بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

ما در زندگی امام حسین علیه السلام با برخی ویژگی ها مواجه می شویم که این ویژگی ها نه تنها در ما وجود ندارد بلکه به راحتی بر علیه آن نیز استدلال می آوریم

شاید این سوال در ذهن ایجاد شود که مگر ممکن است در امام حسین علیه السلام ویژگی وجود داشته باشد و ما به عنوان شیعیان اهل بیت علیهم السلام مانند آنها نباشیم.

با قاطعیت باید عرض کنم که امام حسین علیه السلام یک ویژگی دارند که در نسل امروز کشور شیعی ما قطعا وجود ندارد و آن ویژگی کثیرالاولاد بودن و تعداد فراوان فرزندان امام حسین علیه السلام است.

همه معصومین علیهم السلام کثیر الاولاد بودند و برای امام حسین علیه السلام از 9 تا 11 فرزند در تاریخ نام برده شده است.

«حضرت علی علیه السلام 34الی 41 فرزند دختر و پسر برای ایشان نام برده شده است.

امام حسن علیه السلام 24 دختر و پسر

امام حسین علیه السلام 9 تا 11 دختر و پسر

امام سجاد علیه السلام  18 دختر و پسر

امام باقر علیه السلام 7 دختر و پسر

امام صادق علیه السلام 12 دختر و پسر

امام کاظم علیه السلام 47 الی 54 دختر و پسر

امام رضا علیه السلام از 1 (امام جواد علیه السلام) الی 8

امام جواد علیه السلام 7 الی 15 دختر و پسر

امام هادی علیه السام 7 الی 10 دختر و پسر

امام حسن عسگری علیه السلام 4 الی 7 دختر و پسر [1]»

کدام یک از ما جرأت داریم در اداره ای با صدای بلند بگوییم که مثلا دارای 3 یا 4 فرزند هستیم. اگر یک جا بخواهیم این را مطرح کنیم اولین کسی که احساس شرم می کند خود ما هستیم و اگر خودمان احساس شرم نکنیم دیگران صدایشان در می آید که چه خبره این همه بچه؟ گو اینکه تعداد فرزندان ما باعث پایمال شدن حقوق آنها شده و یا بچه های ما روزی آنها را می خورند.

اما سوال اینجاست که چه شد جامعه ما به مسیری کشیده شد که از سخن رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم که فرمود

وَ قَالَ ص‏ تَنَاكَحُوا تَنَاسَلُوا تَكْثُرُوا فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَة

به خجالت و شرمساری، توهین و تحقیر نسبت به فرزند دار شدن رسید

یک زمانی در کشور ما به کسانیکه فرزند زیاد داشتند مثلا دارای 17 فرزند می شدند جایزه می دادند

اما چطور شد که به ناگهان ورق برگشت و شعار ما شد فرزند کمتر زندگی بهتر . اصلا چطور شد که کاهش جمعیت به مساله و یک موضوع در جهان تبدیل شد و حال آنکه تا 50 سال چنین موضوع در جهان مطرح نبود؟

برخی تصور می کنند که این موضوع ناشی از تصمیم مسئولین خود کشور ما که به این نتیجه رسیدند که باید جمعیت  در کشور کنترل شود و حال آنکه خودشان می گویند کشور ما به راحتی ظرفیت جمعیت 180 میلیون نفری را دارد اما واقعیت چیز دیگری است

 

*پشت صحنه کاهش جمعیت

همه‌چیز به حدود 45 سال پیش برمی‌گردد، وقتی که مسئولین آمریکا متوجه شدند به دلیل گسترش فساد اخلاقی در آمریکا جمعیت آمریکا رو به کاهش است و طی 18 سال جمعیت امریکا نصف شده . بحران جمعیت، اقتدار اقتصادی و سیاسی غرب را به خطر انداخت، چنانکه در سال 1974 حاصل پروژه مطالعاتی NSSM200 که توسط کیسینجر -مشاور امنیت ملی نیکسون- انجام شده بود، منتشر شد و نشان داد که افزایش رشد جمعیت جهان، امنیت ملی آمریکا را به خطر می‌اندازد.(1)

