بسم الله الرحمن الرحيم

خلاصه  جلسه اول: اولين ويژگي اخلاقي كه حضرت فاطمه سلام الله عليها توانستند بوسيله آن شوهر خود را در اطاعت خداوند ياري نمايند قناعت بود

ما قناعت را به معنايي كه جبرئيل امين به پيامبر اكرم بيان فرمودند يعني :  يَقْنَعُ (راضي بودن ) بِمَا يُصِيبُ مِنَ الدُّنْيَا يَقْنَعُ بِالْقَلِيلِ وَ يَشْكُرُ الْيَسِير در مراحل مختلفي از زندگي مشترك ايشان با حضرت علي عليه السلام مي بينيم

اولين مرحله از زندگي مشترك حضرت زهرا سلام الله عليها كه اين ويژگي حضرت ظهور و بروز نمود در بحث  مهريه

دومين مرحله از زندگي مشترك حضرت زهرا سلام الله عليها كه اين ويژگي حضرت ظهور و بروز نمود در بحث خريد عروسي جهت  اثاث منزل بود كه از پول همان مهريه تهيه  شد

سومين مرحله از زندگي مشترك حضرت زهرا سلام الله عليها مربوط به دوران پس از عروسي و دوران زندگي مشترك آن دو بزرگوار مي باشد كه در اين دوران نيز ويژگي قناعت حضرت در بحث هزينه هاي فردي حضرت زهرا همچون مواريد مثل لباس آنحضرت ظهور و بروز نمود

* در دو مرحله از مراحل زندگي حضرت زهرا سلام الله عليها با آقا امير المومنين عليه السلام مجددا با روحيه قناعت آن بانوي بزرگوار مواجه مي شود

اول در بحث مسكن مي باشد كه حضرت علي عليه السلام براي حضرت زهرا جهت ازدواج يك خانه اجاره اي را تدارك ديده بود كه تا چند سال در آن زندگي كردند

حضرت علي عليه‏السلام در کنار مسجد، خانه‏ي ساده‏اي داشت ... اين خانه براي شب زفاف مناسب نبود، پيامبر صلي اللَّه عليه و آله به علي عليه‏السلام فرمود: در همين نزديکي، خانه‏اي فراهم کن (اجاره کن) تا همسرت را به تو تحويل دهم»، علي عليه‏السلام عرض کرد: «در اين نزديکي جز منزل «حارثه بن نعمان» منزلي نيست».

پيامبر صلي اللَّه عليه و آله فرمود: «خانه‏هاي حارثه را براي مهاجران بي خانه گرفته‏ايم، و اکنون شرم مي‏کنيم که باز از او تقاضاي منزل کنيم!».

حارثه اين سخن را شنيد و به محضر رسول خدا صلي اللَّه عليه و آله آمد و متواضعانه عرض کرد: «من و اموالم به خدا و رسولش تعلق دارد»، پيامبر صلي اللَّه عليه و آله براي او دعا کرد، به اين ترتيب خانه‏ي حارثه آماده شد، و فاطمه عليهاالسلام شب عروسي به آنجا رفت. پس از مدتي حضرت علي عليه‏السلام و فاطمه عليهاالسلام به خانه‏ي قبلي علي عليه‏السلام بازگشتند، و فرزندان زهرا عليهاالسلام در همان خانه‏ي ساده چشم به جهان گشودند و بزرگ شدند، اين خانه در کنار مسجد النبي بود که محل آن اکنون به خانه‏ي حضرت زهرا عليهاالسلام معروف است[اقتباس از اعيان الشيعه، ج 1 ص 31- رياحين الشريعه، ج 1، ص 92] (نگاهي بر زندگي حضرت فاطمه / محمد محمدي اشتهاردي / بهار/ سال 1377 )

* دختران و مادران و پدران كنوني با بالا بردن توقعات خود ديگر كمتر راضي مي شوند به پسري شوهر دهند كه منزل ندارد و در اينخصوص براي او سختگيري نكنند اما حضرت زهرا سلام الله عليها بدون كوچكترن اعتراضي با به خانه محقر و كوچك اجاره اي علي عليه السلام مي كذارد 

دوم در معيشت خانواده

سبک و سيره‏ي ريحانه‏ي پيامبر در زندگي، قدرشناسي و حق‏شناسي و سپاس نعمت‏ها بود؛ به همين دليل هم هرگز نه در فراز و نشيب زندگي و تنگناها و کمبودها و مشکلات اقتصادي لب به گلايه و شکايت از زندگي خويش مي‏گشود و نه پرتوقع

؛ بلکه زندگي خانوادگي را با عزت نفس و سعه‏ي صدر و بلندنظري و ويژگي انساني و عزت‏آفرين قناعت آغاز کرد و به همان سبک و سيره وفادار ماند و يار غمخوار همتاي خويش گرديد و به او و ديگر اعضاي خانواده امکان رشد و تکامل و تعالي افزون‏تر در ابعاد معنوي داد.

