بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

 

نکته اول: قرار شد احکام بیماران گفته می شود.

نکته دوم: مراد ما از همه مراجع :نظر حضرت امام خمینى، آیت الله بهجت، میرزا جواد تبریزى ،‌خامنه‌ای، سیستانى، صافى گلپایگانى،فاضل لنکرانى، مکارم شیرازى، نورى همدانى، وحید خراسانى

نکته سوم: هر کسی مراقب نظر مرجع خود باشد

طهارت و نجاست الکل

آیا الکل طبی که برای مصارف پزشکی استفاده در آزمایشگاه ها در تزریقات و مانند آن به‌کار می رود نجس است؟

همه مراجع (به جز بهجت): الکل طبی که در مصارف پزشکی استفاده می‌شود پاک است مگر اینکه یقین داشته باشید از مایع مست کننده تهیه شده است. [289]

آیت‌الله بهجت: تمام الکل‌ها بنا بر احتیاط نجس است، مگر به گونه‌اى به دست بیاید که از ابتدا مسموم کننده باشد نه مست کننده مانند الکل صنعتی.[290]

 

الکل صنعتی

آیا الکل صنعتی که در مصارف مانند رنگ زدن ساختمان، درب، میز، صندلى و... به‌کار می‌رود نجس است؟

همه مراجع (به جز سیستانی): الکل صنعتی که انسان نمی‌داند از چیز مست کننده مایع گرفته شده، پاک است.[291]

آیت‌الله سیستانی: الکل صنعتی پاک‌ است.[292]

تبصره. الکل صنعتى از مایع مست کننده تهیه نمى شود بلکه از گازهاى اتیل و استیل که از فرآورده هاى نفتى است به دست مى آید. این الکل آن قدر غلظتش بالا است که باعث مسمومیت مى شود نه مستى.

 

حرام و حلال بودن نوشیدن الکل

خوردن انواع الکل چه حکمی دارد؟

همه مراجع: آشامیدن شراب، مشروبات الکلی و الکل صنعتی حرام است.[293]

 

داروهای دارای الکل

استفاده از داروهای خوراکی دارای الکل، چه حکمی دارد؟ آیا بین ضرورت و غیر آن تفاوت است؟

همه مراجع: استفاده از داروی خوراکی دارای الکل، که معلوم نیست الکل مخلوط شده در آن از قسم مایع بالاصاله و مست کننده است یا نه، اشکال ندارد. و استفاده از داروی الکل‌دار که می‌داند الکل مخلوط شده در آن از قسم مایع بالاصاله و مست کنندهاست، در صورت ضرورت اشکال ندارد. ولی باید دست و دهان و موضع اصابت دارو را تطهیر کند.[294]

 

استفاده از داروهای غیر خوراکی دارای الکل مانند داروهای پوستی چه حکمی دارد؟

همه مراجع: دارویى غیر خوراکی که الکل در آن به‌کار رفته اگراز الکل پاک در آن استفاده شده پاک می‌باشد همچنین اگر معلوم نیست از کدام الکل در آن استفاده شده آن دارو پاک است و اگر می‌داند آن الکل در اصل مایع و مسکر بوده، آن دارو نجس است اما استفاده از آن دارو اشکال ندارد، ولی باید دست و موضع اصابت دارو را برای نماز تطهیر کند.[295]

بسم الله الرحمن الرحیم

---- متن سخنرانی ----

پیامبر اسلام انقلابی را بنیان نهادند و راه اداره آن را نیز آموزش دادند و حتی جانشین بعد از خود را تعیین کردند اما چه شد که بعد از پنجاه سال فرزند پیامبر خدا را به شهادت رساندند

یکی از عوامل بازگشت جامعه اسلامی به اخلاق و فرهنگ جاهلی بود .

