شب دهم: برتری امت مبعوث شده ایران نسبت به مردم کوفه در جنگ چهل روزه
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین
شب دهم: برتری های امت مبعوث شده ایران نسبت به مردم کوفه در جنگ چهل روزه
به فرموده خداوند متعال یکی از سنت ها ثابت الهی آن است که
«...إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ...» خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمىدهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند! (رعد ۱۱، انفال ۵۳)
این تغییر هم در جنبه مثبت و هم در جنبه منفی دارای مصداق است اگر امتی از خودشان به سمت فساد بروند خداوند متعال نیز سرنوشت آن قوم را به تباهی منتهی می کند و اگر امتی به سمت صلاح و فلاح تلاش کنند خداوند متعال نیز سرنوشت آن جامعه را به سمت فلاح ختم می کنند.
اقوام و امتی که
وقتی به اقوام که در منابع دینی مراجعه می کنیم با امت هایی مواجه می شویم که نه تنها به حق طلب نیستند و به دنبال تغییر خود به سمت صلاح نیستند بلکه خودشان در جبهه باطل قرار دارند.
در قرآن کریم به تعدادی از این اقوام و امت ها اشاره شده
۳. قوم عاد
یکی از این امت ها همان قوم عاد است
حدود ۷۰۰ سال قبل از میلادِ حضرت مسیح (علیهالسلام) در سرزمین احقاف (بین یمن و عمّان، در جنوب عربستان) قومی زندگی میکردند که به آنها قوم عاد میگفتند. زیرا جدّشان شخصی به نام «عاد بن عوص» بود و حضرت هود (علیهالسلام) نیز از همین قوم بود و عاد بن عوص، جدّ سوم او به شمار میآمد. (قبل از آنها نیز قومی به نام «قوم عاد اول» وجود داشتهاند.
قوم عاد افرادی تنومند، بلند قامت و نیرومند بودند، از اینرو به عنوان جنگاورانی برگزیده به حساب میآمدند. از نظر تمدن نیز نسبت به قبایل دیگر تا حدود زیادی پیشرفتهتر بودند و شهرهای آباد، زمینهای خرم و سرسبز و باغهای پرطراوت داشتند. چنانکه این مطلب از آیه ۸ سوره فجر استفاده میشود. [۵]
این قوم در ناز و نعمت به سر میبردند و همچون شیوه بیشتر سرمایهداران و مرفّهین بیدرد، مست غرور و غفلت بودند. از قدرتشان برای ظلم و ستم و استعمار و استثمار دیگران سوء استفاده میکردند و از طاغوتها و مستکبران عنود و سرکش پیروی مینمودند و در میان انواع خرافات و بتپرستی و گناهان غوطهور بودند.
طغیان، بیبندوباری، عیشونوش و شهوتپرستی، جهل و گمراهی، لجاجت و یکدندگی در سراپای وجودشان دیده میشد و هرگز حاضر نبودند که از روش خود دست بکشند و در برابر حق تسلیم گردند. چنانکه این مطلب از آیه ۵۹ سوره هود استفاده میشود. [۶]
۷ - دعوت و مبارزه هود با بتپرستی
حضرت هود (علیهالسلام) در میان قوم، دعوت خود را چنین آغاز کرد: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، چرا که هیچ معبودی برای شما جز خدای یکتا نیست، شما در اعتقادی که به بتها دارید در اشتباهید، و نسبت دروغ به خدا میدهید.
۸ – عکس العمل قوم عاد به دعوت هود علیه السلام
قوم هود (علیهالسلام) در برابر اندرزهای پرمهر حضرت هود (علیهالسلام) به جای این که پاسخ مثبت بدهند، به لجاجت و سرکشی پرداختند، با صراحت او را تکذیب کردند، قوم هود گفتند: ای هود! تو دلیلی برای ما نیاوردهای و ما خدایان خود را به خاطر حرف تو رها نخواهیم کرد، و ما اصلاً به تو ایمان نمیآوریم، ما فقط درباره تو میگوییم؛ بعضی از خدایان ما به تو زیان رسانده و عقلت را ربودهاند.
خداوند در آیه ۱۲۳ و ۱۲۴ سوره هود میفرماید: [۸][۹] «قوم عاد، رسولان خدا را تکذیب کردند، هنگامی که برادرشان هود (علیهالسلام) آنها را به تقوا و دوری از گناه فرا خواند.»