آن انسان والا در اين راستا به گونه‏اي دقيق و ظريف، هم شرايط اقتصادي و اجتماعي جامعه را مي‏شناخت و هم امکانات مالي همتاي گرانقدرش را، هم موقعيت ممتاز خود و خاندانش را به عنوان سمبل و نمونه و پيشواي راستين مردم نيک مي‏نگريست و هم مي‏دانست که بايد همرنگ و همراه و همدرد توده‏ها باشند و در درد و رنج زودگذر آنان، براي رسيدن به رشد و تعالي و نجات و آزادي، شريک گردند.

به همين جهت در زندگي، سبک و سيره‏اش عزت نفس و قناعت و کم‏توقعي و بزرگمنشي بود.

او آينده‏نگري مي‏کرد، عاقبت‏انديشي مي‏نمود، در هزينه‏ي زندگي صرفه‏جويي و سيستم قناعت داشت و هرگز همتاي گرانقدرش را به کاري فراتر از امکان مادي و مالي‏اش وا نمي‏داشت و براي حفظ کرامت و آزادگي و حريت او، تنگناها و سختي‏ها را در راه خدا به جان مي‏خريد و چيزي نمي‏گفت.

براي نمونه:

 2- و نيز آورده‏اند که در همان شرايط سخت اجتماعي و اقتصادي روزي پيامبر وارد خانه‏ي ريحانه‏اش گرديد و اثر گرسنگي را در سيماي نورافشان آن حضرت و دو فرزند دلبندش نگريست. رو به فاطمه کرد که: به فرزندانم غذا بده، چرا آنان را اين‏گونه مي‏نگرم؟!

آن بانوي والايي‏ها به پدر نزديک‏تر شد و با تبسم و آرامش خاطري شگفت گفت:

«ما في بيتي شيي الا برکه رسول‏الله.» [2] .

«پدر جان! در خانه‏ي ما اينک جز برکت پيامبر خدا چيزي ديگر نيست.»

3- و نيز آورده‏اند که در همان روزگار سخت تنگناي اقتصادي جامعه، روزي مردي وارد مسجد گرديد و از شدت گرسنگي غذا خواست، اما کسي به تقاضاي او پاسخ مثبت نداد.

اميرمومنان او را به خانه‏ي خويش دعوت کرد. هنگامي که با ميهمانش وارد گرديد،گفت: فاطمه جان! چه غذايي در منزل داريم؟ «ما عندک يا بنت رسول‏الله؟» ريحانه‏ي پيامبر با چهره‏اي گشاده رو به همتاي خويش کرد که: علي جان! خداي را سپاس که اندکي غذا به اندازه‏ي خوراک يک کودک موجود است؛ اينک که تو ميهمان آورده‏اي، خود نمي‏خوريم و آن را به ميهمان تو مي‏دهيم.

4- اميرمومنان در اشاره به اين عزت نفس و زندگي قانعانه و بزرگمنشانه‏ي فاطمه- که يکي از رازهاي موفقيت و سرفرازي خود و خاندانش بود- مي‏فرمايد: من با ريحانه‏ي پيامبر در حالي پيمان زندگي مشترک را امضا کردم که زيرانداز و فرشي هم نداشتم، اما اينک بخشش و انفاق خاندان من به نيازمندان به اندازه‏اي است که اگر ميان بني‏هاشم توزيع گردد، همه را بي‏نياز مي‏سازد .(  سيره و سيماي ريحانه‏ي پيامبر / عليرضا کرمي / دليل / سال 1379 )

 

اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يا رَسُولَ اللَّهِ وَ اللَّهِ ما أَصْبَحَ يا نَبيَّ اللَّهِ في بَيْتِ عَلِيٍّ طَعامٌ وَ لا دَخَلَ بَيْنَ شَفَتَيَّ مُنْذُ خَمْسٍ وَ لا لَنا ثاغِيَةٌ وَلا داغِيَةٌ وَلا أَصْبَحَ في بَيْتِهِ سَفَةٌ.

