شب هفتم: مدل تصمیم گیری عاشورایی بهترین مدل تصمیم گیری در شرایط جنگی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین
شب هفتم: مدل تصمیم گیری عاشورایی بهترین مدل تصمیم گیری در شرایط جنگی
همه انسان ها فراخور موقعیت فردی، خانوادگی یا اجتماعی دارند در شرایط مخاطره آمیزی قرار می گیرند که نیاز به تصمیم گیری دارد. و با توجه به تصمیمی که می گیرند سرنوشت آنها تغییر می کند. چراکه نتایج تصمیم گیری بطور مستقیم به خود افراد بازگشت می کند و به تعبیر حضرت علی علیه السلام درمورد اهمیت گرفتن تصمیم خوب به افراد فرمودهاند:« مَن ساءَ عَزمُهُ رَجَعَ عَلَیهِ سَهمُهُ»«هر که تصمیمش بد باشد، تیرش به خود او بر گردد.»
مثلا در حوزه فردی شخصی می خواهد انتخاب رشته تحصیلی نماید قطعا تصمیمی که برای انتخاب رشته تحصیلی می گیرد بر سرنوشت او تاثیر مستقیم می گذارد اگر یک رشته تحصیلی متناسب با استعدادها و شرایط و امکانات خود انتخاب کند آینده ای با آرامش خواهد داشت و اگر در تصمیم گیری خود اشتباه کند خود و دیگران را به دردسر می اندازد.
همین فرد هنگامیکه در آستانه ازدواج است و باید تصمیم بگیرد و تصمیم او نه تنها در سرنوشت خودش بلکه در سرنوشت یک نسل تاثیر می گذارد.
این فرد می خواهد انتخاب شغل نماید و باید تصمیم بگیرد که چه شغلی را باید انتخاب کند که همین موضوع بر دنیا و آخرت او تاثیر می گذارد.
این تصمیم گیری ها منحصر در حوزه فردی و خانوادگی نیست بلکه برخی اوقات افراد در جایگاه سیاسی و مدیریتی قرار می گیرند که تصمیماتی که اتخاذ می کند بر سرنوشت یک سازمان و در بخش کلانتر بر سرنوشت یک جامعه تاثیر می گذارد.
نمونه های اینگونه تصمیم گیری ها امروزه زیاد شنیده می شود مثلا تصمیم برای بستن تنگه هرمز؛ تصمیم شورای عالی امنیت ملی مبنی بر قبول آتش بس و یا تصمیم گیری برای توافق نامه، تصمیم برای باز کردن تنگه هرمز بعد از توافق و ...
هر یک از این تصمیم ها نه تنها بر کشور ما بلکه بر منطقه و دنیا تاثیر می گذارد وقتی جنگ بود قیمت نفت بالای صد دلار بود و وقتی اتش بس شد به زیر صد دلار رسید و وقتی توافق نامه شد به حدود هفتاد دلار رسید.
تا جنگ می کردیم گوشه تصویر صدا و سیما همیشه صحنه های برخورد اصابت موشک های ایران به اسرائیل بود اما از فردای آتش بس این تصویر جای خود را به حملات اسرائیل به لبنان داد و تا امروز که حدود دو ماه می گذرد ادامه دارد.
موضوع تصمیم گیری امروزه یکی از مهمترین چالش های مدیران و سیاستمداران هست. اینکه انسان بتوان
از ميان دو يا چند راه با توجه به ملاحظات هدف، آيندهنگري، توانايي،.... راه درست را انتخاب کند. این موضوع در حوزه علم مدیریت آنقدر اهمیت دارد که یکی از دانشمندان علم مدیریت به نام هربرت سايمون «تصميمگيري» را جوهر و اساس مديريت تلقي ميکند. به زعم وي مديريت چيزي جز تصميمگيري نيست.
از مهمترین و حساس ترین موقعیت های تصمیم گیری؛ تصمیم گیری در شرایط جنگ است و اینکه انسان در چنین شرایط باید بر چه مبانی تصمیم بگیرد که تصمیم او منجر به خسران و پشیمانی نشود.
