بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

شب اول- شهادت طلبی و سلحشوری رمز ماندگاری اسلام و انقلاب اسلامی

یکی از رمزهای ماندگاری اسلام و مکتب تشیع روحیه شهادت طلبی و سلحشوری است.

مسلمان ها به خاطر مبانی اعتقادی که دارند مبنی بر اینکه این زندگی به همین دنیای مادی محدود ختم نمی شود و پس از این دنیا زندگی حقیقی و نامتناهی رقم خواهد خورد و اینکه خداوند متعال برای کسانیکه در راه او مجاهدت می کرده و جان خود را فدای اقامه توحید می کنند اجر و مزد بی حد و حصری را به دست می آورند.

آل عمران (۳): ۱۶۹

«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» ترجمه: «و هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده مپندار؛ بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.»

توضیح: این آیه، علاوه بر تأکید بر حیات شهیدان، از نعمت‌ و رزق ویژه آنان در جوار رحمت الهی خبر می‌دهد. طبق برخی روایات، این روزی همان شادی و نعمت‌های بهشتی است که از آن بهره‌مند می‌شوند.

امام سجاد (ع) در روایتی از رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید: برای شهید هفت خصوصیت و خصلت از جانب خداوند است. یعنی خدا آن را به شهید وعده می دهد. نکته قابل توجه این است که امام می فرماید "من الله" یعنی خدای متعال از جانب خودش به صورت مستقیم آن را به شهید هدیه می کند.

۱. أَوَّلُ قَطْرَهٍ مِنْ دَمِهِ مَغْفُورٌ لَهُ كُلُّ ذَنْبٍ

اولین قطره از خون شهید که بر زمین می ریزد همه گناهان او بخشیده می شود. این پاداشی بسیار عظیم است. تمامی گناهان او آمرزیده می شود. البته در روایات دیگر می فرماید مگر حق الناس که بخشش این گناه فقط به ادای حق صاحب آن است. شاید علت اینکه گناهان شهید با ریختن اولین قطره خون او بخشید می شود این باشد که بنده با ارتکاب معاصی به خدای متعال بدهکار می شود. وقتی بنده جان خود را برای معبودش و در راه او می دهد، این بدهی تمام می شود و خدا کلیه گناهانش را می آمرزد.

۲. وَ الثَّانِيَةُ رَفَعَ رَأْسَهُ فِي حَجْرِ زَوْجَتَيْهِ مِنَ الْحُورِ الْعِينِ وَ تَمْسَحَانِ الْغُبَارَ عَنْ وَجْهِهِ يَقُولَانِ مَرْحَباً بِكَ وَ يَقُولُ هُوَ مِثْلَ ذَلِكَ لَهُم

دومین پاداش این است که سر شهید در دامن زنان پاکدامن بهشتی قرار می گیرد که غبار جنگ را از چهره ی او می زدایند و به او تبریک می گویند. عمل شهید خالصانه و پاک بود، خدای متعال هم پاک ترین نعمت بهشتی را برای او هدیه می دهد.

۳. وَ الثَّالِثَةُ يُكْسَى مِنْ كِسْوَةِ الْجَنَّة

سومین پاداش نیک لباس بهشتی است. او با پوشیدن لباس شهادت، از جامه دنیایی فارغ می گردد و آماده پوشیدن لباس های بهشتی می گردد. لباس بهشتی بر تن انسانی جلوه گر خواهد شد که اعمال پاک و شایسته داشته باشد. بدن او باید مطهر باشد. این خصوصیت شهید است که بدنش آن قدر پاک می گردد که سزاوار پوشیدن جامه بهشتی می گردد.

