چگونه یک زن می توان مانند حضرت زهرا سلام الله علیها نعم العون فی طاعه الله باشد -جلسه 2(قناعت 2)
بسم الله الرحمن الرحيم
خلاصه جلسه اول: اولين ويژگي اخلاقي كه حضرت فاطمه سلام الله عليها توانستند بوسيله آن شوهر خود را در اطاعت خداوند ياري نمايند قناعت بود
ما قناعت را به معنايي كه جبرئيل امين به پيامبر اكرم بيان فرمودند يعني : يَقْنَعُ (راضي بودن ) بِمَا يُصِيبُ مِنَ الدُّنْيَا يَقْنَعُ بِالْقَلِيلِ وَ يَشْكُرُ الْيَسِير در مراحل مختلفي از زندگي مشترك ايشان با حضرت علي عليه السلام مي بينيم
اولين مرحله از زندگي مشترك حضرت زهرا سلام الله عليها كه اين ويژگي حضرت ظهور و بروز نمود در بحث مهريه
دومين مرحله از زندگي مشترك حضرت زهرا سلام الله عليها كه اين ويژگي حضرت ظهور و بروز نمود در بحث خريد عروسي جهت اثاث منزل بود كه از پول همان مهريه تهيه شد
سومين مرحله از زندگي مشترك حضرت زهرا سلام الله عليها مربوط به دوران پس از عروسي و دوران زندگي مشترك آن دو بزرگوار مي باشد كه در اين دوران نيز ويژگي قناعت حضرت در بحث هزينه هاي فردي حضرت زهرا همچون مواريد مثل لباس آنحضرت ظهور و بروز نمود
* در دو مرحله از مراحل زندگي حضرت زهرا سلام الله عليها با آقا امير المومنين عليه السلام مجددا با روحيه قناعت آن بانوي بزرگوار مواجه مي شود
اول در بحث مسكن مي باشد كه حضرت علي عليه السلام براي حضرت زهرا جهت ازدواج يك خانه اجاره اي را تدارك ديده بود كه تا چند سال در آن زندگي كردند
حضرت علي عليهالسلام در کنار مسجد، خانهي سادهاي داشت ... اين خانه براي شب زفاف مناسب نبود، پيامبر صلي اللَّه عليه و آله به علي عليهالسلام فرمود: در همين نزديکي، خانهاي فراهم کن (اجاره کن) تا همسرت را به تو تحويل دهم»، علي عليهالسلام عرض کرد: «در اين نزديکي جز منزل «حارثه بن نعمان» منزلي نيست».
پيامبر صلي اللَّه عليه و آله فرمود: «خانههاي حارثه را براي مهاجران بي خانه گرفتهايم، و اکنون شرم ميکنيم که باز از او تقاضاي منزل کنيم!».
حارثه اين سخن را شنيد و به محضر رسول خدا صلي اللَّه عليه و آله آمد و متواضعانه عرض کرد: «من و اموالم به خدا و رسولش تعلق دارد»، پيامبر صلي اللَّه عليه و آله براي او دعا کرد، به اين ترتيب خانهي حارثه آماده شد، و فاطمه عليهاالسلام شب عروسي به آنجا رفت. پس از مدتي حضرت علي عليهالسلام و فاطمه عليهاالسلام به خانهي قبلي علي عليهالسلام بازگشتند، و فرزندان زهرا عليهاالسلام در همان خانهي ساده چشم به جهان گشودند و بزرگ شدند، اين خانه در کنار مسجد النبي بود که محل آن اکنون به خانهي حضرت زهرا عليهاالسلام معروف است[اقتباس از اعيان الشيعه، ج 1 ص 31- رياحين الشريعه، ج 1، ص 92] (نگاهي بر زندگي حضرت فاطمه / محمد محمدي اشتهاردي / بهار/ سال 1377 )
* دختران و مادران و پدران كنوني با بالا بردن توقعات خود ديگر كمتر راضي مي شوند به پسري شوهر دهند كه منزل ندارد و در اينخصوص براي او سختگيري نكنند اما حضرت زهرا سلام الله عليها بدون كوچكترن اعتراضي با به خانه محقر و كوچك اجاره اي علي عليه السلام مي كذارد
دوم در معيشت خانواده
سبک و سيرهي ريحانهي پيامبر در زندگي، قدرشناسي و حقشناسي و سپاس نعمتها بود؛ به همين دليل هم هرگز نه در فراز و نشيب زندگي و تنگناها و کمبودها و مشکلات اقتصادي لب به گلايه و شکايت از زندگي خويش ميگشود و نه پرتوقع
؛ بلکه زندگي خانوادگي را با عزت نفس و سعهي صدر و بلندنظري و ويژگي انساني و عزتآفرين قناعت آغاز کرد و به همان سبک و سيره وفادار ماند و يار غمخوار همتاي خويش گرديد و به او و ديگر اعضاي خانواده امکان رشد و تکامل و تعالي افزونتر در ابعاد معنوي داد.
