بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

بر اساس روایات واصله از اهل بیت پیامبر خدا صل الله علیه و آله بزرگترین نعمتی که به ما عطا شده محبت و پیروی از اهل بیت علیهم السلام است.

روایات متعددی از آثار و برکات محبت و پیروی از اهل بیت علیهم السلام نقل شده است

امام علی (علیه‌السّلام) فرمود: « مَنْ أَحَبَّنَا كَانَ مَعَنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَه‏[1]؛ هرکه ما را دوست بدارد، در روز قیامت با ما خواهد بود و اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، خداوند او را با آن محشور خواهد کرد».

از امام صادق (علیه‌السّلام) روایت مفصلی نقل شده که حضرت رسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به امام علی (علیه‌السّلام) فرمودند: یا علی تو و شیعیان تو از قبرها بیرون خواهید آمد و صورت‌های شما مانند ماه شب چهارده خواهد بود و جمیع شدت‌ها و غم‌ها از شما برطرف خواهد شد

 وَ أَنْتُمُ الْآمِنُونَ يَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ فِي ظِلِّ الْعَرْش‏ و در سایه عرش الهی خواهید بود،

يَفْزَعُ النَّاسُ وَ لَا تَفْزَعُون‏ مردم خواهند ترسید و شما نخواهید ترسید َ وَ يَحْزَنُ النَّاسُ وَ لَا تَحْزَنُون‏ و مردم اندوهناک خواهند بود

 يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَ شِيعَتُكَ تُطْلَبُونَ فِي الْمَوْقِفِ وَ أَنْتُمْ فِي الْجِنَانِ تَتَنَعَّمُون‏ و شما مسرور خواهید بود و برای شما خوان نعمت‌های الهی می‌آورند و مردم مشغول به حساب و کتاب خواهند بود.[2]

--- شرطی که خود اهل بیت علیهم السلام قرار داده اند---

اما یک شرط مهم را خود اهل بیت علیهم السلام در کنار این موضوع قرار داده اند و آن الگو گیری از اهل بیت علیهم السلام در عمل و رفتار است.

حضرت علی(ع) در این باره می فرماید: « ْ مَنْ أَحَبَّنَا فَلْيَعْمَلْ بِعَمَلِنَا وَ يَسْتَعِنْ بِالْوَرَع‏»[3] «کسی که ما را دوست دارد، باید به رفتار ما عمل کند و لباس پرهیزکاری را بپوشد».

امام رضا(ع) نیز فرموده است: لَا تَدَعُوا الْعَمَلَ الصَّالِحَ وَ الِاجْتِهَادَ فِي الْعِبَادَةِ اتِّكَالًا عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ لَا تَدَعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّدٍ ع وَ التَّسْلِيمَ لِأَمْرِهِمُ اتِّكَالًا عَلَى الْعِبَادَةِ فَإِنَّهُ لَا يُقْبَلُ أَحَدُهُمَا دُونَ الْآخَر»[4]

عمل صالح و کوشش در عبادات را به سبب تکیه بر دوستی آل محمد ترک نکنید و محبت آنان و تسلیم بودن به آنان را به علت اعتماد بر عبادت رها نکنید؛ که یکی از آنها بدون دیگری پذیرفته نمی شود.2

---حضرت زهرا سلام الله علیها الگویی برای بشریت-

در میان اهل بیت علیهم السلام ، حضرت زهرا سلام الله علیها به عنوان فرزند معصوم ، همسر معصوم و مادر معصوم از ویژگی برجسته ای برخوردارند و از چنان جایگاهی برخوردارند که می توان آن را به عنوان بهترین الگو برای زندگی خود انتخاب نمود.

البته برخی تصور نکنند چون ایشون خانم هستند دیگر نمی توانند برای مردان الگو باشند. چون حضرت در انسانیت با همه انسانها مشترک است پس می تواند الگوی همگان باشد چه مرد و چه زن.