۴. وَ الرَّابِعَةُ يَبْتَدِرُ خَزَنَةُ الْجَنَّةِ بِكُلِّ رِيحٍ طَيِّبَةٍ لَهُ يَأْخُذُ مِنْه‏

کسی که معطر به عطر شهادت شد؛ عطرهای بهشتی نیز او را معطر می کنند. هر بوی خوشی که بخواهد برایش آماده می شود. او باید معطر وارد بهشت شود. در احوالات غلام امام حسین(ع) نیز در روز عاشورا داریم که بوی بدی می داد ولی امام او را دعا کرد که "اللهم طیب ریحه" خدایا بوی او را پاک و خوش گردان. وقتی بدن مطهر او را پس از چندی پیدا کردند بوی بسیار خوبی از آن ساطع می شد. این همان بوی خوش شهید است که خدای متعال آن را به بندگانش نشان می دهد. شهید سید احمد پلارک که در گلزار شهدای تهران مدفون است؛ نیز نمونه ای از هزاران شهید خوش بوی دفاع مقدس است که از قبر مطهر آن شهید بزرگوار بوی خوش گلاب استشمام می شود. نیز شهید شانزده ساله عبدالنبی یحیایی را هم داریم که بدن مطهرش را در تعمیر مزار مطهرش بیرون می آورند و بوی خوش بدن تازه و سالم او همه را مست می کند.

۵. وَ الْخَامِسَةُ أَنْ يُرَى مَنْزِلَتَه (مَنزِلَه)

امام سجاد(ع) در برشماری پنجمین پاداش شهید می فرماید: او در لحظه شهادت جایگاه خویش را می بیند. جایگاه شهدا در بهشت مورد حسرت همگان است. هر کسی آرزو می کرد ای کاش برای من نیز مقامی مشابه شهدا بود. او در لحظه شهادت این مقام ارزشمند را به نظاره می نشیند. جایگاهی که در همسایگی اولیا و صالحان و صدیقان و اوصیا و انبیا قرار دارد.

۶. وَ السَّادِسَةُ يُقَالُ لِرُوحِهِ أَسْرِعِي فِي الْجَنَّةِ حَيْثُ شِئْت‏

پاداش ششم اینکه امام می فرماید: به روح شهید خطاب می شود هر کجای بهشت که می خواهی استراحت کن. نکته جالب اینکه محدودیتی در این حدیث برای جایگاه شهید ذکر نمی فرماید. یعنی شهید اختیار دارد در هر کجای بهشت که بخواهد برود و در آنجا استراحت کند و از نعمت هایش بهره مند شود.

۷.وَ السَّابِعَةُ أَنْ يَنْظُرَ فِي وَجْهِ اللَّهِ وَ إِنَّهَا لَوَاجِبَةٌ لِكُلِّ نَبِيٍّ وَ شَهِيدٍ. (1)

آخرین مزد با ارزش که از همه پاداش های قبلی برتر و بالاتر است و آرزوی هر انسان آزاده ای است؛ نظر کردن در وجه خداست. امام فرمود: این آخری مایه راحتی هر نبی و شهیدی است. شهید آن لحظه که به خدا می رسد در آرامش قرار می گیرد. او به حق شایسته چنین مقامی شده است. جان خویش را برای وصال به معبود داده و به آن هم می رسد. شهید وقتی در وجه خدا به نظاره نشست؛ دیگر هیچ چیزی برایش ارزش نخواهد داشت. البته او همین حظ و بهره ها را می برد که وقتی از امام باقر می پرسند آیا شهدای کربلا درد را حس می کردند؟ فرمود: خیر آن ها آن­قدر غرق در محبوب خویش بودند که درد را احساس نمی کردند.

بله. این پاداش هایی که برشمردیم بخشی از هدایای ارزشمندی است که خدای متعال ارزانی شهید کرده و جایگاه او را گرامی داشته است. ان شاءالله که با رهروی در مسیر شهادت، ما نیز بهره ای از این حظ عظیم بدست آوریم(وسائل الشيعة، ج‏15، ص: 16)

از همین رو می بینیم از همان صدر اسلام کسانیکه ایمان راسخ داشتند همواره به دنبال کسب این مقام بودند:

در صدر اسلام ما نمونه های متعددی از شخصیت های با ایمان را می بینیم که آرزوی شهادت را داشتند با وجود اینکه حتی برخی از آنها شرایط مناسب جسمی را هم نداشتند.

