بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین

در ماجرای قیام امام حسین (ع)، عبید الله بن زیاد سران قبایل را با پول فریب داد و مردم عادی را با پول گمراه کرد، عمر سعد در برابر حکومت ری در مقابل سید الشهدا(ع) ایستاد، در حالی که ابا عبدالله (ع) می فرمایند:« یزید من را بین شمشیر(مرگ) و ذلت مخیر کرد، هیهات که من جانب ذلت را بگیرم.» امام حسین(ع) جان و مالش را فدای دین کرد.

سوال اینجاست که کدام ویژگی اخلاقی بر روی این رفتار تاثیر دارد به گونه ای که افرادی مثل عمر سعد حاضر می شوند خود را و دینشان را با سکه و مقام بفروشد اما یکی هم مانند امام حسین علیه السلام حاضر به قبولی ذلت نمی شود و تا آخرین قطره خود در مسیر الهی خود ثابت قدم می ماند؟

این ویژگی اخلاقی بسیار مهم و تاثیرگذار در زندگی انسان ها «عزت نفس» است.

تعریف عزت نفس

عزت در برابر ذلت قرار دارد؛ عزت از ماده «عزز» به معنای سر سخت بودن و نفوذ ناپذیری است. واژه عزت در حوزه انسانی به کسی اطلاق می شود که سرسخت و نفوذ ناپذیر است.

بین انسانی که مغرور و خودخواه است و فردی که بر عقیده خود ایستادگی می کند، تفاوت وجود دارد؛ انسان عزتمند، چیره ناپذیر است و کسی نمی تواند بر او غلبه کند. او کسی است که تسلیم نمی شود اما انسان ذلیل به گونه ای است که همه برروی آن تاثیر می گذارند و به هر ایده اثر گذار که برآن ها وارد شود تاثیر می گیرند.

کسیکه عزت دارد زیر بار ذلت نمی رود و از حق خود کوتاه نمی آید.

بسیاری از تصمیمات فردی، اجتماعی و سیاسی به این خصیصه مهم باز می گردد

یکی از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین عناصر موفقیت و پیروزی در هر جامعه، وجود و تقویت عنصر «عزت نفس» در آن جامعه است. عزت‌نفس اِکسیری طلایی است که وجود آن، جامعه را به‌ سرعت به‌سوی قله‌های کمال و موفقیت سوق می‌دهد و از هرگونه پستی و حقارت باز می‌دارد.

 

عزت حسینی

ويژگي ممتاز ديگري که شخصيت امام‏حسين (ع) را از ديگران امتياز مي‏بخشيد، «حريت، آزادگي، عظمت روح و عزت نفس» آن حضرت بود. روح بزرگ و بزرگوار او مانع مي‏شد که در برابر ظلم و ستم به بندگان خدا تنها نظاره‏گر باشد، بدعتها را در دين خدا مشاهده کند، حاکميت اشرار را بر سرنوشت جامعه ببيند و تحمّل نمايد. روح آزاده و توأم با شجاعت، از آن حضرت شخصيتي ساخته بود که در برابر ظلم و بي‏عدالتي قيام کند، شجاعتي که سرسخت‏ترين دشمنان امام نيز بدان معترف بودند.

عزت امام سبب مي‏شد که اجازه ندهد هيچ زورگو و ستمگري حق او يا ديگري را تضعيف کند. وليد بن عقبة بن ابي‏سفيان والي مدينه در خصوص مالي در «ذي‏مروة» با امام درگيري و قصد پايمال کردن حق امام را داشت، امام به او فرمود: «به خدا سوگند! يا حقّم را عادلانه مي‏پردازي يا شمشيرم را گرفته و در مسجد رسول خدا مي‏ايستم و مردم را به حلف الفضول فرا مي‏خوانم». با شنيدن سخنان امام عده‏اي به کمک امام شتافتند و حاکم مجبور شد حق آن حضرت رابپردازد.[ موسوعه ، ص‏213.] .