آن انسان والا در اين راستا به گونهاي دقيق و ظريف، هم شرايط اقتصادي و اجتماعي جامعه را ميشناخت و هم امکانات مالي همتاي گرانقدرش را، هم موقعيت ممتاز خود و خاندانش را به عنوان سمبل و نمونه و پيشواي راستين مردم نيک مينگريست و هم ميدانست که بايد همرنگ و همراه و همدرد تودهها باشند و در درد و رنج زودگذر آنان، براي رسيدن به رشد و تعالي و نجات و آزادي، شريک گردند.
به همين جهت در زندگي، سبک و سيرهاش عزت نفس و قناعت و کمتوقعي و بزرگمنشي بود.
او آيندهنگري ميکرد، عاقبتانديشي مينمود، در هزينهي زندگي صرفهجويي و سيستم قناعت داشت و هرگز همتاي گرانقدرش را به کاري فراتر از امکان مادي و مالياش وا نميداشت و براي حفظ کرامت و آزادگي و حريت او، تنگناها و سختيها را در راه خدا به جان ميخريد و چيزي نميگفت.
براي نمونه:
2- و نيز آوردهاند که در همان شرايط سخت اجتماعي و اقتصادي روزي پيامبر وارد خانهي ريحانهاش گرديد و اثر گرسنگي را در سيماي نورافشان آن حضرت و دو فرزند دلبندش نگريست. رو به فاطمه کرد که: به فرزندانم غذا بده، چرا آنان را اينگونه مينگرم؟!
آن بانوي والاييها به پدر نزديکتر شد و با تبسم و آرامش خاطري شگفت گفت:
«ما في بيتي شيي الا برکه رسولالله.» [2] .
«پدر جان! در خانهي ما اينک جز برکت پيامبر خدا چيزي ديگر نيست.»
3- و نيز آوردهاند که در همان روزگار سخت تنگناي اقتصادي جامعه، روزي مردي وارد مسجد گرديد و از شدت گرسنگي غذا خواست، اما کسي به تقاضاي او پاسخ مثبت نداد.
اميرمومنان او را به خانهي خويش دعوت کرد. هنگامي که با ميهمانش وارد گرديد،گفت: فاطمه جان! چه غذايي در منزل داريم؟ «ما عندک يا بنت رسولالله؟» ريحانهي پيامبر با چهرهاي گشاده رو به همتاي خويش کرد که: علي جان! خداي را سپاس که اندکي غذا به اندازهي خوراک يک کودک موجود است؛ اينک که تو ميهمان آوردهاي، خود نميخوريم و آن را به ميهمان تو ميدهيم.
4- اميرمومنان در اشاره به اين عزت نفس و زندگي قانعانه و بزرگمنشانهي فاطمه- که يکي از رازهاي موفقيت و سرفرازي خود و خاندانش بود- ميفرمايد: من با ريحانهي پيامبر در حالي پيمان زندگي مشترک را امضا کردم که زيرانداز و فرشي هم نداشتم، اما اينک بخشش و انفاق خاندان من به نيازمندان به اندازهاي است که اگر ميان بنيهاشم توزيع گردد، همه را بينياز ميسازد .( سيره و سيماي ريحانهي پيامبر / عليرضا کرمي / دليل / سال 1379 )
اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يا رَسُولَ اللَّهِ وَ اللَّهِ ما أَصْبَحَ يا نَبيَّ اللَّهِ في بَيْتِ عَلِيٍّ طَعامٌ وَ لا دَخَلَ بَيْنَ شَفَتَيَّ مُنْذُ خَمْسٍ وَ لا لَنا ثاغِيَةٌ وَلا داغِيَةٌ وَلا أَصْبَحَ في بَيْتِهِ سَفَةٌ.