و گفتند: «برای ما تفاوت نمیکند، چه ما را اندرز بدهی یا ندهی. خود را بیهوده خسته نکن، روش ما همان روش پیشینیان است و از آن دست نمیکشیم، و این تهدیدهای تو، دروغ است و ما هرگز مجازات نمیشویم. [۱۱] نیز به هود گفتند: آیا آمدهای که ما را (با دروغهایت) از معبودهایمان بازگردانی؟ اگر راست میگویی عذابی را که به ما وعده دادهای بیاور. [۱۲] حضرت هود (علیهالسلام) آن چه توانست قوم خود را پند و اندرز داد، و شب و روز به دعوت آنها به سوی حق پرداخت، و راه روشن نجات را به آنها نشان داد، و با اصرار و تکرار، آنها را از انحراف و گمراهی بر حذر میداشت، ولی تنها اندکی از آن قوم، به هود (علیهالسلام) ایمان آوردند، و اکثریت قاطع مردم، رو در روی هود (علیهالسلام) قرار گرفتند و نسبت دروغگویی، جنون و ابلهی به هود (علیهالسلام) دادند و بر کفر و عناد خود افزودند. [۱۳][۱۴]
۴. قوم ثمود
قوم دیگری که در قرآن کریم به آنها اشاره شده و آنها نیز نه تنها به سمت تغییر خود برای صلاح و رستگاری نرفتند بلکه به سمت فساد و تباهی رفتند قوم ثمود بود.
قوم ثمود، امّتی از عرب بودند که پس از قوم عاد، به وجود آمدند در قرآن حدود محل سکونت قوم ثمود معین نشده، ولی اشاره شده است که آنان خانههای خود را در «وادی» از سنگ میساختند. و مسکن قوم ثمود در ساحل دریای سرخ نزدیک وادی القری بود، سرزمین وادی القُری (بین مکه و شام) در ناحیه حِجر، (که هماکنون بعضی از آثار آن شهر در میان تخته سنگهای عظیم دیده میشود) میزیستند، و از قبایل مختلف تشکیل شده بودند و همچون قوم عاد در بتپرستی، فساد، ظلم و طغیان غوطهور بودند، و در زندگیشان جز انحراف و گمراهی، چیز دیگری دیده نمیشد.
استرابون این منطقه را اگره، و پلینیوس [۲۹] آنرا هگره ضبط کرده است. بطلمیوس حِسْما و حجاز را اقامتگاه ثمودیان دانسته است. [۳۲]
۴.۱ - خانهسازی ثمودیان
ثمودیان در ظاهر دارای تمدن پیشرفته و شهرها و آبادیهای محکم بودند، و از قطعههای عظیم سنگهای کوهی، ساختمان میساختند، و برای حفظ خود پناهگاههای استواری ساخته بودند، و در شهر حِجر دارای امکانات وسیع مادی و تشکیلات پر زرق و برق بودند، از اینرو آنها را «اصحاب حِجر» مینامند. بر بنیاد برخی همانندیها که در قرآن آمده است، «اَصحابُ الْحِجْر» مذکور در آیه ۸۰ سوره حِجْر، [۳۳] همان قوم ثمود است. و به تعبیر قرآن، آنها در کار زندگی دنیایشان آنقدر سختکوش بودند که برای خود، خانههای امن و امانی در دل کوهها میتراشیدند. [۳۷] در این آیه میفرماید: «(وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ)» [۳۸] که در این آیه از ساختمانهای قوم ثمود و اینکه آنان این ساختمانها را با بریدن صخرهها و سنگهای کوهها بنا میکردند، یاد شده است. همچنین مفاد این آیه میرساند که قوم ثمود در سرزمینی کوهستانی و پر از صخره زندگی میکردند.
جواد علی بلندیهای حجاز و بخشی از اردن امروزی را مسکن آنان دانسته است.
این مطلب نشانگر آن است که آنها در یک منطقه کوهستانی میزیستند، و دارای تمدن پیشرفته مادی بودند که به آنها امکان میداد تا در درون کوهها، خانههای امن تهیه کنند، تا در برابر طوفانها و سیل و زلزله، در امان باشند. ولی بههمان اندازه که دل به دنیا بسته بودند، دل از امور معنوی بریده بودند، و در لجنزار تباهیها و ستمها و آلودگیهای معنوی، غوطه میخوردند.