انواع سبکهای تصمیم گیری در قرآن کریم
وقتی به آیات قرآن کریم و داستان های متعددی که در آن باید انسان ها در برابر باطل ایستادگی می کردند مراجعه می کنیم با انواع اقسام سبک های تصمیم گیری مواجه می شویم
1-تصمیم گیری ذلیلانه مردم مصر
یکی از انواع تصمیماتی که در آیات قرآن کریم دیده می شود تصمیمی بود که قوم بنی اسرائیل در برابر فرعون گرفته بودند.
این قوم که از نسل و قوم حضرت یعقوب علیه السلام بودند بعد از حضور حضرت یوسف در مصر به این کشور مهاجرت کردند. فرعون که ادعای خدایی داشت او برای تقویت پایههای استکبار خود به چند جنایت بزرگ دست زد.
نخست: «اهل آن [سر زمین] را به گروههای مختلفی تقسیم نمود» (وَ جَعَلَ أَهْلَها شِیَعاً).
آری! فرعون مخصوصا مردم مصر را به دو گروه مشخص تقسیم کرد و تبعیض نژادی را برای آنها حاکم کرده بود:
«قبطیان» که بومیان آن سر زمین بودند، و تمام وسائل رفاهی و کاخها و ثروتها و پستهای حکومت در اختیار آنان بود.
و «سبطیان» یعنی مهاجران بنی اسرائیل که به صورت بردگان و غلامان و کنیزان در چنگال آنها گرفتار بودند.
دومین جنایت او استضعاف گروهی از مردم آن سر زمین بود قرآن میگوید:
«آن چنان این گروه را به ضعف و ناتوانی کشانید که پسران آنها را سر میبرید و زنان آنها را (برای خدمت) زنده نگه میداشت» (یَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ).
فرعونیان برای تضعیف بنی اسرائیل این نقشه را طرح کرده بودند که نسل ذکور آنها را که میتوانست قیام کند و با فرعونیان بجنگد بر اندازند، و تنها دختران و زنان را که به تنهایی قدرت بر قیام و مبارزه نداشتند برای خدمتکاری زنده بگذارند.( گزیده تفسیر نمونه،ج3، ص446)
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ ۚ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ
همانا فرعون [در سرزمین مصر] برتری جویی و سرکشی کرد و مردمش را گروه گروه ساخت، در حالی که گروهی از آنان را ناتوان و زبون گرفت، پسرانشان را سر می برید، و زنانشان را [برای بیگاری گرفتن] زنده می گذاشت؛ بی تردید او از مفسدان بود.
اما با وجود اینهمه جنایت این قوم بجای اینکه راه مبارزه با ظلم فساد را در دستور کار خود دهد تصمیم به اطاعات از حکومت جور زمانه گرفت.
آنها به جای اتخاذ تصمیم عزت مندانه و شرافتمندانه یک مدل تصمیم گیری ذلیلانه را پیش گرفتند که یک مستکبری برای خودش فرعونی کند و بقیه تصمیم بگیرند در برابر او خضوع و خشوع کنند.
تصمیم بر پذیرش استخفاف فرعون و اطاعت از او
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقين (الزخرف : 54)
خداوند متعال در این آیه تاکید می کند که فرعون تحقیر می کرد و آنها ذلیلانه اطاعت می کردند.
جالب این که آیه فوق را با این جمله تکمیل و پایان میدهد «آنها قومی فاسق بودند» (إِنَّهُمْ کانُوا قَوْماً فاسِقِینَ).
اشاره به این که این قوم گمراه اگر فاسق و خارج از اطاعت فرمان خدا و حکم عقل نبودند تسلیم چنین تبلیغات و ترهاتی نمیشدند. آری! آنها فاسقانی بودند که از فاسقی تبعیت میکردند.