[سلام بر تو اي رسول خدا، سوگند به خدا در خانه علي «عليه السلام» پنج روز است که صبح کردم بدون غذا، و هرگز غذايي را دهان نگذاشتهايم، نه گوسفندي داريم و نه شتري، و نه غذايي و نه آبي.[ نهجالحياة/ ح 181/ ص 295] .]
يا سَلمانُ! وَالَّذي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِيّاً أَنَّ لَنا ثَلاثاً ما طَعِمنا وَ أَنَّ الْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ قَدْ اِضْطَرَبا عَلَيَّ مِنْ شِدَّةِ الْجُوعِ، ثُمَّ رَقَدا کَأَنَّهُما فَرْخانِ مَنْتُوفانِ وَ لکِنْ لا أَرُدُّ الْخَيْرَ إِذا نَزَلَ الْخَيْرُ بِبابي.
[اي سلمان! سوگند به خداوندي که حضرت محمد «صلي الله عليه وآله» را به پيامبري برگزيد، سه روز است که غذا نخوردهايم، و فرزندانم حسن و حسين عليهما السلام از شدّت گرسنگي بيقراري ميکردند و خسته و مانده به خواب رفتهاند، اما من نيکوکاري را که درب منزل مرا بکوبد ردّ نميکنم.[ نهجالحياة/ ح 62/ ص 132] .] (الگوهاي رفتاري حضرت زهرا / حليمه صفري )
-- نحوه برخورد قانعانه حضرت زهرا در برابر چنين وضعيت معيشتي--
ابوسعيد خدري نقل ميکند: روزي علي بن ابيطالب عليهالسلام گرسنه بودند به حضرت زهرا عليهاالسلام گفتند: چيزي در خانه هست که بخورم؟ حضرت زهرا عليهاالسلام گفت: نه، سوگند به خدايي که پدرم را با پيامبري و تو را با وصايت وي مکرم داشت، امروز هيچ نداريم و دو روز است که هيچ نخوردم تنها چيز مختصري بوده که شما را بدان اختصاص دادم و بر خويش و دو فرزندم مقدم داشتم. علي عليهالسلام گفت: فاطمهجان پس چرا من را خبر نکردي که به دنبال تهيهي غذايي براي شما باشم؟ حضرت زهرا عليهاالسلام گفت: اي ابوالحسن من از خدايم شرم دارم که از شما چيزي بخواهم که در توان شما نيست. [1] .
و در روايت ديگر آمده ايشان فرموده :
كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص نَهَانِي أَنْ أَسْأَلَكَ شَيْئاً فَقَالَ لَا تَسْأَلِينَ ابْنَ عَمِّكِ شَيْئاً إِنْ جَاءَكِ بِشَيْءٍ [عَفْوٍ] وَ إِلَّا فَلَا تَسْأَلِيه
گفت: پدرم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مرا نهى كرده كه از تو چيزى بخواهم، ميفرمود: اگر چيزى براى تو آورد بپذير و الا مبادا از او چيزى خواهش نمائى! (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج43 ص : 19
امروزه بسياري از زنها اصلا حرمت شوي خويش را نگاه نميدارند تا چه رسد که او را مقدم بر خويش دارند. اضافه کنيد که در اين روايت، حضرت زهرا عليهاالسلام امام علي عليهالسلام را بر فرزندان خويش نيز مقدم داشته، کاري که زنان شوهردوست نيز کمتر ميکنند و اين اوج شوهرداري زهرا عليهاالسلام است. زخم خورشيد (کاوشي در زندگي حضرت زهرا) / مهدي حسينيان قمي / اميرکبير / سال 1379
----
( فرهنگ فاطميه / مهدي نيلي پور )
نه تنها حضرت فاطمه سلام الله عليها علي عليه السلام با روح قناعت، زهد، عدم اسراف، پرهيز از تفاخر و تکاثر، و عدم تقاضاي فوق طاقت از شوهر است برخورد مي كرد بلكه براي گذران زندگي و آسان نمودن امرار معاش خود علاوه بر كارهاي خانه اقدام به بافندگي مي كند
فاطمه «عليها السلام» حتي در تحصيل معاش اقدام ميکند، در خانه براي کمک به زندگي پشم ميرسيد تا از محل درآمد آن کمک هزينهاي براي زندگي فراهم شود و زهرا «عليها السلام» خرسند از اينکه در خانه کار ميکند تا کالايي براي فروش در بازار داشته باشد و گوشهاي از اداره زندگي را به عهده گيرد.[1] .