حکومت ملوک الطوایفی، قبیلگی، ملیگرایی و تبعیضات نژادی، سرنوشت آنها را تعیین میکرد. و بر همین اساس به فساد و تباهیها، دامن میزدند، چنانکه قرآن در توصیف آنها میگوید: «(وَکانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یفْسِدُونَ فِی الْاَرْضِ وَ لا یصْلِحُونَ)؛[۴۰] آنها (قوم ثمود) در آن شهر (حِجر) نُه گروهک و قبیله بودند که فساد در زمین میکردند، و برای اصلاح خویش اقدام نمینمودند.»
۴.۳ - بتهای ثمودیان
قوم ثمود، دارای هفتاد بت بودند، چندین بتکده داشتند، بتهای بزرگ آنها عبارت بودند از: «لات، عُزّی، منوت (منات) هُبَل و قیس.» این بتها به خصوص، مورد احترام شدید قوم ثمود بودند، آنها را شب و روز میپرستیدند، بتکدهها را به نام آنها نامگذاری کرده بودند، هیچ کس حق نداشت که آن بتکدهها را به عنوان مالکیت تصرّف کند، یا مرده خود را در آنها دفن نماید، اگر کسی تخلف میکرد، میگفتند: متخلفین مورد لعن هُبَل و منوت دو بت بزرگ قرار خواهند گرفت. [۴۱]
حِجْر نام سرزمینی بوده که این قوم در آنجا میزیستند. این سرزمین در وادی القری میان مدینه و شام قرار داشته است. [۴۵] همچنین در این آیات از چگونگی اقامت و زیست قوم ثمود در سرزمین «الحجر»... که ناحیهای کوهستانی و پرصخره و سنگ بود، سخن رفته است. این سرزمین («الحجر»)، اقامتگاه ثمودیان، در شمال غربی حجاز و در میان راه قدیمی که مدینه منوره را به سرزمین تبوک ارتباط میدهد، قرار دارد.
۴.۶ - امنیت ثمودیان
قوم ثمود در کمال آسودگی و امنیت خاطر، از کوهها خانه میتراشیدند. از این آیات دریافت میشود که کوهها و درههای این سرزمین، از جنس سنگهای سست بود و به راحتی تراشیده میشد. همچنین مهارت قوم ثمود در تراشیدن کوهها، پیشرفت آنان و به ویژه تواناییشان در هنر معماری و مهندسی و نقشهکشی ساختمان، در این آیات مشهود است.
۴.۷ - تنعم ثمودیان
قرآن کریم در آیات به آسوده بودن قوم ثمود در سکونتگاههاشان و متنعم بودن آنان از زمینها و محصولات کشاورزی و باغی اشاره کرده است. آنان، کشتزارها و باغهای خود را از چشمهسارهایی که در اختیار داشتند سیراب میکردند و بسیاری از محصولات زراعی را به عمل میآوردند و به سبب حاصلخیزی باغات، به کاشت انواع مختلف درختان میوه به ویژه خرما میپرداختند. قرآن کریم در این آیات، شکوفه -یا میوه- درخت خرما را با وصف «هضیم» ستوده است که به معنای نازک، لطیف و زودهضم میباشد.
حضرت صالح (علیهالسّلام) در دعوت قوم خود، نهایت محبّت و دلسوزی را نمود و با تعبیر مکرّرِ «ای قوم من! » خواست تا حسّ خویشاوندی آنها را به سوی خود جلب کند، ولی آنها در برابر آن همه دلسوزیها، و منطق و راهنماییهای مهرانگیز صالح (علیهالسّلام)، با طغیان و سرکشی لجوجانه، دعوت صالح (علیهالسّلام) را رد کردند، و بیشرمانه و گستاخانه در برابر او و دعوتهای دلسوزانه او، ایستادند، و به کار شکنی و مخالفت شدید پرداختند.