یکی از این شخصیت ها فردی بود به نام عمرو بن الجموح این فرد قبل از رفتن به جبهه دعایی کرد و گفت : خدايا مرا به خاندانم برنگردان!.

اين جمله‏اى بود كه هند، زن عمرو بن الجموح، پس از آنكه شوهرش مسلح شد و براى شركت در جنگ احد راه افتاد، از زبان شوهرش شنيد. اين اولين بار بود كه عمرو بن الجموح با مسلمانان در جهاد شركت مى‏كرد. تا آن وقت شركت نكرده بود، زيرا پايش لنگ بود و اتفاقا به شدت مى‏لنگيد، و مطابق حكم صريح قرآن مجيد، بر آدم كور و آدم لنگ و آدم بيمار جهاد واجب نيست ««ليس على الاعمى حرج، و لا على الاعرج حرج، و لا على المريض»: سوره فتح، آيه 18.». او هرچند خود شخصا در جهاد شركت نمى‏كرد، اما چهار شير پسر داشت كه همواره در ركاب رسول اكرم حاضر بودند و هيچ كس گمان نمى‏كرد و انتظار نداشت كه عمرو با عذر شرعى كه دارد، خصوصا با فرستادن چهار پسر برومند، سلاح برگيرد و به سربازان ملحق شود.

خويشاوندان عمرو، همينكه از تصميم وى آگاه شدند آمدند مانع شوند، گفتند:

«اولا تو شرعا معذورى، ثانيا چهار فرزند سرباز دلاور دارى كه با پيغمبر حركت كرده‏اند، لزومى ندارد خودت نيز به سربازى بروى!» گفت:

«به همان دليل كه فرزندانم آرزوى سعادت ابدى و بهشت جاويدان دارند من هم‏

دارم. عجب! آنها بروند و به فيض شهادت نائل شوند و من در خانه پيش شماها بمانم؟! ابدا ممكن نيست.».

خويشاوندان عمرو از او دست برنداشتند و دائما يكى پس از ديگرى مى‏آمدند كه او را منصرف كنند. عمرو براى خلاصى از دست آنها به خود رسول اكرم ملتجى شد:

- يا رسول اللَّه! فاميل من مى‏خواهند مرا در خانه حبس كنند و نگذارند در جهاد در راه خدا شركت كنم. به خدا قسم آرزو دارم با اين پاى لنگ به بهشت بروم.».

- يا عمرو! آخر تو عذر شرعى دارى، خدا تو را معذور داشته است، بر تو جهاد واجب نيست.».

- يا رسول اللَّه! مى‏دانم، در عين حال كه بر من واجب نيست باز هم ...».

رسول اكرم فرمود: «مانعش نشويد، بگذاريد برود، آرزوى شهادت دارد، شايد خدا نصيبش كند.».

از تماشايى‏ترين صحنه‏هاى احد صحنه مبارزه عمرو بن الجموح بود كه با پاى لنگ، خود را به قلب سپاه دشمن مى‏زد و فرياد مى‏كشيد: «آرزوى بهشت دارم.»

يكى از پسران وى نيز پشت سر پدر حركت مى‏كرد. آنقدر اين دو نفر مشتاقانه جنگيدند تا كشته شدند.

پس از خاتمه جنگ بسيارى از زنان مدينه از شهر بيرون آمدند تا از نزديك از قضايا آگاه گردند، خصوصا كه خبرهاى وحشتناكى به مدينه رسيده بود. عايشه همسر پيغمبر يكى از آن زنان بود. عايشه اندكى كه از شهر بيرون رفت، چشمش به هند زن عمرو بن الجموح افتاد درحالى كه سه جنازه بر روى شترى گذاشته بود و مهار شتر را به طرف مدينه مى‏كشيد. عايشه پرسيد:

- چه خبر؟.

- الحمد للَّه پيغمبر سلامت است. ايشان كه سالم هستند ديگر غمى نداريم. خبر ديگر اينكه: «ردّ اللَّه الذين كفروا بغيظهم» خداوند كفار را درحالى كه پر از خشم بودند برگردانيد.

