بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

عنوان: گلوگاه های تربیت فرزندان صالح با توجه به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها نظارت و کنترل

السَّلَامُ عَلَى الصِّدِّيقَةِ الطَّاهِرَةِ السَّلَامُ عَلَى النَّبْعَةِ النَّبَوِيَّةِ النَّاضِرَةِ السَّلَامُ عَلَى الزَّكِيَّةِ الْعَارِفَةِ السَّلَامُ عَلَى الْمَظْلُومَةِ الصَّابِرَةِ السَّلَامُ عَلَى خَصِيمَةِ الْفَجَرَةِ السَّلَامُ عَلَى أُمِّ الْأَئِمَّةِ الْبَرَرَةِ السَّلَامُ عَلَى الْبَضْعَةِ النَّبَوِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى الدُّرَّةِ الْأَحْمَدِيَّةِ السَّلَامُ عَلَى فَاطِمَةَ الْبَتُولِ السَّلَامُ عَلَى الزَّهْرَاءِ ابْنَةِ الرَّسُول‏ (صل الله علیه و آله)

در جلسات قبل به عنوان مقدمه عرض کردیم که آرزوی هر پدر و مادر متدینی این است که فرزندی صالح داشته باشد تا بتواند برای او باقیات الصالحات باشد.

اما در جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم و شرایطی که هم اکنون تجربه می کنیم با پدیده های عجیبی مواجه می شویم که ما را با سوالات گوناگونی مواجه می کند.

یکی از پدیده های عجیب دوران ما وجود خانواده های مذهبی و پایبند به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام است که فرزندان آنها ساز مخالف را کوک کرده و از فرامین الهی سرپیچی می نمایند.

بارهای دیده ایم که والدین کاملا مذهبی از اینکه فرزندانشان مقید به نماز نیستند شکایت می کنند و یا خانواده هایی که مادران آنها چادری کاملا پوشیده هستند اما فرزندانشان نسبت به حجاب بی موالاتی می کنند.

برخی والدین از اینکه فرزندانشان گرفتار تفکرات انحرافی شده اند ناله می کنند یکی تفکرات فیمینیستی دارد، دیگری دم از باستان گرایی می زند نسبت به اهل بیت علیهم السلام شبهه افکنی می کند و ....

با دیدن چنین پدیده هایی این سوال مطرح می شود که ما باید چه کارهایی انجام دهیم تا نسل پیش روی ما گرفتار چنین مشکلاتی نشود و بتوانیم نسلی از خود برجا بگذاریم که مایه افتخار ما و بعد از مرگ ما برایمان باقیات الصالحات باشد؟

عرض کردیم تصمیم داریم طی چند روزی که خدمت شما هستیم با توجه به ایام فاطمیه که منسوب به خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها هست با نگاهی به زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها به این سوال پاسخ دهم.

وقتی زندگی خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها را بررسی می کنیم متوجه می شویم در سیره تربیتی ایشان نکات ظریفی وجود دارد که در زندگی امروز ما کمرنگ و یا بطور کامل نادیده گرفته شده است

در این چند شب که در خدمت شما هستم بنا دارم به چند گلوگاه تربیتی که در زندگی خانوادگی حضرت زهرا سلام الله علیها وجود داشت و امروزه در برخی از خانواده ها کمرنگ شده و یا کلا نادیده گرفته می شود اشاره کنم. گلوگاه هایی که بی توجهی به آنها نتیجه اش می شود فرزندانی با رفتارها و اعتقادات انحرافی که مایه خجالت و شرمساری انسان در دنیا و آخرت می شود.

در سه جلسه گذشته بر اساس آیات و روایات و همچنین زندگی خانوادگی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به دو گلوگاه مهم تربیتی که موضوع ازدواج و نفوذ شیطان بود پرداختیم.

در این جلسه به یاری خداوند متعال با توجه به زندگی حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها یکی دیگر از گلوگاه های مهم تربیتی که متاسفانه مورد غفلت بسیاری از والدین هست را معرفی می کنم.

وقتی به زندگی حضرت زهرا سلام الله علیها نگاه می کنیم متوجه می شویم هم پیامبر اکرم صل الله علیه و آله نسبت به رفتارهای ایشان نظارت و مراقبت داشتند و هم خود حضرت فاطمه سلام الله علیها نسبت به فرزندانشان نظارت و کنترل داشتند.