عبد الرّحيم قصير گويد: بامام باقر عليه السّلام عرضكردم: براستى مردم وحشت ميكنند از اينكه ما ميگوئيم: مردم (پس از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله) مرتد شدند (و حاضر نيستند بآسانى اين مطلب را بپذيرند)؟ فرمود: اى عبد الرحيم « إِنَّ النَّاسَ عَادُوا بَعْدَ مَا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَهْلَ جَاهِلِيَّة » همانا مردم پس از رحلت رسول خدا (ص) بدوران جاهليت بازگشتند،

 

اخلاق و رفتارهای ناپسند جاهلی بسیار فراوان بود از جمله اینکه گرفتار >تعصبات جاهلي>غرور و تکبر توانگران>جنگ‏هاي ممتد قبيله‏اي>تبعيت کورکورانه>شرب خمر و فساد در جاهليت

>قساوت و شقاوت>نظام طبقاتي

یکی از مصیبت های دوران جاهلیت که بعد از پیامبر مردم دوباره به آن بازگشتند و باعث شد از حقایق و ارزش های اسلامی فاصله بگیرند >جهل و خرافه‏گرايي بود.

اگر خرافه‏گرایی بر افکار و رفتار جامعه ای حاکم  شود، بي‏ترديد جهل و بي‏خردي سراسر حيات فکري آن جامعه را پر خواهد کرد. بزرگان اقوام و قبايل عرب پيش از اسلام از اين بيماري مزمن رنج مي‏بردند. عرب از اسلام، بيمارگونه از خرافات در ساختار زندگي فردي و اجتماعي رنج مي‏برد.

خرافه واعتقاد به وجود موجودات موهوم و غيرواقعى واعمالى كه ناشى از جهل به علل حوادث و وقايع بود. و نيز اعتقاد به تأثير داشتن برخى از حركات طبيعى و يا اشياء بر زندگى انسانها درميان عرب دوره جاهليّت بسيار رايج بود

قرآن شريف که همه را به تفکر و انديشه فرامي‏خوانده به روشني از اين خرافات پرده برداشته و خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله را به عرب جاهلي اين گونه بيان کرده است: (يَضَعُ عَنْهُمْ اصْرَهُمْ وَالْاغْلالَ الَّتى‏ كانَتْ عَلَيْهمْ)[1] ؛ پيامبر همه زنجريهايي را که با آن (خرافات و سنتهاي غلط جاهلي) عقل و تفکر بشري را پايبند خود ساخته بودند از دست و پاي انسانيت گسسته و پاره ساخت».

رفتار رسول گرامي اسلام را، بيان او، و آيات قرآن تأييد مي‏کرد. نمونه اول: در تاريخ ثبت است که در گذشت ابراهيم - فرزند پيامبر صلي الله عليه و آله - در سن هفت سالگي با خسوف خورشيد مقارن شد. برخي از ياران پيامبر صلي الله عليه و آله پنداشتند که از اين مصيبت خورشيد گرفت. رسول خدا صلي الله عليه و آله با شنيدن اين مطلب برفراز منبر رفته، فرمود: «آفتاب و ماه دو نشانه بزرگ از قدرت بي‏پايان الهي هستند که سر به فرمان او (خدا) دارند، آنها هرگز براي مرگ و زندگي کسي رخ نمي‏گيرند، هر گاه ماه يا خورشيد گرفت، نماز آيات بخوانيد». در اين لحظه آن حضرت از منبر پايين آمد و با مردم نماز آيات گزارد. [2] .

نمونه دوم: نمونه ديگر از مخالفت بارز پيامبر با خرافات را مي‏توان در سن چهار سالگي آن حضرت مشاهده کرد. «حليمه سعديه» مهره‏اي يماني بر گردن پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم انداخت تا از آزار جنيان در امان باشد، محمد صلي الله عليه و آله و سلم به حليمه فرمود: «مهلا يا اماه، فان معي من يخفظني [3] ؛ اي مادر، رها کن، آنکه مرا حفظ مي‏کند همراه من است».