۱۵ - مخالفت ثمود با حضرت صالح
مخالفت قوم ثمود عمومی بود و جز اندکی به آن حضرت ایمان نیاوردند، مطابق بعضی از روایات این گروه اندک، پس از دیدن معجزه پیدایش ناقه صالح، ایمان آوردند، نخست هفتاد نفر بودند، سپس مرتد شدند و تنها شش نفر از آنها باقی ماند، که یکی از آنها هم در شک و تردید به سر میبرد و سرانجام به مخالفان پیوست. (موضوع ایمان آوردن گروهی به صالح (علیهالسّلام) در آیات ۷۵ و ۷۶ سوره اعراف، [۱۱۰][۱۱۱] و ۴۵ سوره نمل، [۱۱۲] و ۶۶ سوره هود، [۱۱۳] آمده است. و در آیه ۷۵ و ۷۶ سوره اعراف، [۱۱۴][۱۱۵] مخالفان حضرت صالح به عنوان مَلَا و مستکبران و مؤمنان به او به عنوان مستضعفان ذکر شدهاند. و آیه ۶۶ هود، [۱۱۶] حاکی است عذاب سختی که بر قوم ثمود وارد شد، ـ همه جز صالح و مؤمنان به او ـ را به هلاکت رسانید.) [۱۱۷] بعضی تعداد ایمان آورندگان به صالح (علیهالسّلام) را که از عذاب نجات یافتند، تا چهار هزار نوشتهاند. [۱۱۸]
حضرت صالح دهها سال، قوم ثمود را به سوی خدا و یکتاپرستی دعوت کرد، ولی قوم ثمود با برخوردهای شدید و لجاجت سخت از پاسخ مثبت به صالح (علیهالسّلام) امتناع ورزیدند، و با تهمتهای ناجوانمردانه به آن حضرت، به کارشکنی پرداختند. گفتند: «آیا ما از بشری از جنس خود پیروی کنیم؟ اگر چنین کنیم در گمراهی و جنون خواهیم بود، آیا در میان ما تنها بر این شخص (صالح) وحی نازل شده است؟ نه، او آدم بسیار دروغگوی هوسبازی است».[1]
سایر اقوام همچون قوم حضرت موسی، شعیب و لوط هم دسته کمی از اقوامی که برشمردیم نداشتند و آنها نیز نه تنها گامی برای تغییر وضعیت نابسامان خود انجام ندادند بلکه خود مخالف تغییر رو به اصلاح در جامعه خود بودند. خداوند متعال برای چنین جوامعی انبیاء را مبعوث کرد تا شاید بستری برای هدایت و نجات این جوامع فراهم گردد.
وقتی انسان ها رشد می کنند اقوامی پدیدار می شوند که خداوند متعال آنها را مبعوث می کند.
قرن ها سپری شد و پس از قرن های متمادی اسلام پدیدار شد و امت اسلامی به چنان رشد و بالندگی عقلی و معنوی رسیدند که خودشان بر سایر امت ها مبعوث شدند ﴿كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ﴾ «شما بهترین امتی هستید که برای [هدایت] مردم پدیدار شدهاید؛ به کار پسندیده فرمان میدهید و از کار ناپسند باز میدارید و به خدا ایمان دارید.» (سوره آلعمران، آیه ۱۱۰)
بعث مردم ایران در کلام رهبر شهید
جالب اینکه رهبر شهیدمان در آخرین سخنرانی های خود راجع به بعثت مردم ایران صحبت کردند.
رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه در فتنه اخیر و حوادث سالهای گذشته، دستگاههای انتظامی، بسیج، سپاه و دیگر بخشها کاملاً به مسئولیت خود عمل کردند، افزودند: اما آنچه همچون سال 88، آتش فتنه را خاموش و شعلهها را خاکستر کرد، وارد شدن مردم به میدان بود و پس از این هم اگر حادثهای برای کشور بهوجود بیاید، خدای متعال این مردم را برای مقابله با آن مبعوث خواهد کرد و مردم کار را تمام میکنند.
بعثت مردم ایران در کلام رهبر جدید
رهبر انقلاب سید مجتبی خامنه ای نیز در پیام خود به مناسبت چهلمین روز شهادت قائد انقلاب در خصوص بعثت امت آورده اند ایشان با اشاره به قوم بنی اسرائیل که بعد از غیبت موقت حضرت موسی علیه السلام به جای پایداری در دین خود فریب سامری را خورده و از دین خود بازگشتند به تمجید ملت مبعوث شده ایران پرداخته و فرمودند:
چهل شب و روز است که خداوند متعال پیشوای این امت را به میقات خود فراخوانده؛ اما اینبار برخلاف آنچه در عصر کلیمالله رخ داد، اصحاب رهبر شهید و امت او برای اقامه حق و مقابله با باطل مبعوث شدند و چون کوههای استوار در برابر سامری و گوسالهاش ایستادگی کرده و همچون گدازههای آتشین بر سر متجاوزان و فرعونیان فرود آمدند.