 

روزی که هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی ایالات‌متحده، سند NSSM200 را در کاخ سفید روی میز رئیس‌جمهور ریچارد نیکسون گذاشت و در جلسه‌ای با حضور وزیر جنگ، رئیس‌سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) و دبیر آژانس توسعه بین‌المللی (USAID) به شرح گزارش محرمانه «بررسی امنیت ملی آمریکا»، با موضوع «پیامدهای رشد جمعیت در جهان برای امنیت ملی و منافع خارج از کشور ایالات‌متحده» پرداخت.

موضوع این سند درواقع «توسعه نیروی انسانی در کشورهای رقیب ایالات‌متحده» و «قدرت‌گرفتن این کشورها از طریق افزایش شمار جمعیت»، «افزایش بهره‌برداری از منابع خام» و نتیجتاً «رشد اقتصادی متناظر با آن» از سال 1974 تا 2000 میلادی به‌عنوان مهم‌ترین تهدید امنیت ملی و فرامرزی آمریکا بود. هنری کیسینجر و تیمش در این گزارش محرمانه به ابعاد مختلف رشد و توسعه کشورهای رقیب و تهدیدات آن برای ایالات‌متحده و همچنین راهبردهای مستقیم و غیرمستقیم مواجهه این کشور برای ممانعت از تداوم این رشد پرداخته‌اند.

یکی از موضوعات مورد تاکید در این سند، چالش افزایش جمعیت جهان اسلام برای امنیت اسرائیل است؛

بزک سیاست‌های کنترل رشد جمعیت در غالب‌های مختلف، راهبرد پیشنهادی کیسینجر

این سند در ادامه سه راهبرد اساسی را برای بیشترین اثرگذاری و کمترین حساسیت و مقاومت پیشنهاد می‌دهد که هدف کاهش فرزندآوری را محقق کند:

 1) تنظیم خانواده برای رهایی از فقر و کنترل جمعیت برای پیشرفت اقتصادی؛ به‌منظور جایگزینی این انگاره ذهنی برای دولتمردان که نیروی انسانی بیشتر به معنی نیروی بیکار بیشتر خواهد بود و برای پیشرفت لازم است از رشد نیروی انسانی کاست.

 2)‌اشتغال خارج از منزل زنان؛ به‌منظور کاهش فرصت باروری با طرح شعارهایی نظیر ارتقای حقوق زنان، برابری جنسیتی و امکان حضور اجتماعی و پیشرفت زنان.

 3) افزایش قانونی حداقل سن ازدواج؛ به‌منظور کاهش فرصت فرزندآوری زنان با طرح اهدافی مانند ایجاد فرصت تحصیل برای دختران و ایجاد شرایط لازم برای حضور زنان در بازار کار. به‌علاوه راهبردهای دیگری نیز متناسب با شرایط هر کشور پیشنهاد شده است که موضوع این مقال نیست.[2]

* لذا بی جهت ندانید که یکسری در ایران به دنبال قانونی کردن ممنوعیت ازدواج در سن پایین هستند

حدود دو سال است که یک تیم هماهنگ، متشکل از چند نماینده مجلس شورای اسلامی (عضو فراکسیون زنان مجلس)، چند فعال اجتماعی در جمعیت امام علی(ع) به همراه فردی که در کشور انگلیس برای سیاست‌گذاری اجتماعی آموزش دیده است با حمایت نهادهای بین‌المللی مثل یونیسف و صرف هزینه‌های سرسام‌آور برای برگزاری همایش، نشست، ساخت فیلم سینمائی و تولیدات انبوه رسانه‌ای حول محور «ممنوعیت قانونی ازدواج در سنین پایین» فعالیت می‌کنند. در ابتدای این فعالیت هدف ممنوعیت ازدواج دختران در سنین زیر 18 سال بود اما پس از مخالفت مرکز پژوهش‌های مجلس، یک فوریت طرحی با عنوان «اصلاح ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی» و با موضوع ممنوعیت ازدواج دختران زیر 16 سال و پسران زیر 18 سال در صحن علنی تصویب شده و برای بررسی به کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ارجاع شده است. به موجب این طرح حدود 20 درصد از ازدواج‌های هر سال در کشور با چالش محدودیت یا ممنوعیت مواجه خواهد شد.