2- تصمیم گیری دنیاپرستانه
یکی دیگر از آیاتی که به ما نمونه دیگری از سبک تصمیم گیری را نشان می دهد آیه 38 سوره توبه هست که خداوند متعال می فرماید:
(9) التوبة : 38 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قيلَ لَكُمُ انْفِرُوا في سَبيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَليل
در جوامع نقل نموده كه اين آيه در غزوه تبوك نازل شد كه در سال دهم از هجرت بعد از مراجعت مسلمانان از جنگ با اهل طائف روى داد اين آيه اشاره به جنگ تبوك دارد كه برخى از شركت در آن سستى نشان مىدادند. عوامل و بهانههاى سستى، فاصلهى زياد مدينه تا تبوك (حدود 600 كيلومتر)، گرمى هوا، فصل برداشتِ محصول و تبليغات منافقان نسبت به عظمت و قدرت سپاه روم بود.
در روایات اسلامی آمده است که پیامبر معمولا مقاصد جنگی و هدفهای نهایی خود را قبل از شروع جنگ برای مسلمانان روشن نمیساخت تا اسرار نظامی اسلام به دست دشمنان نیفتد، ولی در مورد «تبوک» چون مسأله شکل دیگری داشت قبلا با صراحت اعلام نمود که ما به مبارزه با «رومیان» میرویم زیرا مبارزه با امپراتوری روم شرقی کار سادهای نبود، و میبایست مسلمانان برای این درگیری بزرگ کاملا آماده شوند و خودسازی کنند.
به علاوه فاصله میان مدینه و سرزمین رومیان بسیار زیاد بود، و از همه گذشته فصل تابستان و گرما و برداشت محصول غلات و میوهها بود.
همه این امور دست به دست هم داده و رفتن به سوی میدان جنگ را فوق العاده بر مسلمانان مشکل میساخت، تا آنجا که بعضی در اجابت دعوت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله تردید و دو دلی نشان میدادند! این دو آیه نازل شد و با لحنی قاطع و کوبنده به مسلمانان هشدار داد و اعلام خطر کرد و آنها را آماده این نبرد بزرگ ساخت.
تفسیر:
همان گونه که در شأن نزول گفتیم، آیه فوق ناظر به جریان جنگ «تبوک» است.
«تبوک» منطقهای است میان «مدینه» و «شام» که اینک مرز کشور «عربستان سعودی» محسوب میشود، و در آن روز نزدیک سرزمین امپراتوری روم شرقی که بر شامات تسلط داشت محسوب میشد. این واقعه در سال نهم هجری یعنی حدود یک سال بعد از جریان فتح مکّه روی داد.
قرآن با شدت هر چه تمامتر مردم را به جهاد دعوت میکند، گاهی به زبان تشویق، و گاهی به زبان ملامت و سرزنش، و گاهی به زبان تهدید، با آنها سخن میگوید و از هر دری برای آماده ساختن آنها وارد میشود.
نخست میگوید: «ای کسانی که ایمان آوردهاید! چرا هنگامی که به شما گفته میشود در راه خدا و به سوی میدان جهاد حرکت کنید سستی و سنگینی به خرج میدهید»؟ (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قِیلَ لَکُمُ انْفِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الْأَرْضِ).
سپس با سخن ملامت آمیزی میگوید: «آیا به این زندگی دنیا، این زندگی پست و زود گذر و ناپایدار، به جای زندگی وسیع و جاویدان آخرت راضی شدید»؟
(أَ رَضِیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَةِ). «با این که فوائد و متاع زندگی دنیا در برابر زندگی آخرت یک امر ناچیز بیش نیست» (فَما مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلَّا قَلِیلٌ).
چگونه یک انسان عاقل تن به چنین مبادله زیانباری ممکن است بدهد؟
و چگونه متاع فوق العاده گرانبها را به خاطر دستیابی به یک متاع ناچیز و کم ارزش از دست میدهد؟( ج2، ص204)
دومین مدل تصمیم گیری که در قرآن کریم دیده می شود تصمیم گیری بر اساس محاسبات مادی و دنیوی هست.
3- تصمیم گیری بزدلانه
در قرآن کریم نمونههای بارزی از تصمیمگیری منفعلانه ناشی از ترس ذکر شده یکی از مهمترین مصداق آن در داستان بنیاسرائیل و امتناع آنان از ورود به «سرزمین مقدس» (ارض مقدس؛ فلسطین) در زمان حضرت موسی علیهالسلام است. این گروه بهخاطر ترس از دشمنان و نبود اعتماد به خداوند، از دستور الهی سرباز زدند و تصمیم منفعلانه گرفتند.