بعثت مردم ایران در روایات
وقتی به روایات و کلام اهل بیت علیهم السلام مراجعه می کنیم می بینیم که در روایات نیز به بعثت مردم ایران پرداخته شده است.
در قرآن کریم آیه ای داریم که به صراحت از بعثت امتی سخن به میان آورده و می فرماید: (17) الإسراء : 4 وَ قَضَيْنا إِلى بَني إِسْرائيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبيرا
ما به بنى اسرائيل در كتاب (تورات) اعلام كرديم كه دو بار در زمين فساد خواهيد كرد، و برترىجويى بزرگى خواهيد نمود. (4)
الإسراء : 5 فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولي بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولا
هنگامى كه نخستين وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پيكارجوى خود را بر ضدّ شما ميانگيزيم (تا شما را سخت در هم كوبند حتى براى به دست آوردن مجرمان)، خانهها را جستجو مىكنند و اين وعدهاى است قطعى! (5)
در روایاتی از امام صادق علیه السلام ذیل همین آیه شریفه : وَ قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ- لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ قَالَ قَتْلُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ طَعْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً قَتْلُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما قَالَ إِذَا جَاءَ نَصْرُ الْحُسَيْنِ ع بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ قَوْماً يَبْعَثُهُمْ اللَّهُ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ ع لَا يَدَعُونَ وَتْراً لِآلِ مُحَمَّدٍ إِلَّا أَحْرَقُوهُ- وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولا[2]
«و ما در (تورات) به بنیاسرائیل اعلام کردیم که حتماً دو بار در زمین فساد خواهید کرد.»
راوی (یا امام) در تفسیر این آیه فرمود:
«(فساد اول) کشتن امیرالمؤمنین علی (ع) و زخمی کردن (یا مسموم کردن) حسن بن علی (ع) است،
و (فساد دوم که) به یقین برتریجویی بزرگی خواهید کرد، کشتن حسین بن علی (ع) است.»
و اما آنجا که میفرماید: «پس چون وعدهٔ اولین (فساد) فرا رسد...»
امام (ع) در تفسیر آن فرمود:
«(منظور) هنگامی است که یاری (و قیام خونخواهی) حسین (ع) فرا رسد.
ما بندگانی برای خود برمیانگیزیم که سختجنگ و نیرومندند، تا در میان خانهها (به جستجو و هلاکت دشمنان) درآیند.
آنان گروهی هستند که خداوند پیش از قیام قائم (عج) آنان را برمیانگیزد؛ هیچ خونخواهی (و کینهای) از خاندان محمد (ص) را باقی نمیگذارند مگر اینکه آن را (با آتش عذاب و انتقام) بسوزانند. و این وعدهای است انجامشدنی (و حتمی).»
نکته مهم این است که در روایت دیگری به صراحت می فرماید که این قوم مبعوث شده اهل قم هستند.
40- وَ رَوَى بَعْضُ أَصْحَابِنَا قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع جَالِساً إِذْ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا فَقُلْنَا جُعِلْنَا فِدَاكَ مَنْ هَؤُلَاءِ فَقَالَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ هُمْ وَ اللَّهِ أَهْلُ قُمَ.[3]
فاصله امت مبعوث شده با مردم کوفه
اگر بخواهیم فاصله امت مبعوث شده را با مردم کوفه را بدانیم باید نگاهی به ویژگی های امت مبعوث شده قم که در روایات ذکر شده بپردازیم و آن را با ویژگی مردم کوفه مقایسه کنیم .
1-اهل قم اهل عبادت، دین شناسی
اولین ویژگی امت مبعوث شده قم این است که اهل عبادت و دین شناسی هستند.
در روایتی از امام صادق علیه السلام در وصف مردم قم می فرماید: هُمْ أَهْلُ رُكُوعٍ وَ سُجُودٍ وَ قِيَامٍ وَ قُعُودٍ هُمُ الْفُقَهَاءُ الْعُلَمَاءُ الْفُهَمَاءُ هُمْ أَهْلُ الدِّرَايَةِ وَ الرِّوَايَةِ وَ حُسْنِ الْعِبَادَةِ.[4]
«آنان اهل رکوع و سجود و قیام و قعودند (یعنی شبانهروز در عبادت و نماز به سر میبرند).
