بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

همانگونه که گفته شد طی این چند شب به دنبال شناخت ویژگی های امام حسین علیه السلام از سیره و گفتار آن حضرت به عنوان یک الگوی کامل و جامع بودیم تا بتوانیم به عنوان شیعه و محب امام حسین علیه السلام رفتار خود را با ویژگی های ایشان به عنوان یک معیار و ملاک محک بزنیم.

امشب نیز می خواهیم به فضل الهی در سیره و کلمات امام حسین علیه السلام سیری بکنیم و به یکی دیگر از ویژگی ها آن حضرت بپردازیم.

امر به معروف و نهي از منکر در سیره و کلام امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام پیش از خروج از مدینه دوبار به زیارت قبر جدشان جهت توسل و وداع رفتند در شب دوم که هنگام وداع مرقد مطهر رسول خدا (ص) چنین عرضه داشتند: «اَللّهُمَّ! إِنَّ هذا قَبْرُ نَبِیِّکَ مُحَمَّد وَ أَنَا ابْنُ بِنْتِ مُحَمَّد وَ قَدْ حَضَرَنِی مِنَ الاَْمْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ، اَللّهُمَّ! وَ إِنِّی اُحِبُّ الْمَعْروُفَ وَ أَکْرَهُ الْمُنْکَرَ، وَ اَنَا أَسْأَلُکَ یا ذَالْجَلالِ وَ الاِکْرامِ بِحَقِّ هذَا الْقَبْرِ وَ مَنْ فیهِ مَا اخْتَرْتَ(3) مِنْ أَمْری هذا ما هُوَ لَکَ رِضىً»؛ (بار الها! این قبر پیامبر تو محمّد(صلى الله علیه وآله) است و من فرزند دخت محمّدم. از آنچه براى من پیش آمده است آگاهى. خدایا! من معروف را دوست دارم و از منکر بیزارم. من از تو اى خداوند صاحب جلال و بزرگوارى مى خواهم به حقّ این قبر و کسى که در آن است راهى را که خشنودى تو در آن است برایم مقرّر دارى).[1]

2- محمد بن حنفیه برادر امام حسین(ع) پس از اطلاع از سفر امام، برای خداحافظی نزد ایشان آمد. حسین(ع) وصیتنامه‌ای برای او نوشت که در آن آمده است:

 

إنّی لَم اَخْرج أشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسِداً و لا ظالِماً وَ إنّما خَرجْتُ لِطلبِ الإصلاح فی اُمّةِ جَدّی اُریدُ أنْ آمُرَ بالمَعْروفِ و أنْهی عن المُنکَرِ و أسیرَ بِسیرةِ جدّی و سیرةِ أبی علی بن أبی طالب

من از روی ناسپاسی و زیاده خواهی و برای فساد و ستمگری، خروج نکردم؛ بلکه اصلاح امّت جدّم را می‌جویم. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدّم و پدرم علی بن ابی طالب(ع) رفتار کنم....[۲۳]

3- پس از حرکت از منزل ذوحسم، قافله امام حسین (علیه‌السّلام) و سپاه حر، در کنار همدیگر حرکت می‌کردند، تا اینکه در منزل بیضه فرود آمدند و فرصتی دیگر پیش آمد تا امام طی خطبه‌ای علت قیام و انگیزه مبارزه خویش را برای اصحاب خود و سپاه حر تشریح کند.: «يا ايها الناس‌! ان‌ّ رسول الله: من رأي سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام الله، ناکثاً عهده‌، مخالفاً لسنّة رسول‌الله، يعمل في عبادالله بالاءثم و العدوان‌،فلم‌يغيّر عليه بفعل و لا قول‌، کان حقّاً علي الله يدخله مدخله‌... و انا أحق‌ّ ممّن غيّر».