[سلام بر تو اي رسول خدا، سوگند به خدا در خانه علي «عليه السلام» پنج روز است که صبح کردم بدون غذا، و هرگز غذايي را دهان نگذاشته‏ايم، نه گوسفندي داريم و نه شتري، و نه غذايي و نه آبي.[ نهج‏الحياة/ ح 181/ ص 295] .]

يا سَلمانُ! وَالَّذي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ نَبِيّاً أَنَّ لَنا ثَلاثاً ما طَعِمنا وَ أَنَّ الْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ قَدْ اِضْطَرَبا عَلَيَّ مِنْ شِدَّةِ الْجُوعِ، ثُمَّ رَقَدا کَأَنَّهُما فَرْخانِ مَنْتُوفانِ وَ لکِنْ لا أَرُدُّ الْخَيْرَ إِذا نَزَلَ الْخَيْرُ بِبابي.

[اي سلمان! سوگند به خداوندي که حضرت محمد «صلي الله عليه وآله» را به پيامبري برگزيد، سه روز است که غذا نخورده‏ايم، و فرزندانم حسن و حسين عليهما السلام از شدّت گرسنگي بي‏قراري مي‏کردند و خسته و مانده به خواب رفته‏اند، اما من نيکوکاري را که درب منزل مرا بکوبد ردّ نمي‏کنم.[ نهج‏الحياة/ ح 62/ ص 132] .] (الگوهاي رفتاري حضرت زهرا / حليمه صفري )

-- نحوه برخورد قانعانه حضرت زهرا در برابر چنين وضعيت معيشتي--

ابوسعيد خدري نقل مي‏کند: روزي علي بن ابي‏طالب عليه‏السلام گرسنه بودند به حضرت زهرا عليهاالسلام گفتند: چيزي در خانه هست که بخورم؟ حضرت زهرا عليهاالسلام گفت: نه، سوگند به خدايي که پدرم را با پيامبري و تو را با وصايت وي مکرم داشت، امروز هيچ نداريم و دو روز است که هيچ نخوردم تنها چيز مختصري بوده که شما را بدان اختصاص دادم و بر خويش و دو فرزندم مقدم داشتم. علي عليه‏السلام گفت: فاطمه‏جان پس چرا من را خبر نکردي که به دنبال تهيه‏ي غذايي براي شما باشم؟ حضرت زهرا عليهاالسلام گفت: اي ابوالحسن من از خدايم شرم دارم که از شما چيزي بخواهم که در توان شما نيست. [1] .

و در روايت ديگر آمده ايشان فرموده :

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص نَهَانِي أَنْ أَسْأَلَكَ شَيْئاً فَقَالَ لَا تَسْأَلِينَ ابْنَ عَمِّكِ شَيْئاً إِنْ جَاءَكِ بِشَيْ‏ءٍ [عَفْوٍ] وَ إِلَّا فَلَا تَسْأَلِيه‏

گفت: پدرم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله مرا نهى كرده كه از تو چيزى بخواهم، ميفرمود: اگر چيزى براى تو آورد بپذير و الا مبادا از او چيزى خواهش نمائى! (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏43 ص : 19

امروزه بسياري از زنها اصلا حرمت شوي خويش را نگاه نمي‏دارند تا چه رسد که او را مقدم بر خويش دارند. اضافه کنيد که در اين روايت، حضرت زهرا عليهاالسلام امام علي عليه‏السلام را بر فرزندان خويش نيز مقدم داشته، کاري که زنان شوهردوست نيز کمتر مي‏کنند و اين اوج شوهرداري زهرا عليهاالسلام است. زخم خورشيد (کاوشي در زندگي حضرت زهرا) / مهدي حسينيان قمي / اميرکبير / سال 1379

----

( فرهنگ فاطميه / مهدي نيلي‏ پور )

نه تنها حضرت فاطمه سلام الله عليها علي عليه السلام با روح قناعت، زهد، عدم اسراف، پرهيز از تفاخر و تکاثر، و عدم تقاضاي فوق طاقت از شوهر است برخورد مي كرد بلكه براي گذران زندگي و آسان نمودن امرار معاش خود علاوه بر كارهاي خانه اقدام به بافندگي مي كند

فاطمه «عليها السلام» حتي در تحصيل معاش اقدام مي‏کند، در خانه براي کمک به زندگي پشم مي‏رسيد تا از محل درآمد آن کمک هزينه‏اي براي زندگي فراهم شود و زهرا «عليها السلام» خرسند از اينکه در خانه کار مي‏کند تا کالايي براي فروش در بازار داشته باشد و گوشه‏اي از اداره زندگي را به عهده گيرد.[1] .