اميرالمومنين عليهالسلام براي رفع گرسنگي خانوادهاش، به سراغ خانهي يک مرد يهودي به نام شمعون رفت و مشکل خود را با او در ميان گذاشت و از او مقداري جو خواست، لذا چنين فرمود: هل لک ان تعطيني جزه من الصفوف تغزلها لک ابنه محمد
بثلاثه اصوع من شعير؟ قال: نعم، فاعطاه فجا بالصوف و الشعير و اخبر فاطمه (ص) فقبلت و اطاعت ثم عمدت.... [بحارالانوار، ج 35، ص 237] .
آيا تو مقداري از پشم را در برابر نه کيلو جو در اختيار من قرار ميدهي که دختر پيامبر خدا - فاطمهي زهرا - آن را برايت بريسد؟ شمعون گفت: بلي. آنگاه علي عليهالسلام پشم و جو را گرفت و به خانه آورد و جريان را به آن بانوي بزرگوار گفت، آن حضرت نيز کار استيجاري را پذيرفت، و شروع بکار کرد....
قابل توجه است که فاطمهي زهرا عليهاالسلام با آن همهشان و جلالش، با چه مشکلاتي دست و پنجه نرم کرده و علاوه بر کارهاي سخت منزل، براي شخص يهودي نيز کار کرده و هرگز به رخ علي عليهالسلام نياورده و آبروي خانوادهاش را حفظ نموده است.
فروش لباسهاي فاطمه «عليها السلام» براي تأمين زندگي
خرج علي بن ابيطالب «عليه السلام» يبيعازار فاطمة «عليها السلام» ليأکلوا بثمنه، فباعَه بستة دراهمَ....[ عوالم العلوم/ ص 178] .
[حضرت علي از خانه خارج شد در حاليکه لباسي از لباسهاي حضرت زهرا را در دست داشت و قصد فروش آن را نموده بود تا با پول فروش آن نيازمنديهاي زندگي را فراهم سازد پس آن لباس را به شش درهم فروخت....]
-- ارتباط بين قناعت زن و اطاعت شوهر از خداوند متعال --
ارتباط بين قناعت زن و اطاعت شوهر از خداوند متعال در اين است كه اگر زنان و دختران و همسران نسبت به امورات مختلف زندگي كه نام برده شد اعم از مسائل ازدواج و مخارج فردي و خانوادگي قناعت را سرلوحه زندگي خود قرار ندهند بلكه اهل ولخرجي ، اسراف ، تبذير ، تجمل گرايي ، فخر فروشي باشند ؛ شوهرانشان گرفتار مسائلي مي شوند كه آنها را از مسير اطاعت خداوند خارج كرده و در مسير معصيت الهي قرار مي دهد
به دليل تفاوتها و ويژگيهاي مرد ،اسلام يکي از مسؤوليتهاي بزرگي که به عهدهي مرد است، تأمين معاش و هزينهي زندگي خود و همسر و فرزندانش ميباشد.
مرد موظف است با انتخاب کسب حلال و کار و تلاش سازنده، زندگي خود را تأمين کند، تا محتاج به ديگران نباشد. تأمين هزينهي زندگي با کار و تلاش سازنده، باعث حفظ کرامت و شخصيت و سربلندي خود و خانوادهي او و جامعه ميباشد. به همين جهت در اسلام به کار و تلاش سازنده اهميت خاصي داده شده و از بيکاري، تنپروري و تنبلي نکوهش شده است.
لذا تلاش و کار شوهر در کنار جهاد در راه خدا قرار ميگيرد که: «اَلکّادَّ عَلي عِيالِهِ کَالْمُجاهِدِ في سبيل الله [وسائل، ج 12، ص 43] ». تلاشگر براي تأمين معاش همانند جهاد در راه خداست.
