غیرت دینی عامل یاری رسانی یاران امام حسین علیه السلام به ایشان بود
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین
یکی از عواملی که باعث شد تا یاران امام حسین علیه السلام به ایشان بپیوندند وجود صفت غیرت دینی در آنها بود
آقا امام حسین علیه السلام در نامه ای که برای حبیب ابن مظاهر می نویسد خطاب به ایشان می نویسد:
مِنَ الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ بنِ أبي طالبٍ إلى الرَّجُلِ الفَقيهِ حَبيبِ بنِ مُظاهِر:
أمَّا بعدُ يا حبيب؛ فَأنتَ تَعلَمُ قَرابَتَنا مِن رَسولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله، وَأنتَ أَعرَفُ بِنا من غَيْرِكَ، وأنتَ ذُو شيمَةٍ وغَيْرَةٍ، فَلا تَبخَل عَلَينا بِنَفسِكَ، يُجازيكَ جَدِّي رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَومَ القِيامَةِ.( مكاتيب الأئمة عليهم السلام ؛ ج3 ؛ ص145)
از حسین بن على به مرد فقیه، حبیب بن مظاهر. اى حبیب! قرابت ما را با پیامبر صلی الله علیه و آله مىدانى و تو بهتر از دیگران ما را مىشناسى و شخص آزادمرد و غیرتمندى هستى. از جان خود بر ما مضایقه مکن، رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت پاداش آن را به تو خواهد داد.
غيرت در دين
مرحوم ملااحمد نراقی نویسنده معراج السعاده در خصوص غیرت دینی می فرماید:
اما غيرت و حميت در دين، آن است كه: سعى كند در رد بدعت كسى كه در دين بدعت نهد، و اهانت كسى كه به دين اهانت رساند. و دفع ادعاى باطل كنندگان دين. و رد شبهه منكرين. و كشتن كسانى كه از دين برگردند، يا اينكه ضرورى دين را انكار نمايند. و در ترويج احكام دين، جدّ و جهد لازمه را به عمل آورد. و در نشر مسائل حرام و حلال، نهايت مبالغه را بكند. و در امر به معروف و نهى از منكر مسامحه نكند.
و با كسانى كه مجاهر به معصيتاند بىضرورت، مداهنه و دوستى نكند. و با ضرورت هم در دل بر ايشان غضبناك باشد.
نمونه هایی از غیرت دینی
غیرت دینی علمای نجف
جرجی زیدان (م 1914) در کتاب مشهور خود «تاریخ آداب اللغة العربیة» در مورد شیعه چنین نوشت: شیعه طایفهای بود کوچک و آثار قابل اعتنایی نداشت و اکنون شیعهای در دنیا وجود ندارد، این شد که شیخ آقا بزرگ تهرانی(م1389) و دو همردیف و دوست علمیش، سید حسن صدر (م1354) و شیخ محمد کاشف الغطاء (م 1373) هم پیمان شدند تا هر یک در باب معرفی شیعه و فرهنگ غنی تشیع کاری را بر عهده گیرند و به این صورت پاسخ سخن جرجی زیدان را بدهند. بر پایه این پیمان قرار شد علامه سید حسن صدر با نگارش کتابی سهم شیعه در تأسیس و تکمیل علوم اسلامی را نشان دهد که با نگارش کتاب «تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام» این کار را انجام داد. این کتاب در 445 صفحه در سال 1370 ه.ق چاپ شد.
علامه شیخ محمد حسین کاشف الغطاء نیز متعهد شد کتاب «تاریخ آداب اللغة» جرجی زیدان را نقد کند که این کار را کرد و در جزء دوم کتاب "النقود والردود" یا "المراجعات الریحانیه" چهار جلد کتاب جرجی زیدان را نقد علمی نمود.
از این بین شیخ آقا بزرگ تهرانی مأمور شد فهرستی برای تالیفات شیعه بنویسد که حاصل آن کتاب الذریعة إلی تصانیف الشیعه شد. این اثر 29 جلدی در 11554 صفحه، 55095 کتاب و رساله از شیعه را از صدر اسلام تا زمان زندگی مولف معرفی می کند.
الذَریعَة الی تَصانیف الشیعة مشهور به الذریعة بزرگترین و مهمترین دایرةالمعارف کتابشناسی شیعه به زبان عربی نوشته آقابزرگ تهرانی است. این مجموعه ۲۵ جلدی به صورت الفبایی تدوین شده، شامل بیش از یازده هزار صفحه است و در آن بیش از ۵۳ هزار کتاب تألیفی و ترجمه از علمای شیعه در موضوعهای گوناگون معرفی شده است.