اميرالمومنين عليه‏السلام براي رفع گرسنگي خانواده‏اش، به سراغ خانه‏ي يک مرد يهودي به نام شمعون رفت و مشکل خود را با او در ميان گذاشت و از او مقداري جو خواست، لذا چنين فرمود: هل لک ان تعطيني جزه من الصفوف تغزلها لک ابنه محمد

بثلاثه اصوع من شعير؟ قال: نعم، فاعطاه فجا بالصوف و الشعير و اخبر فاطمه (ص) فقبلت و اطاعت ثم عمدت.... [بحارالانوار، ج 35، ص 237] .

آيا تو مقداري از پشم را در برابر نه کيلو جو در اختيار من قرار مي‏دهي که دختر پيامبر خدا - فاطمه‏ي زهرا - آن را برايت بريسد؟ شمعون گفت: بلي. آنگاه علي عليه‏السلام پشم و جو را گرفت و به خانه آورد و جريان را به آن بانوي بزرگوار گفت، آن حضرت نيز کار استيجاري را پذيرفت، و شروع بکار کرد....

قابل توجه است که فاطمه‏ي زهرا عليهاالسلام با آن همه‏شان و جلالش، با چه مشکلاتي دست و پنجه نرم کرده و علاوه بر کارهاي سخت منزل، براي شخص يهودي نيز کار کرده و هرگز به رخ علي عليه‏السلام نياورده و آبروي خانواده‏اش را حفظ نموده است.

فروش لباسهاي فاطمه «عليها السلام» براي تأمين زندگي

خرج علي بن ابي‏طالب «عليه السلام» يبيع‏ازار فاطمة «عليها السلام» ليأکلوا بثمنه، فباعَه بستة دراهمَ....[ عوالم العلوم/ ص 178] .

[حضرت علي از خانه خارج شد در حاليکه لباسي از لباسهاي حضرت زهرا را در دست داشت و قصد فروش آن را نموده بود تا با پول فروش آن نيازمنديهاي زندگي را فراهم سازد پس آن لباس را به شش درهم فروخت....]

-- ارتباط بين قناعت زن و اطاعت شوهر از خداوند متعال --

ارتباط بين قناعت زن و اطاعت شوهر از خداوند متعال در اين است كه اگر زنان و دختران و همسران نسبت به امورات مختلف زندگي كه نام برده شد اعم از مسائل ازدواج و مخارج فردي و خانوادگي قناعت را سرلوحه زندگي خود قرار ندهند بلكه اهل ولخرجي ، اسراف ، تبذير ، تجمل گرايي ، فخر فروشي باشند ؛ شوهرانشان گرفتار مسائلي مي شوند كه آنها را از مسير اطاعت خداوند خارج كرده و در مسير معصيت الهي قرار مي دهد

به دليل تفاوتها و ويژگيهاي مرد ،اسلام يکي از مسؤوليتهاي بزرگي که به عهده‏ي مرد است، تأمين معاش و هزينه‏ي زندگي خود و همسر و فرزندانش مي‏باشد.

مرد موظف است با انتخاب کسب حلال و کار و تلاش سازنده، زندگي خود را تأمين کند، تا محتاج به ديگران نباشد. تأمين هزينه‏ي زندگي با کار و تلاش سازنده، باعث حفظ کرامت و شخصيت و سربلندي خود و خانواده‏ي او و جامعه مي‏باشد. به همين جهت در اسلام به کار و تلاش سازنده اهميت خاصي داده شده و از بيکاري، تن‏پروري و تنبلي نکوهش شده است.

لذا تلاش و کار شوهر در کنار جهاد در راه خدا قرار مي‏گيرد که: «اَلکّادَّ عَلي عِيالِهِ کَالْمُجاهِدِ في سبيل الله [وسائل، ج 12، ص 43] ». تلاشگر براي تأمين معاش همانند جهاد در راه خداست.

حال اگر زن داراي قناعت نباشد مرد براي تامين هزينه هاي زندگي چند راه پيش رو دارد كه راه حلال و اول آن گرفتار شدن به قرض و دين مي باشد

لذا پيغمبر (ص)فرمود: هر زنى كه شوهر را در نفقه به آنچه قدرت ندارد وادارد، خداوند هيچ عمل او را نپذيرد، مگر آنكه توبه كند، و از اين روش بازگردد، و از شوهر بقدر قدرت او بخواهد. (مكارم الأخلاق-ترجمه مير باقرى، ج‏1، ص: 385 )

*** گرفتار دين ***

8214 كَثْرَةُ الدَّيْنِ تُصَيِّرُ الصَّادِقَ كَاذِباً وَ الْمُنْجِزَ مُخْلِفاً (592/ 4).