*بهترین راهی هم که آمریکا برای رسیدن به هدفش به دست گرفت موضوع وام و تسهیلات بود که به هر حال بانک جهانی با دو بهانه اصلی «سلامت مادر و فرزند» و «کاهش فقر» و در ذیل عنوان کلی‌تری به نام «توسعه پایدار»، تحدید نسل را برای کشورهای در حال توسعه تجویز کرد و بدین منظور در سال 1979 «دپارتمان جمعیت، سلامت و تغذیه» در بانک جهانی ایجاد شد. طی این سال‌ها اعطای وام در بخش سلامت، تغذیه و جمعیت (HNP) رشد بسیار زیادی داشته تا آنجا که بانک جهانی سالانه در این حوزه بیش از یک میلیارد دلار در کشورهای در حال توسعه هزینه می‌کند! (8)

 

*چگونه  ایران وارد چرخه کاهش جمعیت افتاد

*کشورهای استعماری در دوران گذشته برای تسلط بر کشورها از اشغال آنها استفاده می کردند اما در دوران کنونی اگر بتوانند اشغال می کنند مانند افغانستان و عراق و اگر نتوانند و یا بخواهند ظاهر سازی کنند بر اساس تصویب قوانین بین المللی کاری می کنند که در ازای برخی از امتیازات خواسته های خودشان را در آن کشور اعمال کنند و سیاست های خود را در آن کشورها پیاده کنند

یکی از بهترین ابزارهایی که در این راستا از آن استفاده می کنند وام های بین المللی است

وام‌های بانک جهانی اگرچه در نگاه نخست، نوعی مشوق تلقی می‌شدند، ولی در ذات خود حامل تهدید بزرگی هم بودند.

یک اقتصاددان ارشد بانک جهانی هم در این زمینه دست به افشاگری زده و گفته: وام دهی مبتنی بر سیاست، دقیقا همان جایی است که بانک جهانی قدرت و نیرویی بی رحم دارد. وقتی که کشورها واقعا در شرایط سخت گیر می‌کنند، می توان مجبورشان کرد که سیاست‌های کلانی که در حالت عادی و در زمینه پروژه‌ها تغییر نمی‌دهند را اصلاح کنند.(4)(روزنامه کیهان 11 اردیبهشت 1396)

نمونه اول: یکی از نقاط عطف انقلاب که بر اساس آن امام ره قیام کرد و باعث تبعید ایشان شد موضوع کاپیتولاسیون بود این قانون ننگین برای این تصویب شد چون ایران قرار بود وام بگیرد (بگذریم که آمریکا با این وام سه امتیاز بزرگ از ایران می گرفت اولا که این وام برای خرید اسلحه از آمریکا دریافت می شد ثانیا: در عرض ده ما باید 50 درصد سود به آمریکا بر می گرداند ثالثا: باید قانون کاپیتولاسیون در ایران اجرایی می شد)