ای مردم، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: هر مسلمانی با سلطان ستمگری مواجه شود که حرام خدا را حلال میکند و پیمان الهی را در هم می‌شکند و با سنت (و قانون) پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به مخالفت برخاسته و در میان بندگان خدا، راه گناه و دشمنی در پیش گرفته است، ولی او در مقابل چنین حاکمی، با عمل یا با گفتار، اظهار مخالفت نکند، بر خداوند است که این فرد (ساکت) را به جایگاه همان طغیانگر، (در آتش جهنم) داخل کند. (ای مردم) آگاه باشید! اینان (بنی امیه) پیروی از شیطان را بر خود لازم شمرده‌اند، و اطاعت خدا را ترک کرده‌اند؛ فساد را علنی و حدود الهی را تعطیل نموده، فیء (بخشی از بیت المال) را به خود اختصاص داده‌اند، و حرام خدا را حلال، و حلال خدا را حرام کرده‌اند و من برای تغییر این وضعیت شایسته ترم.

 

3- روايت شده: هنگامي که نامه عبيدالله بن زياد، که در آن عملکرد حر را در مورد امام حسين عليه السلام سرزنش نموده و دستور داده بود که امام را تحت فشار قرار دهد، بدست حر رسيد، او نامه را به امام نشان داد و ايشان را از رفتن به کوفه بازداشت، امام برخاست و پس از حمد و ثناي الهي اين خطبه را خواندند: ، اين خطبه معروف را خواند: اِنَّهُ قَدْ نَزَلَ مِنَ الْاَمْرِ ما تَرَوْنَ، وَ اِنَّ الدُّنْيا قَدْ تَغَيَّرَتْ وَ تَنَکَّرَتْ، وَ اَدْبَرَ مَعْرُوفُها، وَ لَمْ تَبْقَ مِنْها اِلَّا صَبابَةٌ کَصَبابَةِ الْاِناءِ، وَ خَسيسُ عَيْشٍ کَالْمَرْعَي الْوَبيلِ.

 

اَلا تَرَوْنَ اِلَي الْحَقِّ لا يُعْمَلُ بِهِ، وَ اِلَي الْباطِلِ لا يُتَناهي عَنْهُ، بدرستي که رويدادهاي روزگار ما همينهاست که مي نگريد، اوضاع روزگار دگرگوني منفي يافته، زشتيها و ضد ارزشها آشکار و ارزشهاي انساني و اخلاقي و فضيلتها از محيط زندگي جامعه رخت بربسته است، از فضيلتهاي انساني جز اندکي بسان قطراتي که ته مانده ظرف آب مي باشد، باقي نمانده، و جامعه در زندگي و شرائط ذلّت بار و ننگيني بسر مي برد.

 

هان، آيا نمي نگريد که به حق عمل نمي شود و از باطل و بيداد روي نمي گردانند،

4- سلیم بن قیس می گوید، یک سال قبل از مرگ معاویه، حسین بن علی(ع) با عبدالله ابن عبّاس و عبدالله بن جعفر به حج رفتند، امام حسین(ع) مردان و زنان و یاران بنی هاشم و آن عده از انصار را که او و خاندانش را می شناختند جمع کرد. سپس چند نفر را فرستاد و فرمود:

 

همة کسانی را که امسال از اصحاب پیامبر(ص) معروف به صلاح و عبادت اند به حج آمده اند، نزد من جمع کنید.

 

در پی این دعوت بیش از هفتصد نفر ـ که بیشتر آنان از تابعین و حدود دویسـت نفـر از اصحـاب پیامبر(ص) بودند ـ در «منا» در خیمة آن حضرت گرد آمدند. امام در میان آنان برای ایراد خطبه برخاست

اعتبروا ايها الناس! بما وعظ الله به اوليآءه من سوء ثنائه علي الاحبار اذ يقول: (لولا ينهاهم الربانيون و الاحبار عن قولهم الاثم) و قال: (لعن الذين کفروا من بني‏اسرائيل - الي قوله - لبئس ما کانوا يفعلون) و انما عاب الله ذلک عليهم، لانهم کانوا يرون من الظلمة الذين بين اظهرهم المنکر الفساد، فلا ينهونهم عن ذلک رغبة فيما کانوا ينالون منهم و رهبة مما يحذرون، و الله يقول: (فلا تخشوا الناس واخشون) و قال: (و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اوليآء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر) فبدأ الله بالامر بالمعروف و النهي عن المنکر فريضة منه لعلمه بانها اذا اديت و اقيمت، استقامت الفرائض کلها هينها و صعبها.