- اين جنازه‏ها از كيست؟.

- اينها جنازه برادرم و پسرم و شوهرم است.

- كجا مى‏برى؟

- مى‏برم به مدينه دفن كنم.

هند اين را گفت و مهار شتر را به طرف مدينه كشيد، اما شتر به زحمت پشت سر هند راه مى‏رفت و عاقبت خوابيد. عايشه گفت:

- بار حيوان سنگين است، نمى‏تواند بكشد.

- اين‏طور نيست. اين شتر ما بسيار نيرومند است، معمولا بار دو شتر را به خوبى حمل مى‏كند. بايد علت ديگرى داشته باشد. اين را گفت و شتر را حركت داد. تا خواست حيوان را به طرف مدينه دومرتبه زانو زد و همينكه روى حيوان را به طرف احد كرد ديد به تندى راه افتاد.

هند ديد وضع عجيبى است. حيوان حاضر نيست به طرف مدينه برود، اما به طرف احد به آسانى و سرعت راه مى‏رود. با خود گفت شايد رمزى در كار باشد. هند در حالى كه مهار شتر را مى‏كشيد و جنازه‏ها بر روى حيوان بودند، يكسره به احد برگشت و به حضور پيغمبر رسيد:

- يا رسول اللَّه! ماجراى عجيبى است؛ من اين جنازه‏ها را روى حيوان گذاشته‏ام كه به مدينه ببرم و دفن كنم، وقتى كه اين حيوان را به طرف مدينه مى‏خواهم ببرم از من اطاعت نمى‏كند، اما به طرف احد خوب مى‏آيد، چرا؟.

- آيا شوهرت وقتى كه به احد مى‏آمد چيزى گفت؟.

- يا رسول اللَّه! پس از آنكه راه افتاد اين جمله را از او شنيدم: «خدايا مرا به خاندانم برنگردان.».

- پس همين است، دعاى خالصانه اين مرد شهيد مستجاب شده است، خداوند نمى‏خواهد اين جنازه برگردد. در ميان شما انصار كسانى يافت مى‏شوند كه اگر خدا را به چيزى بخوانند و قسم بدهند، خداوند دعاى آنها را مستجاب مى‏كند. شوهر تو عمرو بن المجموح يكى از آن كسان است.

با نظر رسول اكرم هر سه نفر را در همان احد دفن كردند. آنگاه رسول اكرم رو كرد به هند:

- اين سه نفر در آن جهان پيش هم خواهند بود.

- يا رسول اللَّه! از خداوند بخواه من هم پيش آنها بروم. « مجموعه‏آثاراستادشهيدمطهرى، ج‏18، ص: 420

(داستان و راستان) به نقل از شرح ابن ابى الحديد، ج 3، چاپ بيروت، ص 566.»

وجود همین روحیه سلحشوری و شهادت طلبی و ایمان به وعده های الهی در میان مسلمانان بود که با وجود تابن دندان مسلح بودن کفار و تعداد چند برابری در برابر تعداد کم مسلمانان در جنگ های صدر اسلام شکست می خوردند شما نگاه کنید در جنگ مسلمانان با سپاهی متشکل از ۳۱۳ نفر. کفار قریش با سپاهی متشکل از ۹۰۰ تن روبرو شد و پیروز شد.

و یا می بینید در جنگ خندق بعضی از مورخان نفرات سپاه «کفر»را در این جنگ بیش از ده هزار نفر نوشته اند، در حالی که تعداد مسلمانان از سه هزار نفر تجاوز نمی کرد.

و این موضوع تقریبا در تمامی جنگ های میان مسلمانان و کفار ساری و جاری بود.

سلحشوری و شهادت طلبی در انقلاب اسلامی

ما در امتداد تاریخ همین روحیه را در پیروان مکتب امام حسین علیه السلام می بینیم که در طول تاریخ وجود داشته و باعث ماندگاری دین اسلام و مکتب تشیع تا امروز گردیده.