روز عاشورا خطاب به نیروهای ابن سعد فرمود: «أَلا إِنَّ الدَّعِیَّ بْنَ الدَّعِیِّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»(۴) این ابن زیاد مرا میان دو گزینه‌ی شمشیر و ذلت قرار داده و دور است از ما ذلت. حضرت این ذلت را برنمی‌گزیند و شمشیر را به مرگ ترجیح می‌دهد.

 

 

 

 

 

بنابراین امام حسین علیه‌السلام نمونۀ کاملی از درس عزت نفس و کرامت نفس است. از مهم‌ترین درس‌های اخلاقی حماسه کربلا، همین عزت نفس بود. امام به بشریت آموخت برای رهایی از اسارت نفس و ذلتِ جان، از جان خود مایه بگذاری. روح به قدری تقدس دارد که ارزش دارد آن را فدای عزت و کرامت نفس کنی؛ لذا امام حسین علیه‌السلام به مثابۀ برترین معلم‌های عالم، در قالب ماجرای قیام خویش، حیات ذلت‌بار در سایه حکومت فاسقان را با کرامت خاندان نبی اکرم صلی الله علیه و آله و شرافت مؤمنان در تضاد قرار داد. چنین نگرشی به زندگی، انسان را در دو راهی شهادت یا ذلت، به سوی عزت شهادت راهنمایی می‌کند. در همین راستا، امام حسین علیه السلام فرمود «اَلْمَوْتُ اَوْلی مِنْ رُکوبِ الْعارِ؛ مرگ از متحمل شدن یک ننگ بالاتر است و نیز فریاد زد یا فرمود «هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ».

اگر می بینید که ملت ما پس از انقلاب اسلامی دست رد به سینه استکبار غرب و شرق می زند و با وجود تمامی سختی های جنگ و تحریم های اقتصادی زیر بار ذلت و کرنش در برابر آمریکا و اروپا نمی رود به این دلیل است که در مکتب امام حسین علیه السلام پاسداری از عزت نفس را آموخته است.

در مقابل اگر می بینید کسی حاضر می شود در ازای دریافت پول و جاه مقام خیانت کند به اسلام و ملت خودش معلوم می شود عزت نفس ندارد.

نقش والدین در تربیت عزت مندانه فرزندان

باید همه والدین به این نکته مهم توجه داشته باشند زندگی آینده بچه‌ها وقتی می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد که عزت نفس در وجود آنها نهادینه شده باشد. چراکه ثبات شاکله وجودی و شخصیتی هر فرد به میزان عزت نفس او ارتباط دارد و هرچه میزان عزت نفس در فرد افزایش یابد، از نظر شخصیتی هم، ثبات و آرامش بیشتری پیدا می‌کند. آن‌چه افراد را در خروج از چالش‌ها و مشکلات کمک می‌کند، چیزی نیست مگر همان عزت نفسی که فرد در خود احساس می‌کند.

از طرفی هر انسانی که ارزش و جایگاهی برای خود قائل نباشد و قدمی در مسیر تقویت عزت ‌نفس خود برنداشته باشد و خود را پست بشمارد، نه ‌تنها برای خود، بلکه برای دیگران نیز می‌تواند آسیب‌زا و خطرآفرین باشد، همچنان که در منابع روایی از امام هادی علیه‌السلام نیز این‌چنین نقل شده است «مَنْ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّهُ؛یعنی کسی که برای خودش شخصیت قائل نیست و نفس خود را پست می‌شمارد، از شر او ایمن نباش.»

 آینده جامعه ما درگرو تربیت نسلی است که اندیشه‌های بلندی داشته باشند و با گام‌های استوار در راستای اهداف والای‌شان قدم بردارند و همه این‌ها میسر نمی‌شود مگر به کمک تربیتی عزتمندانه؛ تربیتی که سبب افزایش کرامت و بزرگی فرزندان می‌شود و مانع از پذیرش هر ذلتی از جانب آنها می‌شود

 

کودکی که بیاموزد رمز موفقیتش در حفظ عزت نفس و تقویت کرامت نفس است، هیچ‌گاه به خود اجازۀ انجام کارهایی بر خلاف شخصیت فطری خود نمی‌دهد؛ از این رو هم برای خود و هم برای خانوادۀ خویش کسب احترام  می‌کند.