چاپ و نشر این مجموعه در قم و نجف بیش از ۴۰ سال طول کشید و چند جلد آن بعد از درگذشت مؤلف منتشر شد.
غیرت دینی امام خمینی ره
علی اکبر حکمی زاده در دوران سلطنت رضا شاه به مانند برخی از نویسندگان و اهل منبر و اهل قلم ، متاثر از تجدد و نوگرایی ، شعار اصلاح دین را سر داد و کتاب اسرار هزار ساله را نوشت. حکمیزاده تلاش کرد با مطرح کردن پرسشهایی پیشوایان دینی و نویسندگان را به پاسخگویی دعوت کند. در پایان کتاب سیزده سوال در باره دین و عملکرد آن مطرح کرد.سوالاتی مانند : معنای شرک و ربط دادن آن به سجده و ساخت گنبد وبارگاه؛ چرا از اصل امامت در قران مطلبی قید نشده ؛ سوال و مناقشه در باره استخاره؛ تبعات ناشی از ظلمه دانستن حکومت؛ چگونگی پرداخت زکات؛ احادیثی که با عقل سازگاری ندارند؛ علت بی علاقگی مردم به دین؛ موضوع ولایت و نیابت مجتهدان از سوی امام زمان(عج) و ...
امام خمینی کتاب کشف اسرار را در پاسخ به این کتاب و در شش گفتار توحید، امامت، روحانی، حکومت، قانون و حدیث در شصت روز نوشت.
مرحوم نراقی غیرت را منحصر در غیرت دینی نمی داند و برای غیرت سه نوع دیگر را بر می شمارد که یکی از آنها غیرت در اولاد و تربیت آن است.
غيرت در اولاد و تربيت آن
ایشان در توضیح این نوع غیرت گفته اند و اما مقتضاى غيرت بر اولاد، آن است كه: در ابتداى امر، مراقب احوال او باشى. و از براى پرستارى و شيردادن او زنى صاحب عفت و صلاح معين نمائى. و غذاى او را از حلال مهيّا سازى، زيرا كه طفلى كه گوشت او از شيرى كه از غذاى حرام به هم رسيده متكوّن شود طبع او خبيث مىشود، و طينت او از خباثت سرشته مىگردد. و چون به سرحد تميز رسد بايد او را از آداب نيكان بياموزى. و آداب خوردن و گفتن و نشستن و برخاستن و غير اينها به او ياد دهى.
و بايد او را از همنشين بد، نهايت محافظت را كنى، كه اصل ادب همين است. و بترسانى او را از اينكه از اطفال يا مردان چيزى بگيرد. و به او بفهمانى كه بزرگى در عطا و بخشش است، و در گرفتن، خوارى و ذلت است، و دأب سگان است كه در انتظار لقمهاى دم خود را مىجنبانند و تملق و چاپلوسى مىكنند.
و بايد او را به معلمى متدين دانا داد كه او را قرآن بياموزد، و حكايات نيكان را به او بخواند. و از سخنان لغو او را منع كند.
و دختر را نيز بايد مانند پسر تربيت داد، مگر در چيزهائى كه تفاوت ميان پسر و دختر است. پس بايد او را پرده نشينى و حيا و حجاب و عفت و امثال اينها آموخت.
و بعد از آنكه اين آداب را به فرزند آموخت ملاحظه كند كه قابليت و استعداد كدام علم و صنعت را دارد، پس او را به آموختن آن بدارد و نگذارد كه مشغول امرى شود كه استعداد آن را ندارد تا عمر او ضايع نگردد.
غيرت در مال
و اما غيرت در مال، آن است كه: بدانى كه هر كس مادامى كه در دار دنياست به مال محتاج، و تحصيل آخرت به آن موقوف است، زيرا كه كه معرفت و طاعت، به بقاء بدن و حيات منوط، و بقاء آنها به غذا و قوت مربوط است.
پس عاقل بايد كه بعد از آنكه از مداخل حلال، تحصيل آن را نمود، سعى در محافظت آن كند، به اين نحو كه بىمصرف آن را خرج نكند. و به مصرفى كه فايده اخروى يا دنيوى ندارد نرساند. و به غير مستحق ندهد. و به ريا و مفاخرت بر باد ندهد. و به خودنمائى و خود فروشى خرج نكند. و از دزدان و اهل خيانت آن را محافظت كند.
