شب چهارم محرم شکرگزاری حسینی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین
شکرگزاری حسینی
یکی از ویژگی هایی که هرکسی توفیق و لیاقت داشتن آن ویژگی را ندارد ویژگی شکر و تشکر از نعمت های الهی است
شكر در لغت عرب به معناى اظهار نعمت و نشر و پخش آن، در برابر كفر كه فراموش كردن و پنهان نمودن آنست.
و در اصطلاح شكر عبارت است از شناخت نعمت ، نعمت دهنده ، و شاد بودن به آن، و عمل كردن به مقتضاى آن شادى به وسيله ستودن او و بكار بردن نعمت در طاعت او.( علماخلاقاسلامى ج : 4 ص : 297 )
واژه شکر، ۷۵ مرتبه در قرآن کریم و به شکلهای مختلف آمده است؛ چنانکه خطاب به خاندان داوود(علیه السلام) فرموده است: «اعْمَلُوا آلَ دَاوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ؛[ سبأ: ۱۳.] اى آلداود شکرگزارى کنید، اما عدۀ کمى از بندگان من شکرگزارند». واژه شکور در این آیه، صیغه مبالغه است و فزونى شکرگزارى و تکرار و تداوم آن با قلب، زبان و اعضا را مىرساند. تعبیر «افراد کمى از بندگان من شکرگزارند»، ممکن است براى بیان عظمت مقام گروه شکرگزاران باشد که افراد نمونهاى هستند و یا به این منظور باشد که کوشش کنید تا در زمره آنان در آیید تا بر جمع شاکران افزوده شود.[ ناصر مکارم شیرازی؛ تفسير نمونه؛ ج ۱۸، ص ۴۲.] براى شکرگزاری سه مرحله بیان شده است: شکر قلبی که همان تصور نعمت و رضایت و خشنودى نسبت به آن است؛ شکر زبانی که ثنا گفتن نعمتدهنده است و شکر ارکانی که هماهنگ ساختن اعمال با اعضا و جوارح در برابر آن نعمت است. انبیا و اولیای الهی و بهویژه اباعبداللّه الحسین(علیه السلام)، از جمله شکرگزاران درگاه باری تعالی هستند. که در این سخنرانی قصد داریم به گوشه ای از این ویژگی در سیره و کلام آن حضرت بپردازیم.
شکرگزاری زمینهساز نعمت آینده
از منظر امام حسین(علیه السلام) شکرگزاری از نعمتها زمینهساز نعمت آینده است: «شُكرُكَ لِنِعمَةٍ سَالِفَةٍ يَقتَضِى نِعمَةً آنِفَةً؛[ حسین بن محمد حلوانى؛ نزهة الناظر و تنبیه الخاطر؛ ص۸۰؛ محمود شریفی؛ موسوعة کلمات الامام الحسین۷؛ ص ۷۶۷.] شکر تو بر نعمت گذشته، زمینهساز نعمت آینده است». این سخن برخاسته از کلام وحی است که میفرماید: «لَئِن شَکَرتُم لَأَزِیدَنَّکُم...؛[ ابراهیم: ۷.] اگر سپاسگزارى کنید، قطعاً [نعمتِ] خود را بر شما مىافزایم...».
شکر نعمت، نعمتت افزون کند کفر، نعمت از کَفَت بیرون کند
عرفه، عرفان شکرگزاری حسینی
در منظومه سخنان گوهربار اباعبداللّه الحسین(علیه السلام)، چندین دعا به جای مانده است که معروفترین و بلندآوازهترین آنها، دعای آن حضرت در روز عرفه و در صحرای عرفات است. حضرت در بخشی از این دعا فرموده است: «وَ اِنْ سَئَلْتُکَ اَعْطَیْتَنى وَ اِنْ اَطَعْتُکَ شَکَرْتَنى وَاِنْ شَکَرْتُکَ زِدْتَنى؛[ على بن موسى ابنطاووس؛ الإقبال بالأعمال الحسنة؛ ج ۲، ص ۷۶.]و اگر بخواهم از تو، به من عطا کنی و اگر اطاعتت کنم، شکرگزاری کنى و اگر سپاسگزاریات کنم، بر من بیفزایى».