مقام معظم رهبری در این خصوص فرموده اند:

شخصیت ایشان «در عین جوانى، الگویى است براى همه‌ی مردان و زنان غیور و مومن، مسلمانان و حتى مردم غیرمسلمانى که با مقام آن بزرگوار آشنا باشند؛ و ما باید از زندگى آن بزرگوار درس بگیریم.»[5]

اگر حضرت فاطمه سلام الله علیها تنها الگویی برای زنان بود دیگر چه جای این کلام حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در توقیعی و نامه ای که از سوی امام عصر علیه السلام به واسطه یکی از نواب خاص حضرت در زمان غیبت صغری صادر شد آمده بود فرموده باشند:

عَنِ الشَّیْخِ الْمُوَثَّقِ أَبِی عُمَرَ الْعَامِرِیِّ رَحْمَهُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ وَ فِی ابْنَهِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِی أُسْوَهٌ حَسَنَه(۱)

دختر رسول خدا برای من الگویی نیکوست.

بنابراین دختر رسول خدا برای همگان الگوست.

--- البته ویژگی های رفتاری ایشان با وجود سن کمی که داشتند قابل احصاء نیست اما در این جلسه به یک ویژگی از ویژگی های این بزرگوا ر اشاره می کنیم:

یکی از ویژگی های حضرت زهرا سلام الله علیها که ما باید به عنوان الگو به رفتار ایشان تاسی کنیم مرجعیت فکری و فرهنگی ایشان است.

در اینکه حضرت زهرا(سلام الله علیها) در بین جامعهٔ آن روز مورد مراجعهٔ مردم بود شکى نیست، چنانکه «علامه سید جعفر مرتضى عاملى» می نویسد:

«تأکیدهاى مکرر و مداوم پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در گفتار و رفتار، به علاوه مقام و موقعیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) سبب شد تا ایشان مورد مراجعهٔ مردم باشند و از درجه و موقعیت خاصى برخوردار گردند. چنانکه منزل ایشان پایگاه و پناهگاهى براى کسان زیادى بود که به آنجا رفت و آمد می کردند. علاوه بر زنان همسایه، دیگر بانوان مدینه نیز به آن حضرت مراجعه کرده و به منزلش رفت و آمد داشتند.»[6]

و نیز می نویسد: «مردم جهت کسب معرفت و مطالب علمى از محضر حضرت، به خدمت ایشان مشرف می شدند.»[7]

--- چند نمونه ---

بنده چند مورد را به عنوان نمونه خدمت شما عرض می کنم :

الف) بیان احکام شرعى بانوان:

زنان مدینه خدمت آن حضرت می رسیدند و پرسشهاى شرعى خود را از محضرش می پرسیدند و ایشان نیز با صبر و حوصله به پاسخ آنها می پرداخت، چنانکه حضرت امام حسن عسکرى(علیه السلام) می فرماید:

«زنى به حضور فاطمه(سلام الله علیها) رسید و عرض کرد: من مادرى ناتوان دارم که نسبت به مسائل و احکام نمازش دچار شبهه و اشتباهى شده است، مرا نزد شما فرستاده تا آن را بپرسم. حضرت به پرسش او پاسخ گفت. وى مسئله اى دیگر پرسید و حضرت پاسخ گفت. پرسش سومى مطرح کرد و همین طور تا ده پرسش و حضرت نیز پاسخ گفتند. آن زن از اینکه پرسشهایش زیاد شد، خجالت کشید و عرض کرد: اى دختر پیامبر! شما را زحمت ندهم. حضرت فرمودند: هر وقت خواستى بیا و هر چه می خواهى بپرس... .»[8]

 

ب) حل اختلاف در مسائل دینى

امام حسن عسکرى(علیه السلام) می فرماید: «دو زن که در یکى از مباحث دینى با هم اختلاف داشتند، خدمت حضرت زهرا(سلام الله علیها) آمدند. بحث آن دو به نزاع و دعوا کشید. یکى از آن دو با ایمان بود و دیگرى معاند و مخالف با اسلام. حضرت به زن مسلمان در گفتن دلایل و ادلهٔ خود کمک کرد تا بتواند مطالب حق خود را ثابت کند. او که توانست حرف خود را اثبات کند، از این جهت خیلى خوشحال شد. حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمودند: «اِنَّ فَرَحَ الْمَلائِکَةِ بِاسْتِظْهارِکِ عَلَیْها اَشَدُّ مِنْ فَرَحِکِ وَ اِنَّ حُزْنَ الشَّیْطانِ وَ مَرَدَتِهِ بِحُزْنِها اَشَدُّ مِنْ حُزْنِها[9]؛ خشنودى فرشتگان از پیروزى تو بر او بیش از خشنودى تو می باشد، چنانکه غمگین شدن شیطان و پیروانش بیش از ناراحتى و حزن آن زن می باشد.»