و تا تواند ظلمه را بر آن مسلط نسازد. و تمكين ايشان در بردن مالش ندهد. و غير از اينها از مصارفى كه شرعا رجحانى نداشته باشد. و عوض آن از براى آن در دنيا و آخرت نيست. بلكه مقتضاى غيرت آن است كه: تا خود زنده است اموال خود را به مصرفى رساند كه فايدهاش به خودش عايد شود. و از براى وارث نگذارد مگر آنكه او را فرزند خلفى باشد كه از جمله اخيار بوده باشد، كه وجود او نيز به منزله وجود خود اوست و در ثواب او شريك است.
غیرت در ناموس
چهارمین نوع از انواع غیرت که مشهورترین نوع غیرت نیز هست غیرت در ناموس است. که متاسفانه طی سالهای اخیر تلاش های بسیار زیادی صورت می گیرد تا این موضوع از جامعه ما رخ بربندد.
مثل زمانیکه که هشتک می زندند #من_ناموس_کسی_نیستم
و اما غيرت در ناموس آن است که مراقبت شود تا گرفتار فساد نشده و از دسترس نامحرمان در امان باشد.
غیرت حضرت علی علیه السلام
امام امیرالمؤمنین علی(ع) در زمان حکومتشان، وقتی از مدینه به کوفه آمدند و آنجا را مرکز قرار دادند، وضع جامعه را مناسب با اسلام ندیدند. روزی ضمن یکی از خطاباتشان فرمودند:
« يا أهلَ العِراقِ ، نُبِّئتُ أنَّ نِساءَكُم يُدافِعنَ الرِّجالَ فِي الطَّريقِ ، أما تَستَحيونَ ؟ ! »؛ ای اهل عراق! به من خبر رسیده که زنانتان در گذرگاهها با مردان برخورد میکنند آیا حیا نمیکنید؟!
در حدیث دیگری از آن حضرت نقل شده که فرمودند: « أَ مَا تَسْتَحْيُونَ وَ لاَ تَغَارُونَ نِسَاءَكُمْ يَخْرُجْنَ إِلَى اَلْأَسْوَاقِ وَ يُزَاحِمْنَ اَلْعُلُوجَ .»؛ آیا شرم نمیکنید و غیرت نمیورزید که زنانتان به بازارها میروند و با مردان برخورد میکنند.
تازه آن دوران بحث کشف حجاب و بدحجابی و بدپوششی زنان و دختران مطرح نبود.
در روایتی از پیامبر عظیم الشان اسلام راجع به مردان بی غیرت می خوانیم
وَ قَالَ ص ... أَيُّمَا رَجُلٍ رَضِيَ بِتَزَيُّنِ امْرَأَتِهِ وَ تَخْرُجَ مِنْ بَابِ دَارِهَا فَهُوَ دَيُّوثٌ وَ لَا يَأْثَمُ مَنْ يُسَمِّيهِ دَيُّوثاً وَ الْمَرْأَةُ إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَابِ دَارِهَا مُتَزَيِّنَةً مُتَعَطِّرَةً وَ الزَّوْجُ بِذَاكَ رَاضٍ بُنِيَ لِزَوْجِهَا بِكُلِّ قَدَمٍ بَيْتٌ فِي النَّارِ ( جامع الأخبار(للشعيري)، ص: 158)
هر مردى كه راضى است همسرش خود را بيارايد و از خانه بيرون برود ، آن مرد ، ديّوث است ، و هر كه او را ديّوث بنامد ، گناه نكرده است . هر گاه زن ، آرايش كنان و عطرزنان ، از خانه اش خارج شود و شوهرش به اين كارِ او راضى باشد ، به ازاى هر قدمى كه بر مى دارد ، براى شوهر او ، خانه اى در جهنّم بنا مى شود .
مردان غيرتمند براى حفظ حريم ناموس خود بايد به نكات زير توجه نمايند:
1. بايد حريم محرم و نامحرم را پاس دارند و از اختلاط محرم و نامحرم جلوگيرى كنند.
2. نگذارند همسرشان با لباسهاى نامناسب در برابر نامحرمان ظاهر شوند.
3. با هر كسى معاشرت و ارتباط خانوادگى بر قرار نكنند، اى بسا افرادى كه با نقاب دوستى به دنبال ناموس انسان باشند، بايد رفت و آمدها كنترل شود.
4. مرد غيرتمند نمىگذارد دختر و همسرش كارى براى خود برگزينند كه براى عفّت و حيايشان خطر آفرين باشد؛ به ويژه مسئولان برخى از مراكز
كار به گونهاى سعى مىكنند به طرف مقابل بفهمانند، اگر پايبند به مسائل دينى است، او را نمىخواهند. در يكى از آگهىها آمده بود: ما كسى را براى كار مىخواهيم كه در يك فضاى عاطفى بتواند كار كند، فضايى كه با هم صميمى باشند و محبت كنند؟!