امام على «ع»: بدهى بسيار، باعث مى‏شود تا انسان راستگو دروغگو شناخته شود، و آدم وامگذار خلف‏كننده محسوب گردد. (تصنيف غرر الحكم و درر الكلم  ص : 362 )

* حال خود دروغگيي يكي از بزرگترين گناهاني است كه انسان بوسيله آن از اطاعت الهي دور مي شود

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُؤْمِنُ إِذَا كَذَبَ مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ لَعَنَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ خَرَجَ مِنْ قَلْبِهِ نَتْنٌ حَتَّى يَبْلُغَ الْعَرْشَ وَ يَلْعَنُهُ حَمَلَةُ الْعَرْشِ وَ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِ لِتِلْكَ الْكَذِبَةِ سَبْعِينَ زَنْيَةً أَهْوَنُهَا كَمَنْ يَزْنِي مَعَ أُمِّهِ‏

انس گويد: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: مؤمن هر گاه بدون عذر دروغ بگويد هفتاد هزار فرشته او را لعنت مى‏كنند و از درونش بوئى خارج مى‏گردد كه تا عرش مى‏رسد و حاملان عرش او را لعنت مى‏نمايند، خداوند براى آن گناه هفتاد زنا براى او مى‏نويسد كه پست‏ترين آنها زنا با مادرش مى‏باشد. (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏69  ص : 232 )

* عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ لَيَكْذِبُ الْكَذِبَةَ فَيُحْرَمُ بِهَا صَلَاةَ اللَّيْلِ فَإِذَا حُرِمَ صَلَاةَ اللَّيْلِ حُرِمَ بِهَا الرِّزْقَ

28- حسين بن حسن كندى از امام صادق عليه السّلام روايت مى‏كند كه فرمود: مردى دروغ مى‏گويد به اندازه‏اى كه از نماز شب محروم مى‏گردد، و هر گاه از نماز شب محروم شد از روزى هم محروم مى‏شود.

 (بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏69 ص : 232 )

** آفت ديگر دين و قرض تخلف در پرداخت **

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع بَلَغَنَا أَنَّ رَجُلًا مِنَ الْأَنْصَارِ مَاتَ وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ فَلَمْ يُصَلِّ عَلَيْهِ النَّبِيُّ ص وَ قَالَ لَا تُصَلُّونَ عَلَى صَاحِبِكُمْ حَتَّى يُقْضَى عَنْهُ الدَّيْنُ فَقَالَ ذَلِكَ حَقٌّ قَالَ ثُمَّ قَالَ إِنَّمَا فَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَلِكَ لِيَتَعَاطَوُا الْحَقَّ وَ يُؤَدِّيَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ وَ لِئَلَّا يَسْتَخِفُّوا بِالدَّيْنِ قَدْ مَاتَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ وَ مَاتَ عَلِيٌّ ع وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ وَ مَاتَ الْحَسَنُ ع وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ وَ قُتِلَ الْحُسَيْنُ ع وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ‏

نقل كرده كه وى گفت: محضر حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام عرض كردم: خبر به ما دادند كه مردى از انصار از دنيا رفت و بر عهده‏اش دين بود، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر او نماز نخوانده و فرمودند: نماز بر رفيق خود نخوانيد تا زمانى كه ديونش اداء شود آيا اين خبر صحيح است؟ حضرت فرمودند: اين خبر صحيح و حقّ مى‏باشد. سپس حضرت فرمودند: اين عمل را رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم انجام دادند تا حق اداء شود و برخى از افراد به بعضى ديگر بدهى خود را بپردازند و مردم به دين و قرض استخفاف نورزند و الّا رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و على عليه السّلام و امام حسن سلام اللَّه عليه از دنيا رفتند و در عهده‏اشان دين بود و حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام شهيد شدند در حالى كه بدهكار بودند. حديث (38) (* علل الشرائع  ج‏2  ص : 577 )