اما با انقلاب اسلامی این موضوع ظهور و بروز بسیار زیادی داشت خداوند متعال سلحشوری و عشق به شهادت را در وجود ملت ایران و به خصوص جوانان شعله ور نمود.

آقای رحیم پور ازغدی (الزامی به ذکر نام نیست) در خاطراتی از برادر شهید خود نقل می کرد که برادر من که برای دستشویی رفتن در حیاط حتما باید یکی به دنبال او می رفت در جبهه حضور یافته و از خود رشادت نشان می داد.

در جنگ رمضان سلحشوری این ملت به اوج رسید. در دنیا متحیرند از این ملت که چگونه وقتی در دنیا به کشوری حمله می شود مردم آن کشور شروع به فرار می کنند. در همین جنگ کشور ترکیه در مرزهای خود تدابیری را برای مردم جنگ زده و فراری از ایران در نظر گرفته بود و حتی خبرنگارانی در آنجا منتظر هجوم آوارگان به آنجا بودند اما با کمال تعجب دیدند که نه تنها ملت ایران کشور را ترک نکردند بلکه کسانیکه در خارج از کشور بودند به سمت ایران روانه شدند.

وقتی آمریکا تهدید کرد که راهپیمایی را بمباران می کنند بدون توجه به تهدیدها به میدان آمدند و خیابان ها را پر کردند و هنگامیکه در برابر چشمشان و نزدیک به محل تجمع را بمباران کردند مانند کوه ایستادند و جای خود تکان نخورند.

جوانان رشید این انقلاب در پای لانچرها جانانه مبارزه کردند در حالیکه می دانستند ماهواره ها و پهپادها آنها را رصد می کنند و بلافاصله بعد از شلیک مورد هدف قرار می گیرند اما ایستادند و ماموریت خود را به سرانجام رساندند.

به همین دلیل هم بود که رهبر شهیدمان می فرمود: «عزت امروز اسلام و مسلمين ثمره خون شهدا است.»

«عظمت ما به خاطر شهادت جوانان و فرزندان اين ملت است.» و به همین دلیل ایشان تاکید داشتند که « ياد شهدا بايد هميشه در فضاى جامعه زنده باشد.»

آفت شهادت طلبی مقدس

البته باید به این نکته مهم توجه داشت که هر امر خوب و مقدسی ممکن است آفتی داشته باشد و موضوع شهادت نیز امر مقدسی است که ممکن است گرفتار آفت شود و مهم ترین آفت شهادت این است که این جانفشانی مقدس به جای اینکه با اهداف الهی انجام شود با اهداف دیگری مخلوط می شود و آن اجر و مزدی که خداوند متعال برای شهادت در نظر گرفته است را از دست می دهند.

بر اساس دیدگاه اسلام حفظ و حراست از دین و اعتقادات بالاترین اولویت را دارا می باشد. امام علي عليه‏السلام در وصیتی به یاران خود فرموده‌اند:

« فَإِذَا حَضَرَتْ بَلِيَّةٌ فَاجْعَلُوا أَمْوَالَكُمْ دُونَ أَنْفُسِكُمْ وَ إِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَكُمْ دُونَ دِينِكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْهَالِكَ مَنْ هَلَكَ دِينُهُ وَ الْحَرِيبَ مَنْ حُرِبَ دِينُه‏» ؛«آنگاه که حادثه‏اي پيش آمد اموالتان را سپر جانتان قرار دهيد و در حفظ جانتان بکوشيد، اما اگر حادثه‏اي پيش آمد که دينتان در معرض خطر قرار گرفت جانتان را فداي دينتان سازيد که آن کس که دينش از بين برود نابود است و غارت زده آن کس است که دينش به غارت برود».(کلینی، 1363ش، ج‏2، ص: 216)

از سویی دیگر بر اساس مبانی مکتب متعالی اسلام هرگونه جنگ و جانفشانی باید با نیت الهی و در راه خدا باشد و در غیر این صورت اگر کسی جان خود را فدای میهن نماید هرچند ممکن است باعث بلند آوازه شدن نام وی گردد اما آخرت خود را از دست داده و در نزد خداوند متعال هیچ اجر و مزدی نخواهد داشت.