**در کتاب امالی صدوق روایت شده است:**

هرگاه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از سفر بازمی‌گشت، ابتدا به دیدار فاطمه (سلام الله علیها) می‌رفت و بر او وارد می‌شد و مدتی طولانی نزد او می‌ماند.

یک بار که پیامبر (ص) به سفر رفتند، فاطمه (س) به مناسبت بازگشت پدر و همسرش (سلام الله علیهما) دو دستبند نقره، یک گردن‌بند، دو گوشواره و یک پرده برای در خانه تهیه کرد.

وقتی پیامبر خدا (ص) بازگشت و بر او وارد شد، یارانش پشت در ایستادند و نمی‌دانستند بایستند یا برگردند، زیرا ایشان مدت زیادی نزد فاطمه (س) مانده بود.

سرانجام پیامبر (ص) نزد آنان بیرون آمد و آثار خشم در چهره‌اش آشکار بود. آن‌گاه نزد منبر نشست.

فاطمه (س) گمان کرد که این رفتار پیامبر (ص) به دلیل دیدن آن دستبندها، گردن‌بند، گوشواره‌ها و پرده است.

پس گردن‌بند، گوشواره‌ها و دستبندهایش را درآورد و پرده را نیز برداشت و آن‌ها را برای پیامبر (ص) فرستاد و به فرستاده گفت: به ایشان بگو: دخترت به شما سلام می‌رساند و می‌گوید: این‌ها را در راه خدا قرار بده.

وقتی هدیه نزد پیامبر (ص) آمد، فرمود:

«او چنین کرد [این اموال را برای خدا بخشید]، پدرش به فدایش باد سه بار این را تکرار کرد دنیا برای محمد و خاندان محمد هیچ ارزشی ندارد و اگر دنیا نزد خدا به اندازه بال پشه‌ای خیر می‌داشت، هرگز به کافر حتی یک جرعه آب نمی‌نوشانیدم.»

سپس برخاست و به خانه فاطمه (سلام الله علیها) وارد شد.[1]

خود فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز نسبت به فرزندانشان مراقبت و نظارت داشتند.

ایشان در سطوح مختلفی مراقب فرزندانشان بودند و نسبت به آنها نظارت داشتند.

در یک سطح از مراقبت و نظارت ایشان مربوط به رفت و آمد فرزندانشان بود.

بر کسي پوشيده نيست که بي‏توجهي نسبت به نظارت بر فرزندان بخصوص در رفت و آمدهاي آنها چه نتايج زيانباري به دنبال دارد. با توجه به خطرات و تهديدهائي که هر لحظه سعادت فرزندان را در معرض نابودي قرار مي‏دهد لازم است که رفتار آنها به ويژه مواقع ورود به خانه و زمان خروج از آن مورد دقت و بررسي قرار گيرد. گفتني است که اعتياد، فساد، انحرافات فکري و بسياري از خطرات ديگر از همين بي‏توجهي پدر و مادر آغاز مي‏شود. حضرت فاطمه «عليها السلام» با فداکاري و محبت خاصي که نسبت به فرزندانش نشان مي‏داد مراقب تمام حرکات و سکنات آنها بود و به دقت رفت و برگشتهاي آنها را زيرنظر داشت. نقل شده است که روزي پيامبر «صلي الله عليه وآله» عازم خانه دخترش فاطمه «عليها السلام» گرديد چون به خانه رسيد ديد فاطمه مضطرب و ناراحت پشت در ايستاده است. آن حضرت فرمود چرا اين‏جا ايستاده‏اي؟ فاطمه‏«عليها السلام» با آهنگي مضطرب عرض کرد فرزندانم صبح بيرون رفته‏اند و تاکنون از آنها هيچ خبري ندارم. پيامبر«صلي الله عليه وآله» به دنبال آنها روان شد چون به نزديک غار کوه رسيد آنها را ديد که در کمال سلامت و آرامش مشغول بازي‏اند آنها را بر دوش گرفت و به سوي خانه فاطمه «عليها السلام» روانه شد. اين واقعه خود نمونه‏اي گويا از نظارت حضرت زهرا«عليها السلام» به حضور فرزندان خردسالش بود.[ مسند زهرا«عليها السلام»/ ح 213. ] .[2]