یکی از صفاتی که حضرت در این دعا برای خداوند ذکر کرده است، صفت شکر است: «وَ اِنْ اَطَعْتُکَ شَکَرْتَنى». امام(علیه السلام) در این بخش از دعای عرفه به شکرگزاری خداوند از بنده اشاره کرده است. در واقع تشکر، امری دوسویه است و خداوند به اندازهای که بندگان در مسیر طاعت او گام بر میدارند، آنها را مشمول مواهب و الطاف خویش میسازد، از آنها تشکر و سپاسگزارى میکند و از فضل خود بیش از آنچه استحقاق دارند، بر آنها میافزاید: «فَأَمَّا الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزیدُهُمْ مِنْ فَضْلِه؛[ نساء: ۱۷۳.] اما کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، پاداششان را به طور کامل مىدهد و از فضل و احساناش بر آنان مىافزاید».
ابنمنظور در معنای شکر میگوید: «شکر، شناخت احسان و نشر آن است که در وصف خدا و بنده هر دو آمده است».[ محمد بن مکرم ابنمنظور؛ لسان العرب؛ ج ۴، ص ۴۲۳.] قرآن نیز در وصف خداوند میفرماید: «إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَکُورٌ؛[ فاطر: ۳۴.] پروردگارمان بسیار آمرزنده و عطاکننده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است». همچنین در وصف بنده خود، حضرت نوح(علیه السلام) میفرماید: «إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُوراً؛[ اسراء: ۳.] مسلماً او بندهاى بسیار سپاسگزار بود». البته شکرگزاری انسان هیچگاه نمیتواند معنای واقعی به خود بگیرد؛ زیرا در برابر نعمتهایی که خداوند به انسان داده است، ستایش و سپاس او را نمیتوان به جای آورد؛ چنانکه امام صادق(علیه السلام) فرموده است:
به موسی(علیه السلام) وحی شد: «ای موسی! شکری که سزاوار من است، به جای آور». موسی(علیه السلام) عرض کرد: «پروردگارا! چگونه شکر کنم تا شایسته مقام احدیت تو باشد؛ در صورتی که همان شکر کردن به تو هم نعمت است و باید شکر آن را هم به جا بیاورم؟». خطاب آمد: «ای موسی! همین حالا که گفتی این شکر هم نعمتی از جانب من است؛ شکر مرا ادا کردی».[ محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ۲، ص ۹۸.]
امام حسین(علیه السلام) با عالیترین مضامین به سپاسگزاری از معبود خود پرداخته و فرموده است: «كُلُّ ذلِكَ إِكْمالًا لَاَنْعُمِكَ عَلَيَّ وَ إِحْساناً الَيَّ؛ همه این لطفها را فرمودى تا نعمت و احسانت را بر من به حد کمال رسانى». سپس در ادامه فرمود:
فَسُبْحانَكَ سُبْحانَكَ مِنْ مُبْدِئ مُعِيدٍ حَمِيدٍ مَجِيدٍ، وَ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُكَ، وَ عَظُمَتْ آلاؤُكَ، فَأَيَّ أَنْعُمِكَ، يا إِلهِي احْصِي عَدَداً أَوْ ذِكْراً، أَمْ أَيَّ عَطاياكَ أَقُومُ بِها شُكْراً، وَ هِيَ يا رَبِّ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ يُحْصِيهَا الْعادُّونَ، أَوْ يَبْلُغَ عِلْماً بِها الْحافِظُونَ؛[ على بن موسى ابنطاووس؛ الإقبال بالأعمال الحسنة؛ ج ۲، ص ۷۶.]پس منزهی تو، منزهی تو که آفرینندهای و باز گردانندهای و ستودهای و بزرگواری، نامهایت مقدس است و نعمتهایت بزرگ. خدایا! کدام یک از نعمتهایت را به شماره آورم و یاد کنم، یا برای کدام یک از عطاهایت به سپاسگزاری برخیزم؛ در حالی که پروردگارا، عطاهایت بیش ازآن است که شمارهگران برشمارند، یا اینکه یاددارندگان در دانش به آنها برسند.