این موضوع به وضوح در آیات متعدد قرآن کریم منعکس گردیده تا همه بدانند انگیزه ای به غیر از انگیزه های الهی سودی برای انسان ها ندارد هرگونه اجر و مزدی برای جنگ و جانفشانی در راه خدا خواهد بود که در ادامه به تعدادی از این آیات اشاره می نماییم؛

- «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ‏ اللَّهِ‏ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ وَ الْقُرْآن‏» ؛«در حقيقت، خدا از مؤمنان، جان و مالشان را به‏[بهاى‏] اينكه بهشت براى آنان باشد، خريده است؛ همان كسانى كه در راه خدا مى‏جنگند و مى‏كُشند و كشته مى‏شوند. [اين‏] به عنوان وعده حقّى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست.» (قرآن کریم، توبه آیه 111)

- «الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا في‏ سَبيلِ‏ اللَّهِ‏ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ» ؛«كسانى كه ايمان آورده و هجرت كرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‏اند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اينان همان رستگارانند.» (قرآن کریم، توبه آیه 20)

- «وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا في‏ سَبيلِ‏ اللَّهِ‏ وَ الَّذينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَريمٌ» ؛«و كسانى كه ايمان آورده و هجرت كرده و در راه خدا به جهاد پرداخته، و كسانى كه‏[مهاجران را] پناه داده و يارى كرده‏اند، آنان همان مؤمنان واقعى‏اند، براى آنان بخشايش و روزى شايسته‏اى خواهد بود.» (قرآن کریم، انفال، آیه 74)

- «فَلْيُقاتِلْ في‏ سَبيلِ‏ اللَّهِ‏ الَّذينَ يَشْرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ وَ مَنْ يُقاتِلْ في‏ سَبيلِ‏ اللَّهِ‏ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتيهِ أَجْراً عَظيماً» ؛«پس، بايد كسانى كه زندگى دنيا را به آخرت سودا مى‏كنند در راه خدا بجنگند؛ و هر كس در راه خدا بجنگد و كشته يا پيروز شود، به زودى پاداشى بزرگ به او خواهيم داد.» (قرآن کریم، نساء، آیه 74)

همانگونه که در این آیات به وضوح مشخص است هر جا سخن پاداش و اجر االهی برای قتال و جهاد آمده مشروط به عنوان «في‏ سَبيلِ‏ اللَّهِ‏» گردیده که نشان می دهد همه پاداش های الهی در ازای نیت الهی بوده و هر گونه نیتی به غیر از نیت الهی در این راه بدون اجر و پاداش خواهد بود.

علاوه بر آیات قرآن کریم در روایات واصله از پیامبر خدا (صل الله علیه و آله) و خاندان مطهرش (علیهم السلام) نیز بر این نکته تاکید شده که هر انگیزه و نیت غیر الهی اعم از جنگ نمودن با قصد خودنمایی، سربلندی کشور و قوم و قبیله و یا حتی خاک و ... - نزد خداوند متعال، پاداشی به دنبال نخواهد داشت.

یکی از اصحاب رسول الله «صل الله علیه و آله» نقل می کند: «با برخی از صحابه نزد پیامبر نشسته بودیم. به ناگاه، ایشان شخصی را نشانمان داد و فرمود: او اهل آتش است. بعدها در جنگ احد، او را دیدم که در صحنه کارزار، عجیب می جنگید و شمشیر می زد. به خدمت رسول الله«صل الله علیه و آله» رفتم و او را به حضرت نشان دادم و گفتم: یا رسول الله! این همان کسی است که شما می فرمودید اهل آتش است! پیامبر فرمودند: «باز هم اهل آتش است». خیلی تعجب کردم؛ چرا که می دانستم حضرت رسول سخن به گزاف نمی گوید، اما می دیدم که عمل این فرد، عمل اهل آتش نیست. سعی کردم در معرکه جنگ، خودم را به او نزدیک کنم. وقتی نزدیکش رسیدم، به او گفتم: دست مریزاد! خسته نباشید برادر! خوب در راه خدا شمشیر می زنی! گفت: آری! آن مَرْکبِ زیر پای آن مشرک را ببین چه مرکب خوبی است! می خواهم صاحبش را بکشم و آن مرکب را به غنیمت بگیرم.