یکی از بهترین تعابیری که ارتباط نزدیکی با این برداشت از عزت‌نفس دارد، در بیان امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که فرمود «أَلَا حُرٌّ یَدَعُ هَذِهِ اللُّمَاظَةَ لِأَهْلِهَا إِنَّهُ لَیْسَ لِأَنْفُسِکُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِیعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ آیا آزادمردى نیست که این نیم‌خورده دنیا را به اهل دنیا واگذارد؟ براى وجود شما قیمتى جز بهشت نیست، آن را جز به بهشت نفروشید.»

برای عزتمندشدن همیشه فرصت هست اما هیچ دوره‌ای در ایجاد صفت عزت به اندازه دوران کودکی مهم نیست.

نقش تربیت والدین در عزت حسینی

سوالی که پیش می آید که ریشه‌ عزت نفس حسینی در کجاست؟

اینکه قدرت عزت‌نفس امام حسین(ع) از کجا آمده را خودشان در بیانی، ناشی از دامنی می‌دانند که در آن رشد کرده‌اند که مانع از عمل نادرست می‌شود. این یعنی ریشه عزت نفس را باید در خانواده‌ها پیدا کرد. قطعا خاندان اهل‌بیت با عزت‌ترین افرادی هستند که سبک زندگی‌شان به‌عنوان الگو به‌دست ما رسیده است. حضرت زهرا(س) هم مادر فرزندان معصوم و هم فرزندان غیرمعصوم بودند اما نحوه تربیت ایشان، هرکدام از آنها را در نقش خود بهترین کرد.

در خصوص خود حضرت زهرا(س) می‌بینیم که احساس عزت‌نفس و خودارزشمندی ایشان به آنجا رسیده که در برابر یک فرد نابینا حجاب می‌گیرند و وقتی پدرشان دلیل آن را می‌پرسند می‌گویند: «او مرا نمی‌بیند، من که او را می‌بینم»؛ یعنی ملاک رفتار ایشان جایگاه و احترامی است که برای خود و باورهایشان قائل هستند. با این شیوه تربیت، دیگر بچه‌ها نیازی به تذکر دائمی و توبیخ و تشویق ندارند.

  1. تربیت توحیدی

تربیت توحیدی فرزندان رکن اصلی در عزت افراد است. وقتی فرزندان بر مبنای توحید تربیت شده باشند می بینند که خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:«مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً.هر که خواهان عزت است بداند که عزت همگی از آن خداست» (فاطر، 10). داشتن عزت امری است که از فطرت خداجوی بشر برخواسته است و به عنوان یک نیاز حقیقی، همه به دنبال آن هستند و با داشتنش احساس آرامش می‌کنند. خداوند هم مومنان را توصیه کرده که طالب عزت باشند؛در این‌باره حدیث نورانی از امام صادق علیه‌السلام تقدیم می‌شود که ایشان می‌فرمایند:«إنّ اللَّه فوّض الى المؤمن أمره كلّه، و لم يفوّض اليه أن يكون ذليلا. اَما تَسمَعُ اللَّه يقول عزوجل:وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ؟فالمؤمن يكون عزيزا و لا يكون ذليلا. ثم قال: إنّ المؤمن أعزّ من الجبل، إنّ الجبل يستقلّ منه بالمعاول، و المؤمن لا يستقلّ من دينه شي‏ء. خدا همه امور مؤمن را به خودش تفويض كرده است، ليكن اجازه نداده است كه خوار و ذليل باشد. آيا نشنيدى كه خدا مى‏گويد:عزت مخصوص خدا است و پيامبر و مؤمنان؟؛ اين است كه مؤمن عزيز است و ذليل نخواهد بود. آنگاه فرمودند:مؤمن عزيزتر و نيرومندتر از كوه است؛از كوه با كلنگ مى‏توان چيزى كند، ولى از دين مؤمن هيچ چيز نمى‏توان كاست.»[1]

امام حسین علیه السلام که بر مبنای اعتقاد توحیدی تربیت شده بود در همه حالات ملاک رفتار خود را رضایت خداوند متعال قرار می داد و هرآنچه بر خلاف رضایت او بود را با قاطعیت کنار می زد و اینگونه بود که مزین به عزت الهی شد. و ما نیز در تمامی شئونات خود و تربیت فرزندانمان باید همین موضوع را به آنها بیاموزیم که در هر تصمیمی ملاک را رضایت الهی قرار دهند و هرآنچه بر خلاف آن باشد را دست رد بزنند.