برای بنده بارهای اتفاق افتاده که در نیمه شب یا سحرها در حال تردد بودم و دختران جوان و نوجوان را در خیابان های سطح شهر تنها و یا با ارازل و اوباش می دیدم و برای خودم این سوال مطرح می شد که آیا این دخترها کس و کار ندارند؟ آیا نباید پدر و مادر این دختر نگران باشند که دختر آنها شبها کجا هست و چرا به خانه مراجعه نکرده؟

چند وقت پیش یکی از دوستان طلبه ما که برای تبلیغ تهران رفته بود می گفت در یکی از موکب ها نوجوانی بود که خودش اعتراف می کرد یک ماه هست که خانه نرفته.

یعنی پدر و مادر این بچه نباید بپرسن که این بچه طی این یک ماه کجا بوده و شب ها را در کجا و چگونه سپری کرده است.

اینکه دخترها و پسرهای خود را رها کرده ایم و اطلاع نداریم کی می روند؟ کی می آیند؟ و کجا می روند؟ با چه کسی می رود؟ نتیجه می شود همین وضعیت اسفاری که می بینیم.

دختر و پسرهایی که اوقات شبانه خود را در مجالس گناه و مجالس مختلط سپری می کنند. دخترهایی که شب های خود را در خانه دوست پسرهای خود سپری می کنند و دیگر نمی توان آنها را دختر نامید.

و یا بدون هیچ دلیل دختران برای ولگردی راهی کوچه و خیابان می شوند.

یه بنده خدا تعریف می کرد یکی از همسایه هایشان دختری دارد از خانواده کاملا مذهبی . این دختر وقتی از خانه بیرون می آید با چادر هست اما کمی جلوتر که می رود وارد خرابه ای می شود و آرایش می کند و چادرش را در کیف می گذارد و با همان وضعیت به گشت و گذار می پردازد.

در سطح بالاتری خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها مراقب بودند که فرزندانشان در مسیر درست دینی تربیت شوند و نسبت به این موضوع نظارت دقیق داشتند.

همه متدینین راجع به فضیلت شب های قدر اطلاع دارند، که در بين شبهاي سال شبي به شرافت شب قدر، وجود ندارد که شب قدر شب تقدير مقدرات يک سال و نزول برکات الهي است و فضيلت او از هزار ماه افزون است: «ليلة القدر خيرٌ مِن الف شهر [قدر، 3.] ».

شبي که ملائکه الهي بر بنده‏ي شايسته حق (سلام الله عليه) نازل مي‏شوند.

شبي که درهاي رحمت خاص الهي به سوي همگان باز است، و انسان لايق و شايسته مي‏طلبد تا با عبادت و شب زنده‏داري خود را لايق بهره‏گيري بنمايد.

در اين شب باعظمت اینگونه نبود که فاطمه (سلام الله عليها) تنها خود تا به صبح شب زنده‏داری کند و فرزندانش را به حال خود رها کند؛ بلکه نسبت به اعمال و رفتار فرزندان خردسال خود نظارت و کنترل دارد که نکند خدای ناکرده آنها از فضیلت این شب با عظمت محروم شوند.

بر اساس آنچه در روایات آمده روش فاطمه (س) اين بود که همواره سعي مي‏کرد تا از روز قبل فرزندان و اهل خانه را آماده کند، تا بتوانند در شب قدر بيدار بمانند. آنان را روز قبل به کم غذا خوردن و استراحت آماده مي‏ساخت تا بتوانند شب قدر شب زنده‏داري و بيدار باشند. مي‏فرمود محروم آن کسي است که از خير و فيوضات شب قدر محروم باشد.

« وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ (سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا) لَا تَدْفَعُ أَحَدًا مِنْ أَهْلِهَا يَنَامُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ وَ تُدَاوِيهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعَامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَهَا مِنَ النَّهَارِ وَ تَقُولُ: مَحْرُومٌ مَنْ حَرَمَ خَيْرَهَا » [بحار، ج 94، ص 10. ] .

حديث شريف سيره و شيوه‏ي زندگي حضرت را بيان مي‏کند که اين يک نمونه از مراقبت و نظارت ایشان بر انجام وظایف دینی توسط فرزندان و سایر اعضای خانواده هست که حتي کودکان نابالغ را در شب قدر سعي دارد بيدار نگهدارد، همان امري که اکثري مردم حتي درباره نوجوانان و جوانان از آن غافل هستند!