سوره مائده، آیات 21 تا 26 به وضوح این ماجرا را بیان میکند:
بنیاسرائیل پس از مواجهه با قوم جباران حاضر به ورود به سرزمین مقدس نشدند و از حضرت موسی خواستند که خود برود و بجنگد، در حالی که آنها حاضر به همراهی نبودند:
يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَىٰ أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ • قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّ فِيهَا قَوْمًا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىٰ يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ • قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ • قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُوا فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ (مائده: 24)
این ماجرا نمونهای از ترس، بیاعتمادی و فرار از مسئولیت و تصمیمگیری منفعلانه است که قرآن با سرزنش شدید بیان میکند.
دومین نمونه این نوع تصمیم گیری در ترس اصحاب رسول (ص) در جنگ احزاب دیده می شود که خداوند متعال درباره آن می فرماید:
سوره احزاب (۳۳)، آیه 13: وَ إِذْ قَالَت طَّائفَةٌ مِّنهُْمْ يَأَهْلَ يَثرِْبَ لَا مُقَامَ لَكمُْ فَارْجِعُواْ وَ يَسْتَْذِنُ فَرِيقٌ مِّنهُْمُ النَّبىَِّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَ مَا هِىَ بِعَوْرَةٍ إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا(13)
ترجمه: «و چون گروهی از مؤمنان گفتند: شهری که به ما فرمان جنگ در آن داده شده، گمان میکنیم بهدام افتادهایم... و گروهی از آنها به اهل مدینه گفتند: اینجا جای ماندن نیست، برگردید، و گروهی از پیامبر اجازه خواستند و گفتند: خانههایمان بیدفاع است، در حالی که [بهانه بود و] هدفشان جز فرار نبود.»
برخی اصحاب از ترس دشمن، منفعلانه فرار رو پیشنهاد دادن یا بهانه آوردن، که نشوندهنده ضعف ایمان و ترس از شکست بود. (تفسیر: تفسیر نمونه (ج۱۶، ص۴۵۶)
این نوع تصمیم گیری بزدلانه است.
تصمیم گیری تکلیف محور مدل تصمیم گیری امام حسین علیه السلام
وقتی به نهضت عاشورا نگاه می کنیم با مدلی از تصمیم گیری امام حسین علیه السلام مواجه می شویم که مقتدرانه، عاقلانه، عزتمندانه و هم شرافتمندانه هست.
بارزترین ویژگی در تصمیم گیری های امام حسین علیه السلام که می توان آن را به عنوان مدل تصمیم گیری امام حسین علیه السلام معرفی نمود «تصمیم گیری تکلیف محور» ایشان است.
ایشان خطبه ای در منا برای خواص و بزرگان دوران خود دارند در خطبه منا به تکالیف خواص جامعه تاکید می نماید و خود نیز بارها به تکالیفی که برعهده دارد تصریح می نماید.
در بخشی از این خطبه آنحضرت می فرمایند:
خدا از امر به معروف و نهی از منکر به عنوان تکلیف واجبی از خود، آغاز کرده است، زیرا می دانسته که اگر این فرضیه ادا شود و برپا گردد، همة فرایض ـ از آسان و دشوارـ برپا شوند، چه امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام است همراه ردّ مظالم و مخالفت با ظالم و تقسیم بیت المال و غنایم، و گرفتن زکات از جای خود و صرف آن در مورد بسزای خود.سپس شما ای گروه نیرومند! دسته ای هستید که به دانش و نیکی و خیرخواهی معروفید، و به وسیلة خدا در دل مردم مهابتی دارید که شرافتمند از حساب می برد و ناتوان شما را گرامی می دارد و آنان که هم درجه شمایند و بر آنها حق نعمتی ندارید، شما را بر خود پیش می دارند، شما واسطة حوایجی هستید که از خواستارانشان دریغ می دارند و به هیبت پادشاهان و ارجمندی بزرگان در میان راه، گام برمی دارید. آیا همه اینها از آن رو نیست که به شما امیدوارند که به حقّ خدا قیام کنید؟ اگر چه از بیشتر حقوق خداوندی کوتاهی کرده اید از این رو حق امامان را سبک شمرده، حقوق ضعیفان را تباه ساخته اید و به پندار خود حقّ خود را گرفته اید. شما در این راه نه مالی خرج کردید و نه جانی را برای خدا که آن را آفریده به مخاطره انداختید و نه برای رضای خدا با عشیره ای درافتادید، آیا شما به درگاه خدا بهشت و همنشینی پیامبران و امان از عذاب او را آرزو دارید؟
علاوه بر این آنحضرت در خصوص علت تصمیم گیری به قیام علیه یزید به تکالیفی همچون امر به معروف و نهی از منکر و یا اصلاح امت جدشان تصریح می نمایند.