نمونه سوم: فال بد زدن

از صدای یا پریدن کلاغ فال بد بزند

«تـطـيـر» در روايـات در حد شرک شمرده شده است البته در صورتي که انسان ذات پروردگار عـالـم را مـؤثر نداند و پريدن کلاغ را مثلا مؤثر حقيقي بداند، يا آن را هم در کنار اراده ازلي خداوند چـيـزي بداند مؤمن و موحد واقعي، کسي است که در اين نظام هستي، هيچ موجودي را مؤثر نداند و بـدانـد آنـچـه اراده الـهـي به آن تعلق گرفته باشد، همان واقع مي شود روايتي را عامه از رسول خدا (ص) نقل مي کنند که حضرت فرمود: «مـن رجعته الطيرة عن حاجته فقد اشرک قالوا و ما کفارة ذلک يا رسول اللّه؟

قال (ص)، ان يقول احدکم اللهم لا طيرا الا طيرک و لا خير الا خيرک و لا اله غيرک ثم يمضي لحاجته» [1]  هـر کـسـي بـه خاطر فال بد زدن از انجام کارش منصرف شود، مشرک شده است،عرض کردند يا رسـول اللّه! کفاره آن چگونه است؟

فرمود: بگويد: خدايا! فالي نيست مگر از ناحيه تو و خيري نيست مگر از ناحيه تو، و خدايي جز تو نيست، آنگاه به دنبال حاجتش برود».

[1] حياة الحيوان، 1 /665، «طير».

نمونه چهارم:

از جمله خرافه‏هاى عربها اعتقاد به شومى عطسه بود، از اين رو وقتى كسى عطسه مى‏كرد همه دست از كار مى‏كشيدند و با شنيدن عطسه مى‏گفتند: بِكلابى، يعنى شومى عطسه به سگانم بيفتد. اگر دوستى عطسه مى‏كرد مى‏گفتند: طول عمر وجوانى باد، درحالى كه اگرآن را از دشمن مى‏شنيدند مى‏گفتند: به درد كبد و سياه سرفه مبتلا شوى. «1»

اسلام نه تنها عطسه را شوم نمى‏داند، بلكه آن را نعمت خداوند و مايه سلامتى مى‏داند.

امام باقر عليه‏السلام دراين باره فرموده است:

 «نِعْمَ الشَّيْى‏ءُ الْعَطْسَةُّ تَنْفَعُ فِى الْجَسَدِ وَتَذَكِّرُ بِاللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ» «1»

چه چيز خوبى است عطسه كردن، براى بدن سودمند است و خداى عز وجل را هم به ياد مى‏آورد.

عطسه هم براى عطسه كننده و هم براى شنونده در تعاليم اسلام آداب ويژه‏اى دارد.

حضرت امام محمدباقر عليه‏السلام فرمود:

هرگاه مردى عطسه زند دنبالش بگويد: «الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ لا شَريكَ لَهُ» و كسى كه بخواهد جواب بدهد بگويد «يَرْحَمُكَ اللَّه» و چون (شخصى كه عطسه زده) بخواهد جواب او را بدهد بگويد: «يَغْفِرُاللَّهُ لَكَ وَلَنا».

نمونه پنجم: از ديگرخرافه‏هاى دوره جاهليت، اعتقاد به تأثيراجرام فلكى در سرنوشت انسانها بود. اسلام شناخت اجرام آسمانى را تا آنجايى كه جنبه علمى دارد، ستوده است؛ اما تأثير حركات اجرام آسمانى بر زندگى انسانى و نيز سعد و نحس بودن ايام را مردود دانسته است. «3»