متاسفانه یکی از اتفاقات بسیار ناگواری که در خانواده ها پس از انقلاب اسلامی افتاد این بود که مردم متدین ما فراموش کردن نظامی که تشکیل شده «حکومت اسلامی» نیست بلکه «جمهوری اسلامی» هست.

وقتی نظام شد «جمهوری اسلامی»؛ «جمهور» یعنی مردم. یعنی مردم در تعیین و انتخاب مسئولین این نظام نقش دارند لذا می بینیم مردم یک روز به شخصیتی مثل شهید رئیسی رای می دهند و روز دیگر به شخصیت دیگری (روحانی) رای می دهند که رسما در تریبون ها اعلام می کند که از سند 2030 دست بر نمی دارد.

همین سوء برداشت باعث شد که مردم متدین ما بیش از حد به مجموعه های مختلف دولتی مثل نظام آموزش و پرورش، وزارت ارشاد اعتماد کنند و چنین تصور کنند که حالا که نظام شاهنشاهی ساقط شده و نظام ما اسلامی شده پس ما دیگر هیچ مسئولیتی در قبال تربیت فرزندان خود نداریم و تربیت فرزندان خود را با خیال راحت به مجموعه های دولتی می سپاریم.

البته این تعبیر بنده باعث سوء تفاهم و یا برداشت غلط نشود. کسی تصور نکند این عرض بنده به معنای نادیده گرفتن مزایای انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی هست.

شخص بنده این نظام را با تمامی کاستی هایی که سراغ دارم با هیچ نظام دیگری معاوضه نمی کنم. چراکه تنها نظام شیعی هست که پرچم آقاامیرالمومنین علی علیه السلام را با افتخار و قدرت در دست گرفته و با تمام توان در برابر تمامی قلدرهای جهان ایستاده و با وجود تمامی توطئه های اقتصادی و فرهنگی دارد مسیر خود را طی می کند.

خیلی سال قبل که قیمت مرغ به یکباره گران شده بود بعد از چند ماه تصمیم گرفتم یک مرغ برای خانه تهیه کنم وقتی به مغازه رفتم یک آقایی تا من را با لباس طلبگی دید شروع کرد به همان دروغ پردازی هایی که در فضای مجازی هم زیاد شده که زمان شاه ارزانی بود و فلان و فلان . بنده در برابر صحبت های این فرد گفتم حاضرم یک عمر مرغ نخورم اما حاضر نیستم یک روز زیر سایه شاه نفس بکشم.

اما این دلیل نمی شود که ما نواقصی که باعث ضربه خوردن به دین و اعتقادات فرزندانمان شد را نادیده بگیریم. همه ما شاهدیم که مقام معظم رهبری دام ظله حدود سی سال قبل در دهه هفتاد بارهای موضوع تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی را مطرح کردند اما مسئولین دولتی وقت آنگونه که باید به آن توجه نکردند و یا ایشان بارها بر موضوع فضای مجازی تاکید کردند تا جاییکه خودشان تعبیر به «فضای بی در و پیکر مجازی کردند» اما باز همچنان مسئولینی که با رای مردم سر کار می آیند بجای سامان دهنی این وضعیت وعده رفع فیلترینگ می دهند و رای جمع می کنند.

بارهای و بارها مقام معظم رهبری نسبت به کتب درسی آموزش و پرورش تذکر می دهند اما می بینیم مسئولین آموزش و پرورش همان راه خود را می روند.

محیط دانشگاه های ما شده اند مأذنه های کشورهای غربی و در آن مبلغین غربگرا در قد و قواره اساتید دانشگاه ترویج خود تحقیری و تبلیغ بی خدایی و غرب گرایی می کنند . چقدر دختران چادری ما وارد دانشگاه شدند و به خاطر تمسخر اساتید و بقیه دانشجویان بی چادر از دانشگاه فارغ التحصیل شدند. چقدر دانشجویان نمازخوان با اعتقادات پاک وارد دانشگاه شدند و بی نماز و بی اعتقاد به مبانی دینی از دانشگاه فارغ التحصیل شدند.

با وجود اینکه مقام معظم رهبری هر ساله بر موضوع حجاب تاکید می کنند و خودتان شاهد وضعیت اسف بار حجاب در جامعه هستید اما مردم به دولتی رای داده اند که رسما اعلام می کند که قانون مصوب مجلس که معروف به قانون عفاف و حجاب شده است را نمی خواهد عمل کند.

وضعیت سینماهای ما به خصوص سیمنمای خانگی که زیر نظر صدا و سیما و وزارت ارشاد جمهوری اسلامی مجوز گرفته اند چگونه است؟ فیلم هایی که در آن به راحتی عادی سازی روابط نامشروع، شرابخواری، رقص و موسیقی و تخریب و تمسخر باورهای اعتقادی و دینی مردم را دارد و فرزندان ما هم این فیلم ها را می بینند و تا اعتراض می کنیم جواب می شنویم که اینها مجوز دارند.

همه اینها نشان می دهد که اعتماد بی جا و بیش از حد به مجموعه های دولتی کار اشتباهی بود که باعث شد چند نسل از خانواده های متدین ما در تربیت دینی فرزندانشان با چالش مواجه شوند.

یکی از پیامدهای همین اعتماد بیش از حد این بود که خانواده ها نظارت و کنترل خود را نسبت به فرزندانشان کم کردند و یا اینکه بطور کل نظارت و کنترل فرزندانشان را تعطیل کردند و تمام هم و غم خودشان را گذاشتند برای کسب پول و درآمد.

در دورانی که ما زندگی می کنیم آنقدر که والدین مراقب این هستند که بچه آنها لباس برند داشته باشد و گوشی با کلاس داشته باشد و. .. مراقب دین و دینداری فرزندان خود نیستند.

بسیاری از والدین هیچ نظارتی و کنترلی نسبت به محیطی که فرزندشان تحصیل می کند ندارند. به هیچ عنوان نسبت به تغییر رفتارهای فرزندانشان حساس نیستند. این در حالیست که از عوامل مهم تربيت محيط و شرايطي است که بعنوان عامل مهم در سر راه رشد است. نقش محيط در تربيت بميزاني است برخی از صاحبنظران آن را مهمترين عامل از بين همه عوامل تربيت مي‏دانند محيط رنگ ده شخصيت و سازنده خلق و خوي آدمي است و اثر آن را تا بدان حد مهم دانسته‏اند که گفته‏اند انسان است و محيط او.

اگر ما واقعا دغدغه دنیا و آخرت فرزندانمان را داریم باید مراقبت کنیم که فرزندانمان در چه محیطی قرار می گیرند و رشد می کنند. باید مراقب باشیم در که فرزندمان در کدام محیط تحصیلی و با چه دانش آموزانی قرار هست بزرگ شود.

در همین کشور خودمان مدیر مدرسه ای داریم که تعریف می کرد آنقدر بچه های مدرسه ذهن پاکی دارند که وقتی یکی شکایت می کرد که دوستش به او فحاشی کرده ما تصور می کردید که چه حرف رکیکی از دهان او خارج شده اما وقتی بررسی می کردیم متوجه می شدیم مثلا به دوستش گفته احمق در مقابل در همان شهر مدرسه ای داریم که مدیر مدارس نسبت به اینکه در مدرسه مواد مخدر و یا مشروبات الکلی مصرف می شود گلگی و شکایت دارند.

آیا واقعا ارزش ندارد و لو اینکه کمی در تنگنای اقتصادی قرار بگیریم فرزندان خود را به مدارسی منتقل کنیم که دارای محیطی سالم و قرآنی هستند؟