ایشان در وصیت نامه خود به محمد حنفیه به صراحت از تکالیف الهی نام برده و می فرمایند: وَ اِنّی لَمْ اَخْرُجْ اَشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً وَ لا ظالِماً وَ اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلاحِ فِی اُمَّهِ جَدّی صلی الله علیه و آله اُریْدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ» خروج و قيـام من از روى سركشى و خوشگذرانى و فساد و ظلم نيست، تنها براى اصلاح در امت جدم(ص) قيام کردم و مي خواهم به معروف امر کنم و از منكر بازدارم
در جای دیگر آنحضرت در پاسخ به کسانیکه ناصحانه از ایشان می خواستند تا از تصمیمی که برای مبارزه انتخاب نموده صرف نظر نماید این تصمیم را مبتنی بر دستور الهی و خواسته پیامبر خدا صل الله علیه و آله معرفی می نمودند. ایشان در پاسخ محمد حنفیه بیان داشتند: أَتَانِي رَسُولُ اللَّهِ ص بَعْدَ مَا فَارَقْتُكَ فَقَالَ يَا حُسَيْنُ ع اخْرُجْ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاكَ قَتِيلًا فَقَالَ لَهُ ابْنُ الْحَنَفِيَّةِ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ فَمَا مَعْنَى حَمْلِكَ هَؤُلَاءِ النِّسَاءَ مَعَكَ وَ أَنْتَ تَخْرُجُ عَلَى مِثْلِ هَذِهِ الْحَالِ قَالَ فَقَالَ لَهُ قَدْ قَالَ لِي إِنَّ اللَّهَ قَدْ شَاءَ أَنْ يَرَاهُنَّ سَبَايَا وَ سَلَّمَ عَلَيْهِ وَ مَضَى[1]
وقتی خداوند متعال می خواهد مرا کشته ببیند یعنی تکلیف من این است که در این مسیر قدم بردارم حتی اگر جان خود را از دست بدهم.
امام خمینی ره جلوه تمام نمای عمل به تکلیف بود
در عرصه سیاسی امام خمینی ره جلوه تمام نمای تصمیم گیری مبتنی بر تکلیف الهی بود که باید به عنوان الگو برای تمام مسئولین سیاسی کشور به خصوص در شرایط جنگی که به سر می بریم سرلوحه آنها باشد.
ایشان تعابیر متعددی دارند که در آن بر موضوع تکلیف محوری تاکید دارند که نشان می دهد منشأ اصلی تصمیمات ایشان در حکمرانی ایشان مبتنی بر تکلیف الهی بوده.