امام حسین(علیه السلام) در بخش دیگری از این دعا، جهت سپاسگزاری از خداوند به نعمتهایی اشاره میکند که خدا از ابتدای خلقت بدون هیچ منتی در اختیار انسان قرار داده و او را بهگونهای خلق کرده است که بتواند از تمام نعمتهای الهی در عالم بهره ببرد:
فَابْتَدَعْتَ خَلْقِي مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى، ثُمَّ أَسْكَنْتَنِي فِي ظُلُماتٍ ثَلاثٍ، بَيْنَ لَحْمٍ وَ جِلْدٍ وَ دَمٍ، لَمْ تُشْهِدْنِي بِخَلْقِي، وَ لَمْ تَجْعَلْ إِلَيَّ شَيْئاً مِنْ أَمْرِي. ثُمَّ أَخْرَجْتَنِي إِلَى الدُّنْيا تامّاً سَوِيّاً، وَ حَفِظْتَنِي فِي الْمَهْدِ طِفْلًا صَبِيّاً، وَ رَزَقْتَنِي مِنَ الْغَذاءِ لَبَناً مَرِيّاً، وَ عَطَفْتَ عَلَيَّ قُلُوبَ الْحَواضِنِ، وَ كَفَّلْتَنِي الأُمَّهاتِ الرَّحائِمَ، وَ كَلَأْتَنِي مِنْ طَوارِقِ الْجانِّ؛[ همان، ج ۲، ص ۷۵.]پس وجودم را پدید آوردى از نطفه ریخته شده و در تاریکیهاى سهگانه[1]میان گوشت و خون و پوست جایم دادى، و مرا در آفرینش وجودم گواه نگرفتى و چیزى از کار خلقتم را به من واگذار ننمودى؛ سپس براى آنچه در علمت از هدایتم گذشته بود، مرا کامل به دنیا آوردى و در کودکى و خردسالى در میان گهواره محافظت نمودى، و از بین غذاها شیر گوارا نصیبم کردى و دل دایهها را بر من مهربان نمودى، و مادران پر مهر را به پرستارىام گماشتى، و از آسیبهاى پریان نگهدارى فرمودى... .
حضرت با بیان این مطالب، درصدد است تا انسانها را به اندیشه در خلقت خود دعوت کند تا با مشاهده آن نعمتها، به خالق خود توجه پیدا کنند و بدانند که چه نعمتهایی در اختیار آنان است و فقط به کمبودها و عیبهایی که محصول خود انسان است، نیندیشند و از زیباییهای عالم لذت ببرند. بنابراین اگر دعاى عرفه با این زاویه دید بررسی شود، سراسر شکر و سپاسگزاری از نعمتهای الهی است. نمونه آن سوره «الرحمن» در قرآن کریم است که با برشمردن نعمتهای الهی، انسانها را به تدبر در آن نعم فرا خوانده و به مبدأ آن نعمت سوق میدهد؛ چنانکه بعد از شمردن هر نعمت اینگونه میفرماید: «فَبِأَیِّ آلَاء رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ؛[ الرحمن: ۱۳.] پس کدام یک از نعمتهاى پروردگارتان را انکار مىکنید». حضرت با این سخن، به دنبال آن است تا شوق بندگی را در بندگان ایجاد کند و حق سپاسگزاری بر هر نعمت را یادآورد شود.
آنچه از نعمتهاى الهى را که میشناسیم، در برابر آنچه که نمىشناسیم؛ قطرهاى در برابر دریاست. نعمتهاى مادى و معنوى پروردگار آنچنان سر تا پاى وجود و محیط زندگى ما را فرا گرفته است که قابل شمارش نیستند: «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَاتُحْصُوهَا؛[ ابراهیم: ۳۴.] و اگر نعمتهاى خدا را شماره کنید، هرگز نمىتوانید آنها را به شماره آورید».
کنکاشی در کتابهاى علوم طبیعى، انسانشناسى، روانشناسى، گیاهشناسى و ...، گویای آن است که دامنه نعمتهای الهی بسیار گسترده است.[ ناصر مکارم شیرازی؛ تفسير نمونه؛ ج۱۰، ص۳۵۹.] به تعبیر سعدی، ادیب بزرگ ایران زمین:
هر نفسی که فرو میرود، ممدّ حیات است و چون بر میآید، مفرّح ذات؛ پس در هر نفسی، دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب
از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به در آید[مصلح بن عبداللّه سعدی شیرازی؛ گلستان؛ ص۴.]