 

  1. محبت فاطمی (سلام الله علیها)

بچه‌هایی که از محبت دیدن سیراب شده‌اند، کمتر برای جلب رضایت دیگران از ارزش‌های خود دست می‌کشند. ابراز محبت کلامی و غیرکلامی در تربیت حضرت زهرا(س) به وفور پیدا می‌شد. حدیث کسا را بخوانید؛ حضرت زهرا کلمات محبت‌آمیزی چون نور دیده‌ام، میوه دلم و... را برای بچه‌های خود به‌کار می‌بردند؛ آن هم به‌صورت یکسان. نوع رفتار و محبت و احترامی که در خانواده برای بچه‌ها وجود دارد به آنها می‌گوید که چه‌کسی هستند و چه نوع رفتاری در‌ شأن آنهاست.

بچه‌ای که با محبت‌های منطقی و رفتار احترام‌آمیز خانواده خود را بشناسد، خود را قابل افتخار کردن می‌داند، بنابراین آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد که اغلب دامن افراد شکست‌خورده و آدم‌های بدون اعتمادبه‌نفس را می‌گیرد از این بچه‌ها دور می‌شود.دقت موشکافانه حضرت زهرا(س) در برنامه‌ریزی برای عزت‌نفس بچه‌هایشان را حتی در نوع لالایی‌های محبت‌آمیز ایشان هم می‌توان پیدا کرد. لالایی یا نغمه‌های مادرانه برای بچه‌های کوچک می‌تواند در قالب جملات با بیانی زیبا و محبت‌آمیز به آنها بگوید که شبیه چه‌کسی باش، بندگی کن و.... این نوع استفاده از محبت، نشان‌دهنده اثرپذیری روح بچه‌ها حتی در نوزادی است.

3-اعتماد به فرزندان و شخصیت دادن به آنها

بچه‌های عزیز و با عزت نیاز به احساس واقعی مفید بودن دارند. یعنی نیاز دارند؛ کارایی داشته باشند. حضرت زهرا(س) برای بچه‌ها شخصیت قائل بودند و اگر قرار بود کار مهم و باارزشی را مثل سرکشی به خانواده شهدا و رسیدگی به آنها انجام دهند، بچه‌ها را به کسی نمی‌سپردند و آنها را هم همراه خود می‌بردند. بچه‌ها دیر یا زود متوجه کارهای با ارزش و مهم پدر و مادر می‌شوند. این کارها به آنها هم احساس خود ارزشمندی می‌دهد. اگر بچه‌ها را دائم در حد بازی‌ها و دوران کودکی نگه دارید، مسیر پخته شدن آنها کند می‌شود.

 

4-الگوی مناسب بودن برای فرزند

اگر شما عزت‌نفس نداشته باشید، رفتارهای شتابزده، مضطرب و کم‌رویی داشته باشید نمی‌توانید الگوی خوبی برای عزت‌نفس بهتر فرزندتان باشید. بچه‌های حضرت زهرا(س) مادری را می‌دیدند که اگر منافع شخصی‌اش لطمه می‌خورد و شاید کنار هم می‌آمد اما از ظلم به دین و مردم مظلوم نمی‌گذشت. تکیه‌گاه عزت نفس این مادر، دارایی‌ها و زیبایی ظاهری نبود. حضرت به رسم قرآن، عزت را مخصوص خدا، رسول و مومنان می‌دانستند پس همه تلاش‌شان برای رشد عزت‌نفس خود و بچه‌هایشان با تلاش برای رشد ایمان همراه بود. ایمان، آدم‌ها را قوی و به آنها برای رسیدن به اهداف خوبشان کمک می‌کند.