آنان فقیهان، دانشمندان و صاحبان فهم ژرفاند. آنان اهل درایت (دانش و بصیرت)، روایت (حدیث و نقل علم) و نیکویی عبادتند.»
2- ولایت مداری اهل قم
دومین ویژگی امت مبعوث شده قم این است این امت ولایت مدار هستند. یعنی سراپای آنها با ولایت آمیخته است در محبت و اطاعت اهل بیت علیهم السلام.
در روایات از امام کاظم علیه السلام می خوانیم
« كُنْتُ يَوْماً عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ ع فَجَرَى ذِكْرُ قُمَّ وَ أَهْلِهِ وَ مَيْلِهِمْ إِلَى الْمَهْدِيِّ ع فَتَرَحَّمَ عَلَيْهِمْ وَ قَالَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ وَ وَاحِدٌ مِنْهَا لِأَهْلِ قُمَّ وَ هُمْ خِيَارُ شِيعَتِنَا مِنْ بَيْنِ سَائِرِ الْبِلَادِ خَمَّرَ اللَّهُ تَعَالَى وَلَايَتَنَا فِي طِينَتِهِمْ.»
روزی نزد امام ابوالحسن (ع) بودم (منظور یکی از امامان معصوم، بنا بر نقلها معمولاً امام کاظم یا امام رضا علیهماالسلام است).
پس سخن از (شهر) قم و اهالی آن و گرایش و محبت آنان به حضرت مهدی (ع) به میان آمد.
پس امام (ع) بر آنان رحمت فرستاد و فرمود: «خداوند از آنان خشنود باد.»
سپس فرمود: «بهشت را هشت در است، و یکی از آن درها، ویژهٔ اهل قم است؛
و آنان برگزیدگان شیعیان ما در میان تمام شهرها و سرزمینها هستند.
خداوند متعال محبت و ولایت ما را در سرشت و گلِ وجودشان آمیخته و نهفته کرده است.»
در روایت دیگری از امام رضا علیه السلام می خوانیم: ْ أَبِي الصَّلْتِ الْهَرَوِيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ الرِّضَا ع فَدَخَلَ عَلَيْهِ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ فَسَلَّمُوا عَلَيْهِ فَرَدَّ عَلَيْهِمْ وَ قَرَّبَهُمْ ثُمَّ قَالَ لَهُمُ الرِّضَا ع مَرْحَباً بِكُمْ وَ أَهْلًا فَأَنْتُمْ شِيعَتُنَا حَقّا
3- حافظان دین
سومین ویژگی امت مبعوث شده این است که این امت حافظان دین هستند.
از ائمه اهل بیت علیهم السلام روایت شده که:
«لَوْلَا الْقُمیوُنَ لَضاعَ الدّینُ
؛ اگر قمی ها نبودند دین ضایع می شد».[37]
نکته بسیار مهم
نکته بسیار مهمی که باید در نظر داشته باشیم این است که قدر متیقن از شهر قم همین شهر هست که همه می شناسیم اما برخی روایات نشان می دهد ملاک صرفا حضور در همین مرز خاکی نیست بلکه هرکه پیرو مکتب اهل بیت علیهم السلام باشد اهل قم هست.
در روایتی آمده :
وَ رُوِيَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَهْلِ الرَّيِّ أَنَّهُمْ دَخَلُوا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ قَالُوا نَحْنُ مِنْ أَهْلِ الرَّيِّ فَقَالَ مَرْحَباً بِإِخْوَانِنَا مِنْ أَهْلِ قُمَّ فَقَالُوا نَحْنُ مِنْ أَهْلِ الرَّيِّ فَأَعَادَ الْكَلَامَ قَالُوا ذَلِكَ مِرَاراً وَ أَجَابَهُمْ بِمِثْلِ مَا أَجَابَ بِهِ أَوَّلًا[5]
«و روایت شده از (دربارهٔ) گروهی از مردم شهر ری،
که آنان بر امام صادق (ع) وارد شدند و گفتند: «ما اهل ری هستیم.»
پس امام (ع) فرمود: «خوش آمدید بر برادران ما از اهل قم.»
آنان (دوباره) گفتند: «ما اهل ری هستیم.»
پس امام (ع) سخن خود را (دربارهٔ اهل قم بودنشان) تکرار فرمود.