حال اگر زن داراي قناعت نباشد مرد براي تامين هزينه هاي زندگي چند راه پيش رو دارد كه راه حلال و اول آن گرفتار شدن به قرض و دين مي باشد
لذا پيغمبر (ص)فرمود: هر زنى كه شوهر را در نفقه به آنچه قدرت ندارد وادارد، خداوند هيچ عمل او را نپذيرد، مگر آنكه توبه كند، و از اين روش بازگردد، و از شوهر بقدر قدرت او بخواهد. (مكارم الأخلاق-ترجمه مير باقرى، ج1، ص: 385 )
*** گرفتار دين ***
8214 كَثْرَةُ الدَّيْنِ تُصَيِّرُ الصَّادِقَ كَاذِباً وَ الْمُنْجِزَ مُخْلِفاً (592/ 4).
امام على «ع»: بدهى بسيار، باعث مىشود تا انسان راستگو دروغگو شناخته شود، و آدم وامگذار خلفكننده محسوب گردد. (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص : 362 )
* حال خود دروغگيي يكي از بزرگترين گناهاني است كه انسان بوسيله آن از اطاعت الهي دور مي شود
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُؤْمِنُ إِذَا كَذَبَ مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ لَعَنَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ خَرَجَ مِنْ قَلْبِهِ نَتْنٌ حَتَّى يَبْلُغَ الْعَرْشَ وَ يَلْعَنُهُ حَمَلَةُ الْعَرْشِ وَ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِ لِتِلْكَ الْكَذِبَةِ سَبْعِينَ زَنْيَةً أَهْوَنُهَا كَمَنْ يَزْنِي مَعَ أُمِّهِ
انس گويد: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: مؤمن هر گاه بدون عذر دروغ بگويد هفتاد هزار فرشته او را لعنت مىكنند و از درونش بوئى خارج مىگردد كه تا عرش مىرسد و حاملان عرش او را لعنت مىنمايند، خداوند براى آن گناه هفتاد زنا براى او مىنويسد كه پستترين آنها زنا با مادرش مىباشد. (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج69 ص : 232 )
* عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ لَيَكْذِبُ الْكَذِبَةَ فَيُحْرَمُ بِهَا صَلَاةَ اللَّيْلِ فَإِذَا حُرِمَ صَلَاةَ اللَّيْلِ حُرِمَ بِهَا الرِّزْقَ
28- حسين بن حسن كندى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود: مردى دروغ مىگويد به اندازهاى كه از نماز شب محروم مىگردد، و هر گاه از نماز شب محروم شد از روزى هم محروم مىشود.
(بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج69 ص : 232 )
** آفت ديگر دين و قرض تخلف در پرداخت **
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع بَلَغَنَا أَنَّ رَجُلًا مِنَ الْأَنْصَارِ مَاتَ وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ فَلَمْ يُصَلِّ عَلَيْهِ النَّبِيُّ ص وَ قَالَ لَا تُصَلُّونَ عَلَى صَاحِبِكُمْ حَتَّى يُقْضَى عَنْهُ الدَّيْنُ فَقَالَ ذَلِكَ حَقٌّ قَالَ ثُمَّ قَالَ إِنَّمَا فَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَلِكَ لِيَتَعَاطَوُا الْحَقَّ وَ يُؤَدِّيَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ وَ لِئَلَّا يَسْتَخِفُّوا بِالدَّيْنِ قَدْ مَاتَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ وَ مَاتَ عَلِيٌّ ع وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ وَ مَاتَ الْحَسَنُ ع وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ وَ قُتِلَ الْحُسَيْنُ ع وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ
نقل كرده كه وى گفت: محضر حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام عرض كردم: خبر به ما دادند كه مردى از انصار از دنيا رفت و بر عهدهاش دين بود، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر او نماز نخوانده و فرمودند: نماز بر رفيق خود نخوانيد تا زمانى كه ديونش اداء شود آيا اين خبر صحيح است؟ حضرت فرمودند: اين خبر صحيح و حقّ مىباشد. سپس حضرت فرمودند: اين عمل را رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم انجام دادند تا حق اداء شود و برخى از افراد به بعضى ديگر بدهى خود را بپردازند و مردم به دين و قرض استخفاف نورزند و الّا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و على عليه السّلام و امام حسن سلام اللَّه عليه از دنيا رفتند و در عهدهاشان دين بود و حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام شهيد شدند در حالى كه بدهكار بودند. حديث (38) (* علل الشرائع ج2 ص : 577 )
--- بدهي بر شهيد هم بخشيده نمي شود --
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ كُلُّ ذَنْبٍ يُكَفِّرُهُ الْقَتْلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا الدَّيْنَ فَإِنَّهُ لَا كَفَّارَةَ لَهُ إِلَّا أَدَاؤُهُ أَوْ يَقْضِيَ صَاحِبُهُ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي لَهُ الْحَقُ
(2) 42- امام باقر فرمود: كفاره هر گناهى كشته شدن در راه خدا است بجز بدهكارى كه كفارهاش منحصر است در اينكه: يا خود بدهكار آن را بپردازد و يا رفيقش از جانب او پرداخت كند و يا طلبكار از حق خود بگذرد. (الخصال ج1 ص : 12 )
---دين موجب كوتاهي در عمر ---
يا عليّ، خمسة تسرع في الشيب: كثرة الدّين، و كثرة الطيب، و كثرة البخور، و كثرة البلغم «1». (تحرير المواعظ العددية : 387 )
*** گرفتار ربا ****
* خداوند در جاي ديگر رباخواري را اعلان جنگ با خدا و رسولش بيان نموده
بقره : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (278) فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ (279)
هان! اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خدا پروا كنيد، و آن زيادى مال را كه در اثر ربا به دست آمده رها كنيد، اگر داراى ايمانيد (278).
