات در اداره جامعه و زندگی خود نبودند . اول حرف می زنیم بعد فکر می کنیم ، اول عاشق می شویم بعد تدببِّر می کنیم ، و صدها اول دیگر که امروز باعث بدبختی در زندگیمان شده است .
--- مساله روز قدس ---
از نمونه های روشن عاقبت اندیشی این است که، انسان وقتی می خواهد کاری را انجام دهد یا انجام ندهد ، اول فکر کند ، عاقبت آن را بسنجد ، هدف و نتیجه و تبعات آن را در نظر بگیرد، اگر خوب است ، انجام دهد و الّا از انجامش دست بردارد، تا به راه سعادت رهنمون گردد.
*ما امروز به عنوان یک مسلمان وظیفه داریم نسبت به امور خود عاقبت اندیش باشیم تا هم به دستور دینی خود عمل کرده باشیم و هم مورد مذمت قرار نگیریم
*یکی از مسائل روز ما حمایت از مردم مظلوم فلسطین هست
*می خواهیم بررسی کنیم عاقبت عدم حمایت ما از مردم فلسطین چیست؟
---عاقبت بی توجهی به مردم فلسطین---
* بطور خلاصه اگر ما به عنوان یک مسلمان از مردم مظلوم فلسطین حمایت نکنیم عاقبت آنچه نسیب ما می شود آن است که
اولا: از لحاظ اعتقادی جزو کسانی می شویم که بر اساس اسلام بویی از اسلام نبرده اند
ثانیا: گرفتار دو گناه کبیره خواهیم شد
ثالثا: از لحاظ دنیوی نیز امنیت خود را از دست خواهیم داد
- --تفصیل---
اولا: از لحاظ اعتقادی جزو کسانی می شویم که بر اساس اسلام بویی از اسلام نبرده اند
پيامبر گرامى اسلام (ص) نيز مىفرمايد: «من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم» [[4
و «من سمع رجلاً ينادى يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم هر كس فرياد استغاثه هر مظلومى (اعم از مسلمان يا غير مسلمان) را بشنود كه مسلمين را به يارى مى طلبد، اما فرياد او را اجابت نكند مسلمان نيست.» [[5
در مسند احمد بن حنبل نيز از آن حضرت روايت شده است كه: «كه هر كس نزد او مؤمنى خوار شود ولى او را يارى نكند، در حالى كه قادر بر نصرت او باشد، خداوند عزو جل، روز قيامت نزد تمام خلايق او را خوار خواهد نمود». [[7
[[4- كلينى، اصول كافى، ج 2، ص
163 [[5- كلينى، اصول كافى، كتاب الايمان و الكفر، باب الاهتمام بامور المسلمين، ح
5 [[6- فتح البارى، ج 12، ص 323 به نقل از محمد حسنين هيكل، الجهاد و القتال فى السياسه الشرعيه، ج 1، بيروت: دارالبيارق، الطبعه الثانيه، 1417 ه. ق، ص 83.
[[7- مسند احمدبن حنبل، ج 3، ص 487 به نقل از: هيكل، همان، ص 84.
-----
ثانیا: گرفتار دو گناه کبیره خواهیم شد
--- اولین گناه کبیره ای---
اولین گناه کبیره ای که با سکوت و عدم حمایت خود انجام می دهیم
شهید دستغیب وقتی فهرست گناهان کبیره را می شنود می فرماید:
بیست و نهم از گناهانی که به کبیره بودنش تصریح شده، یاری کردن به ستمکاران است چنانچه در روایت فضل بن شاذان از حضرت رضا علیه السّلام ضمن شماره کبائر می فرماید: «و معونة الظالمین و الرکون الیهم» از گناهان کبیره کمک کردن به ستمکاران و میل کردن به آنها است.