بر اساس تحقیقات دانشمندان در بدن انسان، ۳۷ تریلیون سلول وجود دارد که رقم شگفتانگیزی است.[2] این عدد بهاندازهای بزرگ است که فقط شمارش آن شاید صدها سال به طول انجامد. این، تنها بخشی از نعمتهاى خداوند نسبت به بشر است. خداوند در درون خون انسان دو دسته گلبول آفریده است؛ میلیونها گلبول قرمز که وظیفه آنها رساندن اکسیژن هوا براى سوخت و ساز سلولهاى بدن، و میلیونها گلبول سفید که وظیفه آنها پاسدارى از سلامت ما در مقابل هجوم میکروبها به بدن است. عجیبتر اینکه آنها بدون استراحت و خواب دائماً در حال خدمت به انسان هستند. آیا با این حال هرگز مىتوان نعمتهاى بىپایان خداوند را شمارش کرد و شکر یک از هزار آن را بهجا آورد؟
عاشورا، جلوه سپاسگزاری حسینی
یکی از بالاترین مراتب شکرگزاری آن است که انسان به هنگام گرفتاری ها نه تنها صبور باشد بلکه شکرگزار هم باشد و ما این مرتبه بالا را در سیره امام حسین علیه السلام می بینیم آن هم در موقعیت بسیار خطیر واقعه کربلا
؛ تا آنجا که حضرت، فرزندان و یاران باوفایش در سختترین شرایط، لحظهای زبان به شکایت نگشودند و در همه حال شکرگزار خداوند متعال بودند. در این بخش به برخی از صحنههای شکرگزاری امام(علیه السلام) در حوادث کربلا اشاره میشود.
۱. سپاسگزاری از نعمت نبوت
امام زینالعابدین(علیه السلام) مىفرماید: [شب عاشورا بود] من با آنکه بیمار بودم، نزدیک رفتم تا سخنان پدرم با اصحاب را بشنوم. امام حسین(علیه السلام) یاران خویش را جمع کرد و به ایشان فرمود: «أُثْنِي عَلَى اللَّهِ أَحْسَنَ الثَّنَاءِ وَ أَحْمَدُهُ عَلَى السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَحْمَدُكَ عَلَى أَنْ أَكْرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّةِ؛ بهترین ستایشها را به پیشگاه خداوند عرضه مىدارم و در سختى و راحتى او را مىستایم. پروردگارا! من تو را سپاس مىگویم که ما را با پیامبرى گرامى داشتى»؛ پیامبری که به تعبیر قرآن، الگوی زندگی بشریت است: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَه؛[ احزاب: ۲۱.] یقیناً براى شما در [روش و رفتار] پیامبر خدا الگوى نیکویى است».
۲. سپاسگزاری در آموختن قرآن
حضرت در ادامه سپاسگزاری خود فرمود: «وَ عَلَّمْتَنَا الْقُرْآنَ؛ و [سپاسگزارم که] قرآن به ما آموختى»؛ قرآنی که راه هدایت را به ما میآموزد و ما را به صراط مستقیم هدایت میکند: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي هِيَ أَقْوَمُ وَ يُبَشِّرُ الْمُؤْمِنينَ الَّذينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبيراً؛[ اسراء: ۹.] بىتردید این قرآن به استوارترین آیین هدایت مىکند، و به مؤمنانى که کارهاى شایسته انجام مىدهند، مژده مىدهد که براى آنان پاداشى بزرگ است».
۳. سپاسگزاری در دینشناسی
امام حسین(علیه السلام) در ادامه سپاسگزاری از درگاه خداوند میفرماید: «وَ فَقَّهْتَنَا فِي الدِّينِ وَ جَعَلْتَ لَنَا أَسْمَاعاً وَ أَبْصَاراً وَ أَفْئِدَةً فَاجْعَلْنَا مِنَ الشَّاكِرِينَ؛[ محمد بن احمد فتال نیشابورى؛ روضة الواعظين و بصيرة المتعظين؛ ج ۱، ص ۱۸۳.] و ما را در دین فقیه قرار دادى و براى ما چشم و گوش (بینش و شنوایى) و دل قرار دادى. پس ما را در زمره سپاسگزاران قرار بده». از آنجایی که دین، نسخه تکامل انسان است و میتواند در صورت حضور هم فرد و هم جامعه را به رشد و تعالی برساند و هم دنیا و آخرت او را اصلاح کند، امام۷ به این مهم اشاره کرده و در مقام سپاسگزاری از درگاه خداوند بر آمده و به انسانها آموخته است که ارزش دین تا به کجاست.