آنان این سخن را چندین بار (با امام) ردوبدل کردند،
و امام (ع) نیز هر بار پاسخی همانند پاسخ نخست به آنان داد.»
استاد محمدی از این روایت برداشت کردند که با وجود علم امام علیه السلام به اینکه این افراد از ری هستند اما چند بار تکرار می کند مرحبا به برادران از اهل قم نشان می دهد که هرکه پیرو این مکتب باشد و لو اینکه اهل ری هم باشد اهل قم محسوب می شود .
امام کاظم علیه السلام فرمود:
«رَجُلٌ مِنْ اهْلِ قُمْ یدْعُو النَّاسَ الَی الْحَقّ، یجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ کزُبُرِ الْحَدیدِ، لاتَزِلُّهُمُ الرّیاحُ الْعَواصِفِ، لایمُلُّونَ مِنَ الْحَرْبِ وَلایجْبُنُونَ، وَعَلَی اللَّهِ یتَوَکلُونَ وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ
؛ مردی از قم مردم را به حق فرا می خواند، بر گرد او مردمانی جمع می شوند که همچون قطعات آهن استوارند، طوفانها آنها را به لرزه نمی اندازد و از جنگ خسته نمی شوند و ترسی از خود نشان نمی دهند، بر خدا توکل دارند و عاقبت از آنِ پرهیزکاران است».[34]
ویژگی های منفی مردم کوفه
در مقابل امت مبعوث شده و بالنده ایران با آن ویژگی های ناب ما امتی را می بینیم که امام و آرمان های او خیانت کردند.
کوفیان در نامهها از ظلم و ستم حاکمان وقت شکایت کرده بودند و خواستار اصلاح امور توسط حضرت سیدالشهدا علیهالسلام شده بودند. امام نیز با خانواده و یاران خود به سمت کوفه رهسپار شدند و دعوت کوفیان را لبیک گفتند. اما همه چیز تغییر کرد و کوفیان دعوت خود را پس گرفته و جنایات هولناکی در حق امام و خانواده و یارانش مرتکب شدند.
مردم کوفه نه تنها ویژگی های امت مبعوث شده ایران را نداشتند بلکه دارای ویژگی های منفی اخلاقی بودند که سرنوشت جامعه خود را به تباهی کشانند . برخی از این ویژگی ها از قرار ذیل است .
1-دنیاطلبی
کوفیان اکثرا از کسانی بودند که در جنگها برای بدست آوردن غنائم شرکت میکردند و دنیاطلبی پررنگی داشتند. اینان پس از سکونت در کوفه حاضر به از دست دادن دنیای خود نبودند و به محض احساس خطری نسبت به دنیای خود عقبنشینی میکردند و هر گاه احساس سود و بهرهای داشتند، فوری وارد آن جریان میشدند. مانند حضور کوفیان در دو جنگ جمل و صفین. امیرالمومنین از کوفیان برای جنگ جمل در بصره درخواست کمک کرد؛ ولی کوفیان که هنوز حکومت امام علی علیهالسلام را نوپا میدیدند و از سرنوشت جنگ ترس داشتند؛ از زیر بار این دعوت شانه خالی کنند و پس از تبلیغها و تشویقهای فراوان فقط 12 هزار نفر یعنی حدود 10 درصد جمعیت کوفه در این جنگ شرکت کردند. (تاریخ طبری،ج3، ص513) و پس از اتمام جنگ، یکی از اعتراضهای خواص آنان، تقسیم نکردن غنایم از سوی امام بود. (تاریخ طبری،ج3، ص545) اما در جنگ صفین که حکومت امیرالمومنین علیهالسلام را سامان یافته میدیدند و امید زیادی به پیروزی داشتند، رغبت بیشتری به شرکت در جنگ نشان دادند، به طوری که تعداد سپاهیان حضرت در این جنگ را بین 65 تا 120 هزار نفر ذکر کردهاند.(مروجالذهب، ج2، ص385) اینجاست که به عمق فرمایش امام حسین علیهالسلام هنگام رسیدن به کربلا پی میبریم که: مردم، بندگان دنیایند و دین مانند امری لیسیدنی بر زبان آنها افتاده است؛ تا هنگامی به دنبال دین میروند که معیشت آنها برقرار باشد. اما هنگامی که در امتحان افتند، دینداران اندک خواهند بود.(موسوعة کلمات الامامالحسینعلیهالسلام، ص373)
یکی از صفات صحرانشینان، آزادی بی حدوحصر در بیابانهاست. بنابراین آنان از همان ابتدا به درگیری با حاکمان خود پرداختند، تا جایی که خلیفه دوم را به ستوه آوردند
2-بیوفا بودن
شاید معروف شدن کوفیان به غدر و فریبکاری و بیوفایی به گونهای که باعث به وجود آمدن مثلهایی چون: «اغدر من کوفی»؛ فریبکارتر از کوفی، یا «الکوفی لایوفی»؛ کوفی وفا ندارد، شده، ریشه در خصوصیت احساسی بودنشان باشد. آنها بزرگترین بیوفایی تاریخ خودا را به امام حسین علیهالسلام کردند.