 «شبى رسول خدا (ص) با جمعى از اصحاب درنقطه‏اى نشسته بودند. بناگاه ستاره دنباله‏دارى درخشيدن گرفت. پس از طى فاصله‏اى خاموش شد. حضرت روبه‏حاضران كرد و پرسيد: در گذشته (ايام جاهليت) راجع به چنين حادثه‏اى چه عقيده‏اى داشتيد؟ پاسخ دادند: آن را نشان تولّد مولودى عظيم و يامرگ شخصيتى عظيم مى‏دانستيم. حضرت فرمود: اين حادثه نه به‏

مرگ كسى مرتبط است و نه به زندگانى كسى.» «1»

اميرمؤمنان على عليه‏السلام نيز دراين باره استدلال محكمى دارد. هنگامى كه عازم جنگ با خوارج شدند فردى به آن حضرت عرض كرد: در اين هنگام كه حركت مى‏كنى مى‏ترسم به مراد خويش دست نيابى من اين مطلب را از نجوم دريافته‏ام حضرت در پاسخ او فرمود:

 «آيا تو گمان دارى كه انسان را به ساعتى هدايت مى‏كنى كه هرگاه درآن سفر كند بديها از او دفع شود، و از ساعتى مى‏ترسانى كه هرگاه درآن سفر كند ضررى به او برسد؟ پس هر كس تو را تصديق كند قرآن را تكذيب كرده (كه فرموده است: «قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِى السَّمواتِ وَالْارْضِ الْغَيْبَ الَّااللَّهُ» «2» بگو كسانى كه درآسمان و زمين هستند غيب را نمى‏دانند، مگر خدا)، و در رفع مكروه و نيل محبوب از يارى خدا بى نياز شده است، و سزاى گفته تو آن است كه هر كه به فرمانت عمل كند، بايد تو را سپاس گذارد نه پروردگارش را، زيرا تو به گمان خودت آن شخص را به ساعتى راهنمايى كرده‏اى كه در آن به نفعى رسيده و از ضرر ايمن گشته است.

بعد از آن رو به مردم كرده، فرمود:

اى مردم! حذر كنيد از آموختن ستاره شناسى، مگر به اندازه‏اى كه در دريا و صحرا به آن هدايت شويد، زيرا علم نجوم انسان را به كهانت مى‏كشاند. بدانيد منجم مانند كاهن و كاهن مانند ساحر و ساحر همچون كافر و كافر در آتش است. به نام خدا سفر كنيد.» «3»

 

پيامبر «معاذ بن جبل» را براي تبليغ به يمن اعزام کرد و اين گونه او را سفارش فرمود: « وَ أَمِتْ أَمْرَ الْجَاهِلِيَّةِ إِلَّا مَا سَنَّهُ‏ الْإِسْلَامُ‏ وَ أَظْهِرْ أَمْرَ الْإِسْلَامِ كُلَّهُ صَغِيرَهُ وَ كَبِيرَه‏[4] ؛ دستورهاي جاهليت را بميران، مگر آن چه اسلام خود سنت و روش قرار داده است. امر اسلام را آشکار ساز، خواه آن امر کوچک يا بزرگ باشد.» آن حضرت در سرزمين منا، و آخرين حج خود فرمود: « أَلَا وَ كُلُ‏ مَأْثُرَة، تحت قدمي [5] ؛ هر اثر بازمانده از دوران جاهليت زير دوپاي من است». آري، آن بزرگوار هر گونه مراسم، عقايد و عوامل افتخار موهوم در دوران جاهليت را زير پاي خود دانسته تا بي‏ارزش بودن آن را آشکار سازد.

** نتیجه **

متأسفانه همانگونه که امام باقر علیه السلام فرمودند: پس از پيامبر(ص) باورها و ارزش‏هاي الهي رنگ باختند و به تدريج باورها و ارزش‏ها و اعمال جاهلي احيا شدند.

يکي از سياستهاي مهم معاويه براي حکومت بود که با حياي اخلاق زمان جاهلي بر آنها حکومت خود را استمرار مي‏داد.