امام (ره) در ادامه بيانات خود به نتايج سياسي ـ اجتماعي كاپيتولاسيون پرداخت و آن را با ذكر مثال‌هايي براي مردم بازگو نمود: «اگر يك خادم امريكايي،‌ با يك آشپز امريكايي مرجع تقليد شما را در واسط بازار ترور كند، زير پاي خود منكوب كند، پليس ايران حق ندارد جلو او را بگيرد دادگاههاي ايران حق محاكمه او را ندارد! بايد پرونده به آمريكا برود و در آنجا اربابها تكليف را معين كنند! ملت ايران را از سگهاي امريكايي پست‌ تر كردند! اگر كسي يك سگ آمريكايي را با اتومبيل زير بگيرد او را بازخواست مي‌كنند. حتي اگر شاه ايران يك سگ آمريكايي را زير بگيرد مورد بازخواست قرار مي‌گيرد، ‌ولي چنانچه يك آشپز آمريكايي شاه ايران را زير بگيرد، بزرگترين مقام را زير بگيرد، ‌كسي حق تعرض ندارد. چرا؟براي اينكه مي‌خواستند وام بگيرند. آمريكا خواست كه اين كار انجام شود. بعد از چند روز يك وام دويست ميليون دلاري از آمريكا تقاضا كردند، در ظرف پنج سال به منظور هزينه‌هاي نظامي به دولت ايران وام بدهند ودر ظرف ده ماه سال 300 ميليون دلار پس بگيرند يعني صد ميليون دلار از ايران در ازاء اين وام سود بگيرند[3]، مع‌ذلك ايران براي اين دلارها خودش را فروخت، استقلال را فروخت، ما را جزء دول مستعمره حساب كرد، ملت مسلم ايران را در دنيا از وحشي‌ها عقب مانده‌تر معرفي نمود!»

نمونه دوم: قوانین فیفا

می گویند که ورزش از سیاست و مذهب جداست لذا برگزاری هرگونه مراسم مذهبی در ورزشگاه ها ممنوع است و اگر در ورزشگاه شما بخواهی اسم امام حسین علیه السلام را بیاوری باید جریمه بدهی

یعنی با پذیرش این قانون اگر ما بخواهیم در مملکت خودمان و در ورزشگاه مملکت خودمان برای امام حسین علیه السلام عزاداری کنیم باید به فیفا جریمه پرداخت کنیم

جالب اینکه این شعار را می دهند اما وقتی نوبت به خودشان می رسد هم مذهب را در ورزش دخالت می دهند و هم سیاست را مثلا در ورزش های آسیایی یکی از شرکت های معروف لباس های ورزشی (ظاهرا نایک) به خاطر تحریم حاضر نشد به ورزشکاران ایرانی کفش ورزشی بدهد و یا شرکت سامسونگ در یک دوره به همه ورزشکاران گوشی هدیه داد اما به ورزشکاران ایرانی نداد چون ما تحریم شده ایم (سوال این است که اگر قرار است سیاست دخالت داده نشود چرا اینجا دخالت داده می شود و کسی چیزی نمی گوید)

نمونه سوم: اف ای تی اف و سی اف تی

می گویند قانون مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم که در ظاهر حرف خوبی است اما وقتی تصویب شد می گویند سپاه هم جزو تروریست هست و هیچ بانکی حق مبادله مالی با آن را ندارد.

نمونه چهارم: در خصوص کنترل جمعیت هم همین اتفاق افتاد

برای اینکه دولت بتواند از وام های بانک جهانی (و سایر بانک های کشورهای دنیا) استفاده کند تن به موضوع کنترل جمعیت داد

 

*راه هایی که برای کاهش جمعیت در پیش گرفتند

نخستین دلیل برای این موضوع، شور و شوق زایدالوصف دولت‌‌های پنجم و ششم برای کنترل جمعیت است؛ چنان که در آن برهه تقریبا هیچ نهادی را نمی‌شد یافت که دولت وظیفه‌ای در راستای کنترل جمعیت به آن محول نکرده باشد یا در این مسیر، از آنها تقاضایی نداشته باشد. شبکه بهداشت و سلامت کشور، وزارت‌ها، استانداري‌ها، فرمانداري‌ها، حوزه‌هاي علميه، ائمه جمعه و جماعات، صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، نيروي انتظامي، کميته امداد امام خمينی (ره)، بسيج، شهرداري‌ها، بهزيستي، نهضت سوادآموزي، سازمان زندان‌ها، کارخانجات، جهاد‌کشاورزی و حتی مدارس نیز در آن برهه، برای تحدید نسل برنامه داشتند.