آیا نباید مراقبت کنیم که فرزندانمان در محیط مساجد رشد و نمو کنند؟

در کتاب راهنماي بهشت آمده است که: حضرت مجتبي‏«عليه السلام» در سن پنج سالگي هر روز به مسجد مي‏رفت و آنچه از کلمات و مواعظ که پيغمبر اکرم بيان مي‏فرمود همه را به ذهن مبارک خود مي‏سپرده به خانه مي‏آمد (و به اقتضاي اداء حق علم که نشر است) براي مادر ماجده خود حرف بحرف تقرير مي‏کرد و چون حضرت اميرالمؤمنين‏«عليه السلام» بخانه تشريف مي‏آوردند حضرت صديقه طاهره «عليها السلام» آنها را براي آنجناب بيان مي‏نمود. روزي حضرت امير «عليه السلام» پرسيد: "اي فاطمه تو به مسجد حاضر نبودي از کجا اين کلمات را فهميدي؟" گفت: "فرزندم حسن هر روز آنچه از پدر بزرگوارم بر منبر گويد بدون کم وکاست بهمان ترتيب برايم تقرير مي‏کند." حضرت فرمود: "مي‏خواهم تقرير او را بشنوم" جناب صديقه «عليها السلام» گفت: "گمان نکنم در حضور شما بسبب کثرت شرم تقرير کند" حضرت فرمود: "پس من در جائي مخفي شده، کلمات او را مي‏شنوم." امام حسن‏«عليه السلام» روز بعد برسم هر روز از مسجد بخانه آمدند. حضرت صديقه «عليها السلام» فرمود: "نور ديده جدت چه فرمود؟" حضرت مجتبي مانند هر روز بر بلندي نشست و خواست گفته‏ها را تقرير کند زبانش لکنت گرفت و نتوانست بگويد، بمادر خطاب کرد: يا اُمَّاهُ قَلَّ بَياني وَ کَلَّ لِساني لَعَلَّ سَيِّدًا يَرْعاني. [اي مادر بيانم اندک شد و زبانم کند گشت همانا بزرگواري نگران من است.]

حضرت اميرمؤمنان که در پشت در بود بي‏اختيار درآمد و او را در برگرفت و لب و دهانش را بوسيد. (آن عمل فرزند و آن تشويق مادر ماجده و اين هم تشويق پدر بزرگوار بر بالا بردن دانش اسلام.)[3] .

به همین دلیل هست که در معارف دینی ما اینقدر برای حضور در محیط مسجد تاکید شده است

امام حسن علیه السلام می فرماید: شنیدم حسن بن علی (علیه السلام) می‌فرمود: شنیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرمود:

«هر کس که به رفتن به مساجد مداومت ورزد، یکی از این [پاداش‌ها] را به دست خواهد آورد:

1- أَصَابَ أَخاً مُسْتَفَاداً فِي اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ برادری سودمند در راه خدا،

2- أَوْ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً یا دانشی نو و شنیدنی،

3- أَوْ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى هُدًى یا سخنی که او را به راه هدایت راهنمایی کند،

4- أَوْ أُخْرَى تَصْرِفُهُ عَنِ اَلرَّدَى یا سخنی دیگر که او را از هلاکت بازدارد،

5- أَوْ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً یا رحمتی مورد انتظار [و در شرف وقوع]،

6- أَوْ تَرَكَ اَلذَّنْبَ حَيَاءً أَوْ خَشْيَةً .یا [اینکه] گناه را از روی حیا یا ترس [از خدا] ترک می‌کند.»[4]

یکی از اساتید دوران اوائل طلبگی ما تعریف می کرد یک بار فرزند من را از طرف مدرسه سینما بردند. من مدرسه رفتم برای گلایه که چرا بچه من را سینما بردند. مدیر مدرسه گفت حاج آقا فیلمی که ما بردیم بچه ها ببینند فیلم ارزشی و آموزنده ای بود. من گفتم بنده با فیلمی که نشان دادید مشکل ندارم . بنده با این مشکل دارم که بچه من با محیط سینما انس بگیرد. آیا شما تضمین می دهید که تمامی فیلم هایی که سینما نشان می دهند فیلم های ارزشی باشد؟

در آن دوران وقتی استاد ما این صحبت ها را می کرد خود بنده در ذهنم نسبت به سختگیری استادمان خورده می گرفتم اما هرچه گذشت و وضع فیلم سینماها بدتر شد و متوجه شدم که دشمنان با از سینما به عنوان یکی از ابزارهای تهاجم فرهنگی استفاده می کنند به صحت و دقت نظر استادمان پی بردم.

شما یک مروری به فیلم های سینمایی چند دهه اخیر بیندازید. خودتان متوجه می شوید که بسیاری از ارزش های دینی ما در قالب طنز در همین سینماها مورد تمسخر واقع شد و ذهنیت مخاطبان خود را نسبت به شعائر دینی و انقلابی تغییر داد از فیلم هایی که نیروهای بسیجی و انقلاب را تمسخر می کردند تا فیلم هایی که افراد مذهبی و ریش دار را به سخره می گرفتند تا فیلم هایی که حرمت پدر را لگد مال کردند.