نیز از گناهانی است که خداوند در قرآن مجید به آن وعدۀ عذاب داده است. می فرماید وَ لاٰ تَرْکَنُوا إِلَی اَلَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ اَلنّٰارُ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ مِنْ أَوْلِیٰاءَ ثُمَّ لاٰ تُنْصَرُونَ (سوره هود آیه ١١۵) .
«و میل نکنید به سوی آنان که ستم نمودند پس به شما آتش دوزخ برسد و شما را به جز خداوند دوستانی نیست که بتوانند عذاب را از شما دور سازند پس یاری کرده نشوید» ١.
در تفسیر منهج می نویسد: رکون که در این آیه شریفه نهی شده، به معنای میل یسیر است یعنی و میل اندکی مکنید به سوی آنان که ستم کردند بر خود و بر غیر چون تعظیم ذکر ایشان و اختلاط با ایشان و اظهار محبت با ایشان و طمع در هدایای ایشان و مداهنه کردن و فرمانبرداری از ایشان، که تمام اینها رکون به ظالم و مورد نهی است. چه جای میل بسیار به ایشان مانند یاری کردن ایشان در ظلم و بیدادگری ایشان و راضی شدن به آن و شریک شدن در ظلم ایشان. در خبر است که پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود «هر که ظالمی را دعاء به بقای عمر کند، دوست داشته است نافرمانی خداوند را در زمین» ٢
---- مثلا ---
کسی بگوید خدا خیرشان بدهد که اهل سنت را از روز زمین کم می کنند
(پایان نقل از منهج) .
٢) -من دعا ظالما بالبقاء فقد احب ان یعصی اللّه فی ارضه (منهج الصادقین ج ۴ ص ۴۵٩) .
----- دومین گناه کبیره آن است که----
یاری نکردن ستمدیدگان
سی ام از گناهانی که به کبیره بودنش تصریح شده، یاری نکردن مظلومین و جلوگیری نکردن از ستم به ایشان است، چنانچه در روایت اعمش از حضرت صادق علیه السّلام ضمن شمارۀ کبائر می فرماید «و ترک معونة المظلومین» یعنی از جمله گناهان کبیره، یاری نکردن ستمدیدگان است.
حضرت صادق علیه السّلام می فرماید: «هیچ مؤمنی نیست که کمک به مؤمن را ترک کند، درحالی که می تواند، مگر آنکه خدای تعالی او را در دنیا و آخرت ذلیل
اعانت منحصر باستنصارکننده نیست
: باید دانست که وجوب کمک مظلوم، منحصر به آن مظلومی نیست که از شخص طلب یاری می کند. بلکه هرکس خبردار شود و بتواند رفع ستم از مؤمن بکند، بر او واجب می شود. بلی اگر آن مظلوم استنصار کرد (طلب کمک نمود) وجوب کمک مؤکد و شدید می شود.
پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله می فرماید: «کسی که بشنود نالۀ شخصی را که می گوید ای مسلمانان به فریاد من برسید پس او را اجابت نکند (و او را فریادرسی ننماید) مسلمان نیست» ٢.
ثالثا: از لحاظ دنیوی نیز امنیت خود را از دست خواهیم داد
در جنگ غزه همه تحلیل گران می گفتند این جنگ بین اسرائیل و ایران است و اگر فلسطینی ها شکست بخورد نشانه شکست ایران است
مقام معظم رهبری به صراحت برای تامین امنیت ایران از این ابزار استفاده می نمایند
&&&&&&&&&
عاقبت اندیشی از منظر عقل
منابع :
1- سوره ی شمس، آیه ی 15 - اسراء (17) آیه18؛ قیامت(75) آیه 20؛
انسان(76) آیه27.
2- غررالحکم، ج 68
3- اصول کافی، ج1، ص11.
4- میزان الحکمه، ج ۶، ص ۴۰۶/
5- میزان الحکمه.
6- همان.
7- غررالحکم ، ص ۴۷۵/
8- همان ، ص ۴۷۶/
9- کافی، ج ۸، ص ۲۲/
10- غررالحکم، ص ۴۷۴/
11- مثنوی معنوی – حکایت 11
12- بحار الانوار، ج 78، ص25.