ایشان در جایی فرموده اند: «ما بنا داريم به تكليف عمل كنيم ما مكلّفيم با ظلم مقابله كنيم ... ما مكلّفيم از طرف خداي تبارك و تعالي كه با ظلم مقابله كنيم با اين خونخوارها مقابله كنيم.»همان ؛ج12؛ ص 322
ایشان در سخنان دیگری از باب اینکه نکند ترس از شکست مانع از تصمیم درست در انجام تکلیف باشد فرموده اند:
«نبايد نگران باشيم كه مبادا شكست بخوريم بايد نگران باشيم كه مبادا به تكليف عمل نكنيم. نگراني ما از خود ماست. اگر ما به تكاليفي كه خداي تبارك و تعالي براي ما تعيين كرده است عمل كنيم باكي از اين نداريم كه شكست بخوريم چه از شرق و چه از غرب چه داخلي و خارجي و اگر به تكليف خودمان عمل نكنيم شكست خورده هستيم خودمان را شكست داده ايم.»همان ؛ ج15؛ ص 70
این نکته دقیقا همان چیزی هست که برخی مسئولان ما امروز با وجود امکانات نظامی کافی و نیروهای متعهد و مردم انقلابی مبعوث شده در صحنه گرفتار آن هستند و دشمن با ترساند آنها که من تمدن ایران را نابود می کنم و یا تمام زیرساخت های ایران را نابود می کنم و ... آنها را در مسیر تصمیمات غلط می اندازند.
امام در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری شهیدمحمد علی رجایی : ما نباید نگران این باشیم که آیا در کارهایی که انجام می دهیم چه کارهای شخصی و در بین خودمان و خدای خودمان و چه کارهای اجتماعی که به عهده کسانی هست نباید نگران باشیم مبادا شکست بخوریم باید نگران باشیم که مبادا به تکلیف عمل نکنیم ، نگرانی از خود ماست همان ؛ ج 12؛ ص 184
نمونه هایی از تصمیمات تکلیف محور امام ره
بررسی زندگی سیاسی امام خمینی ره نشان می دهد ایشان نه در بیان و گفتار بلکه در عمل تمامی تصمیمات خودشان با محوریت عمل به تکلیف انجام می شده
در جریان شروع انقلاب امام وقتی احساس کردند که نقشه های عمیقی برای اسلام کشیده شده و قرآن و اسلام در ایران در معرض خطر قرار دارد حرکت خود را آغاز کردند تنها به این منظور که دین الهی باقی بماند وقتی به ایشان گفته می شد کمی آرام باشید و آرامتر صحبت کنید . امام می فرمودند : والله تکلیف است می دانم به شما سخت می گذرد، اما این تکلیف الهی است که باید انجام بدهم
می فرمودند: خدایا تو را شاهد می گیرم که من برای ادای وظیفه این مسائل را می گویم . و در جای دیگر فرمودند: اگر خمینی یکه و تنها بماند به راه خود که مبارزه با شرک و کفر و بت پرستی است ادامه می دهد.
هنگامی كه امریكا ناو های جنگی خود را برای حمایت از رژیم عراق به سوی منطقه خلیجفارس گسیل میداشت، مسئولان مملكتی در این باره با حضرت امام گفتگو كردند و نظر ایشان را جویا شدند. امام با شجاعت تمام فرمود: «اگر من بودم، با ورود اولین ناو امریكایی به خلیج فارس، آن را هدف قرار میدادم! لیکن شما سران کشور بحث بیشتری کنید و پس از مشورت با کارشناسان نظامی تصمیم گیری آخری را که مصلحت نظام و مسلمانان در آن باشد اتخاذ کنید.» برداشت هایی از سیره امام خمینی(قدس سره) ؛ ج2؛ ص 306
در جریان تصرف لانه جاسوسی ، اکثر مسئولین مخالف بودند و هر روز مسئله تازه ای مطرح می کردند . یکی می گفت : با آمریکا نمی شود جنگید . دیگری می گفت : آمریکا در منطقه نیرو پیاده کرده . یکی می گفت : ناوگان آمریکا آمده است . ولی امام می فرمود: آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. لذا وقتی یکی از شخصیت های انقلابی از توطئه ها پیش امام گله کرد . امام با آرامی دست به سینه ایشان زد و فرمود:« تو چرا می ترسی؟ هیچ طوری نمی شود!»