یاد مصاحبه آقای سلحشور رحمت الله علیه کارگردان سریال یوسف نبی افتادم که وقتی آقای جیرانی به عنوان مجری از ایشان سوال کرد که چرا شما با اهالی سینما دم خور نیستید در پاسخ گفت سینمای ما در طراز انقلاب و اسلام نیست و من با چنین سینمایی سنخیت ندارم که بخواهم با اهالی آن دمخور باشم.

حتما با خودتان می گویید حاج آقا اگر اینجور باشد ما دیگر نباید از جای مان تکان بخوریم . پس فرزندانمان را چگونه سرگرم کنیم؟

در پاسخ باید بگویم که راه های پر کردن اوقات فراغت فرزندان با مسائل آموزشی و ورزشی سالم در محیط های مناسب فراوان هست.

اگر واقعا دلمان برای تربیت درست فرزندانمان می سود باید برای آنها سرمایه گذاری کنیم و لو اینکه از وقت و کارمان زده می شود.

در اسلام اینقدر تاکید شده که به فرزندان خود تیر اندازی و شنا یاد دهید: الکافي,جلد 6,صفحه 47

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : عَلِّمُوا أَوْلاَدَكُمُ اَلسِّبَاحَةَ وَ اَلرِّمَايَةَ»«به فرزندانتان شنا و تيراندازى بياموزيد.»

بنابراین ما می توانیم سرگرمی و تفریح های مناسب را جایگزین سرگرمی های مخربی همچون بازی های کامپیوتری و بازی های موجود در گوشی ها و سایر محیط های ناسالم داشته باشیم.

مراقبت از تنهاشدن و پرکردن اوقات فراغت

یکی دیگر از مسائلی که باید والدین نسبت به آن مراقبت داشته باشند مراقبت از اوقات بی کاری و خلوت فرزندان هست چراکه یکی از راه های نفوذ و تسلط شیطان در زمان خلوت و بی کاری فرزندان هست

قائل: امام باقر (علیه السلام)می فرمایند: إِنَّ اَلشَّيْطَانَ أَشَدَّ مَا يَهُمُّ بِالْإِنْسَانِ حِينَ يَكُونُ وَحْدَهُ خَالِياً لاَ أَرَى أَنْ يَرْقُدَ وَحْدَهُ .[5]

بی‌گمان، هنگامی که شیطان بیش‌ازهمه قصد [وسوسه و گمراهی] انسان را می‌کند، وقتی است که او تنها و در حال خلوت باشد. [به همین دلیل] من جایز نمی‌دانم که شخص تنها بخوابد

این روایت یک هشدار جدی به والدینی هست که هر دو بیرون از خانه کار می کنند و اطلاعی از اوضاع خانه به هنگام عدم حضورشان ندارند. خودمان با چشمانمان می بینیم خانواده هایی که والدین هر دو شاغل هستند و فرزندان دور از چشم پدر و مادر از عدم حضور آنها سوء استفاده می کنند و دست به رفتارهای پرخطر می زنند برخی دوستان خود را به خانه دعوت می کنند و برخی دوست دختران و دوست پسران خود را به خانه می آورند.

و یا می بینیم والدین بدون توجه به این مساله خودشان به سفر می روند و فرزندشان را در خانه تنها می گذارند.

و یا ساعت ها فرزندشان را در اتاقش تنها می گذارند و اصلا نمی دانند در این اتاق چه می گذرد و این فرزند با لپ تاپ و گوشی خود به کجا می رود و با چه کسانی ارتباط دارد.

بهترین کاریکه والدین می توانند برای بستن این مسیر شیطان انجام دهند این است که به غیر از موارد ضرور از تنها گذاشتن بی جهت فرزندان خوداری کنند و از تنها شدن فرزندانشان مراقبت نمایند. از همه مهمتر برای اوقات فراغت فرزندانشان برنامه داشته باشند.

شخصیت هیچیک از ما ها بالاتر از شخصیت پیامبر خدا صل الله علیه و آله نیست

رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با حسن و حسين بازي مي‏کرد. «ابوهريره» مي‏گويد: ديدم که رسول خدا دست حسن و حسين (عليهماالسلام) را گرفته بود و پاهايشان روي پاي آن حضرت قرار داشت و به آنان مي‏فرمود: نور ديدگان فاطمه! بالا بياييد. پس حسن و حسين بالا مي‏آمدند تا پاهايشان به سينه‏ي رسول خدا مي‏رسيد. پس لبش را بر لبهاي آنان گذاشته مي‏بوسيد و مي‏فرمود: خدايا حسن و حسين را دوست دارم. [بحارالانوار ج 43 ص 286.] .