مسعودي درباره مردم مي‏نويسد: «از منکري اعراض نکرده و معروفي را نمي‏شناختند، رفت و آمدشان به جاي مکتب و مدرسه اغلب نزد شعبده‏بازان افسونگر و قسه سرايان دروغگو بود و اگر اجتماعي داشتند يا آنجا بود که شخصي را شلاق مي‏زدند و يا مردي را دارآويز مي‏نمودند. اسباب تشويقشان به لهويات وکارهاي بيهوده فراهم بود و عموما از برابري بدکار با نيکوکار باکي نداشتند. از الحاق ديندار به کافر واهمه نمي‏کردند و خلاصه همان بودند که علي (ع) فرمود: « َ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ‏ كُلِ‏ نَاعِق‏

...» انسانهاي مذبذب که نه ايمان داشتند و نه بي‏دين بودند مانند شاخه بيد موافق هر بادي مي‏رقصيدند.» [1] .

----

متاسفانه با وجود اینکه 1400 سال از آموزه های اسلام می گذرد هنوز جامعه اسلامی ما گرفتار خرافات است

*تخم مرغ برای چشم زخم (در دل خودش چند گناه کبیره دارد اسرف- سوء ظن به مومن- تهمت)

*نحوست عدد 13 با اینکه بهترین روز 13 رجب است

*خوش شانسی نعل اسب: آیت الله جوادی آملی می فرمودند: این موضوع از دسیسه های بنی امیه بود که 

*اگر مسئولی دیدید سنت های دوران شاه را دارد ترویج می کند بدانید که این شخص دارد مسیر انقلاب اسلامی را به انحطاط می کشاند در زمان شاه جشن های 2500 ساله راه انداختند با انقلاب ارزش های اسلامی احیا شد اما دیدیم در یک دوره ای وزیر ارشاد این مملک به پاسداشت کورش به شیراز رفت و در دوره ای دیگر کتیبه کورش که واقعا هم معلوم نیست برای کورش باشد طی یک مراسم ویژه ای برای بازدید به ایران آورده شد.

یا احیای چهارشنبه سوری

*** روضه ***

السلام علیک یا قاسم بن الحسن یا ابن رسول الله

امروز می خواهیم برویم در خانه یتیم امام حسن علیه السلام

-----

به گوش آيد ز حلق عشق، فرياد

يتيم مجتبي از اسب افتاد

يتيمي آه جان سوزش بلند است

دل عالم برايش دردمند است

----

هر کس که بغضی از امام مجتبی داشت از این فرصت استفاده کرد

هر آن سينه كه بغض مجتبي داشت

در اين سينه به خنجر زخم بگذاشت

-----

غبار به اندامش نشسته

گمانم استخوان‏هايش شكسته

صدا زد از ته دل اي عمو جان!

بيا بر دستگيري از يتيمان

عمو! عهد شهادت با تو بستم

عليّ اكبر دوم من استم

كه گفته گل به باغت جا ندارد؟

كه گفته قاسمت بابا ندارد؟

وقتي كه حضرت قاسم عليه السلام مي خواهد به ميدان برود, امام حسين عليه السلام و حضرت قاسم عليه السلام دست به گردن يكديگر مي اندازند و گريه مي كنند. آن قدر مي گريند تا هر دو بي حال مي شوند. طولي نكشيد كه منظره تغيير كرد. اندكي پيش امام حسين عليه السلام و حضرت قاسم عليه السلام را ديدند در حالي كه دست به گردن يكديگر انداخته بودند; ولي اكنون مي بينند امام حسين عليه السلام , قاسم عليه السلام را در بغل گرفته, اما قاسم دست هايش به پايين افتاده است; چون ديگر جان در بدن ندارد.(96)

دلم خواهد ز سر هوشم بگيري

پدر گونه در آغوشم بگيري

عمو جانم! بيا چشم انتظارم

كه سر بر روي زانويت گذارم