۴. سپاسگزاری در لحظه جان دادن
اباعبداللّه الحسین(علیه السلام) از سپاسگزاری در درگاه خداوند، لحظهای غافل نشد و در آخرین لحظات عمر گرانبهایش با خداى خود اینگونه مناجات کرد:
اللَّهُمَّ! مُتَعالِىَ الْمَکانِ، عَظیمَ الْجَبَرُوتِ...، قَریبٌ إِذا دُعیتَ، مُحیطٌ بِما خَلَقْتَ، قابِلُ التَّوْبَةِ لِمَنْ تابَ إِلَیْکَ، قادِرٌ عَلى ما أَرَدْتَ، وَ مُدْرِکٌ ما طَلَبْتَ، وَ شَکُورٌ إِذا شُکِرْتَ... فَاجْعَلْ لَنا مِنْ أَمْرِنا فَرَجاً وَ مَخْرَجاً بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ الرَّاحِمینَ؛[ محمد باقر، مجلسی؛ بحار الأنوار؛ ج۹۸، ص ۳۴۸.] خدایا! اى بلند جایگاه! بزرگ جبروت!... هر گاه تو را بخوانند، نزدیکى؛ بر آفریدهها احاطه دارى؛ توبهپذیر توبهکنندگانى؛ بر هر چه اراده کنى، توانایى؛ و به هر چه بخوانى، مىرسى؛ چون سپاست گویند، سپاسگزارى ...پس در کار ما گشایش و برونرفتى قرار ده به مهربانیت، اى مهربانترین مهربانان.
آنگاه افزود: «صَبْراً عَلى قَضائِکَ یا رَبِّ لا إِلهَ سِواکَ، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ... احْکُمْ بَیْنی وَ بَیْنَهُمْ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْحاکِمینَ؛ پروردگارا! بر قضا و قدرت شکیبایى مىورزم، معبودى جز تو نیست، اى فریادرس دادخواهان!...میان ما و اینان داورى کن که تو بهترین داورانى» و در حالی این جهان فانی را وداع کرد که زبان شکور داشت و خداوند را بر نعمات مادی و معنوی سپاسگوی بود.
چگونه از شکرگزاران باشیم
اما سوالی که ممکن است به ذهن خطور کند آن است که ما چگونه می توانیم در مسیر سرور و سالار شهیدان قرار بگیریم و در پیروی از ایشان شکرگزار نعمت های الهی باشیم.
پیش از هر چیز باید بدانیم اداء شكر الهي - كما هو حقه – كار هر كسي نيست اینکه مانند امام حسین علیه السلام در خوشی و سختی به جا آوردن آنهم برای نعمت های بی پایان الهی علاوه بر بلاهایی خداوند متعال از انسان دور می کند که خود نعمت بزرگی است و به تعبیر امام حسین علیه السلام این بلاها که از انسان دفع می شود بیشتر از نعمت هایی از که خداوند به انسان عنایت می کند ؟
حال در چنین شرایطی واقعا چه كسي توانايي آن را دارد كه شكر نعمت حق را - كما هو حقه - به جا آورد؟
از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود: خداوند به موسى وحى كرد اى موسى حق شكر مرا اداء كنيد، گفت: بار خدايا چگونه حق شكر شما را اداء كنم، در صورتى كه خود شكر هم از نعمتهاى شما مىباشد، فرمود اى موسى حالا كه دانستى آن هم از من است پس بنا بر اين شكرگزارى كردى. (ايمان و كفر-ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج2، ص: 104 )
با این حال در روایات و توصیه های علمای ااخلاق ما برای شکر نعمت های الهی موارد متعددی را توصیه نموده اند.
اول: درک نعمت ها، اولین شرط شکرگزاری
شکر نعمت دو شرط دارد: اولا باید انسان بفهمد که یک نعمتی در اختیارش قرار گرفته است؛ یعنی اگر کسی نتواند بفهمد و درک کند، شعور کافی برای درک نعمتی که در اختیارش قرار گرفته باشد را ندارد، انتظار شکر هم از او نداشته باشید.
ما بسیاری از نعمت ها داریم که نمی شناسیم و نمی دانیم نعمت است! گفت: “چو ماهیان که در آبند، پرس پرسان ز هم که آب کجاست” مثل ماهی که در آب هستند، از همدیگر می پرسیم آب کجاست! وگرنه، غرق در نعمت های الهی هستیم. به تعبیر سعدی (ره) در هر نفسی دو نعمت است … .
* امنیت و سلامتی دو نعمتی که درک نمی شوند
روایتی است از نبی مکرم اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) که خیلی زیباست. زیباتر از آن این است که آدم در جمعی بگوید، قال امیرالمونین (علیه السلام) قال رسول الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم). امیرالمومنین (علیه السلام) شاگرد شایسته ی پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) روایت نقل می کند: (نعمتان مکفورتان) دو نعمت هستند که انسان ها کفرانشون می کنند، قدرشان را نمیدانند. (الامن و العافیه) ۳ یکی امنیت است و دیگری سلامتی.
فکرش را بکنید اگر ما در سوریه بودیم و جزو مردم جنگ زده سوری که ناموسشان در تسلط داعش بود و یا در عراق و یا حتی افغانستان که حدود 40 سال است در جنگ و نا امنی به سر می برند اما ما به برکت اسلام و فداکاری شهدای انقلاب اسلامی در امنیت کامل به سر می بریم
کنارش هم سلامتی. (خدا به همه سلامتی عنایت کند، خداوند به همه بستگان و هم وطنان ما سلامتی عنایت کند) سلامتی از آن نعمت هایی است که کافی است آدم یک کسالت کوچک برایش پیش بیاید، یک سر درد یک دندان درد، آن وقت است که تازه می فهمد چه بلای سرش آمده است، آن وقت است که قدر سلامتی را می داند. الان که به هزار و یک سبب، مریضی ها متاسفانه فراوان شده است. نعمت سلامتی از آن نعمت هایی است که شناخته نمی شود. پس شرط اول شکرگزاری این است که طرف فهم و شعور درک نعمت را داشته باشد و بداند این نعمت است هان!
اجازه بدهید یک چیزی را نقل کنم خدمت شما. گفت یک نفر از بیابانی از کنار چشمه ای رد می شد. دید یک نفر آنجا دستانش را زده است کنار چشمه، چانه خود را در آب برده است و (جسارت است) مانند حیوانات آب می خورد! آمد بر شانه ی او زد و گفت من شنیده ام کسی این طوری آب بخورد، عقلش کم می شود. گفت عقل چیه؟ گفت هیچی، بخور!
گاهی اوقات انسان، نمی داند که این نعمت است که در اختیارش قرار گرفته، غرق نعمت است! خانواده های ما نعمتند، اطرافیان ما نعمتند، این مجالس نعمتند. باور بفرمایید لااقل ما در روایات شنیده ایم رفتگان ما افسوس بسیار می خورند برای لحظه ای از این مجالس، به خاطر اینکه ذکر الله است، به خاطر اینکه می تواند برای انسان ها یادآوری دینداریشان باشد.
نباید فراموش کنیم که بسیاری از نعمت های الهی که ما امروز داریم غیر اختیاری و به لطف الهی است . اینکه ما در کشور ایران شیعی به دنیا آمدیم و والدین ما شیعه بودند و چه بسا اگر در کشورهای دیگر بودیم تا آخر عمر توفیق حضور در جلسات امام حسین علیه السلام را پیدا نمی کردیم. اینکه خداوند متعال سلامتی کامل به ما عنایت کرده در حالیکه بسیاری معلول به دنیا می آیند و ...
دوم: شناخت نعمت دهنده
انسان بفهمد كه اين نعمت از جانب خدا به او داده شده است . از امام صادق(ع) روايت شده كه : خداوند در پاسخ
امام صادق (ع) مىفرمايد: «وَادْنىَ الشُّكْرِ رُؤْيَةُ النِّعْمَةِ مِنَ اللهِ(سفينة البحار 710/ 1 ماده» شكر) كمترين مراتب سپاسگزارى اين است كه انسان بداند نعمتى كه در اختيار دارد از جانب خداوند است». و اين همان سپاسگزارى قلبى است كه نخستين درجه «شكر» شمرده مىشود.
روايت است كه: « موسى (ع) عرضه داشت: پروردگارا! آدم (ع) چگونه توانسته است حق نعمت تو را سپاسگزارى كند كه خود به دست خويش او را آفريدى و فرشتگان خود را به سجده كردن بر او واداشتى و در بهشت خويش او را مسكن دادى؟ خداوند به موسى (ع) وحى فرمود كه آدم (ع) مىدانست اين همه از من و به اراده من است و همين شكر او بود.». (جامع الأخبار ص 127 )
حضرت موسي(ع) كه سؤال مي كند خدايا چگونه حق شكر تو را به جا آورم مي گويد: يا موسي شكرتني حق شكري حين علمت ان ذلك مني ; اي موسي تو آنگاه كه دانستي نعمتي كه در دست توست از من به تو اعطا شده حق شكر مرا به جا آوردي )), (بحارالانوار, ج 13, ص 351). و نيز امام صادق(ع) مي فرمايد: ((من انعم الله عليه بنعمه فعرفها بقلبه فقد ادي شكرها; هر كس كه خداوند به او نعمتي عطا كرد و او با قلب خود فهميد كه از جانب خداست شكر آن نعمت را بجا آورده است )), (اصول كافي , ج 2, ص 96)
سوم: شکر زبانی
بازگو کردن نعمات خداوند یکی از روش های تشکر از خداوند متعال است همانگونه که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
«وَ أمَّا بِنِعمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّث» (سوره ضحی، آیه 11) (از نعمت پروردگار خویش [با مردم] سخن بگو.)
همچنین «شكر زباني» و تقدير به وسيله زبان با ذكر «شكرا لله» تحقق پيدا ميكند و انسان با سپاسگزارى زباني نسبت به خداوند متعال در واقع لياقت و شايستگى خود را نسبت به نعمتي كه نسيبش شده اثبات مىكند .
شکر رفتاری
سجده شکر
حضرت امام محمد باقر عليه السلام مي فرمود: پدرم امام زين العابدين (عليه السلام ) هيچ نعمتي از خدا ياد نكرد مگر آنكه بشكر آن سجده كرد و هيچ آيه نخواند كه در آن سجده باشد مگر آنكه سجده مي كرد و دفع نكرد خدا از او بدي را كه از او مي ترسيد مگر آنكه سجده كرد و از هر نماز واجب كه فارغ ميشد بعد از آن سجده مي كرد و هر وقت كه توفيق مي يافت كه ميان دو كس اصلاح كند براي شكر آن سجده مي كرد و در جميع مواضع سجود آنحضرت اثر سجود بود به اين سبب آنحضرت را سجاد مي ناميدند.( مفاتيح الجنان – حاشيه (باقيات الصالحات )-در سجده شكر- ص 171)
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سوار بر شتر بود. از شتر پیاده شد و پنج بار سجده کرد، سپس سوار شده و به راه خود ادامه داد.
حاضران پرسیدند: ای رسول خدا! این کار بیسابقه بود، چرا پنج سجده انجام دادی؟
پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: «جبرئیل با من ملاقات کرد و پنج مژده به من داد، من پیاده شدم و برای هر یک از آن مژدهها یک سجدۀ شکر به جا آوردم.[ محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی، ج ۲، ص ۹۸.]
هشام بن اَحمر میگوید: همراه امام کاظم(علیه السلام) در اطراف مدینه، سوار بر مرکب بودیم. ناگاه امام کاظم(علیه السلام) به سجده افتاد و مدتی طول داد و سپس سربلند کرد و سوار بر مرکب خود شد.
عرض کردم: قربانت گردم! چرا سجدۀ طولانی انجام دادی؟ فرمود: «إِنَّنِي ذَكَرْتُ نِعْمَةً أَنْعَمَ اللَّهُ بِهَا عَلَيَ فَأَحْبَبْتُ أَنْ أَشْكُرَ رَبِّي؛[ محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی، ج ۲، ص ۹۸.] من هنگام حرکت به یاد نعمتی افتادم که خداوند به من عطا فرموده است، دوست داشتم پروردگارم را به سبب آن نعمت شکر کنم.»
در روایات ما نیز برای سجده شکر پس از هر نماز توصيه فراواني شده است .
در روايتي چنين آمده كه : هرگاه بنده نماز كند و بعد از آن سجده شكر كند پروردگار عالميان حجاب را از ميان بنده و ملائكه بگشايد پس گويد اي ملائكه من نظر كنيد بسوي بنده من كه ادا كرد فرض مرا و تمام كرد عهد مرا پس سجده كرد نزد من براي شكر آنچه من بر او انعام كرده ام ؛ اي ملائكه من او را چه بايد داد ؟ گويند : پروردگارا رحمت تو . پس فرمايد كه ديگر چه بايد داد ؟ گويند : پروردگارا بهشت تو . باز فرمايد كه : ديگر چه بايد داد ؟ گويند : كفايت مهمات او و برآوردن حاجات او . پس حقتعالي مكرر سؤال نمايد و ملائكه جواب گويند : پروردگارا ديگر چيزي نمي دانيم . آنگاه خداوند كريم فرمايد : كه من او را شكر كنم چنانچه او مرا شكر كرد و اقبال كنم بسوي او بفضل خود و رحمت عظيم خود را در قيامت به او بنمايم. (مفاتيح الجنان – حاشيه (باقيات الصالحات)-در سجده شكر- حديث صحيح ديگر-173)
عبادت و بندگی
و در روایت ديگري از امام سجاد علیه السلام نقل شده که فرموده اند : آنقدر پيامبر در نماز ايستاد تا قدمهايش ورم كرد چنان در روزه دارى تشنه ميشد آب دهانش خشك مي گرديد، گفتند يا رسول الله مگر خداوند وعده مغفرت بتو نداده؟ ميفرمود آیا بنده شكرگزار خدا نباشم؟
شایستگی انسان برای تنعّم با بهره مندی صحیح از نعمات
مرحله ديگر شكر گزارى آن است كه انسان نعمت را در جاى خود مصرف كند
تشكر از خداوند اين است كه در مرحله عمل از خدا تشكر كند به اين گونه كه از محارم و گناهان اجتناب كند و اوامر و دستورات الهي را به جاي آورد و نعمتي را كه خداوند به او عطا كرده (همچون نعمت امنيت و فراغ بال و توان و استعداد و...) در راه طاعت از اوامر و نواهي خداوند بكار گيرد. در مقابل به كار گرفتن نعمت در معصيت خدا, كفران آن است . امام علي(ع) مي فرمايد: ((شكر المؤمن يظهر في عمله و شكر المنافق لايتجاوز لسانه ; تشكر و قدرداني مؤمن , در عمل او آشكار مي شود اما قدرداني منافق از زبانش تجاوز نمي كند و به مرحله عمل نمي رسد)), (ميزان الحكمه , ج 5, ص 146 به نقل از غرر الحكم ).
دانشمندان گفتهاند: «الشُّكر صرف العبد ما انعمه الله عليه فيما خلق له» (يعنى يكى از درجات سپاسگزارى اين است كه هر نعمتى را در جايى بكار ببريد كه براى خاطر آن آفريده شده است.(آية الله جعفر سبحانى، مربى نمونه / به نقل از سايت تبيان) و اين امر با بهرهگيري هر كدام از اعضاء بدن و توانمندي خود در جهت رضايت خداوند و انجام دستورات او تحقق پيدا ميكند. از آن جمله «شكر دست و پا» تلاش براي خدمت رساني به مردم و كوشش براي رشد و پيشرفت خويشتن است و «شكر چشم» نگاه مهربانانه به پدر و مادر و استاد و... و بهرهگيري از چشم براي مطالعات مفيد و تلاوت قرآن و... است و همينطور شكر ديگر اعضاء و توانمنديهاي انسان.
[1] - تعبیر به «ظُلُماتٍ ثَلاثٍ؛ ظلمتهاى سهگانه» اشاره به ظلمت شکم مادر، ظلمت رحم و مشیمه (کیسه مخصوصى که جنین در آن قرار دارد) است که در حقیقت سه پرده ضخیم است که بر روى جنین کشیده شده است. همین معنا را امام باقر۷ خطاب به مفضل بیان کرده است: «اى مفضل! سخن خود را با بیان آفرینش انسان آغاز میکنیم... تدبیر چنان شد که جنین، در رحم در پس سه ظلمت، پوشیده ماند: شکم، رحم و بچهدان». ناصر مکارم شیرازی؛ تفسير نمونه؛ ج ۱۹، ص ۳۸۴؛ مفضل بن عمر؛ توحید المفضل؛ تحقیق: مظفر کاظم، ص ۴۹.
[2] - خبرگزاری ایسنا؛ «بدن انسان چه تعداد سلول دارد؟»؛ ۲۵/۰۸/۱۳۹۴، کد خبر: ۹۴۰۸۲۵۱۴۹۰۸.
https://www.isna.ir/news/94082514908