 

ج) بیان معارف الهى

از رسالتهایى که آن حضرت در اجتماع آن روز، خود را عهده دار آن می دانست، بیان معارف الهى بود، هر چند حوادث بعد از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و کوتاهى عمر آن حضرت، جامعه را از کسب فیض بیش‌تر محروم ساخت.

«ابن مسعود» از بزرگان اصحاب پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می گوید: «مردى به نزد حضرت فاطمه(سلام الله علیها) آمد و عرض کرد: آیا رسول خدا(صلی الله علیه و آله) چیزى نزد شما گذاشته است که من نیز از آن بهره مند شوم؟ آن حضرت به خدمتکار منزل فرمود که برود آن دستمال ابریشمى را بیاورد. او هر چه به دنبال آن گشت، آن را پیدا نکرد. حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمودند: حتماً آن را پیدا کن؛ زیرا به اندازه حسن و حسین(علیه السلام) برایم ارزش دارد. خدمتکار پس از جستجو آن را پیدا کرد. در آن صحیفه و نوشته اى بود که بر آن چنین نوشته شده بود:

 

«قال محمد النبى(صلی الله علیه و آله) : لَیْسَ مِنَ الْمُؤْمِنینَ مَنْ لَمْ یَأْمَنْ جارُهُ بَوائِقَهُ. مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللّه وَ الْیَوْمِ الاْخِرِ فَلایُؤْذى جارَهُ. وَ مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللّه وَ الْیَوْمِ الاْخِرِ فَلْیَقُلْ خَیْرا اَوْ یَسْکُتْ. اِنَّ اللّه یُحِبُّ الخَیِّرَ الْحَلیمَ الْمُتَعَفِّفَ وَ یُبْغِضُ الْفاحِشَ الضَّنینَ السَّئّال المُلْحِف. اِنَّ الْحَیاءَ مِنَ الایمانِ وَ الایمانُ فِى الْجَنَّةِ وَ اِنَّ الْفُحْشَ مِنَ الْبَذاءِ وَ الْبَذاءُ فِى النّارِ؛[10] پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: کسى که همسایه اش از شر او در امان نباشد، از مؤمنان نیست. هر کس به خداوند و روز قیامت ایمان دارد، همسایه اش را آزار ندهد. کسى که به خدا و روز قیامت ایمان دارد: یا سخن نیکو بگوید، یا سکوت کند. همانا خداوند انسان نیکوکار بردبار و پاکدامن را دوست دارد و انسان زشت‌کار بخیل و بسیار سؤال کننده و بی‌حیا را مبغوض. همانا حیا از ایمان است و با ایمان نیز در بهشت جاى دارد و فحش [و ناسزاگویى] از بى حیایى است و [آدم] بى حیا در آتش.»

-- - نمونه از فرستادن زنان خود برای پرسیدن سوال ---

در مواردى بعضى از مؤمنان همسران خود را خدمت آن بانوى بزرگ می فرستادند تا پرسشهاى خود را از محضر آن بزرگوار بپرسند، چنانکه مردى همسرش را فرستاد تا به نزد حضرت برود و از ایشان بپرسد که: آیا او از شیعیان و پیروان شما می باشد یا خیر؟ او به حضور حضرت آمد و چنین پاسخ شنید که: به شوهرت بگو: «اِنْ کُنْتَ تَعْمَلُ بِما اَمَرْناکَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناکَ عَنْهُ فَاَنْتَ مِنْ شیعَتِنا وَاِلاّ فَلا؛ اگر به آنچه که به شما امر کرده ایم عمل می کنى و از آنچه که نهى کرده ایم دورى می کنى، از شیعیان ما هستى؛ وگرنه خیر.»

 

مرد بعد از شنیدن پاسخ آن حضرت مضطرب شد و به خود گفت: «واى بر من! چه کسى پیدا می شود که از گناه و خطا به دور باشد؟ پس من همواره در جهنم خواهم بود؛ زیرا هر کس از شیعیان آنان نباشد، در آتش جهنم جاودان است.»

همسرش به حضور حضرت برگشت و سخنان شوهر را بازگو کرد. حضرت فرمودند: «قُولى لَهُ لَیْسَ هکَذا، شیعَتُنا مِنْ خیارِ اَهْلِ الْجَنَّةِ وَ کُلُّ مُحبّینا وَ مُوالى اَوْلیاءِنا وَ مُعادى اَعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا. لَیْسُوا مِنْ شیعَتِنا اِذا خالَفُوا اَوامِرَنا وَ نَواهینا فى سائِرِ الْمُوبِقاتِ وَ هُمْ مَعَ ذلِکَ فِى الْجَنَّةِ وَ لکِنْ بَعْدَما یُطَهَّرُونَ مِنْ ذُنُوبِهمْ بِالْبَلایا وَ الرَّزایا اَوْ فى عَرَصاتِ القیامَةِ بِاَنْواعِ شَدائِدِها اَوْ فِى الطَّبَقِ الاَعْلى مِنْ جَهَنَّم بِعَذابِها اِلى اَن نَسْتَنْقِذَهُمْ بِحُبِّنا وَ نَنْقُلَهُمْ اِلى حَضْرَتِنا؛[11]

به او بگو: این چنین نیست. شیعیان ما از بهترین اهل بهشتند و تمام دوستان ما و دوستداران دوستان ما و دشمنانِ دشمنان ما و هر کس با قلب و زبان تسلیم ما اهل‌بیت باشد

 اگر با اوامر و نواهى ما یا دیگر گناهان مخالفت کنند، از شیعیان [واقعى] ما نخواهند بود؛ ولى در عین حال آنها نیز در بهشت خواهند بود؛ البته پس از آنکه در این دنیا به بلایا و گرفتاریها و یا در عرصه هاى قیامت به انواع شدائد و سختیها و یا در طبقهٔ بالاى جهنم گرفتار عذاب شدند، تا ما به خاطر محبت [دوستى] که با ما داشته اند، نجاتشان دهیم و آنان را به نزد خود منتقل کنیم.»

نتیجه گیری:

آنچه از این ویژگی حضرت به دست می آید این است که هم خود و فرزندانمان باید چنان با معارف الهی آشنا شویم که در هر جمع و گروهی به عنوان مرجع فکری و فرهنگی دیگران باشیم.

 باید فرزندانمان را به گونه ای تربیت کنیم که نه تنها بتوانند خودشان را حفظ کنند بلکه مرجعی برای پاسخگویی به نیازهای دینی جامعه باشند.

اما اینکه چگونه فرزندانمان را اینگونه تربیت کنیم نیاز به مطالعه در خصوص شیوه تربیتی پیامبر اکرم صل الله علیه و آله  و سلم در تربیت آن بزرگوار دارد که خود بحث مستقلی می طلبد که انشاء الله اگر توفیق شد در آینده به آن خواهیم پرداخت.

 

---- روضه ---

ِ يَا فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ يَا سَيِّدَتَنَا وَ مَوْلَاتَنَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا بِكِ إِلَى اللَّهِ وَ تَوَسَّلْنَا بِكِ إِلَى اللَّهِ وَ اسْتَشْفَعْنَا بِكِ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاكِ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَاتِنَا يَا وَجِيهَةً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعِي لَنَا عِنْدَ اللَّه‏

اشک بر زهرا حیاتم می دهد

از غم دوزخ نجاتم می دهد

اشک بر زهرا، دهد بوی بهشت

می کند ترسیم خط سرنوشت

اشک بر زهرا بَرَد دِل را بقیع

می کشاند رشته ام را تا بقیع

بریم در خانه ی امیر المؤمنین علیه السلام

امروز چه گذشت بر حضرت علی علیه السلام

 شما خاندان كَرَم هستید ، با یه اُمیدی اُمدیم اینجا یا زهرا

اجازه بدهید من روضه ی خداحافظی امیرالمؤمنین و حضرت زهرا را به نقل از مرحوم مجلسی در بحارالانوار بخوانم، امیرالمؤمنین نماز ظهر رو در مسجد خواند،قصد منزل كرد.

 إِذَا اسْتَقْبَلَتْهُ الْجَوَارِی بَاكِیَاتٍ‏ حَزِینَاتٍ‏. در بین راه كنیزها رو مشاهده كرد، همه دارند گریه میكنند، اینقدر مضطربند،اینقدر پریشانند،

 امیرالمؤمنین تا زنها رو دید فرمود: مَا الْخَبَرُ چه خبر شده؟ نكنه زهرام رو از دست دادم؟

 وَ مَا لِی أَرَاكُنَّ مُتَغَیَّرَاتِ الْوُجُوهِ وَالصُّوَرِ چرا مضطربید چرا رنگ هاتون پریده؟

عرضه داشتند یا امیرالمؤمنین: أَدْرِكْ ابْنَةَ عَمِّكَ الزَّهْرَاءَ اگه یه بار دیگه میخوای زهرا رو ببینی بشتاب. علی جان زهرا رو دریاب،یه جمله ای هم گفتند: وَ مَا نَظُنُّكَ تُدْرِكُهَا، بعیده به زهرا برسی.