«ابوهريره» مي‏گويد: حسن و حسين (عليه‏السلام) در حضور رسول خدا کشتي مي‏گرفتند. پيغمبر به حسن مي‏فرمود: آفرين حسن، آفرين حسن. فاطمه (عليهاالسلام) عرض کرد: يا رسول‏اللَّه با اينکه حسن بزرگتر از حسين است او را بر عليه حسين تشويق و تشجيع مي‏کني؟!

پاسخ داد: با اين که حسين کوچکتر از حسن مي‏باشد ولي از شجاعت و نيروي بيشتري برخوردار است و جبرئيل او را تشجيع و تشويق مي‏کند. [بحار ج 43 ص 265.] .

«جابر» مي‏گويد: ديدم که رسول خدا با دست و پا راه مي‏رفت و حسن و حسين (عليهماالسلام) بر پشت آن حضرت سوار بودند و مي‏فرمود: بهترين شتر، شتر شماست. و شما بهترين سوار هستيد. [بحار ج 43 ص 285.] .

همه اینها نشان می دهد که اگر کسی دوست دارد فرزند صالحی داشته باشد تا برای او باقیات الصالحات باشد باید نسبت به تک تک این امور حساس باشد و هیچگاه از نظارت و کنترل فرزندان خود غافل نشود.

خداوند متعال به همه توفیق دهد که به وظایف خود به عنوان پدر و مادر به خوبی عمل نماییم صلوات ختم بفرمایید.


[1] - عوالم العلوم، جلد ۱۱، صفحه ۱۷۳

[2] -شبیه این مطلب در روایات دیگر نقل شده: ] اَلْأَعْمَشُ ، بِإِسْنَادِهِ، عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ ، قَالَ: بَيْنَا نَحْنُ عِنْدَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِذْ أَتَاهُ عَنْ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ أَنَّ اَلْحَسَنَ وَ اَلْحُسَيْنَ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ خَرَجَا عَنْهَا، فَلَمْ تَدْرِ أَيْنَ هُمَا. وَ أَنَّهَا طَلَبَتْهُمَا فَلَمْ تَجِدْهُمَا. فَقَالَ لَهَا: أَيْ بُنَيَّةُ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَافِظُهُمَا. ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَى اَلسَّمَاءِ، فَقَالَ: اَللَّهُمَّ اِحْفَظْ وَلَدَيَّ حَيْثُ كَانَا، وَ أَيْنَ أَخَذَا، فَهَبَطَ عَلَيْهِ جَبْرَائِيلُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ . فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اَللَّهَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ، وَ يَقُولُ لاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمَا فَهُمَا فِي حِفْظِي حَيْثُ كَانَا، وَ أَيْنَ تَوَجَّهَا، وَ هُمَا اَلْآنَ فِي حَظِيرَةِ بَنِي اَلنَّجَّارِ ، وَ قَدْ وَكَّلْتُ بِهِمَا مَلَكَيْنِ يَحْفَظَانِهِمَا. فَقَامَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ قُمْنَا مَعَهُ إِلَى اَلْحَظِيرَةِ، فَوَجَدَهُمَا نَائِمَيْنِ وَ قَدْ اِعْتَنَقَا. فَأَكَبَّ عَلَيْهِمَا يُقَبِّلُ مَا بَيْنَ أَعْيُنِهِمَا حَتَّى اِسْتَيْقَظَا، فَحَمَلَهُمَا عَلَى عَاتِقَيْهِ، وَ جَعَلَ يُسْرِعُ لِبَيْتِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ بِهِمَا حَتَّى وَصَلَ بِهِمَا اَلْمَسْجِدَ، فَأَصَابَ جَمَاعَةً مِنَ اَلنَّاسِ قَدْ فَزِعُوا لِذَلِكَ. شرح الأخبار,جلد 3,صفحه 119

[3] - فضائل‏الزهرا«عليها السلام»/ سيد محمدتقي مقدم/ ص 82.

[4] - :مستدرك الوسائل,جلد 3,صفحه 359

[5] - الکافي,جلد 6,صفحه 533