و ذلک ان الامر بالمعروف و النهي عن المنکر دعآء الي الاسلام مع رد المظالم و مخالفة الظالم و قسمة الفي‏ء و الغنائم، و اخذ الصدقات من مواضعها، و وضعها في حقها[2]

اي مردم! از موعظه‏ي الهي نسبت به اوليايش در نکوهش علماي يهود در قرآن عبرت بگيريد که فرمود: «چرا ربانيون و احبار (علماي يهود) مردم را از گفتار گناه آميز نهي نمي‏کنند!؟» و «کافران از بني‏اسرائيل لعنت کرده شدند... چه کار بدي مي‏کردند».

خداوند آنان را نکوهش نمود، زيرا گناه و فساد ستمگران را مي‏ديدند، ولي به سبب دو چيز، آنان را باز نمي‏داشتند: اول. ميل و رغبت به مال آنان؛ دوم. ترس و خوف از آنها.

و حال آن که خداوند مي‏فرمايد: «از مردم نهراسيد و فقط از من خوف داشته باشيد». و فرمود: «مرد و زن مؤمن، بعض آنان، پشتيبان بعض ديگر هستند، امر به معروف مي‏کنند، و نهي از منکر مي‏نمايند».

خداوند امر به معروف و نهي از منکر را به عنوان وحي از ناحيه خود آغاز کرد، زيرا خدا مي‏داند اگر اين دو امر انجام گيرد، تمام واجبات بپا مي‏شود، چه آسان و چه مشکلش.

و امر به معروف و نهي از منکر دعوتي است به اسلام، همراه با بازگرداندن حقوق ديگران، و مخالفت با ستمگر و تقسيم بيت المال و غنيمتها و گرفتن زکات از مکان‏هاي خود و پرداخت آن به مستحقان آن است.

نتیجه گیری:

آنچه از سیره و گفتار امام علیه السلام به دست می آید آن است که ایشان متصف به ویژگی امر به معروف و نهی از منکر بودند تا جایی که هدف از قیام خود را این امر مهم قرار دادند.

به خاطر همین ویژگی هست که در زیارت نامه آن حضرت می خوانیم

السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبا عَبْدِ اللّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّهِ، أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ، وَآتَيْتَ الزَّكَاةَ، وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ،

سلام بر تو ای اباعبدالله، سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، گواهی می‌دهم که تو نماز بپا داشتی و زکات پرداختی و به خوبی امر کردی و از بدی نهی نمودی

درس مهمی که از این ویژگی مهم می آموزیم

یکی از مباحث مهم و دغدغه ای که برای آنهایی که به دنبال انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر هستند آن است که یکی از شرایط امر به معروف و نهی از منکر که در رساله ها آمده این است که زمانی امر به معروف و نهی از منکر واجب می شود که انسان احتمال تاثیر بدهد این در حالی است که برخی می گویند آنقدر فساد زیاد شده و یا طبیعی شده که دیگه امر به معروف تاثیر ندارد.

اما پیش از بیان درسی که می توانیم از مکتب امام بیاموزیم بنده ذکر چند نکته لازم می دانم.

اول اینکه فریضه امر به معروف مانند سایر واجبات بر همه مسلمانان مثل نماز، روزه ، خمس و زکات واجب است اما باید احکام و روش های آن را آموخت و به تعبیر مقام معظم رهبری مسأله‏ى امر به معروف و نهى از منكر، مثل مسأله‏ى نماز است. ياد گرفتنى است. بايد برويد ياد بگيريد. مسئله دارد كه كجا و چگونه بايد امر به معروف و نهى از منكر كرد؟[3]

دوم: امر به معروف و نهي از منكر از تكاليفي است كه براي واجب شدن آن احتمال تأثير كافي است و لازم نيست مكلّف علم قطعي به تأثير داشتن پيدا كند. اين تكليف تنها زماني ساقط مي‏شود كه ما يقين به بي‏فايده بودن امر و نهي داشته باشيم و چنين فرضي واقعا نادر مي‏باشد. بنابراين بر هر مسلمان واجب است هر جا كه احتمال تأثيري مي‏دهد به نحو مقتضي عكس‏العمل نشان دهد و وسوسه شيطان، بهانه راحت‏طلبي و شانه خالي كردن از زير بار نشود.