علاوه بر درگیری نهادهای مختلف کشور در کنترل جمعیت، بودجه‌ای هم که از طرف دولت به این امر اختصاص می‌یافت، «دو دلیل عمده برای موفقیت برنامه تنظیم خانواده وجود دارد، نخست حمایت دولت؛ طوری که رئیس جمهور - هاشمی رفسنجانی- امسال با دو برابر کردن بودجه به 150 میلیون دلار، آن را تقویت کرده؛ دلیل دیگر هم فشارهای اقتصادی است.» (10) [4]

*تمسخر:در شهرهای آذری زبان تمسخر کردن –)، تحقیر،

 ترویج سزارین (با سزارین نهایت زن سه یا چهار بچه می تواند بیاورد)-

ارائه خدمات رایگان پیشگیری از فرزند آوری حتی تا مرز عقیم کردن و عمل جراحی که رسما تبلیغ می کردند که به صورت رایگان عمل جراحی برای عقیق سازی صورت می پذیرفت

*ترویج نگهداری سگ به جای فرزند چند سالی است در دستور شبکه های ماهواره ای و سلبریتی ها قرار گرفته .

طرف عکس سونوگرافی سگش رو می ذاره و می نویسته دارم بابا بزرگ می شم

این در حالیه که در کشورهای غربی فیلم انیمیشن بچه رئیس رو می سازن تا فرزند را در برابر نگهداری سگ ترویج کنند.

 

*بهانه های عوامانه برای عدم فرزند آوری (روزی بچه ها که به این قرآن جواب داده، تربیت بهتر مقام معظم رهبری تربیت خانواده است که اگر در خانواده تربیت صحیح حاکم باشد همه درست تربیت می شوند و لازم نیست تک تک بچه وقت گذاشت)

لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُم‏

خیانت در مسیر کنترل جمعیت

* و جالب اینکه با وجود اینکه ایران 19 سال زودتر از موعد به تعهدش عمل کرد و توانست جمعیت را به آنچه غربی ها می خواهند برساند اما این روند ادامه پیدا کرد چراکه در شهریورماه سال 1373، هیئتی بلندپایه از ایران عازم قاهره شده و با حضور در کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه (ICPD) از جانب دولت، متعهد شده بود که نرخ رشد جمعیت ایران را به صفر برساند! 

جاسوسانی در بدنه نظام بودند که با ارائه آمارهای غلط رشد جمعیت را خوب جلوه می دادند.

 

نتیجه فرهنگ سازی صورت گرفته :

*خاطره دکتری که می گفت ضربه پشت کمر بچه را نمی زدم

*کمی فرزند یک فرهنگ و ادبیات رایج شد یعنی همانطور که در مسائل سیاسی از زمان شاه در دهان مردم می انداختند که سیاسی حرف نزن، دیگه سیاسیش نکنیم تا می گفتند طرف سه تا بچه داره همه می گفتن مگه چه خبره

* در سال 1395 نرخ رشد جمعیت در ایران نسبت به سه دهه قبل حدود سه برابر کمتر شده است. اتفاقی که نه بعد محرمانه دارد و نه امری پیچیده است که تصمیم گیران در دولت از درک آن عاجز باشند. این پدیده در عین آشکار بودن در آمارهای رسمی کشوری، از جانب تحلیل گران برجسته داخلی و خارجی نیز مورد بررسی قرار گرفته است. «فيليپ لانگمن» جمعيت شناس آمريکايي در کتاب گهواره هاي خالي مي نويسد: «در ايران پس از انقلاب، تقريبا دو سوم از نرخ باروري کاهش يافته است و بدين ترتيب تا سال 2030، تعداد سالخوردگان از کودکان بيشتر خواهد شد».