وقتی حضرت امام از مضمون کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی مطلع شدند، از خشم، بر خود لرزیدند و فرمودند:
«والله اگر جوان بودم و قدرت حرکت داشتم، شخصا میرفتم و او را میکشتم .» سبحانی نیا و عسگری ؛مهر و قهر(گلچینی از لطافت ها و صلابت ها در زندگی امام خمینی (س) ؛ ص 270
ایشان به مناسبت سالگرد کشتار خونین در مکه و قبول قطعنامه 598 پیامی را صادر فرمودند که در بخشی از آن چنین مرقوم فرمودند:
« ما مظلومین همیشه تاریخ ، محرومان و پابرهنگانیم ما غیر از خدا کسی را نداریم و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم ، دست از مبارزه با ظالم برنمی داریم.صحیفه امام؛ج21؛ ص 83
امام با شجاعت و صلابت تمام فرمودند: «من به تمام دنيا با قاطعيت اعلام مي كنم كه اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دين ما باشند ما در مقابل همه دنياي آنان خواهيم ايستاد تا نابودي تمام آنان از پاي نخواهيم نشست
امام خمینی: «طبیعت اینها - شاه و ایادی او - مثل سگ درنده است، اگر در مقابل سگ درنده بایستید و دستبه روی آن بلند کنید، جا میخورد و اگر تهاجم کردید، پا به فرار میگذارد . ولی اگر از مقابل آن، جاخالی کردید، ترسیدید و خودتان را باختید و حالت عقب نشینی به خود گرفتید، به طرف شما هجوم میآورد و تا پای شما را نگیرد و شما را از پا در نیاورد، رهایتان نمیکند..
نمونه های امروزی
زندگی امام حسین علیه السلام و سیاستمدارانی الهی همچون امام خمینی ره و امام شهیدمان به ما می آموزد که همه مسئولین به خصوص سیاستمداران و نظامیان این کشور باید با الگو گیری از امام حسین علیه السلام و امامین انقلاب تمامی تصمیماتشان با محوریت انجام وظیفه و تکلیف الهی باشد.
اگر جریان غزه اتفاق می افتد که مسلمانان غزه به خاک و خون کشیده می شود تکلیف شرعی ما این است که به فریاد آنها برسیم چراکه قال رسول الله (صلى الله علیه وآله) : «مَنْ سَمِعَ رَجُلاً یُنادِی یا لَلْمُسْلِمِینَ فَلَمْ یُجِبْهُ فَلَیْسَ بِمُسْلِم»
کسى که صداى انسانى را بشنود که فریاد مى زند: اى مسلمانان به دادم برسید و کمکم کنید، کسى که این فریاد را بشنود و پاسخ نگوید، مسلمان نیست.
یکی از نمونه های امروزی تصمیم گیری تکلیف محور می توان به تصمیم مردم یمن در حمایت از مردم غزه و لبنان اشاره کرد. در حالیکه مسئولین ما در گیر و دار محاسبات بودند مردم یمن در حمایت مردم غزه شروع به نابود کردن و مصادره کشتی های اسرائیلی در باب المندب کردند.
مقام معظم رهبری فرمودند حمایت از لبنان فرض است.
سوالی که برخی مسئولین ما باید در آن دنیا پاسخگوی آن باشند این است که در حالیکه مردم غزه زیربمباران بودند و امکانات و تجهیزات نظامی شما هزاران هزار برابر بیشتر از یمنی ها بود چرا شما بجای اینکه بمب های خود را بر سر اسرائیل بریزید در مانور نظامی خود در زمین خالی منفجر کردید.
مقام معظم رهبری شهید در خصوص لبنان فرمودند بر همهی مسلمانان فرض است که با امکانات خود در کنار مردم لبنان و حزبالله سرافراز بایستند و در رویارویی با رژیم غاصب و ظالم و خبیث آن را یاری کنند.(سیّدعلی خامنهای -۷ مهر ۱۴۰۳ )
حال اگر ما به خاطر مسائلی همچون توافق نامه با آمریکا درگیری محاسبات دنیاپرستانه شویم و تکلیف خود را فراموش کنیم قطعا باید منتظر باشیم همان بلایی که هم اکنون بر سر مردم لبنان می آید بر ما نیز بیاید و امیدواریم که خداوند متعال مسئولین سیاسی و نظامی ما را یاری کند تا با در نظر داشتن تکلیف الهی خود تصمیماتی مبتنی بر وظایف الهی خویش اتخاذ نمایند.
[1] - اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى، النص، ص: 65