سوم: امام خميني (ره) مي‏فرمايد: «وجوب امر به معروف و نهي از منكر با ظن به عدم تأثير ساقط نمي‏شود هرچند اين ظن و گمان قوي باشد. بنابراين با احتمال تأثير - احتمالي كه از نظر عقلا مورد اعتنا و توجه است - امر به معروف واجب مي‏شود». . تحرير الوسيله، ج1، ص467، مسئله 1.

چهارم: مقام معظم رهبری نیز در این باره فرموده‏اند: «بعضي گفته‏اند که بايد احتمال تأثير وجود داشته باشد، من مي‏گويم احتمال تأثير همه جا قطعي است مگر در نزد حکومت‏هاي قلدر، قدرتمند و سلاطين. آنهايند که البته حرف حساب به گوششان فرو نمي‏رود و اثر نمي‏کند. اما براي مردم، حرف اثر دارد».

پنجم: به کارگیری روش‏هاي مختلف جهت تأثيرگذاری

امام خميني با تصريح به اينکه براي تأثير بايد از راه‏هاي مختلف استفاده كرد، به ذکر نمونه‏هاي ذيل پرداخته‏اند:

1. اگر مي‏داند كه تنها با موعظه و تقاضا مي‏تواند به اين هدف برسد بايد از اين روش استفاده كند.

2. اگر احتمال مي‏دهد يا مي‏داند كه با تكرار امر و نهي تأثير خواهد داشت بايد امر و نهي را تكرار كند.

3. اگر بداند امر و نهي هر چند در حال حاضر اثري ندارد ولي براي آينده اثر خواهد داشت بايد انجام دهد.

4. اگر امر و نهي را تنها موجب كم شدن معصيت و نه ريشه كن شدن آن بداند بايد انجام دهد.

* ممکن است که اگر کاري به تنهايي انجام پذيرد، تأثيري از خود بر جاي نگذارد، اما اگر به صورت جمعي و تشکيلاتي صورت پذيرد، تأثير خود را خواهد داشت. در اين صورت نمي‏توان شانه از بار مسئوليت خالي کرد و کنار نشست

 

اما درسی که مکتب امام حسین علیه السلام به ما می دهد این است که ما می بینیم امام در آن شرایط پر از فساد و با حداقل نیرو هدف خود را امر به معروف و نهی از منکر اعلام می کند و حال آنکه قیام ایشان در همان روز و همان ایام تاثیر نگذاشت اما می بینیم تاثیر امر به معروف و نهی از منکر امام به مرور زمان متجلی شد و بعد از عاشورا مردم از خواب غفلت بیدار شدند و قیام توابین و سایر قیام ها به وقوع پیوست که منجر به سقوط حکومت بنی امیه شد البته تاثیر امر به معروف امام به این ختم نشد بلکه تاثیر امر به معروف امام در طول تاریخ همواره خود را نشان داده و تا انقلاب ما امتداد پیدا کرد و تا زمان ظهور امر به معروف امام تاثیر خواهد گذاشت.

تمامی این موارد به ما می آموزد ممکن است امر به معروف ما در همان لحظه اثر نداشته باشد اما اگر بدانیم بعدا تاثیر خواهد گذاشت این فریضه از گردن ما ساقط نمی شود و ما وظیفه داریم امر به معروف و نهی از منکر خود را انجام دهیم همانگونه که امام حسین علیه السلام این کار را نمود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


[1] - فتوح ابن اعثم، ج 5، ص 27؛ مقتل الحسین خوارزمى، ج 1، ص 186 و بحارالانوار، ج 44، ص 328.

[2] - تحف العقول: ص 237.

[3] - مقام معظم رهبری ؛22/ 04/ 1371/ فرماندهان نيروهاى مقاومت بسيج سراسر كشور، در روز شهادت امام سجاد(ع)