 «نيکولاس ابرشتات» از محققان انستيتو انترپرايز آمريکا در مقاله اي با عنوان کاهش باروري در جهان اسلام: تغييري فاحش که در کمال تعجب کسي متوجه آن نشده است؛ مي نويسد: «کاهش نرخ باروري در ايران طي 30 سال گذشته حيرت انگيز و معادل 70 درصد بوده است. اين ميزان يکي از سريع ترين و چشمگيرترين آمارهاي کاهش باروري در تاريخ بشر بوده است! با توجه به آمار اداره سرشماري آمريکا، تا سال 2040، درصد افراد سالمند بالاي 65 سال در 10 کشوري که بيشترين جمعيت مسلمان را دارند، از جمله اندونزي، ايران، الجزاير و مراکش، از درصد سالمندان حال حاضر آمريکا بيشتر خواهد بود.»

 

استان همدان یکی از سه استانی هست که کم ترین نرخ رشد جمعیت ترین را دارد و رشد جمعتی آن منفی است بر خلاف استان های سنی نشین مانند سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و هرمزگان که بیشترین نرخ رشد جمعیت را دارد که مثبت 

 

*آثار و پیامدهای کاهش جمعیت در ایران (*پیامدهای تربیتی

سوال این است که حالا بر فرض جمعیت ما کم بشود مگر چه اتفاقی می افتد.

*پیامدهای سیاسی (نامه مولوی عبدالحمید درخواست جایگاه وزارت خانه

 

*نویسنده یهودی مژده مرگ تمدن اسلامی را می دهد و دلیل آن را آمار کاهش جمعیت در ایران و سایر کشورهای اسلامی مطرح می کند

دیوید گلدمن نویسنده یهودی اخیرا به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده است تا از انتشار ویرایش عبری یکی از کتاب‌های خود با عنوان «تمدن‌ها چگونه می‌میرند: (و چرا اسلام رو به مرگ است؟)» رونمایی کند. وی در مصاحبه‌ای با یک روزنامه اسرائیلی نوید از بین رفتن اسلام و تمدن اسلامی را داده است!

به اعتقاد وی، تغییرات مثبت جمعیتی به جوامعی مربوط می‌شود که نگاه‌شان به آینده است و اعتماد به نفس دارند. نبود علاقه به بچه‌دار شدن از نشانه‌های افول تمدن‌ها است و دنیای اسلام در حال حاضر شاهد چنین پدیده‌ای است.

پیامدهای تربیتی

کنترل جمعیت منجر به هسته ای شدن و تک فرزندی شدن خانواده شده، و این خود تابعی از اولویت یافتن رفاه و لذت مادی است. این امر تغییراتی را در رفتارهای جنسی مردان و زنان موجب می شود.

والدین در چنین خانواده هایی، از نعمت فرزندان، بی بهره خواهند بود. بنابراین، اگر در نگرش دینی قناعت، ایثار، گذشت، همیاری، کمک به همنوعان، کار و تلاش برای رشد و راحتی دیگران و سایر ارزش های اخلاقی، فی نفسه ارزش است و رفاه و لذت مادی در درجه دوم اعتبار و اهمیت قرار دارد، سیاست های کاهش جمعیت

معضلات روحی و روانی نسل آینده به دلیل بهره‌مند نبودن از موهبت‌های اجتماعی خویشاوندی (شامل برادران، خواهران، عمه‌ها، خاله‌ها، عموها، دایی‌ها و...)