جالب این است که آن شخص در همان جنگ، کشته شد و به «قتیل الحمار» یعنی «کشتة راه الاغ» شهرت یافت! چرا که پس از جنگ، وقتی بازماندگان، تک تک شهدا را احترام می گذاشتند، به او رسیدند و خواستند او را نیز احترام کنند، اما پیامبر فرمود: «اوشهید نیست. او کشته الاغ است. او برای تصاحب الاغ با صاحب الاغ جنگیده و می خواسته آن را به غنیمت ببرد؛ پس کشته راه الاغ است نه شهید راه خدا.» ( نراقی، بی تا، ج3، ص113)

در روایت دیگری چنین می خوانیم: یاران پیامبر(صل الله علیه و آله) نزد ایشان از مردی به نام قزمان ستایش نموده و این که او چقدر به دوستان خود در جنگ کمک نموده و چه اندازه در گرم نگاه داشتن تنور جنگ مؤثر بوده است. پیامبر(صل الله علیه و آله) در پاسخ فرمودند: او از اهل جهنم است! مدتی بعد به پیامبر(صل الله علیه و آله) خبر دادند که قزمان شهید شده! ایشان فرمودند: خداوند توان انجام هر کاری را دارد! طولی نگذشت که خبر آوردند که او شهید نشده، بلکه خودکشی کرده بود! پیامبر(صل الله علیه و آله) فرمودند: اکنون گواهی دهید که من فرستاده خدا هستم! و موضوع قزمان از این قرار بود که او جنگ شدیدی با دشمن نموده و شش یا هفت نفر از آنان را کشته و خودش به شدت زخمی شد و او را برای درمان به محله بنی ظفر مدینه بردند، مسلمانان با دیدنش به او گفتند: تو را به بهشت بشارت باد! امروز خوب جنگیدی! او در پاسخ گفت: به چه چیزی مرا بشارت می دهید، به خدا قسم تنها برای سربلند شدن قوم و قبیله ام جنگیدم و اگر این مسئله نبود، پا به صحنه درگیری نمی گذاشتم!(یعنی هیچ انگیزه دینی نداشتم). بعد از این که درد جراحت به او فشار آورد، تیری از جعبه تیرهای خود برداشته و با آن خود را به قتل رسانید!»

بنابراین نکته بسیار مهم و ظریفی در این میان وجود دارد که همه باید به آن توجه ویژه داشته باشند. اگر موضوع دفاع از کیان اسلامی باشد اجر شهید داده می شود اما اگر نگاه صرفا دفاع از خاک و موضوع ملی گرایی باشد نباید از خداوند متعال انتظار اجر و مزد داشته باشید چون خداوند متعال انما یتقبل الله من المتقین

ما باید حتی در تعابیری که بکار می گیریم نیز دقت داشته باشیم و بدانیم ترویج فرهنگ و تفکر ملی گرایی با این موضوع تعارض دارد و نمی تواند ما را به آن مقصد نهایی الهی برساند.

و این را بدانیم وظیفه همه ما این است چه به هنگام حضور در صحنه نبرد و چه به هنگام حضور در میادین و اجتماعات نیت های خود را درست کنیم تا به اجر و مزد بی حد و حصری که خداوند متعال برای خلصین خود در نظر گرفته نائل شویم.

البته موضوع ترویج تفکر ملی گرایی در کشورمان ابعاد دیگری دارد (اینکه نگاه اسلام به ملی گرایی چیست؟ ملی گرایی با نگاه تمدنی و امت واحده اسلامی چه نسبتی دارد؟ آیا ترویج ملی گرایی به نفع جمهوری اسلامی است یا خیر و...) که در این جلسه فرصت بررسی آن نیست و انشاء الله اگر موقعیت مناسبی پیش آمد به آنها خواهیم پرداخت.