5. مرد غيرتمند، نبايد همسرش را با آرايشهاى آن چنانى بيرون ببرد.
6. شوهر نبايد در برابر بد حجابى و ولنگارى همسرش بى تفاوت باشد.
7. مرد غيرتمند سعى مىكند محيطى را براى زندگى خود انتخاب كند كه به پاكى و عفّت همسرش كمك كند.
8. مرد غيرتمند نبايد مسائل ناموسى و شخصى خود را با ديگران مطرح سازد. حتى بايد لباس و و سائل شخصى همسرش را از ديد نامحرمان محفوظ دارد. هستند كسانى كه فيلم و آلبوم عكسهاى آن چنانى ناموس خود را در برابر ديد نامحرمان قرار مىدهند.
9. از دوستى با افراد نا باب و كسانى كه چشم و دل پاكى نسبت به ناموس مسلمانان ندارند، بپرهيزيد كه آنها اگر فرصتى پيدا كنند؛ اول به ناموس خود شما خيانت خواهند كرد. بدانيد كه تأثير همنشينى با دوستان در ايام جوانى بر روى اخلاق شما بسيار زياد است. سعى كنيد باكسانى رفاقت نماييد كه حس غيرت و حميت ملّى و مذهبى را در شما زنده كنند. چنين دوستانى از ناموس شما مانند ناموس خود دفاع خواهند كرد.
10. انسان غيرتمند هرگز راضى نمىشود كه زن و فرزندش فيلمهاى آنچنانى ببينند و در مقابل نامحرمها بدون پوشش ظاهر شوند.
11. فرد با غيرت مشخصات و اسرار همسر و ناموس خود را به ديگران نمىگويد؛ تا چه رسد به اين كه او را در معرض ديد نامحرمان قرار دهد مانند تالارهاى عروسى، پخش فيلمهاى مراسم عروسى و ....
12. لازم است غيرت با دور انديشى، تأمل، صبر و مشورت با ديگران همراه بشود وگرنه چه بسا نتيجه نامطلوبى خواهد داشت. (غيرتمندى و آسيب ها، محمود اکبری)
غیرت بی جا
و مخفى نماند كه: صفت غيرت اگر چه خوب، و در نظر شرع و عقل مستحسن و مرغوب است، اما بايد كه به حد افراط نرسد و آدمى به نحوى نشود كه بىسبب به اهل خود بدگمان، و بر ايشان تنگ بگيرد، و در صدد تجسس باطن ايشان برآيد، زيرا كه همچنان كه در حديث وارد شده است كه: «زن مانند استخوان كجى است، اگر بخواهى او را راست كنى مىشكند».«» و از حضرت پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - مروى است كه: «بعضى از انواع غيرت است كه خدا و رسول آن را دشمن دارند و آن اين است كه: مرد بىجهت بر اهل خود غيرت نمايد».«» و بالجمله مبالغه در تفحص و تفتيش از احوال اهل و حرم خود نمودن نالايق، و با طريقه شريعت موافق نيست، زيرا كه در اين وقت مرد، از ظن بد خالى نخواهد بود، و آن شرعا مذموم است - چنانكه مذكور خواهد شد.
همانگونه كه گفتيم، غيرت به معناى صحيح، يعنى انسان بر ناموس خود نظارت داشته باشد و آن را كنترل كند، ولى معناى آن اين نيست كه سوء ظن داشته باشد وبا هر بهانه جزئى و مشكوك، زن را در فشار و منگنه قرار دهد، همانگونه كه در هر كارى، اعتدال آن خوب است، در اين مورد نيز راه اعتدال را بر گزيند.
افراط در هر كارى نه تنها كارساز نيست، بلكه نتيجه معكوس دارد. از اينرو، در روايات اسلامى از حسّاسيت و سوء ظنّ و غيرت بىجا نهى شده است.
على عليه السلام در قسمتى از نامه خود به امام حسن عليه السلام مىفرمايد:
... ايَّاك و التَّغايُرَ فى غَير مَوضِعِ غَيرَةٍ، فَانَّ ذلِكَ يَدعُوا الصَّحيحَةَ الى السَّقَمِ و البَريئَةَ الىَ الرَّيْبِ «2»
... بپرهيز از اينكه در غير موردش، غيرت ورزى كنى، زيرا غيرت بىجا، زنان پاك را به ناپاكى و بى گناهان را به آلودگى سوق مىدهد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
لا غَيْرةَ فِى الحَلال «1»
در امور حلال، غيرت ورزيدن، بى مورد است.