 

نکته دیگری که به نحو غیرمستقیمی به موضوع جمعیت و زادوولد در کشور بستگی پیدا می‌کند، موضوع «تشکیل خانواده» و «روابط خویشاوندی» است که در اسلام به هر دوی آن‌ها تأکید شده است. براساس اصل دهم قانون

هزینه‌ی نگه‌داری سالمندان

 

در جوامعی که خانواده‌ها به سمت تک فرزندی می‌روند، خانه‌ی سالمندان یک ضرورت می‌شود. وقتی پدر و مادر به سنی می‌رسند که دیگر توانایی اداره‌ی خودشان را ندارند، نیازمند به شخص دیگری می‌شوند. اگر این پدر و مادر فرزندان زیادی داشته باشند، به صورت طبیعی آنان از والدین خود به نوبت مراقبت می‌کنند؛ اما اگر آن‌ها یک فرزند داشته باشند،  مسئولیت نگه‌داری والدین به دوش همین یک فرزند می‌افتد. این فرزند اگر بخواهد بار نگه‌داری از والدین را بر دوش بکشد، باید از کار و فعالیت اقتصادی چشم پوشیده و بسیاری از کارهای دیگر خود را تعطیل کند. به صورت طبیعی بسیاری از فرزندان این کار را نمی‌کنند و یا بهتر است بگوییم که نمی‌توانند این کار را انجام دهند.

ضعیف شدن نیروی دفاعی کشور

جمعیت جوان و زیاد یک کشور از مولفه های قدرت آن کشور است یعین هر چه قدر جمعیت جوان یک کشور زیاد باشد ترس دشمنان برای حمله به آن کشور بیشتر است لذا اسرائیل با این که مدرن‌ترین تسلیحات نظامی را در اختیار دارد؛ اما به شدت با کنترل جمعیت مخالف بوده و در این رژیم هر عائله‌ی یهودی، حداقل باید چهار فرزند داشته باشد.  جالب است بدانید که در میان بیست و شش کشور منطقه‌ی چشم انداز،  از نظر نرخ باروری کل، رژیم اشغالگر قدس با نرخ 2.91 رتبه‌ی هفتم و ایران با نرخ 1.59 رتبه‌ی بیست و پنجم را دارد!!

------------

کاهش جمعیت جوان، به معنای کم شدن تعداد نیروهای توانمند برای دفاع از اقتدار، امنیت و تمامیت ارضی کشور است و این موضوع برای کشوری با ویژگی‌ های نظام جمهوری اسلامی ایران که همواره در معرض تهدیدهای فزاینده نظام سلطه و جهان استکبار است، بسیار خطرساز است.  (ابراهیم شفیعی سروستانی، همایش ملی « تغییرات جمعیتی و نقش آنها در تحولات مختلف جامعه»)

 

نتیجه گیری:

 در پایان باید عرض کنم که هر موقع در خصوص فرزند آوری خواستید فکر کنید این سوال را مطرح کنید که چرا کشورهای غربی برای فرزند آوری مشوق های مختلف می گذارند اما برای کشوری مثل ما برنامه کنترل جمعیت را پیگیری می کنند

مثلا در روسیه که هر دانه شیرینی دانمارکی حدود 20 هزار تومان است و برای استفاده از دستشویی عمومی باید کارت اعتباری مخصوص داشته باشی و ... برای یک فرزند تمام خدمات پزشکی را رایگان می کنند و برای فرزند سوم یا چهارم زمین رایگان می دهند

فرزند آوری دختر و عروس ترامپ (برای ما شعار فرزند کمتر زندگی بهتر و بالاترین افتخار کارمند و شاغل بودن زنان اما برای خودشان بالاترین افتخار مادر پنج فرزند بودن

امیدواریم شیعیان امام حسین علیه السلام در این رویه غلط تجدید نظر کنند و با تقویت بنیه های ایمانی این انحرافی که در جهان تشیع آمده را اصلاح نمایند.

 


[1] -http://wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%85%DB%8C_%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86#foot-main79

[2]۰۵ آذر ۱۳۹۷  کیهان کد خبر:  ۱۴۸۰۲۷

[3] - به نرخ دلار 15 هزار تومان امروز می شود یک تلریارد و پانصد میلیارد تومان

[4] - مقاله « عبرت های پروژه تحدید نسل ایرانیان» که در تاریخ ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ در روزنامه کیهان