سلحشوری و شهادت طلبی در مکتب عاشور

ایام محرم است و ما در شب اول محرم قرار داریم . واقعه عاشورا تجلی اوج سلحشوری و شهادت طلبی بود.

حضرت عباس علیه السلام علمدار کربلا در رجزخوانی خود سلحشوری و شهادت طلبی خود را به تاریخ نشان داده و می فرماید:

لا ارْهَبُ الْمَوْتَ اِذَا الْمَوْتُ زَقا حتّی اُوارَی فی الْمَصالیتِ لَقا

نفْسی لنفْس المُصطفی الطُّهْرِ وِقا إنّی أنا العبّاسُ اَغْدُو بِالسِّـقا

ولا اَخاف الشرَّ یومَ المُلْتَقی

«آن گاه که پرندۀ مرگ صدا کند، هراسی از مرگ ندارم تا آن که در دریایی از مردان چابک و شتابنده فرو روم و ناپدید شوم.

جان من فدای [حسین] برگزیدۀ پاک باد. منم عبّاس و هر بامداد کارم سقایی است. آن روز که با شر رو به رو گردم، از آن نمی هراسم.»

واللَّهِ إن قَطَعْتُمُوا یَمِینی إنّی اُحامِی اَبَداً عَن دینی

وَ عَن امامٍ صادق الیقین نَجْل النَّبیّ الطّاهِرِ الأمین

«به خدا سوگند، اگر دست راست مرا قطع کردید، من پیوسته از دین خود و از امام راست گوی دارای یقین که نوۀ پیامبر پاک و امین است دفاع می کنم.»

*در شب عاشورا وقتی امام حسین علیه السلام بیعت خود را از یارانش برداشت و از آنها خواست که صحنه عاشورا را ترک کنند.و اجازه بازگشت به شهر و دیارشان را داد، هر کدام از یاران امام علیه السلام به نوعی وفاداری و پایداری خود را اعلام داشتند؛ و زهیر بن قین گفت: به خدا سوگند دوست دارم کشته شوم، سپس زنده شوم و دوباره کشته شوم، تا هزار مرتبه این‌گونه کشته شوم و خداوند بدین وسیله جان شما و این جوانان خاندان شما را سلامت دارد.

*در روز عاشورا نافع بن هلال جملی است که با تیرهایی که نام خود را بر آن ها نوشته بود سپاه ابن سعد را هدف قرار داد و 12 نفر را هلاک کرد. وی چنین می سرود:

أرمی بها معلمه أفواقها مسومه تجری بها اخفاقها/ لیملانّ أرضها رشاقها والنفس لا ینفعها اشفاقها

«تیرهایی که سوفارشان نشانه دار است، پرتاب می کنم و زمین را از آن ها پر می کنم. ترس از مرگ برای آدمی نفعی ندارد و او را از مرگ باز نمی دارد.» آن گاه به میدان آمد و این رجز را خواند:

أنا ابن هلال الجملی أنا عَلی دین علیّ /و دینه دین النّبیّ«من پسر هلال جملی هستم و بر دین علی(ع) می باشم و دین علی(ع) همان دین پیامبر(ص) است.» و نیز این رجز را می خواند:

أنا الغلام الیمنی الجملی دینی علی دین حسینٍ وعلیّ/ إن أقتل الیوم فهذا أملی و ذاک رأیی و أُلاقی عملی

«منم جوان یمنی جملی؛ دینم همان دین حسین و علی است. اگر امروز کشته شوم این آرزوی من است و اعتقادم این است که با عمل خویش (شهادت) ملاقات خواهم کرد.»

*خداوند متعال فرهنگ شهادت را که میراث خون اهل بیت علیهم السلام و به خصوص مکتب امام حسین علیه السلام و یارانش است را در وجود همه ما زنده بدارد صلواتی ختم بفرمایید.سلام