13- مستدرک الوسائل، ج2، ص380.
14- سفینه البحار، ج1، ص439.
15- وسائل الشیعه، ج11، ص223.
16- شرح غررالحکم و دررالکلم، ج3، ص387.
--- روضه—
یکی از عواملی که باعث به شهادت رسیدن امام و یارانش شد این بود که مردم حاضر نشدند امام مظلوم ما را در برابر یزید ظالم یاری کنند.
عمرو بن قیس می گوید: با پسر عمویم در قصر بنی مقاتل، بر حضرت ابی عبد اللّه الحسین علیه السّلام وارد شدیم بر آن حضرت سلام کردیم، به ما فرمود (پس از گفتگوی مختصری) آمده اید که یاری من کنید؟ من گفتم: مردی عیالوارم و نزد من اموال مردم است و نمی دانم عاقبت کار چه می شود و دوست ندارم امانت کسی را ضایع کنم و پسر عمویم هم مثل همین را در پاسخ امام علیه السّلام گفت. پس حضرت فرمود: «اینک که یاری من نمی کنید پس، از این بیابان دور شوید که مبادا نالۀ مرا بشنوید و مرا نبینید جز این نیست هرکس ناله بی کسی ما را بشنود یا ما را ببیند و یاریمان نکند حق است بر خدا که او را به روی در آتش اندازد» ٣.
(سفینة البحار ج ٢ ص ۵٩٠) .
--- می دانید چه موقع ناله امام بلند شد ---
وقتی که تمام اصحاب و خاندانش به شهادت رسیدند و امام نگاه کرد دید نه عباسی و نه علی اکبری مانده و نه برری
«ولما راي الحسين (ع) مصارع فتيانه و احبته عزم علي لقا القوم بمهجته و نادي: هل من ذاب يذب عـن حـرم رسول اللّه؟ (ص)، هل من موحد يخاف اللّه فينا؟
هل من مغيث يرجواللّه باغاثتنا؟
هل من معين يرجو ما عند اللّه في اغاثتنا؟
فارتفعت اصوات النسا بالعويل» [1] «چون حسين (ع) کشته شدن جوانان و عزيزانش را ديد، آماده گذشتن از خود و جانبازي شد، لذا با صداي بلند فرمود: آيا کسي هست که از حرم پيامبر (ص) دفاع کند؟
آيا خدا پرستي هست که از خدا بـتـرسـد به خاطر ما؟
آيا کسي هست که به خاطر خداوند به ما فرياد رسي کند و ما را کمک نمايد؟
اينجا بود که صداي گريه و ناله زنها بلند شد» اما ديگر براي حسين (ع) کسي باقي نمانده: لـذا مـتوجه ابدان شهدا شد و فرمود: «يا ابطال الصفا، و يا فرسان الهيجا، مالي اناديکم فلا تجيبوني و ادعـوکـم فـلا تـسـمـعـونـي فـقـومـوا عـن نومتکم ايها الکرام، و ادفعواعن حرم الرسول الطغاة اللثام» [2] شاعر عرب هم چنين مي گويد:
«ابـدان مطهر شهدا را صدا زد که زود برخيزيد چرا برهنه در اين خاک افتاده ايد در حالي که اينجا جاي خوابيدن نيست در پاسخ، بدنهاي شهدا روي خاک حرکتي کردند که اگر خداوند اجازه بدهد و زنـده شـويـم، بـرمـي خـيـزيم (يعني حسين (ع) تو از حضرت مسيح کمتر نيستي، ما را با آن دم مسيحائي زنده کن تا برخيزيم و از تو دفاع کنيم»).
کجا رفتند آن رعنا جوانان
کجا رفتند آن پاکيزه جانان
همه بار سفر بستند و رفتند
همه دست از جهان شستند و رفتند