--- بدهي بر شهيد هم بخشيده نمي شود --

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ كُلُّ ذَنْبٍ يُكَفِّرُهُ الْقَتْلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا الدَّيْنَ فَإِنَّهُ لَا كَفَّارَةَ لَهُ إِلَّا أَدَاؤُهُ أَوْ يَقْضِيَ صَاحِبُهُ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي لَهُ الْحَقُ‏

(2) 42- امام باقر فرمود: كفاره هر گناهى كشته شدن در راه خدا است بجز بدهكارى كه كفاره‏اش منحصر است در اينكه: يا خود بدهكار آن را بپردازد و يا رفيقش از جانب او پرداخت كند و يا طلبكار از حق خود بگذرد. (الخصال    ج‏1   ص : 12 )

---دين موجب كوتاهي در عمر ---

يا عليّ، خمسة تسرع في الشيب: كثرة الدّين، و كثرة الطيب، و كثرة البخور، و كثرة البلغم «1». (تحرير المواعظ العددية    : 387 )

*** گرفتار ربا ****

* خداوند در جاي ديگر رباخواري را اعلان جنگ با خدا و رسولش بيان نموده

بقره : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ الرِّبا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (278) فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُؤُسُ أَمْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ (279)

هان! اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا پروا كنيد، و آن زيادى مال را كه در اثر ربا به دست آمده رها كنيد، اگر داراى ايمانيد (278).

حال اگر نكنيد بايد بدانيد كه در حقيقت اعلان جنگ با خدا و رسول كرده‏ايد، و اگر توبه كنيد اصل سرمايه‏تان حلال است، نه ظلم كرده‏ايد و نه به شما ظلمى شده است (279).

و اگر بدهكار شما در تنگى و فشار است بايد مهلتش دهيد، تا هر وقت داشت بدهد البته اگر تصدق كنيد برايتان بهتر است اگر اهل عمل باشيد (280).

ربا خواري بدتر از زناي با مادر در كعبه

 عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ فِي وَصِيَّتِهِ لَهُ يَا عَلِيُّ الرِّبَا سَبْعُونَ جُزْءاً فَأَيْسَرُهَا مِثْلُ أَنْ يَنْكِحَ الرَّجُلُ أُمَّهُ فِي بَيْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ يَا عَلِيُّ دِرْهَمُ رِبًا أَعْظَمُ مِنْ سَبْعِينَ زَنْيَةً كُلُّهَا بِذَاتِ مَحْرَمٍ فِي بَيْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ‏

 (1) امام يكم (ع) گويد كه پيغمبر (ص) در ضمن سفارشهاى خود باو فرمود اى على ربا هفتاد جزء است آسانترش چنانست كه كسى مادر خود را در كعبه خانه محترم خدا وطى كند يكدرهم ربا از هفتاد بار زناى با محارم در خانه محترم خدا بزرگتر است. (الخصال/ج‏2/حديث العبد الذي مكث في النار سبعين خريفا / ص : 584 )

*** گرفتار رشوه ****

وَ قَالَ ع لَعَنَ اللَّهُ الرَّاشِيَ وَ الْمُرْتَشِيَ وَ الْمَاشِيَ بَيْنَهُمَا وَ قَالَ إِيَّاكُمْ وَ الرِّشْوَةَ فَإِنَّهَا مَحْضُ الْكُفْرِ وَ لَا يَشَمُّ صَاحِبُ الرِّشْوَةِ رِيحَ الْجَنَّةِ وَ إِيَّاكُمْ وَ التَّوَاضُعَ لِغَنِيٍّ فَمَا تَضَعْضَعَ أَحَدٌ لِغَنِيٍّ إِلَّا ذَهَبَ نَصِيبُهُ مِنَ الْجَنَّة

فرمود هر كه رشوه ميدهد يا رشوه ميگيرد يا راه ميرود بميان اين ملعونست و فرمود پيغمبر (ص) كه بپرهيزيد از رشوه كه اين محض كفر است و نمى‏شنود صاحب رشوه بوى بهشت و بپرهيزيد از آنكه تواضع كنيد از براى مالدار كه تواضع نميكند كسى از براى مالدار الّا آنكه ميرود نصيب او از بهشت‏ (جامع الأخبار         156    الفصل السابع عشر و المائة في الرشوة )

*** گرفتار كم فروشي **

آنيكه خداوند فرموده : المطففين :  1

وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفينَ (1)  واى بر كم‏فروشان! (1)

لذا اگر ما بخواهيم شوهرهايمان را در مسير اطاعت خداوند متعال ياري كنيم حتما بايد قناعت را در تمامي شئون زندگي رعايت كنيم