 امیرالمؤمنین وارد منزل شد، فَأَلْقَى الرِّدَاءَ عَنْ عَاتِقِهِ، عبا از دوش برداشت وَ الْعِمَامَةَ عَنْ رَأْسِهِ، عمامه برداشت، وَ إِذَا بِهَا مُلْقَاةٌ عَلَى فِرَاشِهَا . زهرای مرضیه داخل بستر،چشم ها رو بسته،آمد سر بی بی رو به دامن گرفت،شروع كرد بی بی رو صدا زدن، وَ نَادَاهَا یَا زَهْرَاءُ فَلَمْ تُكَلِّمْهُ،صدا زد یا زهرا صدایی نشنید، فَنَادَاهَا یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى فَلَمْ تُكَلِّمْهُ بار سوم،بار چهارم صدا كرد بی بی جواب نداد، یه جمله ای گفت، صدا زد: یَا فَاطِمَةُ كَلِّمِینِی فَأَنَا ابْنُ عَمِّكَ عَلِیُّ، من علی مظلومم، دلش به رحم آمد، فَفَتَحَتْ عَیْنَیْهَا فِی وَجْهِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَیْهِ چشم های مبارك رو باز كرد،شروع كرد علی رو نگاه كردن، خیلی این جمله جانسوزه، وَ بَكَتْ وَ بَكَى هر دو شروع كردن های های گریه كردن،زهرای من بانوی خانه ی من چی شده؟ عرضه داشت: یَا ابْنَ الْعَمِّ إِنِّی أَجِدُ الْمَوْتَ الَّذِی لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا مَحِیصَ عَنْهُ علی جان مرگ رو در مقابل دیدگانم میبینم، پدرم رو در خواب دیدم،رسول خدا فرمود: یَا بُنَیَّةِ هَلُمِّی إِلَیَّ فَإِنِّی إِلَیْكِ مُشْتَاقٌ پدر من فرمود: دخترم بیا من مشتاق دیدن توأم، بعد شروع كرد آرام آرام وصیت كردن: فَغَسِّلْنِی وَ لَا تَكْشِفْ عَنِّی  علی جونم اگه من رو غسل میدی لباس من رو از تن بیرون نیآر،

ای کوثر علی چِقَدَر زود می روی

بال و پر علی چقدر زود می روی

بعد از نبی دلم به تو خوش بود فاطمه

هم سنگر علی چقدر زود می روی

ای تکیه گاه زندگی حیدر غریب

ای لشکر علی چقدر زود می روی

شرمنده ی تو هستم و پهلوی زخمی ات

ای یاور علی چقدر زود می روی

دردت به سینه بود و به حیدر نگفتیش

غم پرور علی چقدر زود می روی

نه سال از علی تو بدی دیده ای مگر
ای همسر علی چقدر زود می روی

بد جور زندگی علی را به هم زدند
ای دلبر علی چقدر زود می روی

خیری که نیست بعد تو در زندگی من
ای کوثر علی چقدر زود می روی

 همه صدا بزنید یا زهرا.....

 

 

 


[1] - الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 210

[2] -                        بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏39، ص: 306

[3] - تحف العقول، النص، ص: 104

[4] - الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام، ص: 339

[5] -مقام معظم رهبری ۱۳۶۸/۹/۲۲

[6] - ماساة الزهراء(س)، ص53 و شرح نهج البلاغه، ج 9، ص193 و 197.

[7] - همان، ص54.

[8] - بحارالانوار، ج2، ص3.

[9] - همان، ص8؛ الاحتجاج، ج1، ص18، ح 15.

[10] - دلائل الامامه، ج 1؛ مستدرک الوسایل، ج 12، ص81؛ سفینة البحار، «انتشارات اُسوه»، ج 2، ص112.

[11] - بحارالانوار، ج68، ص155؛ نهج الحیاة، ص217، ح 121.