على عليه السلام فرمود:
غيرت بر دو گونه است: غيرت خوب كه مرد با داشتن آن، اصلاح كار كسانش مىكند و غيرتى كه با داشتن آن وارد آتش مىگردد. «3»
على عليه السلام فرمود:
غيرت زياد درباره كسانت به خرج مده كه منسوب به بد رفتار گردى و اما غيرت ممدوح را ناگزير بايد داشته باشى. «4»
به چند نمونه از موارد غيرت منفى اشاره مىشود:
1. يكى از مصاديق غيرت منفى مسئله «وئاد» (زنده به گور كردن دختران) است كه از سنتهاى دوران جاهليت بود. اعراب جاهلى به دليل فقر شديد، عدم توجه به ارزش زن به عنوان يك انسان، همچنين اين فكر كه در جنگهاى قبيلهاى، ممكن بود دختران به اسارت بيگانگان در آيند و به اصطلاح نواميس آنها به دست بيگانگان بيفتد و از اين راه لكه ننگى بر دامنشان بنشيند دخترانشان را زنده به گور مىكردند.
آنان زنده به گور كردن دختران خود را سند افتخار مىدانستند و آن را به عنوان حمايت از ناموس و حفظ حيثيت و آبروى قبيله مدح و تمجيد مىكردند. «1»
2. بعضى از والدين از رابطه دخترشان با نامزد شرعىاش جلوگيرى مىكنند و اين كارشان موجب دلسردى و ناراحتى دو نامزد مىشود.
به چنين پدران و مادران بايد گفت: اگر شما اين داماد را پسنديدهايد و به او اعتماد داريد و با رضايت و شناخت كافى او را پذيرفتهايد و او را همسرى شايسته براى دخترتان مىدانيد، ديگر جايى براى نگرانى و ممانعت از ملاقات آنان وجود ندارد؛ اما اگر از او شناخت لازم را نداريد و او را نپسنديدهايد و به او اعتماد نداريد؛ پس چرا دخترتان را به عقد او در آوردهايد.
اين جوان الآن داماد شما و شوهر شرعى و قانونى دخترتان است و هيچ فرقى بين دوران نامزدى و بعد از عروسى وجود ندارد.
3. يكى ديگر از موارد غيرت منفى، مخالفت خانوادهها با ازدواج مجدّد زنان و مردان بيوه است و ازدواج نكردن را نوعى وفادارى به همسر مىدانند.
با اين كه از نظر شرعى مانعى ندارد.
وَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ خَطَبَ أُمَّ سَلَمَةَ وَ قَدْ كَانَ خَطَبَهَا عُثْمَانُ بْنُ عَفَّانَ وَ طَلْحَةُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ فَأَرْسَلَتْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص تَقُولُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي امْرَأَةٌ مُسِنَّةٌ وَ إِنَّ لِي عِيَالًا وَ إِنِّي شَدِيدَةُ الْغَيْرَةِ فَقَالَ ص أَمَّا قَوْلُكِ إِنَّكِ مُسِنَّةٌ فَأَنَا أَسَنُّ مِنْكَ وَ أَمَّا قَوْلُكِ إِنَّ لَكِ عِيَالًا فَعِيَالُكِ فِي عِيَالِ رَسُولِ اللَّهِ وَ أَمَّا الْغَيْرَةُ فَسَوْفَ أَدْعُو اللَّهَ أَنْ يَدْفَعُهَا عَنْكِ ...
بعد از شهادت شوهر ام سلمه کسانی همچون عثمان و طلحه از او خواستگاری کرده بودند. پیامبر خدا وقتی از ام سلمه خواستگاری کرد ایشان به پیامبر صل الله علیه و آله گفتند که سن و سالی از من گذشته و فرزندانی دارم و غیرتم زیاد است (شاید منظور همان غیرت نسبت به همسر قبلی که اجازه نمی دهد با دیگری ازدواج کنم) که پیامبر در پاسخ وی فرمودند در خصوص سن و سال که گفتی مسن هستی سن من از شما بیشتر است و در خصوص عیال و فرزند دار بودن من هم فرزند دارم و در خصوص غیرت نیز دعا می کنم تا این غیرت از تو دفع شود.
در جمع بندی پایان عرایض باید بگوییم که غیرت از صفات ویژه مردان خداست که هم در حوزه دینی، اقتصادی و خانوادگی باعث سعادت دنیوی و اخروی انسان می گردد و وجود همین صفت پسندیده در یاران امام حسین علیه السلام بود که باعث شد به یاری فرزند رسول خدا بشتابند تا با کمک امام حسین علیه السلام دین خدا را یاری نمایند.