3-تعصبی و حساسیتهای قبیلهای
تعصّبات و حسّاسیتهاى قبیلهاى، موجب میشد تا کوفیان با مشاهده کوچکترین نفع یا ضرر، تصمیمگیرى کنند و از قبیلههاى دیگر عقب نمانند؛ بهعبارت دیگر، تعصّبات قبیلهاى آنان را تبدیل به مردمانى عجول کرده بود که نمیتوانستند با درایت تصمیم بگیرند و در نتیجه، دچار لغزشهاى مهلکی میشدند.
4-تحت تاثير تبليغات قرار گرفتن
وقتی در جامعه موجى پدید میآمد، برخى از عوام، خود را همرنگ جماعت کرده با فضاى موجود، همراهى میکردند، و به سرعت تحت تأثیر تبلیغات قرار میگرفتند و جوّ جامعه به هر سمت و سویی بود به همان طرف حرکت میکردند. علاوه بر توده مردم، مصلحتاندیشانى، چون اشراف و سران قبایل که در فکر موقعیت خود در آینده بودند نیز گاه به رنگ جماعت در میآمدند. در میان دعوتکنندگان امام، عدهاى نیز به انگیزه همرنگى با جماعت و تحت تاثیر قرارگرفتن، دعوتنامه نوشتند و تا وقتى که فضا به نفع امام بود با مسلم بیعت کردند، اما با تغییر فضا به نفع عبیداللّه تغییر موضع دادند. به غیر از خصوصیات فوق، اخلاق بد و طمعکاری، عجب و کینهتوزی (حیاة الامام الحسین علیه السلام، 2/420 به بعد) را نیز به خصوصیات ناهنجار کوفیان اضافه میکنیم. بنابراین این خصوصیات و ویژگیهای اخلاقی و رفتاری کوفیان باعث شد که جنایت هولناک کربلا پدید بیاید .[6]
نتیجه گیری:
حضور به موقع ملت ایران پس از شهادت رهبر شهیدمان در میادین و گوش به فرمان ولایت آنهم ولی امری که غریب به اتفاق مردم هنوز چهره آن را ندیده اند آنهم با گذشت حدود چهار ما در خیابان ها نشان داد که ملت مبعوث شده ایران تا امروز امتحان خود را به خوبی پس داده و با حضور خود در خیابان ها و میادین هم ولایت مداری خود را ثابت کرده و با این کار میزان دینداری و دین شناسی خود و همچنین حفاظت از دین مبین اسلام و مکتب تشیع را به نمایش گذاشته است در برابر ملت کوفه که با وجود اینکه در زمان حضور امام معصوم علیه السلام بودند . آن امام همام را خودشان دعوت کردند اما با دنیاطلبی و بی وفایی و فریب دشمن را خوردن با دستان خودشان همان امام را به شهادت رساندند و فاجعه کربلا را رقم زدند.
از خداوند متعال می خواهیم که همه ما را در این راه ثابت قدم بدارد و همچنان جزو امت مبعوث شده باقی بمانیم صلوات ختم بفرمایید.
[1] -https://fa.wikifeqh.ir/%D8%AB%D9%85%D9%88%D8%AF#_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C%20%D8%A7%D8%B2%20%D9%82%D9%88%D9%85%20%D8%AB%D9%85%D9%88%D8%AF
[2] - كامل الزيارات، النص، ص: 62
[3] - بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج57، ص: 216
[4] - بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج57، ص: 217
[5] - بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج57، ص: 216
[6] -https://www.tebyan.net/news/483256/%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%DA%A9%D9%88%D9%81%D9%87-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF