بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

 

نکته اول: قرار شد احکام بیماران گفته می شود.

نکته دوم: مراد ما از همه مراجع :نظر حضرت امام خمینى، آیت الله بهجت، میرزا جواد تبریزى ،‌خامنه‌ای، سیستانى، صافى گلپایگانى،فاضل لنکرانى، مکارم شیرازى، نورى همدانى، وحید خراسانى

نکته سوم: هر کسی مراقب نظر مرجع خود باشد

------

حکم خون مردگی زیر پوست یا ناخن چیست؟ تکلیف وضو و غسل چه می شود؟

آیات عظام امام، خامنه ای و فاضل: اگر در اثر (استحاله و مانند آن) به آن خون گفته نشود، پاک است و اگر به آن خون گفته شود، تا هنگامی که زیر پوست و ناخن است، برای وضو و غسل و نماز اشکال ندارد؛ ولی چنانچه ناخن یا پوست سوراخ شود، اگر بیرون آوردن خون و تطهیر محل برای وضو و غسل زحمت دارد، باید وضو یا غسل جبیره ای انجام دهد.[26]

آیت‌الله بهجت: اگر در اثر (استحاله و مانند آن) به آن خون گفته نشود، پاک است و اگر به آن خون گفته شود، نجس است ولی تا هنگامی که پوست و ناخن است سوراخ نشده و آب به آن نمی رسد، برای وضو و غسل و نماز اشکال ندارد؛ ولی چنانچه ناخن یا پوست سوراخ شود، اگر بیرون آوردن خون و تطهیر محل برای وضو و غسل زحمت دارد، باید وضو یا غسل جبیره ای انجام دهد.[27]

آیت‌الله سیستانی: اگر در اثر (استحاله و مانند آن) به آن خون گفته نشود، پاک است و اگر به آن خون گفته شود، تا هنگامی که زیر پوست و ناخن است، برای وضو و غسل و نماز اشکال ندارد؛ ولی چنانچه ناخن یا پوست سوراخ شود به گونه ای که جزء ظاهر بدن محسوب می شود، اگر بیرون آوردن خون و تطهیر محل برای وضو و غسل، زحمت بسیار دارد، باید تیمم کند.[28]

آیات عظام صافی و مکارم: اگر در اثر (استحاله و مانند آن) به آن خون گفته نشود، پاک است و اگر به آن خون گفته شود، تا هنگامی که زیر پوست و ناخن است، برای وضو و غسل و نماز اشکال ندارد؛ ولی چنانچه ناخن یا پوست سوراخ شود، اگر بیرون آوردن خون و تطهیر محل برای وضو و غسل زحمت بسیار دارد، باید وضو یا غسل جبیره ای انجام دهد و بنابر احتیاط تیمم هم به جای آورد.[29]

آیت‌الله وحید: اگر در اثر (استحاله و مانند آن) به آن خون گفته نشود، پاک است و اگر به آن خون گفته شود، نجس است ولی تا هنگامی‌که پوست و ناخن است و سوراخ نشده و آب به آن نمی رسد، برای وضو و غسل و نماز اشکال ندارد؛ ولی چنانچه ناخن یا پوست سوراخ شود، اگر بیرون آوردن خون و تطهیر محل برای وضو و غسل، زحمت بسیار دارد، باید تیمم کند.[30]

آیت‌الله نوری: اگر در اثر (استحاله و مانند آن) به آن خون گفته نشود، پاک است و اگر به آن خون گفته شود، تا هنگامی که زیر پوست و ناخن است، برای وضو و غسل و نماز اشکال ندارد؛ ولی چنانچه ناخن یا پوست سوراخ شود، اگر بیرون آوردن خون و تطهیر محل برای وضو و غسل زحمت دارد،باید وضو یا غسل جبیره ای انجام دهد و تیمم هم به جای آورند.[31]

تبصره 1. کیفیت وضو و غسل جبیره ای به این ترتیب است که باید اطراف پوست و یا ناخن سوراخ شده را به طوری که نجاست زیاد نشود، بشوید و چیزی شبیه پارچه، بر آن بگذارد و روی پارچه دست تر بکشد.

تبصره 2. اگر شک شود که خون، زیر پوست یا ناخن مرده یا اینکه گوشت به این حالت در آمده، پاک است.

وضو و سینوزیت

شخصى که سینوزیت دارد و استعمال آب سرد برایش ضرر دارد، آیا باید تیمم کند یا وضو بگیرد؟

همه مراجع: اگر وضو با آب گرم ضررى ندارد و تهیّه آن ممکن است باید وضو بگیرد، و در غیر این صورت تیمّم کند.[35]

----متن سخنرانی----

پیامبر اسلام انقلابی را بنیان نهادند و راه اداره آن را نیز آموزش دادند و حتی جانشین بعد از خود را تعیین کردند اما چه شد که بعد از پنجاه سال فرزند پیامبر خدا را به شهادت رساندند

سه ویژگی اصلی در میان مردم کوفه و شام وجود داشت که باعث شد مردم در مقابل امام حسین علیه السلام بایستند

1-  جهل

2-  غفلت

3-  عناد

جهل برای زمانی است که واقعا فرد فرق میان حق و باطل را نمی داند

غفلت برای زمانی است که فرد موضوعی را می داند اما از کنار آن سرسری می گذرد

عناد زمانی است که فرد علم دارد و به موضوع هم توجه دارد اما از روی لج بازی و کینه و دشمنی که دارد در مقابل حق می ایستد

* یکی از عواملی که باعث انحطاط جامعه شد به گونه ای که حادثه کربلا را رقم زدند. عناد و کینه ای بود که مردم از اهل بیت علیهم السلام داشتند.

سرمنشأ این کینه و عناد هم به دستگاه بین امیه بازگشت می کرد.

عناد و کینه ای که هم پیامبر خدا صل الله علیه و آله نسبت به آن هشدار داده بود و هم در کلمات و اشعار و گفته های خودشان هم پنهان نمی کردند.

*هشدار و نگرانی از کینه امویان نسبت به بنی هاشم

عالم بزرگ اهل سنّت «طبرانى» در «معجم الکبیر» نقل مى کند که: روزى رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) به على(علیه السلام) نظر افکند و اشک ریخت. وقتى از او پرسیده شد چرا گریه مى کنى؟ آن حضرت خطاب به على(علیه السلام) فرمود:

«ضَغایِنُ فِی صُدُورِ قَوْم لاَ یُبْدُونَها لَکَ حَتّى یَفْقِدُونِی»؛ (گریه من براى کینه هایى است که در درون گروهى (نسبت به تو) وجود دارد، که آن را پس از من آشکار خواهند ساخت).(1)

 (1) . معجم الکبیر، طبرانى، ج 11، ص 61

---- معاویه نسبت به شخص پیامبر کینه داشت --

جريان مغيره و معاويه

« مُطَرِّفُ فرزند مغيرة بن شعبه ثقفي گفت من با پدرم در شام بر معاويه وارد شديم و پدرم نزد او مي رفت و با وي سخن مي گفت و سپس به نزد ما مي آمد و از معاويه و عقل و تدبيرش ياد مي كرد و از آنچه كه از او ديده بود بسيار تعجب مي نمود (و با نظر عظمت و احترام به آن مي نگريست) اما يكشب به خانه بازگشت ولي از خوردن غذا خودداري كرد و من او را غمناك ديدم، ساعتي در انتظار نشستم و با خود فكر كردم كه تأثر پدرم شايد به علت كاري باشد كه ما انجام داديم و يا حادثه اي در بين ما واقع گرديد در اين هنگام به پدرم گفتم چرا شما را امشب غمگين مي بينم؟! گفت فرزندم من از نزد ناپاك ترين مردم (معاويه) مي آيم گفتم به چه علت او را اينگونه ياد مي كني؟ در پاسخم گفت امشب تنها با معاويه نشسته بودم به او گفتم اي اميرالمؤمنين! تو به كمال قدرت رسيدي اكنون چه مي شود اگر عدل را پيشه سازي و نيكي هاي خود را به مسلمانان توسعه دهي؟. شما اكنون پير شديد و چه مي شود اگر به برادرانت از بني هاشم نگاه مهري افكني و بدين وسيله صله ي رحم نمائي؟ و بخدا قسم اكنون ديگر نزد بني هاشم نيرو و قدرتي نيست تا تو از آن هراسان باشي. معاويه در پاسخ گفت هيهات هيهات! برادر تميم [1] (ابوبكر) به حكومت رسيد و عدل را پيشه ساخت و انجام داد آنچه كه انجام

 

 

داد اما بخدا قسم يك روز از مرگ او بيشتر نگذشت كه نام او هم از ميان رفت تنها همين مقدار از او نامي مانده كه كسي بگويد ابوبكر، پس از وي برادر عدي [2] (عمر) زمام حكومت را در دست گرفت و كوشش كرد و ده سال شدت عمل نشان داد، ولي بخدا قسم فرداي آن روزي كه مرگ دامنش را گرفت نام او هم مرد و ياد او فراموش گرديد تنها همين قدر از او باقي است كه بگويند. سپس برادر ما (از قبيله ي بني اميه) عثمان زمامدار گرديد، مردي كه كسي از نظر خانوادگي و نسب مانند او نبود (!!!) پس انجام داد آنچه كه بايد انجام دهد و به نسبت به او هم انجام شد (او را كشتند، ولي بخدا سوگند فرداي آن روز كه او بهلاكت رسيد ياد او هم در بين مردم مرد و فراموش گرديد.

 

اما برادر هاشم (حضرت محمد ص) هر روز پنج بار بنام او فرياد مي زنند: أشهد أن محمداً رسول اللَّه. (اي مغيرة) بی مادر. لَا أُمَّ لَكَ لَا وَ اللَّهِ إِلَّا دَفْناً دَفْنا

 با زنده بودن نام اين مرد (حضرت محمد ص) كدام عمل باقي مي ماند؟! بخدا قسم (چاره نيست) مگر اينكه (نام پيامبر اسلام) دفن شود. دفن» [3] .

[1] الحديد، 5، ص 129 ـ بحار الانوار، ج33، ص 169.

---------

یزیدبن معاویه که در فساد و بى دینى شهره آفاق بود و جنایت عظیم کربلا به دستور او صورت گرفت و ننگ کشتن فرزند رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) و پاره تن فاطمه زهرا(علیها السلام) را براى خود خرید و صفحه جنایت بار حکومت اموى را با این ماجرا سیاهتر و تاریک تر ساخت، بارها از انتقام از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) و کشته هاى بدرسخن به میان آورده است، که چند نمونه از آن را ذیلا ملاحظه مى کنید:

1 ـ مورد نخست، مربوط به آنجایى است که یزیددر قصر خود در محلّى مُشرف بر «جیرون»(1) نشسته بود و از آنجا ورود سرهاى مقدّس و کاروان اسیران اهل بیت(علیهم السلام)را مشاهده مى کرد. در همان حال شنیدند که این اشعار را زمزمه مى کند:

«لَمّا بَدَتْ تِلْکَ الْحُمُولُ وَ اَشْرَقَتْ *** تِلْکَ الشُّمُوسُ عَلى رُبى جِیروُنِ

نَعِبَ الْغُرابُ فَقُلْتُ صِحْ اَوْ لاَ تَصِحْ *** فَلَقَدْ قَضَیْتُ مِنَ الْغَرِیمِ دُیُونِی»

(هنگامى که آن قافله پدیدار شد، و آن خورشیدها (سرهاى شهدا) بر بلندیهاى جیرون تابید، در آن زمان کلاغى فریاد کشید. من گفتم: فریاد بزنى یا نزنى، من که طلب خود را از بدهکارانم گرفتم!).(2)

در این اشعار به صورت کنایه روشن تر از تصریح از انتقام خونهاى اجداد و اقوام خود در جنگ هاى اسلامى سخن مى گوید ; مقصودش این است که طلبِ خود یعنى خون هاى جاهلیّت را از رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) گرفتم!

2 ـ مورد دیگر آنجاست که سرهاى مقدّس شهیدان کربلا را وارد مجلس یزیدساختند، یزیددر حالى که با چوب دستى خود بر لب و دندان امام حسین(علیه السلام) مى زد، این اشعار را مى خواند:

«لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْکِ فَلاَ *** خَبَرٌ جاءَ وَ لاَ وَحْىٌ نَزَلْ

لَیْتَ اَشْیاخِی بِبَدْر شَهِدُوا *** جَزَعَ الْخَزْرَجُ مِنْ وَقْعِ الاَسَلْ

لاََهَلُّوا وَاسْتَهَلُّوا فَرَحاً *** وَ لَقالُوا یا یَزِیدُ لاَ تَشَلْ

فَجَزَیْناهُ بِبَدْر مَثَلا *** وَ اَقَمْنا مِثْلَ بَدْر فَاعْتَدَلْ

لَسْتُ مِنْ خِنْدِف اِنْ لَمْ اَنْتَقِمْ *** مِنْ بَنِی اَحْمَدَ ما کانَ فَعَلْ»(3)

(فرزندان هاشم (رسول خدا) با سلطنت بازى کردند، و در واقع نه خبرى (از سوى خدا) آمده بود و نه وحیى نازل شده!

کاش بزرگان من که در جنگ بدرکشته شده بودند، امروز مى دیدند که قبیله خزرج چگونه از ضربات نیزه به زارى آمده است!

در آن حال، از شادى فریاد مى زدند و مى گفتند: اى یزیددستت درد نکند!

امروز کیفر ماجراى بدررا به آنان دادیم و همانند بدربا آنان معامله کردیم و در نتیجه برابر شدیم!

من از فرزندانِ «خِنْدِفْ»(4) نیستم اگر از فرزندان احمد(رسول اکرم) انتقام نگیرم).(5)

همچنین نقل شده است که یزیددر همان جلسه در حالى که بر لب و دندان ابى عبداللّه الحسین(علیه السلام) مى نواخت، مى گفت: «یَوْمٌ بِیَوْمِ بَدْر»; (امروز روزى است در برابر روز بدر).(6)

از این عبارات به خوبى کفر و کینه یزید نسبت به پیامبر و اهل بیتش مشخص است.

ماجراى انتقام از رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) و امیرمومنان(علیه السلام) به عنوان اهداف نبرد خونین عاشوراعلاوه بر آن که توسّط یزیدبیان شد، از سوى افراد دیگر از بنى امیّه نیز بر زبان جارى شد.

1 ـ وقتى که امام حسین(علیه السلام)، روز عاشورادر برابر سپاه یزیدقرار گرفت و فرمود: براى چه مرا مى کشید؟ آیا حقّى را ترک کرده ام؟ یا سنّتى را تغییر داده ام؟ جمعى پاسخ دادند: جنگ ما با تو به علّت بغض و کینه اى است که از پدرت على داریم; چرا که او در جنگ بدرو حنین اجداد ما را کشته است.(7)

2 ـ همچنین پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) سعید بن عاص اموى که آن روز حاکم مدینه بود، بر منبر رفت و با اشاره به قبر پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) گفت: «یَوْمٌ بِیَوْمِ بَدْر»; (امروز در برابر روز بدر!). انصاراز این سخن ناراحت شدند و به وى اعتراض کردند.(8)

در یک جمع بندى به روشنى مى توان دریافت که یکى از ریشه هاى ماجراى خونین کربلا، کینه هاى متراکم شده در دل امویان و انتقام آنان از شکست هاى خویش در زمان رسول خدا(صلى اللهعلیه وآله) بود. در واقع، آنان مى خواستند از اسلام و رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) انتقام بگیرند و آن شکست ها را جبران کنند.

--نتیجه گیری--

در دوران کنونی که ما در آن زندگی می کنیم بسیاری از گرفتاری ها که از لحاظ فردی و اجتماعی به ما وارد می شود به خاطر کینه و عداوت هایی هست که افراد نسبت به یکدیگر دارند

-------

اسلام نمی خواهد در میان شیعیان و مسلمانان کمترین حقد و کینه ای وجود داشته باشد

5- امام حسين عليه السلام: إنَّ شيعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوبُهُم مِن كُلِّ غِشٍّ وَغِلٍّ وَدَغَلٍ؛
بى گمان شيعيان ما دل هايشان از هر خيانت، كينه و فريبكارى پاك است.
 (بحارالانوار، ج68، ص156، ح11)

 


6- پيامبر صلى الله عليه و آله: تَهادَوا فَإِنَّها تَذهَبُ بِالضَّغائِنِ؛
به يكديگر هديه بدهيد، زيرا كينه ها را از بين مى برد.
(كافى، ج5، ص 144، ح14)

 

8- امام على عليه السلام: اِحتَمِل أَخاكَ عَلى ما فيهِ وَلاتُكثِرِ العِتابَ، فَإِنَّهُ يورِثُ الضَّغينَةَ؛
برادرت را با همان وضعى كه دارد تحمل كن و زياد سرزنش نكن، زيرا اين كار كينه مى آورد.
(تحف العقول، ص84)

11-پيامبر صلى الله عليه و آله: تَعافَوا تَسقُطِ الضَّغائِنُ بَينَكُم؛
از يكديگر گذشت كنيد، تا كينه هاى ميان شما از بين برود.
(كنزالعمال، ج3، ص373، ح7004)

14- پيامبر صلى الله عليه و آله: الهَدِيَّةُ تُذهِبُ الضَّغائنَ مِن الصُّدورِ؛
هديه دادن، كينه‏ ها را از سينه ‏ها مى‏برد.
(ميزان الحكمة، ح 21200)

در روایات ما نسبت به این رذیله اخلاقی بسیار هشدار داده شده

11-پيامبر صلى الله عليه و آله: تَعافَوا تَسقُطِ الضَّغائِنُ بَينَكُم؛

از يكديگر گذشت كنيد، تا كينه هاى ميان شما از بين برود.

(كنزالعمال، ج3، ص373، ح7004)

3- امام على عليه السلام:  مَنِ اطَّرَحَ الحِقدَ استَراحَ قَلبُهُ وَلُبُّهُ؛
 هر كس كينه را از خود دور كند، قلب و عقلش آسوده گردند.
(غررالحكم، ج5، ص 326، ح8584)

کینه توزی بیشتر خود انسان را اذیت میکند

 

روزی لقمان به فرزندش گفت:

از فردا یک کیسه با خودت بیاور و در آن

به تعداد آدم‌هایی که دوست نداری و از آنان بدت می‌آید پیاز قرار بده!»

روز بعد فرزند همین کار را انجام داد و لقمان گفت: هرجا که می‌روی این کیسه را با خود حمل کن!

فرزندش بعد از چند روز خسته شد و به او شکایت برد که پیازها گندیده و بوی تعفن گرفته است و این بوی تعفن مرا را اذیت می‌کند…

لقمان پاسخ داد :

این شبیه وضعیتی است که تو کینه دیگران را در دل نگه داری. این کینه، قلب و دلت را فاسد می‌کند و بیشتر از همه خودت را اذیت خواهد کرد..!

نمونه اول: فردی

 4- امام على عليه السلام:سَبَبُ الفِتَنِ الحِقدُ؛
علت فتنه ها و آشوب ها كينه توزى است.
(غررالحكم، ج4، ص 121، ح5522)

نمونه دوم: اجتماعی: انقلاب ما تجربه سنگینی به نام فتنه 88 را تجربه کرد طبق برآوردی خسارت چندین هراز میلیاردی بر این مملکت تحمیل کرد، خون ها ریخته شد و ناموس مردم لخت مادر زاد شدند

خوب است بدانید یکی از علت های به وجود آمدن این فتنه، کینه ای بود که یکی از شخصیت های نظام(هاشمی رفسنجانی) از رئیس جمهور وقت(احمدی نژاد) به دل گرفت و بنا را بر این گذاشتند تا به هر نحو شده در دوره بعد این فرد (احمدی نژاد)رئیس جمهور نشود و در نهایت انتخابات را بهانه قرار دادند و این همه خسارت به این مملکت تحمیل شد.

* حتی در خصوص تحریم ها : ما از اول انقلاب تا قبل از سال 88 هم در تحریم بودیم اما گزارش گر بی بی سی به تالار بورس می آمد و می گفت در بحران اقتصادی دنیا ایران مانند یک جزیره امن است

و یا می گفتند این مردم یا تحریم نمی فهمند چیست که اینقدر راحت زندگی می کنند و یا تحریم ها اثر ندارد اما بعد از 88 بر اساس اعترافات خودشان یکی از فرزندان همین آقا به غرب پیام فرستاد و راه های تحریم ایران که تاثیر گذار باشد را یاد داد که تعبیر به تحریم های فلج کننده شد و از آن به بعد شرایط اقتصادی به هم پیچیده شد.

* اما اینکه ریشه این کینه توزی ها در بنی امیه از کجا نشات می گرفت

----روضه ----

بسم الله الرحمن الرحیم

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو

بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو

روز جمعه متعلق است به امام زمان عج الله تعالی فی فرجه. نجوایی داشته باشیم با امام و مولایمان

.--------------

بسکه هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد

دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو

------

آقاجان شرمنده ام تا به حال شیعه خوبی برای شما نبودم و نتونستم برای شما خدمتی بکنم

تا به اینجا که به درد تو نخوردم آقا

هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو

---------

آقاجان التماست می کنیم امام حَیّ ما هستید، به زندگی های ما گره افتاده و گرفتاریم

 

چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من

راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو

سالها می شود از خویش سؤالی دارم

من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو

با حساب دل خود هرچه نوشتم دیدم

من از این زندگیم سود نبردم بی تو

-----------------

آقا جان شاید عمر ما دیگر کفاف دیدن جمال دل آرای شما را ندهد اما یک درخواست داریم

گذری کن به مزارم به خدا محتاجم

من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو

 

ای خواهران؛ امام زمان علیه السلام بیش از هزار سال است که بر مصیبت امام حسین علیه السلام گریه می کنه اما نه گریه معمولی خودش در زیارت ناحیه مقدسه فرموده

فَلَأَنْدُبَنَّكَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً، وَ لَأَبْكِيَنَ‏ عَلَيْكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما

 

(درعوض) صبح وشام برتومویِه میکنم، و به جاى اشک براى توخون گریه میکنم، 

من نمی دانم امام هر صبح و شب کدام یک از مصیبت های عاشورا را مرور می کنند اما بطور حتم یکی از مصائبی که حضرت برای آن زیاد گریه می کند مصیبت طفل شیر خواره امام حسین علیه السلام است . اون لحظه ای که در مقابل دیدگان لشگر علی اصغر را روی دست داشت اما به ناگهان دید دستانش به خون علی گرم شد. نگاه بیندازد ببیند تیر سه شعبه گوش تا گوش علی را بریده است.