واقعیت تلخی که در جامعه مشاهده می شود

با کمال تاسف باید اذعان نمود سبک تربیت فرزندان در دوره جدید سبکی نیست که انسان های قدرتمند و عزتمند تربیت شوند.

اشتباهات تربیتی متعددی از برخی والدین دیده می شود که باعث می شود فرزندان و نسل آینده شیعه نسلی عزتمند تربیت نشوند به عنوان نمونه

*اگر والدین تمامی خواسته های فرزندان را بدون کم و کاست تأمین کنند، انسان هایی ضعیف می شوند و در زندگی عزتمندانه باز می‌مانند.

*یکی دیگر از اشتباهات تربیتی که به‌ طور جدی می‌تواند هویت و خودباوری و عزت‌نفس کودکان را نابود کند، ایجاد وابستگی افراطی به والدین و مربیان است.این امر سبب می‌شود که هیچ گاه توانایی‌های کودکان شکوفا نشده و مهارت‌ها و توانایی‌های روحی، فکری و عملی، رخ خود را به کودکان نشان ندهد. چه بسیار افرادی که به‌ دلیل تضعیف شخصیتشان در دوران کودکی تا پایان عمر برای مواجه شدن با کارهای سخت و تصمیم‌های بزرگ و کارساز روحیه «نمی‌توانم» را در خود پرورش می‌دهند.

 

* گاهی هم متأسفانه شاهد برچسب‌های نادرست به کودکان هستیم؛ کلماتی مثل «بی‌عرضه»، «بیکار»، «خیلی تنبلی»، «بی‌مصرف»، «بی‌سواد»، و ... این‌گونه برچسب‌های منفی که از دوران کودکی به خورد فرزندان و دانش‌آموزدان زده می‌شود، به‌ مرور زمان شخصیت و هویت آنها را لگدمال می‌کند به ‌طوری‌ که این احساس منفی، سوءظن به خود و عدم باورمندی به توانایی‌ها را در وجود آنها روزبه‌روز تقویت می‌کند به‌ طوری‌ که گویی این برچسب‌های غیرمنصفانه جزء ذاتی آنها بوده است.

* باید به کودک حق داد و با او سرسختانه و مانند بزرگسالان رفتار نکرد. اما عده‌ای از خانواده‌ها مانند یک فرد بزرگسال با کودک رفتار می‌کنند؟

باید در نظر داشت سن کودکی باتوجه‌ به اقتضائات روحی، فکری و تجربی، دوران خطا و اشتباه است. در واقع یک کودک در ابتدای طفولیت دائماً به‌واسطه کنجکاوی‌های خود در حال آزمون ‌و خطا است. در این ‌بین، این هنر و مهارت والدین و مربیان است که با سعۀ ‌صدر و مدیریت هوشمندانه می‌بایست مسیر کودکان را برای رسیدن به پیروزی و موفقیت بگشایند. هرگونه برخورد‌های افراطی و سرسختانه و گاهاً تنبیهی می‌تواند مانع بروز خلاقیت و ریسک‌پذیری در آنها شود.

 

* یکی از خطاهای دیگری که والدین یا متربیان مرتکب می‌شوند، مقایسۀ کودک یا نوجوان با سایر همسالان است.

کم نیستند والدینی که دائماً به دنبال مقایسه‌های مذموم و غیرمتعارف فرزندان خود با سایر کودکان هستند. این‌چنین والدینی بدون درنظرگرفتن اقتضائات روحی و فکری فرزند خود، با سرکوفت‌های ناعادلانه و با فراموش‌کردن توانایی و مهارت فرزند خود، دائماً توانایی‌های دیگران را به رخ فرزند خود می‌کشند. این‌چنین رویکرد منفی و نامناسبی، احساس انزجار و عدم تحرک را در فرزندان تقویت می‌کند.

نتیجه نهایی

در یک جمع بندی می توان گفت اگر می خواهیم مزین به ویژگی عزت نفس باشیم باید از شخصیت امام حسین علیه السلام و شیوه تربیتی اهل بیت علیهم السلام الگو بگیریم و از رفتارهایی که از همان ابتدا عزت نفس را در فرزندانمان پایمال می کند پرهیز نماییم.