حال اگر نكنيد بايد بدانيد كه در حقيقت اعلان جنگ با خدا و رسول كردهايد، و اگر توبه كنيد اصل سرمايهتان حلال است، نه ظلم كردهايد و نه به شما ظلمى شده است (279).
و اگر بدهكار شما در تنگى و فشار است بايد مهلتش دهيد، تا هر وقت داشت بدهد البته اگر تصدق كنيد برايتان بهتر است اگر اهل عمل باشيد (280).
ربا خواري بدتر از زناي با مادر در كعبه
عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ فِي وَصِيَّتِهِ لَهُ يَا عَلِيُّ الرِّبَا سَبْعُونَ جُزْءاً فَأَيْسَرُهَا مِثْلُ أَنْ يَنْكِحَ الرَّجُلُ أُمَّهُ فِي بَيْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ يَا عَلِيُّ دِرْهَمُ رِبًا أَعْظَمُ مِنْ سَبْعِينَ زَنْيَةً كُلُّهَا بِذَاتِ مَحْرَمٍ فِي بَيْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ
(1) امام يكم (ع) گويد كه پيغمبر (ص) در ضمن سفارشهاى خود باو فرمود اى على ربا هفتاد جزء است آسانترش چنانست كه كسى مادر خود را در كعبه خانه محترم خدا وطى كند يكدرهم ربا از هفتاد بار زناى با محارم در خانه محترم خدا بزرگتر است. (الخصال/ج2/حديث العبد الذي مكث في النار سبعين خريفا / ص : 584 )
*** گرفتار رشوه ****
وَ قَالَ ع لَعَنَ اللَّهُ الرَّاشِيَ وَ الْمُرْتَشِيَ وَ الْمَاشِيَ بَيْنَهُمَا وَ قَالَ إِيَّاكُمْ وَ الرِّشْوَةَ فَإِنَّهَا مَحْضُ الْكُفْرِ وَ لَا يَشَمُّ صَاحِبُ الرِّشْوَةِ رِيحَ الْجَنَّةِ وَ إِيَّاكُمْ وَ التَّوَاضُعَ لِغَنِيٍّ فَمَا تَضَعْضَعَ أَحَدٌ لِغَنِيٍّ إِلَّا ذَهَبَ نَصِيبُهُ مِنَ الْجَنَّة
فرمود هر كه رشوه ميدهد يا رشوه ميگيرد يا راه ميرود بميان اين ملعونست و فرمود پيغمبر (ص) كه بپرهيزيد از رشوه كه اين محض كفر است و نمىشنود صاحب رشوه بوى بهشت و بپرهيزيد از آنكه تواضع كنيد از براى مالدار كه تواضع نميكند كسى از براى مالدار الّا آنكه ميرود نصيب او از بهشت (جامع الأخبار 156 الفصل السابع عشر و المائة في الرشوة )
*** گرفتار كم فروشي **
آنيكه خداوند فرموده : المطففين : 1
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفينَ (1) واى بر كمفروشان! (1)
لذا اگر ما بخواهيم شوهرهايمان را در مسير اطاعت خداوند متعال ياري كنيم حتما بايد قناعت را در تمامي شئون زندگي رعايت كنيم